عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
7 اردیبهشت 1391 | |
|
2
|
3 اردیبهشت 1391 | |
|
3
|
3 اردیبهشت 1391 | |
|
4
|
1 اسفند 1390 | |
|
5
|
1 اسفند 1390 | |
|
6
|
24 بهمن 1390 | |
|
7
|
20 بهمن 1390 | |
|
8
|
10 بهمن 1390 | |
|
9
|
10 بهمن 1390 | |
|
10
|
10 بهمن 1390 |
سید شهاب غدیری - 18:18 1390/10/27
سیستم عامل اسلام برترین و ماندگار است
وظیفه دانشجوی منتظر در عصر غیبت و
تكلیفی كه بر دوش اوست، از جمله سوال هایی است كه از ابتدای ورود به
دانشگاه در ذهن دانشجویان به عنوان افراد تأثیرگذار حتی در محیط كوچك
پیرامونی خود، نقش می بندد. در شرایط كنونی و با توجه به موج بیداری اسلامی
كه سراسر منطقه و حتی دنیا را دربرگرفته است، این سوال در اذهان پررنگ تر
می شود. در این راستا نشستی با عنوان «دانشجوی منتظر و رسالت نظام سازی و
الگوسازی» در دانشگاه شهیدبهشتی برگزار شد كه در آن آقای حسن عباسی به بیان
دیدگاه های خود در این زمینه پرداخت.
آنچه در پی می آید گزارش این نشست به نقل از خبرگزاری دانشجو است :
عباسی با طرح این سوال كه اگر حضرت بین ماست، پس چگونه و از كدام سمت به سوی ایشان برویم؟ گفت: رفتن به سوی حضرت حجت از جهت «شدن و صیرورت» است و مبنای صیرورت، این آیه قرآن است كه می فرماید: «ان الله لایغیر ما به قوم حتی یغیروا ما بأنفسهم»؛ در هیچ قومی تغییر ایجاد نمی كنیم، مگر اینكه در نفس خودشان تغییر ایجاد كنند.
عباسی با بیان اینكه در چنین فضا و چارچوبی كه اولا حضرت جایی نرفته است كه بخواهد بیاید و ما منتظر ظهور ایشان هستیم نه منتظر آمدنش و ثانیا حضرت منتظر ماست، البته نه منتظر جسم ما، بلكه نفس ما در آن صیرورت و شدن باید به مرحله ای برسد كه آماده تغییری باشد كه خدا وعده داده است، امروز در بخش های مختلف جهان اسلام این حركات رقم خورده است؛ مردم ایران، لبنان و فلسطین تلاش های گسترده ای در این زمینه كرده اند و بخشی از آنچه را كه حضرت مد نظر داشتند، محقق كرده ایم و نتیجه اش این است كه اكنون به نقطه ای رسیده ایم كه اگر هر گروه از ما یك گام دیگر از نظر تحول انفسی به سمت حضرت برود، اتفاقات عجیبی رخ می دهد.
تاریخ انقضای نظام های غرب فرا رسیده است
وی در ادامه با اشاره به بحث هایی كه رهبر انقلاب در مورد نظام سازی ایراد فرموده اند، گفت: یك نكته كلیدی كه دغدغه رهبر است و امروز زمان آن است كه انجام شود، این است كه سیستم عامل كامپیوتر جهان ویروس گرفته است و آنچه تحت عنوان لیبرالیسم مطرح بود، ویروسی شده است و باید كامپیوترهای اداره جهان برداشته شود.
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز با بیان این مطلب كه دو نظام شناخته شده در 150 سال گذشته یعنی ماركسیسم و لیبرالیسم، اقتصاد، سیاست، فرهنگ، بهداشت و درمان و همه چیز جهان را اداره می كردند، گفت: ویندوز موسوم به لیبرالیسم ویروسی شده كه قبل از آن نیز ماركسیسم ویروسی شده و كنار گذاشته شده بود؛ امروز بشر با یك خلا نرم افزاری یا همان خلا سیستم عامل روبه روست.
عباسی ادامه داد: همان گونه كه اگر سیستم عامل كامپیوتر دچار مشكل بشود، نمی توان از آن استفاده كرد، امروز نظام عمومی جامعه بشری هم با چنین مشكلی روبه روست. ایران 75 میلیون جمعیت دارد و جهان هفت میلیارد نفر؛ این 75 میلیون و این هفت میلیارد سیستم عامل می خواهند كه چگونگی اقتصاد، سیاست، فرهنگ، بهداشت و درمان را تعیین كند.
