عنوان مقاله
- 1
- 2
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
21 مهر 1388 | |
|
2
|
28 اردیبهشت 1388 | |
|
3
|
18 اردیبهشت 1388 | |
|
4
|
13 اردیبهشت 1388 | |
|
5
|
5 اردیبهشت 1388 | |
|
6
|
25 فروردین 1388 | |
|
7
|
22 دی 1387 | |
|
8
|
13 دی 1387 | |
|
9
|
11 آبان 1387 | |
|
10
|
28 شهریور 1387 |
مهاجر - 15:13 1388/02/5
زنان پس از طلاق افسرده اند!!!
یكی از اصیل ترین ومهم ترین وظیفه ی هر زن وشوهری این است كه با
وجوداختلافات جزئی وكلی كه درمیان خانواده یك امرطبیعی است وغالبا لازمه ی
یك نواخت بودن زندگی زناشوئی ممتد می باشد ،كاری نكنند وعملی انجام ندهند
كه بهم گسیختگی پیوند زناشوئی بیانجامد.
انحلال خانواده وجدائی كه آخرین چاره ی این اختلاف های عمیق زن وشوهرها درموارد ضروری می باشد گواین كه دراسلام امری جایزمی باشد اما به آن تنها ازدید یك دریچه ی اطمینان درصورت فقدان سازش ملاحظه می شود ولذا پیشوایان اسلام ازآن به((ابغض الحلال))منفورترین حلال ها تعبیرآورده اند.درحقیقت كه مسأله طلاق وپاشیدگی كانون خانواده ها درواقع یك فاجعه ی بزرگ خانوادگی بشمارمی رود وبیش ازهمه فرزندان وبچه های معصوم بلاتكلیف ومحروم باقی می مانند دراین حقیقت شكی نیست كه طلاق درمواقع ضروری كه باصطلاح هنگامی كه كارد باستخوان رسید وسازش وتوافق والفت هرگزمابین زن وشوهری برقرارنگردید امری لازم بشمار می رود وتنها مرهم دردعدم سازش ها واختلاف ها ومشكلات ناشی ازآن می باشد.
اسلام مسئولیت سنگین جدایی وانحلال خانواده را برعهده ی مرد قرار داده ، چنانكه تشكیل خانواده ؛حق انتخاب، حق تفحص وتحقیق درباره مرد واجازه عقدوشروط مورد نظردرطول دوران زناشویی را دراختیار زن قرارداده است او می تواند به دلخواه خود شریك زندگی را انتخاب كند وبه هریك پاسخ منفی یا مثبت بدهد، این كه طلاق دراختیارمرد است ، ستمی متوجه زن نمی شود، پاره ای از افراد درنوشته ها ، سخنان خود ازاسلام خرده می گیرد كه چرااختیاردرطلاق را دست مرد داده وزن را ازآن
بی بهره نموده است وازاین جهت ظلمی براو روا داشته است.
درپاسخ باید گفت ؛ اگر تمام هدف ها ی انسانی وخانوادگی این قانون اسلام به دقت ومنصفانه مورد بررسی قرار گیرد ، روشن می شود كه این قانون نه تنها با شخصیت وحیثیت واستقلال زن منافاتی ندارد بلكه به صلاح خود زن وجامعه وخانواده ها بوده ، روی دقیق ترین محاسبه های روحی وطبیعی واجتماعی زن تشریع گردیده است. زیرا مردان با تمام خشونت جسمی كه دارند درمقابل جنبه ی مادی تحریكات جنسی زودخاضع می گردند وازاین حیث ضعیف وكم تحمل می باشند واین سلاح طبیعی مؤثر وقاطعی برای هر زنی است كه می تواند با آن مرد را تابع خود سازند.اما درزن جنبه های معنوی غریزه ی جنسی قوت بیشتر ی داشته وقدرت تحمل وبردباری آنان درمقابل نیروی جنسی زیادتراست از این رو اگر زنان ازلحاظ تأمین هزینه های زندگی به مرد هیچ نیازی نداشته باشد جز تحت شرایط خاصی شاید اصرار برحفظ پیمان زناشویی ندارند، به خصوص در دوران بارداری وزمان شیردادن، كه عشق مادری اشباع شده است ورغبت جنسی چندانی نداشته چه بسا گاهی طی دوران بارداری زنانی یافت می شوند كه به د لیل مسایل هورمونی وروانی نسبت به جنس مخالف تنفرپیدا کرده وهمچنین دوران عادت ماهیانه ، زنان دچارگاهی تنش ها ی روحی وكسالت جسمی وبداخلاقی می شوند وگاهی همین موارد باعث اختلاف خانوادگی و نتیجه ی وفور طلاق وجدایی می گردد. به خصوص كه زن ممكن است تحت تأثیر احساسات وعواطف واقع شده اساس وبنیان خانواده را به خاطریك امركوچك منحل سازد.
ازاین رو اگرطلاق دردست زن باشد وآن ها بتوانند اختیار طلاق را همانند مردان دردست خود بگیرند امكان استفاده از آن زیادتربوده وكانون خانواده بیشتر درمعرض انحلال قرار می گیرد برخلاف آن اگردردست مرد باشد امكان استفاده ازآن كم است . بسیارند مردانی كه درهنگام مرافعه زنان را به طلاق تهدید می كنند اماكم پیش می آید كه به حرفشان عمل نمایند. به جز این مورد بعدازطلاق دادن وظایف سنگین متعدد شرعی وقانونی ازقبیل پرداخت مهریه وسرپرستی كودكان و... متوجه آن ها می شود كه كمتر حاضربه طلاق دادن می باشند به طوری كه ترجیح می دهند كه با زنان تندخو به خاطر تامین نیازهای مختلف خود سازش كنند مگر درصورتی كه اخلاق ورفتار همسرش به حدی افسناك وغیرقابل تحمل شود كه امكان زندگی دیگر نباشد.درجامعه ی اسلامی كه به قوانین آن عمل كنند مخصوصا دستورهای دقیق خانوادگی را به مرحله ی عمل درآورند هیچ وقت مرد درمقام طلاق
وجدائی ناشی ازهوس های زودگذر برنمی آید.
