userinfo close

  ,

مولانا عبدالحمید


abdolhamidclub

تاسیس: 9 تیر 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: احمد طوقی - معاونان
๑۩۞۩๑ با نام خدا وبا صلاوات برنبی اکرم صلی الله علیه وسلم فعالیت خود را آغاز میکنیم ๑۩۞۩๑ ๑۩۞۩๑ به ادامه »
๑۩۞۩๑ با نام خدا وبا صلاوات برنبی اکرم صلی الله علیه وسلم فعالیت خود را آغاز میکنیم ๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑ به کــــــــــــــــلوب مولاناعبدالحمید خوش امدید ๑۩۞۩๑
باارائه مقالات زیبای خود مارا یاری رسانید
اینجا کلوبیست برای مریدان ان شیخ فرزانه ورهبر معنوی بلوچستان
لطفا ادب رارعایت نمائید
 
حافظ سنی , soonee
حافظ سنی - 11:36 1390/08/19

اعتقادات اهل سنت و جماعت

معنی اهل سنت:
اهل سنت واژه ای است که در برابر اهل بدعت بکار می رود. و این بدین معناست، که اهل سنت بعد از قرآن کریم در هر موردی به قول رسول خدا  صلی الله علیه و آله و سلم  و سنت او بسنده می کنند و سنتی را می پذیرند که به نوعی به رسول خدا منسوب باشد. و این شیوه را چه در اعتقادات و چه در احکام شرعی بکار می بردند. در برابر سایرگروهها که به بدعت و نوآوری متوسل شدند، اهل سنت، کتاب و سنت نبوی  صلی الله علیه و آله و سلم  را برای امور مذهبی خود کافی دانسته و بدین ترتیب به این معنا معروف گشتند.


اعتقادات اهل سنت و جماعت:

اعتقادات اهل سنت و جماعت عبارتند از:
1ـ ایمان به الله ـ ایمان به موجودیت او، پروردگاریش، معبود به حق بودنش، اسمائش و صفاتش.

2 ــ ایمان به ملائکه ـ ایمان به وجود آنان، به صفتشان، به اسمشان و ایمان به وظائفشان، مثل جبرئیل و ...

3 ــ ایمان به کتابهای آسمانی ــ ایمان به اینکه این کتابها از جانب خدا نازل گشته اند مثل تورات و انجیل و ...

4 ــ ایمان به پیامبران ــ ایمان به اینکه تمامی پیامبران در رسالت خود صادق بوده اند و حقانیت شریعت آنها را قبول کنیم و اینکه شریعت حضرت خاتم الانبیاء، پایان بخش و مکمل شریعت آنهاست.

5 ــ ایمان به روز آخرت ــ ایمان به تمام چیزهایی که قرآن و رسول صلى الله علیه وسلم در مورد جهان آخرت گفته اند.

6 ــ ایمان به قدر ــ ایمان به اینکه خداوند سر منشاء تمامی امور است و وقوع هر چیزی به قضا و قدر الهی بستگی دارد.

نظر اهل سنت در مورد اسماء خداوند و صفات او:
شیوه اهل سنت بر این است که هر آن چیزی را که خدا بوسیله کتابش یا توسط رسولش صلى الله علیه وسلم ابلاغ شده، ثبت نموده، قبول کرده و به اثبات می رسانند و این اثبات بدون هر گونه تعطیل، تکلیف (چگونگی) و تمثیل (مشابهت) صورت می پذیرد.

اسماء خداوند و صفات وی توفیقی هستند:
اسماء خداوند در معنا محکم (آیات مشخص و ظاهری ) و معلوم بوده و در حقیقت متشابه ( آیاتی که جز خداوند کسی معنای دقیق آنرا نمی داند ) هستند، چون حقیقت آنها جز خداوند کس دیگری نمی داند. اسماء و صفات خداوند توقیفی هستند، یعنی نمی توان آنها را نفی یا اثبات نمود جزء با توسل به کتاب و سنت، و عقل از اظهار نظر در آنان ناتوان است.

