userinfo close

  ,

بهرام رادان


bahramradanclub

تاسیس: 22 اسفند 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: سحر امیری - معاونان
*دوستان رای بــه كلوب فراموش نشه*\به گفته بهرام رادان ایشان هیچ گونه پروفایل،ایمیل ،وبلاگ و ... در ا ادامه »
*دوستان رای بــه كلوب فراموش نشه*\به گفته بهرام رادان ایشان هیچ گونه پروفایل،ایمیل ،وبلاگ و ... در اینترنت نداشته تنهاراه ارتباطی شما،سایت ایشان می باشد.
 
سحر امیری , tolue
سحر امیری - 07:30 1385/02/26

گفتگو بهرام رادان با روزنامه همشهری

گفتگو بهرام رادان با روزنامه همشهری

28 بهمن 1382

پژمان راهبر

من این چهره را خرد کردم

اولین باری كه روبه روی هم نشستیم سه چهار سال پیش بود و هنوز اولین تجربه سینمایی‌اش زرشك نگرفته بود. او در آن روز پسر خوبی بود كه دوست یكی از بچه‌ها بود. در فیلمی هم بازی كرده بود كه به خاطر قیافه‌اش خوب فروخته بود. اما این بار آخری، آن پسرخوب، بازیگر شناخته شده‌ای بود كه در یك سال در 4 فیلم معتبر بازی كرده بود كه برای یكی از آنها سیمرغ گرفته بود.

از دیروز همه می‌گن چرا سر شمعی در باد سیمرغ گرفته. بهرام كه كارهای بهتری داشت.
قبول ندارم. داورها نشسته‌اند و تصمیم گیری كرده‌اند. آنطور كه در بیانیه آنها من فهمیدم، علاوه بر كیفیت به كمیت هم نظر داشتند. شاید به خاطر مجموعه كارهای امسالم در جشنواره (كه4 فیلم بود) به نقشم در شمعی در باد كه طولانی ترین و پرفراز و نشیب‌ترین بود جایزه دادند.
مصاحبه ما با بهرام رادان شروع شده، اگر لیدو مقدمه ندارد. به آقایی و خانمی خودتان ببخشید. زمان این مكالمه همین دیروز است و مكانش خانه ای در محله زعفرانیه دلیل فقدان شیوه كلاسیك ورود به یك مصاحبه هم این است كه اصولا به قول بهروز افخمی، «سینماچیه؟»

كدام فیلم امسالت را بیشتر دوست داشتی؟
هیچ كدام از كارهایم را بیشتر از آن یكی دوست نداشتم. به همه در یك سطح علاقه دارم.

حتما قبول می‌كنی كه جواب مثل این، زیاد شنیده‌ایم.
من دروغ نمی‌گم. بین بازی‌های امسالم به هیچ كدام بیشتر علاقه ندارم. اگر هم از یكی خوشم نمی‌آمد می‌گفتم. مثل نقشم در رز زرد كه اصلا دوستش ندارم. رادان احتمالا از جوانترین بازیگرانی است كه سیمرغ نقش اول را می‌برد: «24 سالمه» فكر كنم در مردهای بازیگری كه سیمرغ برده‌اند از همه جوانتر باشد.

