userinfo close

  ,

بهرام رادان


bahramradanclub

تاسیس: 22 اسفند 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: سحر امیری - معاونان
*دوستان رای بــه كلوب فراموش نشه*\به گفته بهرام رادان ایشان هیچ گونه پروفایل،ایمیل ،وبلاگ و ... در ا ادامه »
*دوستان رای بــه كلوب فراموش نشه*\به گفته بهرام رادان ایشان هیچ گونه پروفایل،ایمیل ،وبلاگ و ... در اینترنت نداشته تنهاراه ارتباطی شما،سایت ایشان می باشد.
 
m m , mitra_k1
m m - 23:11 1386/03/15

محفل گرایی فلسفی نقد رستگاری

محفل گرایی فلسفی /آهنگرهای هایدگری و پدیده آمریت / نقدی بر فیلم رستگاری در هشت و بیست دقیقه( نقد )

altفیلم رستگاری در ساعت هشت و بیست دقیقه به كارگردانی سیروس الوند هم یكی از آن جملگی آثاری ست كه سعی می كنند شرارت های دولتی و فرادولتی بیرون از نظارت دولت را هم حتی به فردیدیان و سلف فلسفی وی هیدگر نسبت دهند.

ماجرای فیلم حول و حوش دل باختن فرزند شهید و رزمنده ی جوان دهه گذشته – میراث دار ارزش ها – به دختری جنوبی به نام آهو شریفی ست كه بر اثر جنگ كاشانه از دست داده و با پدری موجی و برادری خرد اكنون در تهران در اندشت جهت گذران زندگی و دادن خرج تحصیل برادر و آسایشگاه روانی پدر و دادن مخارج دانشگاه آزاد آقای جاسبی به روسپیگری شرعی! یعنی متعه مردان ثروتمند در قدرت بوده و از قدرت طرد شده مشغول است.

رزمنده مجروح حالا بر اثر گازهای شیمیایی و عشق /رفیقی نیز دارد آهنگر و تئوریسین كه یا در آهنگرخانه و پای كوره است یا در گوشه عزلت و زیر عكس قاب گرفته هایدگر و كناری هم در كتابخانه دیوان حافظ از دور هویداست .

 آن دو چیزی كه فردید دل در گرو آنان داشت و نیز ضلع سومی كه اندیشه های محی الدین ابن عربی اندلسی ست كه در این فیلم كارگردان نتوانسته آن را نمایش دهد – شاید به دلیل عدم آشنایی -

آهنگر هیدگری در پستو فتوا می دهد و عده ای نیز گوش به فرمان و مرید و مقلد دارد كه برخی از مریدان فاقد قدرت تشخیص و تشكیك و حتا تردید اند و برخی دیگر نیز مانند مجروح عاشق در كشاكش بحث كردن با وی در می آیند تا آنكه مراد به وی اسلحه ای داده و وظیفه كشتن آن تر دامن را به وی محول می كند.

قهرمان آرمان گرا و ارزش مدار در قالب راننده تاكسی سرویس به سر وقت تر دامن می رود و او را كه در ساعت هشت و بیست دقیقه با سرمایه دار سابقا دولتی قرار دارد از میانه ی راه به قصد كشتن می رباید لیكن نمی تواند وظیفه خود را به انجام برساند - كه البته پلانی كه در اتومبیل از داخل و سمت سرنشین باز نمی شود به نوعی یادآور قتل زنان بدست خفاش شب است-

altالوند تلاش می كند تا نشان دهد در حالی كه مقصران اصلی فساد ثروت مندان و قدرت مداران اند هایدگر مابان و فردیدیان به ظواهر می پردازند. علت ها را واهشته اند و معلول ها را گرفته اند و سعی دارد كه سطحی نگری آنان را نشان دهد اما خود وی نیز نمی تواند حرف مربوط خود را بزند و ساده ترین راه را برمی گزیند یعنی آنكه فقط نمایش می دهد و طرح پرسش می كند اما از ارائه راهكار عاجز می ماند و در نهایت نیز فیلم را در تعلیق رها می می كند. پس از آنكه تر دامن شوهر موقت خود را راس ساعت هشت و بیست دقیقه در آپارتمان مجردی مجلل می كشد و عاشق آرمانی نیز كه به سروقت معشوق آمده وقتی با صحنه قتل مواجه می شود قاتل را متواری می كند و خود در صحنه می ماند تا در سكانس پایانی در راه پله عاشق از بالا و معشوق در پایین به یكدیگر بنگرند.  

