عنوان مقاله
- 1
- 2
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
26 تیر 1386 | |
|
2
|
8 اردیبهشت 1386 | |
|
3
|
24 فروردین 1386 | |
|
4
|
24 فروردین 1386 | |
|
5
|
24 فروردین 1386 | |
|
6
|
24 فروردین 1386 | |
|
7
|
24 فروردین 1386 | |
|
8
|
11 فروردین 1386 | |
|
9
|
9 فروردین 1386 | |
|
10
|
9 فروردین 1386 |
حضور دف در مجالس سماع
اهمیت دف جدای از آنكه از نظر موسیقیایی در مد نظر باشد، در جایگاه عرفان و تصوف و سوق سالك به حالت جذبه، دارای مقام و ارجی به سزاست.
دقیقاُ نمیدانیم كه از چه زمان و توسط چه كسی دف به خانقاه برده شد، ولی نواختن آن در بین عموم را بیژن کامکار آغاز کرد. اما میتوان دانست كه تأثیر دهی خاص آن، برایش پایگاهی مقدس بهوجود آورده، در دف سه حال و مقام خاص برای سالك نهفته است كه در هیچ یك از آلات موسیقی نیست:
اول ) حفظ و ایجاد كیفیت پرده برای صوفی.
دوم ) تأثیر روانی با پدیدههای برون ریزی، از طریق كوبش، كه هر چه هیجان بیشتر شود، كوبشها محكمتر و شدیدترند و یا برعكس، و هر چه كوبشها شدیدتر و بجا باشند، در حضار و نوازنده هیجان بیشتر و خلجان عمیقتری ایجاد خواهد شد.
سوم ) نیایش و مناجات در شكل نواختن آن، كه نوازنده و یا بهتر بگوییم، كوبنده، با به كف گرفتن دف به صورت دستهای در حال نیایش به سوی بالا با توجه به تأثیر روانی از طریق كوبشها، و به وجود آمدن نوعی خلسهی هیپتوتیكی، حالت تسلیم و تضرع به درگاه معبود در خود مییابد.
و این سه حالت در هیچیك از آلات و ابزار موسیقی تا به این حد نهفته نیست. نی و سهتار و دیگر وسایل موسیقیایی كه هر یك به تناسب حال و مجلس، حالت و موقعیت روانی ـ عرفانی خاصی بهوجود میآورند، هیچكدام جامع هنر دف برای عارف نیستند. كه استتار و در پرده بودن سالك و صوفی، خود مسأله مهمی است و بیهوده نبوده است كه پیران و شیوخ مجالس حال در اجتماع وجد و حال، در پشت پرده سماع مینشستند و نوازندگان و دیگر سالكان و اغیار را در آن سوی پرده مینشاندند تا به هنگام سماع و تأثیرپذیری از نوای موسیقی و شعر خوانی قوالان، كسی شاهد تغییرات حالات چهره ایشان نباشد، كه خود حدیثی مفصل در چرایی آن دارد و باید در جمع خامان و نامحرمان بود و دید تا علت را دانست.
برجستگیهای هنر دف نوازی وابسته به این اصل است كه در دست و كف چه كسی كوبیده شود و امواج كوبش آن، با محاسبة كدام اهل دقت و فن و بصیرت، به ارتعاش درآید، تا تأثیر مورد نظر از آن حاصل گردد، كه از گذر تصوف و عرفان، به روان شناسی و از آن به محاسبات فیزیكی و بحث تأثیر و میدان و دامنه ارتعاش امواج خواهیم رسید و سخن به اطناب خواهد كشید و هر یك از این مقولات خود میدانی وسیع برای بررسیهای دقیق علمی خواهند داشت كه در این مختصر نخواهد گنیجد ولی حتما باید یادآوری نمود که زیباترین و پیچیده ترین حالات ریتمیک آن توسط نوازندگان هنرمند کرمانشاه و کردستان اجرا شده است .
بیهوده و تصادفی نبوده است كه مولانا اشعار و تغزلاتی را كه در مجالس وجد و حال فیالبداهه میساخت جملگی ضربی و ریتمیك و به قول عروضیان از نظر اوزان شعری دارای اوزان دوری هستند، كه در كوبههای دف جز به همان آهنگ و وزن، نمیتوان سخنی سرود و پایكوبی كرد، كه گاه همان پایكوبیها، خود یاور و كمك پنجههای نوازندهی دف است.
ساز دف در بین سلاسل مختلف صوفیه ایران و بالاخص اهل حق و قادریه منزلت و قربی به سزا دارد. در بیان این معنا احمد بن محمد بن الطوسی عارف قرن هفتم چنین گفته است: حركات وجود آدمی دو سبب دارد، یا از داخل بود و یا از خارج، اگر داخل بود آن را جذبه گویند و اگر خارج بود آن را دف گویند. دایره دف اشارت است به دایره اكوان و پوست كه بر دف مركب است اشارت است به وجود مطلق و ضربی كه بر دف وارد میشود اشارت است بر ورود واردات الهی كه از باطن بطون بر وجود مطلق وارد میشود. سلاسل مختلف صوفیه مخصوصا در کردستان تا آن حد برای ساز دف قداست و حرمت قایلند كه بدون وضو و طهارت دست بدین ساز نمیبرند، با چنین مقام والا و اذعان به اینكه معلومات و ادراكات و فنون ما از این موهبت الهی بسیار ناچیز است، باعث گردیده كه بسیاری از دف نوازان و اساتید مجرب و چیره دست جز در محافل انس و خانقاهها دست به ساز نبرند و از مطرح شدن و ابراز وجود در صحنه موسیقی این مرز و بوم خودداری نمایند بجز معدود هنرمندان کردی چون استاد عطاء الله سلامیه ، بیژن کامکار ، عندلیبی ها ، احمد خاك طینت و استاد گرامی بنده : " آزاد راستین کردستانی " .
که از جمله نوارهای این استادن : نوار " دف و فریاد دف " از عطاء الله سلامیه و نوارهای "دف ونی" ، "سماع ضربیها " ، " گل نیشان" ، "دف و رباب" و ... از کامکارها و "با قدسیان" ، "هی گل"و.... از عندلیبی ها را میتوان نام برد و از جمله دف های معروف میتوان دف " جبار " ، "صدیق محمدی" ، " اسدالله " ، "غربالی ( دف من )" را نام برد که تمام این دف ها ساخت هنرمندان کردستانی و به نام خود آنها است .
فرستنده : n .a .s. i. m ?(62)


