عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
8 بهمن 1390 | |
|
2
|
8 بهمن 1390 | |
|
3
|
8 بهمن 1390 | |
|
4
|
23 آذر 1390 | |
|
5
|
9 آبان 1390 | |
|
6
|
27 شهریور 1390 | |
|
7
|
26 مرداد 1390 | |
|
8
|
16 تیر 1390 | |
|
9
|
16 تیر 1390 | |
|
10
|
16 تیر 1390 |
مرثیهای برای نگین سرخ آذربایجان
مرثیهای برای نگین سرخ آذربایجان
واقعیت این است كه خشك شدن دریاچه ارومیه یك شبه به وجود نیامده كه یك شبه هم حل شود. به گفته نظری دوست «تقریبا نیمی از مشكلات دریاچه ارومیه از مشكلات تالابهای اطراف آن ناشی میشود»،او میگوید:«حوزه آبی دریاچه ارومیه شامل 12 تا 15 حوزه تالابی دارد كه از لحاظ اكولوژیك به دریاچه وصل هستند این تالابهای محل زندگی وزادآوری انواع پرندگان تالابی مانند لك لك، حواصیل و فلامینگو هستند».
متهم اصلی نابودی دریاچه ارومیه، مجموعه ای از دخل و تصرف های ناروای انسان در طبیعت است و نامش توسعه ناپایدار! مدیریت غلط آب و زمین، آرام آرام تبدیل به اژدهای عظیم الجثهای شده كه كاسه دریاچه ارومیه را جرعه جرعه می نوشد و آنقدر هم ولع دارد كه تا تمام اش نكند دست بردار نیست. صادق زیبا كلام، عمق فاجعه را خوب لمس كرده و می گوید "كاری نكنیم كه یك سال و یا حداكثر چند سال دیگر دردرس جغرافیا به دانش آموزانمان یاد دهیم كه قبلا درارومیه دریاچه بزرگی بود ولی نیاكان ما گذاشتند برود و كك شان هم نگزید".
به گزارش ایلنا، باید گریست نه به حال دریاچهای كه روزگاری مظهر باروری خطه آذربایجان بود بلكه به حال آدمهایی كه با تمام ادعایشان گذاشتند نگین سرخ ارومیه جلو چشمشان خشك شود. همه ما شنیده ایم كه دریاچه ارومیه بعد از بحروالمیت بزرگترین دریاچه آب شور جهان است و غیر از آن به سبب موقعیت بسیار ویژه ای كه دارد، آب و هوایی مطلوب را برای ساكنان خطه آذربایجان و كردستان به ارمغان آورده است و «آرتیمیا»، این سخت پوست قرمز رنگ دنیا، فقط در دریاچه ارومیه وجود دارد.
همه ما باز هم اخباری در مورد كم آب شدن دریاچه ارومیه و احتمال خشك شدن آن شنیده ایم. ولی واقعیت این است كه تا نبینی باور نمیكنی كه این توسعه ناپایدار چه بر سر نگین سرخ آذربایجان آورده است.دریاچه ارومیه دارد می میرد! شنیده ایم، می خواهد نجات اش دهند، اما اگر این روزها ببینیاش، باور نمی كنی كه كسی بتواند ان را زنده نگه دارد.
دریاچهای كه نزدیك به 40 سال است، كه مدعی حفاظت از آن هستند، چه شد كه به یك باره در ورطه نابودی افتاده است؟ دریاچه ارومیه كه به عنوان یكی از 9 ذخیرگاه بیوسفری ایران در یونسكو شناخته می شود و از سال 1357 نیز در زمره یكی از مهمترین تالابهای بینالمللی جهان در سایت رامسر به ثبت رسیده است امروز در سایه روزمرگی متولیان توسعه درحال نابودی تدریجی است.