خب، فكر نمی‌كنیم برای شما كمی زود بود؟
چطور؟

بالاخره، ... شاید خود من كه سنم كمی از تو بیشتر است الان نباید مسوولیتی در این حد در روزنامه داشتم.
نه، چنین چیزی نیست. زود یعنی چه اصلا؟ سن معیار درستی برای بردن جایزه نیست. البته من نمی گویم كه در كارم به بلوغ رسیده‌ام. ولی این جایزه نقطه عطف كارنامه بازیگری من است و ربطی هم به سن و سال ندارد.
وقتی وارد خانه رادان شدیم، تابلویی با عنوان «رضا رادان، وكیل پایه یك دادگستری» در حیاط جلب توجه می‌كرد. خانه‌ای قدیمی در حصاری از ساختمان‌های بلند عجیب بود كه ساكنان این خانه با لجاجت دیوارهایی را كه به آن دل بسته اند حفظ می‌كنند: «من ته تقاری بودم، خواهر و برادر بزرگم پزشك و دندانپزشك شدند و لابد من هم باید دنبال آنها می‌رفتم. اما من آنقدر، عاشق همه شغل‌های دنیا بودم كه بازیگر شدم. اینجا، در این حرفه همه شغل ها را تجربه می‌كنم.»
بهرام دانشجوی مدیریت بازرگانی است «داره تموم می‌شه.» گرچه ما گاوخونی را نپسندیدیم. اما رادان همچنان اصرار دارد كه مدیون بهروز افخمی است: «اولین كارگردان درجه اولی كه آمد سراغم بهروز افخمی بود. با او آمدم در جمع آدم‌هایی كه خیلی منتظرشان بودم و دوست داشتم با آنها كار كنم.» آدم‌هایی كه رادان مجبور است رو در بایستی كند و اسمشان را نبرد تا بقیه دلخور نشوند.
از این به بعد جریان خیلی فرق می‌كند. برای من كه فقط 4 سال است در سینما هستم، تازه بازی شروع شده.
و این بازی، تازه شروع شده یعنی وسواس و دقت و كار یعنی آقای كارگردان عزیز دوران شور عشقی تمام شد. اگر فیلمنامه حسابی داری روی من حساب كن.
من دوست دارم بلند پرواز باشم. روزی كه می‌خواستم بازیگر سینما بشم، همه گفتند: «هه!» اما حالا...، این سقف آرزوهای من نیست، (البته اصولا هنر سقف ندارد) و چیزهای بیشتری هم وجود دارد كه باید برای آنها فعالیت كنم.
بحث ما می‌رسد به جشنواره‌های خارجی.
خانم ها زیاد جایزه برده‌اند. نیكی كریمی، لیلا حاتمی و .. اما در مورد آقایان كمتر این اتفاق افتاده. من كه یاد نمی‌آد.

و بازی در فیلم‌های خارجی؟
امكانش هست.

نیست.
چرا هست.

در این شرایط...؟ بعید است.
جام جاهنی 1978 اگر به یك بازیكن ایرانی می‌گفتی بایرن مونیخ هرگز باور نمی‌كرد اما 20 سال بعد این اتفاق افتاد. تازه الان خیلی عادیست و شما تعجب نمی‌كنی.

اما تفاوت سینما و فوتبال تفاوت زبان است.
بله ابزار سینما زبان است، اما می‌شود. ضمن اینكه در فوتبال تو را می‌خواهند اما در سینما تو باید بخواهی تا خواسته شوی.

سقف تو اینجاست؟
سقف یعنی چی؟ برای هیچی سقف نیست. می‌توانی بالا و بالاتر بروی. وسط این حرف‌ها یادمان آمد كه اصلا از جایزه و روز جشنواره نپرسیدیم. رادان اصلا پنهان نمی‌كند كه این جایزه چقدر برایش عزیز است و چه موقعیتی است.

می‌دانستی؟
صد درصد نه، همان موقع فهمیدم. البته یه چیزهایی شنیده بودم. لحظه عجیبی بود. رادان و پژمان بازغی كه از شانس های مسلم سیمرغ بودند دست‌های همدیگر را گرفته بودند. وقتی هم كه اسم بهرام خوانده شد، اولین نفری كه او را بغل كرد پژمان بود. بعد هم پارسا پیروزفر و شهاب حسینی. پرویز پرستویی هم تا دم پله‌ها آمد و بهرام را بغل كرد.
از لحظه‌ای كه اسمم را خواندند تا لحظه‌ای كه با جایزه برگشتم سرجایم، تقریباً چیزی یادم نیست.

جایزه گرفتن مهم‌تر بود یا تحسین شدن؟
تحسین شدن باید جایزه بیاورد. تحسین اینجوری در تاریخ ماندگار می‌شود. زمانی كه آنجا بودیم، تلفن بهرام مدام زنگ می‌خورد و این زنگ‌ها، زنگ‌های تبریك بود.
بالای سرش دو تابلوی بزرگ هست. اینطرف «ال‌چه» با كلاه كج و سیگار برگ كوبایی و چشم‌هایی نافذش كه انگار خدا خلقش كرده برای اینكه برود تو دل آدم‌ها و اینور 4 كلمه ژاپنی كه ترجمه‌شان می‌كند: «صداقت، آزادی، عشق و زیبایی.»

