userinfo close
  ,

یزد


cloobyazd

تاسیس: 27 خرداد 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: پو یــــا افشــار - معاونان
_▒█•ҳ̸Ҳ̸ҳҳ̸Ҳ̸ҳღ♥ CLOOB YAZD ♥ღҳ̸Ҳ̸ҳҳ̸Ҳ̸ҳ•█▒_ - ضمن خیر مقدم و عرض ادب به هم ادامه »
_▒█•ҳ̸Ҳ̸ҳҳ̸Ҳ̸ҳღ♥ CLOOB YAZD ♥ღҳ̸Ҳ̸ҳҳ̸Ҳ̸ҳ•█▒_

- ضمن خیر مقدم و عرض ادب به همه ی دوستان عزیز
( بهترین نیستیم اما صمیمی ترینم)

_▒█•ҳ̸Ҳ̸ҳҳ̸Ҳ̸ҳღ♥ CLOOB YAZD ♥ღҳ̸Ҳ̸ҳҳ̸Ҳ̸ҳ•█▒_
فعالیت های كلوب یزد

- برگزاری میتینگ (برای ثبت نام به بحث میتینگ مراجعه كنید)

- ارائه جدید ترین موزیك، موزیك ویدئو

-ارائه جدید ترین مقالات روز

-فضایی گرم و صمیمی و دوستانه ای بی نظیر

-برای با هــم بودن باید قدر «ثــانــیـه ها» رو هم دونسـت ما اینجـا برای باهم بودن دور هم جمع شدیم...
 

عنوان مقاله

  عنوان مقاله بروز رسانی
1
22 بهمن 1390
2
21 بهمن 1390
3
21 بهمن 1390
4
21 بهمن 1390
5
21 بهمن 1390
6
21 بهمن 1390
7
21 بهمن 1390
8
21 بهمن 1390
9
21 بهمن 1390
10
21 بهمن 1390
علی شیطون  , ali_sheyto0on
علی شیطون - 09:41 1388/12/3

ماجرای شیطان و مومن ( کلوب یزد )


مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.
لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد.
او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد و در
همان نقطه مجدداً زمین خورد! او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.
مرد پاسخ داد: "من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید"، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.
مرد اول از او به طور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.
مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند. مرد اول درخواستش را دو بار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.
مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند؟
مرد دوم پاسخ می دهد: "من شیطان هستم."
مرد اول با شنیدن این جواب جا می خورد.
شیطان در ادامه توضیح می دهد: "من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم. وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را ببخشد. بنابراین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم."

http://paaraadise.persiangig.com/image/ads.gif



منتظر حضور گرم و صمیمی شما هستیم

کلوب یزد

یزد , cloobyazd
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.