عنوان مقاله
- 1
- 2
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
9 مرداد 1386 | |
|
2
|
9 مرداد 1386 | |
|
3
|
17 تیر 1386 | |
|
4
|
9 خرداد 1386 | |
|
5
|
2 خرداد 1386 | |
|
6
|
1 خرداد 1386 | |
|
7
|
5 اردیبهشت 1386 | |
|
8
|
3 اردیبهشت 1386 | |
|
9
|
21 فروردین 1386 | |
|
10
|
21 اسفند 1385 |
رییس موسسهی گفتوگوی ادیان تصریح كرد كه اگر ادیان گفتوگو نكنند، قطعاً یكی از ظرفیتهای غیر قابل پرهیز و اجتناب از آن، جنگ است.
ظرفیت بشریت به سمت گفتوگو میرود
حجتالاسلام سیدمحمدعلی ابطحی در گفتوگو با خبرنگار سرویس ادیان و تمدنهای خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، دربیان ضرورت امروزین توجه به بحث گفتوگوی ادیان و تمدنها اظهارداشت:« تمدنها در سابقهی خود كه فرهنگ بشری را در طول تاریخ ساختهاند، در هر فرهنگی چه كوچك و چه بزرگ، از ابتدای شروع تاریخ تاكنون كه فرهنگها به تمدن تبدیل شدند، عناصر مختلفی را شامل میشوند. در این میان فصل مشترك همه تمدنها در ساختن فرهنگ بشری، دین است و در این راستا سختترین عنصری كه در میان عناصر فرهنگساز حاضر به گفتوگو شده است، همیشه دین بوده است، به همین دلیل زمانی كه بتوانیم ادیان را وادار كنیم تا با هم گفتوگو كنند، طبیعتا همهی عناصر فرهنگها و تمدنها قادر به گفتوگو خواهند شد؛ زیرا سختترین عنصر حاضر به گفتوگو شده است.»
وی با بیان این كه امروز ضرورت گفتوگوی تمدنها و ادیان، وضعیت زندگی بشری است، خاطرنشان كرد:« در وضعیت موجود بشر، یكی از بحثهای مغفول، بحث ارتباط گفتوگوی ادیان با مسالهی انقلاب ارتباطات و نزدیك شدن دنیاهای مردم مختلف به همدیگر است، هر چه مرزهای دنیا از هم فاصلههای كمتری داشته باشند و نزدیكتر به هم شوند، جایگاه ادیان مستقل كه عملا در حال درگیری با هم بودند، تغییر میكند و برای آنها مسائل جدیدی طرح میشود؛ زیرا در این شرایط جدید هر دینی نیازمند پاسخگویی میشود؛ یعنی از آن سوال میشود.»
رییس موسسه گفتوگوی ادیان اضافه كرد:« در تاریخ اگر یك نفر پیش قبیله چند هزار نفری در آفریقا میرفت، همه آنها را مسلمان میكرد و بار دیگر فرد دیگری همه را مسیحی میكرد، آن دوران، دوران تبشیر و تبلیغ بود، یعنی دعوت به تغییر دین. اما از زمانی كه مرزهای جهانی برداشته شد، درهیچ یك از ادیان حوزه دعوت به دین و تبلیغ دین حوزه جدی و قابل قبولی نبود و همه تبدیل به حوزههای گفتوگویی شدهاند؛ زیرا ظرفیت بشریت به سمت گفتوگو میرود و گفتوگو به سمت دین میرود و اگر ادیان گفتوگو نكنند، قطعا یكی از ظرفیتهای غیر قابل پرهیز و اجتناب از آن جنگ است.»
