userinfo close

  ,

بچه های خودمونی


bachehaye_khodemoni

تاسیس: 7 بهمن 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: مهرداد کیان - معاونان
◄◄◄◄◄◄سرزمــــــــین بچه های خودمونـــی►►►►►► ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: ادامه »
◄◄◄◄◄◄سرزمــــــــین بچه های خودمونـــی►►►►►►
::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
در كـــلبه ما سفــــره اربــاب و فقیرانه جــدا نیسـت

در حلقه ما جنگ و نزاعی به سر شاه و گدا نیست

مــــــا یــــــار فـــقــیــــــران خــمــــــوشــیـــــــــــــم
 
آتنا  , eevanescencee
آتنا - 20:15 1390/06/29

خاطرات شیرین کودکی...

یادی از خاطره های کتاب های ابتدایی قدیمی بمناسبت فرا رسیدن مهرماه :72:

23.jpg

25.jpg

7.jpg

9.jpg

12.jpg

1.jpg

15.jpg

26.jpg

3.jpg

6.jpg

13.jpg

14.jpg

155601_349.jpg

16.jpg

17.jpg

picture1.jpg

2.jpg

11.jpg

21.jpg

24.jpg

8.jpg

99.jpg

4.jpg

5.jpg

 

در ادامه...

.

.

.

.

.

.

حسنی به روایت امروزی... :-shad
 

l9437_251785_1015019288596.jpg

 

حسنی نگو جوون بگو
علاف و چش چرون بگو

موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه
نه سیما جون ،نه رعنا جون

نه نازی و پریسا جون
هیچ کس باهاش رفیق نبود

تنها توی کافی شاپ
نگاه می کرد به بشقاب !

باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی ؟
نه نمی رم نه نمی رم

به دخترا دل می بازی ؟!
نه نمی دم نه نمی دم


گل پری جون با زانتیا
ویبره می رفت تو کوچه ها

گلیه چرا ویبره میری ؟
دارم میرم به سلمونی

که شب برم به مهمونی
گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین

یه کمی به من سواری می دی ؟!
نه که نمی دم

چرا نمی دی ؟
واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم

اما تو چی ؟
نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه


در واشد و پریچه
با ناز اومد توو کوچه

پری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟
مامان پری ،از اون بالا

نگاه می کرد توو کوچه را
داد زد وگفت : اوی ! بی حیا

برو خونه تون تورا بخدا
دختر ریزه میزه

حسابی فرز وتیزه
اما تو چی ؟

نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه

نازی اومد از استخر
تو پوپکی یا نازی ؟

من نازی جوانم
میای بریم کافی شاپ؟
نه جانم

چرا نمی ای ؟
واسه اینکه من صبح تا غروب ،پایین ،بالا ،شمال ،جنوب ،دنبال یک شوهر خوب

اما تو چی ؟
نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه


حسنی یهو مثه جت
رسید به یک کافی نت

ان شد ورفت تو چت رووم
گپید با صدتا خانووم!

هیشکی نگفت کی هستی ؟
چی کاره ای چی هستی ؟

تو دنیای مجازی
علافی کرد وبازی

خوشحال وشادمونه
رفت ورسید به خونه

باباش که گفت: حسنی برات زن بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام

چاهارتا شرعن بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام

حسنی اومد موهاشو
یه خورده ابروهاشو

درست وراست وریس کرد
رفت و توو کوچه فیس کرد

یه زن گرفت وشاد شد
زی ذی شد و دوماد شد

:chakerim:

:thankyou:


99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.