با تمام این اوصاف مطابق قوانین اسلام غرائزجنسی درمسیرخاص همسر مشروع خود باید ارضا گردد ومرد باید مقید باآداب شرعی وموظف به حسن اخلاق ومعاشرت مسالمت آمیز با همسر خویش باشد با این حال مرد نمی تواند از حق خود سوء استفاده كند آن هم با توجه به وابستگی ونیاز زن وشوهربه یكدیگر دراداره امور خانواده وهمین احتیاج ونیازمثل دوطرف اهرم تعادلی محكم ودقیق به منظور استحكام پیمان زناشویی درنظام خانواده پدید می آورد. اسلام برای محدود كردن اختیارمردان ازدوطریق مؤثرونافذ اقدام نمود یكی از راه تربیت اخلاقی وتحكیم پایه ی ایمان به خداوند ومقررات آسمانی ودیگر به وسیله ی جعل موانع وشرائط فوق العاده مشكل درراه اجرای طلاق.
مقارن طلوع اسلام مسأله طلاق مانند سایرامور وعادات ورسوم عصرخود دچارافراطی ترین حالات خود بود وآثار جاهیلیت و بربریت كاملا درآن ها آشكاروروح عربیت جاهلی دراجرا وكیفیت آن متجلی بود.مردها این حق را به خود می دادند كه به مجرد گفتن این جمله كه تو رها هستی، زن جدا شود.
اصولا طلاق دردوران جاهیلیت به معنی كوتاه آمدن مردازانجام تعهد درمقابل همسرتلقی می شد به طوری كه هرموقع وتحت هر شرایطی به دلخواه وبه بهانه های بی ارزش زن خود را طلاق می دادند.طبری درتاریخ خود می نویسد: درزمان جاهلیت مرد می توانست صدمرتبه زن خودرا طلاق دهد
ورجوع كند واین بالاتری آزارواذیتی بودكه مرد می توانست نسبت به همسرش انجام دهد ولی اسلام به دفاع از حقوق زنان برخاست وصریحا فرمود: (( الطلاق مرتان فامساك بمعروف اوتسریح باحسان.ـ بقره آیه 229 )) درطلاق تا دومرتبه رجوع كردن جایزاست ووظیفه ی شوهر نسبت به زن یكی ازدوچیزاست . یانگاهداشتن او به خوبی ویا رهاكردن او به خوشی .
یكی دیگرازاعمال ناحق درزنان ازدواج نكردن آنان پس ازمرگ همسرشان است كه دربسیاری ازممالك دنیا وجود داشت. زن آنقدرباید مجرد می ماند تا می مرد. اما اسلام با چنین تفكرجاهلی نسبت به زن مبارزه كرد.
موارد افزایش طلاق
تشكیل خانواده كه عامل مهم ومؤثری درتنظیم امورجامعه اسلام بوده ومایه آرامش روحی زن ومرد ومانع بزرگ بروز مشكلات ناشی ازهرج ومرج جنسی و...می باشد، همان اندازه كه اسلام درمورد تحقق طلاق سخت گیربوده به همان اندازه تشكیل خانواده را تشویق وترغیب نموده است. اگربا نگاه عمیق وضع خانواده هایی كه متلاشی شده اند را مورد مطالعه قراردهیم ،به آسانی درمی یابیم كه مهمترین عامل آن ضعف اصول اخلاقی طرفین یا یكی ازآن دو می باشد. گاه اتفاق می افتد زن به هیچ چیزوهیچ كس معتقد نبوده ویابرعكس مرد این طوراست. لذا كمترین مخاطره وكوجكترین موردی درزندگی آن ها باعث می شود این پیوند مقدس نامیمون گردد باكمال تأسف علی رغم ترقی سطح علم وصنعت استحكام بنیاد خانواده ها روزبروز به طرف نابودی كشانده شده ، یادگیری اصول اساسی حفظ خانواده ها ازخطرات ، فراموش شده است.
بهانه ها ی غیرمنطقی یكی ازعوامل دیگرطلاق است. كه بیشترازسوی خانم ها متوجه مردها می شود.
مثلا زنی به خاطریك خروس ازشوهرش طلاق گرفت! یا برسراختلاف خواننده محبوب ویاتیم مورد علاقه زن وشوهر ازهم جدا شدند.
یكی دیگر ازعوامل افزایش طلایق خواسته های روز افزون زنان وچشم وهم چشمی هایی كه درمیان خانواده ها ایجاد می گردد. وقتی مرد توان براورد نیازها وخواسته های زن را درخود نمی یابد ازسوی زن تحقیرشده و میان زندگی دچاراختلاف می گردند وگاهی همین اختلافات آن قدردامن پیدا می كنند وكدورت پشت كدورت ایجاد می كنند كه باعث جدایی آنان ازهم می شود.
ازعوامل دیگر بروز آتش خانمان سوزاعتیاد است كه این روزها بیشتر خانواده ها رازهم متلاشی نموده است.این عامل مهم اغلب موجب توسل به طلاق بخصوص ازطرف خانم ها می شود. اعتیاد شوهر به مواد مخدر والكل وقمار ویا حتی به رفیق باعث می شود كه او دراثراین اعتیاد سلامت جسمی وروحی واخلاقی خود را ازدست بدهد وبه فردی لاابالی تبدیل شود كه احساس مسؤلیت نكرده شرف خانواده خود را ازبین می برد وزندگی را برای زن وفرزندانشان غیرقابل تحمل می سازد.
مرد خانواده د چاراعتیاد شود بنیان خانواده ازهم برافكنده می گردد واین روزها بیشتر پرونده ها ی طلاق مربوط به خانواده هایی ا ست كه ازدست اعتیاد به ستوه آمده اند وخواستارطلاق هستند.
تفاوت سنی ؛ زن وشوهر نیز ازعلل طلاق است وگاهی اختلاف سنی از 20 تا30 سال هم زیادتراست.
از زیان های این نوع ازدواج این است كه غالبا زن یا شوهر یا هردو دچار سوءظن می شوند واین بدبینی برزندگی آنان سایه نفاق می افكند وآن را دچار هولناك ترین اختلاف می سازد.
بی عفتی درمیان چارچوب خانواده ها ورواج روزافزون بی بندوباری یكی دیگر ازعوامل فزونی طلاق است. مردها به دلیل چشم چرانی وبی اهمیت به كانون خانواده ، باعث اختلاف میان خود وهمسرانشان می شوند. به همین دلیل زن خانواده دچارسوءظن ویا شك وگمان نسبت به مرد خانواده
وحركات ورفتاراو می شود وموراد دیگر دراین زمینه ها كه باعث بروز اختلافات وبازخواست ها ومشاجرات شدید وسرانجام جدایی می گردد.
