عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
11 اردیبهشت 1391 | |
|
2
|
11 اردیبهشت 1391 | |
|
3
|
11 اردیبهشت 1391 | |
|
4
|
23 فروردین 1391 | |
|
5
|
9 فروردین 1391 | |
|
6
|
9 فروردین 1391 | |
|
7
|
28 بهمن 1390 | |
|
8
|
28 بهمن 1390 | |
|
9
|
28 بهمن 1390 | |
|
10
|
28 بهمن 1390 |
20 سوال از موسوی در مورد چرایی القاء تقلب در انتخابات!
جناب موسوی! چرا جنابعالی با وجود درخواستهای متعدد مراجع قانونی برای ارائه مدارک تقلب در انتخابات هیچ مدرکی نتوانستید ارائه دهید؟

روزهای تلخ پس از انتخابات...
الف) ادعای تقلب
شبهه تقلب بزرگ
جناب آقای موسوی! جناب عالی در نامه خویش به شورای نگهبان (به تاریخ 30/3/88) که علیالقاعده باید محکمترین استدلالها و مستندات خویش برای وقوع «تقلب گسترده» و «دستکاری در آراء» را در آن ارایه کرده باشید، در نخستین بند به تجلیل و دفاع از آقایان هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری پرداخته و با تاکید بر محتوای مناظرههای انتخاباتی مینویسید: «در ایام تبلیغات و خصوصا در مناظره آقای احمدی نژاد، اتهامات بزرگی علیه بعضی از شخصیتهای حقیقی از جمله آیتالله هاشمی رفسنجانی و نیز آقای ناطق نوری ... در رسانه ملی مطرح شد که... این اتهامات، خوراک اصلی تبلیغات انتخاباتی آقای احمدی نژاد علیه سایر نامزدها، خصوصا اینجانب قرار گرفت.»
196. آیا منظور شما این است که سخنان آقای احمدی نژاد در مناظرهها علیه برخی شخصیتها و آقازادهها، به تحریک و «اغفال» گسترده مردم منجر شده و آراء را جابهجا کرد؟ آیا در این صورت جناب عالی میپذیرید که رقیبتان رای بسیار بالایی آورده و اصولا در فرآیند انتخابات تقلبی رخ نداده است؟
197. اگر واقعا چنین اعتقادی داشتید، چرا پس از مناظره با آقای احمدی نژاد، ضمن طرح این مطالب، از دور رقابتها خارج نشدید؟ و چرا در مناظرههای بعدی نیز شرکت جستید و چرا شامگاه 21 خرداد خود را قاطعانه پیروز انتخابات خواندید؟
198. اینکه بند اول نامه شما به تجلیل آشکار از آقایان رفسنجانی و ناطق نوری اختصاص دارد بدین معنا نیست که ناخواسته ریشه اصلی درگیریهای بعد از انتخابات را بازگو کردهاید که همان «جوشش آتشفشانی» و «دود آتش» و «بنزینی» بود که قبلا آقای هاشمی در نامه به مقام معظم رهبری هشدار آن را داده بود؟
به راستی چه رابطهای میان نامه آقای هاشمی به رهبر و این نامه جنابعالی وجود دارد؟ آیا شما در این نامه اذعان میکنید که اعتراض اصلیتان به نام بردن از آقایان هاشمی و ناطق نوری و فرزندان آنها توسط آقای احمدی نژاد، در مناظرههای انتخاباتی است؟ اگر چنین نیست چه لزومی دارد که این موضوع را در پیشانی نامه خود قرار دادید؟
199. اگر فرضا بپذیریم که آقای احمدی نژاد در نام بردن از افراد فوق و انتساب سوء استفاده مالی به فرزندانشان مرتکب تخلف در تبلیغات انتخاباتی شده باشد، آیا این تخلف به معنای «تقلب» در نتایج است؟ میدانید که به فرض ثبوت این تخلف، هیچ خللی بر نتیجه انتخابات وارد نیست و آقایان هاشمی و ناطق و فرزندانشان باید موضوع را از طریق قضایی، پیگیری و درخواست اعاده حیثیت کنند.
