userinfo close

  ,

بهرام رادان


bahramradanclub

تاسیس: 22 اسفند 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: سحر امیری - معاونان
*دوستان رای بــه كلوب فراموش نشه*\به گفته بهرام رادان ایشان هیچ گونه پروفایل،ایمیل ،وبلاگ و ... در ا ادامه »
*دوستان رای بــه كلوب فراموش نشه*\به گفته بهرام رادان ایشان هیچ گونه پروفایل،ایمیل ،وبلاگ و ... در اینترنت نداشته تنهاراه ارتباطی شما،سایت ایشان می باشد.
 
m m , mitra_k1
m m - 23:15 1386/03/15

رستگاری روی خط قرمز

آفتاب: نقد: نیره زضایی مطلق: اگر فیلم «هفت» (دیوید فینچر) را دیده باشید خیلی عجیب نیست كه «رستگاری در هشت و بیست دقیقه» سیروس الوند شما را به یاد آن فیلم بیاندازد. حكایت یك مسیحی معتقد كه در یك نگاه بنیادی می‌خواهد اطراف خودش را عاری از هر نوع گناه و پلیدی بكند او آدم‌هایی را كه مرتكب گناه كبیره از جمله قتل نفس می‌شوند را به عنوان یك مأمور معتقد مجازات می‌كند.

 
 

«رستگاری در هشت و بیست دقیقه» هم‌چنین حكایتی را دنبال می‌كند. جوانانی كه معتقد به پاكسازی اجتماع و عاری شدن آن از پلیدی هستند حالا در یك جریان بنیادگرایی گیر افتاده‌اند اما فیلم فقط حكایت این جوانان نیست كه هر دو سوی ماجرا را بررسی می‌كند. فیلم حكایت دو جوان طه و فواد است كه به خاطر اعتقاداتشان نزدیكی زیادی با هم دارند. آنها با هم هم‌پیمان هستند كه هر نوع بدی را از جامعه دور كنند اما طه به وادی‌ای قدم می‌گذارد كه در این دوراهی آنها از هم دور می‌شوند و حالا رستگاری از آن كدام یك است؟ داستان فیلم حول ماجرای بیوه‌زنی می‌چرخد كه با ورودش به محله‌ای در جنوب تهران و خوشنام نبودن شخصیتش سبب می‌شود این دوراهی بین فواد و طه به وجود بیاید. اما یك داستان عاشقانه در این میان می‌تواند هر كسی را از جمله تماشاچی را غافلگیر كند. 

1- محمدهادی كریمی فیلمنامه این فیلم را كه بارها دست به دست شده است را زمانی به دست سیروس الوند سپرده كه می‌دانسته الوند توانایی وارد شدن به حیطه‌های اجتماعی خاص را دارد و حالا داستان عشق یك پسر با دیدگاه مذهبی به زنی را كه قرار است او را بنا به وظیفه شرعی‌اش بكشد فیلم را روی خط قرمز نگاه می‌دارد. دیدگاهی كه هر آن ممكن است منجر به شكست شود. اینكه اصلاً وارد شدن به این حیطه‌ها چقدر در سینمای ما شهامت می‌خواهد، بماند اما بسیار خوب است كه سینما یكبار دیگر به وظیفه‌اش كه موشكافی و یادآوری یك سری قضایا است كه تأثیرش در تصویر بیشتر است نگاه جدی‌ای بكند و این بار سیروس الوند سعی كرده برخلاف فیلم هفت كه آدم‌ها در پایان انگیزه‌شان مشخص می‌شود از همان اول آدم‌ها را معرفی كند. آدم‌هایی كه بر اساس انگاره‌های مذهبی‌شان به دو دسته متعادل و سنتی می‌توانند تقسیم شوند. اینكه مذهب در نگاه طه با واقع‌بینی اجتماعی درآمیخته شده و از مذهبی كه از نگاه فواد بیشتر روحیه انزواطلبی و بریده از اجتماع را ترویج می‌كند دور می‌شود می‌تواند حس بهشتی را به فیلم تزریق كند، اما در نگاهی جدی‌تر دیدگاه الوند می‌توانسته دقیق‌تر و متعادل‌تر از این هم باشد. دیدن قطب‌زدگی، انعطاف‌ناپذیری شخصیتها و روابط كلیشه‌ای كه از آدم‌های انزواگرا و بنیادی به تصویر كشیده شده باعث شده فیلم عملاً از راه خودش منحرف شود. اینكه در ابتدای فیلم حركت‌های خشونت‌آمیز و غیر قانونی ولو به قصد اصلاح جامعه بد و نادرست معرفی می‌شود و به همین خاطر بین دو شخصیت فواد و طه مدام فاصله می‌افتد چون یكی به قتل و اصلاح از طریق خشونت معتقد است و دیگری نه به خاطر دل باختن كه به دلیل تحول در افكارش حالا از این مسیر دور شده و این بار طه مقصر اصلی را نه زن بیوه كه مرد فاسد قلمداد می‌كند. 

با همه اینها موضوع «رستگاری...» موضوع مهم و ظریفی است كه می‌تواند راه را برای بیان معضلات اجتماعی از دیدگاهی روشن‌تر و واقعی‌تر باز كند. اینكه تا چقدر می‌توان از واقعیت‌های اطراف كمك گرفت و آن را برای تماشاچی با دیدگاهی ظریف بیان كرد كه البته الوند به خاطر مهارت در قصه‌گویی توانسته از سینمای كلیشه‌ای و گیشه‌ای دور بماند و قصه‌اش را روان و تمیز بگوید. 

