مقالهاعلامیه جهانى حقوق زبانى(قسمت اول) 15 اسفند 86 - 19:52 | |||
| |||
اعلامیه جهانى حقوق زبانى
مقدمات
موسسات و تشكیلات غیردولتى٬ امضاء كنندگان "بیانیه جهانى حقوق زبانى" حاضر٬ گردهم آمده از ٦ تا ٩ ژوئن ١٩٩٦ در بارسلونا؛ با در نظر گرفتن "اعلامیه جهانى حقوق بشر" مورخ ١٩٤٨ ٬ كه در مقدمه اش اعتقاد خود را به "برابرى حقوق پایه اى بشر٬ كرامت و ارزش افراد انسانى و حقوق برابر مرد و زن" بیان مىنماید؛ و نیز در ماده دوم خود كه اعلام مىكند "همه افراد٬ بدون در نظر گرفتن "نژاد٬ رنگ٬ جنسیت٬ زبان٬ دین٬ باورهاى سیاسى و یا دیگر باورها٬ منشاء ملى و یا اجتماعى٬ مالكیت٬ محل تولد و یا خصوصیات دیگر"٬ داراى همه حقوق و آزادىها مىباشند"؛ با در نظر گرفتن "عهدنامه بین المللى حقوق سیاسى و مدنى" ١٦ دسامبر ١٩٦٦ (ماده ٢٧) ٬ و "عهدنامه بین المللى حقوق فرهنگى٬ اجتماعى و اقتصادى" به همان تاریخ٬ كه در مقدمه هاى خود بیان مىنمایند آحاد نوع بشر نمىتوانند آزاد شمرده شوند مگر آنكه شرایطى فراهم گردد كه آنها را قادر به اعمال و بهره بردارى از هر دوى حقوق مدنى و سیاسى و حقوق فرهنگى و اجتماعى و اقتصادى خود نماید؛ با در نظر گرفتن "قطعنامه ١٣٥-٤٧"٬ ١٨ دسامبر ١٩٩٢مجمع عمومى سازمان ملل متحد كه "بیانیه در حقوق افراد متعلق به اقلیتهاى ملى٬ ائتنیكى٬ دینى و زبانى" را تصویب نمود؛ با در نظر گرفتن اعلامیه ها و توافقنامه هاى (كنوانسیونهاى) مجمع اروپا مانند "كنوانسیون اروپائى براى حفظ حقوق بشر و آزادیهاى اساسى"٬ به تاریخ ٤ نوامبر ١٩٥٠ (ماده ١٤)؛ "كنوانسیون شوراى وزیران مجمع اروپا" به تاریخ ٢٩ ژوئن ١٩٩٢ ٬ كه "مقاوله نامه (چارتر) اروپائى براى زبانهاى منطقه اى و یا اقلیتى" را تصویب نمود؛ "اعلامیه در باره اقلیتهاى ملى" تهیه شده توسط نشست سران مجمع اروپا در تاریخ ٩ اكتبر ١٩٩٣ ؛ و "كنوانسیون چهارچوب براى محافظت از اقلیتهاى ملى" نوامبر ١٩٩٤ ؛ با در نظر گرفتن "بیانیه انجمن بین المللى قلم در سانتیاگو د كومپوستلا" و "بیانیه ١٥ دسامبر ١٩٩٣ كمیته حقوق زبانى و ترجمه اى انجمن جهانى قلم٬ در رابطه با پیشنهادى براى برگزارى كنفرانسى جهانى در موضوع حقوق زبانى"؛ با در نظر گرفتن این امر كه در شهر رسیف برزیل٬ "اعلامیه ٩ اكتبر ١٩٨٧ دوازدهمین سمینار انجمن بین المللى براى توسعه تفاهم و ارتباط بین فرهنگها"٬ به سازمان ملل متحد توصیه نمود كه گامهاى لازم را براى تصویب و اجراى اعلامیه جهانى حقوق زبانى بردارد؛ با در نظر گرفتن "كنوانسیون ١٦٩ سازمان جهانى كار" مورخه ٢٦ ژوئن ١٩٨٩ در باره مردمان بومى و طائفه اى در كشورهاى مستقل؛ با توجه به "اعلامیه جهانى حقوق جمعى خلقها"٬ بارسلونا ٬ مى ١٩٩٠ ٬ كه اعلام نمود همه خلقها ٬ در درون چهارچوبهاى سیاسى متفاوت از حق افاده و توسعه فرهنگ٬ زبان و قواعد سازمانیابى خویش و در نهایت از حق پذیرش و دارا بودن نهادهاى حكومتى٬ ارتباطاتى٬ تحصیلى و سیاسى خود برخوردار مىباشند؛ با در نظر گرفتن "بیانیه نهائى پذیرفته شده در همایش عمومى فدراسیون جهانى معلمان زبان مدرن" در شهر پچ (مجارستان) به تاریخ ١٦ آگوست ١٩٩١ ٬ كه به شناخته شدن رسمى حقوق زبانى به عنوان حقوق پایه اى انسانى توصیه نموده بود؛ با در نظر گرفتن "گزارش كمیسیون شوراى اقتصادى و اجتماعى سازمان ملل متحد٬ ٢٠ آوریل ١٩٩٤ " در ارتباط با طرح "اعلامیه در حقوق خلقهاى بومى" كه به حقوق فردى در پرتو حقوق جمعى نظر مىكند؛ با در نظر گرفتن طرح "بیانیه كمیسیون حقوق بشر بین آمریكائى در باره مردمان بومى" ٬ مصوب نشست ١٢٧٨ به تاریخ ١٨ سپتامبر ١٩٩٥؛ با در نظر گرفتن اینكه اكثریت زبانهاى در خطر نابودى٬ متعلق به گروههاى مردمانى مىباشند كه از حق حاكمیت ملى خود برخوردار نیستند و اینكه عوامل اصلى كه از توسعه این زبانها ممانعت كرده و به روند جایگزینى زبانى دیگر به جاى آنها شتاب مىبخشند٬ عبارتند از نبود حكومتهاى خودگردان آنها و سیاست دولتها٬ كه ساختارهاى سیاسى و ادارى و زبان خود بر آنها را تحمیل مىنمایند؛ با در نظر گرفتن اینكه حمله نظامى٬ مستعمره نمودن٬ اشغال و دیگر نمونه هاى به انقیاد در آوردن اجتماعى٬ اقتصادى و سیاسى٬ اغلب اوقات شامل تحمیل مستقیم زبانى خارجى بوده و یا حداقل٬ تصورات موجود در باره ارزش و منزلت زبانها را خدشه دار نموده و موجب ایجاد آنچنان رفتارهاى زبانى سلسله اى مىگردند كه وفادارى زبانى متكلمین به آنها را از بین مىبرند؛ و با در نظر گرفتن اینكه زبانهاى برخى از خلقهائى كه حاكمیت ملى خود را بتازگى بدست آورده اند٬ متعاقبا و در نتیجه سیاستى كه زبان قبلى قدرتهاى استعمارى و یا امپریالیستى را مقدم مىشمارد٬ در روند جانشینى زبانى در مىغلطند؛ با در نظر گرفتن اینكه جهانى شدن مىبایست بر اساس تلقىاى از تنوع زبانى و فرهنگى٬ غالب آمده كه بر روندهاى یكسانسازى و تجرید حذفى زبانها و فرهنگها٬ بنیاد گذارده شود؛ با در نظر گرفتن این نكته كه به منظور تامین نمودن همزیستى صلح آمیز بین جمعیتهاى زبانى٬ مىبایست اصولى عمومى یافت شوند كه تشویق و ارتقاء موقعیت و احترام به همه زبانها و كاربرد اجتماعى آنها در محیطهاى عمومى و خصوصى را تضمین نمایند ؛ با در نظر گرفتن اینكه عوامل گوناگون با ماهیتهاى غیرزبانى (عاملهاى تاریخى٬ سیاسى٬ سرزمینى٬ جمعیت شناسى٬ اقتصادى٬ اجتماعى-فرهنگى و اجتماعى-زبانى و عوامل دیگر مربوط به رفتارهاى جمعى) مسائلى را ایجاد مىكنند كه منجر به نابودى٬ به حاشیه رانده شدن و یا انحطاط زبانهاى بیشمار مىگردند٬ و نیز براى اینكه بتوان راه حل هاى مناسبى براى هر مورد خاصى اعمال نمود٬ حقوق زبانى مىبایست به طورى همه جانبه بررسى گردند؛ با اعتقاد به اینكه "اعلامیه جهانى حقوق زبانى"٬ به منظور تصحیح عدم توازنهاى زبانى در پرتو تضمین احترام و توسعه كامل همه زبانها٬ و پایه گذارى اصولى براى صلح و برابرى عادلانه زبانى در سراسر جهان به عنوان عاملى كلیدى در حفظ روابط اجتماعى موزون٬ مورد نیاز مىباشد؛ بدینوسیله اعلام مىدارد كه