وی با تاكید بر كنار گذاشته شدن ماركسیسم و لیبرالیسم گفت: مسئله ما نقد غرب نیست، از این گونه حرف ها گذشته ایم؛ امروز نظام سازی یعنی بحث رسالت دانشجوی مسلمان در زمینه سازی برای بسط مهدویت و «شدن و صیرورت»، دغدغه ماست.
غرب را باید درست شناخت
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز در ادامه با اشاره به جنایتی كه در نظام معرفتی- فكری و فرهنگی بعد از انقلاب در دانشگاه های ما صورت گرفت، گفت: بعد از انقلاب اگر می گفتی غرب، می گفتند غرب یعنی كانت، هگل، افلاطون، ارسطو و فیلسوف ها را نشان می دادند.
عباسی ادامه داد: اگر غرب یعنی فلاسفه غربی، آیا به این فكر كرده ا ید كه اگر كریستف كلمب در غرب نبود تا جایی كه الان اسمش آمریكاست را كشف كند، غربیان از گرسنگی همدیگر را در اروپا خورده بودند؟ آیا به این فكر كرد ه اید كه اگر مثلا تاسمانی نبود كه استرالیا را كشف كند و غربیان بروند و پوست مردم بومی آنجا را بكنند، این ها تا الان از گرسنگی همدیگر را در اروپا خورده بودند؟
وی در ادامه افزود: آیا به این فكر كردید كه انگلیس یك ششم ایران خاك دارد و الان جمعیتش اندازه ایران است؟ ولی جمعیت انگلیسی های بیرون خاك انگلیس حدود 300 میلیون نفر است؟ یعنی سرزمین آقای جان لاك. اگر همین جمعیت امروز كره زمین در درون خاك انگلیسی كه یك ششم ایران است مانده بودند حتما تا حالا از گرسنگی خودشان را خورده بودند؟ و اصلا كسی فكر نمی كرد كه باید تفكر فلسفی و چه و چه را رقم بزند.
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز گفت: آیا به این اندیشیده اید كه اساسا مالتوس وقتی نظریه جمعیتش را می گوید كه جمعیت هر چند سال دو برابر می شود، ولی سرزمین ها دو برابر نمی شود، كسی این قطعه دوم نظریه مالتوس كه به ملكه انگلستان داده شد كه ما باید سرزمین گشایی كنیم ، باید برویم سرزمین های دیگر را بگیریم كه سرریز جمعیت مان به آنجا برود را نمی داند؟
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز گفت: در دوره اخیر جهت گیری غرب شناسی به این سمت رفته است كه همه بورس وال استریت را بشناسید، چرا در 1500 شهر ایالت متحده مردم برای اعتراض، وال استریت را اشغال می كنند؟
وی ادامه داد: در دو فیلم سینمایی كه الیور استون در سال 1987 بیست و سه سال پیش برای شناساندن وال استریت ساخت، تحت عنوان «وال استریت و پول هرگز نمی خوابد» مناسبات درون وال استریت را به سادگی نشان داد و در سال 2010 قسمت دوم این فیلم را ساخت و در آن مناسبات و روابطی را كه درون وال استریت وجود داشت، روشن كرد.
عباسی در ادامه تاكید كرد: در كلاس های دانشگاه ها می گویند كه در درون غرب مشكلاتی به وجود آمده، غرب اصطلاحا می خواهد خود را ریكاوری و بازیابی كند، نگران نباشید.
بنیانگذاری نظامی جدید مبتنی بر قرآن
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز در ادامه با بیان اینكه بسیاری از نظام هایی كه از آن استفاده می كنیم به درد جامعه ما نمی خورد و جامعه ما را پوشش نمی دهد، گفت: پوسته جامعه ما دین است ولی مغزش تفكر مدرن می باشد.
وی در ادامه افزود: اگر مهدویت و مباحث مهدویت را به سمت انگاره های جهت مند مناسب جهت دهی نكنیم، بی شك مهدویت به سمت موارد احساسی چون؛ ظهور نزدیك است و .. می رود.
عباسی با اشاره به ویروسی شدن سیستم عامل موجود جهان كه اقتصاد، فرهنگ و سیاست را رقم زده، گفت: برای جایگزینی باید نظام جدیدی را تعریف كرد و غیر از شیعه چه كسی ادعا داشته طرح جایگزین دارد؟ چینی ها، ژاپنی ها، هندی ها، روس ها كدام كشور باید در جهان جایگزین را تهیه كند؟
وی با اشاره به اینكه آنچه اكنون در جهان حاكم است همان جامعه مدنی است، گفت: ساز و كاری كه در جامعه مدنی مطرح است از سه لایه اصلی برخوردار است؛ دولت سازی، نظام سازی و ملت سازی، دولت سازی در رأس هرم، ساخت ملت در قاعده و حد وسط بین دولت و ملت نظام سازی نامیده می شود.