15 درصد مربوط به اختلافات شدید مالی ومسكن است كه برخی از زنها معتقندند كه شوهرشان ازهزینه خانه وبچه می كاهد تابتواند مخارج تفریح وكردش خود راتأمین كنند . درمقابل برخی از مردان شكایت از ولخرجی زن های خود وبی توجهی آن ها به حدود امكانات مرد گله دارند وروی هم چشمی فامیلی وغیره شوهران خود رابرای تهیه لباس های كذایی و مهمانی های طاقت فرسا ووسایل تجملی خرید لوازم آرایش سنگین قیمت وامثال آن ها تحت فشار قرار دهند. چون خواهرم هرسال دبی می رود باید من هم بروم. همه این ها ازعوامل اختلافات خانوادگی محسوب می شود.
13 درصد مربوط به كسانی است كه بدون این كه آمادگی روحی كامل داشته باشند می خواهد درزندگی نقش فعال ومؤثر داشته باشند وآن چنان كه باید نسبت به مسؤولیت های خود تسلط وبرتری ندارند ودرحقیقت به گونه ای نقش خود را در زندگی گم نموده وبه خوبی ایفا نمی نمایند.
درمیان خانواده هایی كه زن بیرون خانه كارمی كند ودرآمد دارد ویا احتمالا ثروت سرشاری از پدربه او ارث رسیده است وامكانات مالی بیشترازشوهر دراد ازآن جا كه بعضی از زنان با این نوع امتیازات آشنایی عمیقی ندذارند گرفتاریك نوع غرور ونخوت می شوند ومنت برسرشوهرشان می گذارند وازآنان اطاعت نمی نمایند
مداخله پدرومادر وسایرافراد فامیل؛ تقریبا 14 درصد از آمار طلاق درمورد مداخله ی پدرومادرهای زن ویامرد درزندگی خصوصی آن ها می باشد. توقعات بی جا كه پدریا مادرشوهر ازعروس ووالدین عروس ازداماد دراند موجب می شود كه بین زن وشوهر برسرطرفداری و انتخاب یكی ازآنها مشاجره واختلاف ایجاد شود.
آمارها سند زنده ا یست كه زنان درامر طلاق بیشترازمردان پیشقدم هستند . ازجمله دادگاه های فرانسه تنها درسال 1998 به 3215 فقره طلاق رأی دادند كه 2213 مورد آن به درخواست زنان بوده است كه 72 درصد راتشكیل می دهد.
آماری كه ازطرف وزارت دادگستری منتشرشده است نشان می دهد كه دربهمن سال 1384 ، 2210 درخواست طلاق از طرف زن ها وشوهران داده شده است ازاین مقدار895 1 خانم تهرانی بوده اند .تحقیق درمورد جدایی های همسران درجهان ومقایسه ی آن با افزایش طلاق درایران روشن می كند كه میزان طلاق درایران اگرچه نسبت به جدایی های امریكا ، اروپا وروسیه رقم كمتری را داراست ولی نسبت به كشورهای اروپایی بیشتراست. آمار طلاق تنها درتهران به طوروحشتناكی بالارفته است كه دردوسال اخیر طلاق دوازده درصد افزایش یافته است. اكنون درتهران دربرابرهر 5 ازدواج دو طلاق واقع می شود. دربرابریك طلاق درروستا سه طلاق درشهر واقع می شود.
سنین طلاق درزن ها 19 تا 32 سالگی است وبررسی آمارها نشان می دهد كه 72 درصد ازطلاق ها دراین سنین رخ می دهد بخصوص سن 19-21 سال سنین خطرناك برای زن ها ی شوهردار است ودراین سال ها بایددر حفظ زندگی زناشویی خود مراقبت بیشتری به عمل آورد. درمردان سنین خطرناك طولانی تربوده واز 21 سالگی تا 40 سالگی است.73 درصد از مردان دراین سنین اقدام به طلاق می كنند.
یكی ازقضات دراین باره اظهارنظرداشت : اكثردادخواست هایی كه به دادگاه ها می رسد ازطرف زنان وشوهران جوان است كه ازعمر ازدواج آن ها یك الی دوسال بیشتر نگذشته است. دربین ده پرونده ای كه روزانه دردادگاه های خانواده رسیدگی می شود برای شش پرونده حكم طلاق صادرمی شود و سه پرونده سازش می شود وبقیه را برای روزها وماه های بعد موكول می كنند.
طلاق بدنیست ، بلكه تلخ است. زوجینی كه پس ازنداشتن تفاهم ودرك لازم ازهمدیگر به دلایل مختلف ازهمدیگر جدامیشوند یا طلاق می گیرند. چراكه دوست دارند لذت آرامش روحی وروانی قبل ازازدواج را باردیگربه دست بیاورند. برای رهایی اززدوخوردها وكلنجارهای زندگی مشترك كه نتوانستند بایكدیگربه سرانجام برسانند وبه نقطه اشتراكی برسند ازهمدیگرطلاق می گیرند.
پدیده ی شوم طلاق مهمترین اثرات ولطمات خودرا برقشرزنان برجای می گذارند.زنان پس ازطلاق با این تفكركه ازهرقید وبند وشماتت، آزارهای جسمی وروانی آزاد شده اند وارداجتماع می شوند.غافل ازاین كه اگردرمحیط سالم خانواده پدری ومادری خود قرارنگیرند فشارهای روحی وزیان های روانی آن ها شروع خواهدشدآن هم با جامعه ای كه هر روز ازروزقبل بیشتر نسبت به جنس مؤنث خشن ترمی شود.
زنان طلاق كه درهنگام مشاجرات وكشمكش های زندگی مشترك مورد دلسوزی وحمایت خانواده واجتماع بودند پس ازطلاق همچون یك بیمارناعلاجی رانده می شوند وافسردگی های شدید روحی وروانی ودلزدگی ها وبیماری های متفاوت اعصاب وروان را دچارمی شوند.
پرخاشگری ، انزوا وگوشه گیری یكی ازدیگر مسائلی است كه پس ازسپری شدن مدتی ازطلاق گریبان گیراین عده اززنان می شود. واكثریت این دسته زنان برای رهایی از این معضلات ونامروت هایی جامعه واطرافیان وآسیب های فراوان دیگر مجددا ازدواج می كنند كه اولین ضربات وصدمات این زنان ازسوی خانواده ونزدیكانشان صورت می گیرد.چه بسا هستند زنانی كه هنگامی كه عرصه برایشان تنگ شد، تن به ازدواج های نامیمون چون هوی كس دیگرشدن یا همسرمردی كه فرزندان هم سن زن را داراست ویا پذیرفتن مسائل دیگر كه بعدها عواقب آن را زن خواهد چشید. هستند زنانی كه پس ازطلاق وكشیدن بارمصیبت روحی آن به تنهایی پس از ازدواج بازهم باید درهنگام اختلاف با همسردوم خود ، طعنه هاویاكنایه های همسرخودرانسبت به ازدواج ماقبل خود تحمل كند وازترس آبرو وازدست ندادن همسردیگر خود حتی اگر درطلاق حق با او بوده باشد، سكوت كند ودم نزند .