آغاز در حال حاضر٬ این فاكتورها بدینگونه تعریف مىشوند: - تمایل دیرینه یكسانسازى اكثریت دولتها به كاهش تنوع و تشویق رفتارهائى كه بر ضد چندگانگى فرهنگى و تكثر زبانى مىباشندּ - سیر به سوى اقتصاد جهانى و بدنبال آن بازار جهانى اطلاعات٬ ارتباطات و فرهنگ كه باعث مختل گردیدن محیطهاى مناسبات مشترك و گونه هاى تاثیر متقابلى كه انسجام درونى جمعیتهاى زبانى را تضمین مىنمایند٬ مىشودּ - مدل رشد اكونومیسیستى پیشنهاد شده توسط گروههاى اقتصادى ماوراءملى٬ كه خواهان یكى نشان دادن كاهش كنترلهاى دولتى با پیشرفت و فردیت گرائى رقابتى بوده و باعث ایجاد نابرابریهاى جدى و فزاینده زبانى٬ فرهنگى٬ اجتماعى و اقتصادى مىگرددּ - جمعیتهاى زبانى در عصر حاضر از سوى عواملى مانند نداشتن حكومتهاى ملى (خودگردان) خود٬ نفوس محدود٬ و یا جمعیتى كه به لحاظ جغرافیائى قسما و یا كاملا پراكنده شده است٬ اقتصادى شكننده٬ زبانى استانداردیزه نشده٬ و یا مدلى فرهنگى در ضدیت با مدل فرهنگى مسلط٬ در معرض تهدید قرار دارندּ این عوامل٬ ادامه حیات و گسترش بسیارى از زبانها را عملا غیرممكن مىسازد مگر آنكه اهداف اساسى زیرین ملحوظ شوند: ּּ) از دیدگاه سیاسى٬ هدف طراحى روشى براى سازماندهى تكثر و تنوع زبانى به گونه اى كه به مشاركت موثر جمعیتهاى زبانى در این مدل توسعه جدید اجازه دهدּ ּּ) از دیدگاه فرهنگى٬ هدف تامین و ایجاد محیط ارتباطات جهانىاى سازگار با مشاركت برابر همه خلقها٬ جمعیتهاى زبانى و افراد در روند توسعهּ ּּ) از دیدگاه اقتصادى٬ هدف تشویق پایدار توسعه بر پایه مشاركت همه و بر اساس احترام به تعادل محیط زیست جوامع و در روابط برابر بین همه زبانها و فرهنگهاּ بنا به همه دلایل فوق الذكر٬ این اعلامیه مبداء حركت خود را "جمعیتهاى زبانى" و نه "دولتها" قرار مىدهد و مىبایست به این اعلامیه در متن تقویت موسسات بین المللى قادر به تضمین نمودن توسعه برابر و پایدار همه جامعه بشرى نگریستּ به همین دلایل٬ همچنین از اهداف این اعلامیه٬ تشویق ایجاد چهارچوبى سیاسى براى تنوع زبانى مبتنى بر احترام٬ همزیستى هماهنگ و منافع متقابل مىباشدּ
عنوان مقدماتى: مفاهیم
