userinfo close

  ,

هنرمند ایرانی


artiranian

تاسیس: 23 دی 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: زری ص - معاونان
دوستان عزیز منتظر کارهای زیبایتان هستیم
 

عنوان مقاله

  عنوان مقاله بروز رسانی
1
18 تیر 1385
2
18 تیر 1385
3
17 اردیبهشت 1385
4
17 اردیبهشت 1385
5
17 اردیبهشت 1385
6
17 اردیبهشت 1385
7
20 فروردین 1385
8
20 فروردین 1385
9
3 اسفند 1384
علی حامدی , dat
علی حامدی - 07:30 1385/02/17

ستاره‌های نقاش مهاجر

ستاره‌های نقاش مهاجر


بررسی اصطلاح « نقش هولباین » در مطالعات پیرامون تاریخ فرش و سیر تحول در نقوش تزئینی قالی‌های شرقی


با توجه به نظریات متفاوتی که در زمینه منشاء پیداش نقوش فرشهای معروف به « هولباین » وجود دارد و حقایق نادیده گرفته شده‌ای که نسبت به ریشه‌یابی نقوش تزئینی این دستبافته ها در میان جامعه علمی فرش رواج پیدا کرده به بررسی جامعی در این زمینه پرداخته شده است . « نقش هولباین » اصطلاحی است که در مباحث تاریخی فرش مورد استفاده بسیاری قرار گرفته و کاربرد آن بیش از همه در طبقه بندی طرح های هندسی و تکرار شونده فرشهای کهنه و دارای قدمتی بیش از سیصد سال دیده می‌شود . در این متن چگونگی پیدایش این اصطلاح و بررسی گوناگونی و تنوع موارد استفاده آن مورد بررسی بیشتری قرار گرفته است . با مروری بر فرشهای نقاشی های هولباین و نمونه‌های شناخته شده و با معرفی نمونه ها و موارد دیگری که مورد توجه محققین قرار نگرفته ، یافته های قابل توجه تازه‌ای در این پژوهش بدست آمده است .
در مطالعاتی که تاکنون پیرامون تاریخچه فرشبافی انجام شده برای نامیدن تعدادی از فرشها و نقوش آنها از اصطلاحاتی استفاده می‌شود که بدلیل داشتن ریشه‌های غربی ، دقت نظر بیشتری را نسبت به اصطلاحاتِ بومی و محلی رایج در فرش ، طلب می‌کنند .در این نامگذاری ها ، برای نقوش فرشهایی که دارای جنبه‌های تاریخی هستند ، اصطلاحاتی توسط محققین غربی انتخاب شده است که برای این اصطلاحات در هیچ کجای فرهنگ‌های بومی ، معادل ، تعریف و یا معنایی وجود ندارند .
آشنایی با این نامها و علت این نامگذاری ها زمانی ارزش بیشتری پیدا می‌کنند که نسبت به هدف و نتایج محققین فرش در زمینه این نامها به آگاهی جامع تری برسیم . بنظر می‌رسد این اصطلاحات ، بیشتر برای استفاده در طبقه بندی نقوش فرش و تعیین حدود تاریخی و ارزش آنها و بررسی سیر تحول طراحی فرش انجام گرفته است . در حقیقت محققین و صاحب‌نظران غربی فرش در بر‌گزیدن نامها برای نمونه‌ها و نقوش فرش‌های تاریخی از اصطلاحات رایج در زبان و فرهنگ خود استفاده بیشتری نسبت به اصطلاحات بومی و منطقه‌ای فرش کرده‌اند .
در طبقه‌بند‌ی فرشهای شرقی و بخصوص فرشهای ایرانی ، در بیشتر موارد ، نوع فرشها با نام محل ، شهر ، روستا و یا ایلی که در آنها بافته شده‌اند مشخص می‌شود . برای نامیدن نوع طرح ها نیز از موضوع طرح و یا اصطلاحات و واژه‌های محلی استفاده می‌گردد . در مواردی نیز طرحها با نام طراحان خود و یا سفارش دهندگانِ طرحها به شهرت رسیده‌اند . اما در مورد فرشهایی که در آثار نقاشان اروپائی دوران رنسانس و در مینیاتورهای نگارگران ایرانی پیش از دوران صفوی ظهور پیدا می‌کنند و یا فرشها‌یی که در موزه‌‌ها و مجموعه‌های خصوصی نگهداری می‌شوند، نامگذاری به روشهای رایج امکان پذیر نبوده است . به این دلیل که محل بافت این فرشها و یا طراحان آنها مشخص نیست ، همینطور اکثر طرحهای این فرشها بجز چند مورد ، هندسی و بدون موضوع هستند و شباهتی به نمونه‌های فرش های امروزی ندارند . امروزه تعداد کمی از این فرشها بصورت بافته شده و کامل باقی مانده اند در حالی که این فرشها نیز با مشکل نامگذاری و تعیین مشخصات روبرو هستند و بیشتر با فرشهای روی نقاشی ها مقایسه می‌شوند .
در پژوهش های فرش شناسی و بررسی تاریخچه فرشبافی ، این فرشها به چند روش کلی نامگذاری شده‌اند که به سه نمونه اصلی آن اشاره می‌شود ؛
روش اول : در این روش نامگذاری بر اساس محل پیدا شدن فرش ، نام صاحب و یابنده و یا محل نگهـداری فرش انجام گرفته اسـت . برای مثـال « فرشـهای مسجـد علاالدیـن شـهر قونیـه » که در مسجدی با همین نام در منطقه آناتولی پیدا شده‌اند . این چند قطعه فرش با حاشیه کوفی و متنی با نقوش هندسیِ تکرار شونده به فرشهای سلجوقی در تاریخ فرش معروف شده‌اند . همچنین « فـرشِ ماربی » با نقش دو پرنده که روبروی هم نشسته‌اند از کلیسایی به همین نام که در کشور سوئد بدست آمده و با نام کلیسایی که در آن پیدا شده شهرت پیدا کرده و یا « قالیچه موزه برلین » با نقش نبرد اژدها و سیمرغ که در کلیسایی در مرکز ایتالیا پیدا شده و اکنون در موزه برلین نگهداری می‌شود . این روش نیز برای نامیدن تعدادی از فرشهای ایرانی بکار برده شده است مانند : « فرش شیخ صفی یا اردبیل » ، « قالیچه‌های سالتینگ » ، « فرشهای پولنزی » ، « فرش ( موزه ) چلسی » و ... .

