عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
29 خرداد 1387 | |
|
2
|
13 دی 1386 | |
|
3
|
1 مهر 1386 | |
|
4
|
2 شهریور 1386 | |
|
5
|
2 شهریور 1386 | |
|
6
|
2 شهریور 1386 | |
|
7
|
2 شهریور 1386 | |
|
8
|
9 مرداد 1386 | |
|
9
|
15 خرداد 1386 | |
|
10
|
15 خرداد 1386 |
این فیلم صاحب دارد (یادداشت امیر قادری برای حكم)

براى تماشاى «حكم» تازه ترین اثر مسعود كیمیایى دلایل مهمى وجود دارد. اگر این هشت تا دلیل مرا در لزوم تماشاى این فیلم نمى پذیرید، مهم نیست. خودتان یك دلیل جور كنید و فرصت تماشاى فیلم را روى پرده از دست ندهید. فقط توضیح یك نكته ضرورى. حكم با فیلم هاى قبلى كیمیایى فرق مى كند. (كاش نسخه تدوین اولش را مى دیدید. آن وقت با اطمینان بیش ترى مى شد در این باره حرف زد.) با پیش فرض سراغش نروید. ذهن تان را باز بگذارید. اجازه بدهید خود فیلم قواعدش را به تان تحمیل كند. سینما گاهى وقت ها یك عاشق «خاضع» لازم دارد. اینها بعضى از دلایل من است:
۱- موسیقى و ترانه بخشى از سینماى كیمیایى است. او موسیقى شناس خوش سلیقه اى است. بهترین سكانس هاى بهترین فیلم هاى او بدجورى وامدار موسیقى شان بوده اند. و «حكم» با ترانه ها و قطعه هاى موسیقى ارژینال و غیرارژینال اش، گاهى یك ویدیوكلیپ طولانى به نظر مى رسد. وقتى كیمیایى تعصبى نسبت به موسیقى اصلى ساخته شده براى فیلمش نداشته باشد، آن وقت است كه مى توانید با خیال راحت در صندلى سینما فرو بروید و از «كشف»هاى فیلمساز در این زمینه لذت ببرید: یك ترانه ارمنى یا موسیقى یك سریال تلویزیونى دهه ۱۹۵۰.
۲- این فیلمى است كه كارگردانش آنقدر سینما را دوست دارد كه كم كم، مثل همه فیلم هاى خوب، عشق به خود این هنر، براى فیلم و فیلمساز تبدیل به یك هدف مى شود. آن تعریف جادویى را مى شود خرج این فیلم هم كرد: كارگردانش آنقدر سینما را دوست داشته كه سراغ ساخت این فیلم رفته. هدف اصلى در خود مدیوم نهفته است.
۳- استثنائاً این بار مرز بین واقعیت و خیال، خیلى خوب شكسته مى شود. (باز بیشتر دارم درباره نسخه تدوین اول صحبت مى كنم كه حالا دست خورده.) موقع دیدن حكم، به نظرتان مى رسد كه مرز بین خیال و واقعیت یك موست. كارگردان مرز را مى شكند و اغلب صحنه هاى مربوط به دو سوى ماجرا را خوب و مجاب كننده از آب درمى آورد. سالن تاریك و نور سفید و جماعت هم فاز. اگر لحن فیلم را دریابید، «حكم» از معدود مواردى است كه خصلت هیپنوتیزم كننده سینما، اثرش را مى گذارد.
۴- دلیل بعدى به سه تا از بازیگران فیلم مربوط مى شود. پولاد كیمیایى و بهرام رادان و لیلا حاتمى، خیلى خوبند. اینجا شخصیت چندان قابل باورى وجود ندارد. پس زحمت باورپذیر كردن این نقش ها و جلب علاقه تماشاگر را خود بازیگرها كشیده اند. رادان در نقش كوتاه و ظاهراً بى اثرش (به لحاظ دراماتیك دارم این را مى گویم) بهترین است و پولاد كیمیایى، لحن پیچیده نقش اش را خیلى خوب از آب درمى آورد. بله. من هم مثل شما بازى اش را در فیلم هاى قبلى دوست نداشتم.
۵- حكم آینه این روزگار ما است. در خیابان راه مى رویم، چیزهاى عجیب و غریب بامزه مى بینیم و به نظرمان مى رسد كه همه چیز همانقدر هجوآلود و رمزآمیز است كه حكم. این همان لحن خاصى است كه درباره اش صحبت كردیم. باز بیشتر دارم درباره نسخه تدوین اولیه حكم صحبت مى كنیم و سكانس هاى معركه اى كه كارگردان (یا پخش كننده؟) موقع اكران كنارشان گذاشته است.
۶- این شاید مهم ترین دلیلم باشد. حكم، فیلمى است كه صاحب دارد. مى توانید صاحب اش را دوست داشته باشید یا نه، ولى هر چه روى پرده مى بینید، از كلاه و هفت تیر و اوركت و صورت آدم ها (البته به نظرم غیر یك مورد!)، حاصل چنین سلیقه اى است.
۷- متوجه هستید كه این یك نقد نیست. فقط یك جور معرفى است. حرف هاى اصلى مى ماند براى بعد. آن وقت درباره عیب ها و ایده ها و صحنه هاى اضافى فیلم هم صحبت خواهیم كرد. در این فرصت فقط اجازه بدهید این دلیل آخریه را هم بگویم. «حكم» فرصتى در اختیار سینمادوست ها مى گذارد كه این اواخر كاهلى و گرفتارى و سردرگمى و رفیق بازى، از آنها دریغ شده بود. این كه بعد چند سال و باز، فیلمى از مسعود كیمیایى را دوست داشته باشیم. كیمیایى براى این فیلم زحمت كشیده و هیچ صحنه اى را خوب یا بد، به حال خودش وانگذاشته است. مطمئنم كه الان، خیلى از شما كه دارید این جمله ها را مى خوانید، ته دل تان نفسى به راحتى كشیده اید و گفته اید: آخیش


