userinfo close

  ,

دانشجویان دانشگاه روزبهان ساری


daneshjooyane_daneshgahe_roozbahane_sari

تاسیس: 1 مهر 1386  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: داود گنجی - معاونان
 

عنوان مقاله

  عنوان مقاله بروز رسانی
1
6 بهمن 1388
2
6 بهمن 1388
3
21 دی 1388
4
2 بهمن 1387
5
24 آبان 1387
6
11 مرداد 1387
7
11 مرداد 1387
8
11 مرداد 1387
9
11 مرداد 1387
10
6 مرداد 1387
سینا سهیلی , onasis_2710
سینا سهیلی - 07:04 1388/11/6

مازندران

خلاصه مقاله
« مازندران در دنیای اساطیر» غلامرضا پیروز

مازندران از جمله سرزمین هایی است که هم در دنیای اساطیر و هم در دنیای واقعی حضوری پر رنگ دارد. در منابع کهن پهلوی بارها به دیوان مازندران اشاره شده است. بنا به گزارش های کهن پیش از اسلام، مازندران هیچگاه منطقه قوم آریایی شمرده نمی شده است. در شاهنامه نیز از مازندرانیان را از جمله دشمنان کیش شمرده است. بنا بر شاهنامه فردوسی از شاهان ایرانی تنها کاووس قصد گشادن مازندران را کرد که به دست دیو سفید که خطرناک ترین دیوان بود گرفتار شد و رستم پس از گذشتن از هفت خوان، دیو سپید را بکشت و شاه را نجات داد. درباره هویت مازندران انگاره های متفاوتی وجود دارد همچون: جنوب دریای خزر، شامات، یمن، هندوستان، مصر و مغرب و سواحل آفریقای جنوب شرقی هر کدام جداگانه قلمرو شاهنامه دانسته شده است.
در مورد وجه تسمیه مازندران نیز نظرات به همین اندازه متشدد و متفاوت است به نحوی که نمی توان در این مورد هیچگونه اظهار نظر قطعی کرد. فردوسی در شاهنامه مازندران را با تبرستان یکی دانسته و از توصیفاتش این مطلب کاملا هویداست:

که مازندران شـــــــــــــهر ما یاد باد
همیـــــــشه بر و بومش آباد باد

که در بوستانش همیشه گل است
به کوه اندرون لاله و سنبل است...

جلیل ضیاءپور در شاهنامه شناسی معتقد است در داستان کیکاووس و مازندران دو چیز مشخص است: اول خارج بودن آن از ایران و دیگری دشمنی دیرین ایران و مازندران و اظهار نظر کرده که بنابر این نباید مازندران همین تبرستان باشد که صادق کیا هم در کتاب شاهنامه و مازندران سعی در اثبات چنین ادعایی دارد. در پاسخ باید گفت بدیهی است مازندران در میان دژ سبز و ستبر البرز محصور بوده و همواره از تعرض مهاجمین مصون بوده و بومیان مازندران در برابر نظام های مهاجر آریایی به دفاع پرداخته اند و حتی سال ها پس از ورود اسلام نیز کسی نتوانست آنها را منقاد کند.
تجلی دیگر مازندران در شاهنامه آنجاست که فریدون، منوچهر را به جنگ سلم و تور می فرستد و بیشه های پر آب و گل مازندران توصیف می شود؛ هم در این بخش و هم در بخش تاریخی به آمل، ساری و گرگان به عنوان شهرهای بزرگ مازندران اشاره شده است.
واژه دیو در میان اقوام آریایی معنی خدا می دهد. دیوان مازندران بومیانی بودند که به دین زرتشتی اعتقاد نداشتند و اعتقاد دیرینه شان به دیو یسنا بود و این سبب جنگ های دیرپا میان ایرانیان زرتشتی و آنان شده بود. در شاهنامه تهمورث دیو بند در قبال آموختن سواد و نوشتن دیوان را آزاد می کند. پس دانش، تمدن، هنر و فرهنگ آنان بیشتر از آدمیان بوده چنانکه به تهمورث خط را می آموزند و به فرمان جمشید خانه می سازند. دیوان شهر نشین مازندران آدمیانی زورمند و دلیر و جنگجو بوده اند. در اسامی جای ها و نام خانواده ها و افراد بومی مازندران هم کلمه دیو بسیار کاربرد دارد. مانند دیوکلا، دیوا، دیو دشت و... ذبیح الله صفا با تاکید بر مطابقت مازندران کنونی و اساطیری به جای های متعددی که مردم محلی برای دیو سپید در مازندران نشان می دهند اشاره می کند.
جالب اینکه کوهی به نام اسپروز در آلاشت سواد کوه موجود است و تختگاه ها و گورهای باستانی درآن قابل مشاهده می باشد. با توجه به جمیع این موارد شکی نیست که مازندران اساطیری همان مازندران امروزی است.

تخلیص و باز نویسی:anobanini
منبع: فصلنامه مطالعات ملی، س هفتم، ش4، 1385
99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.