فرش پاره های مسجد علالدین قونیه متعلق به قرن هشتم هجری و دوران حكومت سلاجقه رم قرن 13 میلادی


همچنین « فـرشِ ماربی » با نقش دو پرنده که روبروی هم نشسته‌اند از کلیسایی به همین نام که در کشور سوئد بدست آمده و با نام کلیسایی که در آن پیدا شده شهرت پیدا کرده و یا « قالیچه موزه برلین » با نقش نبرد اژدها و سیمرغ که در کلیسایی در مرکز ایتالیا پیدا شده و اکنون در موزه برلین نگهداری می‌شود . این روش نیز برای نامیدن تعدادی از فرشهای ایرانی بکار برده شده است مانند : « فرش شیخ صفی یا اردبیل » ، « قالیچه‌های سالتینگ » ، « فرشهای پولنزی » ، « فرش ( موزه ) چلسی » و ... .


« فـرشِ ماربی »

« قالیچه موزه برلین »
روش دوم : روش دیگری که با استفاده از نام حاکمیت‌ها و دورانهای تاریخی همچون « فرشهای تیموری » یا « فرشهای مغولی » در مورد فرشهای مینیاتورهای ایرانی انجام شده است . در انتخاب این اصطلاحات دوران تاریخی و یا حکومتهایی که نسخه‌های خطی در آن زمان نقاشی شده‌ ملاک نامگذاری بوده است .