نظام سازی شبیه بافتن فرش است
وی در ادامه با تاكید براینكه نظام سازی حد وسط است، افزود: در ابتدا باید دولت سازی و ملت سازی كرد، سپس در حد وسط بین دولت و ملت دست به ساخت نظام زد، نظام سازی شبیه بافتن فرش است و به تارها كه از بالا به پایین می آید نظام می گویند، پودها همان دولت چینی است، چراكه از پایین ترین لایه ای كه در هر اداره وجود دارد تا بالاترین رأس یك دولت لایه لایه آنها را می چینند و ملت چینی همان چینش گره های هر فرش است.
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز در ادامه به انحرافاتی كه جامعه ما در این زمینه داشته اشاره كرد و در توضیح انحرافاتی كه در بخش ملت سازی داشتیم به بیان حرف ماركس و اشتباهات نظام سرمایه داری كه ما نیز به آن دچار شده ایم پرداخت و گفت: حرف ماركس این بود كه سرمایه داری به سر عقل می آید و وقتی فرو می پاشد فئودالیزم و در مرحله بعد به كمونیزم می رسد.
همچنین وی با اشاره به تعبیری كه مرحوم شریعتی از قول شوارتز نقل كرده، گفت: نظام سرمایه داری به سر عقل آمد و برای اینكه خودآگاهی طبقاتی به وجود نیاید، مردم را در پادگان ها، كارخانه ها و با ساختن خانه های سازمانی برای هر قشر، دور هم جمع كرد، ولی از هم جداشان كرد كه به همدیگر اطلاعات را منتقل نكنند و با این كار جلوی خودآگاهی طبقاتی را گرفت.
وی با بیان اینكه شاه به پیروی از نظام سرمایه داری، پول های بادآورده نفت را در ساخت ارتش و صنعت نفت هزینه كرد، گفت: حداقل دو ارگان قبل از انقلاب خانه سازمانی داشتند یكی صنعت نفت و دیگری ارتش، با این كار، آگاهی ای كه در پالایشگاه ایجاد می شد دیگر به جامعه منتقل نمی شد.
عباسی با انتقاد از تقلید كوركورانه ای كه بعد از انقلاب در جامعه سازی رخ داد، گفت: پس از انقلاب كنار هر شهری به هر گروهی زمینی داده و برای هر گروه خانه های جدایی ساخته شد و این یعنی رنگ های فرش را جدا كرده و هر كدام را كنار هم در گوشه ای گذاشتند در حالی كه جامعه یك هرم كامل است هرم دولت، ملت و نظام.
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز با بیان اینكه یكی از معضلات اصلی فرهنگی ما این است كه همان روش غلطی كه غربی ها در پیش گرفتند را، در پیش گرفتیم، گفت: اگر در یك محله صنف های مختلف در كنار هم قرار گیرند خلقیات فرهنگی شان در هم اثر می گذارد.
وی یكی از دلایل بالا بودن مشكلات فرهنگی در جامعه را، تفكیك صنف های مختلف فرهنگی و شغلی از یكدیگر دانست و افزود: وقتی گروه های امنیتی و اطلاعاتی از میان مردم خارج می شوند سطح امنیت جامعه در ساعات غیر كاری پایین می آید، همچنین وقتی عناصر فرهنگی مانند معلمان در میان مردم نباشند سطح فرهنگی مردم كاهش میابد.
عباسی با تاكید بر اینكه ما در ملت سازی دچار مشكل هستیم، گفت: یكی از نمونه های اشتباه در ملت سازی ما این است كه در دوره ملت سازی مردم را از هم جدا كردیم.
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز گفت:
بنیادی ترین مشكل غرب در ملت سازی این است كه مردم زمانی سرمایه حكومت و جامعه محسوب می شوند كه یا ثروتمند باشند یا ثروت مادی تولید كنند.
وی در ادامه گفت: مدل كنونی كشور ما به این صورت است كه رئیس جمهور مستقیماً با رای مردم انتخاب می شود، ولی ممكن است به سمت پارلمانی برویم كه احزاب در انتخابات شركت می كنند و هر حزبی كه بیشترین رای را در مجلس می آورد، یك نفر را از میان خودش به عنوان رئیس جمهور انتخاب می كند، یعنی مردم رئیس جمهور را مستقیماً با رای خودشان انتخاب نكنند.
