عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
18 تیر 1385 | |
|
2
|
18 تیر 1385 | |
|
3
|
17 اردیبهشت 1385 | |
|
4
|
17 اردیبهشت 1385 | |
|
5
|
17 اردیبهشت 1385 | |
|
6
|
17 اردیبهشت 1385 | |
|
7
|
20 فروردین 1385 | |
|
8
|
20 فروردین 1385 | |
|
9
|
3 اسفند 1384 |
علی حامدی - 07:30 1385/02/17
گبه
به نام خدا
پیشگفتار
در این پژوهش كه توسط یك گروه دانشجویی در رابطه با موضوع شناخت گبه فارس اطلاعاتی گردآوری شده است لازم می دانیم از كلیه افرادی كه در این تحقیق ما را یاری كرده اند، خصوصا استاد گرامی آقای عبدالله احراری تقدیر و تشكر به عمل بیاوریم. و نیز از هنرمند گرامی خانم صدیقه گلستانی بابت راهنمایی های مستمر ایشان سپاسگزاریم.
هانیه عالمی وسارا یارمحمدی
گبه
فهرست مطالب
فصل اول:
مقدمه
بیان مسئله
پیشینه تاریخی
فصل دوم:
نوع تحقیق
روش تحقیق
فرضیه تحقیق
اهداف تحقیق
فصل سوم:
موقعیت جغرافیا
ریشه یابی گبه
شناخت گبه
گبه در چه منطقه ای و توسط چه كسانی بافته می شود
شناخت طرح و نقوش گبه های عشایر و ایلات فارس
توجه به نقش شیر در گبه های شیری
رنگ امیزی گبه
رنگهای مصرفی در گبه
مواد اولیه مصرفی در گبه
وسایل وابزار مورد نیاز گبه ونحوه بافت ورجشمار ان
استاندارد واندازه ها درگبه
تفاوت اصلی گبه باقالی
انواع گبه
فصل چهارم:
تجزیه وتحلیل یافته ها
فصل پنجم:
پیشنهاد وجمع بندی
چكیده تحقیق:
برای شناسایی هر شخصی ،شناسنامه ای وجود دارد، كه هویت او را نشان می دهد.
برای شناسایی فرهنگی ما به دنیا مشخصترین وسیله، هنر قالی بافی ایران است، كه با شناخت و وسعت بخشیدن به این هنر می توان در حفظ این سرمایه ملی كوشید.
ما در این پژوهش به شناخت یكی از دستبافت های عشایر فارس به نام گبه می پردازیم. گبه نیز خود جایگاه خاصی در توسعه اقتصادی و فرهنگی دارد. به دلایلی كه ذكر شد(هویت ملی _ برای توسعه بیشتر اقتصادی و فرهنگی)شناخت گبه را از لحاظ رنگ آمیزی، طرح، نماد و سمبل هر نقش و اسلوب بافت مورد پژوهش قرار داده ایم.
واژگان كلیدی
قالی-گبه- رج شمار- خودرنگ-دندانه-رنگدانه
مقدمه:
هنر برتر از گوهر آمد پدید.
ایران سرزمین فرهنگ، ادب و جایگاه هنر والای انسانی است. یكی از زیباترین هنر ایرانیان، هنر قالی بافی آنان است، كه با ذهن خلاق خود و با روح پاك و سرشار از عشق گره گره و رج به رج می بافند.
ما به عنوان یك ایرانی وظیفه داریم كه، با این هنر اصیل خود آشنایی كامل داشته باشیم تا روز به روز زیباتر ومرغوبتر به جهان عرضه شود. برای پیشرفت و ترقی آن از هیچ تلاشی فرو گذار نباشیم. هر نقطه از این سرزمین دارای دست بافته های خاص و منحصر به فردیست،که فارس یكی از این مناطق می باشد و شامل بافته های متنوع و گوناگونی است.
گبه یكی از دستبافت های ایلات و عشایر فارس كه در عین ضخیم و درشت بودن دارای زیبایی خاصی می باشد. هارمونی رنگها و نقوشی كه هر یك از آیین و اعتقادات و زندگی كوچ نشینی آنها سر چشمه می گیرد به این دستبافته جذابیت و زیبایی فوق العاده ایی بخشیده.
تولید قالیها وزیر انداز های ایلات و عشایر بالاخص گبه نباید در محدوده زمان و مكان قرار بگیرد، بلكه با شناخت بیشتر می توان تولید آن را در آینده با شرایط و ویژگی های بهتری به جهان عرضه كنیم.
مسئله پژوهش:
ارتباط نقوش گبه بازندگی عشایر فارس
نام گبه ازكجا امده؟
نقش شیر در گبه نماد وسمبل چیست؟
پیشینه تاریخی:
گبه بافی: استاد یاوری(1)
گبه بافی : رضا عبدلی(2)
گلیم وگبه : پرویز تناولی(3)
دستبافتهای عشایری و روستایی فارس : سیروس پرهام(4)
شاهکارهای فرشبافی فارس : سیروس پرهام(5)
قالیچه های شیری فارس : پرویز تناولی(6)
قالی ایران : سیسیل ادواردز(7)
منم تیمور جهانگشا : مارسل بویون فرانسوی، اقتباس ذبیح الله منصوری(8)
اموزش هنر گبه بافی : فاطمه فقیری زاده(9)
اموزش هنر قالی بافی : پوراندخت نیرومند(10)
گبه هنر زیر پا : پرویز تناولی(11)
مقاله ((فرشی استثنایی به نام گبه)): نوشته، مهتاب راستی،دانشجوی دانشگاه هنر اصفهان(12)
گبه ، حکایت عشق و دلدادگی : نرگس جابری نسب، عضو هیات علمی دانشگاه ازاد اسلامی(13)
گبه ، عرفان خاموش زن ایرانی است : گفتگوی اختصاصی میراث خبر با پرویز تناولی(14)
صنایع دستی وروستایی ایران(15)
کتاب فرش ایران(16)
فصل دوم
نوع تحقیق:
به لحاظ اینكه این پژوهش از طریق اسنادی ومصاحبه جمع اوری شده است،این نوع تحقیق را توصیفی گویند.
روش تحقیق:
این پژوهش از طریق :
1-مطالعات كتابخانه ای:كه دراین قسمت یافته ها، ازمقالات وكتابهایی كه در مورد گبه نوشته شده است ،جمع اوری شده است.
2-مطالعات اینترنتی: مطالعات مقالات سایتهای خارجی وداخلی فرش،در مورد موضوع مورد نظر
3-مصاحبه
فرضیه تحقیق:
1_ طرحها و نقوش گوناگون گبه ایلات و عشایر فارس ارتباط تنگاتنگی با زندگی كوچ نشینی، اعتقادات و آیین های آنان دارد.
2_ بیشتر رنگهایی كه در گبه های فارس دیده می شود رنگهایی شاد و تند است.
3-نقش شیر از اهمیت بسزایی در بین عشایر برخوردار است.
اهداف تحقیق:
شناخت دستبافته های ایلات و عشایر فارس به نام گبه از لحاظ اسلوب بافت، رنگ و طرح و شناخت نماد ها و در نقوش آنها.
فصل سوم
موقعیت جغرافیایی:
استان فارس در نیمه جنوبی كشور واقع شده است.
فارس حدود 133 هزار كیلومترمربع است وتقریبا 1/8 درصد مساحت كشور را تشكیل می دهد.مركز استان،شهر شیرازاست.
استان فارس از قسمت شمال به استان اصفهان ویزد،ازجنوب به استان هرمزگان واز شرق به استان بوشهر وچهارمحال بختیاری ختم می شود.
اب وهوای فارس درشمال سردسیر،درنواحی مركزی زمستانها معتدل وبارانی وتابستانهایگرم وخشك،در جنوب وجنوب شرقی زمستانها معتدل وبارانی وتابستانها بسیار گرم می باشد.
زبان اكثریت مردم فارسی است،اما عشایر ترك زبان (ایل قشفایی)به تركی وعشایر عرب زبان (ایل عرب) به عربی صحبت می كنند.
در قسمت جنوب این استان رودخانه ها كم وبه علت شور بودن اب انها،ساكنان ان بیشتر ازقناتها،چاهها وچشمه ها برای مصرف وشرب استفاده میكنند.گرچه نواحی داخلی استان فارس كوهستانی است ولی دارای دره های پراب وحاصلخیز وهوای بسیار مطبوع دارد.
ریشه یابی نام گبه:
فرهنگ نویسان معاصر اكثرا كلمه گبه را در كتاب لغات خود گنجانده اند. اما به مآخر آن و این كه این واژه را از كجا بر داشته اند، اشاره ای نكرده اند.
مرحوم دهخدا گبه را فرشی با پود های بلند ذكر كرده، كه تعریفی به جا است.
فرش شناسان معاصر هم برای تعریف گبه تلاش هایی كرده و برای بیدار كردن ریشه این واژه، راه های دور و درازی پیموده اند. گاه آن را به زبان عربی متصل كرده و آن را مترادف معنای قبیح شمرده اند. گروهی هم آن را با واژه (گایر) لغتی از اوستا ریشه دانسته اند و با معنا كردن قبیح به معنای معمولی و زشت و گایر به معنای حفاظ به نتایجی هم دست یافته اند.
در گذشته های دور تر هم واژه گبه كاربر داشته، اما كاربرد داشته، اما كاربری آن مستمر و مداوم نبوده است.
برای اولین بار این كلمه در فرمانی كه شاه طهماسب برای پذیرایی از همایون شاه پادشاه مغولی هند صادر كرده بود، دیده شده وآن در سال 1540 بود. از این سال تا اوایل قرن 20 دیگر از كلمه گبه نشانی نیست، حتی در برهان قاطع كه فرهنگی فارسی نسبتا جامعی از قرن 17 است نشانی از گبه دیده نمی شود.
در خصوص كاربری عنوان گبه در كشور های دیگر در خارج از مرز های ایران و برخی از كشور های همجوار این واژه یا مشابه آن شناخته شده است.
(از جمله در عثمانی(تركیه امروزی)نوعی زیرانداز وجود داشته كه به آن (كبه) گفته می شود.
به این ترتیب می توان تصور كرد كه واژه (كبه) تحریفی از (گبه) بود، و تغییر حرف (گ) به (ك) به سبب ناتوانی تركان آن دیار در تلفظ صحیح است. با این وجود آنچه را كه عثمانیان گبه می گفته اند با آنچه در ایران گبه شناخته می شود، تفاوت بسیاری دارد. به این معنا كه نام كبه در عثمانی به نوعی فرش هنری اطلاق می شود كه پرز به آن وصل می شود، این واژه در زمان سلطان سلیمان كاربرد داشت اما بعد ها به فراموشی سپرده شده است. علاوه بر عثمانی، واژه گبه در كشمیر هم كاربرد دارد منتها در این دیار گبه به نوعی فرش كه هیچ ارتباطی با گبه ایران ندارد و نوعی تكه دوزی سوزن دوزی شده است، گفته می شود.
برخی فرهنگ نویسان گبه را فرشی كلفت شمرده اند و آن را با (خرسك) یكی دانسته اند. مسئله ای كه باید خط بطلان بر آن كشید، خرسك، گبه نیست. ایرانیان به بد نقشه و ارزان خرسك می گویند. این گونه فرش ها در همه جا ساخته می شوند و هیچ گونه ویژگی ساختاری ندارد. برخی نیز خرسك را به عنوان شاخه ای از گبه های بختیاری رواج داده اند.(14-9)
شناخت گبه:
گبه نوعی قالی گره بافته ودرشت بافت است،با پرزهای بلند كه یك تا سه سانتی متر خواب دارد،وتعدد پودهای گبهكه بین 3 تا 8 پود است باعث نرمی فراوان ان می شود.
این بافته در قطع قا لی وقا لیچه توسط عشایر وایلات لر وقشقایی بافته میشود وجنبه خود مصرفی دارد.
طراحی ونقش پردازی وحتی رنگ امیزی گبه از قالی وقالیچه جداست وتابع قواعد وسنتهای خاصی است.طرحها ونقشهای گبه تماما ذهنی بوده وبیشتر طرحهای هندسی رادر بر می گیرد.ساده كردن خطوط وشكل هندسی دادن به خطوط از جمله خصوصیات مهم گبه بافی در ایران است كه باگذشت زمان در شكل تازه ای انجام می گیرد.نقش گبه گریز ازتكرار است وبدیع وبرخلاف نقوش طراحان شهری كه بر تكلف ومحافظه كارانه است مستقیما از طبیعت الهام می گیرد.
نقش گبه وخصوصیات ان را فقط وفقط زندگی ایلیاتی وعشایری تعیین كرده است ومی كند واین همان اصالت گبه است.در گذشته بافت گبه عمدتا به قصد مصرف خانواده وفرش كردن خیمه وخانه بوده استنه به عنوان ارمغان وفروختن به دیگران وبه هیچ وجه جنبه تجاری وفروش نداشته و به همین سبب خیلی كم بافته می شد وچون بافت به منظور استفاده شخصی بوده است پس از محدودیتی برخوردار نبود وبافندگان در بافتن نقشهای مختلف دستشان باز بوده است.گبه های درشت بافت بر روی قالیچه در وسط چادر برای زیر پا انداختن استفاده می شده،گاهی به دلیل پود فراوان و در نتیجه نرمی گبه وخواب بلند پشمها وپودهای اضافه سبب می شد كه از گبه به عنوان پتو وروانداز هم استفاده شود ،این كار البته در خارج از چادر ودر مواقع خاصی نظیر سفر انجام می گرفت.(13)
ریشه گبه را به این علت بلند می گیرند تا بین رج ها به سبب استفاده زیاد از پود كلفت فاصله ای ایجاد نشود،وبرای پر گوشت بودن وذرتی نبودن گبه از پرزهای بلند كمك می گیرند.گبه بیشتر به روش ((فارسی باف))بافته می شوداما روش ((تركی باف))هم در بین ایلات وعشایر به ندرت دیده می شود وگبه ها بر روی دارهای افقی (زمینی) بافته می شود.گبه كاملا ازتار وپود تاریشه ها ازجنس پشم است ومهمترین افت ان بید است .گبه های مرغوب از جنس پشم بهاره می باشد وپشمها توسط دست ریسیده می شوند وبه روش طبیعی وگیاهی رنگ می شوند واینگونه رنگهای شیمیایی بسیار با دوام ودارای ثبات ودرخشندگی زیادی است.
