عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
30 اردیبهشت 1391 | |
|
2
|
30 اردیبهشت 1391 | |
|
3
|
12 اردیبهشت 1391 | |
|
4
|
12 اردیبهشت 1391 | |
|
5
|
29 آذر 1390 | |
|
6
|
29 آذر 1390 | |
|
7
|
29 آذر 1390 | |
|
8
|
5 آذر 1390 | |
|
9
|
14 فروردین 1390 | |
|
10
|
14 فروردین 1390 |
اثر تاچر

پیتر تامپسون استاد دانشگاه یورک، در سال ۱۹۸۰ عکس مارگارت تاچر-نخست وزیر وقت انگلیس- را دستکاری کرد و این پدیده را در آن اعمال کرد. این عکس به قدری مشهور شد که به دستکاریهای اینچنینی عکسها، اصطلاح پدیده یا اثر تاچر اطلاق شد!
درست کردن این عکسها، کار چندان مشکلی نیست. کافی است که عکس خودتان یا کس دیگر را تغییر جهت بدهید ولی قسمت لب و چشمها را تغییر جهت ندهید.
توضیحات مختلفی برای این پدیده وجود دارد ولی بهترین توجیه به شرح زیر است:
مغز ما به وسیله دو فرایند جداگانه اشیا را از هم تمیز میدهد. در فرایند اول، ما به اشیا به عنوان یک کل نگاه می کنیم و شیء مورد نظر را که می تواند چهره یک نفر باشد با نقشه ذهنی که از اشیا و چهره های دیگر داریم مقایسه می کنیم.
اما در فرایند دوم، مغز ما برای افتراق اشیایی مختلف از هم به جزئیات تمرکز می کند و مثلا روی بینی، لب یا چشمها تمرکز می کند.
از آنجا که ما بندرت، عکسهای بالا پایین شده از چهره را میبینیم، مدلها و نقشه هایی از این طور عکسها را نداریم، در نتیجه فرایند اول به درستی عمل نمی کند و فرایند دوم تشخیص چهره، از آنجا که روی جزئیات تمرکز دارد، چیز غیرطبیعی در عکس تشخیص نمی دهد و نمی تواند کشف کند که چشمها و لبها برعکس شده اند.
حقیقت این است که ما با دستگاههای اپتیک و رایانه ای ثبت و پردازش عکس تفاوت زیادی دارد. گاهی با شگقتی هنگامی که متوجه توهمات و خطاهای بینایی خودمان می شویم، تازه پی به این مطلب می بریم. اما این خطاها، جدا از جالب بودن به دانشمندان عصب شناس در فهم مکانیسمهای پیچیده مغزمان کمک می کنند.