پروسه جامعه سازی یك پروسه صد ساله است
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز با بیان اینكه پروسه جامعه سازی صد ساله است، گفت: 25 سال دولت سازی،
25 سال ملت سازی، 25 سال نظام سازی و 25 سال هم زمین یا ملك طول می كشد، البته ما در 32 ساله بعد انقلاب توانستیم تا حدودی هم ملت سازی كنیم و هم دولت سازی كردیم؛ چرا كه برخی از بخش های دولت سازی مانند شورای شهرها هنوز به توانایی خود نرسیده اند، همچنین مبانی فكری نظریه حكومتی ولایت فقیه تازه بعد انقلاب مطرح شده است.
سیستم های یك جامعه از پیچیده ترین بخش جامعه تا ساده ترین بخش آن باید كارآمد باشند
عباسی با بیان اینكه حد فاصل دولت سازی و ملت سازی، نظام است، گفت: سیستم به معنی ایجاد ارتباط معنادار میان اجزا در یك كل است كه در نسبت با محیط خدمات ارائه می كند؛ اجزای اداره یك حكومت 1400 قطعه است كه در نسبت با هم تعریف می شوند.
وی با تأكید بر اینكه سیستم ها از پیچیده ترین بخش جامعه تا ساده ترین بخش آن باید كارآمد باشند و در صورتی كه لایه لایه خرد می شوند نیز جواب بدهند.
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز با بیان اینكه دوره كنونی، دوره جدیدی است كه جامعه باید از اساس، قرآنی تعریف بشود، گفت: از این جامعه در قرآن به عنوان «هجر» نام برده شده است.
عباسی در ادامه گفت: در «جامعه هجری» انسان متمدن مطرح نیست و انسان مهاجر مدنظر است، یعنی آحاد جامعه در هر صورتی كه فعالیت خودشان را انجام می دهند، باید آماده هجرت از خودشان به سوی خدا باشند.
در جامعه مهدوی مردم در هر جایی كه هستند آماده هجرتند
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز با بیان اینكه جامعه هجری همان جامعه مهدوی است، گفت: جامعه مهدوی، جامعه ای است كه در آن مردم با حداكثر ظرفیت، قرآن را توسط حضرت دریافت می كنند، در این جامعه، عقل انسان ها به قدری موسع می شود كه مردم در هر جایی كه هستند آماده هجرتند.
وی با اشاره به ملت چینی در جامعه هجری گفت: در جامعه هجری انسان ها با توجه به ضریب ایمانشان و به میزان تولید ایمان برای دیگران، سرمایه جامعه و حكومت محسوب می شوند.
عباسی در ادامه با اشاره به لایه دوم یعنی لایه علمی جامعه مهدوی گفت: علمی كه ضریب ایمان را بالا ببرد و ایمان را تثبیت كند، در این جامعه مدنظر است و در لایه سوم كه سرمایه اجتماعی است، مناسبات میان افراد باید حول افزایش ایمان و تثبیت ایمان تعریف شود.
وی با بیان اینكه افرادی مانند آیت الله بهجت به ظرفیتشان شناخته می شوند، گفت: غالب افراد عادی جامعه به مظروف خود شناخته می شوند كه اگر مردم در خود ظرفیت قرآن را ایجاد كنند، ظهور حضرت محقق می شود.
اسلام اقتصاد با مالكیت درجه یك را از بین می برد و اقتصاد با مالكیت درجه دو را جایگزین می كند
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز با اشاره به نظام بیع گفت: چیزی به نام اقتصاد در اسلام وجود ندارد و مبنای دكترین اقتصاد در اسلام آیه 111 سوره توبه «أن الله اشتری» است كه خدا می گوید من مشتری ام و هر چه بنده مؤمن تولید كند خدا آن را می خرد.
وی با بیان اینكه باید بساط اقتصاد نوین لیبرالیسم را از دانشگاه ها جمع كرد، گفت: اسلام اقتصاد با مالكیت درجه یك را از بین می برد و اقتصاد با مالكیت درجه دو را جایگزین می كند.
عباسی با بیان اینكه قرآن می گوید باید حكیم بشوید نه دكتر، گفت: حضرت علی می فرماید: «الحكمه ضاله المؤمن» یعنی در این سیستم هر چه در حكمت جلو رویم خوف از خدا بیشتر می شود و رأس حكمت، خوف از خداست، اما در نظام علمی كنونی فرد هر چه جلوتر می رود به خدا بی اعتمادتر می شود.