ماده ١ ١- این بیانیه "جمعیت زبانى" را بدین گونه تعریف مىنماید: هر جامعه انسانى كه به لحاظ تاریخى در "محیط سرزمینى" معینى٬ فارغ از به رسمیت شناخته شدن و یا نشدن آن٬ سكنى گزیده و خود را به عنوان یك توده با هویت واحد دانسته و زبان مشتركى را به عنوان وسیله اى طبیعى براى ارتباط و هم بندى فرهنگى بین اعضاى آن توسعه داده استּ تعبیر "زبان خاص یك سرزمین" (زبان نیاخاكى) به زبان جمعیتى كه به شرح فوق در همچو محیطى سكنى گزیده باشد اطلاق مىشودּ سرزمینى" معینى٬ فارغ از به رسمیت شناخته شدن و یا نشدن آن٬ سكنى گزیده و خود را به عنوان یك توده با هویت واحد دانسته و زبان مشتركى را به عنوان وسیله اى طبیعى براى ارتباط و هم بندى فرهنگى بین اعضاى آن توسعه داده استּ تعبیر "زبان خاص یك سرزمین" (زبان نیاخاكى) به زبان جمعیتى كه به شرح فوق در همچو محیطى سكنى گزیده باشد اطلاق مىشودּ ٢- این اعلامیه مبداء حركت خود را بر این اصل قرار مىدهد كه حقوق زبانى در عین حال و یكجا٬ هم فردى و هم جمعى مىباشندּ در تعریف دامنه كامل حقوق زبانى٬ این اعلامیه مرجع خود را مورد یك جمعیت زبانى تاریخى٬ در محیط سرزمینى خود قبول مىنمایدּ و آنچه از این محیط درك مىشود٬ نه تنها گستره جغرافیائىاى كه جمعیت در آنجا زندگى مىنماید٬ بلكه محیط اجتماعى و عملىاى كه براى توسعه و شكوفائى تمام و كمال یك زبان حیاتى است مىباشدּ تنها بر این اساس امكان دارد كه حقوق زبانى گروههاى ذكر شده در نقطه ٥ ام این اعلامیه و حقوق افرادى كه در خارج سرزمین زبانى خویش مىزیند را٬ برحسب پیوستگى و درجه بندى تعریف نمودּ ٣- به منظور كاربرد در این بیانیه٬ گروههایى كه داراى یكى از موقعیتهاى زیر باشند نیز متعلق به یك جمعیت زبانى و ساكن در سرزمین خود شمرده مىشوند: الف- هنگامى كه آنها از بدنه اصلى جمعیت خود توسط مرزهاى ادارى و یا سیاسى جدا شده باشندּ ب – هنگامى كه در طول تاریخ٬ در منطقه كوچك جغرافیائىاى محصور شده توسط اعضاء جوامع زبانى دیگر٬ تثبیت شده باشندּ ج- هنگامى كه در منطقه جغرافیایىاى كه در آن با اعضاء جمعیتهاى زبانى دیگرى با سوابق تاریخى مشابه٬ سهیم و شریكند تثبیت شده باشندּ ٤- این بیانیه همچنین مردمان عشایرى كوچرو در مناطق قشلاق-ییلاق خودشان و همچنین مردمان تثبیت شده در نواحى به لحاظ جغرافیایى پراكنده را به عنوان جمعیتهاى زبانى در سرزمینهاى تاریخى خود مىپذیردּ ٥- این اعلامیه "گروه زبانى" را بدین شكل تعریف مىنماید: هر گروه از اشخاص داراى زبان واحد٬ كه زبانشان در محیط سرزمینى جمعیت زبانى دیگرى تثبیت شده اما داراى سابقه تاریخى برابرى با اشخاص جمعیت مهمانپذیر نبوده نباشدּ نمونه هاى این چنین گروههائى مهاجرین٬ پناهندگان٬ اشخاص دیپورت شده و اعضاى دیاسپورا مىباشندּ ماده ٢ ١- این بیانیه اعلام مىدارد كه هرگاه گروهها و جمعیتهاى زبانى گوناگون در سرزمین واحدى مشترك باشند٬ حقوق مندرجه در این اعلامیه مىبایست بر اساس احترام متقابل و به گونه اى اعمال شوند كه دمكراسى به حداكثر اندازه ممكنه تضمین گرددּ ٢- در جستجو