userinfo close

  ,

بهرام رادان


bahramradanclub

تاسیس: 22 اسفند 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: سحر امیری - معاونان
*دوستان رای بــه كلوب فراموش نشه*\به گفته بهرام رادان ایشان هیچ گونه پروفایل،ایمیل ،وبلاگ و ... در ا ادامه »
*دوستان رای بــه كلوب فراموش نشه*\به گفته بهرام رادان ایشان هیچ گونه پروفایل،ایمیل ،وبلاگ و ... در اینترنت نداشته تنهاراه ارتباطی شما،سایت ایشان می باشد.
 
m m , mitra_k1
m m - 07:30 1386/02/2

نگاهی به سنتوری(از ساعدی تا رادان)

"سنتوری" نمی‌تواند هواداران سنتی مهرجویی را راضی کند. او با ساخت آثاری چون "هامون" و "درخت گلابی" به جایگاهی دست‌نیافتنی در مناسبات روشنفکری ایران دست یافته، جایگاهی که تنها به او و بیضایی اختصاص دارد.

به گزارش خبرنگار مهر، به همین دلیل هرگاه سراغ ملودرام رفته (همچون "سارا" و "لیلا") بسیاری از مخاطبان جدی اش را از دست داده. این گروه خاص پسند، دوست دارند مهرجویی مدام به مسائل فلسفی و دغدغه های ذهنی روشنفکر ایرانی بپردازد و چون "هامون" روایتگر سرگردانی آنان شود یا چون "درخت گلابی" حدیث  تنهایی شان را بازگو کند. این توقع بیجا نیست. چرا که کارگردانان ما یا اهل ساخت فیلم های مفرح و گیشه پسند هستند یا توان طرح مسائل اجتماعی را دارند و جز بیضایی و مهرجویی، کسی وجود ندارد که بتواند از اسطوره ها گوید یا از ایمان ابراهیم.

اما باید واقع بین بود. مهرجویی، تارکوفسکی نیست که پی در پی فیلم های فلسفی بسازد. مهرجویی همچون "دکتر جکیل و مستر هاید" هویتی دوگانه دارد. او از همان آغاز (که "الماس 33" را ساخت) نشان داده که هم به مسائل روشنفکری عنایتی ویژه دارد و هم نیم نگاهی به گیشه و دغدغه های عوامانه دارد: "خانه عروسک" ایبسن، دورانی از مدرنیته را ترسیم می کند که تلقی زن به مثابه شهروند درجه دوم هستی در حال فروپاشی است و از این منظر، می توان آن را طلیعه دار جنبشی خواند که بعدها فمینیسم نام گرفت. اما "سارا"ی مهرجویی (که اقتباسی از همین نمایشنامه است) تنها در حد یک ملودرام خوش ساخت متوقف می شود. "لیلا" نیز همان مسائلی را مطرح می کند که نمایش های ظهر برنامه خانواده.

مهرجویی موج سوار ماهری هم بوده: او در تمام این سال ها به سرعت نبض زمانه را دریافته و در مقطعی تاریخی، هماهنگ با روح زمانه، فیلم عرفانی ساخته و در بزنگاه مناسب، ابوسعید ابوالخیر را رها کرده و سراغ طنز رفته. امروز هم فضای تین ایجری جامعه را سنجیده و به استقبال ساز و کمدی رفته (فروش سرسام آور فیلم از هم اکنون قابل حدس است).

با این همه می خواهم از مهرجویی دفاع کنم. فراموش کنیم که او "هامون" ساخته. از یاد ببریم که او "مارکوزه" ترجمه کرده. بیایید فیلم او را نه با استانداردهای مهرجویی (و توقعاتی که خودش ایجاد کرده) بلکه با سایر فیلم های امسال قیاس کنیم: زمان فیلم بیش از 100 دقیقه است و در تمام این مدت، مخاطب خسته نمی شود و این در حالی است که بیش از 80 درصد فیلم های ما کسالت بارند. این در حالی است که فیلم های 75 دقیقه ای ما نیز توان جذب مخاطب را ندارند.

"سنتوری" بازی های خوبی دارد: گلشیفته فراهانی سال هاست بازی های درخشانی ارائه می دهد و پس از "میم مثل مادر" اجرای خوب این نقش چندان شگفت انگیز نیست. با این حال، تاکنون بهترین هنرپیشه زن جشنواره است (به نظرم، حتی در مقایسه با باران کوثری در "خون بازی" نیز بازی ظریفتری ارئه کرده). رادان نیز چند پله از تمام کارهای قبلی اش فراتر رفته. رایگان و تیموریان نیز بی آنکه شگفت انگیز باشند، موفق هستند.

"سنتوری" صحنه های موفق زیادی دارد و شاید خاطره انگیزترین آنها، لحظه ای باشد که رایگان (بلورچی) پس از سال ها با پسرش مواجه می شود و پسر از پدر می خواهد بساط اعتیاد او را فراهم کند و در تزریق، یاریگرش باشد.

