عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
15 اسفند 1387 | |
|
2
|
15 اسفند 1387 | |
|
3
|
13 اردیبهشت 1386 | |
|
4
|
13 اردیبهشت 1386 | |
|
5
|
27 اسفند 1385 | |
|
6
|
21 اسفند 1385 | |
|
7
|
11 مهر 1385 | |
|
8
|
10 مهر 1385 |
ازادی
..واما مسئله دوم مسئله ازادی است. باید دید ازادی اساسآ ازادی چیست وچه حقی برای بشر به حساب میاید. معمولآ دو گونه ازادی برای انسان در نظر گرفته میشود . یكی ازادی به اصطلاح انسانی و دیگر ازادی حیوانی، یعنی ازادی شهوات، ازادی هوی و هوسها...و اگر به زبان قدما بخواهیم بحث کنیم ، باید ازادی نوع دوم را،ازادی قوه قضبیه وقوه شهویه بنامیم .واضح است که کسانی که درباره ازادی بحث می کنند منظورشان ازادی حیوانی نیست، بلکه ان واقعیت مقدسی است که ازادی انسانی نام دارد.
اینجا لازم است توضیح مختصری درباره دونوع ازادیکه مایه اشتباه کاری ومغلطه شده است داده شود.بین ازادی تفکر و ازادی عقیده فرق است. ازادی تفکر ناشی از استعداد انسانی بشر است که می تواند در مسائل بیندیشد. این استعداد بشری حتمآ باید ازاد باشد ، پیشرفت و تکامل بشر در گرو این ازادی است.اما ازادی عقیده خصوصیت دیگری دارد ،میدانید که هر عقیدهای ناشی از تفکر صحیح ودرست نیست. منشا بسیاری از عقاید یک سلسله عادتها و تقلیدها و تعصبهاست.عقیده به این معنا نه تنها راه گشا نیست که به عکس نوعی اعقاد اندیشه به حساب میاید یعنی فکر انسان در چنین حالتی،به عوض اینکه باز و فعال باشد بسته و منعقد شده است ودر اینجاست که ان قوه مقدس تفکر به دلیل این انعقاد و وابستگی در درون انسان اسیر وزندانی میشود. ازادی عقیده در معنای اخیر نه تنها مفید نیست بلکه زیانبارترین اثرات را برای فرد و جامعه بدنبال دارد .ایا درمورد انسانی که یک سنگ را میپرستد باید بگوئیم چون فکر کرده وبطور منطقی به اینجا رسیده ونیز به دلیل اینکه عقیده محترم است پس باید به عقیده او احترام بگذاریم و ممانعتی برای او در پرستش بت ایجاد نکنیم؟یا نه، باید کاری کنیم که عقل وفکر او را از اسارت این عقیده ازاد کنیم؟یعنی همان کاری را بکنیم که ابراهیم خلیل الله کرد...
حالا کار حضرت ابراهیم(ع) برخلاف ازادی عقیده - بمعنای رایج ان که میگویند هر کس باید ازاد باشد - بود یا انکه در خدمت ازادی عقیده بمعنای واقعی ان بوده است؟اگر حضرت ابراهیم میگفت چون این بتها مورد احترام میلیونها انسان هستند،پس منهم به انها احترام میگذارم ،یعنی درست همان چیزی را که ابراز میکرد که اکنون عقیده ای بسیار رایج است، ایا کار درست و صحیحی انجام داده بود؟از نظر اسلام این اغراء به جهل است نه خدمت به ازادی.در تاریخ اسلام هم پیامبر همان کاری را کرد که حضرت ابراهیم انجام داده بود.ان حضرت به بهانه ازادی عقیده بتها را باقی نگذاشت به عکس دید این بتها عامل اسارت فکری مردمند. صدها سال است که فکر این مردم اسیر این بتهای چوبی وفلزی و...شده است.این بود که بعنوان اولین اقدام بعد از فتح تمام انها را در هم شکست ومردم را واقعآ ازاد کرد.حالا این شیوه رفتار را مقایسه کنید بارفتار پادشاه انگلستان وقتی برای دیدار از هندوستان به انجا رفته بود و در برنامه سفرش بازدید از یک بتخانه گنجانده شده بود.
خود مردم هند وقتی می خواستند داخل صحن شوند کفشهای خود را در می اوردند اما او به نشانه احترام بیش از حد هنوز به صحن نرسیده کفشهای خود را کند و بعد هم مودب تر از همه مقابل بتها ایستاد.در تفسیر این حرکت عده ای ساده اندیش میگفتند ببینید نماینده یک ملت روشنفکر چقدر به عقاید مردم احترام میگذارد غافل از اینکه این نیرنگ استعمار است. استعماری که می داند که همین بتخانه هاست که هند را به زنجیر کشیده و رام استعمارگران کرده است. اینگونه احترام گذاشتنها خدمت به ازادی و احترام بعقیده نیست خدمت به استعمار است.
یا اینکه در کتابهای تاریخ خودمان نوشته بودند کورش چه مرد بزرگواری بود که وقتی بابل رفت وانجا را فتح کرد به بتخانه ها را محترم شمرد از نظر یک فاتح که سیاست استعمارگری دارد این کار امری عادی و یک نقشه معمولی است ولی از نظر بشریت چطور؟ایا جناب کورش خود به ان اعتقاد داشت؟یقینا نه.
اما کورش فکر می کرد این اعتقاد که مردم را در بیخبری نگاه داشته عامل خوبی برای در بند ماندن انهاست.
... همه باید ازاد باشند که حاصل اندیشه ها وتفکرات اصیلشان را عرضه کنند.البته تذکر میدهم که این امر سوای توطئه وریاکاری است توطئه ممنوع است اما عرضه اندیشه های مستقل،ازاد .
... ازادی ابراز عقیده یعنی اینکه فکر خودتان را یعنی انچه که به ان واقعآ معتقد هستید بگوئید حال انکه عده ای به نام ازادی عقیده دروغ بگوئید...ازادی فکر را با ازادی اغفال ومنافق گری