واحد بسته بندی گبه بقچه می باشد ودر هر بسته 2 تا 4 تخته گبه گذاشته می شود.(9)
گبه در چه منطقه ای و توسط چه كسانی بافته می شود:
گبه از نظر اصالت می توان گفت:ایلات وعشایر استان فارس از اولین پیشقدمان گبه بافی به شمار می ایند كه قدمت گبه بافی در استان فارس به بیش از صد وپنجاه سال می رسد.
استان فارس دارای سه گروه عشایری می باشد:1- ایل قشقایی 2- ایل خمسه 3- ایل ممسنی
كه جزء این عشایر كه در استان فارس ساكن می باشند عشایر بختیاری هم گبه باف بوده اند.
عشایر ایل قشقایی شامل شش تیره و حدود 9 طایفه است.
1و2- ایل كشكولی بزرگ و كوچك
3- ایل شش بلوكی
4- ایل دره شوری
5- ایل فارسی مدان
6- ایل عمله قشقایی
عشایر ایل خمسه شامل پنج تیره مهم:
1- بهارلو
2- نفر
3- عرب
4- اینالو
5- باصره
عشایر ایل ممسنی شامل چهار تیره:
1-بكش
2-رستم
3-دشمن زیاری
4-جاویدی
اما در بین این سه ایل بزرگ كه دراطراف استان فارس ساكن هستند ایل قشقایی پر سابقه ترین كسانی هستند كه در گبه بافی شهرت دارند.(13-9-7)
شناخت ایلات قشقایی كه به گبه بافی مشغولند:
طایفه عمله:
تیره ای هستند كه مردمان كاری و زحمتكش دارندودستبافته های این ایل از مرغوبیت بالایی برخورداراست وگبه های انان بسیار مرغوب است،مخصوصا گبه های سبز ترنج در ایل تكه بازلو
از طایفه عمله ونیز درمیان قشقایی ها گبه های تیره ارد كپان از طایفه عمله بسیار زیبا واز معروفیت خوبی برخوردار است.شیوه بافت انها تركی وفارسی است،گبه ها بر روی دارهای افقی
(زمینی)بافته می شود.(طرح شیروتصویر نادرشاه وطرحهای تخت جمشیدی درایل تكه بازلو بافته می شود)محل استقرار این طایفه در اطراف لار،فیروزاباد،خونچ،دیرم وقسمتی ازمنطقه فراشوند وقیروكارزین می باشد.ومحل استقراردر ییلاق اطراف اباده،اس وپاس وخسروشیرین می باشد.
ایل كشكولی بزرگ وكوچك:
به زبان تركی صحبت می كنند ،كاملا به سبك چادرنشینی زندگی میكنند ومدام در حال كوچند . زندگی انها ازطریق دامداری ودامپروری و فروش دستبافته ها تامین می شود وقالیچه های انها بسیار معروف است. در گبه بافی از شهرت خاصی برخوردارند. نوع بافت انها فارسی وتركی بوده وازرنگهای شفاف وروشن استفاده می كنند،پشمهای مورد مصرف در دستبافته ها توسط دست ریسیده می شود و رنگرزی خامه ها به روش طبیعی با رنگها ی گیاهی انجام می شود. چله كشی به روش فارسی و تركی بر روی دارها ی زمینی افقی انجام می شود، جنس چاهها،پودها وخامه ها از پشم است. این طایفه در گبه بافی پس از طایفه عمله معروفیت دارند. معروفترین طرحها ی این طایفه طرح شیرتك یا جفت شیر می باشد و دیگر طرحها ی هندسی در
بافت گبه های این طایفه مرسوم می باشد.
قشلاق طایفه كشكولی بزرگ در منطقه ماهو میلاتی در جنوب ممسنی می باشد. ییلاق این طایفه در شمال غربی استان فارس اطراف كاكال، كمهر، در كل شمال غربی استان فارس می باشد.
قشلاق طایفه كشكولی كوچك اطراف قیر كارزین ، دهستان هنگام، جنوب غربی فیروز اباد ،خونچ و روستای زاخویه و روستای جگردان می باشد. ییلاق طایفه كشكولی كوچك در جوار طایفه كشكولی بزرگ در اطراف كمهر می باشد.
طایفه دره شوری:
دستبا فته های انها بسیار مرغوب است. معمولااز گره تركی در بافته ها ی خود استفاده می كنند و در گبه بافی از تبحر خاصی بر خوردارند. و گبه ها یشان كلا از جنس پشم می باشد ونوع انها به روش فارسی است كه بر روی دارهای افقی بافته می شود.
این طایفه در گبه بافی پس از دو طایفه عمله و كشكولی قرار دارد، طرح و نقش گبه های این طایفه بسیار متنوع می باشد. از معروفترین تیره های این طایفه می توان تیره شكر لو،ایزد لو، ایمانلو، نره ای ها وزاهدی ها را نام برد.حدودا در منطقه چنار شای جان یا كازرون هستند. قشلاق شان در اطراف كازرون و نزدیك بوشهر و برازجان می باشد. ییلاق انها درقسمت سرد سیر اطراف كوه اپادانا و منطقه یاسوج می باشد.
طایفه شش بلوكی:
در گبه بافی مشهورند گویش انها تركی است و در دست بافته ها ی خود از گره تركی استفاده می كنند.پس ازطایفه دره شوری طایفه شش بلوكی درگبه بافی مهارت زیادی دارند.گبه های تحت عنوان شورباخورلو بسیار معروف است.در اطراف شهرستان اباده ساكن می باشند وجز گبه های
تیره شورباخورلو،تیره هیبت لووتیره دوقزلو ازطایفه شش بلوكی دربافت گبه بسیار معروف می باشند.درفصل سرما به منطقه فراشوند ودهستان دوجگال ومنطقه دیرم ودشت پلنگ كه دركل قسمت جنوب غربی بخش فراشوند كوچ می كنند ودر فصل گرما به منطقه اباده وخسروشیرین ومنطقه اس وپاس كوچ می كنند.
طایفه فارسی مدان:
این طایفه كه در گبه بافی پس از طایفه شش بلوكی قرار دارد وگبه های این طایفه همانند طوایف دیگر معروفیت چندانی ندارد.دستبافتهای دیگری در این طایفه بافته می شود،اما گبه كه جزویكی از دستبافتهای این طایفه می باشداز معروفیت ومرغوبیت بالایی برخوردار نیست.
قشلاق این طایفه در اطراف برازجان وبوشهر همسایه وجوار طایفه دره شوری میباشند.در فصل
ییلاق این طایفه در اطراف اپادانا وقسمتهای شرق یاسوج كوچ میكنند.
استان فارس از گذشته بسیار دور یكی از مهم ترین و بزرگ ترین مراكز ایل نشینی به شمار می رفت . ایلات قشقایی ، خمسه، ممسنی و بختیاری به بافت گبه اشتغال داشتند و بهترین گبه ها كار تركان قشقایی فارس می باشد كه خارج از كشور از اعتبار خاصی برخوردار است. سرزمین فارس یكی از بخش هایی است كه محل زندگی عشایر می باشد و بیش از دو سوم از سرزمین فارس محل زندگی عشایر و ایلات مختلفی است كه در طول سالیان دراز در این منطقه گرد هم جمع شده اند. از ایلات مهم مسكون در فارس ایلات قشقایی ، خمسه ، ممسنی ،بختیاری می باشند كه در نقاط كو هستانی پراكنده شده اند. (13-11-9)
شناخت طرح و نقوش گبه های عشایر وایلات فارس :
طرحهای رنگارنگ بعضی از گبه ها ،نقاشی بعضی از نقاشهای معاصر رابه خاطر می اورد.
این مقایسه ضمنا دلیلی بر این نیست که یک هنر از هنر دیگر ملهم باشد،بلکه این،توجه شخص را به تصاویرساده ای که بافندگان فارسی وبعضی از نقاشان غربی به کار برده اند، جلب می نماید.(16)
مهمترین واصیل ترین گبه ها منحصر به ایل قشقایی است وجزء انها ایلات ، خمسه و ممسنی و عشایر ایل بختیاری هم گبه بافی می كنند و اینكار دیگر منحصر به ایل قشقایی نیست ، علت ان هم این است ،ایلات دیگر كه در جوار گبه با فان بوده اند گبه را از فرا می گرفتند وشاید بتوان گفت علت دیگر ان ازدواج بین اقوام ترك زبان قشقایی با اقوام لر زبان بختیاری بوده اند ، از این رو گاه گبه در ایلات بختیاری هم بافته می شد و شاید زمانی از طرح گبه برای بافت خرسك هم استفاده می شد و بالاعكس و... .(9)
احتمالا منبع الهام گبه های فارس ،از گلیمها و سفره های ارد در ان ناحیه می باشد.
طرح وترکیب بیشتر گلیمها وگبه ها خیلی به هم شبیه هستند. نکته مهم در گبه ها اینست که معمولا نقش وطرح ان از پیش فکر نمی شود وزاییده تخیلات بافنده است ،وبیشتر به طور ذهنی
بافنه می شود.(16)
مهمترین طرح نقش كه در بین تمام ایلات و عشایر وجود داشت واز ان به فراوانی استفاده می نمودند طرح شیر بود كه گاه به صورت تك شیر ،یا جفت شیر و یا به صورت شیر خورشید در گبه ها استفاده می شد و تنها طرح مشترك تمام كسانی بود كه گبه باف بوده اند و شاید بتوان گفت طرح مشترك بین گبه و خرسك نیز بوده است. گبه ها با نقشهای شیر و شاید با نقشهای گل گبه ، حوض گبه ، گبه خشتی ، وطرحهای هندسی بیشتر برای بزرگسالان وخوانین ایل و یا برای هدیه به بزرگان ایلات و یا هدیه به سردمداران مملكت بود.
نقش فرش پردامنه بختیاری ها كه ا لهام گرفته ازطرحهای قشقایی ومقداری الهام گرفته از كوبیسم ونقشهای كوبلن فرانسه است شاید بتواند دلیلی باشد برای اثبات این مطلب كه قشقایی ها وبختیاریها از طرحها ونقشهای یكدیگر الهام می گرفتند ودر دستبافتهای خود استفاده می كردند.
