عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
29 خرداد 1387 | |
|
2
|
13 دی 1386 | |
|
3
|
1 مهر 1386 | |
|
4
|
2 شهریور 1386 | |
|
5
|
2 شهریور 1386 | |
|
6
|
2 شهریور 1386 | |
|
7
|
2 شهریور 1386 | |
|
8
|
9 مرداد 1386 | |
|
9
|
15 خرداد 1386 | |
|
10
|
15 خرداد 1386 |
m m - 08:30 1385/12/6
یک مسیر پرفراز و نشیب ( مروری بر کارنامه بازیگری بهرام رادان)
بهرام رادان» کارنامه بازیگری پرفراز و نشیبی دارد. کیفیت فیلمهایش مثل یک منحنی سینوسی مدام در نوسان است. «شور عشق» - یعنی ایستگاه شروعش- پایینترین نقطه این منحنی است. ولی او پس از طی چند دوره، حالا به نقطه اوج رسیده است: «حضور در فیلمی از داریوش مهرجویی به عنوان بازیگر نقش اول.» مینویسم چند دوره، چون او این اوج و فرود را طی این سالها، بارها و بارها پیموده و تکرار کرده است. ثمره تلاشش حضور در هفده فیلمی است که برخی از آنها از شدت پیشپاافتادگی و بیارزشی، زبانزد هستند: «شور عشق» (نادر مقدس)، «آبی» (حمید لبخنده)، «ساقی» (محمدرضا اعلامی)، «عطش» (محمدحسین فرحبخش)، «ازدواج صورتی» (منوچهر مصیری».
این فیلمها را که نادیده بگیریم، به آثاری برمیخوریم که یا کارگردانهای مطرحی داشتهاند و یا ثمره کار، فیلم درخشانی از آب در آمده است: «گاوخونی» (بهروز افخمی)، «گیلانه» (رخشان بنیاعتماد)، «سربازهای جمعه» و «حکم» (مسعود کیمیایی)، «تقاطع» (ابوالحسن داوودی)، «علی سنتوری» (داریوش مهرجویی).
یادمان باشد بهرام رادان از زرشک زرین بدترین فیلم (شور عشق) به سیمرغ بلورین بهترین بازیگر (شمعی در باد) رسیده است.
* از زرشک زرین تا سیمرغ بلورین
بهرام رادان متولد هشتم اردیبهشت 1358 و دانشآموخته کارشناسی مدیریت بازرگانی است. هنگامی که در سال 79 با «شور عشق» وارد سینما شد، بازیگری برایش فقط حکم تفریح و کنجکاوی را داشت. در این فیلم یک بازیگر غریزی و آموزش ندیده بود. میگویند که در حین فیلمبرداری یکی از دوستانش نکاتی را درباره «نحوه بیان» و «حس گرفتن» به او توضیح داده است. وقتی «رادان»، همانها را تمرین و در یکی از سکانسها اجرا کرده، نادر مقدس شگفتزده شده و گفته: «چقدر یکدفعه کیفیت بازیات بهتر شد.»
بهرام رادان پس از «شور عشق»، با حضور در چند فیلم گیشهای دیگر («آواز قو»، «آبی»، «ساقی»)، خودش را به عنوان یک بازیگر پولساز به تثبیت رساند. اما این فیلمها، «طبع بلند» او را ارضا نمیکردند. او احساس میکرد، دارد در حوضی شنا میکند که خیلی برایش کوچک است. رادان اصلا دوست نداشت به عنوان یک «جوان زیبارو» حضوری تزئینی و دکوری در فیلمهای صرفا تجاری داشته باشد. او از بازی در نقش جوانان عاشقپیشه و مرفه خسته شده بود. به همین خاطر بود که به پیشنهاد «بهروز افخمی» در سال 81 پاسخ مثبت داد و در یک فیلم خاص و متفاوت (گاوخونی) حضور پیدا کرد.
دومین شیب نزولی منحنی رادان پس از همین فیلم آغاز شد. او سعی میکرد، در انتخابهایش، در کنار اهمیت دادن به «اصالت کارگردان» به میزان «چهره شدن» و در «معرض دید بودن» هم توجه کند. به همین خاطر بود که دوباره به سمت فیلمهایی روی آورد که از جنس «شور عشق» بودند. (عطش، ساقی، رز زرد) در همین سالها بود که توانست برای بازی در فیلم «آواز قو» جایزه بهترین بازیگر نقش مرد را از اولین جشنواره فیلمهای خانوادگی ارومیه دریافت کند. جایزهای که آن را حفظ نکرد و به یکی از دوستانش بخشید. او بارها این نکته را عنوان کرده که مقصد نهاییاش «کسب سیمرغ» بوده است و نمیخواسته به چنین جوایز پیشپاافتادهای دلخوش کند. سال 82، بالاخره ستاره بخت و اقبال «رادان» درخشید و او به آرزویش رسید.
بیست و دومین سیمرغ بازیگری بهترین نقش اول مرد بر شانههای «بهرام رادان» نشست، تا او «ستاره حرفهای» و «خوشآتیه» سینمای ایران نام گیرد. اگرچه سیمرغ برای بازی در فیلم «شمعی در باد» بود، ولی ظاهرا، داوران او را به خاطر «پرکار بودنش» و «برآیند مثبت بازیهایش» برگزیده بودند. (او در آن سال با سه فیلم «گاوخونی»، «شمعی در باد» و «سربازهای جمعه» در جشنواره حضور داشت.)