اقسام صفات از لحاظ ثبوت و عدم:
1 ـ صفات ثبوتی ـ صفاتی هستند که خداوند آنها را بر خود واجب کرده است مثل علم و حیات. 2ـ صفات سلبی ـ صفاتی که خداوند آنها را از خود نفی کرده است مثل ظلم و خستگی. پس ایمان به صفات ثبوتی و نفی صفات سلبی، برای هر مسلمان واجب است.

اقسام صفات از نظر دوام و حدوث:
1ـ صفات دائمی ـ که همواره خداوند آنها را دارا می باشد مثل علم و قدرت . 2ـ صفات متعلق به مشیت و اراده ـ که هر گاه بخواهد آنها را انجام می دهد و هر گاه بخواهد آنها را انجام نمی دهد.

الحاد:
الحاد به معنای دوری جستن از اعتقاد یا امر واجبی می باشد. 1ـ الحاد در اسماء خداوند ـ «کسانیکه در اسماءخداوند الحاد می ورزند را رها کنید». (اعراف ـ 180 ) . 2ـ الحاد در آیات خداوند ــ «کسانیکه بر آیات ما الحاد می ورزند بر ما پنهان نیستند». (فصلت ــ 40 )

انواع الحاد در اسماء خداوند:
1ــ اینکه جزئی یا تمام صفاتی که بر این اسماء قرار دارند را انکار کنند. 2ـ اینکه خداوند را بنامی بخوانند که او خود را به این نام نخوانده است. مثل مسیحیان که خداوند را پدر می خوانند. 3 ــ اینکه از اسم خداوند اسمی را برای اشیاء و بتها انتخاب کنند. مانند بت «عزی» که از واژه «عزیز» گرفته شده بود.


انواع الحاد در آیات:

الحاد در آیات کونیه ــ اعتقاد به عدم اینکه خداوند به تنهایی در آفرینش دست داشته است و شخص دیگری جزء خداوند در آفرینش یا قسمتی از آن شریک بوده است. 2 ــ الحاد در آیات شرعیه ــ که عبارت است از تکذیب یا تحریف وحی بر پیامبران .

سوره اخلاص:
« بگو او خدا یگانه است. خدایی که بی نیاز است. هـرگز نزائیده و زائیده نشده است. و هیچکس مثل و همتای او نیست» . اخلاص 1 ــ 4 دلیل اینکه آیه را اخلاص می خوانند، اینست که خداوند آنرا به خود اختصاص داده و آنرا خالص گردانیده و در آن ، جزء در مورد خود و اسماء و صفاتش چیز دیگری بیان ننموده است. و خواننده و قاری را از هر نوع شرک خلاص می کند. و سبب نزول این سوره این بود که مشرکین از پیامبر صلى الله علیه وسلم خواستند تا نسب پروردگارش را بگوید و عنوان کند که از چه ساخته شده است، و خداوند این سوره را در جواب آنها نازل نمود. این سوره یک سوم مفاهیم قرآن را در بر می گیرد. زیرا قرآن از سه بخش تشکیل شده است : 1 ــ خبرهایی در مورد خداوند 2ـ خبرهایی در مورد مخلوقات 3ـ احکام . که این سوره بخش اول را شامل می شود. اسماء خداوند در این سوره عبارتند از : 1ـ الله، که همان معبود است و تعظیم و ستایش مخصوص اوست. 2ـ الصمد، که بدین معناست خداوند در صفاتش کامل بوده و مخلوقاتش نیازمند او هستند. و صفات خداوند در این سوره عبارتند از:1ـ حی ، دارای حیات کامل است و از عدم پیشی گرفته و زوال ندارد. قیوم، قائم به نفس و قائم بر دیگران است و به دیگران احتیاجی ندارد. 3ـ العلی، یعنی ذاتش والا و عالی بوده و بالاتر از همه چیز است. دارای کمال است و هیچ عیب و نقصی ندارد. 4ـ عظیم، دارای عظمت است که همان جلال و بزرگی است. 5ــ الله.