هرچند ازاین لحاظ زنانی كه همسرانشان به دلایلی فوت نموده اند درشرایط بهتری نسبت به زنان مطلقه قرارمی گیرند كه آن هم برمی گردد به طرزتفكراجتماع نسبت به زن شوهرمرده وزن جداشده ازهمسر.
چه بسا هستند زنانی كه به دلیل فقدان پشتوانه ی كافی عاطفی خانواده پس ازطلاق وبه دلیل حمایت نشدن ازسوی اجتماع واحساس طردشدگی ازسوی جامعه وخانواده با مشكلات تأسف باركه بیشتر به باندها ی فساد و....مربوط میشونددست وپنجه نرم می كنند.
بیشترین قشری كه ازطلاق دچار ضربه می شود زنان هستند. مدتی كه تب وتاب طلاق ازسرزنان افتاد آن گاه آنان با واقعیت های ناملموس جامعه روبرو می شوند. واقعیت های تلخی كه قبلا آن را هرگز ندیده و نچشیده بودند. آنان پس ازبازگشت به دامن خانواده با نهایت سعی خود تلاش می كنند تا خود عامل تشدید واضطراب وافسردگی ولطمات روحی برای دیگرزنان یا خانواده ای كه باآنان زندگی می كنند نشوند.
بیشترین زنانی كه پس ازطلاق ازشرایط روحی وروانی بسیارخوبی برخوردارهستند وكمتردچار لطمات روانی می شوند وازاعتماد به نفس خوبی نیزبرخوردارهستند وازحضوردرمجامع هراس ندارند، كسانی هستندكه از پشتیبانی خوب ازخانواده ی شخصی اش برخورداراست كه نكته ی بسیارمهم است. حتی اگر این زنان از اجتماع دچارضربه شوند اما حمایت عاطفی خانواده چون كوه با آن ها باشند اینان كمترین ضربات روانی را پیداخواهند داشت.
خانواده ها برای چنین زنان نباید اجازه دهند كه مدتی پس ازطلاق، ذهن اینان برای زمان طولانی بیكاربماند تا وقت نداشته باشند كه به زندگی گذشته وچیزهایی كه ازدست داده اند فكركنند.
فشارروحی واسترس پس ازطلاق با مشاهده ی پس زدگی ازسوی خانواده واطرافیان تشدیدمی یابد. خانواده ها واجتماع باید با این واقعیت روبرو شوند كه زنان طلاق درحقیقت پس ازتجربه ی تلخ زندگی باید ازهرلحاظ تقویت شوند وسعی گردد كه آن ها را درمسائل اجتماعی وگروهی زیاد شركت بدهند.
آمارها نشان می دهد كه شصت درصد از زنان طلاق ، مشكلات عدیده ای كه درزندگی مشترك نداشتند وفكرآن را نمی كردند كه پس ازطلاق با آن مواجه خواهند شد.
از هر5 ازدواج یك ازدواج آن به طلاق منجر می شود.آماربسیار هشدار دهنده است وهركدام ازاین زنان طلاق پس از بازگشت به جامعه وخانواده اگر دچار لطمات روحی وجسمی شوند چه معظلات وپدیده ای پیش خواهد آمد . درحقیقت با جامعه ای از زنان واپس خورده وافسرده روبرو خواهیم شد. كه با توجه به روند طلاق در كشور این مساله روبه افزایش خواهد بود.
از نظرآسیب شناسی اجتماعی ، بیكاری واقعی وحتی فقر نبود درآمدبرا ی زنان طلاق در نابسامانی های روانی دخیل خواهد داشت كه موجب بالارفتن انواع كج روی های اجتماعی می شود.
به عقیده ا ی؛ زنان طلاق ریشه ی بسیاری ازكج روی ها در محیط وشرایط اجتماع می توان جستجو كرد . هنگامی كه خواسته ها وانتظارات شان با جامعه هماهنگ وهمنوا نیست نابهنجاری ها درافراد آغاز می شود. نداشتن شرایط اقتصادی پس ازطلاق ومواجه با مشكلات اجتماعی ونبود اطمینان برای آینده كاری ودرآمد باعث مساله بزرگی برای این زنان شده است.
تمام این ها نشان داد كه زنان اكثرا حدود هفتاد وپنج درصد شان از آسیب ها ی پس از طلاق دور نیستند وحتما چندی ازآن ها را لمس كرده اند. ودچار افسردگی ها ی نسبتا متوسط وبیشتر خفیف هستند. پس از طلاق در مجامع شادی كمتر حاضرمی شوند ویا به مانند گذشته سعی می كنند شاد نباشند. هرچند قضیه در میان خانواده هایی با فرهنگ ها ی متفاوت فرق می كند . خانواده هایی كه چندان با پایبندی به كانون خانواده اهمیت نمی دهند ویا خیلی بازهستند زنان طلاق كمتر آسیب می بینند.
درهرحال باید رسانه های گروهی وتربیتی باید در رابطه با برخورد ودید اجتماع نسبت به این زنان برنامه ای داشته باشد تا زنان ما كمتر دچار وازدگی وافسردگی شوند.
درهرحال راهكارهایی برا ی چنین زنانی كه می توان ارائه كرد:
1. حمایت عاطفی خانواده
2. مشغولیت ذهنی
3. بیكار نبودن
4. پاك نمودن ا فكار منفی وجایگزین كردن افكار مثبت
5. تغییر دیدگاه خودنسبت به اطرافیان خود
6. استفاده از برنامه های مشاوره
7. داشتن فعالیت های ورزشی
8. فعالیت در امور گروهی
9. شركت درهمایش ها وجشنواره ها وارتقا سطح علمی خود
10. تمرین برا ی بالا بردن اعتماد به نفس خود.
محقق : بتول سید حیدری . کارشناس روانشناسی /ایران .
