عنوان مقاله
- 1
- 2
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
26 تیر 1386 | |
|
2
|
8 اردیبهشت 1386 | |
|
3
|
24 فروردین 1386 | |
|
4
|
24 فروردین 1386 | |
|
5
|
24 فروردین 1386 | |
|
6
|
24 فروردین 1386 | |
|
7
|
24 فروردین 1386 | |
|
8
|
11 فروردین 1386 | |
|
9
|
9 فروردین 1386 | |
|
10
|
9 فروردین 1386 |
درباره بهمن رجبى : تكروى با استقامت!
ـ نوازنده و مدرس تنبك، سخنران و مؤلف.
ـ خودآموخته و بهره برده غیرمستقیم از مكتب استادان گذشته و بیش از همه امیرناصر افتتاح.
ـ داراى بیش از 35 سال سابقه آموزش، نوازندگى و سخنرانى درباره جنبه هاى مختلف تنبك نوازى و تألیف كتاب ها و مقالاتى دراین زمینه.
ـ از آثار: كتاب هاى «تنبك و نگرشى به ریتم از زوایاى مختلف» و «دوجلد كتاب آموزشى براى دوره ابتدایى تا فوق عالى براى تنبك نوازى با استفاده از روش نت نویسى یك خطى و نوارهاى «دونوازى تنبك و تار» (همراه اسدالله حجازى) و گفت و گوى چپ و راست (همراه فربد یداللهى).
|
بهمن رجبى، دارد به هفتادسالگى نزدیك مى شود. با نیروى یك پنجاه ساله توانا و پرشور، با بى باكى و صراحت همیشگى اش كه سن و سال نمى شناسد. این تراكم ایمان به كار خود و اعتقاد به آرمان و زندگى اى «بهمن گونه و رجبى وار»، از او شخصیتى قابل احترام ساخته كه دوستان به كنار، دشمنان و معاندان او نیز مجبور شده اند درباره آن به حرمت سخن بگویند و از پایمردى او در راه خویش، آسان نگذرند.
بهمن رجبى، رسیدن به این جایگاه را به قیمت تحمل تنهایى (در سطح حرفه اى و بین موسیقیدانان) و با رنج بسیار، پرداخته است. او نه یك تنبك نواز چیره دست به مفهوم عادى و معمولى خود، بلكه یك مبلغ معتقد و مصر به حفظ و پاسداشت ارزش هاى ذاتى ریتم در موسیقى ایران و تنبك نوازان در این نظام موسیقایى است. این خصلت به اضافه تألیفات خرد و كلانش، مرتبه او را فراتر از این برده كه درحد یك نوازنده صرفاً چیره دست ارزیابى شود.
براى دریافت ارج و مقام بهمن رجبى در هنرش، باید به موازات شنود هنر تنبك نوازى او، به سخنان و اندیشه هایش توجه جدى كرد و پاى صحبت او نشست و البته شرایط و مقتضیات جامعه موسیقى ایران (بخوانید تهران و دو سه شهر دیگر) را نیك شناخت. اشخاصى كه بخواهند بعدها كتابى درباره زندگى و هنر او بنویسند، به هیچوجه بى نیاز از این بررسى و مطالعه نخواهندبود.
3 سال و نیم بیشتر نداشت كه در كوران جنگ جهانى دوم، پدرش را ازدست داد و به قول سعدى «در خردى از سربرفتش پدر» و طعم تلخ یتیمى چشید. توجه مادر، عشق به ریتم و نوازندگى را در او بارور كرد. در سال 1328 به كلاس استاد حسین تهرانى رفت. دفعه اول بود و دفعه آخر هم شد. راه او، راهى تكروانه بود. در بیست و دو سالگى كه از خدمت زیر پرچم برگشته بود، خودآموختگى و نوازندگى خودجوش را ادامه داد و در 25 سالگى، سال 1343 با هنرمند بزرگ و خلاق تنبك، امیرناصر افتتاح آشنا شد و نزد او به آموختن نشست. این دوره چهارماه بیشتر طول نكشید ولى تأثیر عمیقى روى شخصیت و تكنیك نوازندگى او گذاشت. به طورى كه هنوز هم، مستقیم وغیرمستقیم، بارها بیان كرده كه «فقط مدیون امیرناصر افتتاح» است.