علم خداوند:
ادراک و دانش خداوند کامل بوده و از تمام امور (کلی و جزئی) آگاهی دارد. «خداوند به تمام چیزها آگاه است». بقره ــ 282


مفاتح الغیب:
کلیدها و خزائن غیب تنها بدست خداوند است. «همانا علم ساعت (قیامت) نزد خداوند است، و او باران را فرو می بارد. و می داندچه چیزهایی در رحم وجود دارد و هیچکس نمی داند که فردا چه خواهد شد و هیچکس نمی داند که به کدام سرزمین مرگش فرا خواهد رسید و براستی خداوند بر همه چیز عالم و آگاه است». لقمان ــ 34


قدرت الله:
قدرت خداوند قدرتی است که توانایی انجام هر اموری را دارد و همه چیز را شامل می شود. «خداوند بر همه چیز قادر است» بقره ــ 284


حکمت الله:

حکمت یعنی قرار دادن اشیاء با دقت و ظرافت در جای شایسته. «و او دارای علم و حکمت است» التحریم ــ 2 حکمت دارای دو معناست:
اولاً اینکه خداوند تمام امور و امر و نهی اش دارای حکمت است. ثانیاً حاکم مطلق است و کسی نمی تواند از او بخاطر امر و نهی اش بازجوئی کند.

انواع حکمت :
1ــ حکمت شریعه ــ همان احکام و دستورات شرعی خداوند هستند، که به پیامبران ابلاغ شده است . 2ــ حکمت کونیه ــ که محل آن هستی می باشد. و هر آنچه که خداوند خلق نموده و از روی حکمت و دقت بوده است.


رزق
عبارت است از بخشیدن و روزی رساندن به کسی که محتاج آن است. « براستی که خداوند است که رزق دهنده است» ذاریات ــ 58 . رزق بر دو نوع است: 1 ــ رزق عام ــ که روزی انسان، مثل غذا و آب است. 2 ــ رزق خاص ــ روزی قلب است، که انسان با آن اصلاح می شود. که شامل ایمان، علم و عمل صالح می باشد.


انواع حکم خداوند:
1ــ حکم کونیه ــ که خداوند با دستور خود هستی و سرنوشت افراد را می آفریند. 2ـ حکم شرعی ــ که خداوند با آن در میان انسانها فرمان می راند و آنها را اداره می کند.

مشیت خداوند:
که همان ارده خداوند در هستی است. این مشیت عام بوده و همة افعال بندگان را شامل می شود. ارادة خداوند از صفات او می باشد. « اگر می خواستیم همة آنها را هدایت می کردیم » السجده ــ 13


ارادة خداوند:
ارادة خداوند از صفاتش می باشد و دو نوع است: 1ــ ارادة کونیه ــ که به معنای مشیت است. 2 ــ ارادة شرعیه ــ به معنای محبت و فضل و بخشش می باشد. « خداوند اراده کرده است تا توبه شما را بپذیرد.» النساء ــ 27

محبت خداوند:
محبت خداوند صفتی از صفات فعلیه اوست. « و اوست بخشنده و دارای محبت» . البروج ــ 14

مغفرت و رحمت :
مغفرت بمعنای پوشش گناه و گذشت از آن است. « خداوند همواره بخشنده و رحیم است. » النساء ــ 96 رحمت صفتی است است که باعث احسان، نیکی و بخشیدن می شود . « و رحمت من همه چیز را فرا گرفته است» اعراف ــ 156


رضا، غضب، کراهت، مقت و اسف
رضا بدین معنی است که خداوند بدلیل رضایتی که از یک شخص دارد به او محبت و نیکی ارزانی می کند. «خداوند از آنها راضی گشت و آنها نیز از خداوند راضی گشتند» . المائده ــ 119 غضب صفتی است که خداوند بموجب آن به شخصی غضب ورزیده و از او انتقام می گیرد . « خداوند او را غضب ورزید و او را لعنت کرد » . نساء ــ 93 کراهت صفتی است که خداوند با آن « مکروه و زشتی را از خود دور نموده و با آن دشمنی می ورزد . «و لیکن خداوند از برانگیختن آنها کراهت داشت». توبه ــ 46 . مقت به معنای بعض بسیار شدید
است. « اینکه چیزی را بگویید که به آن عمل نمی کنید خداوند را بسیار خشمگین می کند.» صف ــ3 . اسف بمعنای خشمگین و غضبناک است. «پس هنگامیکه ما را خشمگین کردند از آنان انتقام گرفتیم». زخرف ــ 55