بیشتر طرحهای مورد استفاده از گبه،ذهنی وهندسی والهام گرفته از طبیعت ومحیط اطرافشان بود.درارایش واجزاواشیا در گبه ها بیشتر از طرحهای حیوانات پیرامون ودور اطراف خود عشایراستفاده میشود وهر حیوان سنبل ونماد خاص خودرا دارد.واز حیوانات مثل جغد وگربه سیاه و حیوانات افسانه ای مثل سیمرغ اژدها در بافت گبه مرسوم نیست.مهمترین طرح و نقشه گبه ها ی عشایرقشقایی عبارتند از:
1-طرح شیری
2-طرح خشتی
3-طرح حوض گبه
4-گل گبه
5-طرح ایلاتی
6-طرح درختی
7-طرح هندسی
8-طرح ابرش
9-طرح چهار فصل
10-طرح اردک(13-11-9-5)
دستبافته های كوچ نشینان قشقایی باغهای بافته ای را می ماند در نهایت ظرافت ودقت،زبان باز می كنند واز طریق نمایش نقشها تاریخ قومی وقد مت فرهنگی و قلمروذوق این كوچندگان را
بازگویی نمایند.هر یك از بافته های عشایری دارای نقشه قومی و تاریخی است به همین دلیل بافته های بلوچ و تركمن افشار و قشقایی به آسانی از هم شناخته می شوند. طرح های كل و گیاه و نقش مایه های مربوط به ستارگان در دست بافته های عشایری لر و بختیاری مكرر به چشم می خود. گبه قشقایی سه ویژگی بارز دارد، شیر رام شده(دست آموز) و قلاده بر گردن كه اغلب به سگ شباهت دارد. ستاره هشت پر كه نشانه و جانشین خورشید است، نقش مایه باستانی مرغ و درخت كه به شیوه ای دلپذیر بافته شده است.(13)
طرح شیر :
محبوبترین و بهترین نقش در پیش عشایر استانهای جنوب غربی ایران نقش شیر است كه در ایران باستان و هم در فرهنگ اسلامی جای والایی داشته و دارد. شیر در مذهب شیعه به شجاعت و متانت و قدرت و دیگر صفات و خصلتهای مثبت به حضرت علی امام اول شیعیان نسبت داده می شود و احترام خاصی نزد ایرانیان و شیعیان دارد . و نظریه دیگری كه وجود دارد مبنی بر این كه در فارس شیر زیاد بوده و چون با گذشت زمان نسلشان منقرض شده و چون قشقایی ها از نقوشی كه در دستبافته های خود استفاده می كردند از طبیعت اطرافشان الهام می گرفتند ،یعنی طبیعت گرایی كه در ذات بافندگان وجود داشته شیر نیز در نزد قشقایی ها دارای اهمیت بوده ، به همین علت انان از نقش شیر استفاده كردند. (9-5)
به نظر می رسد توجه به نقش شیر بیشتر از ان جهت بوده است كه یكی از صفات حضرت علی (ع)( شیر خدا) بوده و در شجاعت و شهامت او را همواره به شیر مثال زده اند. همچنین این حیوان پر قدرت وشجاع از دیر باز هماورد شاهان بوده و همچنین وجود نقش شیردر بناها و ظروف ومنسوجات كه از جمله نمونه های بارز ان را می توان در نقوش تخت جمشبد و ظروف ساسانی و در قالی های شكارگاه ، همه جا شیر را در جدال با دلاوران می بینیم. در فرهنگ ایرانیان شیر سمبل شوكت و جلال وقدرت و عظمت بوده است. نقش شیر در نزد لرها و تركان قشقایی متداول بوده است. بافندگان عشایر هر یك به طور نا مكرر به این مظهر صولت وشجاعت پرداختند.(البته نقش شیر با فراوانی این حیوان در منطقه كامفیروز و دشت ارژن فارس كه تا اوایل قرن گذشته نسل ان باقی بود هم بی ارتباط نیست ). به طور كلی میتوان گفت كه شیر از زمان های قدیم مورد علاقه ایرانیان به خصوص مردم فارس بوده است، و از طریق سكه ها، مهرها، شیر سنگی و سایر نقوش بستگی خود را به گذ شته حفظ می كردند .این بستگی با گبه های شیرین داخل چادر وزندگی عشایری راه یافته است. همین مسائل سبب شده است كه زنان قالی باف عشایر ان را سمبل مناسبی برای زینت بخشید ن به گبه های خود كنند.(13)
اهمیت تاریخی طرح شیر:
شیر از دوران ما قبل تاریخ به بعد بخصوص در دوره های تاریخی یعنی هخامنشی به بعد سمبل قوم ایران است. همانطور كه در بنای تخت جمشید یا ( پرسپولیس ) در زمان هخامنشیان نقش شیر سمبل و نگاهدارنده و نشانه قدرت ، ابهت، صلابت ویكه تازی مختص این حیوان و خانواده گربه سانان بزرگ چون ببر، پلنگ و غیره بوده به عنوان مثا ل در زمان حكومت هخامنشیان بر بخش عظیمی از سرزمین خشایارشاه والیان و حاكمان ایرانی در مصر را با علامت شیربه دیگر حكام معرفی می نمودند . كه بطور كلی در مصر شیر را نشانه و سمبل ایرانی می دانستند . به همین ترتیب بعد از دوره هخامنشیان در دوره ساسانیان شیر به عنوان نگهبان اصلی مهر یعنی خورشید به عنوان میترا به كار برده میشد، كه در زمان محمد علی شاه قاجار نقش شیر در وسط پرچم ایران به كار برده میشد. از این رو می توان نتیجه گرفت نقش شیر ، از اهمیت ویژه ای نزد ایرانیان بر خوردار است و اینگونه نقش كه در گبه ها بكار برده میشد به همین دلایلی بود كه ذكر شد و بیشتر عشایر علاوه بر قشقایی ها از این طرح استفاده میكردنند و شاید بتوان گفت نقش مشتركی بود كه تمام بافندگان عشایر ، هم قشقایی و هم بختیاری و همچنین ایل خمسه كه در همسایگی غربی ایل قشقایی در سردسیر یعنی كهكیلویه و بویر احمد همسایه شمالی چهار محال بختیاری و همسایه شرقی ایل خمسه در دست بافت های خود از نقش شیر استفاده می كنند.(13-9-5)
طرح خشتی یا قابی شكل:
این نقش شامل طرحهایی است كه متن باریك به صورت منظم به چند قسمت به شكل قاب تقسیم شده هر قاب ممكن است به طور جداگانه طرحی همگون وهماهنگ با دیگر قابها داشته ویا با انها متفاوت باشد. نقشهای بكار رفته در داخل قابها،طرحهای هند سی،طرح درخت گل ومرغ وخاتم كاری است ونگاره های ستاره ای شكل تزئین كننده حاشیه های قابهاست.این طرحها به صورت هندسی بوده وانواع ان عبارتند از :طرح جوشقانی، قاب قرانی، لچك وترنج.طرح خشتی می تواند
به صورت شطرنجی سیاه وسفید ودارای طرحهای كوچك وهندسی در هر شطرنجی باشد.بافنده طرح شطرنجی بر طبق وضعیت زندگی روزانه خود،رنگ سفید یا سیاه استفاده می كرد كه رنگ سفید نشانه ان است كه ان روز،روز خوبی برایش محسوب می شود واگرروز بدی داشته ازرنگ سیاه استفاده می كرد،وشاید در طرح شطرنجی چند رنگ سفید ویا چند رنگ سیاه پشت سر هم قرار می گرفت.
طرح حوض گبه:
نقش بكار برده شده در ان به صورت ترنجی در وسط كه گلی را نشان می دهد كه از اطراف ان گل برگها وگل ها وغنچه هایی منشعب می شود.كه در فارس معمولا به ترنج حوض گفته می شود این نقش رابه این علت حوض گبه می گویند چون در فارس ترنج را حوض وقشقایی ها ان را گول می گویند،ومعمولا جایی پست یا گودا لی است كه اب در ان جمع می شود وچون حوض در وسط حیاط خانه های قدیمی بود،از این رو به ترنج حوض هم می گویند.
طرح گل گبه:
نقش گل رز را در گبه طرح گل گبه می گویند كه در متن وزمینه ان از گلهای سرخ رنگی كه برگهای سبز رنگ داشتند تشكیل می شد ونقوشی در حاشیه داشته است كه رنگ گلهای ان متفاوت از رنگ متن وزمینه است.
طرح ایلاتی:
این طرح كه در میان ایلات وعشایر رواج داشته ودارد واز محیط طبیعی پیرامون خود الهام می گیرند،ان را به صورت نقشی در تار وپود گبه بافته اند.این نقش كلا ذهنی است ودر گبه وقالی ،
جاجیم وگلیم بافی مورداستفاده قرار می گیرد.این طرح بیشتر در میان قابهای لوزی،دایره،مربع،
مستطیل وبیضی است كه هریك با طرحهای ایرانی مانند گل،درخت،گیاه تزئین شده است.اكثر طرحهایی كه در بافت ایلاتی به كار برده می شود،اشكال هندسی وبه صورت ذهنی توسط بافنده
بافته میشود وهر طرح همراه با رنگ امیزی متفاوت ومخصوص خود متعلق به فرهنگ خاص ایلات وعشایری است.انواع طرحهای ایلاتی عبارتند از:1-ایلاتی قشقایی 2-ایلاتی لری 3-ایلاتی كردی 4-ایلاتی هیبت لو 5-ایلاتی تفرش بختیاری
طرح درختی:
نقش این طرح بیشتر از درختان سرو،گل وبرگ وحیوانات می باشد،درخت درزندگی ادمی همیشه دارای اهمیت بوده زیرا بااستفاده از درخت می توانستند نیازهای خود راتامین كنند وان را به شكلهای مختلف مورد استفاده قرار دهند درجاهایی كه درخت كم بود وافراد ان مرز وبوم تصویر ان رابر روی صنایع دستی ودستبافتها میافرینند كه بیشترین نقشها در دست بافتهایی چون قالی وگبه به وجود امده دراین میان درخت سرو وبید مجنون مورد استفاده عشایر قرار گرفته است كه سرو مظهر شادی وشادمانی وبید مجنون مظهر حزن واندوه بوده است انواع این نقوش عبارتند از طرح درختی،طرح جانوری ترنج دار،طرح سروی،طرح گلدانی،طرح سراسری ولچك وترنج.
طرح هندسی:
در این نقش كه از اشكا ل هندسی لوزی،مثلث،بیضی ومربع استفاده می شده است كه گاه به صورت ذهنی هم بافته می شده از جمله این طرحها میتوان جوشقانی،طرح بندی قابی،طرح محرمان،طرح ستاره،طرح خاتم شیراز وطرح ختایی را نام برد.
طرح ابرش:
لفظ ابرش عربی است كه به زیورهای رنگارنگ اطلاق می شود كه برای تزئین واراستن روی اسب به كار برده می شد.این رنگها كه به صورت رگه دار وسایه روشن است ودر اصطلاح ابرش گفته می شود والهام گرفته از مزارع جو وگند م است زیرا زمانی كه در مزرع باد می وزد نمای
خوشه های جووگندم به صورت سایه روشن است این طرح بسیارساده وگاه در زمینه،ازطرحهای كوچك وهندسی استفاده می شود ابرش بافی بیشتر در زمینه وگاه در حاشیه مورد استفاده قرارمی گیرد.
طرح چهار فصل:
این طرح كه نقش ان فصلی ازسال را نشان می دهد بدین صورت كه از مناظر گوناگون طبیعت برای نشان دادن فصل مورد نظر در گبه بافته می شود.
ایل قشقایی از دست بافتهای بسیار مشهوری برخوردار می باشد كه مورد تحسین جهانی واقع شده است، قالیچه های ایل قشقایی تركی بافت می باشد.(13-9-4-3)
طرح اردک:
طرح اردک نمایشگر تکراری وقرینه ایست که در هر ردیف شبیه نقش گلدان تکرارشده است و
تمام زمینه را می پوشاند، این نوع نقش صرفا بافت یکی از طوایف کوچک ایل قشقایی به نام
((شورخانی)) است که معمولا تابستانها در اطراف اباده ییلاق می نماید.
طرح دیگری که نوعی گبه قشقایی ولر دارای پود نخ می باشد وحالت محکمتری دارد ونقزش
پرندگان برنگ ابی ونسترن وسنگ وگلها برنگ نارنجی ،قرمز، صورتی وسبز بافته شده اند،
شاهکاری از نوع گبه است.(16)
نقش مایه ها نماد و سمبل چه هستند؟
نقوش گبه هر كدام حكایت از زندگی، اعتقادات، آیین كوچ نشینان می كند. نقش گبه حكایت از حال بافنده است. قصه رمه و شبان است و برف و بوران، آتش و آب، آفتاب و كوچ، عشق و دلدادگی و اسبی كه به سیاه چادر عشق می رود.
چهره گبه نامنظم است و نشان ازدواج و حضیض حالات روحی بافنده دارد.
اكنون به این می پردازیم كه هر كدام از نقش ها چه نماد و نشانه ای داشته اند و سمبل چه جیزی هستند.(13)
نقش درخت:
یكی از نقش های مورد استفاده در گبه نقش درخت است كه ایلات قشقایی از این نقش بسیار استفاده می كنند. شاید علت استفاده از این نقش نبود درخت و یا كم بودن درخت در مناطق خشك و كوهستانی بوده و از طرفی دیگر به حالت روحی بافنده بستگی دارد، چرا كه سرو مظهر شادی وشادمانی،سرسبزی و طراوت است وبید مجنون مظهر ونشانه دلتنگی وحزن واندوه.
نقش كودك وبچه:
نقش بچه وكودك نشان دهنده دوست داشتن خانواده وعشق به زندگی وبارورشدن وباروربودن
است.درزندگی عشایری داشتن بچه وفرزندان ضامن تداوم زندگی خانواده وبقای نسل وادامه
حیات ایل بوده چرا كه انها معتقددند كه تولید نسل باعث بقای بیشتر ایل وافزایش روزی می شود.
نقش چادر:
نقش چادر در گبه نماد وسمبل ارزوی تشكیل خانواده وداشتن خانه وسرپناه است.شاید بتوان گفت
ارزوی داشتن سرپناهی از خود وچادری بزرگتر وشاید داشتن خانه ای ثابت باشد.
نقش گل:
نقش گل درگبه نشان دهنده وسمبل عشق ودوست داشتن همراه با شادی ویا شاید نشانه بهار وندا
دهنده بهشت ورضوان خدا باشد چرا كه بهار فصل رویش ونو شدن است وشروع زندگی دوباره
همراه با رویش گلها است.
نقش سگ:
نقش سگ در گبه نماد و سمبل حسن وفاداری است چرا كه سگ دوست ویار ومدد كار مردمان عشایر است ودام را در مقابل حیوانات درنده محافظت می كند.
نقش شتر:
نقش شتر سمبل ونماد صبر واستقامت است چون شتر حیوانی است كه در بد ترین شرایط اب و هوایی ویا گرمای شدید،با صبر واستقامت تحمل می كند وحتی اگر چند روزی بدون اب وغذا بماند
می تواند زنده بماند ودر نزد قشقایی ها شتر بسیار با اهمیت است زیرا هنگام كوچ از این حیوان
استفاده می شود واز پشم ان هم برای بافت فرش واز شیرش هم تغذیه می كنند.شتر حیوان پرمنفعت در نزد قشقایی ها وعشایر دیگر كوچ رو می باشند.
نقش اسب:
به علت شرایط مساعد و مراتع وسیع، از 4 یا 5 هزار سال پیش در مناطق مختلف ایران اسب پرورش داده می شد. اسبها در نزد عشایر قشقایی دارای اهمیت زیاد و نشانه صلح و دوستی و متانت است. اسب، حیوانی است كه عشایر برای سوار كاری و باربری از آن استفاده می كنند و در بنای تخت جمشید انواع نژادهای گوناگون اسب ایرانی دیده می شود و چون اسب سمبل و پیام دهنده صلح دوستی بود از این رو بیشتر به پادشاهان و بزرگان هدیه داده می شد. و در بعضی از احادیث و روایات نیز اسب جایگاه ویژه ای دارد. بهترین نوع اسب با نام كاسپین كه به عنوان سحر و سمند مطرح بوده اند و به همین دلایل كه ذكر شد عشایر از این طرح در گبه هااستفاده می كردند.
به طور كلی نقش دامها در نزد عشای و قشقایی ها نماد نعمت و بركت است، چرا كه علاوه بر استفاده از شیر و از پشم آنها، برای حمل و نقل از آنها استفاده می شود. و شاید بتوان گفت كه بیشترین نیاز عشایر از دامها برآورده می شود.(13-9-5-3)
رنگ امیزی گبه:
در گبه های قشقایی بر خلاف گبه های سایر نواحی ایران كه خود رنگ است ، بافنده از رنگها و نقش های متفاوتی استفاده می كند. البته گبه هایی با نقش ساده با زمینه ای یك رنگ یا رنگهای محدود نیز بافته میشود.