بهمن رجبى، برآمده از بطن فقر و رنج، راه خود را هموار كرد، تحصیل را ادامه داد و در رشته كشاورزى فارغ التحصیل شد. در بیست و پنج سالگى به استخدام بانك كشاورزى درآمد و دو سال بعد (1345) ازدواج كرد. حاصل این ازدواج دو پسر (بابك و مزدك) است. رجبى هیچوقت نوازنده اى به رسم معمول زمان «مطیع و رام و سربه راه و حرف شنو» نبود. عصیان بر علیه ظلم و بى عدالتى در او ذاتى بود و او هیچوقت از ذات خود فاصله نگرفت. نتیجه همان كه در سال 1349 براثر «مشكلات سیاسى» از بانك كشاورزى اخراج شد. مخالفت با رژیم شاه در آن زمان بین روشنفكران عادى بود اما بین موسیقیدانان كه عموماً به جماعتى محافظه كار و خطرگریز و «صلح كل» نامیده شده اند، چنین مخالفت هایى اصلاً رایج نبود بلكه سازش با وضع موجود و تلاش درجهت جلب منافع مادى بود كه ارجح شمرده مى شد. نتیجه هرچه بود، رجبى دیگر به كاردولتى برنگشت و زندگى «بهمن گونه و رجبى وار» او از آن زمان شكل گرفت. او هنرمندى بود برخلاف جریان آب. به شب نشینى و مطربى نمى رفت، از ارباب قدرت بیزار بود، از تعارف و حفظ ظاهر به قیمت ریاكارى نفرت داشت و صراحت تلخش دشمن تراش بود، اهل مطالعه بود، ورزش حرفه اى را برگزیده و كوهنوردى همیشگى بود. بیشتر سخنرانى مى كند تا این كه بنوازد و مجلسیان را محظوظ كند. فراتر از آن، اندیشه هایش را مى نوشت و با قرض و قوله هم كه شده، منتشر مى كرد. بعد از انقلاب كه هنر موسیقى درجامعه با دشوارى هایى بسیار مواجه بود، بهمن رجبى به مشاغل سخت بدنى مردانه تن داد و شرف تنبك را به مجالس عیش و نوش پنهانى، نفروخت.
بین سالهاى 1363 تا ،1368 از بهمن رجبى در جامعه موسیقى هیچ خبر و اثرى نبود، تا این كه دوباره با برنامه اى مركب از سخنرانى و كنسرت به میان آمد. حالا دیگر پنجاه ساله بود و مویش داشت خاكسترى مى شد ولى انرژى و سرسختى همچنان پابرجاى مى نمود.
دوباره تنبك نواخت و انگشتان توانایش شورآفرید و مشتاقان جهان را به دنبال خود كشانید. از اسفند ،1368 یعنى از پنجاه سالگى به بعد آموزش تنبك را منحصراً از روى كتاب و مكتب شخصى خود آغاز كرد و ده سال بعد، درحالى كه صدها نسخه كپى غیر قانونى از كتابش اسباب سودآورى براى ناشران زیرزمینى شده بود، رضایت داد كه به صورت رسمى چاپ و منتشر شود و این درحالى بود كه چندى پیش از آن، مجموعه جزوه هاى آموزشى او به نام فرد دیگرى منتشر شده بود! با این حال، نتیجه حیرت آور بود و درمدت كوتاهى از چاپ اول به چاپ پنجم رسید. درحالى كه متدها و دستورهاى دیگرى نیز در هنر تنبك نوازى از استادان گذشته و حال به فراوانى در دسترس بود.
این كتاب آموزشى با استفاده از روش نت نویسى یك خطى تحریر شده است. در تنبك نوازى روش سه خطى نیز وجوددارد ولى در مكتب رجبى، وضع متفاوت است. كتاب اول ایشان، آموزشى و كتاب دوم، «تحقیقى» است كه به گفته خود او، مشتمل بر سه فصل است: «آیا در رشته تنبك نوازى هر نوازنده اى الزاماً هنرمند هم هست؟» و... و «جامعه شناسى ریتم»، كه رجبى با بیانى از طنز تلخ مى افزاید «پس از مرگ من، یعنى هشتاد ونه سال و دو ماه و یازده روز دیگر به زیور طبع آراسته خواهد شد!»
