userinfo close

  ,

دهكده ی سبز رویایی


dreamagreenvilage

تاسیس: 19 خرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: نیاز آدمی - معاونان
اینجا میتونی خلوت کنی و به رویاهات فکر کنی!میتونی در مورد رویا هات با بقیه صحبت کنی و از رویاهای بقیه رو هم بدونی!
 
ااااااا   آیدا   ااااااا   , ruhebaran

بنویس مار ( حکایت )

حکایت 

 
روستایی بود دور افتاده كه مردم ساده دل و بی سوادی در آن سكونت داشتند. مردی
شیاد از ساده لوحی آنان استفاده كرده و بر آنان به نوعی حكومت می كرد. برحسب
اتفاق گذر یك معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغلكاری های شیاد شد و او را
نصیحت كرد كه از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا می كند. اما مرد شیاد
نپذیرفت. بعد از اتمام حجت٬ معلم با مردم روستا از فریبكاری های شیاد سخن گفت و
نسبت به حقه های او هشدار داد. بعد از كلی مشاجره بین معلم و شیاد قرار بر این
شد كه فردا در میدان روستا معلم و مرد شیاد مسابقه بدهند تا معلوم شود كدامیك
باسواد و كدامیك بی سواد هستند. در روز موعود همه مردم روستا در میدان ده گرد
آمده بودند تا ببینند آخر كار، چه می شود.

شیاد به معلم گفت: بنویس
مار   
معلم نوشت: مار
نوبت شیاد كه رسید شكل مار را روی خاك كشید.
و به مردم گفت: شما خود قضاوت كنید كدامیك از اینها مار است؟
مردم كه سواد نداشتند
متوجه نوشته مار نشدند اما همه شكل مار را شناختند و به
جان معلم افتادند تا می توانستند او را كتك زدند و از روستا بیرون راندند.

 
شرح حكایت :

اگر می خواهیم بر دیگران تأثیر بگذاریم یا آنها را با خود همراه كنیم.

بهتر است با زبان، رویكرد و نگرش خود آنها، با آنها سخن گفته و رفتار كنیم.

همیشه نمیتوانیم با اصول و چارچوب فكری خود دیگران را مدیریت كنیم.

باید افكار و مقاصد خود را به زبان فرهنگ، نگرش، اعتقادات، آداب و رسوم و پیشینه آنان ترجمه كرد و به آنها داد.

99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.