فكر می كنید دریاچه ارومیه چقدر دیگر دوام بیاورد؟ محمد جواد محمدی زاده، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست كه خیلی خوشبین است، برنامه 5 ساله ای را برای احیا دریاچه ارومیه تعریف كرده و می گوید:« نجات اش می دهیم»،اما نوشدارویی پس از مرگ، سهرا ب را چه حاصل؟
محمد باقر صدوق، معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت از محیط زیست، از رئیس سازمان واقع بین تر است. او امید چندانی به نجات دریاچه ارومیه ندارد. می گوید :«شاید تا سه سال دیگر هنوز بتوانیم زنده نگه اش داریم»!
بیش از نیمی از دریاچه ارومیه خشك شده است
دریاچه ارومیه روز به روز بیشتر آب می رود، امید یوسفی، سرپرست پارك ملی دریاچه ارومیه می گوید:«از دو سال پیش تا كنون ده كیلومتر از ضلع خوبی دریاچه ارومیه خشك شده است. جایی كه دو سال پیش می توانستی آب را لمس كنی اكنون تا كیلومترها شوره زار نمك است. در سواحل جنوبی دریاچه ارومیه به دلیل ورود رسوبات رودخانه سطح دریاچه بالاتر آمده است و در این قسمت آب از 10 تا 12 كیلومتر عقب نشینی كرده است حال این 10 كیلومتر را در 7 متر كاهش ارتفاع سطح آب دریاچه ارومیه ضرب كنید تا بینید كه عمق فاجعه كجاست».
حسن عباسنژاد، مدیركل محیط زیست استان آذربایجان غربی هم «عوامل انسانی و طبیعی را در وضعیت بحرانی دریاچه ارومیه» مقصر می داند. او می گوید: «خشكسالی و توسعه ناپایدار سه هزار كیلومتر از پنج هزار كیلومترمربع وسعت دریاچه ارومیه را تبدیل به شورهزار كرده است.
غلظت نمك به پیش از 330 گرم در لیتر رسیده و بستر دریاچه در اثر اشباع شدن از نمك كاملاً سفید پوش شده ، گویا دریاچه ارومیه در این قسمت ها كفن پوش شده است».
آب دریاچه ارومیه زلال زلال است، پس آرتیمیا كجاست؟
روزگاری اگر یك مشت آب از دریاچه بر می داشتی، می توانستی "آرتیمیا"، سخت پوستهای كوچكی را كه تنها ساكن همیشگی دریاچه ارومیه هستند را در آن ببینی، اما اكنون آب، زلال زلال است، حتی یك آرتیمیا هم در این نواحی دیده نمیشود.پس آرتمیاها كجایند؟
دریاچه ارومیه همراه همیشگی مردم آذربایجان بوده، فقط مردم محلی و كسانی كه به طور مستقیم یا غیر مستقیم از این منبع حیات، ارتزاق می كردند، می دانند كه دریاچه ارومیه یعنی چه. مرگ این دریاچه را هم هیچ كس به خوبی مردم محلی لمس نمی كند.
وقتی بمب نمكی 8 میلیارد تنی دریاچه ارومیه منفجر شود، تاریخ دوباره شاهد فاجعه دیگر است، دریاچه ارومیه به طور قطع به تاریخ میپیوند، همانگونه كه آرال در شوروی سابق برای همیشه از روی نقشه جهان پاك شد.
50 سال پیش هم مسولان شوروی فكر چنین روزی را كه آرال خشك شود، نمیكردند. همانگونه كه مسولان ما اكنون طرحها و نقشههای بزرگ انتقال آب از حوزههای آبریز دیگر به دریاچه ارومیه را در ذهن میپروراند، متوجه عمق فاجعه نیستند، نقشههایی كه خدا میداند اگر اجرا هم بشود چه مقدار هزینه مالی و زیست محیطی به دنبال دارد.
خشك شدن آرال، طوفان شن و نمك كه حامل غبارهای سمی آفت كش و سموم كشاورزی و انواع بیماریهای تنفس و سرطان پوستی و ریوی را برای مردم به ارمغان آورد و خدا میداند نابودی دریاچه ارومیه چه بلایی بر سر خطه آذربایجان و سرزمینهای مجاورش میآورد.