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز خاطرنشان كرد: رسالت دانشجوی منتظر ظهور در نظام سازی این است كه از بحث توصیفی عبور كند و به سراغ بحث تبیینی برود و سعی كند مطالعاتش تطبیقی باشد، یعنی آنچه در نظام غرب مطرح هست را مطالعه كرده و مابه ازای آن را در اندیشه دینی تبیین كند.
http://andishkadeh.ir/News/Content/?n=43
آنچه در پی می آید گزارش این نشست به نقل از خبرگزاری دانشجو است :
عباسی با طرح این سوال كه اگر حضرت بین ماست، پس چگونه و از كدام سمت به سوی ایشان برویم؟ گفت: رفتن به سوی حضرت حجت از جهت «شدن و صیرورت» است و مبنای صیرورت، این آیه قرآن است كه می فرماید: «ان الله لایغیر ما به قوم حتی یغیروا ما بأنفسهم»؛ در هیچ قومی تغییر ایجاد نمی كنیم، مگر اینكه در نفس خودشان تغییر ایجاد كنند.
عباسی با بیان اینكه در چنین فضا و چارچوبی كه اولا حضرت جایی نرفته است كه بخواهد بیاید و ما منتظر ظهور ایشان هستیم نه منتظر آمدنش و ثانیا حضرت منتظر ماست، البته نه منتظر جسم ما، بلكه نفس ما در آن صیرورت و شدن باید به مرحله ای برسد كه آماده تغییری باشد كه خدا وعده داده است، امروز در بخش های مختلف جهان اسلام این حركات رقم خورده است؛ مردم ایران، لبنان و فلسطین تلاش های گسترده ای در این زمینه كرده اند و بخشی از آنچه را كه حضرت مد نظر داشتند، محقق كرده ایم و نتیجه اش این است كه اكنون به نقطه ای رسیده ایم كه اگر هر گروه از ما یك گام دیگر از نظر تحول انفسی به سمت حضرت برود، اتفاقات عجیبی رخ می دهد.
تاریخ انقضای نظام های غرب فرا رسیده است
وی در ادامه با اشاره به بحث هایی كه رهبر انقلاب در مورد نظام سازی ایراد فرموده اند، گفت: یك نكته كلیدی كه دغدغه رهبر است و امروز زمان آن است كه انجام شود، این است كه سیستم عامل كامپیوتر جهان ویروس گرفته است و آنچه تحت عنوان لیبرالیسم مطرح بود، ویروسی شده است و باید كامپیوترهای اداره جهان برداشته شود.
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز با بیان این مطلب كه دو نظام شناخته شده در 150 سال گذشته یعنی ماركسیسم و لیبرالیسم، اقتصاد، سیاست، فرهنگ، بهداشت و درمان و همه چیز جهان را اداره می كردند، گفت: ویندوز موسوم به لیبرالیسم ویروسی شده كه قبل از آن نیز ماركسیسم ویروسی شده و كنار گذاشته شده بود؛ امروز بشر با یك خلا نرم افزاری یا همان خلا سیستم عامل روبه روست.
عباسی ادامه داد: همان گونه كه اگر سیستم عامل كامپیوتر دچار مشكل بشود، نمی توان از آن استفاده كرد، امروز نظام عمومی جامعه بشری هم با چنین مشكلی روبه روست. ایران 75 میلیون جمعیت دارد و جهان هفت میلیارد نفر؛ این 75 میلیون و این هفت میلیارد سیستم عامل می خواهند كه چگونگی اقتصاد، سیاست، فرهنگ، بهداشت و درمان را تعیین كند.
وی با تاكید بر كنار گذاشته شدن ماركسیسم و لیبرالیسم گفت: مسئله ما نقد غرب نیست، از این گونه حرف ها گذشته ایم؛ امروز نظام سازی یعنی بحث رسالت دانشجوی مسلمان در زمینه سازی برای بسط مهدویت و «شدن و صیرورت»، دغدغه ماست.
غرب را باید درست شناخت
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز در ادامه با اشاره به جنایتی كه در نظام معرفتی- فكری و فرهنگی بعد از انقلاب در دانشگاه های ما صورت گرفت، گفت: بعد از انقلاب اگر می گفتی غرب، می گفتند غرب یعنی كانت، هگل، افلاطون، ارسطو و فیلسوف ها را نشان می دادند.
