عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
29 آذر 1385 | |
|
2
|
5 مهر 1385 | |
|
3
|
1 مهر 1385 | |
|
4
|
27 شهریور 1385 | |
|
5
|
21 شهریور 1385 | |
|
6
|
12 شهریور 1385 | |
|
7
|
29 مرداد 1385 | |
|
8
|
29 مرداد 1385 |
%#فراموش کردن سرگذشت شخصی#%
خیلیها رو می شناسی که می گویند: کاری رو نمی کنم که دلم می خواهد، اما واقعیت همین است دیگر!
اگر می گویند کاری رو نمی کنند که دلشان می خواهد پس می دانند چه می خواهند. واقعیت چیزی نیست جز داستانی که دیگران درباره دنیا ساخته اند و اینکه چگونه باید با آن بسازیم؟ خیلیها بدتر می گویند:”راضی ام، چون زندگی ام را وقف و فدای عزیزانم کرده ام." آیا عشق سرچشمه رنج است؟
به عنوان مثال: آیا عشقهای قبل از آن عشق واقعیِ انسان، به انسان یاد می دهد که بهتر با همسر خود عشق بازی کند؟ نه! برای اینکه انسان بتواند بهتر عشق بازی کند باید داغ زخمهای عشقهای قبلیش رو فراموش کند.
برای اینکه انرژی حقیقی عشق بتواند از روحت بگذرد،باید تو را در حالی ببیند که انگار تازه به دنیا آمده ای. چرا مردم خوشبخت نیستند؟ چون می خواهند این انرژی رو حبس کنند، که غیر ممکن است. فراموش کردن سرگذشت شخصی یعنی پاک و باز نگه داشتن این مجرا، یعنی بگذاری این انرژی هر روز هرطور که مایل است خودش را تجلی ببخشد، یعنی اجازه بدهی این انرژی تو را هدایت کند.8->
در سنت رایج استپ ها،یعنی سنت تنگرها، انسان برای آنکه بتواند در حد کمال زندگی کند باید همیشه در حرکت باشد، فقط در این صورت هر روزش با روز دیگر فرق می کند. وقتی کوچ نشینان از شهرها می گذشتند فکر می کردند:"بیچاره مردمی که اینجا زندگی می کنند،همه چیز برایشان یکنواخت است!" اهالی شهر هم وقتی کوچ نشینها رو می دیدند،فکر می کردند:"بیچاره ها،جایی برای زندگی ندارند." کوچ نشینها گذشته ای نداشتند،فقط اکنون رو داشتند و برای همین همیشه شاد بودند.
انسان امروز می تواند سفرش رو در سطح روحانی انجام دهد.مدام دورتر برود و از سرگذشت شخصی اش –یعنی چیزی که می خواهند باشیم- دور بشود.8->
برای کنار گذاشتن سرگذشت شخصی باید با صدای بلند تکرارش کنی ، با تمام جزئیات و همان طور که تکرارش می کنیم با خودِ پیشینمان وداع کنیم و اگر تصمیم به تلاش بگیری، می بینی که فضایی به سوی دنیایی ناشناخته و تازه باز می شود. این داستان قدیمی را باید آنقدر تکرار کنیم که دیگر مهم نباشد.
و همانطور که این فضاها رو خالی می کنیم باید دوباره به سرعت پرش کنیم تا احساس خلاء به ما دست ندهد حتی به صورت موقت.
چطور؟
با سرگذشت های دیگر،با تجربه هایی که جرات انجامشان رو نداریم یا نمی خواهیم.بدین شکل تغییر می کنیم. عشق اینگونه رشد می کند و وقتی عشق رشد میکند،ما هم با او رشد می کنیم.
در این میان ممکن است چیزهایی رو از دست بدهیم که برایمان مهم است اما باید بدانیم که آنچه را که از دست می دهیم چیزی است که فکر می کنیم مهم است اما در واقع بی ارزش است.
برگرفته از کتاب زهیر نوشته پائولو کوئلیو