تعصب به درگیری ادیان منتهی میشود
وی همچنین با تاكید بر این كه مساله جلوگیری از جنگ میان ادیان بسیار اهمیت دارد،اظهارداشت:« وقتی تعصب ایجاد میشود طبیعی است كه ادیان با هم درگیر میشوند و این درگیری در طول تاریخ بشریت آسیبهای زیادی به وجود آورده است. این آسیبها در اوج خود هم زمان با دوران برداشتهشدن مرزها نمایان شدند و در آن زمان شاهد نزدیكشدن آدمها به یكدیگر بودیم كه طبیعتا دین هم باید جزئی از این مرحله فرض شود؛ به همین دلیل، حتی از جهت تاریخی هم از سالهای 67 و 68 اولین بار مسیحیت گفتوگوی با اسلام را پذیرفت و فضایی ایجاد شد كه در آن نمیتوانستیم كاری جز پذیرش ادیان داشته باشیم.»
رییس موسسسه گفتوگوی ادیان با یادآوری این كه در یك پروسه بسیار مهم، بحث گفتوگوی واتیكان دو مطرح شد، تصریح كرد:« دراین بحث نو كه زاییده شرایط جهانی بود پاپ از سراسر جهان پدرهای روحانی را فراخواند و یكسال در واتیكان مستقر شدند و با استناد به آیهای از انجیل كه "هر جا به نام من جمع شوند،عیسی و روحالقدس هم بین آنها هست" شروع به حل مشكلات مسیحیت در جهان كردند، هر كس مسوول یك كمیسیون شد. جهان یكسال بدون رهبر مذهبی بود و سرانجام مصوبهی واتیكان ارائه شد. در این جلسات تصمیمی جدید گرفته شد تا از این به بعد هر وقت به مشكلی ناشی از تحولات جهان برمیخوردند به نتایج این بحثها كه به شكل كتابی در آمده بود رجوع میكردند. این متن دراصل ملحق به كتاب مقدس شده است و در آن جا یكی از مباحث اصلی كه به آن رسمیت داده شد، بحث گفتوگوی ادیان و منحصرا گفتوگوی با اسلام بوده است.»
اسلام هیچ مشكل و محذوری برای گفتوگو با ادیان دیگر ندارد
وی در ادامه با یادآوری این كه ما به عنوان مسلمان هیچ مشكل و محذوری برای گفتوگوی با ادیان دیگر نداریم، خاطرنشان كرد:« اسلام آخرین دین است، ما از لحاظ تاریخی ادیان دیگر را به رسمیت میشناسیم، پس طبیعتا گفتوگو با آنها مجاز و ممكن است. برای ما گفتوگو كار دشواری نبود، اما برای مسیحیان كار بسیار سخت و دشواری است، زیرا باید با دینی مذاكره كنند كه بعد از آنها آمده است و بنابراین به اعتقاد آنها این دین وجود و حقانیت ندارد و برای یهودیها این مساله دشوارتر است؛ زیرا باید با دو دین پس از خود گفتگو كنند. »
ابطحی همچنین اضافه كرد:« برای گفتگوی میان ادیان اصلا لازم نیست كه دین های دیگر را به طور كامل قبول داشته باشیم، اگر آن را كامل باور داشتیم باید آن دین را میپذیرفتیم، برای گفت وگوی میان ادیان تنها ما مدعی هستیم كه ادیان از طرف خدای واحدی آمدهاند و آن خدای واحد نمیتواند جوهر این ادیان را متفاوت ارائه كرده باشد. جوهرهی این ادیان طبیعتا چون از یك خدای واحد آمده اند، یكی است و گاه در تاریخ، در شریعت و در دستورهای فقهی ممكن است متفاوت جلوه كنند؛ در حالی كه ما امروز نیاز به همكاری داریم، بدون اینكه هیچ نیازی به بازگشتن از جوهرهی ادیان وجود داشته باشد.»
رییس موسسه گفتوگوی ادیان در ادامه با تاكید بر این كه دوران تبشیر و تبلیغ و دعوت به تغییر مذهب گذشته است،با بیان این كه در میان همهی ادیان عمدتا مباحث مختلفی چون اخلاقیات، اعتقاد به جاودانگی، اعتقاد به سعادت بشریت و اعتقاد به معاد اصول مشتركی را تشكیل میدهند كه با تكیه بر آنها میتوان با یكدیگر به گفتوگو نشست، تصریح كرد:« بحث اصلی اشتركات بین ادیان یعنی جوهره آنها شامل بحث مناسك نمیشود. آن خدای بزرگی كه جوهرهی ادیان را مشترك نهاده است، بسیار بزرگ است و محدودیت پیدا نمیكند، بلكه در درون مذاهب مختلف محدود میشود، در حالی كه سخن از خدای بزرگی است كه جوهرهی دین رامتناسب با بشریت آفریده است.»