مسعود باقرزاده كریمی، كارشناس مسوول تالابها این خطر را به خوبی احساس كرده است. او می گوید: «در صورت خشك شدن دریاچه ارومیه ، میزان بالای نمك این دریاچه فاجعه آفرین است». او هشدار می دهد: «وزش بادهای حاوی نمك به سمت شهرها و زمینهای كشاورزی خطرناك است بنابر این باید دقت داشته باشیم وجود نمك در شهرها، تخریب ساختمانها و خودروها را به دنبال دارد و علاوه بر این موجب شور شدن زمینهای كشاورزی شده و آنها را از حیث انتفاع خارج میكند كه مسلما هزینههای سنگینی را بر جوامع محلی متحمل میسازد».
توسعه ناپایدار جرعه جرعه جان دریاچه ارومیه را می نوشد
متهم اصلی نابودی دریاچه ارومیه ، مجموعه ای از دخل و تصرف های ناروای انسان در طبیعت است و نامش توسعه ناپایدار، مدیریت غلط آب و زمین، آرام آرام تبدیل به اژدهای عظیم الجثهای شد كه كاسه دریاچه ارومیه را جرعه جرعه می نوشد و آنقدر هم ولع دارد كه تا تماش نكند دست بردار نیست.
خشكسالی و احداث سدهای بی حساب و كتاب و برداشت بیرویه چاههای مجاز و غیر مجاز و احداث میانگذر و... چنان گره كوری برسر راه ادامه حیات نگین سرخ آذربایجان انداخته است كه هیچ كس را یارای باز كردن آن نیست.
احداث سدهای بی حساب و كتاب و چاه های غیر مجاز
احداث سدهای بیحساب و كتاب در رودخانههای منتهی به دریاچه ارومیه ناجوانمردانه جان دریاچه را گرفته است. جالب است بدانید كه در مسیر 12 رودخانهای كه به دریاچه ارومیه میریزد 29 سد خاكی و بتونی وجود دارد كه با خساست تمام حتی قطرههای آب را از دریاچه تشنه آذربایجان دریغ میكنند.
توسعه بیرویه اراضی كشاورزی و استفاده نادرست از منابع آبی و حفر چاههای غیر مجاز هم مثل خوره به جان دریاچه افتاده است به طوری كه امروز هزاران حلقه چاه غیر مجاز و مجاز در اطراف دریاچه ارومیه وجود دارد كه باعث افت سفرههای آب زیرزمینی شده است. بنابر این حتی اگر باران به مقدار كافی هم ببارد این آب نخست جذب زمین میشود تا سفرههای آب زیرزمینی را پر كند و بعد نوبت رودخانههای روان میشود. البته میزان آب رودخانهها هم كه به خاطر پمپاژ آب و احداث سدها به صفر رسیده است، پس عملا رودخانهها نیز شرمنده لبهای تشنه دریاچه ارومیه میشوند.
متهم دیگر نابودی دریاچه ارومیه خشكسالی است. آنقدر كمبود آب در دریاچه مشكل ساز شده است كه به گفته باقرزاده كریمی «با توجه به بارشهای امسال كه 10 درصد از متوسط بارشهای سال گذشته بیشتر بوده هم كمبود آب را اندكی جبران نكرده است».
داستان نابودی دریاچه ارومیه را برای هر كس میگویی آهی میكشد و میگوید راهی برای نجات دریاچه ارومیه وجود ندارد. هرچند مسئولان همچنان امیدوارند و می گویند حتما باید راهی باشد.
آیا برنامه كمیته راهبردی مدیریت جامع دریاچه ارومیه، راه به جایی می برد؟
برای نجات دریاچه ارومیه كمیته راهبردی مدیریت جامع دریاچه ارومیه به دستور محمود احمدی نژاد و ریاست معاون اول او تشكیل شده است.