عباسی ادامه داد: اگر غرب یعنی فلاسفه غربی، آیا به این فكر كرده ا ید كه اگر كریستف كلمب در غرب نبود تا جایی كه الان اسمش آمریكاست را كشف كند، غربیان از گرسنگی همدیگر را در اروپا خورده بودند؟ آیا به این فكر كرد ه اید كه اگر مثلا تاسمانی نبود كه استرالیا را كشف كند و غربیان بروند و پوست مردم بومی آنجا را بكنند، این ها تا الان از گرسنگی همدیگر را در اروپا خورده بودند؟
وی در ادامه افزود: آیا به این فكر كردید كه انگلیس یك ششم ایران خاك دارد و الان جمعیتش اندازه ایران است؟ ولی جمعیت انگلیسی های بیرون خاك انگلیس حدود 300 میلیون نفر است؟ یعنی سرزمین آقای جان لاك. اگر همین جمعیت امروز كره زمین در درون خاك انگلیسی كه یك ششم ایران است مانده بودند حتما تا حالا از گرسنگی خودشان را خورده بودند؟ و اصلا كسی فكر نمی كرد كه باید تفكر فلسفی و چه و چه را رقم بزند.
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز گفت: آیا به این اندیشیده اید كه اساسا مالتوس وقتی نظریه جمعیتش را می گوید كه جمعیت هر چند سال دو برابر می شود، ولی سرزمین ها دو برابر نمی شود، كسی این قطعه دوم نظریه مالتوس كه به ملكه انگلستان داده شد كه ما باید سرزمین گشایی كنیم ، باید برویم سرزمین های دیگر را بگیریم كه سرریز جمعیت مان به آنجا برود را نمی داند؟
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز گفت: در دوره اخیر جهت گیری غرب شناسی به این سمت رفته است كه همه بورس وال استریت را بشناسید، چرا در 1500 شهر ایالت متحده مردم برای اعتراض، وال استریت را اشغال می كنند؟
وی ادامه داد: در دو فیلم سینمایی كه الیور استون در سال 1987 بیست و سه سال پیش برای شناساندن وال استریت ساخت، تحت عنوان «وال استریت و پول هرگز نمی خوابد» مناسبات درون وال استریت را به سادگی نشان داد و در سال 2010 قسمت دوم این فیلم را ساخت و در آن مناسبات و روابطی را كه درون وال استریت وجود داشت، روشن كرد.
عباسی در ادامه تاكید كرد: در كلاس های دانشگاه ها می گویند كه در درون غرب مشكلاتی به وجود آمده، غرب اصطلاحا می خواهد خود را ریكاوری و بازیابی كند، نگران نباشید.
بنیانگذاری نظامی جدید مبتنی بر قرآن
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز در ادامه با بیان اینكه بسیاری از نظام هایی كه از آن استفاده می كنیم به درد جامعه ما نمی خورد و جامعه ما را پوشش نمی دهد، گفت: پوسته جامعه ما دین است ولی مغزش تفكر مدرن می باشد.
وی در ادامه افزود: اگر مهدویت و مباحث مهدویت را به سمت انگاره های جهت مند مناسب جهت دهی نكنیم، بی شك مهدویت به سمت موارد احساسی چون؛ ظهور نزدیك است و .. می رود.
عباسی با اشاره به ویروسی شدن سیستم عامل موجود جهان كه اقتصاد، فرهنگ و سیاست را رقم زده، گفت: برای جایگزینی باید نظام جدیدی را تعریف كرد و غیر از شیعه چه كسی ادعا داشته طرح جایگزین دارد؟ چینی ها، ژاپنی ها، هندی ها، روس ها كدام كشور باید در جهان جایگزین را تهیه كند؟
وی با اشاره به اینكه آنچه اكنون در جهان حاكم است همان جامعه مدنی است، گفت: ساز و كاری كه در جامعه مدنی مطرح است از سه لایه اصلی برخوردار است؛ دولت سازی، نظام سازی و ملت سازی، دولت سازی در رأس هرم، ساخت ملت در قاعده و حد وسط بین دولت و ملت نظام سازی نامیده می شود.
نظام سازی شبیه بافتن فرش است
وی در ادامه با تاكید براینكه نظام سازی حد وسط است، افزود: در ابتدا باید دولت سازی و ملت سازی كرد، سپس در حد وسط بین دولت و ملت دست به ساخت نظام زد، نظام سازی شبیه بافتن فرش است و به تارها كه از بالا به پایین می آید نظام می گویند، پودها همان دولت چینی است، چراكه از پایین ترین لایه ای كه در هر اداره وجود دارد تا بالاترین رأس یك دولت لایه لایه آنها را می چینند و ملت چینی همان چینش گره های هر فرش است.