وجه (چهره) :
وجه صفاتی از صفات ثابت و ذاتی خداوند است و بگونه ایست که لایق او باشد. «وجه پروردگار تو که جلال و اکرام است باقی می ماند» الرحمن ــ 27
 

الید (دست):
دستهای خداوند از صفتهای ذاتی و ثابت وی می باشد و بگونه ای هستند که لایق خداوند است. «بلکه دو دست خداوند گشاده است» المائده ــ 64 «تو را چه مانع شد که به آنچه که من با دو دست خود آفریده ام سجده کنی». ص ــ 75 نمی توان دستها را به قوت تعبیر کرد، زیرا این کار خلاف ظاهر بوده و دلیلی ندارد و خداوند می فرماید : دو دست.


العین (چشم):
چشمان خداوند از صفات ذاتی و ثابت او بوده و بصورتی هستند که لایق خداوند می باشند. «تا در مقابل چشم ما پرورش و تربیت یابی» طه ــ 39 « در مقابل چشمان ما جریان داشت» القمه ــ 14 نمی توان چشمها را به رؤیت تعبیر کرد، زیرا این امر بر خلاف ظاهر آیه بوده و دلیلی ندارد . جهات وارده در مورد یدین «دو دست» و عینین «دو چشم» : این صفات به سه ترتیب وارد شده است : افراد یعنی یگانگی ، «تثنیه» یعنی دوگانگی و «جمع». «بزرگوار خدایی است که ملک در دست اوست » الملک ـ1 « تا در مقابل چشم ما پرورش یابی» طه ــ 39 «در مقابل چشمان ما جریان است » القمر ــ 14 « آیا نمی بینید که ما از عمل دستانمان چهار پایانی برای آنها خلق کردیم» . یس ــ 71
فعل مفرد بر این «ید» و «عین» خداوند حالت صفت عام را دارد، که مقام صفات وارده بر چشم و دست او را وارده می گردد ، مثل دست خدا «ید الله» و «چشم خدا» عین الله. منظور از فعل جمع نیز تعظیم و احترام بوده است. فعل مثنی نیز قبلاً مشخص شد. پس بین این سه فعل یعنی مفرد و مثتی و جمع هیچگونه منافاتی وجود ندارد.


سمع :
سمع صفتی است که حقیقتی درخور و لایق خداوند دارد. «و اوست شنوای دانا» بقره ــ 183 سمع بر دو نوع است اولی به معنای اجابت و پاسخ بوده و از صفات فعلیه خداوند محسوب می شود . «براستی پروردگار من دعا را اجابت می کند.» ابراهیم ــ 39 و نوع دوم بمعنی ادراک و شنیدن است. «خداوند سخن زنی را که در مورد شوهرش با تو سخن می گفت شنید » مجادله ــ 1 « من با شما هستم می شنوم و می بینم». طه ــ 46


رؤیت:
رؤیت نیز از صفات ثابت و ذاتی الله می باشد که حقیقتی لایق و درخور خداوند دارد و بر دو قسم است: اولی بمعنای ادراک است. «من با شما هستم می شنوم و می بینم» طه ــ46 دومی بمعنای علم است. « آنها قیامت را دور می بینند و ما آنرا نزدیک می بینیم». معارج ــ 6 و 7

مکر کید و محال:
معنای این سه کلمه بسیار بهم نزدیک هستند. و چنین معنایی می دهند: استفاده از قدرت پنهانی و ماوراء طبیعی برای انتقام گرفتن از ظالم و دشمن. اینها صفتی مطلق برای خداوند نبوده ، زیرا بمعنای مدح و ستایش و هم بمعنای عیب بکار می روند. و خداوند از عیب و نقص مبراست. ولی هنگامیکه معنای مدح را داشته باشند، و با آنها اقتدار خداوند نمایانگر شود، این صفات در مورد خداوند صادق می گردند. چون دلیلی بر کمال و توانایی او هستند. «آنها مکر می کنند و خداوند نیز به آنان مکر می کند و خداوند بهترین مکر کنندگان است. » انفال ــ 30 «آنها کید بکار می برند، ما نیزکید بکار می بریم .» طارق ــ 16 و 15 «آنها در مورد خداوند جدل می کنند، در حالیکه نیرنگ او با دشمنان بسیار شدیدتر است». رعد ــ 13


