عنوان مقاله
- 1
- 2
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
3 اسفند 1384 | |
|
2
|
3 اسفند 1384 | |
|
3
|
3 اسفند 1384 | |
|
4
|
3 اسفند 1384 | |
|
5
|
3 اسفند 1384 | |
|
6
|
3 اسفند 1384 | |
|
7
|
3 اسفند 1384 | |
|
8
|
3 اسفند 1384 | |
|
9
|
3 اسفند 1384 | |
|
10
|
3 اسفند 1384 |
بابا لنگ دراز - 08:30 1384/12/3
آسمانم ستاره می خواست که تو آمدی .
آسمانم ستاره می خواست که تو آمدی .
ابر حسود اما چشم دیدن خوشحالیم را نداشت.
آسمانم ابری شد.
بارید و بارید و من به انتظار دیدن دوباره ات قطره های باران را یکی یکی می شمردم.
اما تو دیگر پشت ابر ها نبودی وقتی که تمام شدند.
نمی دانم در کدام صورت فلکی باید به دنبال تو گشت.
در آسمان بزرگ من جای یک ستاره خالی شد.
کاش از خورشید فرار نمی کردی تا روشنتر
به دنبالت می گشتم.
کاش هرگز آسمانم ستاره نمی خواست.
کاش ابر ها کمی مهربانتر بودند
تا تو را گم نمی کردم.
ای كاش میدانستی شبها....
تنها ستاره ای را كه به نامت زده ام
به چشمانم سنجاق میكنم تا یادم نرود
در روی زمین كسی هم هست
كه سبزی لحظه هایش ....روزی آرزویم بود ....
خانه را در چشم های تو پیدا کردم
پلکهایت را به هم نزن خانه خراب میشوم
ابر حسود اما چشم دیدن خوشحالیم را نداشت.
آسمانم ابری شد.
بارید و بارید و من به انتظار دیدن دوباره ات قطره های باران را یکی یکی می شمردم.
اما تو دیگر پشت ابر ها نبودی وقتی که تمام شدند.
نمی دانم در کدام صورت فلکی باید به دنبال تو گشت.
در آسمان بزرگ من جای یک ستاره خالی شد.
کاش از خورشید فرار نمی کردی تا روشنتر
به دنبالت می گشتم.
کاش هرگز آسمانم ستاره نمی خواست.
کاش ابر ها کمی مهربانتر بودند
تا تو را گم نمی کردم.
ای كاش میدانستی شبها....
تنها ستاره ای را كه به نامت زده ام
به چشمانم سنجاق میكنم تا یادم نرود
در روی زمین كسی هم هست
كه سبزی لحظه هایش ....روزی آرزویم بود ....
خانه را در چشم های تو پیدا کردم
پلکهایت را به هم نزن خانه خراب میشوم
99
کامنت بنویسید...