رنگ امیزی گبه ها زیبا و بی نظیر است . رنگ امیزی اكثر انها به استثنای معدودی از انها تماما طبیعی و گیاهی است. رنگرزی سنتی و بهره گیری از رنگهای گیاهی اعتبار ویژه ای به صنایع دستی عشایر می بخشد همچنین نوعی گبه بافته می شود كه خود رنگ می باشد یعنی بر روی مواداولیه ای كه در تولید این محصول استفاده می شود هیچ نوع عمل رنگرزی انجام نمی شود، پشم ان ااصطلاحا خود رنگ است. یعنی مستقیما از دام چیده شده به عبارت دیگر دستچین است. این نوع گبه در رنگهای طبیعی پشم گوسفند ( سفید، سیاه، خاكستری وبژ) بافته می شود.
به همین سبب در برابر شستشو و نور افتاب مقاومت بیشتری دارد حتی می توان گفت مقاومت رنگ ان از قالی هم بیشتر است زیرا مواد تشكیل دهنده رنگها كاملا طبیعی است.(13)
رنگهای گبه های ایلات فارس دارای شفافیت خاصی است و شباهت زیادی به بافتهای تركمنها دارد.(9)
از رنگهای گیاهی وسنتی فارس ،مهمترین رنگ ، خانواده قرمز است که همه انواع ان ،از صورتی ،گل بهی و سرخابی گرفته تا لاکی و ارغوانی تیره از ریشه روتاس بدست می اید.
(کاربرد قرمزدانه در فارس رواج ندارد وفرشهایی که با قرمز دانه رنگ شده باشد،کاملا استثنایی است.)(16)
هر كدام از رنگهای مورد مصرف در گبه ها نماد و نشانهًَ چیزی بود، مثلا رنگ ابی نشانه پاكی و زلالی اسمان است و رنگ سبز نشانه سر سبزی و خرمی و به نوعی به معنی بركت بوده چرا كه عشایر برای به دست اوردن رسیدن به مراتع و اب مدام در حال كوچ هستند .رنگ زرد نشانه طلا وخاك و وطن است و حسن وطن دوستی نیز در نزد قشقایی ها شدید بوده است. به همین خاطر در گبه های خود به نشانه خاك وطن از رنگ زرد زیاد استفاده می كردند.رنگ مشكی نشانه مرگ ومیر است وزمانی درگبه رنگ مشكی استفاده می شود كه كسی از اطرافیان واقوام عمر خود را ازدست داده باشد. رنگ سفید نشانه تولد و نوشدن،در پیش قشقایی است.
به طور كلی رنگهایی كه در گبه ها به كار می رود به نوعی روحیات مردم عشایر را نشان می دهد.
رنگ قرمز: رنگی گرم و دارای نیروی برون گراست،رنگ توان و فعالیت ورنگ تقویت كننده قلب است. رنگ حق،پیكار و شهادت است و سمبل حیات و مبین هیجان و شورش است.
رنگ زرد: رنگ جوانی،روشنی و نورونشان دانش ومعرفت و شادی افرین است وبیشتر پرتوهای دریافتی را بازتاب می دهد.ژرفا وعمق ندارد.این رنگ برای عشایربسیار اهمیت دارد.
رنگ بنفش: رنگی است كه نمایشگر بی خبری،بی اختیاری وظلم ودشواری است.این رنگ مرموز وبرانگیزاننده احساسات است،در سطح وسیع حالت ترس را نشان می دهد.(13-9-4)
رنگهای مصرفی در گبه :
رنگهای گبه در اوایل ((خودرنگ )) یعنی رنگ طبیعی پشم بود و پشمها به رنگهای طبیعی چون، مشكی،سفید،شیری،قهوه ای،یعنی همان رنگی كه پشمهای حیوانات به طور طبیعی ،ان رنگ بودند مانند پشم شتر،بز،گوسفند و... اما با گذشت زمان وكوچ عشایر از جایی به جایی دیگر و دسترسی به رنگهای گیاهی و شناخت رنگدانه های گیاهان و راهیابی گبه به خانه های شهر نشینان ، گبه از مصرف شخصی عشایر به مصرف شهرنشینان هم در امد و از ان زمان گبه ها با رنگهای متنوع گیاهی و طبیعی رنگ شده و بافته هی شود.(9)
ازانواع رنگدانه ها می توان :
اسپرك: گیاهی خود رو است از ماده رنگی كه در ساقه و برگ ان وجود دارد در رنگرزی استفاده می شود. دو سال عمر میكند و در ماههای اخر بهار و اوایل تابستان این گیاه را درزمین می كارند.
بهترین دندانه برای رنگرزی با اسپرك زاج سفید است. اصلی ترین رنگی كه از اسپر ك بدست می اید رنگ زرد است كه از ان در تركیب با گیاه نیل رنگ سبز حاصل می شود. رنگهای خاكستری و قهوه ای از ان بدست می اید. مردم ایل قشقایی به این گیاه (اسپرك ) كاوشك می گویند
.
جا شیر: گیاهی خود رو است كه در كوهستان های استان فارس می روید و استفاده فراوانی در رنگرزی دارد كه به صورت كپسول سیاه رنگ است از ان رنگهای زرد، زرد مایل به نارنجی ،نارنجی بدست می اید. واز زاج سفید به عنوان دندانه در رنگرزی این گیاه استفاده می شود.
روناس: این گیاه به طور خودرو وجود دارد و بادوام است. رنگی که از گیاه سه ساله روناس
بدست می اید ،رنگ سرخ اجری است.هرچه از عمر این گیاه بگذرد رنگ حاصله از این گیاه تیره تر می باشد.بهترین رنگی که می شود از گیاه روناس گرفت در سن چهار تا پنج سالگی که رنگ حاصله به صورت قرمز روشن وشاداب ومتمایل به سرخ است، مشروط برانکه کلافهای رنگ شده ،دست کم دو شبانه روز در اب چشمه یا قناتی که املاح لازم را داشته باشد بماند. روناس
هفت ساله ،لاکی وارغوانی ابی فام وروناس سه ساله نارنجی تیره وقرمز اجری پدید می اورد.
مانند رنگهای دیگر ،این رنگهای قرمز فام وسرخ مایه بستگی به دندانه ای دارد که برای جذب
شدن رنگ در پشم به کار رفته است.
رنگ دوغی که مورد کاربرد وعلاقه فراون قشقاییهاست، از خیساندن کلافهای رنگ گرفته از روناس در دوغ حاصل می شود . هرچه مدت ماندن پشم در این مایع بیشتر باشد ، رنگ قرمز روناس روشنتر می شود وبیشتر به صورتی می گراید.
زرد چوبه : گیاهی است که دررنگرزی کاربرد دارد ،رنگهای زرد وزرد مایل به سبز ،رنگ سبز ونارنجی از ان بدست می اید. در رنگرزی با زرد چوبه از زاج سفید به عنوان دندانه استفاده می شود.(16)
گندل : گیاهی خودرو است که در مناطق مرکزی ایران ، به ویژه نواحی بختیاری می روید.
رنگهایی که از این گیاه بدست می اید رنگ موشی یا نیلی و رنگ زرد مایل به سبز می باشد.
از این گیاه بادندانه زاج سفید رنگ زرد روشن و بادندانه سولفات اهن رنگ زرد تیره بدست می اید . گندل دارای مواد مازوجی است.(9)
رنگ طلایی غنی وپرجلای برخی از دستبافته های قدیم فارس مایه های متفاوت دارد.مایه رنگ طلایی منطقه بوانات گیاه کوهی ((جاشیر)) است و در دهکده ابوالوردی پوست انار.
پاره ای از بافندگان ایلیاتی فارس ،بیشتر وبهتر از همه ، قشقایی ها و پس از انها عربهای طایفه غنی ،طلایی پرمایه بسیار فاخری به کارمی برند که از گیاه گندل به دست می اید که از خانواده اسپرک است . برای رسیدن به این رنگ زرفام ناب ،ابتدا خامه پشم را با زرد چوبه وزاج سفید
(به عنوان دندانه) می جوشانند وسپس برگهای گندل و گیاه دیگری به نام خوشک را در همان ظرف و همان مایع لا به لای کلافهای پشم می چینند و چندین ساعت می جوشانند. پس از رنگرزی ،کلافها را سه روز افتاب می دهند، و بعد در اب چشمه یا فنات می گذارند .در ابتدا کلاف کمرنگ است ،بتدریج پرمایه می شود وهرچه بیشتر در اب بماند ،رنگ طلایی غنی تر و درخشانتر می گردد.
ترکیب زرد چوبه وگندل وخوشک اگر با روناس جوشانیده شود ،رنگهای طلایی متمایل به خرمایی پدیدار می شود که در قالی بافی نی ریز منزلت خاص دارد.(16)
نیل : ماده ایست از درخت کوچکی به نام نیل که دارای عمر دو ساله است به دست می اید.
ماده اصلی نیل ایندیگرتین نام دارد .ابی رنگ است و در اب حل نمی شود .نیل سبک وزن و
شفاف وشکننده است.از مهمترین رنگهایی که از نیل به دست می اید می توان رنگهای ابی با
انالیز های متفاوت را نام برد.
پس از قرمزورنگ زرد ،رنگ ابی وسرمه ای بیش از هر رنگ دیگر مورد استفاده عشایر وروستاییان
فارس است .ریشه همه رنگهای ابی ،از اسمانی تا فیروزه ای تا لاجوردی وسرمه ای ،نیل است.
از میان همه ایلات وعشایر فارس تنها قشقاییها ومنحصرا کشکولیها هستند که سبز را برای رنگ امیزی زمینه فرش به کار می برند .به همین سبب فرشهایی که رنگ زمینه انها سبز خالص باشد بسیار کمیاب است .
از رنگهای بسیار نادر که در دستبافته های فارس استفاده می شده که شاید تا کنون تعدادی به دست فراموشی سپرده شده است ، رنگهای قهوه ای تیره که راز ان را کسی نمی داند. این قهوه ای محتملا مایه اصلی ان پوست گردو ویا بلوط بوده وبیشتر در حاشیه قالیچه ها بکار می رفته است. همچنین رنگ بادمجانی ،که قهوه ای سیر بنفش فام بوده و وجود ان حتی در فرشهای کهن
فارس از نوادر است . (16)
رنگهای گیاهی كه برای رنگرزی پشم استفاده می كنند عبارتند از:
(بزغنج ، بقم، برگ چنار، برگ مو، پوست گردو، پوست انار، انار وحشی، پوست پیاز، توت برگ توت،جفت یا پوست بلوط ، خوشك ،زعفران ، سرخس عقابی ،سماق ،گل( کافشه)،مازو ،
هلیله).
بیشتر این گیاهان در منطقه فارس می رویند و در دسترس عشایر ایل قشقایی هستند و گاه از اسپرك و نیل هم برای رنگرزی خامه ها استفاده می شود. از اسپرك به علت كم بودن و در دسترس نبودن كمتر استفاده می شود و نیل هم به علت گران بودن از نوعی نیل شیمیایی به نام ایند یگو برای رنگرزی خامه ها استفاده می شود.
رنگ قرمز یكی از پر استفاده ترین رنگ در نزد عشایر ایل قشقایی است این رنگ به وفور در گبه ها و دیگر دستبافته های انها به كار می رود. رنگ قرمز یا لاكی كه در بین عشایر ایل قشقایی به گل كز شهرت دارد. بیشتر از گیاه روناس بدست می اید. دومین رنگی كه استفاده زیادی در دستبافته های ایل قشقایی دارد رنگ زرد است كه از گیاه اسپرك و جا شیر بدست می اید و رنگ دیگری كه در دستبافته های قشقایی زیاد دیده می شود انواع رنگ ابی است كه از نیل شیمیایی حاصل می شود . اناع رنگهای ابی با مو تیو و انالیز كم رنگ و پر رنگ حاصل از رنگرزی با ایند یكو است و رنگ زرد و نارنجی و قهوه ای از گیاه جا شیر حاصل می شود و برای بدست اوردن رنگ سبز روشن از گیاه سماق استفاده می كنند . و رنگهای قهوه ای تیره روشن و رنگهای كرم و نخودی و حتی سیاه را از پوست انار و گردو به دست می اورند.(13-9-4)
دندانه:
دندانه موادی است كه برای تثبیت ورنگ پذیری بیشتر الیاف مورد استفاده قرار می گیرد.به طور كلی دندانه ها به دو دسته تقسیم می شوند.
1-دندانه های گیاهی(نباتی)
2-دندانه های معد نی
دندانه كردن خامه:
به طور كلی دندانه دادن به سه روش در رنگرزی انجام می شود:
1-دندانه كردن قبل ازرنگرزی
2-دندانه كردن همراه رنگرزی
3-دندانه كردن بعد از رنگرزی
در بین سه روش بالا ،بهترین روش دندانه كردن قبل از رنگرزی می باشد.یعنی بهتر است روش
دندانه كردن قبل از رنگرزی بامواد طبیعی چون دندانه های گیاهی،جانوری وفلزی انجام شود.
مواد اولیه مصرفی گبه :
برای بافت گبه مواد اولیه ای به كار می برند. پشم گوسفند- انواع رنگدانه های گیاهی و طبیعی – دندانه ها است.
برای تار گبه از نخ پنبه ای یا نخ پنبه ای مخلوط با موی بز استفاده می شود و برای پود ان از پشم گوسفند استفاده می شود . مرغوبترین پشم جهت بافت انواع قالی و گبه ، پشم فارس می باشد.(13)
تار و پودهای گبه های قشقایی تماما از پشم می باشد و پشم های مورد استفاده گبه ها در فارس تهیه می شوند. پشم فارس یكی از مرغوب ترین پشم ها جهت بافته قالی و گبه است. گبه های مرغوب از جنس پشم بهاره می باشند و توسط دست ریسیده می شوند و به روش گیاهی و طبیعی رنگ می شوند كه دارای ثبات و دوام بیشتری است نسبت به رنگهای شیمیایی.
