عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
5 خرداد 1391 | |
|
2
|
31 اردیبهشت 1391 | |
|
3
|
30 اردیبهشت 1391 | |
|
4
|
27 اردیبهشت 1391 | |
|
5
|
7 اردیبهشت 1391 | |
|
6
|
7 اردیبهشت 1391 | |
|
7
|
7 اردیبهشت 1391 | |
|
8
|
8 فروردین 1391 | |
|
9
|
7 فروردین 1391 | |
|
10
|
7 فروردین 1391 |
مناسبت هشتم دیماه
جشن دیگان
دی به آذر روز از دی ماه برابر با 8 دی در گاهشماری ایرانی .....
واژه
ی دی که در اوستا د تهوش»(Dathush) یا «د زو»(Daz-vah) می باشد به معنی دادار یا آفریننده و
آفریدگار است که همیشه به مانند صفتی برای اهورامزدا آورده شده است.
واژه ی «دی» از مصدر «دا» آمده است که
در اوستا و فارسی هخامنشی (پارسی باستان) و سانسکریت به معنی دادن، آفریدن، ساختن،
و بخشیدن، است.
در پهلوی داتن (Datan) و در فارسی «دادن» شده است و داتر (Dater) که در پهلوی «داتار» و در فارسی «دادار»
یا آفریدگار گفته می شود و در خود اوستا در آفرینگان گاهنبار بند 11 صفت دتهوش
برای دهمین ماه سال بکار رفته است.
ابوریحان بیرونی درباره ی «دی» می گوید :
" دی ماه، نخستین روز آن خرم روز است و این روز و ماه هر دو به نام خداوند است که «هرمز» نامیده می شود، یعنی حکیم و دارای رای و آفریدگار. در این روز عادت ایرانیان چنین بوده که پادشاه از تخت شاهی پایین می آمد و جامه ای سفید می پوشید و در بیابان بر فرش های سپید می نشست و دربان و یساولان را که شکوه پادشاه با آن هاست به کنار می راند و هر کس که می خواست پادشاه را ببیند، خواه دارا و خواه نادار بدون هیچ گونه نگهبان و پاسبان، نزد شاه می رفت و با او به گفتگو می پرداخت و در این روز پادشاه با برزگران می نشست و در یک سفره با آن ها خوراک می خورد و می گفت : من مانند یکی از شماها هستم و با شماها برادرم، زیرا استواری و پایداری جهان به کارهایی است که به دست شما انجام می شود و امنیت کشور نیز با من است، نه پادشاه را از مردم گریزی است و نه مردم را از پادشاه "
چهار جشن منسوب به «دی» یا «دادار» (خداوند – هرمزد) :
1- اورمزد و دی ماه در نخستین
روز دی ماه
2- دی بآذرو دی ماه در هشتمین روز دی ماه
3- دی بمهر و دی ماه پانزدهمین روز دی ماه
4- دی بدین و دی ماه بیست و سومین روز دی ماه
«کوشیار گیلانی» در «زیج جامع» این روزها را " دی جشن" مینامد .