منابع مورد مطالعه:
روان شناسی افسردگی دكتر الیوت رابینسون ، جاناتا شولیز مترجم . عبدلله كوثری
افسردگی چیست؟ دكتر دیوید برنز مترجم ؛ مهدی قراچه داغی
فشارهای عصبی روبرت الیوت مترجم : شاهرخ وزیری
روان شناسی خشم اوانس بلس مترجم : مهدی قراچه داغی
آسیب شناسی روانی مترجم : دكتر دهستانی انتشارات پیام نور
بررسی اسیب های روانی پس از طلاق انجمن مطالعات امور فرهنگی زنان
طلاق یك فاجعه احمد توكلی
زنان ومشكلات پس از طلاق دكترعباس پور مجله ی خانواده سبز
زنان اینترنت ـ مركزمطالعات امور فرهنگی زنان
طلاق اینترنت ـ سایت تبیان
افسردگی اینترنت ـ سایت مردمان
مشكلات پس ازطلاق اینترنت ـ سایت خانواده،زن
http://www.afghanpaper.com/mbody.php?id=540
انحلال خانواده وجدائی كه آخرین چاره ی این اختلاف های عمیق زن وشوهرها درموارد ضروری می باشد گواین كه دراسلام امری جایزمی باشد اما به آن تنها ازدید یك دریچه ی اطمینان درصورت فقدان سازش ملاحظه می شود ولذا پیشوایان اسلام ازآن به((ابغض الحلال))منفورترین حلال ها تعبیرآورده اند.درحقیقت كه مسأله طلاق وپاشیدگی كانون خانواده ها درواقع یك فاجعه ی بزرگ خانوادگی بشمارمی رود وبیش ازهمه فرزندان وبچه های معصوم بلاتكلیف ومحروم باقی می مانند دراین حقیقت شكی نیست كه طلاق درمواقع ضروری كه باصطلاح هنگامی كه كارد باستخوان رسید وسازش وتوافق والفت هرگزمابین زن وشوهری برقرارنگردید امری لازم بشمار می رود وتنها مرهم دردعدم سازش ها واختلاف ها ومشكلات ناشی ازآن می باشد.
اسلام مسئولیت سنگین جدایی وانحلال خانواده را برعهده ی مرد قرار داده ، چنانكه تشكیل خانواده ؛حق انتخاب، حق تفحص وتحقیق درباره مرد واجازه عقدوشروط مورد نظردرطول دوران زناشویی را دراختیار زن قرارداده است او می تواند به دلخواه خود شریك زندگی را انتخاب كند وبه هریك پاسخ منفی یا مثبت بدهد، این كه طلاق دراختیارمرد است ، ستمی متوجه زن نمی شود، پاره ای از افراد درنوشته ها ، سخنان خود ازاسلام خرده می گیرد كه چرااختیاردرطلاق را دست مرد داده وزن را ازآن
بی بهره نموده است وازاین جهت ظلمی براو روا داشته است.
درپاسخ باید گفت ؛ اگر تمام هدف ها ی انسانی وخانوادگی این قانون اسلام به دقت ومنصفانه مورد بررسی قرار گیرد ، روشن می شود كه این قانون نه تنها با شخصیت وحیثیت واستقلال زن منافاتی ندارد بلكه به صلاح خود زن وجامعه وخانواده ها بوده ، روی دقیق ترین محاسبه های روحی وطبیعی واجتماعی زن تشریع گردیده است. زیرا مردان با تمام خشونت جسمی كه دارند درمقابل جنبه ی مادی تحریكات جنسی زودخاضع می گردند وازاین حیث ضعیف وكم تحمل می باشند واین سلاح طبیعی مؤثر وقاطعی برای هر زنی است كه می تواند با آن مرد را تابع خود سازند.اما درزن جنبه های معنوی غریزه ی جنسی قوت بیشتر ی داشته وقدرت تحمل وبردباری آنان درمقابل نیروی جنسی زیادتراست از این رو اگر زنان ازلحاظ تأمین هزینه های زندگی به مرد هیچ نیازی نداشته باشد جز تحت شرایط خاصی شاید اصرار برحفظ پیمان زناشویی ندارند، به خصوص در دوران بارداری وزمان شیردادن، كه عشق مادری اشباع شده است ورغبت جنسی چندانی نداشته چه بسا گاهی طی دوران بارداری زنانی یافت می شوند كه به د لیل مسایل هورمونی وروانی نسبت به جنس مخالف تنفرپیدا کرده وهمچنین دوران عادت ماهیانه ، زنان دچارگاهی تنش ها ی روحی وكسالت جسمی وبداخلاقی می شوند وگاهی همین موارد باعث اختلاف خانوادگی و نتیجه ی وفور طلاق وجدایی می گردد. به خصوص كه زن ممكن است تحت تأثیر احساسات وعواطف واقع شده اساس وبنیان خانواده را به خاطریك امركوچك منحل سازد.
ازاین رو اگرطلاق دردست زن باشد وآن ها بتوانند اختیار طلاق را همانند مردان دردست خود بگیرند امكان استفاده از آن زیادتربوده وكانون خانواده بیشتر درمعرض انحلال قرار می گیرد برخلاف آن اگردردست مرد باشد امكان استفاده ازآن كم است . بسیارند مردانی كه درهنگام مرافعه زنان را به طلاق تهدید می كنند اماكم پیش می آید كه به حرفشان عمل نمایند. به جز این مورد بعدازطلاق دادن وظایف سنگین متعدد شرعی وقانونی ازقبیل پرداخت مهریه وسرپرستی كودكان و... متوجه آن ها می شود كه كمتر حاضربه طلاق دادن می باشند به طوری كه ترجیح می دهند كه با زنان تندخو به خاطر تامین نیازهای مختلف خود سازش كنند مگر درصورتی كه اخلاق ورفتار همسرش به حدی افسناك وغیرقابل تحمل شود كه امكان زندگی دیگر نباشد.درجامعه ی اسلامی كه به قوانین آن عمل كنند مخصوصا دستورهای دقیق خانوادگی را به مرحله ی عمل درآورند هیچ وقت مرد درمقام طلاق
وجدائی ناشی ازهوس های زودگذر برنمی آید.
با تمام این اوصاف مطابق قوانین اسلام غرائزجنسی درمسیرخاص همسر مشروع خود باید ارضا گردد ومرد باید مقید باآداب شرعی وموظف به حسن اخلاق ومعاشرت مسالمت آمیز با همسر خویش باشد با این حال مرد نمی تواند از حق خود سوء استفاده كند آن هم با توجه به وابستگی ونیاز زن وشوهربه یكدیگر دراداره امور خانواده وهمین احتیاج ونیازمثل دوطرف اهرم تعادلی محكم ودقیق به منظور استحكام پیمان زناشویی درنظام خانواده پدید می آورد. اسلام برای محدود كردن اختیارمردان ازدوطریق مؤثرونافذ اقدام نمود یكی از راه تربیت اخلاقی وتحكیم پایه ی ایمان به خداوند ومقررات آسمانی ودیگر به وسیله ی جعل موانع وشرائط فوق العاده مشكل درراه اجرای طلاق.