تقسیم بندی پشم از لحاظ ظرافت و كیفیت و نوع رنگ ذكر می كنیم(9)
1) پشم سفید درجه
پیشگفتار
در این پژوهش كه توسط یك گروه دانشجویی در رابطه با موضوع شناخت گبه فارس اطلاعاتی گردآوری شده است لازم می دانیم از كلیه افرادی كه در این تحقیق ما را یاری كرده اند، خصوصا استاد گرامی آقای عبدالله احراری تقدیر و تشكر به عمل بیاوریم. و نیز از هنرمند گرامی خانم صدیقه گلستانی بابت راهنمایی های مستمر ایشان سپاسگزاریم.
هانیه عالمی وسارا یارمحمدی
گبه
فهرست مطالب
فصل اول:
مقدمه
بیان مسئله
پیشینه تاریخی
فصل دوم:
نوع تحقیق
روش تحقیق
فرضیه تحقیق
اهداف تحقیق
فصل سوم:
موقعیت جغرافیا
ریشه یابی گبه
شناخت گبه
گبه در چه منطقه ای و توسط چه كسانی بافته می شود
شناخت طرح و نقوش گبه های عشایر و ایلات فارس
توجه به نقش شیر در گبه های شیری
رنگ امیزی گبه
رنگهای مصرفی در گبه
مواد اولیه مصرفی در گبه
وسایل وابزار مورد نیاز گبه ونحوه بافت ورجشمار ان
استاندارد واندازه ها درگبه
تفاوت اصلی گبه باقالی
انواع گبه
فصل چهارم:
تجزیه وتحلیل یافته ها
فصل پنجم:
پیشنهاد وجمع بندی
چكیده تحقیق:
برای شناسایی هر شخصی ،شناسنامه ای وجود دارد، كه هویت او را نشان می دهد.
برای شناسایی فرهنگی ما به دنیا مشخصترین وسیله، هنر قالی بافی ایران است، كه با شناخت و وسعت بخشیدن به این هنر می توان در حفظ این سرمایه ملی كوشید.
ما در این پژوهش به شناخت یكی از دستبافت های عشایر فارس به نام گبه می پردازیم. گبه نیز خود جایگاه خاصی در توسعه اقتصادی و فرهنگی دارد. به دلایلی كه ذكر شد(هویت ملی _ برای توسعه بیشتر اقتصادی و فرهنگی)شناخت گبه را از لحاظ رنگ آمیزی، طرح، نماد و سمبل هر نقش و اسلوب بافت مورد پژوهش قرار داده ایم.
واژگان كلیدی
قالی-گبه- رج شمار- خودرنگ-دندانه-رنگدانه
مقدمه:
هنر برتر از گوهر آمد پدید.
ایران سرزمین فرهنگ، ادب و جایگاه هنر والای انسانی است. یكی از زیباترین هنر ایرانیان، هنر قالی بافی آنان است، كه با ذهن خلاق خود و با روح پاك و سرشار از عشق گره گره و رج به رج می بافند.
ما به عنوان یك ایرانی وظیفه داریم كه، با این هنر اصیل خود آشنایی كامل داشته باشیم تا روز به روز زیباتر ومرغوبتر به جهان عرضه شود. برای پیشرفت و ترقی آن از هیچ تلاشی فرو گذار نباشیم. هر نقطه از این سرزمین دارای دست بافته های خاص و منحصر به فردیست،که فارس یكی از این مناطق می باشد و شامل بافته های متنوع و گوناگونی است.
گبه یكی از دستبافت های ایلات و عشایر فارس كه در عین ضخیم و درشت بودن دارای زیبایی خاصی می باشد. هارمونی رنگها و نقوشی كه هر یك از آیین و اعتقادات و زندگی كوچ نشینی آنها سر چشمه می گیرد به این دستبافته جذابیت و زیبایی فوق العاده ایی بخشیده.
تولید قالیها وزیر انداز های ایلات و عشایر بالاخص گبه نباید در محدوده زمان و مكان قرار بگیرد، بلكه با شناخت بیشتر می توان تولید آن را در آینده با شرایط و ویژگی های بهتری به جهان عرضه كنیم.
مسئله پژوهش:
ارتباط نقوش گبه بازندگی عشایر فارس
نام گبه ازكجا امده؟
نقش شیر در گبه نماد وسمبل چیست؟
پیشینه تاریخی:
گبه بافی: استاد یاوری(1)
گبه بافی : رضا عبدلی(2)
گلیم وگبه : پرویز تناولی(3)
دستبافتهای عشایری و روستایی فارس : سیروس پرهام(4)
شاهکارهای فرشبافی فارس : سیروس پرهام(5)
قالیچه های شیری فارس : پرویز تناولی(6)
قالی ایران : سیسیل ادواردز(7)
منم تیمور جهانگشا : مارسل بویون فرانسوی، اقتباس ذبیح الله منصوری(8)
اموزش هنر گبه بافی : فاطمه فقیری زاده(9)
اموزش هنر قالی بافی : پوراندخت نیرومند(10)
گبه هنر زیر پا : پرویز تناولی(11)
مقاله ((فرشی استثنایی به نام گبه)): نوشته، مهتاب راستی،دانشجوی دانشگاه هنر اصفهان(12)
گبه ، حکایت عشق و دلدادگی : نرگس جابری نسب، عضو هیات علمی دانشگاه ازاد اسلامی(13)
گبه ، عرفان خاموش زن ایرانی است : گفتگوی اختصاصی میراث خبر با پرویز تناولی(14)
صنایع دستی وروستایی ایران(15)
کتاب فرش ایران(16)
فصل دوم
نوع تحقیق:
به لحاظ اینكه این پژوهش از طریق اسنادی ومصاحبه جمع اوری شده است،این نوع تحقیق را توصیفی گویند.
روش تحقیق:
این پژوهش از طریق :
1-مطالعات كتابخانه ای:كه دراین قسمت یافته ها، ازمقالات وكتابهایی كه در مورد گبه نوشته شده است ،جمع اوری شده است.
2-مطالعات اینترنتی: مطالعات مقالات سایتهای خارجی وداخلی فرش،در مورد موضوع مورد نظر
3-مصاحبه
فرضیه تحقیق:
1_ طرحها و نقوش گوناگون گبه ایلات و عشایر فارس ارتباط تنگاتنگی با زندگی كوچ نشینی، اعتقادات و آیین های آنان دارد.
2_ بیشتر رنگهایی كه در گبه های فارس دیده می شود رنگهایی شاد و تند است.
3-نقش شیر از اهمیت بسزایی در بین عشایر برخوردار است.
اهداف تحقیق:
شناخت دستبافته های ایلات و عشایر فارس به نام گبه از لحاظ اسلوب بافت، رنگ و طرح و شناخت نماد ها و در نقوش آنها.
فصل سوم
موقعیت جغرافیایی:
استان فارس در نیمه جنوبی كشور واقع شده است.
فارس حدود 133 هزار كیلومترمربع است وتقریبا 1/8 درصد مساحت كشور را تشكیل می دهد.مركز استان،شهر شیرازاست.
استان فارس از قسمت شمال به استان اصفهان ویزد،ازجنوب به استان هرمزگان واز شرق به استان بوشهر وچهارمحال بختیاری ختم می شود.
اب وهوای فارس درشمال سردسیر،درنواحی مركزی زمستانها معتدل وبارانی وتابستانهایگرم وخشك،در جنوب وجنوب شرقی زمستانها معتدل وبارانی وتابستانها بسیار گرم می باشد.
زبان اكثریت مردم فارسی است،اما عشایر ترك زبان (ایل قشفایی)به تركی وعشایر عرب زبان (ایل عرب) به عربی صحبت می كنند.
در قسمت جنوب این استان رودخانه ها كم وبه علت شور بودن اب انها،ساكنان ان بیشتر ازقناتها،چاهها وچشمه ها برای مصرف وشرب استفاده میكنند.گرچه نواحی داخلی استان فارس كوهستانی است ولی دارای دره های پراب وحاصلخیز وهوای بسیار مطبوع دارد.
ریشه یابی نام گبه:
فرهنگ نویسان معاصر اكثرا كلمه گبه را در كتاب لغات خود گنجانده اند. اما به مآخر آن و این كه این واژه را از كجا بر داشته اند، اشاره ای نكرده اند.
مرحوم دهخدا گبه را فرشی با پود های بلند ذكر كرده، كه تعریفی به جا است.
فرش شناسان معاصر هم برای تعریف گبه تلاش هایی كرده و برای بیدار كردن ریشه این واژه، راه های دور و درازی پیموده اند. گاه آن را به زبان عربی متصل كرده و آن را مترادف معنای قبیح شمرده اند. گروهی هم آن را با واژه (گایر) لغتی از اوستا ریشه دانسته اند و با معنا كردن قبیح به معنای معمولی و زشت و گایر به معنای حفاظ به نتایجی هم دست یافته اند.
در گذشته های دور تر هم واژه گبه كاربر داشته، اما كاربرد داشته، اما كاربری آن مستمر و مداوم نبوده است.
برای اولین بار این كلمه در فرمانی كه شاه طهماسب برای پذیرایی از همایون شاه پادشاه مغولی هند صادر كرده بود، دیده شده وآن در سال 1540 بود. از این سال تا اوایل قرن 20 دیگر از كلمه گبه نشانی نیست، حتی در برهان قاطع كه فرهنگی فارسی نسبتا جامعی از قرن 17 است نشانی از گبه دیده نمی شود.
در خصوص كاربری عنوان گبه در كشور های دیگر در خارج از مرز های ایران و برخی از كشور های همجوار این واژه یا مشابه آن شناخته شده است.
(از جمله در عثمانی(تركیه امروزی)نوعی زیرانداز وجود داشته كه به آن (كبه) گفته می شود.
به این ترتیب می توان تصور كرد كه واژه (كبه) تحریفی از (گبه) بود، و تغییر حرف (گ) به (ك) به سبب ناتوانی تركان آن دیار در تلفظ صحیح است. با این وجود آنچه را كه عثمانیان گبه می گفته اند با آنچه در ایران گبه شناخته می شود، تفاوت بسیاری دارد. به این معنا كه نام كبه در عثمانی به نوعی فرش هنری اطلاق می شود كه پرز به آن وصل می شود، این واژه در زمان سلطان سلیمان كاربرد داشت اما بعد ها به فراموشی سپرده شده است. علاوه بر عثمانی، واژه گبه در كشمیر هم كاربرد دارد منتها در این دیار گبه به نوعی فرش كه هیچ ارتباطی با گبه ایران ندارد و نوعی تكه دوزی سوزن دوزی شده است، گفته می شود.
برخی فرهنگ نویسان گبه را فرشی كلفت شمرده اند و آن را با (خرسك) یكی دانسته اند. مسئله ای كه باید خط بطلان بر آن كشید، خرسك، گبه نیست. ایرانیان به بد نقشه و ارزان خرسك می گویند. این گونه فرش ها در همه جا ساخته می شوند و هیچ گونه ویژگی ساختاری ندارد. برخی نیز خرسك را به عنوان شاخه ای از گبه های بختیاری رواج داده اند.(14-9)
شناخت گبه:
گبه نوعی قالی گره بافته ودرشت بافت است،با پرزهای بلند كه یك تا سه سانتی متر خواب دارد،وتعدد پودهای گبهكه بین 3 تا 8 پود است باعث نرمی فراوان ان می شود.
این بافته در قطع قا لی وقا لیچه توسط عشایر وایلات لر وقشقایی بافته میشود وجنبه خود مصرفی دارد.
طراحی ونقش پردازی وحتی رنگ امیزی گبه از قالی وقالیچه جداست وتابع قواعد وسنتهای خاصی است.طرحها ونقشهای گبه تماما ذهنی بوده وبیشتر طرحهای هندسی رادر بر می گیرد.ساده كردن خطوط وشكل هندسی دادن به خطوط از جمله خصوصیات مهم گبه بافی در ایران است كه باگذشت زمان در شكل تازه ای انجام می گیرد.نقش گبه گریز ازتكرار است وبدیع وبرخلاف نقوش طراحان شهری كه بر تكلف ومحافظه كارانه است مستقیما از طبیعت الهام می گیرد.
نقش گبه وخصوصیات ان را فقط وفقط زندگی ایلیاتی وعشایری تعیین كرده است ومی كند واین همان اصالت گبه است.در گذشته بافت گبه عمدتا به قصد مصرف خانواده وفرش كردن خیمه وخانه بوده استنه به عنوان ارمغان وفروختن به دیگران وبه هیچ وجه جنبه تجاری وفروش نداشته و به همین سبب خیلی كم بافته می شد وچون بافت به منظور استفاده شخصی بوده است پس از محدودیتی برخوردار نبود وبافندگان در بافتن نقشهای مختلف دستشان باز بوده است.گبه های درشت بافت بر روی قالیچه در وسط چادر برای زیر پا انداختن استفاده می شده،گاهی به دلیل پود فراوان و در نتیجه نرمی گبه وخواب بلند پشمها وپودهای اضافه سبب می شد كه از گبه به عنوان پتو وروانداز هم استفاده شود ،این كار البته در خارج از چادر ودر مواقع خاصی نظیر سفر انجام می گرفت.(13)
ریشه گبه را به این علت بلند می گیرند تا بین رج ها به سبب استفاده زیاد از پود كلفت فاصله ای ایجاد نشود،وبرای پر گوشت بودن وذرتی نبودن گبه از پرزهای بلند كمك می گیرند.گبه بیشتر به روش ((فارسی باف))بافته می شوداما روش ((تركی باف))هم در بین ایلات وعشایر به ندرت دیده می شود وگبه ها بر روی دارهای افقی (زمینی) بافته می شود.گبه كاملا ازتار وپود تاریشه ها ازجنس پشم است ومهمترین افت ان بید است .گبه های مرغوب از جنس پشم بهاره می باشد وپشمها توسط دست ریسیده می شوند وبه روش طبیعی وگیاهی رنگ می شوند واینگونه رنگهای شیمیایی بسیار با دوام ودارای ثبات ودرخشندگی زیادی است.