كتاب مشهور او «تنبك و نگرشى به ریتم از زوایاى مختلف» است. این كتاب را مى توان مانیفست یا قطعنامه زندگى بهمن رجبى دانست. او نخستین (و تا امروز تنها) تنبك نوازى است كه از زوایاى گوناگون به جایگاه ریتم موسیقى و جایگاه هنرمند تنبك نواز در موسیقى در تاریخ ایران پرداخته و از این ساز مهجور و مظلوم دفاع كرده است. سى سال پیش وقتى كه او اندیشه هایش را مى نوشت، تنهاى تنها بود و هنوز هم وضع همان است و تغییرى دیده نمى شود. این راهى بودكه او برگزید وگرنه با تكنیك عالى و شدت فراگیرى كه او داشت، اگر مى خواست، به راحتى مى توانست زندگى هاى پر از منفعت طلبى و شادخوارى و عافیت جویى داشته باشد. ولى او حتى یك روز به این طرز زندگى دل نداد و انگار سالها رنج و بى آشیانى و مبارزه بر تثبیت جایگاه ارجمند تنبك و تنبك نواز در میان جامعه موسیقى، او را آب دیده تر و مصمم تر كرده است. او در این 35 سال فعالیت مستمر، هیچ گاه به خاطر كنسرت، پژوهش و سخنرانى و تك نوازى حاضر به دریافت وجهى نشده و از راه تنبك نوازى، جز شهریه تدریس (كه آن هم به قول حافظ: گاه هست و گاه نیست!) محل معاش دیگرى نخواسته كه داشته باشد. وجود او، یك تنه و تنها، حیثیتى را براى تنبك نواز فراهم آورده كه در نسل او، نظیر و همانندى نداشته است.
بهمن رجبى، نوازنده اى صاحب ابتكار و اندیشه است. او به شیوه هاى سنتى تنبك نوازى مسلط است ولى خود را در چارچوب آنها محدود نكرده است. همیشه مى گوید اگر ما به كار پیشینیانمان چیزى اضافه نكنیم، در حقیقت كارى نكرده ایم وجه مشخصه اصلى كار بهمن رجبى، تلاش او براى «روایى كردن» هنر تنبك نوازى است. در وهله اول، او با این ساز كوبه اى كه وظیفه اش تاكنون تنها حفظ ریتم بوده، برخوردى كرد كه شایسته یك ساز ملودیك بود. او مى خواست ملودى را با ریتم مجسم كند و براى بیان كامل این ایده از هیچ تمرین مشكل تكنیكى فروگذار نكرد. كار او بسى مشكل تر از دیگر نوازندگانى بود كه تنها به حفظ قالب ها و شگردهاى تنبك نوازى سنتى اصرار مى ورزیدند و یا حداكثر خرده تكنیك ها و یا خرده شگردهایى شخصى را بر آن مى افزودند.
|
رجبى كار آنها را محترم مى داشت ولى راهى بسیار متفاوت را برگزیده بود. او براى «روایت گر» ساختن تنبك تك نواز، ابتدا از ملودى هاى مشهور و تصنیف هاى قدیمى و قطعات كلاسیك موسیقى ایرانى بهره گرفت و با سالها تمرین آنها را طورى نواخت كه شنوندگان با شنیدن آنها بى اختیار به یاد آن ملودى ها و قطعات معروف مى افتادند. قطعاتى مثل: به زندان، در قفس، زرد ملیجه، رنگ ناز و ضربى هایى مثل «اكبرآباد رفته بودى...»، «اتل متل توتوله» و حتى بسیارى از قطعات نوحه خوانى و سینه زنى كه بین مردم تهران قدیم، شناخته شده بود. این ایده او بسیار مورد توجه كامبیز روشن روان، آهنگساز مطرح زمان ما قرار گرفت و او این تلاش و ایده رجبى را تحسین كرد. ویژگى دیگر هنر تنبك نوازى (و تك نوازى) او، استفاده از یك موتیف(جمله) ریتمیك و بسط و گسترش آن در طول یك قطعه تألیف و نوشته شده است. به قول یكى از آهنگسازان بزرگ: «رجبى فقط تنبك نوازى نمى كند بلكه براى تنبك كمپوزیتورى مى كند و قطعاتى به فرم هاى معنى دار مى نویسد.» رعایت نوعى «زنگ تكرار مطلب» مثل قافیه در شعر، استفاده از انواع و اقسام ریزهاى ابتكارى (16 نوع) و توانایى در ایجاد سونوریته هاى متنوع با انگشتان هر دو دست در تمام نواحى تنبك، از ویژگى هاى هنر عالى تنبك نوازى اوست. تمام این تكنیك ها و شگردها به هنگام اجراى او با صدادهى اى شمرده، تمیز و بدون شلوغ كارى به گوش مى رسند. او به محتواى جملات ریتمیك و اجراى صحیح و پاكیزه آنها و اندیشه نه به اجراى حركات بى محتواى چشم پركن و محیرالابصار (!) و صحنه گیر كه دون شأن هنرمند واقعى است. از دیگر تكنیك هاى ابداعى بهمن رجبى مى توان از فن «عكس و برگردان» نام برد كه براساس اصول ریاضى تدوین شده و قطعه اى كه با این ذهنیت نوشته شود، قابلیت از بر شدن و به حافظه سپردن را پیدا مى كند. بیشتر این تلاش هاى 35 ساله و بلكه تمام آنها در جهتى متفاوت با سنت هاى جا افتاده تنبك نوازى و عادات متعارف این هنر است كه گوش هاى اكثر اهل موسیقى با آن آشنایى دارد. شنیدن تك نوازى بهمن رجبى مثل خواندن یك متن جدى است كه باید براى آن وقت گذاشت و با ذهنیت آموزش دیده به درك آن نشست.