روش سوم : در روش سوم برای نامگذاری فرشهایی که در نقاشی‌های اروپایی منعکس شده از نام هنرمندان این آثار استفاده شده است ؛ مهمترینِ این اصطلاحات که کاربرد بیشتری نیز یافته‌ سه اصطلاح « فرش هولباین » ، « فرش مملینگ » و « فرش لوتتو » می‌باشد . این نامها بر اساس نامهای سه نقاش مشهور اروپایی « هانس هولباین » ، « هانس مملینگ » و « لرنزو لوتتو » انتخاب شده است . در طبقه‌بندی و مقایسه نقوشِ این دستبافته‌ها با فرشهای مشابه ، اصطلاحات « نقش کوچک هولباین » ، « نقش بزرگ هولباین » ، « نقش مملینگ » و « نقش لوتتو » بکار برده می‌شوند .
اولین فرشهای نقاشـی شده در نقاشی‌های هنرمندان اروپایـی در آثار نقـاشـان ایتالیایی دوران رنسانس آغازین و در شمایل سازی های این نـقاشان از موضوعـات مذهبی دیده می‌شود . در ادامـهِ سنـتِ این نقاشان تا اوایل قرن بیستم ، تعدادی از هنرمندان اروپایـی همراه با گسترش جریان ها و سبک های مختلف نقاشی و شمایل نگاری در سراسر قاره اروپا ، به تصویر کردن فرشهای شرقی در بخشهایی از آثار خود ادامه دادند .


معروفترین نقاش در میان هنرمندان اروپایی که در سده شانزدهم میلادی می‌زیست و فرشهای شرقـی را در آثار خود تصویر کرده ؛ « هانس هولباین کهتر » ، نقاش و چاپگر آلمانی است . نقاشـی های هولباین و آثار برجسته چهره‌نگاری او که قطعه هایـی از فرشهای دستباف نیز در آنها به تصویر کشیده شده ، مورد توجه خاص هنرشناسان و محققان غربی قرار گرفته است . با توجه به تاریخ دار بودن آثار هـولبایـن ، حدود زمانـی مشخصی را برای فرشهای نقاشی های او می‌توان در نظر گرفت . بر اساس همین تاریخگـذاری در مورد نمونـه‌های بافتـه شـده مشابـه این فرشها نیز که در موزه‌ها و مجموعه ‌های خصوصی نگهداری می‌شوند ، می‌توان به اظهار نظر درباره زمان تولید این دستبافته ها و طبقه بندی طرحهای آنها پرداخت . در بخش اول این بررسـی به مروری بر آثار این نقاش مشهـور آلمانی و فرشهای نقاشی هایش ‌پرداخته می‌‌شود و در بخشهای دیگر نمونه‌ها و سرچشمه‌های نقوش معـروف به هـولبایـن در فـرشـهای شناخته شـده ، موزه‌ها ، گالری‌ها و نقاشی‌های ایرانـی جستجـو مـی‌گـردد .

بخش اول :
هانس هولباین و آثارش
هانس هولباین کهتر نقاش ، چاپگر و طراح آلمانی در سال 1498 میلادی متولد شد و در سن 45 سالگی در سال 1543 دیده از جهان فرو بست . شهرت و معروفیت او بسبب چهره نگاری های بی نظیرش از شخصیتهـا و زنان درباری بوده و او را به چاپگر و چهرهِ‌نـگار نامدار نیمه نخست سده شانزدهم میـلادی بدل ساخته است .

تصویری از هولباین


او در جوانی در اکسبورگ و در کارگاه پدرش آموزش دید و پس از مرگ پدر به شهر « بازل » رفت . در « بازل » همراه برادرش تصویر‌گری کتاب را آغاز کرد و با « اراسموس روتردامی » آشنا شد . به علت قریب الوقوع بودن یک جنگ داخلی مذهبی در آنجا ، اراسموس به هولباین توصیه کرد به انگلستان برود و به هنگام عزیمت به آنجا معرفی نامه‌ای به وی داد تا به « سِر تامس مور » مهردار و مشاور هنری پادشاه انگلستان برساند . او پس از دو سال کار در انگلستان به کشورش باز گشت و در سال 1532 میلادی بار دیگر به انگلستان هجرت کرد و به دربار « هنری هشتم » پادشاه وقت انگلستان راه یافت . پس از آن تا آخر عمر به کارهای مختلف از طراحی جامه و جواهر تا نقاشی از چهره خانواده سلطنتی اشتغال داشت . او در عرصه مینیاتور نیز فعال بود و بر تحول این هنر در انگلستان اثر گذاشت . « هولباین در سال 1543 به مرگی زودرس در گذشت و با مرگ او مکتب بزرگ رنسانس آلمانی نیز از میان رفت . ولی در 1532 وقتی هولباین از بال به انگلستان می‌رفت ، این رنسانس را نیز با خودش برده بود . هولباین جانشین معتبری نداشت . پس از او هنر آلمان در غرش یک صد ساله جنگ مذهبی ، رخ در نقاب خاموشی نهاد .»