"سنتوری" از نظر فرمی نیز قابل ملاحظه است: در سینمای ایران، جز "این زن حرف نمی زند" فیلمی را سراغ ندارم که چنین بی پروا برش بزند و با جامپ ها و جامپ کات های پی در پی، تمام اصول کلاسیک را نادیده بگیرد. روایت "سنتوری" نیز درخور توجه است و این، ریشه در تعلق خاطر مهرجویی به شکست زمان دارد ("هامون" و فلاش بک های پی در پی آن را به یاد دارید؟). روند روایت "سنتوری" با فلاش بک درهم می شکند و این کار هم بر تنوع و طراوت اثر می افزاید و هم تعلل گریزناپذیر روایت خطی را به ایجاز و رهایی ناشی از روایتی غیرخطی بدل می سازد.

مشکل اصلی "سنتوری" از لحظه درمان آغاز می شود. تا پیش از آن با افول تدریجی یک انسان مواجه می شویم که با رفتن به پارک و ویران شدن زندگی اش به اوج می رسد. اما درمان او ناگهانی و باورناپذیر است. اگر گلشیفته بازمی گشت، ترک و بهبودی با عشق توجیه می شد (که رویکردی ملودراماتیک و پیش پا افتاده است). ولی می شد موسیقی را وسیله ساخت و نشان دارد که هنر، مرهم محرم است. نشانه هایی از این نگرش وجود دارد (ورود سنتور به بیمارستان)، اما متاسفانه این روند فاقد کیفیت تدریجی است و ناگهانی و تحمیلی به نظر می رسد. به اینها اضافه کنید صحنه های پیش پا افتاده ای چون آموزش موسیقی به معتادان و اجرای کنسرت با آنها.

فیلم های مهرجویی همواره (و گاهی به ناحق) با تاویل های گوناگون همراه بوده اند. حتی "لیلا" نیز به مثابه رنج خودخواسته انسان تفسیر شد. اما "سنتوری" راه را بر هرگونه تاویلی می بندد. اثری ساده و خوش ساخت که نه بیانیه ای اجتماعی است و نه اشاره های فرامتنی دارد. آن همه شعر و ترانه نیز بیش از آن که کارکرد دراماتیک داشته باشد، سوار شدن بر موج پسند تماشاگر و باج دادن به اوست.

روزگاری مهرجویی همنشین ساعدی بود. در "هامون" از شایگان می گفت. اما امروز با رادان عکس دونفره می گیرد. بسیاری این را عقبگرد قلمداد خواهند کرد. اما به گمانم بهتر است قضاوت های ارزشی را کنار بگذاریم و این را صرفا دوره ای تازه قلمداد کنیم. دوره ای که در عرصه فرم با دوربین روی دست و جامپ کات شکل می گیرد (به سبک و سیاق فیلم های خانوادگی) و در عرصه مضمون نیز به مسائل عوامانه می پردازد (و مشکلات خانوادگی را مطرح می کند).

روشنفکران نیز حق دارند که از بحث های فلسفی و جدل های انتزاعی خسته شوند و بخواهند به زندگی روزمره بپردازند. فیلمسازان نخبه گرا نیز حق دارند از شکست های تجاری و ضررهای مالی به ستوه بیایند و بخواهند فیلمی پرفروش بسازند ... و مهرجویی، دقیقا به این نقطه رسیده. درست مانند پیرمردی بازنشسته که زندگی پرهیاهویی را پشت سر گذاشته و امروز، دیگر ترجیح می دهد در پارک بنشیند و به بازی بچه ها خیره شود.

می‌توان "سنتوری" را دوست نداشت، می‌توان چهره دیگر مهرجویی "هامون" را ترجیح داد، می‌توان او را به شناخت نبض زمانه و بهره برداری از آن متهم کرد، اما نباید فراموش کرد که "سنتوری" به لحاظ مسائل اجرایی و ایجاد فضایی گرم و گیرا، از تمامی آثار این روزها یک سر و گردن بهتر بوده.

فیلمی وجود دارد به نام GIA که سقوط تدریجی یک زن را از اوج شهرت تا هنگامه مرگ بازگو می کند (آن هم به دلیل اعتیاد). GIA شاهکاری است که با لحنی تراژیک، روایتگر سقوط یک انسان می گردد و این مسئله را از زوایای مختلف تحلیل می کند. فیلم مهرجویی، در مقایسه با GIA، نه توان تحلیل دارد، نه ایجاز روایی، نه ژرفای کافی و نه آن میزان از اثرگذاری که تماشاگر را به تامل وادارد. با این همه مهرجویی موفق شده تا از موضوعی ذاتاً تراژیک (اعتیاد) اثری طنز و مفرح بسازد و این، اصلاً کار ساده ای نیست.

99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.