چهره‌ات خیلی كمكت كرد؟
چهره یك پوئن است، اما مثل ثروتی استكه از پدر آدم به ارث می‌رسد، ارزش نیست البته چون سینما هنر بصری است اهمیت دارد، ولی من تصمیم گرفته‌ام روی توانایی های دیگرم هم تكیه بكنم. در فیلم‌های امسالم خیلی سعی كردم این چهره را خرد بكنم.

مثل نقشی كه در ننه گیلانه داشتی؟
من آدم‌ها را نگاه می‌كنم. دنبال آدم‌های متفاوتم. آدم‌هایی كه با بقیه فرق دارند. به چشمم می‌آیند برای اینكه ازشان الگو می‌گیرم. جانباز قطع نخاعی‌ای هم كه من در ننه گیلانه نقشش را بازی كردم، بخشی از شخصیت یك آدم واقعی بود كه من در خودم متولدش كردم. بازیگری یعنی زنده كردن شخصیت آدمی كه در سناریو است. هر چه تو این آدم را طبیعی‌تر بازی كنی، یعنی به دنیای او بیشتر نزدیك شده‌ایم. اینطوری است كه تماشاچی هم، تو را باور می‌كند.

و اگر باور نكند؟
بازیگری شغل غریبی است. تو تا زمانی هستی كه تماشاچی بخواهدت. ما انتخاب شده آدم های دیگری هستیم و تضمین كمتری در كارمان وجود دارد. ممكن است یك بازیگر بسیار توانا باشد، اما مردم نخواهند، می‌دانید یعنی چی؟ برعكسش هم هست. یعنی آدمی كه بازیگر نیست اما طرفدار دارد.

دلیلت برای رد كردن پیشنهادهای تبلیغاتی چیست؟
برای این قبول نكردم كه پیشنهادها استاندارد نبودند. الان تبلیغات ما بازاری است، فقط یك عكس می‌خواهند از آدم و همین. من هم تا وقتی كه درست بشود صبر می‌كنم.
می‌پرسیم سیمرغ روی دستمزدش تاثیر گذاشته؟ جواب می‌دهد: «هنوز نمی‌دانم... می‌پرسیم راست است كه دوست دارد یك شغل اصلی داشته باشد؟» جواب می‌دهد: «آره. دوست دارم بازیگری عشق باشد.»
می‌پرسیم چه كاری... و جواب می‌دهد : «هنوز معلوم نیست!» رادان خوشبختانه بی‌شیله پیله است. مصاحبه با او خیی سخت نبود. گرچه اصولاً وقتی گوشت سیمرغ زیرزبان آدم مزه می‌كند، سعی می‌كند جواب كمتر خبرنگاری را بدهد!

مسعود کیمیایی

مسعود کیمیایی ابهتی دارد که مجبوری جلو او خوب بازی کنی. در کار ، بازیگر و کارگردان باید درباره نقش به یک نظر مشترک برسند.
کیمیایی چیزی در وجودش هست که کمتر ممکن است با او جدل پیش بیاید ، چون او تسلط بیش از حدی به قهرمان های قصه هایش دارد.

سربازهای جمعه

رقابت بود ، رفاقت هم بود. آنقدر رفاقت داشتیم که موقع بیکاری همیشه با هم بودیم. می رفتیم بیلیارد ، می رفتیم آبمیوه می زدیم .... خیلی خوش گذشت.

موسیقی

با همه نوع موسیقی میانه دارم. اما رابی ویلیامز به شدت مورد علاقه من است. او قبل از اینکه خواننده باشد ، بازیگر است و همین نکته کارش را شاخص می کند.

کاربعدی

رستگاری در هشت و بیست دقیقه ، کار آقای سیروس الوند. نقش یک جوان بسیجی را بازی می کنم. ده روز دیگر ما کارمان را شروع می کنیم.

مدیربرنامه

علیرضا باذل ، همکار مطبوعاتی شما و دوست خوب من از سه سال قبل مدیر برنامه من است. من به باریگی به عنوان یک کار تیمی نگاه می کنم. فکر می کنم برای پیشرفت ، بازیگردان هم احتیاج دارم.

ایرانشهر

روز اول با طعنه درباره شانس من در مراسم افتتاحیه نوشته بودید ، حالا ، حالتان چطور است ؟

www.BahramRadan.com

نزدیک به چهار ماه است که این سایت را راه انداخته ام. سعی کردم از همه جهت حرفه ای باشد، ازش خیلی راضی ام.
99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.