عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
3 شهریور 1390 | |
|
2
|
3 شهریور 1390 | |
|
3
|
9 مرداد 1390 | |
|
4
|
11 تیر 1390 | |
|
5
|
11 تیر 1390 | |
|
6
|
18 خرداد 1390 | |
|
7
|
17 خرداد 1390 | |
|
8
|
16 خرداد 1390 | |
|
9
|
13 خرداد 1390 | |
|
10
|
11 خرداد 1390 |
اشعار بلند شیخ ازری در مدح رسول الله صلوات الله علیه و آله و امیرالمومنین علیه سلام
شیخ اُزری اشعاری را در مدح حضرت رسول اكرم صلّی الله علیه وآله وسلّم میگوید: از آن جمله این است
مَا تَناهَتْ عَوالِمُ العِلْمِ إلاّ وَ إلَی ذاتِ أحمَدٍ مُنتَهَاهَا
اَیُّ خَلْقٍ لِلهِ أعظَمُ مِنْهُ وَ هُو الغَابَةُ الَّتی اسْتَقصاها
قَلَّبَ الخَافِقَینِ ظَهْراً لِبَطْنِ فَرأی ذاتَ أحْمَدٍ فَاجتَباها
1 ـ عوالم علم، غایت و نهایتی ندارد، مگر آنكه به ذات احمد منتهی میگردد.
2 ـ كدامیك از مخلوقات خداوند از او عظیمترند؟ در حالی كه غایت و مقصودی كه خداوند عالم را بدان جهت آفریده است، اوست.
3 ـ خداوند تمام عالم را از مشرق و مغرب زیر و ربر كرد، و كاینات را درهم ریخت، و ذات احمد را دید، و او را انتخاب كرد، و اختیار فرمود.
تا آنكه میرسد به اهل بیت و در مقام طهارت و عظمت آنها میگوید:
سَادَةٌ لاَ تُرِیدُ إلاّ رِضَی اللهِ كَمالا یُریدُ إلاّ رِضاها
خَصَّها مِن كَمالِهِ بِالمَعانی وَ بأعلَی أسْمائِهِ سَمّاها
لَمْ یَكُونُوا لِلْعَرْشِ إلاّ كُنُوزاً خافِیاتٍ سُبْحانَ مَن أبداها
كَمْ لَهُم ألْسُنٌ عَنِ اللهِ تُنبْی هِیَ أقْلاَمُ حِكْمَةٍ قَدْ بَراها
وَ هُمُ الاعْیذنُ الصَّحیحاتُ تَهْدی كُلَّ نَفْسٍ مَكْفُوفَةٍ عَیناها
عُلَمآءٌ ءممَّةٌ حُكَماءُ یَهْتَدِی النَّجْمُ بِاتِّباع هُداها
وَرِثُوا مِن مُحَمَّدٍ سَبْقَ أولاها وَ حَازُوا ما لَمْ تَحُزْ اُخراها
4 ـ امامان اهل بیت، سادات و بزرگوارانی هستند كه نمیخواهند مگر رضای خدا را، همچنانكه خدا نمیخواهد مگر رضای ایشان را.
5 ـ خداوند از كمال خود، آنان را به معانی اختصاص داده است، و از عالیترین اسماء خود آنان را بهرهمند نموده و افاضه كرده و نام گذاری نموده است.
6 ـ آنان برای عرش خدا نیستند مگر گنجهای مخفی، پاك و منزّه است آن خداوندی كه آنان را ظاهر كرده است.
7 ـ چه بسیار آنها زبانهائی دارند كه از خدا خبر میدهد و آگاه میكند؛ آری ایشان قلمهای حكمتی هستند كه خداوند به دست خود تراشیده است.
8 ـ ایشان چشمهای صحیح و سالمی هستند كه هدایت و راهنمائی میكنند هر كسی را كه دو چشم او كور و نابینا شده باشد.
9 ـ ایشان علماء و امامان و حكمائی هستند كه ستارگان آسمان در اثر متابعت و پیروی از هدایت آنان، راه مییابند و هدایت میشوند.
10 ـ از محمّد به ارث بردند آنچه را كه در میدان مسابقه با اوّلین امّت به عنوان حقّ السَّبَق و پاداشِ گروبندی گذاشته شده بود؛ و احاطه و حیازت كردند به آنچه كه آخرین امّت نتوانستند آن راحیازت كنند و بدان برسند و احاطه كنند.