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز در ادامه به انحرافاتی كه جامعه ما در این زمینه داشته اشاره كرد و در توضیح انحرافاتی كه در بخش ملت سازی داشتیم به بیان حرف ماركس و اشتباهات نظام سرمایه داری كه ما نیز به آن دچار شده ایم پرداخت و گفت: حرف ماركس این بود كه سرمایه داری به سر عقل می آید و وقتی فرو می پاشد فئودالیزم و در مرحله بعد به كمونیزم می رسد.
همچنین وی با اشاره به تعبیری كه مرحوم شریعتی از قول شوارتز نقل كرده، گفت: نظام سرمایه داری به سر عقل آمد و برای اینكه خودآگاهی طبقاتی به وجود نیاید، مردم را در پادگان ها، كارخانه ها و با ساختن خانه های سازمانی برای هر قشر، دور هم جمع كرد، ولی از هم جداشان كرد كه به همدیگر اطلاعات را منتقل نكنند و با این كار جلوی خودآگاهی طبقاتی را گرفت.
وی با بیان اینكه شاه به پیروی از نظام سرمایه داری، پول های بادآورده نفت را در ساخت ارتش و صنعت نفت هزینه كرد، گفت: حداقل دو ارگان قبل از انقلاب خانه سازمانی داشتند یكی صنعت نفت و دیگری ارتش، با این كار، آگاهی ای كه در پالایشگاه ایجاد می شد دیگر به جامعه منتقل نمی شد.
عباسی با انتقاد از تقلید كوركورانه ای كه بعد از انقلاب در جامعه سازی رخ داد، گفت: پس از انقلاب كنار هر شهری به هر گروهی زمینی داده و برای هر گروه خانه های جدایی ساخته شد و این یعنی رنگ های فرش را جدا كرده و هر كدام را كنار هم در گوشه ای گذاشتند در حالی كه جامعه یك هرم كامل است هرم دولت، ملت و نظام.
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز با بیان اینكه یكی از معضلات اصلی فرهنگی ما این است كه همان روش غلطی كه غربی ها در پیش گرفتند را، در پیش گرفتیم، گفت: اگر در یك محله صنف های مختلف در كنار هم قرار گیرند خلقیات فرهنگی شان در هم اثر می گذارد.
وی یكی از دلایل بالا بودن مشكلات فرهنگی در جامعه را، تفكیك صنف های مختلف فرهنگی و شغلی از یكدیگر دانست و افزود: وقتی گروه های امنیتی و اطلاعاتی از میان مردم خارج می شوند سطح امنیت جامعه در ساعات غیر كاری پایین می آید، همچنین وقتی عناصر فرهنگی مانند معلمان در میان مردم نباشند سطح فرهنگی مردم كاهش میابد.
عباسی با تاكید بر اینكه ما در ملت سازی دچار مشكل هستیم، گفت: یكی از نمونه های اشتباه در ملت سازی ما این است كه در دوره ملت سازی مردم را از هم جدا كردیم.
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز گفت:
بنیادی ترین مشكل غرب در ملت سازی این است كه مردم زمانی سرمایه حكومت و جامعه محسوب می شوند كه یا ثروتمند باشند یا ثروت مادی تولید كنند.
وی در ادامه گفت: مدل كنونی كشور ما به این صورت است كه رئیس جمهور مستقیماً با رای مردم انتخاب می شود، ولی ممكن است به سمت پارلمانی برویم كه احزاب در انتخابات شركت می كنند و هر حزبی كه بیشترین رای را در مجلس می آورد، یك نفر را از میان خودش به عنوان رئیس جمهور انتخاب می كند، یعنی مردم رئیس جمهور را مستقیماً با رای خودشان انتخاب نكنند.
پروسه جامعه سازی یك پروسه صد ساله است
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز با بیان اینكه پروسه جامعه سازی صد ساله است، گفت: 25 سال دولت سازی،
25 سال ملت سازی، 25 سال نظام سازی و 25 سال هم زمین یا ملك طول می كشد، البته ما در 32 ساله بعد انقلاب توانستیم تا حدودی هم ملت سازی كنیم و هم دولت سازی كردیم؛ چرا كه برخی از بخش های دولت سازی مانند شورای شهرها هنوز به توانایی خود نرسیده اند، همچنین مبانی فكری نظریه حكومتی ولایت فقیه تازه بعد انقلاب مطرح شده است.