مقارن طلوع اسلام مسأله طلاق مانند سایرامور وعادات ورسوم عصرخود دچارافراطی ترین حالات خود بود وآثار جاهیلیت و بربریت كاملا درآن ها آشكاروروح عربیت جاهلی دراجرا وكیفیت آن متجلی بود.مردها این حق را به خود می دادند كه به مجرد گفتن این جمله كه تو رها هستی، زن جدا شود.
اصولا طلاق دردوران جاهیلیت به معنی كوتاه آمدن مردازانجام تعهد درمقابل همسرتلقی می شد به طوری كه هرموقع وتحت هر شرایطی به دلخواه وبه بهانه های بی ارزش زن خود را طلاق می دادند.طبری درتاریخ خود می نویسد: درزمان جاهلیت مرد می توانست صدمرتبه زن خودرا طلاق دهد
ورجوع كند واین بالاتری آزارواذیتی بودكه مرد می توانست نسبت به همسرش انجام دهد ولی اسلام به دفاع از حقوق زنان برخاست وصریحا فرمود: (( الطلاق مرتان فامساك بمعروف اوتسریح باحسان.ـ بقره آیه 229 )) درطلاق تا دومرتبه رجوع كردن جایزاست ووظیفه ی شوهر نسبت به زن یكی ازدوچیزاست . یانگاهداشتن او به خوبی ویا رهاكردن او به خوشی .
یكی دیگرازاعمال ناحق درزنان ازدواج نكردن آنان پس ازمرگ همسرشان است كه دربسیاری ازممالك دنیا وجود داشت. زن آنقدرباید مجرد می ماند تا می مرد. اما اسلام با چنین تفكرجاهلی نسبت به زن مبارزه كرد.
موارد افزایش طلاق
تشكیل خانواده كه عامل مهم ومؤثری درتنظیم امورجامعه اسلام بوده ومایه آرامش روحی زن ومرد ومانع بزرگ بروز مشكلات ناشی ازهرج ومرج جنسی و...می باشد، همان اندازه كه اسلام درمورد تحقق طلاق سخت گیربوده به همان اندازه تشكیل خانواده را تشویق وترغیب نموده است. اگربا نگاه عمیق وضع خانواده هایی كه متلاشی شده اند را مورد مطالعه قراردهیم ،به آسانی درمی یابیم كه مهمترین عامل آن ضعف اصول اخلاقی طرفین یا یكی ازآن دو می باشد. گاه اتفاق می افتد زن به هیچ چیزوهیچ كس معتقد نبوده ویابرعكس مرد این طوراست. لذا كمترین مخاطره وكوجكترین موردی درزندگی آن ها باعث می شود این پیوند مقدس نامیمون گردد باكمال تأسف علی رغم ترقی سطح علم وصنعت استحكام بنیاد خانواده ها روزبروز به طرف نابودی كشانده شده ، یادگیری اصول اساسی حفظ خانواده ها ازخطرات ، فراموش شده است.
بهانه ها ی غیرمنطقی یكی ازعوامل دیگرطلاق است. كه بیشترازسوی خانم ها متوجه مردها می شود.
مثلا زنی به خاطریك خروس ازشوهرش طلاق گرفت! یا برسراختلاف خواننده محبوب ویاتیم مورد علاقه زن وشوهر ازهم جدا شدند.
یكی دیگر ازعوامل افزایش طلایق خواسته های روز افزون زنان وچشم وهم چشمی هایی كه درمیان خانواده ها ایجاد می گردد. وقتی مرد توان براورد نیازها وخواسته های زن را درخود نمی یابد ازسوی زن تحقیرشده و میان زندگی دچاراختلاف می گردند وگاهی همین اختلافات آن قدردامن پیدا می كنند وكدورت پشت كدورت ایجاد می كنند كه باعث جدایی آنان ازهم می شود.
ازعوامل دیگر بروز آتش خانمان سوزاعتیاد است كه این روزها بیشتر خانواده ها رازهم متلاشی نموده است.این عامل مهم اغلب موجب توسل به طلاق بخصوص ازطرف خانم ها می شود. اعتیاد شوهر به مواد مخدر والكل وقمار ویا حتی به رفیق باعث می شود كه او دراثراین اعتیاد سلامت جسمی وروحی واخلاقی خود را ازدست بدهد وبه فردی لاابالی تبدیل شود كه احساس مسؤلیت نكرده شرف خانواده خود را ازبین می برد وزندگی را برای زن وفرزندانشان غیرقابل تحمل می سازد.
مرد خانواده د چاراعتیاد شود بنیان خانواده ازهم برافكنده می گردد واین روزها بیشتر پرونده ها ی طلاق مربوط به خانواده هایی ا ست كه ازدست اعتیاد به ستوه آمده اند وخواستارطلاق هستند.
تفاوت سنی ؛ زن وشوهر نیز ازعلل طلاق است وگاهی اختلاف سنی از 20 تا30 سال هم زیادتراست.
از زیان های این نوع ازدواج این است كه غالبا زن یا شوهر یا هردو دچار سوءظن می شوند واین بدبینی برزندگی آنان سایه نفاق می افكند وآن را دچار هولناك ترین اختلاف می سازد.
بی عفتی درمیان چارچوب خانواده ها ورواج روزافزون بی بندوباری یكی دیگر ازعوامل فزونی طلاق است. مردها به دلیل چشم چرانی وبی اهمیت به كانون خانواده ، باعث اختلاف میان خود وهمسرانشان می شوند. به همین دلیل زن خانواده دچارسوءظن ویا شك وگمان نسبت به مرد خانواده
وحركات ورفتاراو می شود وموراد دیگر دراین زمینه ها كه باعث بروز اختلافات وبازخواست ها ومشاجرات شدید وسرانجام جدایی می گردد.
15 درصد مربوط به اختلافات شدید مالی ومسكن است كه برخی از زنها معتقندند كه شوهرشان ازهزینه خانه وبچه می كاهد تابتواند مخارج تفریح وكردش خود راتأمین كنند . درمقابل برخی از مردان شكایت از ولخرجی زن های خود وبی توجهی آن ها به حدود امكانات مرد گله دارند وروی هم چشمی فامیلی وغیره شوهران خود رابرای تهیه لباس های كذایی و مهمانی های طاقت فرسا ووسایل تجملی خرید لوازم آرایش سنگین قیمت وامثال آن ها تحت فشار قرار دهند. چون خواهرم هرسال دبی می رود باید من هم بروم. همه این ها ازعوامل اختلافات خانوادگی محسوب می شود.