و دوباره در توصیف حضرت رسول میگوید:
آیَةُ اللهِ حِكْمَةُ اللهِ سَیْفُ اللهِ وَالرَّحْمَةُ الَّتی أهداها
فاضَ لِلْخَلْقِ مِنْهُ عِلْمٌ وَ حِلْمٌ أَخَذَتْ عَنْهُمَا العُقُولُ نُهاهَا
لَمْ یَكُنو أكْرَمَ النَّبِیِّنَ حَتَّی عَلِمَ اللهُ أنَّه أزكاها
إنَّمَا الكائِنَاتُ نُقْطَةُ خَطٍّ بِیَدَیْهِ نَعیمُها وَ شَقاها
كُلُّ مَادُونَ عَالَمِ اللَّوحِ طَوعٌ لِیَدَی فَضْلِهِ الَّذی لا یُضاها
حازَ مِن جَوْهَرِ التَّقَدُّسِ نَفساً تاهَتِ الانبیاء فی مَعناها
لا تُجِلْ فِی صِفاتِ أحْمَدَ فِكْراً فَهِیَ الصُّورَةُ الَّتی لَن تَراها
حازَ قُدْسِیَّةَ العُلومِ وَ إن لَمْ یُؤتَها أحْمَدٌ فَمَن یُؤتاها
وَ هُوَ الآیةُ المُحیطَةُ فِی الكَوْ نِ فَفی عَیْنِ كُلِّ شَیءٍ تَراها
11 ـ محمّد آیت خداست و حكمت خداست و شمشیر خداست و رحمت خداست كه آنرا به عنوان هدیه فرستاده است.
12 ـ از محمّد به خلائق، علم وحلم افاضه شد، كه عقول از این علم و حلم، عقلهای خود را گرفتند.
13 ـ محمّد گرامیترین پیامبراننشد مگر زمانی كه خداوند دانست كه او از همة پیامبران با نموّتر و با رشادتر و با استعدادتر است.
14 ـ تمام موجودات از كاینات همچون نقطة خطّی هستند كه دو سرِ خطّ به دست اوست؛ خواه نعمت و رحمتی كه بدانها رسد، و خواه نقمت و مشكلات و سختیها.
15 ـ و هر چه به طور كلّی، پائینتر از عالم لوح است همگی مطیع و منقاد دو دست فضل و كرم اوست؛ فضلی كه هیچ شبیه و نظیر ندارد.
16 ـ او از حاقّ طهارت و از جوهر قدس، حائز نفسی شده است كه پیامبران در معنی و حقیقت آن نفس همگی گم و سرگردانند.
17 ـ پس تو در صفات احمد، فكر خود را جَوَلان مده و به گردش در میاور، زیرا كه آن صفات، صورتی است كه ابدا آنرا نخواهی دید.
18 ـ او به مقام قداست علوم و لُبّ و لُباب دانشها رسیده است؛ و اگر این قُدسیّت به احمد داده نشده است پس به چه كسی داده شده است؟
19 ـ و او آیت كبری و آئینه كامل خدا و محیط بر عالم كون است و بنابراین در حاقّ و حقیقت هر چیز او را میبینی.
و مفصّل از مقامات حضرت رسول اكرم صلّی الله علیه وآله وسلّم نقل میكند تا میرسد به مقامات أمیرالمؤمنین علیهالسّلام و میگوید:
مَلِكٌ شُدَّ أزْرُهُ بِأخیهِ فَاستَقاَمَت مِنَ الاُمورِ قَناها
اسَدَدِ اللهِ مَا رَأتْ مُقْلَتاه نَارَ حَربٍ تَشُبُّ إلاّ اصطَلاها
20 ـ او پادشاهی بود كه خداوند پشت و كمر او را به برادرش محكم كرد و بنابراین، جریان امور وامانده، چون نیزه ایستاده بر سر پا شد.
21 ـ برادرش اسدالله شیر خداست كه هیچگاه دو چشم او ندید كه آتش جنگ افروخته است مگر آنكه آن را گرم كرد.
و بعداً مشروحاً فضائل آن حضرت را در مقامات بدر و احد و احزاب و حنین و حیبر و سایر مناقب را از قبیل نزول آیة تطهیر و مباهله و سورة هَل أتی و سَدّ أبواب و حدیث منزلت و حدیث غدیر و غیر ذلك بیان میكند تا آنكه میگوید:
أَیُّهَا الرّاكِبُ المُجِدُّ رُوَیداً بِقُلوُبٍ تَقَلَّبَتْ فِی جَواها
إن تَرَائَتْ أرْضُ الغَریَّینِ فَاخْلَع وَاخْلَعِ النَّعْلَ دُونَ وَادی طُواها
وَ إذا شِمْتَ قُبَّةَ العالَمِ الاعلَی وَ أنوارَ رَبِّها تَغشاها
فَتَواضَع فَثَمَّ دَارَهُ قُدْسٍ تَتَمَنَّی الافلاكُ لَثْمَ تَرَاها
قُلْ لَهُ وَ الدُّمُوعُ سَفْحَ عَقِیقٍ وَالجَوی تَصْطَلی بِنارِ غَضاها
یَابنَ عَمِّ المُصطَفی أنتَ یَدُاللهِ الَّتی عَمَّ كُلَّ شَیءٍ نَداها
أنتَ قُرآنُهُ القَدیمُ وَ أوصا فُكَ آیاتُهُ الَّتی أوحاها
حُسْبُكَ اللهُ فی مَاثِرَ شَتی هِیَ مِثْلُ الاعدادِ لا تَتَناهی
أنتَ بَعْدَ النَّبِیِّ خَیْرُ البَرایا وَالسَّما خَیْرُ مابِها قَمَراها
لَكَ ذاتٌ كَذاتِهِ حَیثُ لَولا أنَّها مِثْلُها لَما آخاها
قَدْ تَراضَعتُما بِثَدیِ وِصال كانَ مِن جَوهَرِ التَّجَلّی غَذاها
یَا عَلِیُّ المِقدارُ حَسبُكَ لا هُو تِیَّةٌ لا یُحاطُ فی عُلیاها
لَكَ نَفْسٌ مِن جَوهَرِ الُّطف صیغَتْ جَعَلَ اللهُ كُلَّ نَفسٍ فِداها
كُلُّ ما فِی القَضاء مِن كائناتٍ أنتَ مَولی بَقائها وَ فَناها
یا أخا المُصطَفی لَدَیَّ ذُنوبٌ هِیَ عَیْنُ القَذی وَ أنتَ جَلاها
یا غِیاثز الصَّریخِ دَعْوَةَ عَافٍ لَیْسَ إلاّ ك سَامِعٌ نَجواها
كَیفَ تَخْشَی العُصادُ بَلوَی المَعا صِی وَ بِكَ اللهُ مُنقِذٌ مُبتلاها
لَكَ فی مُرتَقَی العُلی وَالمَعالی دَرَجاتٌ لا یُرتَقی أدناها[1].
