عنوان مقاله
- 1
- 2
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
6 اسفند 1390 | |
|
2
|
4 اسفند 1390 | |
|
3
|
30 بهمن 1390 | |
|
4
|
28 بهمن 1390 | |
|
5
|
28 بهمن 1390 | |
|
6
|
25 بهمن 1390 | |
|
7
|
23 بهمن 1390 | |
|
8
|
21 بهمن 1390 | |
|
9
|
18 بهمن 1390 | |
|
10
|
13 بهمن 1390 |
حامد یزدی - 17:06 1390/11/5
4 پند ؟ !
پند
اول
بوقلمونی ، گاوی بدید و بگفت : در آرزوی پروازم اما چگونه ، ندانم گاو پاسخ داد : گر ز تپاله من خوری ، قدرت بر
بالهایت فتد و پرواز كنی
تیراندازی ماهر ، بوقلمون بر درخت بدید تیری بر
آن نگون بخت بینداخت و هلاكش نمود
نتیجه اخلاقی : با خوردن هر گندی شاید به
بالا رسی ،
لیك در بالا نمانی
پند دوم
گنجشكی از سرمای بسیار قدرت پرواز از كف بداد و در برف
افتاد.گاوی گذر همی كرد و تپاله بر وی انداخت.گنجشك ز گرمای تپاله جان بگرفت و به
آواز مشغول شدگربه ای آواز بشنید ، جست و
گنجشك بدندان بگرفت و بخورد
نتیجه اخلاقی : هر كه گندی بر تو انداخت ، حتماً دشمن
نباشد.
هر كه از گندی بدر آوردت ، حتماً دوست نباشد
گر خوشی ، دهان ببند و
آواز بلند مخوان !!
پند سوم
خرگوش از كلاغی بر سر شاخه
پرسید كه آیا من
نیز می توانم چون تو نشسته ، كار نكنم؟
كلاغ پاسخ داد : چرا
كه نه خرگوش بنشست
بی حركت روباهی از ره رسید و خرگوش بخورد
نتیجه اخلاقی : لازمه نشستن و كار نكردن
بالا نشستن است
پند چهارم
برای تعیین
رئیس ، اعضاء بدن گرد آمدند مغز بگفت كه مراست این مقام كه همه دستورات از من است
سلسله اعصاب شایستگی ریاست ، از آن خود خواند كه منم پیام رسان به شما ، كه بی من
پیامی نیاید ریه بانگ بر آورد هوا ، كه رساند؟ .... من ، بی هوا دمی نمانید ، پس
ریاست مراست و هر عضوی به نحوی مدعی تا به آخر كه سوراخ مقعد دعوی ریاست كرد اعضاء
بنای خنده و تمسخر نهادند و مقعد برفت
و شش روز بسته ماند اختلال در كار اعضاء پدیدار گشت روز هفتم ،
زین انسداد جان ها به لب رسید
و سوراخ مقعد با اتفاق آراء به ریاست رسید
نتیجه اخلاقی : چون لازمه ریاست ، علم و
تخصص نباشد ، هر سوراخ مقعدی ریاست كند--
99
کامنت بنویسید...