13 درصد مربوط به كسانی است كه بدون این كه آمادگی روحی كامل داشته باشند می خواهد درزندگی نقش فعال ومؤثر داشته باشند وآن چنان كه باید نسبت به مسؤولیت های خود تسلط وبرتری ندارند ودرحقیقت به گونه ای نقش خود را در زندگی گم نموده وبه خوبی ایفا نمی نمایند.
درمیان خانواده هایی كه زن بیرون خانه كارمی كند ودرآمد دارد ویا احتمالا ثروت سرشاری از پدربه او ارث رسیده است وامكانات مالی بیشترازشوهر دراد ازآن جا كه بعضی از زنان با این نوع امتیازات آشنایی عمیقی ندذارند گرفتاریك نوع غرور ونخوت می شوند ومنت برسرشوهرشان می گذارند وازآنان اطاعت نمی نمایند
مداخله پدرومادر وسایرافراد فامیل؛ تقریبا 14 درصد از آمار طلاق درمورد مداخله ی پدرومادرهای زن ویامرد درزندگی خصوصی آن ها می باشد. توقعات بی جا كه پدریا مادرشوهر ازعروس ووالدین عروس ازداماد دراند موجب می شود كه بین زن وشوهر برسرطرفداری و انتخاب یكی ازآنها مشاجره واختلاف ایجاد شود.
آمارها سند زنده ا یست كه زنان درامر طلاق بیشترازمردان پیشقدم هستند . ازجمله دادگاه های فرانسه تنها درسال 1998 به 3215 فقره طلاق رأی دادند كه 2213 مورد آن به درخواست زنان بوده است كه 72 درصد راتشكیل می دهد.
آماری كه ازطرف وزارت دادگستری منتشرشده است نشان می دهد كه دربهمن سال 1384 ، 2210 درخواست طلاق از طرف زن ها وشوهران داده شده است ازاین مقدار895 1 خانم تهرانی بوده اند .تحقیق درمورد جدایی های همسران درجهان ومقایسه ی آن با افزایش طلاق درایران روشن می كند كه میزان طلاق درایران اگرچه نسبت به جدایی های امریكا ، اروپا وروسیه رقم كمتری را داراست ولی نسبت به كشورهای اروپایی بیشتراست. آمار طلاق تنها درتهران به طوروحشتناكی بالارفته است كه دردوسال اخیر طلاق دوازده درصد افزایش یافته است. اكنون درتهران دربرابرهر 5 ازدواج دو طلاق واقع می شود. دربرابریك طلاق درروستا سه طلاق درشهر واقع می شود.
سنین طلاق درزن ها 19 تا 32 سالگی است وبررسی آمارها نشان می دهد كه 72 درصد ازطلاق ها دراین سنین رخ می دهد بخصوص سن 19-21 سال سنین خطرناك برای زن ها ی شوهردار است ودراین سال ها بایددر حفظ زندگی زناشویی خود مراقبت بیشتری به عمل آورد. درمردان سنین خطرناك طولانی تربوده واز 21 سالگی تا 40 سالگی است.73 درصد از مردان دراین سنین اقدام به طلاق می كنند.
یكی ازقضات دراین باره اظهارنظرداشت : اكثردادخواست هایی كه به دادگاه ها می رسد ازطرف زنان وشوهران جوان است كه ازعمر ازدواج آن ها یك الی دوسال بیشتر نگذشته است. دربین ده پرونده ای كه روزانه دردادگاه های خانواده رسیدگی می شود برای شش پرونده حكم طلاق صادرمی شود و سه پرونده سازش می شود وبقیه را برای روزها وماه های بعد موكول می كنند.
طلاق بدنیست ، بلكه تلخ است. زوجینی كه پس ازنداشتن تفاهم ودرك لازم ازهمدیگر به دلایل مختلف ازهمدیگر جدامیشوند یا طلاق می گیرند. چراكه دوست دارند لذت آرامش روحی وروانی قبل ازازدواج را باردیگربه دست بیاورند. برای رهایی اززدوخوردها وكلنجارهای زندگی مشترك كه نتوانستند بایكدیگربه سرانجام برسانند وبه نقطه اشتراكی برسند ازهمدیگرطلاق می گیرند.
پدیده ی شوم طلاق مهمترین اثرات ولطمات خودرا برقشرزنان برجای می گذارند.زنان پس ازطلاق با این تفكركه ازهرقید وبند وشماتت، آزارهای جسمی وروانی آزاد شده اند وارداجتماع می شوند.غافل ازاین كه اگردرمحیط سالم خانواده پدری ومادری خود قرارنگیرند فشارهای روحی وزیان های روانی آن ها شروع خواهدشدآن هم با جامعه ای كه هر روز ازروزقبل بیشتر نسبت به جنس مؤنث خشن ترمی شود.
زنان طلاق كه درهنگام مشاجرات وكشمكش های زندگی مشترك مورد دلسوزی وحمایت خانواده واجتماع بودند پس ازطلاق همچون یك بیمارناعلاجی رانده می شوند وافسردگی های شدید روحی وروانی ودلزدگی ها وبیماری های متفاوت اعصاب وروان را دچارمی شوند.
پرخاشگری ، انزوا وگوشه گیری یكی ازدیگر مسائلی است كه پس ازسپری شدن مدتی ازطلاق گریبان گیراین عده اززنان می شود. واكثریت این دسته زنان برای رهایی از این معضلات ونامروت هایی جامعه واطرافیان وآسیب های فراوان دیگر مجددا ازدواج می كنند كه اولین ضربات وصدمات این زنان ازسوی خانواده ونزدیكانشان صورت می گیرد.چه بسا هستند زنانی كه هنگامی كه عرصه برایشان تنگ شد، تن به ازدواج های نامیمون چون هوی كس دیگرشدن یا همسرمردی كه فرزندان هم سن زن را داراست ویا پذیرفتن مسائل دیگر كه بعدها عواقب آن را زن خواهد چشید. هستند زنانی كه پس ازطلاق وكشیدن بارمصیبت روحی آن به تنهایی پس از ازدواج بازهم باید درهنگام اختلاف با همسردوم خود ، طعنه هاویاكنایه های همسرخودرانسبت به ازدواج ماقبل خود تحمل كند وازترس آبرو وازدست ندادن همسردیگر خود حتی اگر درطلاق حق با او بوده باشد، سكوت كند ودم نزند .
هرچند ازاین لحاظ زنانی كه همسرانشان به دلایلی فوت نموده اند درشرایط بهتری نسبت به زنان مطلقه قرارمی گیرند كه آن هم برمی گردد به طرزتفكراجتماع نسبت به زن شوهرمرده وزن جداشده ازهمسر.