اعتقاد به خداوند عنصر مشترك همهی ادیان است
وی تاكید كرد:«من معتقدم دین عبارت است از باخدایی. باخدایی، اعتقاد و ایمان میتواند محور این گفتوگو باشد. به نظر من به صورت اعم اعتقاد به خداوند عنصر مشترك همهی ادیان است؛ زیرا دین بدون خدا معنی ندارد. روند جهان كه به گفتوگوی ادیان منجر میشود، نیاز بشریت به همكاری دینی را میطلبد و این امر به دلیل نزدیكشدن آدمها به یكدیگراست. بحث ما گفتوگوی ادیان است و اولویت اول است، زیرا به اعتقاد من نقش دین روز به روز پررنگتر میشود.»
ابطحی همچنین با تصریح این كه هر چه قدرت دین بیشتر شود، انگیزه بیشتری ایجاد میكند كه نشاندهندهی قدرت دین است، افزود:« هیچ عنصری را نمیشناسیم كه در جوامع قدرتمندتر از دین باشد و چنین فضایی را بتواند به وجود آورد. قدرتهای سیاسی معمولا سعی دارند از ادیان استفاده كنند، یا حتی به گونهای از یك نوع ایدئولوژی به جای دین بهره بگیرند تا خود را توجیه كنند. با این وجود الان بدترین اتفاقاتی كه در دنیا میافتد، مربوط به كلیساها، كنیسهها و مراكز مذهبی افراطیست كه معتقدند صرفا آنها بر حقند. بر همین اساس زمانی كه معتقدیم تنها ما بر حق هستیم، آیا این حق را به دیگران هم میدهیم كه بر حق باشند یا نه؟ از سوی دیگر جامعهای هم پیدا میشود كه فكر میكند هر چه هست علیه اوست، مثل آمریكا و از سوی دیگر رهبری مثل بوش پیدا میشود كه مذهبیترین رهبر آمریكاست و كلیسای آن تندروترین كلیسای مسیحی است؛ یعنی یك نوع توازن بین اعتقادات بنلادن و كلیسای آمریكا ایجاد میشود؛ زیرا عملا دو گروه افراطی به هم برخورد میكنند؛ یعنی مسابقهی خطرناكی را شروع میكنند كه من معتقدم این مسابقه به صورت یكجانبه قابل توقف نیست.»
وی اضافه كرد:« همیشه من این را تكرار كردم كه غرب فقط حق ندارد بگوید شما اقدامی نكنید، بلكه این یك مسابقه است. غرب نمیتواند اسلامترسی را در كل دنیا رواج دهد و اعلام كند كه كسی حق ندارد غربترسی را ترویج كند. این مسابقهای است كه در سراسر جهان امروز، رایج است. آمریكاییها برترین قدرت تاریخی از همه لحاظ سیاسی، نظامی و ... بودهاند، اما از زمانی كه مبارزه با تروریسم را در خاورمیانه شروع كردند تا امروز اندیشهی طرفداری از تروریسم خیلی بیشتر شده است؛ زیرا غرب میخواست یك طرفه با قدرت خود این موضوع را حل كند اما نتوانست.»
محدودترین درگیری دنیا درگیری اسلام و غرب است
رییس موسسه گفتوگوی ادیان همچنین تصریح كرد:« محدودترین درگیری دنیا درگیری اسلام و غرب است، افراطیگری در میان اسلام و غرب زیاد شده است؛ به همین دلیل است كه من معتقدم راه نجات بشریت، این است كه بتواند در برابر این جریانهای افراطی محور را بگیرد.»