2_ سیروس الوند از جمله قدیمی‌ترین فیلمسازان ایرانی است كه تقریباً هر سال یك فیلم روی پرده دارد. اما مهم‌ترین خصوصیت فیلم‌های الوند نگاه اجتماعی و به‌روز بودن او است. الوند كه همواره نشان داده مخاطب را خوب می‌شناسد و می‌داند كه او را تا چه میزان باید به خط قرمزها نزدیك كرد تا او عادت كند و سریع آلرژی نگیرد تا در فیلم بعدی‌اش بتواند دُز فیلم‌هایش را بالاتر ببرد این بار هم با دست گذاشتن روی موضوعی كه شاید به خاطر كم‌جرئت و كم‌مایه بودن كارگردانان دیگر چند سال دست به دست شده بود و در پایان الوند به سراغش رفته بود. 

البته با توجه به اوضاع اجتماعی سالهای قبل و مسئله قتل‌های زنجیره‌ای و حواشی اطراف آن هر كارگردانی شهامت بیان این موضوع را كه درباره معضل مفاسد اجتماعی چه راهكاری را باید اندیشید را نداشته چرا كه لغزیدن در خط قرمز نتایج خوبی به بار نمی‌آورد و شاید منجر به انحراف و بد برداشت كردن تماشاچی شود. با این حال الوند با اشتیاق دست روی این فیلمنامه گذاشت و به قول خودش فیلمی را كه پر از جزئیات بود سعی كرد با پرداختی درست به اثری تبدیل كند كه خیلی به كارهای قبلی‌اش شبیه نبوده و در واقع الوند به نوعی وارد موضوعی خاص می‌شود و سلامت از آن بازمی‌گردد. دو كاراكتر اصلی داستان یعنی طه و آهو هر كدام با اندیشه‌شان می‌توانند زمینه‌ساز جریاناتی باشند اما فیلم در كلیتش از هر دو نفر جانبداری می‌كند. 

از طاها به شكل مستقیم به خاطر اعمال و اعتقاداتش و از آهو در روال داستان و خیلی ظریف به طوری كه نگاه تماشاچی در پایان فیلم نسبت به آهو تغییر می‌كند و ناپاكی‌ها را كه خیلی‌هایش حاصل شرایط اجتماع است را معرفی كرده و این را می‌پذیرد كه آهو هم حق حیات دارد. 

3_ اما نكته ظریف «رستگاری در...» رابطه بین آهو و طه است كه پیوندی میان عشق زمینی و الهی در آن به چشم می‌آید. ضمن اینكه در مسیر قصه عشقی ابراز نمی‌شود بلكه حس می‌شود. چرا كه عشق می‌تواند زمینه‌ساز خیلی چیزها باشد از جمله تحول روحی و عاطفی یك انسان دربند، شاید با این تفاسیر بتوان رستگاری را خیلی سیاسی هم دانست كه آمیزه‌های اجتماعی آن قوی‌تر است. 

تفاوت دو كاراكتر طه و آهو را از لحاظ سنی هم می‌شود درك كرد. عدم تناسب سنی، رفتاری و حتی طبقه اجتماعی این دو باعث شده كه هم فیلم از حالت عاشقانه صرف و افتادن در خط سانتی‌مانتالیسم حذر كند و هم این امكان را به كاراكتر زن بدهد كه بدون احساسات عاشقانه خودش باشد و حرف‌هایش را بزند. به طوری كه در كلیت فیلم یك اخلاق‌گرایی هم در جریان باشد. 

4_ «رستگاری در...» از بازیگران خوب و مناسبی هم بهره می‌برد. الوند برای نقش طه سراغ شخصیتی رفته كه تا به حال با چنین گریمی در سینما حضور نداشته، بهرام رادان با گریمی تازه كنجكاوی هر كسی را برای این نقش در بر دارد ضمن اینكه در كنار بازی خوب رادان انتخاب مهتاب كرامتی و فاصله سنی او با رادان و انتخاب چهره‌ای خاص در مقابل چهره مذهبی رادان باعث شده هم گمان فیلم عاشقانه از ذهن دور شود و هم تضاد این دو نفر بیشتر به چشم بیاید. 

بازی شهاب حسینی در نقش فواد هم زیبا و به‌جا است. او كه قبلاً در «شمعی در باد» در كنار بهرام رادان بازی قوی‌ای از خود نشان داده بود این بار هم با همان توانایی توانسته در قالب جوان مذهبی اصولگرا خوب بدرخشد. 

اكران «رستگاری در...» با شكل تبلیغاتی متفاوتش كه شامل پلاكاردهای بزرگ در خیابان‌های مهم شهر و پخش سی‌دی‌های تبلیغاتی كه همراه با پشت صحنه فیلم است شاید در كنار اكران فیلم‌های دیگری كه خط و سوی متفاوتی دارند شاید سرنوشت بهتری داشته باشد هرچند كه فروش چند سال اخیر نشان داده كه كسی حوصله دیدن فیلم‌های اجتماعی تلخ را ندارد. باید منتظر شد و دید، چه بسا معادلات ذهنی ما به یكباره عوض شود.

99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.