***
جناب آقای موسوی! جناب عالی در نامه خویش به شورای نگهبان که در خلال آن دلایل و مستندات خویش برای اثبات «تقلب گسترده» و «دستکاری در آراء» را ارایه نمودهاید، در بند دوم چنین مینویسید: «ایشان [احمدینژاد] در مناظرههای انتخاباتی اقدام به بیان مطالب خلاف امنیت ملی نموده که نتیجه آن زیر سوال بردن بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) بود.» در مورد این بخش از مطالب شما سوالاتی چند به ذهن متبادر میشود:
200. آیا جنابعالی به عنوان یک نامزد انتخاباتی مسئولیتی در قبال تشخیص و صیانت از امنیت ملی دارید؟
201. آیا به طور طبیعی این مسئولیت بر دوش رئیس جمهور نیست که ضمنا ریاست شورای عالی امنیت ملی را نیز برعهده دارد؟ آیا آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور صاحب تشخیص در مورد مصالح و امنیت ملی نیست؟
202. آیا این روش شما به نوعی، گره زدن میان منافع شخصی خودتان با «مصالح و امنیت ملی» نیست؟
203. اگر بر فرض، اقای احمدی نژاد در مناظرهها مطالبی را برخلاف مصالح و امنیت ملی بیان کرده باشد و حتی فرضا بپذیریم که امام راحل (ره) را نیز تضعیف کرده باشد، آیا این دلیل بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات و هنگام اخذ رای است؟
204. وانگهی اگر این قدر حرمتها و مرزها توسط آقای احمدینژاد شکسته شد چرا جناب عالی حاضر شدید در چنین انتخاباتی شرکت کنید و حتی خود را پیش از موعد، پیروز آن نیز اعلام کنید؟
205. آیا اعتراض جنابعالی این مطلب را به ذهن متبادر نمیکند که شما اعتقاد دارید که چون حرمتها شکسته شد، آرا، اقای احمدی نژاد به پیش از 24 میلیون رسید؟
206. این مدعا چه دخلی به بنیانگذار جمهوری اسلامی دارد که جناب عالی مدعی شدهاید آن بزرگوار زیر سوال رفتهاند؟ ایا شما _ دوستانتان_ در صدد هستید به هر نحو ممکن، تمامی اقدامات خویش در دوران نخستوزیری را به طور فلهای مورد تایید امام خمینی (ره) قلمداد نمایید؟
207. آیا معرفی جنابعالی در ایام تبلیغات و پس از آن به عنوان «نخستوزیر امام (ره» و طرح شعارهایی نظیر: «رای ما یک کلام نخستوزیر امام» این مطلب را به ذهن متبادر نمیکند که با انتساب شما به امام و با استفاده از عناوینی نظیر: «تضعیف امام» و «زیر سوال بردن بنیانگذار انقلاب اسلامی» راه را برای هرگونه نقد دوران صدارتتان میبندید؟ آیا این در شان چهرهای همچون شماست که برای دفاع از عملکرد خویش در دهه شصت به چنین مطالبی متمسّک شوید؟
208. همچنین اگر این استدلال شما را بپذیریم، آیا این روش بحث در شرایط کنونی توسط آقای احمدی نژاد نیز قابل اقتباس نیست؟ یعنی آیا ایشان نمیتواند بگوید که انتقادهای شدید جناب عالی و دو کاندیدای دیگر از عملکرد ایشان در این انتخابات، مصداق «زیر سوال بردن ولی فقیه کنونی» است؟
***
جناب آقای موسوی! شما 40676 ناظر در حوزههای اخذ رای در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری داشتید که غالبا نه تنها در حین رایگیری و شمارش آراء هیچ اعتراضی نکردند بلکه با حضور در هنگام تنظیم صورتجلسه و مصاحبههای مختلف، فرآیند اخذ رای را تایید نیز کردند.
209. با این حال چطور اتهام تقلب توسط شما مطرح شد؟
210. مگر نباید این اتهام پس از دریافت گزارشهای فراوان از سوی هزاران ناظر شما تایید میشد. چطور جنابعالی بدون مراجعه به آنها و اخذ گزارشهای ایشان، چنین اتهام سنگینی را مطرح نمودید؟
جناب آقای موسوی! شما در بند سوم نامه به شورای نگهبان در اثبات مدعای خویشمبنی بر وقوع تقلب بزرگ و جابجایی گسترده آرا، به عدم صدور کارت برای تعدادی از ناظران خود و آقای کروبی استناد جسته و نوشتهاید: «کارشکنیهای عدیده مسئولان وزارت کشور و بسیاری از فرمانداریها، از جمله فرمانداری تهران در ارایه کارتهای نمایندگان... منجر به عدم امکان حضور تعداد قابل توجهی از نمایندگان ... گردید و نمایندگان نامزدها هیچگونه نظارتی بر انتخابات نداشتند.»
در زمینه این مدعای جنابعالی سوالات زیر به چشم میخورد:
211. میدانیم که وزارت کشور برای 40676 نفر از نمایندگانتان کارت حضور در شعب اخذ رای صادر کرد که با احتساب کل صندوقها (45713 صندوق) شما تقریبا در 90 صندوقها نماینده داشتهاید.
212. آیا این امر میتواند موید ادعای جناب عالی مبنی بر کارشکنیهای عدیده مسئولان وزارت کشور ... در صدور کارت برای نمایندگان شما باشد یا بیانگر همکاری آن وزارتخانه با ستاد شما محسوب میشود؟
213. همچنین آیا با حضور حدود 90% از نمایندگان جناب عالی در سر صندوقهای اخذ رای آیا این بیان شما که «نمایندگان نامزدها هیچگونه نظارتی بر انتخابات نداشتند»، بیانصافی نیست؟
214. جناب عالی در 40676 صندوق (یعنی حدود 90% صندوقها) نماینده داشتید و به هر دلیل_ که فعلا وارد آن نمیشویم _ در 5037 صندوق (یعنی حدود 10% صندوقها)، نماینده نداشتید. از نظر علم ریاضی و آمار و احتمالات، آیا میتوان عدم حضور نمایندگان شما در 10% از صندوقها را به قول خودتان «عدم حضور تعداد قابل توجهی از نمایندگان دانست» و چنین نتیجه گرفت که به قول خودتان «هیچگونه نظارتی بر انتخبات نداشتهاید؟
215. آیا با وجود حضور نمایندگان شما در 90 صندوقها میتوانید مدعی شوید که امکان تقلب بزرگ و جابهجایی آراء وجود دارد؟
216. شما که با قاطعیت تمام از «تقلب گسترده» سخن گفتهاید، چرا در اثبات تخلفات احتمالی هیچ استنادی به دهها هزار ناظرتان نجستهاید و همواره کلیگویی کردهاید؟
به جمع O.S.W بپیوندید