ابطحی ادامه داد:« اكثریت آدمهای دیندار در مسیحیت و اسلام آدمهای تندرو نیستند، اما صدای آدمهای تندرو در هر دو دین بلندتر از صدای اكثریت است، زیرا از امكانات مختلف مثل خشونت استفاده میكنند. این مساله باعث خشونت و درگیری درون معتقدان به یك دین میشود. یكی از راهحلها این است كه ما بتوانیم جریانهای غیر افراطی را رشد دهیم، راه دیگر این است كه گفتوگو كنیم؛ زیرا این جا گفتوگو معنا پیدا میكند. اگر گفتوگو نكنیم این درگیریها میتواند به از بین رفتن نسل بشری منجر شود . حتی اگرهیچ دلیلی برای گفتوگو جز آن چه ما امروز در صحنهی سیاسی میبینیم، یعنی خشونت، وجود نداشته باشد، چه دلیلی دارد كه گفتوگو نكنیم و روی حداقلها و مشتركات مان شروع همكاری نكنیم؟»
بسیاری از بحرانهای بزرگ بشری نیازمند همكاریهای دینی است
رییس موسسه گفتوگوی ادیان در ادامه بسیاری از بحرانهای بزرگ بشری را نیازمند همكاریهای دینی دانست و افزود:« یكی از مشتركات دینی تقویت بنیان خانواده است یا محیط زیست و حتی آرامش در سایهی ایمان به خدا، كه نیاز اصلی امروز بشر است؛ البته مسالهی خطرناكی هم در این میان وجود دارد، این مساله خطر جایگزینی حوزههای مختلف دین با علوم متفاوت است. در50 سال اخیر حوزههایی كه اختصاصا در حیطه دین بودهاند، اكنون علوم دیگر هم در آن شریك شده اند؛ مثل آرامش در سایهی دین كه روانشناسی هم در آن شریك شده است.»
وی اضافه كرد:« من برای سیاستمداران در این عرصه قدرت زیادی قائل هستم و میگویم اكثریت این قدرت در دست رهبران دینی است، اگر در میان سیاستمداران رهبران دینی هم باشند، همه قدرت از آن سیاستمداران است و نقش بسیار را بازی خواهند كرد. این در حالیست كه كسانی هم كه منافعشان از بحث گفتوگوی ادیان آسیب میبیند، به جریان بحث كشیده میشوند، حالا چه منافع سیاستمداران، چه دینداران و یا حتی منافع صنفی آنها باشد.»
عزم زیادی برای بحث گفتوگوی ادیان در میان مردم وجود دارد
رییس موسسهی گفتوگوی ادیان در ادامه با بیان این كه در بین مردم عزم زیادی برای بحث گفتوگوی ادیان وجود دارد، تصریح كرد:« سیاستمداران در این زمینه در مرحلهی دوم قرار دارند و در بین رهبران مذهبی از همه كمتر شاهد این عزم هستیم. این مساله درشروع نوع گفتوگو اثر بسیار زیادی میگذارد؛ اما روندی كه بشریت طی میكند آنها را مجبور میكند تا این بحث را بپذیرند، زیرا الان هیچ كس نمیتواند قدرت دین را انكار كند، از سوی دیگر آن روند به خشونتهایی منجر میشود كه بشریت را متوقف میكند و باید این راه را طی كند و به گفتوگو بازگردد.»
ابطحی افزود:«زبان امروز ادیان برای گفتوگوی با هم همان بحث مشتركات و جوهره ادیان است كه افراد میتوانند در آن با هم همكاری كنند و دلیلی ندارد كه مشكلساز شود. رعایت فقه به این گفتوگو ضرر نمیزند. اگر كسی در جایی چیزی بخورد یا نخورد یا در ساعتی خاص عبادت بكند یا نكند، به روند صلح بشری آسیبی وارد نمی شود، بلكه بر حق نبودن آن و نیاز به ستیز با دیان دیگر، به جوهر ادیان آسیب میزند.»
