عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
15 اسفند 1387 | |
|
2
|
15 اسفند 1387 | |
|
3
|
13 اردیبهشت 1386 | |
|
4
|
13 اردیبهشت 1386 | |
|
5
|
27 اسفند 1385 | |
|
6
|
21 اسفند 1385 | |
|
7
|
11 مهر 1385 | |
|
8
|
10 مهر 1385 |
دین و ازادی
دین و آزادی
آزادی یكی از اصیلترین ارزشهای نوع بشر به شمار میرود ؛ به گونهای كه همگان آن را میستایند . فیلسوفان متافیزیك و فلاسفهی علوم اجتماعی ، به ویژه حقوق و سیاست و عالمان علوم اجتماعی نیز در این زمینه سخنها راندهاند .
با اینكه مفهوم آزادی جزء مفاهیم بدیهی محسوب میشود ولی در رسیدن به آن ، گرفتار دشواریها و پیچیدگیهای فراوانی هستیم . در زمینهی تعریف آزادی ، نمیتوان تعریف روشنی از آن عرضه كرد و هر مكتب و فلسفهای با توجه به پیش فرضهای خود ، به تفسیر آن پرداخته است ؛ بر این اساس ، سوء تفاهم و اختلاف نظر در این مفهومِ انتزاعی ، فراوان به چشم میخورد .
شهید مطهری ، در كتاب تكامل اجتماعی انسان میفرماید : «آزادی یكی از بزرگترین و عالیترین ارزشهای انسان است ؛ به تعبیر دیگر ، جزء معنویات انسان است ـ معنویات انسان ، یعنی چیزهایی كه مافوق حدّ حیوانیت اوست ـ آزادی برای انسان ، ارزشی مافوق ارزشهای مادی است . انسانهایی كه بویی از انسانیت بردهاند ، حاضرند با شكم گرسنه و تن برهنه و در سختترین شرایط ، زندگی كنند ولی در اسارت یك انسان دیگر نباشند و آزاد زندگی كنند» . تاریخ اسلام و نمونههای فراوان سیرهی عملی پیشوایان دین در احتجاجات و رفتارهای اجتماعی ، مؤید این ارزش گذاری به حقیقت آزادی است .
این پدیدهی مهم باید از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گیرد : نخست ، تعریف و روش شناسی تعریف آزادی و اینكه آزادی چیست و با چه روشی این تعریف بر تعاریف دیگر رجحان دارد .
دوم ، توجه به «آزادی از» ، «آزادی در» و «آزادی برای» . بدین معنا ، باید تبیین كرد كه آدمیان باید از چه چیزهایی و در چه محدوده و قلمرویی آزاد باشند و هدف این آزادیها چیست؟
سوم ، ملاك و معیار آزادی است . استاد مطهری در این باره میفرماید : انسان استعدادهایی برتر و بالاتر از استعدادهای حیوانی دارد . این استعدادها یا از مقولهی عواطف و گرایشها و تمایلات عالی انسانی است و یا از مقولهی ادراكها و دریافتها و اندیشههاست . به هر حال ، همین استعدادهای برتر ، منشأ آزادیهای متعالی او میشود . در غرب ، ریشه و منشأ آزادی را تمایلات و خواهشهای انسانی میدانند و آنجا كه از ارادهی انسان سخن میگویند ، در واقع فرقی میان تمایل و اراده قائل نمیشوند . از نظر فلاسفهی غرب ، انسان موجودی است دارای یك سلسله خواستها و میخواهد كه این چنین زندگی كند . همین تمایل ، منشأ آزادی عمل او خواهد بود .
چهارمین نكتهای كه باید بدان توجه كرد ، انواع آزادی و عدم خلط میان آنهاست . آزادی فلسفی یعنی اختیار در مقابل جبر كه مسئلهای پر چالش میان متكلمان اسلامی یعنی اشاعره ، معتزله و شیعه و نیز فیلسوفان غربی از جمله اگزیستانسیالیستها و مالبرانش بوده است . آزادی فكری یعنی آزادی در تفكر و اندیشه ، آزادی عقیده . آزادی فردی و آزادی اجتماعی مانند آزادیهای سیاسی و حقوقی . و در نهایت ، آزادی اخلاقی و عرفانی .
ما در دورانی به سر میبریم كه شبهات و پرسشهای فراوانی در عرصهی دین و آزادی ـ آن هم در زوایای مختلف آن ـ مطرح شده است . تقدم دین بر آزادی یا آزادی بر دین ، تنافی حاكمیت دین با آزادی ، تعارض محق بودن انسان با الزامها و تكالیف دینی ، نمونهای از دهها پرسش و شبههی روزگار ماست.