المجی ء و الاتیان (آمدن):
مجیء و اتیان دو صفت از صفات فعلیه خداوند هستند که به وجه لایق بر او ثابت شده اند . «آن هنگام که پروردگار تو ملائکه صف در صف عرصه محشر درآیند . » فجر ــ 22 «آیا انتظار این را می کشند که خداوند و همچنین ملائکه در سایبانهایی از ابر بیایند ؟» بقره ــ 210
«و روزیکه آسمان همراه ابر از هم شکافته شد و ملائکه فرود آیند، فرود آمدنی!» فرقان ــ 25


عفوّ
عفوّ کسی است که از زشتی های دیگران در می گذرد و از اسماء خداوند است. «و خداوند همواره عفوّ و آمرزنده است» . نساء ــ 99


علو :
علو بمعنای ارتفاع و بلندی است که بر سه قسم می باشد: 1ــ علو ذات ــ بدین مفهوم که خداوند بدلیل ذاتش بالاتر از خلق قرار دارد . 2ــ علو قدرــ یعنی خداوند دارای قدرت و منزلتی بوده که هیچکدام از مخلوقات توان برابری با آنرا ندارند. 3ــ علو قهر ــ یعنی خداوند دارای چنان قدرت است و چنان قاهر بر امور است که هیچکس از سلطه و قهر او خارج نمی شود. « و او بلند مرتبه و دارای جایگاه ویژه ای است» . بقره ــ 255


استواء خداوند بر عرش
بمعنی استقرار خداوند در عرش و جایگاه والا یش است. « رحمن بر فراز عرش قرار گرفت». طه ــ 5 و ذکر آن در هفت موضوع از قرآن آمده است و در هفت پاسخ به کسانیکه استوا را به استیلا و تملک تفسیر کرده اند، این دلائل را می آوریم: 1 ــ این نوع تفسیر برخلاف نص ظاهر است. 2 ــ این نوع تفسیر برخلاف تفسیر سلف می باشد. 3 ــ در صورت اثبات آن مترتب میگردد. عرش در شرع چیزی است که خداوند بر آن قرار دارد. و بزرگترین مخلوقی است که ما آنرا می شناسیم. چنانچه رسول خدا (صلى الله علیه وسلم)در مورد آن فرمودند: « هفت آسمان و هفت زمین در مقایسه باکرسی مانند حلقه ایست که در فلات وسیعی از زمین افتاده باشد،و نسبت بزرگی عرش به کرسی، همانند نسبت بزرگی آن فلات است به کرسی به آن حلقه».
 

معیّت:
بمعنای همراهی، مصاحبت و مقارنت می باشد. «او با شماست هر جا که باشید». حدید ــ 4 معیت عام ــ که شامل همه خلق می گردد. که این معیت بوسیله علم، قدرت، تدبیر و ...، الهی صورت می گیرد. معیت خاص ــ که مخصوص پیامبران و اتباع است.


معنای اینکه الله در سماء است:
«الله فی السماء» بدین معناست که خداوند بالای آسمان است و نه در آن و کلمه فی در اینجا به معنای «بر» است، نه «در» چنانچه خداوند می فرماید: «بگو بر زمین بروید.» انعام ــ 11 (قل سیرو فی الارض) که در این آیه هم معنای «بر» را می دهد.


ارکان دین :
در علم توحید علم سه رکن است: 1 ــ اسلام ـ که ارکان آن عبارت است از : شهادتین، نماز، زکات، روزه و حج. 2 ــ ایمان ــ ارکان ایمان عبارتند از : ایمان به خدای یگانه ، به ملائکه ، به کتابهای خدا، به پیامبران خدا ، به روز قیامت ، به تقدیر و قضا و قدر. 3ــ احسان ــ انجام دادن دستورات و احکام خدا به بهترین وجه ممکن.

99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.