چه بسا هستند زنانی كه به دلیل فقدان پشتوانه ی كافی عاطفی خانواده پس ازطلاق وبه دلیل حمایت نشدن ازسوی اجتماع واحساس طردشدگی ازسوی جامعه وخانواده با مشكلات تأسف باركه بیشتر به باندها ی فساد و....مربوط میشونددست وپنجه نرم می كنند.
بیشترین قشری كه ازطلاق دچار ضربه می شود زنان هستند. مدتی كه تب وتاب طلاق ازسرزنان افتاد آن گاه آنان با واقعیت های ناملموس جامعه روبرو می شوند. واقعیت های تلخی كه قبلا آن را هرگز ندیده و نچشیده بودند. آنان پس ازبازگشت به دامن خانواده با نهایت سعی خود تلاش می كنند تا خود عامل تشدید واضطراب وافسردگی ولطمات روحی برای دیگرزنان یا خانواده ای كه باآنان زندگی می كنند نشوند.
بیشترین زنانی كه پس ازطلاق ازشرایط روحی وروانی بسیارخوبی برخوردارهستند وكمتردچار لطمات روانی می شوند وازاعتماد به نفس خوبی نیزبرخوردارهستند وازحضوردرمجامع هراس ندارند، كسانی هستندكه از پشتیبانی خوب ازخانواده ی شخصی اش برخورداراست كه نكته ی بسیارمهم است. حتی اگر این زنان از اجتماع دچارضربه شوند اما حمایت عاطفی خانواده چون كوه با آن ها باشند اینان كمترین ضربات روانی را پیداخواهند داشت.
خانواده ها برای چنین زنان نباید اجازه دهند كه مدتی پس ازطلاق، ذهن اینان برای زمان طولانی بیكاربماند تا وقت نداشته باشند كه به زندگی گذشته وچیزهایی كه ازدست داده اند فكركنند.
فشارروحی واسترس پس ازطلاق با مشاهده ی پس زدگی ازسوی خانواده واطرافیان تشدیدمی یابد. خانواده ها واجتماع باید با این واقعیت روبرو شوند كه زنان طلاق درحقیقت پس ازتجربه ی تلخ زندگی باید ازهرلحاظ تقویت شوند وسعی گردد كه آن ها را درمسائل اجتماعی وگروهی زیاد شركت بدهند.
آمارها نشان می دهد كه شصت درصد از زنان طلاق ، مشكلات عدیده ای كه درزندگی مشترك نداشتند وفكرآن را نمی كردند كه پس ازطلاق با آن مواجه خواهند شد.
از هر5 ازدواج یك ازدواج آن به طلاق منجر می شود.آماربسیار هشدار دهنده است وهركدام ازاین زنان طلاق پس از بازگشت به جامعه وخانواده اگر دچار لطمات روحی وجسمی شوند چه معظلات وپدیده ای پیش خواهد آمد . درحقیقت با جامعه ای از زنان واپس خورده وافسرده روبرو خواهیم شد. كه با توجه به روند طلاق در كشور این مساله روبه افزایش خواهد بود.
از نظرآسیب شناسی اجتماعی ، بیكاری واقعی وحتی فقر نبود درآمدبرا ی زنان طلاق در نابسامانی های روانی دخیل خواهد داشت كه موجب بالارفتن انواع كج روی های اجتماعی می شود.
به عقیده ا ی؛ زنان طلاق ریشه ی بسیاری ازكج روی ها در محیط وشرایط اجتماع می توان جستجو كرد . هنگامی كه خواسته ها وانتظارات شان با جامعه هماهنگ وهمنوا نیست نابهنجاری ها درافراد آغاز می شود. نداشتن شرایط اقتصادی پس ازطلاق ومواجه با مشكلات اجتماعی ونبود اطمینان برای آینده كاری ودرآمد باعث مساله بزرگی برای این زنان شده است.
تمام این ها نشان داد كه زنان اكثرا حدود هفتاد وپنج درصد شان از آسیب ها ی پس از طلاق دور نیستند وحتما چندی ازآن ها را لمس كرده اند. ودچار افسردگی ها ی نسبتا متوسط وبیشتر خفیف هستند. پس از طلاق در مجامع شادی كمتر حاضرمی شوند ویا به مانند گذشته سعی می كنند شاد نباشند. هرچند قضیه در میان خانواده هایی با فرهنگ ها ی متفاوت فرق می كند . خانواده هایی كه چندان با پایبندی به كانون خانواده اهمیت نمی دهند ویا خیلی بازهستند زنان طلاق كمتر آسیب می بینند.
درهرحال باید رسانه های گروهی وتربیتی باید در رابطه با برخورد ودید اجتماع نسبت به این زنان برنامه ای داشته باشد تا زنان ما كمتر دچار وازدگی وافسردگی شوند.
درهرحال راهكارهایی برا ی چنین زنانی كه می توان ارائه كرد:
1. حمایت عاطفی خانواده
2. مشغولیت ذهنی
3. بیكار نبودن
4. پاك نمودن ا فكار منفی وجایگزین كردن افكار مثبت
5. تغییر دیدگاه خودنسبت به اطرافیان خود
6. استفاده از برنامه های مشاوره
7. داشتن فعالیت های ورزشی
8. فعالیت در امور گروهی
9. شركت درهمایش ها وجشنواره ها وارتقا سطح علمی خود
10. تمرین برا ی بالا بردن اعتماد به نفس خود.
محقق : بتول سید حیدری . کارشناس روانشناسی /ایران .
منابع مورد مطالعه:
روان شناسی افسردگی دكتر الیوت رابینسون ، جاناتا شولیز مترجم . عبدلله كوثری
افسردگی چیست؟ دكتر دیوید برنز مترجم ؛ مهدی قراچه داغی
فشارهای عصبی روبرت الیوت مترجم : شاهرخ وزیری
روان شناسی خشم اوانس بلس مترجم : مهدی قراچه داغی
آسیب شناسی روانی مترجم : دكتر دهستانی انتشارات پیام نور
بررسی اسیب های روانی پس از طلاق انجمن مطالعات امور فرهنگی زنان
طلاق یك فاجعه احمد توكلی
زنان ومشكلات پس از طلاق دكترعباس پور مجله ی خانواده سبز
زنان اینترنت ـ مركزمطالعات امور فرهنگی زنان
طلاق اینترنت ـ سایت تبیان
افسردگی اینترنت ـ سایت مردمان
مشكلات پس ازطلاق اینترنت ـ سایت خانواده،زن
http://www.afghanpaper.com/mbody.php?id=540
99
کامنت بنویسید...