براى وصول به تعادل اجتماعى-زبانى رضایت بخش٬ به عبارت دیگر به منظور ایجاد هماهنگى مناسب بین حقوق مربوطه چنین جمعیتها و گروههاى زبانى و افراد متعلق بدانها٬ عوامل مختلفى - علاوه بر سوابق تاریخى مربوطه آنها در سرزمینها و مطالبات آنها كه به روشهاى دمكراتیك بیان شده اند- مىباید در نظر گرفته شوندּ اینچنین عواملى شامل ماهیت اجبارى مهاجرتها٬ كه منجر به همزیستى جمعیتها و گروههاى مختلف مىشود و همچنین درجه آسیب پذیرى فرهنگى٬ اجتماعى-اقتصادى و سیاسى آنها مىگرددּ ماده سوم ١- این اعلامیه حقوق زیر را به عنوان حقوق شخصى غیرقابل سلبى كه در هر گونه شرایط٬ امكان برخوردارى از آنها وجود دارد٬ قبول مىنماید: - حق به رسمیت شناخته شدن شخص به عنوان عضوى از یك جمعیت زبانى؛ - حق شخص براى استفاده از زبان خود در مكانهاى خصوصى و عمومى؛ - حق شخص براى استفاده از نام خود؛ - حق شخص براى ایجاد مناسبات و پیوند با دیگر اعضاى جمعیت زبانى مبداء خود؛ - حق شخص براى حفظ و گسترش فرهنگ خود؛ - و همه حقوق دیگر مربوط به زبان كه در "عهدنامه بین المللى حقوق سیاسى و مدنى ١٦ دسامبر ١٩٦٦ " و "عهدنامه بین المللى در باره حقوق اقتصادى٬ اجتماعى و فرهنگى" به همان تاریخ به رسمیت شناخته شده اندּ ٢- این بیانیه اعلام مىدارد كه حقوق جمعى گروههاى زبانى٬ علاوه بر حقوق فوق الذكر كه تك تك افراد عضو گروههاى زبانى از آنها برخوردار مىباشند٬ در تطابق با شرایط تشریح شده در بند ٢ּ٢ شامل موارد زیر مىباشد: - حق گروههاى زبانى براى آموخته شدن زبان و فرهنگشان؛ - حق گروههاى زبانى براى دستیابى به خدمات فرهنگى؛ - حق گروههاى زبانى براى حضور برابر زبان و فرهنگهایشان در رسانه هاى ارتباطى؛ - حق گروههاى زبانى در دریافت توجه و اعتناء نهادهاى حكومتى و در روابط اجتماعى-اقتصادى تهیه شده به زبان خودּ ٣- حقوق فوق الذكر اشخاص و گروههاى زبانى به هیچ طریقى نمىبایست مانع برقرارى مناسبات متقابل بین اینگونه اشخاص و گروههاى زبانى٬ با جمعیت زبانى مهمانپذیر و یا ادغامشان در آن جمعیت گرددּ همچنین این حقوق نباید به محدود نمودن حقوق جمعیت مهمانپذیر و یا اعضاء آن در كاربرد زبان خود جمعیت در سراسر فضاى سرزمینى آن زبان منجر شودּ ماده ٤ ١- این اعلامیه بیان مىدارد اشخاصى كه به سرزمین جمعیت زبانى دیگرى رفته در آنجا ساكن مىشوند حق دارند و موظف اند كه نسبت به این جمعیت (مهمانپذیر) رفتارى همگرایانه از خود نشان دهندּ آنچه از این بیان استنباط مىشود تلاشى اضافى است از سوى اینگونه اشخاص براى انسیت با اعضاء جمعیت مهمانپذیر؛ به طرزى كه در ضمن حفظ خصوصیات فرهنگى اصلى خویش ؛ مراجع٬ ارزشها و گونه هاى رفتارى كافىاى را با جامعه اى كه در آن سكنى گزیده اند سهیم شوندּ این امر آنها را قادر خواهد ساخت كه به