قطعاتى چون «گفت وگوى چپ و راست»، «ریتم هاى مطربى»، «دونوازى براى تنبك» و... گویاى این ذهنیت و توانایى او هستند. در سى.دى «گفت وگوى چپ و راست»، شاهد یكى از تجلیات اخلاقى و خوى بهمن رجبى هستیم كه شاید از هیچ استاد دیگرى این كار برنیاید. در این سى.دى كه نام یكى از معتبرترین قطعات رجبى را بر خود دارد، یك تراك حاوى دونوازى او و شاگردش فربد یداللهى است و پنج تراك دیگر، تك نوازى فربد یداللهى است كه نامش همطراز استادش (روى جلد) و تصویرش هم دوش و همساز استادش (در بروشور) چاپ شده و بهمن رجبى براى او، شرح احوالى سراسر مهر و تشویق، در اندازه اى سه برابر شرح احوال خودش نوشته و آن را امضا كرده است. چنین سعه صدر و بلندنظرى در هیچ كدام از اساتید امروز دیده نشده است بلكه موارد بر عكس آن كه گاه بسیار دل آزار هم هست، بارها و بارها دیده شده است. رجبى در این بروشور مى نویسد: «درمورد دونوازى این آلبوم (گفت وگوى چپ و راست) سالها در محافل مختلف بحث و گفت وگو شده است. اجراهاى مختلفى هم با آقایان ناصر فرهنگ فر و مرتضى اعیان (به عنوان تنبك دوم) داشته ام كه هر یك طعم و بوى خود را دارد و در این آلبوم شكل متفاوت و كاملاً تكامل یافته این دونوازى را با یداللهى مى شنوید. در مورد تك نوازى هاى این آلبوم كه به خواست من توسط یداللهى اجرا شده، یادآورى چند نكته ضرورى است: اول، ابداع ریزى است كه من بعد از ریزهاى شانزده گانه ام، ریز هفدهم نامیده ام و در جاى جاى قطعات به گوش مى رسد. دوم اجراى تكنیك ها و فرم هایى است كه براى نخستین بار و بدون دستكارى در ساختمان فیزیكى تنبك اجرا مى شود. سوم پرمحتوا بودن قطعات و تنوع تركیب هاى به كار گرفته شده و انسجام و ظرافت و ارتباط صحیح میزان ها و به خدمت گرفتن تكنیك توسط ریتم است كه امروزه بیشتر شاهد آن هستیم... بارها در سخنرانى هاى خود گفته ام در این مكتب همه شاگردان آزاد هستند و من به عنوان معلم، شاگرد تربیت مى كنم نه مقلد».
تازه ترین اجراى بهمن رجبى در سه شب كنسرت «اركستر ملل»(به رهبرى پیمان سلطانى) در تالار بزرگ تئاتر شهر بود با اجراى ریتمیك قطعه مشهور «موسیقى كوچك شبانه» اثر ولفگانگ آمادئوس موتسارت كه توانایى و قدرت اجراى او نشان داد «هنوز دود از كنده بلند مى شود». رجبى زندگى را بدون تجلیات عشق و هنر، هیچ مى داند و در راه اعتلاى هنر و اعتلاى شخصیت هنرى و اجتماعى تنبك نواز، هنوز هم از هیچ كوششى فروگذار نمى كند. او نمادى زنده از وفاى به عهد و آشتى ناپذیرى و یگانگى سخن و زندگى است كه برایش نمى توان مشابه و نظیرى با این مختصات یافت.
لینك خبر:
منبع : ایران