واحد بسته بندی گبه بقچه می باشد ودر هر بسته 2 تا 4 تخته گبه گذاشته می شود.(9)
گبه در چه منطقه ای و توسط چه كسانی بافته می شود:
گبه از نظر اصالت می توان گفت:ایلات وعشایر استان فارس از اولین پیشقدمان گبه بافی به شمار می ایند كه قدمت گبه بافی در استان فارس به بیش از صد وپنجاه سال می رسد.
استان فارس دارای سه گروه عشایری می باشد:1- ایل قشقایی 2- ایل خمسه 3- ایل ممسنی
كه جزء این عشایر كه در استان فارس ساكن می باشند عشایر بختیاری هم گبه باف بوده اند.
عشایر ایل قشقایی شامل شش تیره و حدود 9 طایفه است.
1و2- ایل كشكولی بزرگ و كوچك
3- ایل شش بلوكی
4- ایل دره شوری
5- ایل فارسی مدان
6- ایل عمله قشقایی
عشایر ایل خمسه شامل پنج تیره مهم:
1- بهارلو
2- نفر
3- عرب
4- اینالو
5- باصره
عشایر ایل ممسنی شامل چهار تیره:
1-بكش
2-رستم
3-دشمن زیاری
4-جاویدی
اما در بین این سه ایل بزرگ كه دراطراف استان فارس ساكن هستند ایل قشقایی پر سابقه ترین كسانی هستند كه در گبه بافی شهرت دارند.(13-9-7)
شناخت ایلات قشقایی كه به گبه بافی مشغولند:
طایفه عمله:
تیره ای هستند كه مردمان كاری و زحمتكش دارندودستبافته های این ایل از مرغوبیت بالایی برخورداراست وگبه های انان بسیار مرغوب است،مخصوصا گبه های سبز ترنج در ایل تكه بازلو
از طایفه عمله ونیز درمیان قشقایی ها گبه های تیره ارد كپان از طایفه عمله بسیار زیبا واز معروفیت خوبی برخوردار است.شیوه بافت انها تركی وفارسی است،گبه ها بر روی دارهای افقی
(زمینی)بافته می شود.(طرح شیروتصویر نادرشاه وطرحهای تخت جمشیدی درایل تكه بازلو بافته می شود)محل استقرار این طایفه در اطراف لار،فیروزاباد،خونچ،دیرم وقسمتی ازمنطقه فراشوند وقیروكارزین می باشد.ومحل استقراردر ییلاق اطراف اباده،اس وپاس وخسروشیرین می باشد.
ایل كشكولی بزرگ وكوچك:
به زبان تركی صحبت می كنند ،كاملا به سبك چادرنشینی زندگی میكنند ومدام در حال كوچند . زندگی انها ازطریق دامداری ودامپروری و فروش دستبافته ها تامین می شود وقالیچه های انها بسیار معروف است. در گبه بافی از شهرت خاصی برخوردارند. نوع بافت انها فارسی وتركی بوده وازرنگهای شفاف وروشن استفاده می كنند،پشمهای مورد مصرف در دستبافته ها توسط دست ریسیده می شود و رنگرزی خامه ها به روش طبیعی با رنگها ی گیاهی انجام می شود. چله كشی به روش فارسی و تركی بر روی دارها ی زمینی افقی انجام می شود، جنس چاهها،پودها وخامه ها از پشم است. این طایفه در گبه بافی پس از طایفه عمله معروفیت دارند. معروفترین طرحها ی این طایفه طرح شیرتك یا جفت شیر می باشد و دیگر طرحها ی هندسی در
بافت گبه های این طایفه مرسوم می باشد.
قشلاق طایفه كشكولی بزرگ در منطقه ماهو میلاتی در جنوب ممسنی می باشد. ییلاق این طایفه در شمال غربی استان فارس اطراف كاكال، كمهر، در كل شمال غربی استان فارس می باشد.
قشلاق طایفه كشكولی كوچك اطراف قیر كارزین ، دهستان هنگام، جنوب غربی فیروز اباد ،خونچ و روستای زاخویه و روستای جگردان می باشد. ییلاق طایفه كشكولی كوچك در جوار طایفه كشكولی بزرگ در اطراف كمهر می باشد.
طایفه دره شوری:
دستبا فته های انها بسیار مرغوب است. معمولااز گره تركی در بافته ها ی خود استفاده می كنند و در گبه بافی از تبحر خاصی بر خوردارند. و گبه ها یشان كلا از جنس پشم می باشد ونوع انها به روش فارسی است كه بر روی دارهای افقی بافته می شود.
این طایفه در گبه بافی پس از دو طایفه عمله و كشكولی قرار دارد، طرح و نقش گبه های این طایفه بسیار متنوع می باشد. از معروفترین تیره های این طایفه می توان تیره شكر لو،ایزد لو، ایمانلو، نره ای ها وزاهدی ها را نام برد.حدودا در منطقه چنار شای جان یا كازرون هستند. قشلاق شان در اطراف كازرون و نزدیك بوشهر و برازجان می باشد. ییلاق انها درقسمت سرد سیر اطراف كوه اپادانا و منطقه یاسوج می باشد.
طایفه شش بلوكی:
در گبه بافی مشهورند گویش انها تركی است و در دست بافته ها ی خود از گره تركی استفاده می كنند.پس ازطایفه دره شوری طایفه شش بلوكی درگبه بافی مهارت زیادی دارند.گبه های تحت عنوان شورباخورلو بسیار معروف است.در اطراف شهرستان اباده ساكن می باشند وجز گبه های
تیره شورباخورلو،تیره هیبت لووتیره دوقزلو ازطایفه شش بلوكی دربافت گبه بسیار معروف می باشند.درفصل سرما به منطقه فراشوند ودهستان دوجگال ومنطقه دیرم ودشت پلنگ كه دركل قسمت جنوب غربی بخش فراشوند كوچ می كنند ودر فصل گرما به منطقه اباده وخسروشیرین ومنطقه اس وپاس كوچ می كنند.
طایفه فارسی مدان:
این طایفه كه در گبه بافی پس از طایفه شش بلوكی قرار دارد وگبه های این طایفه همانند طوایف دیگر معروفیت چندانی ندارد.دستبافتهای دیگری در این طایفه بافته می شود،اما گبه كه جزویكی از دستبافتهای این طایفه می باشداز معروفیت ومرغوبیت بالایی برخوردار نیست.
قشلاق این طایفه در اطراف برازجان وبوشهر همسایه وجوار طایفه دره شوری میباشند.در فصل
ییلاق این طایفه در اطراف اپادانا وقسمتهای شرق یاسوج كوچ میكنند.
استان فارس از گذشته بسیار دور یكی از مهم ترین و بزرگ ترین مراكز ایل نشینی به شمار می رفت . ایلات قشقایی ، خمسه، ممسنی و بختیاری به بافت گبه اشتغال داشتند و بهترین گبه ها كار تركان قشقایی فارس می باشد كه خارج از كشور از اعتبار خاصی برخوردار است. سرزمین فارس یكی از بخش هایی است كه محل زندگی عشایر می باشد و بیش از دو سوم از سرزمین فارس محل زندگی عشایر و ایلات مختلفی است كه در طول سالیان دراز در این منطقه گرد هم جمع شده اند. از ایلات مهم مسكون در فارس ایلات قشقایی ، خمسه ، ممسنی ،بختیاری می باشند كه در نقاط كو هستانی پراكنده شده اند. (13-11-9)
شناخت طرح و نقوش گبه های عشایر وایلات فارس :
طرحهای رنگارنگ بعضی از گبه ها ،نقاشی بعضی از نقاشهای معاصر رابه خاطر می اورد.
این مقایسه ضمنا دلیلی بر این نیست که یک هنر از هنر دیگر ملهم باشد،بلکه این،توجه شخص را به تصاویرساده ای که بافندگان فارسی وبعضی از نقاشان غربی به کار برده اند، جلب می نماید.(16)
مهمترین واصیل ترین گبه ها منحصر به ایل قشقایی است وجزء انها ایلات ، خمسه و ممسنی و عشایر ایل بختیاری هم گبه بافی می كنند و اینكار دیگر منحصر به ایل قشقایی نیست ، علت ان هم این است ،ایلات دیگر كه در جوار گبه با فان بوده اند گبه را از فرا می گرفتند وشاید بتوان گفت علت دیگر ان ازدواج بین اقوام ترك زبان قشقایی با اقوام لر زبان بختیاری بوده اند ، از این رو گاه گبه در ایلات بختیاری هم بافته می شد و شاید زمانی از طرح گبه برای بافت خرسك هم استفاده می شد و بالاعكس و... .(9)
احتمالا منبع الهام گبه های فارس ،از گلیمها و سفره های ارد در ان ناحیه می باشد.
طرح وترکیب بیشتر گلیمها وگبه ها خیلی به هم شبیه هستند. نکته مهم در گبه ها اینست که معمولا نقش وطرح ان از پیش فکر نمی شود وزاییده تخیلات بافنده است ،وبیشتر به طور ذهنی
بافنه می شود.(16)
مهمترین طرح نقش كه در بین تمام ایلات و عشایر وجود داشت واز ان به فراوانی استفاده می نمودند طرح شیر بود كه گاه به صورت تك شیر ،یا جفت شیر و یا به صورت شیر خورشید در گبه ها استفاده می شد و تنها طرح مشترك تمام كسانی بود كه گبه باف بوده اند و شاید بتوان گفت طرح مشترك بین گبه و خرسك نیز بوده است. گبه ها با نقشهای شیر و شاید با نقشهای گل گبه ، حوض گبه ، گبه خشتی ، وطرحهای هندسی بیشتر برای بزرگسالان وخوانین ایل و یا برای هدیه به بزرگان ایلات و یا هدیه به سردمداران مملكت بود.
نقش فرش پردامنه بختیاری ها كه ا لهام گرفته ازطرحهای قشقایی ومقداری الهام گرفته از كوبیسم ونقشهای كوبلن فرانسه است شاید بتواند دلیلی باشد برای اثبات این مطلب كه قشقایی ها وبختیاریها از طرحها ونقشهای یكدیگر الهام می گرفتند ودر دستبافتهای خود استفاده می كردند.