22 ـ ای محمل داری كه دلهائی را كه از شدّت وجد و عشق دگرگون شده است با خود با جدّ و جهدی حمل میكنی، قدری آهسته تر بران.
23 ـ اگر زمین نجف پدیدار شد خضوع كن و در وادی طوای آن كه میخواهی داخل شوید نعل خود را درآور.
24 ـ و چون نظر دوختی بر قبّه و بارگاه عالم اعلی، و أنوار حضرت پروردگار كه آن قبّه را احاطه كرده است.
25 ـ پس فروتنی و تواضع كن زیرا آنجا دار قدس و خانة طهارت است كه افلاك آسمان آرزو میكنند خاكش را بوسه زنند.
26 ـ به او بگو در حالیكه اشكهای خونینت چون دانههای عقیق میریزد و در حالی كه عشق سوزان تو به آتش درخت غضای آن خانه و سرزمین گرم میشود.
27 ـ ای پسر عموی مصطفی تو یدالله و دست خدائی كه باران رحمتش همه چیز را فرا گرفته است.
28 ـ تو قرآن قدیم خدا هستی، و اوصاف تو آیات آن قرآن است كه خدا وحی كرده است.
29 ـ خداوند برای تو كافی است و بس، در خصال پسندیده و ملكات حمیدهای كه داری، و تعداد آنها به اندازة اعداد، نامتناهی است.
30 ـ بعد از پیامبر، از میانجمیع مخلوقات، تو بهترین آفریدهای، آری در فراز آسمان بهترین كوكبی كه هست همان خورشید و ماه آسمان است.
31 ـ تو ذاتی داری مانند ذات پیغمبر، و اگر این چنین نبود پیامبر تو را برادر خود نمیكرد.
32 ـ شما دو نفر از پستان وصال شیر خوردهاید، آن پستانی كه غذای آن از جوهر تجلّی اسماء و صفات خداوندی بوده است.
33 ـ ای علی، در مقدار و تعیّن همین قدر بس است كه از عالم لاهوت هستی؟ آن عالم لاهوتی كه درجات علیای آن به احاطة هیچ موجودی در نیاید.
34 ـ تو دارای نفسی هستی كه از گوهر لطف حضرت احدیّت ریخته شده است، خداوند همة نفس ها را فدای تو گرداند.
35 ـ در عالم قضا و قدر خداوند، آنچه واقع شود، تو بر آن ولایت داری، چه در امور باقیة آن، و چه در امور فانیة آن.
36 ـ ای برادر مصطفی، من گناهانی دارم كه خار چشم من گردیده است، و تو فقط زداینده و از بین برندة آن هستی!
37 ـ ای پناه و فریادرس شخص مبتلا و دردمند، كه برای رفع بلیّه و گرفتاری، دعوت او را اجابت میكنی، آن شخص دردمندی كه غیر از تو كسی شنوای نجوا و درد دل پنهانی او نیست.
38 ـ چگونه معصیت كاران از بلوای گناهان بترسند در حالی كه خداوند تو را نجات دهنده و دستگیرندة مبتلایان قرار داده است.
39 ـ برای تو در مراتب كمال و اعتلای معالی و مقامات، درجاتی است كه به كوتاهترین پلّكان آن نمیتوان بالا رفت.
و بعد مفصّلاً قضیّه سقیفه و ربودن خلافت را بیان نموده و شیخین را محاكمه میكند و درجات حضرت زهراء و سفارشات پیغمبر را دربارة او و ظلم و ستمی را كه به آن حضرت نمودند خوب شرح میدهد. فجزاه الله عن الرّسول و عن أهل بیته خیر الجزاء. و حقّاً سزاوار است كه اشعار او به فارسی شرح و با ذكر شواهد و مصادر استشهادات او به صورت كتابی در دسترس عمومی قرار گیرد.
*****************
1) دیوان ازری