هولباین در سال 1522 با مصور سازی انجیل « لوتر » و باسمه‌های رقص مرگ به شهرت رسید . اولین اثر از هولباین که در آن فرشی نقاشی شده شمایلی از مریم مقدس است با نام « مریمِ سولوتارن ». این شمایل مذهبی در سال 1522 میلادی نقاشی شده و یکی از آثار هولباین است که به سنت نقاشی‌های مذهبی اروپا ، مریم و مسیح کودک در آغوشش را نشسته بر تخت و روی فرشی به تصویر در آورده است . این سنت از دوران پیش از هولباین در شمایل‌نگاری‌های نقاشان ایتالیایی دوران آغازین رنسانس دیده می شود و نمونه‌های آن در سراسر اروپا در سده‌های بعدی در آثار نقاشان فلاندری ، آلمانی و اسپانیایی ظهور پیدا می‌کند .

فرش روی این نقاشی حاشیـه‌ای مشابه حاشیـه‌های کوفی دارد و متن آن به هیچ نمونه‌ای از قالیچه‌های شرقی شباهت ندارد . این متن از طرح حصیـر ماننـدی با قابهایـی ذوزنقـه شکل که درون هر کدام نشانی بچشم می‌خورد تشکیل شـده است. این نشان ها مشابه علائم خاندان‌های سلطنتـی در اروپا است و یکسان بودن رنگ حاشیه و متن نظر دادن درباره شرقی بودن این قالیچه را دشوارتر می‌کند . حتی حاشیه کوفی و گره‌دار روی آن نیز ویژگی‌های خاص خود را دارد . این نقاشی و اثری دیگری با عنوان شام آخر را هولباین بعد از سفری کوتاه به پاریس و اولین برخوردش با آثار داوینچی کشیده است .


در موزه ویکتوریا و آلبرت لندن سه تخته فرش نگهداری می‌شوند که در توجیه نقوش قالیچه نشان‌دار روی نقاشیِ « مریمِ سولوتارن » به ما کمک می‌کنند . تاریخ بافت یکی از آنها ( 1602 میلادی ) در حاشیه همراه با نوشته‌ای به زبان انگلیسی دیده می‌شود . طرح کلی این فرش بر اساس فرشهایی که به نام « نقوش کوچک هولباین » معروفند طراحی شده است که در ادامه این نوشتار به توضیحات کاملی درباره آن پرداخته خواهد شد . اما یک نشان اروپایی نیز به حاشیه اصلی این فرش اضافه شده اشت . در مورد دو نمونه دیگر موزه ویکتوریا و آلبرت لندن نیز نشان های اروپایی در حاشیه و حتی متن این فرشها بچشم می‌خورند . قدیمی ترین در میان این سه نمونه بافته شده ، متعلق به سال 1550 میلادی است . چه این قالیچه‌ها در انگلستان بافته شده باشند و یا در خارج از اروپا و بر اساس سفارش ، طرح اصلی آنها از نقوش فرشهای شرقی الهام گرفته شده‌است .