بیشتر طرحهای مورد استفاده از گبه،ذهنی وهندسی والهام گرفته از طبیعت ومحیط اطرافشان بود.درارایش واجزاواشیا در گبه ها بیشتر از طرحهای حیوانات پیرامون ودور اطراف خود عشایراستفاده میشود وهر حیوان سنبل ونماد خاص خودرا دارد.واز حیوانات مثل جغد وگربه سیاه و حیوانات افسانه ای مثل سیمرغ اژدها در بافت گبه مرسوم نیست.مهمترین طرح و نقشه گبه ها ی عشایرقشقایی عبارتند از:
1-طرح شیری
2-طرح خشتی
3-طرح حوض گبه
4-گل گبه
5-طرح ایلاتی
6-طرح درختی
7-طرح هندسی
8-طرح ابرش
9-طرح چهار فصل
10-طرح اردک(13-11-9-5)
دستبافته های كوچ نشینان قشقایی باغهای بافته ای را می ماند در نهایت ظرافت ودقت،زبان باز می كنند واز طریق نمایش نقشها تاریخ قومی وقد مت فرهنگی و قلمروذوق این كوچندگان را
بازگویی نمایند.هر یك از بافته های عشایری دارای نقشه قومی و تاریخی است به همین دلیل بافته های بلوچ و تركمن افشار و قشقایی به آسانی از هم شناخته می شوند. طرح های كل و گیاه و نقش مایه های مربوط به ستارگان در دست بافته های عشایری لر و بختیاری مكرر به چشم می خود. گبه قشقایی سه ویژگی بارز دارد، شیر رام شده(دست آموز) و قلاده بر گردن كه اغلب به سگ شباهت دارد. ستاره هشت پر كه نشانه و جانشین خورشید است، نقش مایه باستانی مرغ و درخت كه به شیوه ای دلپذیر بافته شده است.(13)
طرح شیر :
محبوبترین و بهترین نقش در پیش عشایر استانهای جنوب غربی ایران نقش شیر است كه در ایران باستان و هم در فرهنگ اسلامی جای والایی داشته و دارد. شیر در مذهب شیعه به شجاعت و متانت و قدرت و دیگر صفات و خصلتهای مثبت به حضرت علی امام اول شیعیان نسبت داده می شود و احترام خاصی نزد ایرانیان و شیعیان دارد . و نظریه دیگری كه وجود دارد مبنی بر این كه در فارس شیر زیاد بوده و چون با گذشت زمان نسلشان منقرض شده و چون قشقایی ها از نقوشی كه در دستبافته های خود استفاده می كردند از طبیعت اطرافشان الهام می گرفتند ،یعنی طبیعت گرایی كه در ذات بافندگان وجود داشته شیر نیز در نزد قشقایی ها دارای اهمیت بوده ، به همین علت انان از نقش شیر استفاده كردند. (9-5)
به نظر می رسد توجه به نقش شیر بیشتر از ان جهت بوده است كه یكی از صفات حضرت علی (ع)( شیر خدا) بوده و در شجاعت و شهامت او را همواره به شیر مثال زده اند. همچنین این حیوان پر قدرت وشجاع از دیر باز هماورد شاهان بوده و همچنین وجود نقش شیردر بناها و ظروف ومنسوجات كه از جمله نمونه های بارز ان را می توان در نقوش تخت جمشبد و ظروف ساسانی و در قالی های شكارگاه ، همه جا شیر را در جدال با دلاوران می بینیم. در فرهنگ ایرانیان شیر سمبل شوكت و جلال وقدرت و عظمت بوده است. نقش شیر در نزد لرها و تركان قشقایی متداول بوده است. بافندگان عشایر هر یك به طور نا مكرر به این مظهر صولت وشجاعت پرداختند.(البته نقش شیر با فراوانی این حیوان در منطقه كامفیروز و دشت ارژن فارس كه تا اوایل قرن گذشته نسل ان باقی بود هم بی ارتباط نیست ). به طور كلی میتوان گفت كه شیر از زمان های قدیم مورد علاقه ایرانیان به خصوص مردم فارس بوده است، و از طریق سكه ها، مهرها، شیر سنگی و سایر نقوش بستگی خود را به گذ شته حفظ می كردند .این بستگی با گبه های شیرین داخل چادر وزندگی عشایری راه یافته است. همین مسائل سبب شده است كه زنان قالی باف عشایر ان را سمبل مناسبی برای زینت بخشید ن به گبه های خود كنند.(13)
اهمیت تاریخی طرح شیر:
شیر از دوران ما قبل تاریخ به بعد بخصوص در دوره های تاریخی یعنی هخامنشی به بعد سمبل قوم ایران است. همانطور كه در بنای تخت جمشید یا ( پرسپولیس ) در زمان هخامنشیان نقش شیر سمبل و نگاهدارنده و نشانه قدرت ، ابهت، صلابت ویكه تازی مختص این حیوان و خانواده گربه سانان بزرگ چون ببر، پلنگ و غیره بوده به عنوان مثا ل در زمان حكومت هخامنشیان بر بخش عظیمی از سرزمین خشایارشاه والیان و حاكمان ایرانی در مصر را با علامت شیربه دیگر حكام معرفی می نمودند . كه بطور كلی در مصر شیر را نشانه و سمبل ایرانی می دانستند . به همین ترتیب بعد از دوره هخامنشیان در دوره ساسانیان شیر به عنوان نگهبان اصلی مهر یعنی خورشید به عنوان میترا به كار برده میشد، كه در زمان محمد علی شاه قاجار نقش شیر در وسط پرچم ایران به كار برده میشد. از این رو می توان نتیجه گرفت نقش شیر ، از اهمیت ویژه ای نزد ایرانیان بر خوردار است و اینگونه نقش كه در گبه ها بكار برده میشد به همین دلایلی بود كه ذكر شد و بیشتر عشایر علاوه بر قشقایی ها از این طرح استفاده میكردنند و شاید بتوان گفت نقش مشتركی بود كه تمام بافندگان عشایر ، هم قشقایی و هم بختیاری و همچنین ایل خمسه كه در همسایگی غربی ایل قشقایی در سردسیر یعنی كهكیلویه و بویر احمد همسایه شمالی چهار محال بختیاری و همسایه شرقی ایل خمسه در دست بافت های خود از نقش شیر استفاده می كنند.(13-9-5)
طرح خشتی یا قابی شكل:
این نقش شامل طرحهایی است كه متن باریك به صورت منظم به چند قسمت به شكل قاب تقسیم شده هر قاب ممكن است به طور جداگانه طرحی همگون وهماهنگ با دیگر قابها داشته ویا با انها متفاوت باشد. نقشهای بكار رفته در داخل قابها،طرحهای هند سی،طرح درخت گل ومرغ وخاتم كاری است ونگاره های ستاره ای شكل تزئین كننده حاشیه های قابهاست.این طرحها به صورت هندسی بوده وانواع ان عبارتند از :طرح جوشقانی، قاب قرانی، لچك وترنج.طرح خشتی می تواند
به صورت شطرنجی سیاه وسفید ودارای طرحهای كوچك وهندسی در هر شطرنجی باشد.بافنده طرح شطرنجی بر طبق وضعیت زندگی روزانه خود،رنگ سفید یا سیاه استفاده می كرد كه رنگ سفید نشانه ان است كه ان روز،روز خوبی برایش محسوب می شود واگرروز بدی داشته ازرنگ سیاه استفاده می كرد،وشاید در طرح شطرنجی چند رنگ سفید ویا چند رنگ سیاه پشت سر هم قرار می گرفت.
طرح حوض گبه:
نقش بكار برده شده در ان به صورت ترنجی در وسط كه گلی را نشان می دهد كه از اطراف ان گل برگها وگل ها وغنچه هایی منشعب می شود.كه در فارس معمولا به ترنج حوض گفته می شود این نقش رابه این علت حوض گبه می گویند چون در فارس ترنج را حوض وقشقایی ها ان را گول می گویند،ومعمولا جایی پست یا گودا لی است كه اب در ان جمع می شود وچون حوض در وسط حیاط خانه های قدیمی بود،از این رو به ترنج حوض هم می گویند.
طرح گل گبه:
نقش گل رز را در گبه طرح گل گبه می گویند كه در متن وزمینه ان از گلهای سرخ رنگی كه برگهای سبز رنگ داشتند تشكیل می شد ونقوشی در حاشیه داشته است كه رنگ گلهای ان متفاوت از رنگ متن وزمینه است.
طرح ایلاتی:
این طرح كه در میان ایلات وعشایر رواج داشته ودارد واز محیط طبیعی پیرامون خود الهام می گیرند،ان را به صورت نقشی در تار وپود گبه بافته اند.این نقش كلا ذهنی است ودر گبه وقالی ،
جاجیم وگلیم بافی مورداستفاده قرار می گیرد.این طرح بیشتر در میان قابهای لوزی،دایره،مربع،
مستطیل وبیضی است كه هریك با طرحهای ایرانی مانند گل،درخت،گیاه تزئین شده است.اكثر طرحهایی كه در بافت ایلاتی به كار برده می شود،اشكال هندسی وبه صورت ذهنی توسط بافنده
بافته میشود وهر طرح همراه با رنگ امیزی متفاوت ومخصوص خود متعلق به فرهنگ خاص ایلات وعشایری است.انواع طرحهای ایلاتی عبارتند از:1-ایلاتی قشقایی 2-ایلاتی لری 3-ایلاتی كردی 4-ایلاتی هیبت لو 5-ایلاتی تفرش بختیاری
طرح درختی:
نقش این طرح بیشتر از درختان سرو،گل وبرگ وحیوانات می باشد،درخت درزندگی ادمی همیشه دارای اهمیت بوده زیرا بااستفاده از درخت می توانستند نیازهای خود راتامین كنند وان را به شكلهای مختلف مورد استفاده قرار دهند درجاهایی كه درخت كم بود وافراد ان مرز وبوم تصویر ان رابر روی صنایع دستی ودستبافتها میافرینند كه بیشترین نقشها در دست بافتهایی چون قالی وگبه به وجود امده دراین میان درخت سرو وبید مجنون مورد استفاده عشایر قرار گرفته است كه سرو مظهر شادی وشادمانی وبید مجنون مظهر حزن واندوه بوده است انواع این نقوش عبارتند از طرح درختی،طرح جانوری ترنج دار،طرح سروی،طرح گلدانی،طرح سراسری ولچك وترنج.
طرح هندسی:
در این نقش كه از اشكا ل هندسی لوزی،مثلث،بیضی ومربع استفاده می شده است كه گاه به صورت ذهنی هم بافته می شده از جمله این طرحها میتوان جوشقانی،طرح بندی قابی،طرح محرمان،طرح ستاره،طرح خاتم شیراز وطرح ختایی را نام برد.
طرح ابرش:
لفظ ابرش عربی است كه به زیورهای رنگارنگ اطلاق می شود كه برای تزئین واراستن روی اسب به كار برده می شد.این رنگها كه به صورت رگه دار وسایه روشن است ودر اصطلاح ابرش گفته می شود والهام گرفته از مزارع جو وگند م است زیرا زمانی كه در مزرع باد می وزد نمای
خوشه های جووگندم به صورت سایه روشن است این طرح بسیارساده وگاه در زمینه،ازطرحهای كوچك وهندسی استفاده می شود ابرش بافی بیشتر در زمینه وگاه در حاشیه مورد استفاده قرارمی گیرد.
طرح چهار فصل:
این طرح كه نقش ان فصلی ازسال را نشان می دهد بدین صورت كه از مناظر گوناگون طبیعت برای نشان دادن فصل مورد نظر در گبه بافته می شود.
ایل قشقایی از دست بافتهای بسیار مشهوری برخوردار می باشد كه مورد تحسین جهانی واقع شده است، قالیچه های ایل قشقایی تركی بافت می باشد.(13-9-4-3)
طرح اردک:
طرح اردک نمایشگر تکراری وقرینه ایست که در هر ردیف شبیه نقش گلدان تکرارشده است و
تمام زمینه را می پوشاند، این نوع نقش صرفا بافت یکی از طوایف کوچک ایل قشقایی به نام
((شورخانی)) است که معمولا تابستانها در اطراف اباده ییلاق می نماید.
طرح دیگری که نوعی گبه قشقایی ولر دارای پود نخ می باشد وحالت محکمتری دارد ونقزش
پرندگان برنگ ابی ونسترن وسنگ وگلها برنگ نارنجی ،قرمز، صورتی وسبز بافته شده اند،
شاهکاری از نوع گبه است.(16)
نقش مایه ها نماد و سمبل چه هستند؟
نقوش گبه هر كدام حكایت از زندگی، اعتقادات، آیین كوچ نشینان می كند. نقش گبه حكایت از حال بافنده است. قصه رمه و شبان است و برف و بوران، آتش و آب، آفتاب و كوچ، عشق و دلدادگی و اسبی كه به سیاه چادر عشق می رود.
چهره گبه نامنظم است و نشان ازدواج و حضیض حالات روحی بافنده دارد.
اكنون به این می پردازیم كه هر كدام از نقش ها چه نماد و نشانه ای داشته اند و سمبل چه جیزی هستند.(13)
نقش درخت:
یكی از نقش های مورد استفاده در گبه نقش درخت است كه ایلات قشقایی از این نقش بسیار استفاده می كنند. شاید علت استفاده از این نقش نبود درخت و یا كم بودن درخت در مناطق خشك و كوهستانی بوده و از طرفی دیگر به حالت روحی بافنده بستگی دارد، چرا كه سرو مظهر شادی وشادمانی،سرسبزی و طراوت است وبید مجنون مظهر ونشانه دلتنگی وحزن واندوه.
نقش كودك وبچه:
نقش بچه وكودك نشان دهنده دوست داشتن خانواده وعشق به زندگی وبارورشدن وباروربودن
است.درزندگی عشایری داشتن بچه وفرزندان ضامن تداوم زندگی خانواده وبقای نسل وادامه
حیات ایل بوده چرا كه انها معتقددند كه تولید نسل باعث بقای بیشتر ایل وافزایش روزی می شود.
نقش چادر:
نقش چادر در گبه نماد وسمبل ارزوی تشكیل خانواده وداشتن خانه وسرپناه است.شاید بتوان گفت
ارزوی داشتن سرپناهی از خود وچادری بزرگتر وشاید داشتن خانه ای ثابت باشد.
نقش گل:
نقش گل درگبه نشان دهنده وسمبل عشق ودوست داشتن همراه با شادی ویا شاید نشانه بهار وندا
دهنده بهشت ورضوان خدا باشد چرا كه بهار فصل رویش ونو شدن است وشروع زندگی دوباره
همراه با رویش گلها است.
نقش سگ:
نقش سگ در گبه نماد و سمبل حسن وفاداری است چرا كه سگ دوست ویار ومدد كار مردمان عشایر است ودام را در مقابل حیوانات درنده محافظت می كند.
نقش شتر:
نقش شتر سمبل ونماد صبر واستقامت است چون شتر حیوانی است كه در بد ترین شرایط اب و هوایی ویا گرمای شدید،با صبر واستقامت تحمل می كند وحتی اگر چند روزی بدون اب وغذا بماند
می تواند زنده بماند ودر نزد قشقایی ها شتر بسیار با اهمیت است زیرا هنگام كوچ از این حیوان
استفاده می شود واز پشم ان هم برای بافت فرش واز شیرش هم تغذیه می كنند.شتر حیوان پرمنفعت در نزد قشقایی ها وعشایر دیگر كوچ رو می باشند.
نقش اسب:
به علت شرایط مساعد و مراتع وسیع، از 4 یا 5 هزار سال پیش در مناطق مختلف ایران اسب پرورش داده می شد. اسبها در نزد عشایر قشقایی دارای اهمیت زیاد و نشانه صلح و دوستی و متانت است. اسب، حیوانی است كه عشایر برای سوار كاری و باربری از آن استفاده می كنند و در بنای تخت جمشید انواع نژادهای گوناگون اسب ایرانی دیده می شود و چون اسب سمبل و پیام دهنده صلح دوستی بود از این رو بیشتر به پادشاهان و بزرگان هدیه داده می شد. و در بعضی از احادیث و روایات نیز اسب جایگاه ویژه ای دارد. بهترین نوع اسب با نام كاسپین كه به عنوان سحر و سمند مطرح بوده اند و به همین دلایل كه ذكر شد عشایر از این طرح در گبه هااستفاده می كردند.
به طور كلی نقش دامها در نزد عشای و قشقایی ها نماد نعمت و بركت است، چرا كه علاوه بر استفاده از شیر و از پشم آنها، برای حمل و نقل از آنها استفاده می شود. و شاید بتوان گفت كه بیشترین نیاز عشایر از دامها برآورده می شود.(13-9-5-3)
رنگ امیزی گبه:
در گبه های قشقایی بر خلاف گبه های سایر نواحی ایران كه خود رنگ است ، بافنده از رنگها و نقش های متفاوتی استفاده می كند. البته گبه هایی با نقش ساده با زمینه ای یك رنگ یا رنگهای محدود نیز بافته میشود.