فیلم تلاش دارد تا نقبی بر یكی از عمده ترین مسائل سیاسی عصر حاضر كشور ما بدست دهد : محفل گرایی و پدیده آمریت خود اتكا و خود بسنده كه پیش از آنكه سیاسی یا دینی باشد فلسفی ست / نیز فحشا و در انحصار گرفتن ازدواج موقت توسط قدرت مداران كه البته چاشنی اجتماعی و كش دار و جذاب فیلم است / بهانه ای ست تا تماشاگر عام را تا انتها با خود بكشاند و در نهایت وی را در تعلیق رها كند ورنه مقصد و مقصود اصلی رستگاری كالبدشكافی همان تم فلسفی هایدگریسم در ایران است آن هم بدون نام بردن و فقط با ارائه نشانه های تصویری مانند نشان دادن تصویر قاب گرفته هایدگر در كتابخانه مراد محفل گرا و ایستادن وی در زیر قاب عكس و فرمان های بی انعطاف ضرب و جرح و حذف صادر كردن.

ضعف بینشی فیلم بیشتر تاثر از نگاهی ژورنالیستی ست كه در این سال ها سعی داشته مكافات ها و گرفتاری ها و حذف های صورت گرفته پس از انقلاب را به فردیدیان ربط دهد آنگونه كه دكتر عبدالكریم سروش در مصاحبه ای با ابراهیم نبوی - شریرترین آدم های جمهوری اسلامی در نیم قرن اخیر را از جمله شاگردان مستقیم و غیرمستقیم فردید می داند – و قس علی هذا اظهارنظرهای فراوان دیگری از بزرگان فكر و فلسفه معاصر در حمله به فردید و حلقه اطراف وی...

برای من جذاب ترین بخش فیلم شخصیت پردازی آهنگر هایدگری ست كه در قالب مراد عرفانی ایرانی / اسلامی – پیشوای فاشیستی آلمانی حلقه ای تشكیل داده و مشغول فرمان راندن بر آنها و در نتیجه تطهیر محیط به زعم خود است.

رستگاری همچنین سعی در توضیح غیرمستقیم این نكته دارد كه پدیده آمریت بیشتر جنبه فلسفی و غیرحكومتی ست تا دینی و حكومتی و در نتیجه شاید به نوعی تلاش می كند تا سیگنال هایی ارائه دهد كه معمای قتل های زنجیره ای سیاسی و قتل های زنجیره ای زنان مشهد و همچنین آتش زدن مراكز مختلف را نیز بگشاید اما به هیچ وجه وارد این حیطه ها نمی شود.

رستگاری در... اندیشه های خود را با احتیاط و گریز و ایما و اشاره عنوان می دارد . از دستگاه نشانه شناسی قوی برخوردار نیست اما دائم نشانه گزاری می كند و حتا از به پایان بردن فیلم نیز عاجز است. فیلم پایانی ندارد و با روایت فیلم آمرها مصون می مانند و  همچنان در حلقه های بسته و  مطیع پیرامونی خود سرگرم مكاشفه و فرمان راندن اند در حالی كه تحول و دگردیسی فقط به سراغ معلول ها می آید و نه علت ها.همچنین می خواهد با زبان بی زبانی و دیالوگ های گنگ بگوید كه صاحبان ثروت های افسانه ای با حكومت در تعامل بوده و بعد در قالبی محافظه كارانه سریعا اعلام می دارد كه این عناصر البته طرد هم شده اند...

رستگاری در ... اثری پدیده شناختی نیست آنگونه كه فیلم پدرخوانده و در سطحی ژورنالیستی باقی می ماند / محافظه كار است انگار كه اسرار را می داند اما از واگویه ی آنها ابا می كند .

در مجموع با آنكه نمره من به این فیلم نمره الفی نیست لیكن تلاش های الوند برای نشان دادن فلسفه در پس پشت جامعه ایرانی را گرامی می دارم.

امید حلالی

99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.