در این كمیته كه با حضور استانداران سه استان آذربایجانشرقی، غربی و كردستان، ریاست سازمان محیطزیست و وزیران نیرو و جهاد كشاورزی تشكیل شده، مقرر شده است تا برنامههایی برای نجات دریاچه ارومیه تهیه شود كه از آن جمله میتوان بحث اجرایی كردن مدیریت دریاچه ارومیه، بحث انتقال آب حوزهای از حوزه زاب كه مراحل اجرایی آن در دست بررسی است اشاره كرد.
یكی دیگر از برنامههای این كارگروه مكلف كردن وزارت نیرو به تامین سالانه 1/3 میلیارد متر مكعب آب برای دریاچه ارومیه است.
این مصوبه، مصوبه خوبی است اما واقعیت این است كه اكنون دریاچه ارومیه پیش از 16 میلیارد متر مكعب آب نیاز دارد و به قول نماینده وزارت نیرو در «كارگاه بینالمللی گامی به سوی شكلگیری مدیریت پایدار اكوسیستمهای تالابی ایران»، ظرفیت كل 29 سد احداث شده در حوضه آبریز دریاچه ارومیه 3/1 میلیارد متر مكعب است بنابراین اگر وزارت نیرو همه دریچه سدها را هم بازكند بار هم این كمبود جبران نمیشود و سطح آب دریاچه یك میلی متر هم بیشتر بالا نمیآید.
بحث انتقال آب از حوضههای آبی دیگر مانند زاب و ارس نیز راهكار دیگر كارگروه تخصصی ملی نجات دریاچه ارومیه است اما به گفته علی نظری دوست رئیس پروژه حفاظت از تالابهای ایران،«انتقال اب از یك حوزه آبی به یك حوزه آبی دیگر از نظر زیست محیطی عواقب وخیمی دارد و هنر این است كه آب یك حوزه آبی را از همان حوزه آبی تامین كنیم وگرنه مشكلات دو چندان میشود».
دریاچه ارومیه یك شبه خشك نشده ، پس یك شبه هم احیا نمی شود
واقعیت این است كه خشك شدن دریاچه ارومیه یك شبه به وجود نیامده كه یك شبه هم حل شود. به گفته نظری دوست «تقریبا نیمی از مشكلات دریاچه ارومیه از مشكلات تالابهای اطراف آن ناشی میشود»،او میگوید:«حوزه آبی دریاچه ارومیه شامل 12 تا 15 حوزه تالابی دارد كه از لحاظ اكولوژیك به دریاچه وصل هستند این تالابهای محل زندگی وزادآوری انواع پرندگان تالابی مانند لك لك، حواصیل و فلامینگو هستند».
نظری دوست میگوید:« بر خلاف تصور همه فلامینگوها در دریاچه ارومیه زندگی نمیكنند بلكه تنها از آرتیمیای موجود در آب دریاچه تغذیه میكنند وگرنه سایر فعالیتهای آنها مانند لانهسازی و تخم گذاری وجوجه آوری در تالابهای اطراف دریاچه ارومیه انجام میشود».
او ادامه میدهد: «متاسفانه به علت خشكسالی و احداث سدهای بی حساب و كتاب از 15 تالاب دریاچه ارومیه تنها 7 تا 8 تالاب از لحاظ اكولوژیك فعالاند و بقیه خشك شده و جای خود را به زمینهای كشاورزی را دارند».
رئیس پروژه حفاظت از تالابهای ایران تاكید میكند: «واقعیت این است كه سد سازی الزاما بد نیست ولی متاسفانه در كشور آنقدر بد به كار گرفته شده است كه تبدیل به یك معضل شده است و گرنه آبخیزداری به هیچ عنوان نمیتواند كار سد را انجام دهد پس از مدتی از خشك شدن تالابها مردم محلی متوجه عمق فاجعه شدند چون هم سرسبزی منطقه از بین رفت و هم چاهها آرام آرام خشك شدند بنابراین مردم دست به كار شدند در حال حاضر برخی تالابها مانند "سولدوز" كامل احیا شده ، "یادگارلو" پس از 20 سال امسال احیا شد و "درگه سنگی" نیز در دست احیا شدن شدن است».