در مورد قالیچه « مریم سولوتارن » تنها می‌توان به سنتی اشاره کرد که در آن فرشهایی بر اساس سفارش اشرافیان و دربار و با نشان های ویژه آنها بافته می‌شدند . البته نمونه‌های « موزه ویکتوریا و آلبرت » جدید تر از قالیچه نقاشی شده هستند ولی برای نشان دادن یک سنت که از تلفیق طرحهای شرقی با نشان‌های اروپایی بوجود آمده کافی بنظر می‌رسند . در برگی از یک نسخه خطی مصور به نقاشی های رنگی از « استاد بزرگ بورگاندی » ، نمونه‌هایی از این نشانها در نقاط مختلف اثر دیده می‌شوند ؛ بر حاشیه مینیاتور ، در بالا و پایین پارچه آویخته ، و روی زیر انداز. این نقاشی متعلق به قرن پانزدهم و حدود سال 1447 میلادی است و احتمال وجود سنت بافت نشانهای خانواده‌های سلطنتی بروی دستبافته‌ها را در قرن پانزدهم میلادی نشان می‌دهد
.
این سنت تنها در انگلستان و شمال اروپا مشاهده نمی‌گردد بلکه در ایتالیا و اسپانیا نیز دیده شده است . در نمونه بافته شده‌ دیگری ، نشانی از یک خانواده اشرافی ایتالیایی در گوشه متن قالیچه‌ای با « طرح لوتتو » بافته شده است که می‌توان آن را متعلق به حدود سال 1600 میلادی دانست . در ایران و در قرن هفدهم فرشهایی به سفارش دربار لهستان با نشانهای سفارش داده شده بافته ‌شدند که اکنون در موزه‌های اروپا نگهداری می‌شوند و در تاریخ فرش به « فرشهای پولنزی » شهرت پیدا کرده‌اند . اثر هولباین « مریم سولوتارن » سنتی در انعطاف فرشها نسبت به سفارش‌پذیری در سده‌های پانزدهم تا هجدهم میلادی را یادآوری می‌کند که چندان در تاریخ فرش مورد توجه کارشناسان قرار نگرفته است . اما همین فرش‌ها در تاریخچه فرشبافی در اروپا نقش مهمی را ایفا می‌کنند . ....
هولباین در اولین اقامتش در انگلستان در سالهای 1526 تا 1528 میلادی چند پرتره نقاشی کرد که تصاویر چهره‌ای از « اراسموس روتردامی » و « سر توماس مور » که در سفر او نقش داشتند از آن جمله‌اند . در پرتره‌ای از « ویلیام وارهام اسقف کانتربری » که در همین سالها کشیده شده قطعه کوچکی از حاشیه و متن فرشی دیده می‌شود . نقشی که در متن قرار گرفته با قابی هشت ضلعی با تکرار چند غنچه در حاشیه قاب ، تزئین یافته و نقش چخماقی درون قابی شش ضلعی ، داخل آن قرار دارد . به سختی می‌‌توان تشخیص داد بخشی از حاشیه که دیده می‌شود نوعی حاشیه کوفی است .


هولباین در بازگشت به « بازل » در سالهای 1529 تا 1531 میلادی شمایلی از حضرت مریم ، تابلویی از همسر و دو فرزندش و پرتره‌ای از اراسموس کشید . در شمایل مریم مقدس که به « مریم دارمستات » معروف است قسمتی از یک فرش در زیر پای مریم دیده می‌شود . ستاره‌های هشت‌پر در قابهای مربع ، سطح این فرش را پوشانده و یک حاشیه چخماق بدور آن قرار گرفته است . فرشهای تابلوهای « مریمِ سولوتارن » ، « مریم دارمستات » و « اسقف کانتربری » به اندازه دو نقاشی دیگر هولباین که در ادامه معرفی می‌شوند شهرت پیدا نکرده‌اند .

نقاش آلمانی در سال 1532 میلادی دوباره به انگلستان مهاجرت کرد و تا آخر عمر در آنجا اقامت گزید . این دوران زمان اوج فعالیت نقاش بود . اثر نقاشی او با عنوان « چهـره مارگـانـت گئـورگ گیـزه » که در سال 1532 میلادی نقاشی شده از معروفترین آثار پرتره‌سازی اوست . در این اثر قالیچه‌ای که روی میز را پوشانده در میان محققین فرش با نام « قالیچـه نقـش کوچـک هـولبایـن » شهرت پیدا کرده است . در متون فرش این اصطلاح برای طرحهای مشابه این قالیچه نیز بکار می‌رود .