رییس موسسهی گفتوگوی ادیان در ارزیابی نسبت به نظریه هانتینگتون كه در آن از جنگ و برخورد میان تمدن اسلامی -كنفیسوسی و تمدن غرب سخن گفته بود نیز اظهار داشت:« به نظر من بحث هانتینگتون ربطی به حوزه ادیان ندارد، بلكه بحث او تمدنی است و به حوزه سیاست مربوط است. او از تمدن اسلامی صحبت نمیكند، بلكه میگوید تمدنها دركل با هم درگیر میشوند و منظور او تمدنها به صورت عام هستند نه صرفا دین اسلام. هر چه زمان میگذرد، علیرغم اینكه بشریت به سمت جنگ تمدنها پیش میرود، نیاز به گفتوگوی تمدنها روز به روز بیشتر میشود وعلت این امر نیاز بشریت است كه در میان همهی اقشار جامعه دیده میشود.»
وی اضافه كرد:« درگیریهایی كه امروز وجود دارد مثل درگیری غرب با عراق، بشریت را از هر دو سو خسته میكند، همه مردم چه سیاستمداران و چه مردم در افغانستان، انگلیس، آمریكا، عراق و ... خسته هستند. اگر همین امروز آمریكا برای جنگهای داخلی عراق راهحلی بیابد، بسیار سود میبرد و در اصل همه سود میبرند. علت این خستگی ها خشونت ناشی از درگیری میان تمدنهاست؛ یعنی افراد در جامعهی عراق، احساس میكنند كفر برای اشغال كشورشان آمده است، پس اسلام قرائت خود را برای نجات كشورشان به خدمت میگیرند و فضای امروزین جهان به وجود میآید.»
وی همچنین در تحلیل تاثیرات توهین به ادیان كه بعضا شاهدش هستیم بر مقوله گفتوگوی ادیان، تصریح كرد: « به نظر من بحث توهین به ادیان، درگیری است و جزیی از گفتوگو ادیان نیست و در حیطهی آزادی بیان است، اما اینكه اشكال توهین جزیی از ابزار گفتوگوی دینی هستند، بحث دیگری است. من معتقدم فحاشی به هم جزیی از ابزار گفتوگوی ادیان با هم نیست، بلكه نشانه آزادی بیان است.»
گفتوگوی ادیان محقق خواهد شد
ابطحی تصریح كرد:« من معتقدم گفتوگوی ادیان محقق خواهد شد. روند بشریت در حیطهی كلان به سمت تحقق این امر است و در ثانی، گفتوگوی ادیان باید فرهنگ گفتوگو و فرهنگ پذیرش دیگری دینی را در جوامع رشد دهد تا هر كدام این اندیشهها بتواند حرفش را بزند. ظرفیت پذیرش این گفتوگوها هم در جامعه وجود دارد و هر چه ظرفیت بیشتر به وجود بیاید، به این علت است كه خشونتها بشریت را خستهترمیكند؛ به ویژه خشونتهای دینی به این روند سرعت میبخشند؛ چون فرد به دینی اعتقاد پیدا میكند كه خدای بزرگی را تصویر میكند كه او را از این درگیریها نجات میدهد. این اعتقاد نمیگوید كه دین عامل آسیبزدن است و اگر دین در این مسیر قرار میگیرد به صورت طبیعی در دنیایی دیده میشود كه راهش را سد میكنند.»
وی در پایان نیز تصریح كرد:« ضرورت زمانی، ارتباطات و اتصال سرنوشت بشریت به هم، به پذیرش ایده گفتوگوی ادیان منجر شده است. ما اگر از موضع دین حرف میزنیم، برای پایبند نگهداشتن بشریت به دین، ناچاریم قرائت خشن از دین را از جلوی راه بشریت برداریم، زیرا در غیر این صورت بشریت منتظر این نمیماند كه دین به چه نتیجهای میرسد، بلكه سعی میكند دین را حذف كند كه در خیلی از موارد هم این اتفاق افتاده است؛ در حالی كه اگر دینی قابل انطباق با زندگی پیدا شود، قطعا میتوانیم دیندار باشیم تا آرامش خود را حفظ كنیم.»
http://www.webneveshteha.com/interview.asp?id=2146308861