بازی در فیلمی از «مسعود کیمیایی» را باید اتفاقی مهم در کارنامه حرفهای او دانست. تجربه ثابت کرده حضور جوانان تازهکار در فیلمهای این کارگردان، تاثیر بسزایی در سیر روند تکاملیشان داشته است. ظاهرا نحوه بازیگری او مورد تایید «کیمیایی» قرار گرفته بود، چون او یکبار دیگر هم برای بازی در فیلم «حکم» برگزیده شد تا دوباره پرسوناژ جوانان معترض، عصیانزده و سرکوب شده فیلمهای کیمیایی را تکرار کند.
رادان در ادامه راهش در سه فیلم ارزشمند («گیلانه»، «تقاطع» و «علی سنتوری») حضور یافت و نشان داد که که کارگردانها او را به عنوان یک «تکیهگاه مطمئن» برای کیفیتر شدن فیلم و یک «ستاره حرفهای» برای تضمین «جذب مخاطب» پذیرفتهاند.
* حضور شکوهمندانه در «علی سنتوری»
بهرام رادان با بازی در فیلم «علی سنتوری» (داریوش مهرجویی) تبدیل به ستاره خبرساز مطبوعات شد. با اینکه فیلم هنوز مراحل تولید را میگذراند، ولی صفحات نشریات پر از عکسها و خبرهایی شد که به این فیلم میپرداختند. حتما شما هم عکسهای رادان را با گریم متفاوتش در نقش «علی سنتوری» دیدهاید. آنها که پشت صحنه این پروژه را دیدهاند، میگویند فیلم حال و هوای «مهمان مامان» را دارد و فیلم باشکوهی از آب درآمده است.
«رادان» نقش یک نوازنده سنتور و خواننده را ایفا میکند که به دام اعتیاد گرفتار شده است. او در این فیلم چند ترانه «محسن چاووشی» را هم لبخوانی کرده است.
همانطور که قبلا اشاره شد، این فیلم را باید نقطه اوج بازیگری رادان بدانیم. چرا که مهرجویی پس از فیلمهای «میکس» و «مهمان مامان» دوباره به سبک و سیاق فیلمهای شخصیتمحورش برگشته است.
در اینگونه فیلمهای مهرجویی (سارا، بانو، پری، لیلا، بمانی و...) بازیگر نقش اول در مرکز ثقل ماجرا قرار میگیرد و فرصت استثنایی برای نشان دادن قابلیتهایش پیدا میکند.
نقشهای غیر کلیشهای و متنوع
کاراکترهایی که «رادان»، در قالب آنها فرو رفته، تقریبا" متنوع و غیر تکراریاند. در بین فیلمهای او همه جور نقش پیدا میشود و این موضوع ارزشهای کارش را بیشترنمایان میسازد: یک جوان دلباخته بحرانزده ( آواز قو)، جانباز از جبهه برگشته ( گیلانه)، جوان معتاد ( شمعی در باد)، تعمیرکار ماشین ( رز زرد)، جوان خلافکار بی قید و بند ( تقاطع)، جوان متشرع روشنفکر ( رستگاری در هشت و بیست دقیقه)، نوازنده و خواننده ( علی سنتوری) و...
از تبلیغ موبایل تا کارهای خیریه
«رادان» را باید جزو ستارههای حرفهای و خوشفکر به حساب آوریم.
او خیلی سریع در مسیر حرفهای شدن گام برداشت و با برنامهای سنجیده، حرکت رو به جلویش را حفظ کرد. او جزو اولین بازیگرانی است که برای خودش، فردی را به عنوان «مدیر برنامهها» برگزید.
این فرد که یک روزنامهنگار است، هم مصاحبههایش را هماهنگ میکند، هم کار به روز کردن اطلاعات سایت رادان را انجام میدهد، هم امور مربوط به قراردادها را تنظیم میکندو...
شاید به همین خاطر است که «رادان» به اندازه همتایانش، گرفتار حاشیه سازیهای نشریات زرد نشده است.
« رادان»را خیلیهایی که اهل فیلم و سینما هم نیستند، میشناسند.
به این خاطر که احتمالا" عکس بزرگش را بر روی بیلبوردها و پوسترهای تبلیغاتی یک شرکت تولیدکننده موبایل دیدهاند. خیلیها او را به خاطر این اقدام نکوهش کردند و تبدیل شدن رادان به یک « عنصر تبلیغاتی» را در شان او ندانستند، لی پاسخ او فقط یک جمله بود: «اگر کار خوبی نیست، پس چرا برای اولین بار جمشید مشایخی آن را انجام داده است؟»
رادان به موازات این فعالیتها در حال تاسیس «باشگاه ستارگان سینما»هم هست. این باشگاه که درزیر مجموعه «خانه سینما»قرار میگیرد، قرار است برای مستمندان کارهای خیریه انجام دهد.
حکایت همچنان باقی است
در صورتی که شرایط مهیا شود، از او امسال پنج فیلم را شاهد خواهیم بود.
فیلمهای «علی سنتوری» ( داریوش مهرجویی) که احتمالا"پاییز اکران میشود، «تقاطع» ( ابوالحسن داوودی) «خون بازی» (درخشان بنیاعتماد) و «ته دنیا» ( بهروز افخمی) که مراحل تولیدش نیمه کاره رها شده، و فیلم کمدی «لیلی و مجنون» ( کاظم راست گفتار)
کارگردان لیلی و مجنون همانی است که چند سال پیش کمدی ضعیف و سبک «عروس خوش قدم» را ساخت. یعنی ممکن است داستان آن منحنی و شیب نزولی اثر یکبار دیگر تکرار شود. ظاهرا"حکایت همچنان باقی است.
نویسنده : احسان رحیم زاده (filmneggar.blogfa.com)
99
کامنت بنویسید...