در « نقـش کوچـک هـولبایـن » متن یک فرش با تکرار دو نقش متفاوت اصلی پوشانده شده است . یکی از نقشهای اصلی بصورت یک هشت ضلعی بنظر می‌رسد که به « گـل هـولبایـن » نیز شهرت پیدا کرده و در بافته های گره‌دار ، از آسیای مرکزی تا اسپانیا دیده می‌شود . نقش دیگر اصلی ، طرح لوزی شکلی است که در هنر‌های تزئینی ایران به آن ترنج می‌گویند . در ترکیب‌بندی کلی ، این دو نقش در سرتاسر متن فرش در ردیف‌های منظم قرار می‌گیرند و ستاره های کوچکی نیز در قابهای هشت ضلعی فضاهای خالی طرح را پر می‌کنند .

اولین قالی‌هایِ نقاشی شده در آثار نقاشان اروپایی با طرحی که دربردارنده « نقـش کوچـک هـولبایـن » باشد ، در آثار هنرمندان ایتالیایی قرن پانزدهم میلادی تصویر شده ‌است . هفتاد سال پیش از « هانـس هـولبایـن » ، نقاش و پیکره‌ساز ایتالیایـی « آنـدره‌ئا مـانتـِنیـا » ( 1506 ـ 1431 میـلادی ) در حدود سال 1457 میلادی در نقاشی روی محجر مذبحی برای کلیسایی در « ورونـای ایتـالیـا » ، تصویر فرشی با نقش کوچک هـولبایـن را نقاشی کرده است .

پس از او در اثری از « آنـدره‌ئا وروکیـو » ( 1488 ـ 1435 میـلادی ) نقاش ، پیکره‌ساز و موزیسین ایتالیایی که در حدود سال 1475 میلادی خلق شده فرشی با « نقش کوچک هولباین » در زیر پای بانوی مقدس مریم ، دیده می‌شود . فرش نقاشی « وروکیـو » بسیار واضح تر و بزرگتر از قالیچه تابلو « مانتـنـیا » و حتی فرش اثر « هانـس هـولبایـن » با طرح معروف « نقـش کوچـک هـولبایـن » است . « وروکیـو » از استادان مشهور نقاشی در دوران رنسانس در شهر فلورانس بود . معروفترین شاگردانش در تاریخ هنر « لئـوناردو داوینـچـی » و « سانـدرو بـوتیـچلـی » نقاشان بزرگ دوران اوج رنسانس در ایتالیا بشمار می‌آیند .

در اثری دیگر که توسط استادِ « میـکلانـژ » ، « دمِنیـکو گیـرلاندایـو » ( 1494 ـ 1449 میلادی ) نقاشی شده فرشی با « نقش کوچک هولباین » دیده می‌شود . این نقاشی در سال 1486 میلادی تصویر شده و طرح فرشِ واضح تری نسبت به نقاشی‌های معرفی شده قبلی دارد . با توجه به سه اثر هنرمندان ایتالیایی و قدیمی‌تر بودن آنها ، در برگزیدن اصطلاح « نقش کوچک هولباین » برای این فرشها ، پرسشی مطرح می‌شود چرا که نقاشان ایتالیایی نیز به اندازه کافی در تاریخ هنرِ نقاشی ، معروف و تأثیر‌گذار بوده‌اند ؛ چگونه است که این فرشها با نامهای « فرش مـانتـِنیـا» ، « فرش وروکیـو » و یا « فرش گیـرلاندایـو » نامیده نشده اند ؟ تابلو هولباین که در یک گالری نقاشی در برلین نگهداری می‌شود ، از شهرت بیشتری در تاریخ هنر بهره ‌ می‌برند و درحقیقت زودتر بچشم محققین فرش خورده‌اند و در حقیقت انتخاب اصطلاح « نقش کوچک هولباین » برای این فرشها تا حدودی تصادفی بوده است .



99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.