سیستم های یك جامعه از پیچیده ترین بخش جامعه تا ساده ترین بخش آن باید كارآمد باشند
عباسی با بیان اینكه حد فاصل دولت سازی و ملت سازی، نظام است، گفت: سیستم به معنی ایجاد ارتباط معنادار میان اجزا در یك كل است كه در نسبت با محیط خدمات ارائه می كند؛ اجزای اداره یك حكومت 1400 قطعه است كه در نسبت با هم تعریف می شوند.
وی با تأكید بر اینكه سیستم ها از پیچیده ترین بخش جامعه تا ساده ترین بخش آن باید كارآمد باشند و در صورتی كه لایه لایه خرد می شوند نیز جواب بدهند.
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز با بیان اینكه دوره كنونی، دوره جدیدی است كه جامعه باید از اساس، قرآنی تعریف بشود، گفت: از این جامعه در قرآن به عنوان «هجر» نام برده شده است.
عباسی در ادامه گفت: در «جامعه هجری» انسان متمدن مطرح نیست و انسان مهاجر مدنظر است، یعنی آحاد جامعه در هر صورتی كه فعالیت خودشان را انجام می دهند، باید آماده هجرت از خودشان به سوی خدا باشند.
در جامعه مهدوی مردم در هر جایی كه هستند آماده هجرتند
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز با بیان اینكه جامعه هجری همان جامعه مهدوی است، گفت: جامعه مهدوی، جامعه ای است كه در آن مردم با حداكثر ظرفیت، قرآن را توسط حضرت دریافت می كنند، در این جامعه، عقل انسان ها به قدری موسع می شود كه مردم در هر جایی كه هستند آماده هجرتند.
وی با اشاره به ملت چینی در جامعه هجری گفت: در جامعه هجری انسان ها با توجه به ضریب ایمانشان و به میزان تولید ایمان برای دیگران، سرمایه جامعه و حكومت محسوب می شوند.
عباسی در ادامه با اشاره به لایه دوم یعنی لایه علمی جامعه مهدوی گفت: علمی كه ضریب ایمان را بالا ببرد و ایمان را تثبیت كند، در این جامعه مدنظر است و در لایه سوم كه سرمایه اجتماعی است، مناسبات میان افراد باید حول افزایش ایمان و تثبیت ایمان تعریف شود.
وی با بیان اینكه افرادی مانند آیت الله بهجت به ظرفیتشان شناخته می شوند، گفت: غالب افراد عادی جامعه به مظروف خود شناخته می شوند كه اگر مردم در خود ظرفیت قرآن را ایجاد كنند، ظهور حضرت محقق می شود.
اسلام اقتصاد با مالكیت درجه یك را از بین می برد و اقتصاد با مالكیت درجه دو را جایگزین می كند
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز با اشاره به نظام بیع گفت: چیزی به نام اقتصاد در اسلام وجود ندارد و مبنای دكترین اقتصاد در اسلام آیه 111 سوره توبه «أن الله اشتری» است كه خدا می گوید من مشتری ام و هر چه بنده مؤمن تولید كند خدا آن را می خرد.
وی با بیان اینكه باید بساط اقتصاد نوین لیبرالیسم را از دانشگاه ها جمع كرد، گفت: اسلام اقتصاد با مالكیت درجه یك را از بین می برد و اقتصاد با مالكیت درجه دو را جایگزین می كند.
عباسی با بیان اینكه قرآن می گوید باید حكیم بشوید نه دكتر، گفت: حضرت علی می فرماید: «الحكمه ضاله المؤمن» یعنی در این سیستم هر چه در حكمت جلو رویم خوف از خدا بیشتر می شود و رأس حكمت، خوف از خداست، اما در نظام علمی كنونی فرد هر چه جلوتر می رود به خدا بی اعتمادتر می شود.
رئیس مركز بررسی های دكترینال امنیت بدون مرز خاطرنشان كرد: رسالت دانشجوی منتظر ظهور در نظام سازی این است كه از بحث توصیفی عبور كند و به سراغ بحث تبیینی برود و سعی كند مطالعاتش تطبیقی باشد، یعنی آنچه در نظام غرب مطرح هست را مطالعه كرده و مابه ازای آن را در اندیشه دینی تبیین كند.
http://andishkadeh.ir/News/Content/?n=43
99
کامنت بنویسید...