جوامع محلی به داد برخی از تالاب ها رسیدند اما كمی دیر
نظری دوست عقیده دارد:«احیا تالابها توسط جوامع محلی هم باعث بهبود وضعیت كشاورزی منطقه می شود و هم بررونق اكوتوریسم تاثیرمثبت دارد كه این دو عامل موجب معیشت راحتتر مردم محلی میشود، غیر از همه اینها میتواند تنوع زیستن تالابی دریاچه ارومیه را حفظ كند».
گرچه احیا تالابهای اطراف دریاچه ارومیه توسط جوامع محلی و به راهنمای پروژه حفاظت از تالابهای ایران تا حدود موفق بوده است ولی به نظر میرسد برای انجام چنین فعالیتهایی اندكی دیر شده است.واقعیت این است كه نه فقط برای موفقیت در نجات دریاچه ارومیه بلكه تمام تالاب های ایران كه به نوعی در معرض خطر قرار دارند باید درك مشتركی از مدیریت زیست بوم بین دست اندكاران پروژههای زیست محیطی مطرح باشد.
به عقیده حمید فراهانی راد عضو انجمن ارزیابی محیطزیست ایران «گرچه اكنون همگان تلاش دارند تا در جهت احیاء تالابهای ایران به ویژه دریاچه ارومیه گام بردارند اما در بحث حفاظت و توسعه هنوز در بین مسوولان مناقشه وجود دارد و بسیاری از مسوولان معتقدند كه محیط زیست با توسعه متعارض است».
او تاكید میكند: «هنوز كاركردهای تالابها به ویژه در بین تصمیم گیران مشخص نیست».
فراهانی راد عقیده دارد: «رویكرد ما نسبت به دریاچه رویكردی سنتی بوده و تنها به مناطق چهارگانه حفاظتی تاكید دارد در حالی كه مدیریت زیست بومی نگاهی یكپارچه دارد و مرزی نمیشناسد و نوك پیكانش رو به سوی توسعه پایدار است».
واقعیت این است كه برای نجات دریاچه ارومیه تلاش بسیاری صورت میگیرد از شكل گیری كمیته راهبردی مدیریت جامع دریاچه ارومیه گرفته تا برگزاری كارگاه تخصصی مدیریرت پایدار تالاب كه به منظور استفاده از تجارت موفق در احیا تالابها صورت میگیرد.
اما آنچه در این میان مهم است این است كه آیا چند نشست و ابلاغ چند مصوبه و برگزاری كارگاههای تخصصی از این دست میتواند دردی از دردهای نگین سرخ آذربایجان دوا كند واقعیت این است كه به گفته معاون استاندار آذربایجان غربی تا زمانی كه این مصوبهها رنگ عمل به خوب نگیرید هیچ تغییری در وضعیت دریاچه ارومیه صورت نمیپذیرد.شاید وقت آن باشد كه دست از حرف زدن برداریم و اندكی عمل كنیم، حداقل آنچه در توان داریم اكنون برای دریاچه ارومیه انجام دهیم.
واقعیت این است كه بسیاری از كاركردها و ارزشهای اكولوژیكی و غیر اكولوژیكی دریاچه ارومیه از دست رفته و یا مختل شده است ولی اینكه آیا این مختل شدن قابل برگشت است یا خیر هنوز مشخص نیست.باید نهایت تلاش را به كار بست، نكند به قول صادق زیبا كلام یك سال و یا حداكثر چند سال دیگر دردرس جغرافیا به دانش آموزانمان یاد دهیم كه قبلا درارومیه دریاچه بزرگی بود ولی نیاكان ما گذاشتند برود و كك شان هم نگزید.