رنگ امیزی گبه ها زیبا و بی نظیر است . رنگ امیزی اكثر انها به استثنای معدودی از انها تماما طبیعی و گیاهی است. رنگرزی سنتی و بهره گیری از رنگهای گیاهی اعتبار ویژه ای به صنایع دستی عشایر می بخشد همچنین نوعی گبه بافته می شود كه خود رنگ می باشد یعنی بر روی مواداولیه ای كه در تولید این محصول استفاده می شود هیچ نوع عمل رنگرزی انجام نمی شود، پشم ان ااصطلاحا خود رنگ است. یعنی مستقیما از دام چیده شده به عبارت دیگر دستچین است. این نوع گبه در رنگهای طبیعی پشم گوسفند ( سفید، سیاه، خاكستری وبژ) بافته می شود.
به همین سبب در برابر شستشو و نور افتاب مقاومت بیشتری دارد حتی می توان گفت مقاومت رنگ ان از قالی هم بیشتر است زیرا مواد تشكیل دهنده رنگها كاملا طبیعی است.(13)
رنگهای گبه های ایلات فارس دارای شفافیت خاصی است و شباهت زیادی به بافتهای تركمنها دارد.(9)
از رنگهای گیاهی وسنتی فارس ،مهمترین رنگ ، خانواده قرمز است که همه انواع ان ،از صورتی ،گل بهی و سرخابی گرفته تا لاکی و ارغوانی تیره از ریشه روتاس بدست می اید.
(کاربرد قرمزدانه در فارس رواج ندارد وفرشهایی که با قرمز دانه رنگ شده باشد،کاملا استثنایی است.)(16)
هر كدام از رنگهای مورد مصرف در گبه ها نماد و نشانهًَ چیزی بود، مثلا رنگ ابی نشانه پاكی و زلالی اسمان است و رنگ سبز نشانه سر سبزی و خرمی و به نوعی به معنی بركت بوده چرا كه عشایر برای به دست اوردن رسیدن به مراتع و اب مدام در حال كوچ هستند .رنگ زرد نشانه طلا وخاك و وطن است و حسن وطن دوستی نیز در نزد قشقایی ها شدید بوده است. به همین خاطر در گبه های خود به نشانه خاك وطن از رنگ زرد زیاد استفاده می كردند.رنگ مشكی نشانه مرگ ومیر است وزمانی درگبه رنگ مشكی استفاده می شود كه كسی از اطرافیان واقوام عمر خود را ازدست داده باشد. رنگ سفید نشانه تولد و نوشدن،در پیش قشقایی است.
به طور كلی رنگهایی كه در گبه ها به كار می رود به نوعی روحیات مردم عشایر را نشان می دهد.
رنگ قرمز: رنگی گرم و دارای نیروی برون گراست،رنگ توان و فعالیت ورنگ تقویت كننده قلب است. رنگ حق،پیكار و شهادت است و سمبل حیات و مبین هیجان و شورش است.
رنگ زرد: رنگ جوانی،روشنی و نورونشان دانش ومعرفت و شادی افرین است وبیشتر پرتوهای دریافتی را بازتاب می دهد.ژرفا وعمق ندارد.این رنگ برای عشایربسیار اهمیت دارد.
رنگ بنفش: رنگی است كه نمایشگر بی خبری،بی اختیاری وظلم ودشواری است.این رنگ مرموز وبرانگیزاننده احساسات است،در سطح وسیع حالت ترس را نشان می دهد.(13-9-4)
رنگهای مصرفی در گبه :
رنگهای گبه در اوایل ((خودرنگ )) یعنی رنگ طبیعی پشم بود و پشمها به رنگهای طبیعی چون، مشكی،سفید،شیری،قهوه ای،یعنی همان رنگی كه پشمهای حیوانات به طور طبیعی ،ان رنگ بودند مانند پشم شتر،بز،گوسفند و... اما با گذشت زمان وكوچ عشایر از جایی به جایی دیگر و دسترسی به رنگهای گیاهی و شناخت رنگدانه های گیاهان و راهیابی گبه به خانه های شهر نشینان ، گبه از مصرف شخصی عشایر به مصرف شهرنشینان هم در امد و از ان زمان گبه ها با رنگهای متنوع گیاهی و طبیعی رنگ شده و بافته هی شود.(9)
ازانواع رنگدانه ها می توان :
اسپرك: گیاهی خود رو است از ماده رنگی كه در ساقه و برگ ان وجود دارد در رنگرزی استفاده می شود. دو سال عمر میكند و در ماههای اخر بهار و اوایل تابستان این گیاه را درزمین می كارند.
بهترین دندانه برای رنگرزی با اسپرك زاج سفید است. اصلی ترین رنگی كه از اسپر ك بدست می اید رنگ زرد است كه از ان در تركیب با گیاه نیل رنگ سبز حاصل می شود. رنگهای خاكستری و قهوه ای از ان بدست می اید. مردم ایل قشقایی به این گیاه (اسپرك ) كاوشك می گویند
.
جا شیر: گیاهی خود رو است كه در كوهستان های استان فارس می روید و استفاده فراوانی در رنگرزی دارد كه به صورت كپسول سیاه رنگ است از ان رنگهای زرد، زرد مایل به نارنجی ،نارنجی بدست می اید. واز زاج سفید به عنوان دندانه در رنگرزی این گیاه استفاده می شود.
روناس: این گیاه به طور خودرو وجود دارد و بادوام است. رنگی که از گیاه سه ساله روناس
بدست می اید ،رنگ سرخ اجری است.هرچه از عمر این گیاه بگذرد رنگ حاصله از این گیاه تیره تر می باشد.بهترین رنگی که می شود از گیاه روناس گرفت در سن چهار تا پنج سالگی که رنگ حاصله به صورت قرمز روشن وشاداب ومتمایل به سرخ است، مشروط برانکه کلافهای رنگ شده ،دست کم دو شبانه روز در اب چشمه یا قناتی که املاح لازم را داشته باشد بماند. روناس
هفت ساله ،لاکی وارغوانی ابی فام وروناس سه ساله نارنجی تیره وقرمز اجری پدید می اورد.
مانند رنگهای دیگر ،این رنگهای قرمز فام وسرخ مایه بستگی به دندانه ای دارد که برای جذب
شدن رنگ در پشم به کار رفته است.
رنگ دوغی که مورد کاربرد وعلاقه فراون قشقاییهاست، از خیساندن کلافهای رنگ گرفته از روناس در دوغ حاصل می شود . هرچه مدت ماندن پشم در این مایع بیشتر باشد ، رنگ قرمز روناس روشنتر می شود وبیشتر به صورتی می گراید.
زرد چوبه : گیاهی است که دررنگرزی کاربرد دارد ،رنگهای زرد وزرد مایل به سبز ،رنگ سبز ونارنجی از ان بدست می اید. در رنگرزی با زرد چوبه از زاج سفید به عنوان دندانه استفاده می شود.(16)
گندل : گیاهی خودرو است که در مناطق مرکزی ایران ، به ویژه نواحی بختیاری می روید.
رنگهایی که از این گیاه بدست می اید رنگ موشی یا نیلی و رنگ زرد مایل به سبز می باشد.
از این گیاه بادندانه زاج سفید رنگ زرد روشن و بادندانه سولفات اهن رنگ زرد تیره بدست می اید . گندل دارای مواد مازوجی است.(9)
رنگ طلایی غنی وپرجلای برخی از دستبافته های قدیم فارس مایه های متفاوت دارد.مایه رنگ طلایی منطقه بوانات گیاه کوهی ((جاشیر)) است و در دهکده ابوالوردی پوست انار.
پاره ای از بافندگان ایلیاتی فارس ،بیشتر وبهتر از همه ، قشقایی ها و پس از انها عربهای طایفه غنی ،طلایی پرمایه بسیار فاخری به کارمی برند که از گیاه گندل به دست می اید که از خانواده اسپرک است . برای رسیدن به این رنگ زرفام ناب ،ابتدا خامه پشم را با زرد چوبه وزاج سفید
(به عنوان دندانه) می جوشانند وسپس برگهای گندل و گیاه دیگری به نام خوشک را در همان ظرف و همان مایع لا به لای کلافهای پشم می چینند و چندین ساعت می جوشانند. پس از رنگرزی ،کلافها را سه روز افتاب می دهند، و بعد در اب چشمه یا فنات می گذارند .در ابتدا کلاف کمرنگ است ،بتدریج پرمایه می شود وهرچه بیشتر در اب بماند ،رنگ طلایی غنی تر و درخشانتر می گردد.
ترکیب زرد چوبه وگندل وخوشک اگر با روناس جوشانیده شود ،رنگهای طلایی متمایل به خرمایی پدیدار می شود که در قالی بافی نی ریز منزلت خاص دارد.(16)
نیل : ماده ایست از درخت کوچکی به نام نیل که دارای عمر دو ساله است به دست می اید.
ماده اصلی نیل ایندیگرتین نام دارد .ابی رنگ است و در اب حل نمی شود .نیل سبک وزن و
شفاف وشکننده است.از مهمترین رنگهایی که از نیل به دست می اید می توان رنگهای ابی با
انالیز های متفاوت را نام برد.
پس از قرمزورنگ زرد ،رنگ ابی وسرمه ای بیش از هر رنگ دیگر مورد استفاده عشایر وروستاییان
فارس است .ریشه همه رنگهای ابی ،از اسمانی تا فیروزه ای تا لاجوردی وسرمه ای ،نیل است.
از میان همه ایلات وعشایر فارس تنها قشقاییها ومنحصرا کشکولیها هستند که سبز را برای رنگ امیزی زمینه فرش به کار می برند .به همین سبب فرشهایی که رنگ زمینه انها سبز خالص باشد بسیار کمیاب است .
از رنگهای بسیار نادر که در دستبافته های فارس استفاده می شده که شاید تا کنون تعدادی به دست فراموشی سپرده شده است ، رنگهای قهوه ای تیره که راز ان را کسی نمی داند. این قهوه ای محتملا مایه اصلی ان پوست گردو ویا بلوط بوده وبیشتر در حاشیه قالیچه ها بکار می رفته است. همچنین رنگ بادمجانی ،که قهوه ای سیر بنفش فام بوده و وجود ان حتی در فرشهای کهن
فارس از نوادر است . (16)
رنگهای گیاهی كه برای رنگرزی پشم استفاده می كنند عبارتند از:
(بزغنج ، بقم، برگ چنار، برگ مو، پوست گردو، پوست انار، انار وحشی، پوست پیاز، توت برگ توت،جفت یا پوست بلوط ، خوشك ،زعفران ، سرخس عقابی ،سماق ،گل( کافشه)،مازو ،
هلیله).
بیشتر این گیاهان در منطقه فارس می رویند و در دسترس عشایر ایل قشقایی هستند و گاه از اسپرك و نیل هم برای رنگرزی خامه ها استفاده می شود. از اسپرك به علت كم بودن و در دسترس نبودن كمتر استفاده می شود و نیل هم به علت گران بودن از نوعی نیل شیمیایی به نام ایند یگو برای رنگرزی خامه ها استفاده می شود.
رنگ قرمز یكی از پر استفاده ترین رنگ در نزد عشایر ایل قشقایی است این رنگ به وفور در گبه ها و دیگر دستبافته های انها به كار می رود. رنگ قرمز یا لاكی كه در بین عشایر ایل قشقایی به گل كز شهرت دارد. بیشتر از گیاه روناس بدست می اید. دومین رنگی كه استفاده زیادی در دستبافته های ایل قشقایی دارد رنگ زرد است كه از گیاه اسپرك و جا شیر بدست می اید و رنگ دیگری كه در دستبافته های قشقایی زیاد دیده می شود انواع رنگ ابی است كه از نیل شیمیایی حاصل می شود . اناع رنگهای ابی با مو تیو و انالیز كم رنگ و پر رنگ حاصل از رنگرزی با ایند یكو است و رنگ زرد و نارنجی و قهوه ای از گیاه جا شیر حاصل می شود و برای بدست اوردن رنگ سبز روشن از گیاه سماق استفاده می كنند . و رنگهای قهوه ای تیره روشن و رنگهای كرم و نخودی و حتی سیاه را از پوست انار و گردو به دست می اورند.(13-9-4)
دندانه:
دندانه موادی است كه برای تثبیت ورنگ پذیری بیشتر الیاف مورد استفاده قرار می گیرد.به طور كلی دندانه ها به دو دسته تقسیم می شوند.
1-دندانه های گیاهی(نباتی)
2-دندانه های معد نی
دندانه كردن خامه:
به طور كلی دندانه دادن به سه روش در رنگرزی انجام می شود:
1-دندانه كردن قبل ازرنگرزی
2-دندانه كردن همراه رنگرزی
3-دندانه كردن بعد از رنگرزی
در بین سه روش بالا ،بهترین روش دندانه كردن قبل از رنگرزی می باشد.یعنی بهتر است روش
دندانه كردن قبل از رنگرزی بامواد طبیعی چون دندانه های گیاهی،جانوری وفلزی انجام شود.
مواد اولیه مصرفی گبه :
برای بافت گبه مواد اولیه ای به كار می برند. پشم گوسفند- انواع رنگدانه های گیاهی و طبیعی – دندانه ها است.
برای تار گبه از نخ پنبه ای یا نخ پنبه ای مخلوط با موی بز استفاده می شود و برای پود ان از پشم گوسفند استفاده می شود . مرغوبترین پشم جهت بافت انواع قالی و گبه ، پشم فارس می باشد.(13)
تار و پودهای گبه های قشقایی تماما از پشم می باشد و پشم های مورد استفاده گبه ها در فارس تهیه می شوند. پشم فارس یكی از مرغوب ترین پشم ها جهت بافته قالی و گبه است. گبه های مرغوب از جنس پشم بهاره می باشند و توسط دست ریسیده می شوند و به روش گیاهی و طبیعی رنگ می شوند كه دارای ثبات و دوام بیشتری است نسبت به رنگهای شیمیایی.
تقسیم بندی پشم از لحاظ ظرافت و كیفیت و نوع رنگ ذكر می كنیم(9)
1) پشم سفید درجه
99
کامنت بنویسید...


