عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
4 خرداد 1391 | |
|
2
|
4 خرداد 1391 | |
|
3
|
5 اردیبهشت 1391 | |
|
4
|
22 فروردین 1391 | |
|
5
|
21 فروردین 1391 | |
|
6
|
16 فروردین 1391 | |
|
7
|
15 فروردین 1391 | |
|
8
|
15 فروردین 1391 | |
|
9
|
12 فروردین 1391 | |
|
10
|
10 فروردین 1391 |
آذربایجان
تا سال 1813 میلادی آذربایجان بصورت کشوری واحد بر ممالک محروسه
قاجار حاکم بود. در کشوری که سیستم فدرال سنتی – حاکمیت خانات - بر آن حکم میراند
مملکتی ولیعهد نشین بود. پس از امضای قراردادهای گلستان و تورکمانچای آذربایجان به
دو قسمت تقسیم گردید. 280 هزار کیلومتر مربع از اراضی اش همچنان در ترکیب دولت
قاجار ماند و 130 هزار کیلومتر مربع از اراضی اش به روسیه تزاری الحاق گردید. روسیه
تزاری پس از اشغال نیمی از آذربایجان شروع به کوچاندن ارامنه و دیگر ملت های به
اراضی آذربایجان نمود. پس از برقراری نظام کمونیستی و اشغال دوباره جمهوری
دموکراتیک آذربایجان بخشی از کشور آذربایجان شمالی به روسیه – دربند، داغستان- بخشی
به گرجستان- بورچالی- بخشی به ارمنستان- گؤیچه، مهری،زنگه زور- بخشی نیز- قاراباغ-
پس از سال 1990 به ارمنستان الحاق گردید. جمهوری آذربایجان کشوری مستق است و مساحت
اراضی اش 86 هزار کیلومتر مربع میباشد. 20 در صد اراشی اش توسط ارامنه اشغال
شده است.
آذربایجان جنوبی:
پس از سال 1925 و لغو کشور ممالک محروسه قاجار و تشکیل دولت ایران توسط رضاخان پهلوی آذربایجان به زور سرنیزه به کشور شاهنشاهی ایران الحاق گردید- نام دولت ایران برای اولین بار در سال 1936 توسط به اصطلاح مجلس ملی رضاخان تصویب شد- آذربایجان جنوبی 280- 300 هزار کیلومتر مربع مساحت دارد. پس ا ز تشکیل رژیم سئونیستی رضاخان در ایران و تدوین قانون اساسی جدید و تصویب آن در مجلس فرمایشی ، ملت آذربایجان از کمترین حقوق انسانی و ملی اش محروم گردید. پس از الحاق آذربایجان جنوبی، رژیم به تقسیم اراضی آذربایجان وپیش کشی آن به ایالات دیگر پرداخت. آذربایجان جنوبی تدریجا به استان های آذربایجان غربی، شرقی، زنجان، همدان، تقسیم گردید . قزوین و ساوه از آذربایجان جدا گردید. نامهای تورکی شهرها و روستاها حتی اسامی کوه ها و رودخانه ها به فارسی تغییر یافت و سخن گفتن به زبان تورکی در مدارس و شهرها ممنوع گردید. تحقیر و استثمار ملت آذربایجان شروع گردید. سیاست آسیمیلاسیون رژیم شاهنشاهی موجب شد که مردم آذربایجان پس از انقلاب های مشروطه و خیابانی به قیامهای ملی در سال 1945 و 1979 بپردازند. در هر دو مورد آذربایجان موفق به تشکیل حکومت ملی گردید ولی حکومت های فوق با کمک نیروهای خارجی توسط رژیم سرنگون گردید. رژیم شاه پس از مغلوبیت حکومت ملی آذربایجان در سال 1946 به نسل کشی آذربایجانیها پرداخت. در عرض چند روز بیش از 50 هزار نفر اعدام گردید و بیش از 200 هزار نفر از آزادیخواهان به مناطق کویری مرکز ایران تبعید گردیدند و یا زندانی شدند. 30 هزار نفر از آزادیخواها ن مجبور به مهاجرت شدند. در سال 1979 نیز آذربایجان به قیام علیه رژیم دست زد و تحت رهبری حزب خلق مسلمان آذربایجان موفق به تشکیل حکومت تقریبا خود مختار گردید ولی این بار نیز نظامیان جمهوری اسلامی توانستند به زور اسلحه حق تعین سرنوشت آذربایجان را پایمال نمایند. سیاست رژیم پهلوی پس از انقلاب به ظاهر اسلامی نیز ادامه یافت و آذربایجان باز هم تقسیم گردید. استان اردبیل تشکیل گردید و لی تابعیت شهر آستارا از اردبیل سلب شد. تحصیل به زبان مادری همچنان به عنوان گناهی نابخشودنی باقی ماند. سیاست آسیمیلاسیون با شدت تمام دوام یافت . شمار جمعیت آذربایجان جنوبی توسط سازمان آمار رژیم تهران تحریف میگردد . رژیم، جمعیت ملل غیر فارس را محدودتر و کمتر از رقم واقعی نشان میدهد . ولی حقایق تاریخی ثابت میکند که، در حال حاضر بیش از نیمی از اهالی ایران را تورکها تشکیل میدهند. آذربایجانیها 30-32 میلیون نفر میباشند. 8-10 میلیون نفر از اهالی آذربایجان به علت مشکلات اقتصادی و اجتماعی به شهرهای فارس نشین مهاجرت کرده اند. بیشترین جمعیت آذربایجانی در تهران سکنی گزیده است و تقریبا نیمی از جمعیت تهران را تورکهای آذربایجان تشکیل میدهند.
آذربایجان جنوبی عبارت است از: استان همدان، استان زنجان،استان آذربایجان شرقی، استان آذربایجان غربی، استان اردبیل، استان قزوین، ساوه، آستارا و کرج. نقشه نشان داده شده است