لحاظ اجتماعى و بدون مواجه شدن با مشكلاتى بیش از آنچه اعضاى جمعیت مهمان پذیر با آن مواجه اند٬ كارآ عمل نمایند ּ ٢- این اعلامیه٬ از سوى دیگر٬ بیان مىكند كه یكسانسازى –آسیمیلاسیون٬ تعبیرى به مفهوم اخذ فرهنگ جامعه میهمان پذیر به شكلى كه خصوصیات فرهنگى اصلى٬ با مراجع٬ ارزشها و گونه هاى رفتارى جامعه مهمان پذیر جایگزین مىگردند٬ به هیچوجه نباید تحمیلى و یا جبرى بوده و تنها مىتواند كه محصول انتخابى تماما آزادانه باشدּ ماده ٥ این اعلامیه بر این اساس استوار است كه حقوق تمامى جمعیتهاى زبانى مساوى و مستقل از موقعیت این زبانها به عنوان زبان رسمى٬ محلى و یا اقلیتى بودن مىباشدּ در این اعلامیه٬ تعبیراتى مانند محلى و یا اقلیتى بكار برده نشده اند زیرا - هرچند در بعضى موارد مشخص٬ شناسانى زبانها به عنوان اقلیتى و یا محلى مىتواند احقاق برخى از حقوق معین را تسهیل نماید- با اینهمه٬ این و دیگر تعابیر جرح و تعدیل كننده٬ غالبا براى اعمال محدودیت بر حقوق جمعیتهاى زبانى بكار برده مىشوندּ
این اعلامیه اعلام مىكند كه نمىتوان تنها بر این مبناء كه یك زبان٬ زبان رسمى دولت است و یا به طور سنتى براى مقاصد ادارى و یا برخى از فعالیتهاى فرهنگى مشخص در یك سرزمین بكار رفته است٬ آنرا "زبان خاص سرزمین" بشمار آوردּ
عنوان اول: اصول عمومى ماده ٧ ١- همه زبانها بیان هویتى جمعى و راهى مجزا براى درك و توصیف واقعیت اند و بنابراین مىبایست كه از همه شرایط لازم براى گسترش و پیشرفتشان در همه نوع فعالیت و كاركرد برخوردار باشندּ ٢- همه زبانها محصول آفرینش جمعى بوده و به عنوان ابزار همبستگى٬ تعیین هویت٬ ارتباط و افاده خلاق براى استفاده فردى در درون یك جمعیت٬ در دسترس همگان قرار دارندּ ماده ٨ ١- همه جمعیتهاى زبانى از حق سازماندهى و مدیریت منابع خویش٬ براى تضمین نمودن كاربرد زبانهایشان در همه فعالیتها در درون جامعه برخوردارندּ ٢- همه جمعیتهاى زبانى محق اند كه بر هرگونه وسائط لازمه ممكن براى تضمین نمودن انتقال و پیوستگى زمانى زبان خود دسترسى داشته باشندּ ماده ٩ همه جمعیتهاى زبانى حق دارند كه سیستم زبانى خود را٬ بدون مداخلات اجبارى و یا القائى٬ تنظیم و استانداردیزه نموده٬ حفظ٬ توسعه و ارتقاء دهندּ ماده ١٠ ١- همه جمعیتهاى زبانى داراى حقوق برابرندּ ٢- این اعلامیه تبعیض بر علیه جمعیتهاى زبانى را غیرقابل قبول مىداند٬ فارغ از آنكه این تبعیض بر مبناى درجه حاكمیت سیاسى مستقل جمعیت زبانى؛ موقعیت تعریف شده آن جمعیتها از لحاظ اجتماعى٬ اقتصادى و یا دیگر لحاظها؛ درجه استانداردیزه شدن٬ مدرنیزاسیون و یا به روز شدگى زبانهایشان و یا هر معیار دیگرى اعمال گرددּ ٣- همه گامهاى ضرور براى تحقق اصل برابرى و به جا آوردن موثر آن مىبایست برداشته شوندּ
| |||
| |||









