عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
8 خرداد 1391 | |
|
2
|
8 خرداد 1391 | |
|
3
|
8 خرداد 1391 | |
|
4
|
8 خرداد 1391 | |
|
5
|
8 خرداد 1391 | |
|
6
|
8 خرداد 1391 | |
|
7
|
8 خرداد 1391 | |
|
8
|
8 خرداد 1391 | |
|
9
|
8 خرداد 1391 | |
|
10
|
8 خرداد 1391 |
نهی دشنامگویی به مقدسات دیگران در قران کریم
قرآن کریم و اهل بیت (ع) دشنامگویی به مقدسات دیگران را نهی کرده اند.
تجربه نشان داده كه دشنام گفتن به مقدسات دیگران نه تنها باعث هدایت گمراهان نمی شود،
بلكه برعكس آنان را به لجاجت و مقابله به مثل وادار می كند.
از این رو اهل بیت (ع) به «شیعیان» یادآور می شدند كه خداوند از دشنام گفتن
- حتی نسبت به بتهای مشركان - نهی فرموده است.
خداوند در قرآن کریم می فرماید:
«به معبود كسانى كه غیر خدا را مى خوانند دشنام ندهید، مبادا آنها نیز از روى ظلم و جهل، خدا را دشنام دهند»
[أنعام/108]
بنابراین پرهیز از دشنام یك اصل قرآنی و اسلامی است.
اهل بیت (ع) نیز بر این اصل تأكید كرده اند
در جنگ صفین برخی از اصحاب امیرالمؤمنین (ع) طرف مقابل را دشنام می دادند كه آن حضرت فرمود:
«بر شما روا نمی دانم كه نفرینگر و دشنامگو باشید، و فحش دهید و اظهار نفرت كنید.
ولى اگر كارهاى زشت آنان را بیان مىكردید و مى گفتید كه رفتار و كردارشان چنین و چنان بوده،
سخنى درست تر گفته بودید و عذرى رساتر آورده بودید»
[نهج البلاغه[چاپ دارالهجره قم] خطبه 206 ص323 و نصر بن مزاحم، وقعة صفین [چاپ قاهره] ص103؛
ابوحنیفه دینوری، الأخبار الطوال[چاپ منشورات الرضی،قم]ص165؛ ابن أعثم كوفی،الفتوح [چاپ بیروت] ج2 ص543 ]
علی (ع) در عینِ نهی از دشنامگویی، یاران خود را به افشاگری درباره عملكردِ دشمن فرا می خواند.
بنابراین پرهیز از دشنامگویی به معنای سكوت در مقابل انحرافات نیست بلكه به معنای روشنگریِ
مؤدبانه و استدلالی است كه احتمال هدایت مخاطبان را بیشتر می كند
و در پیشگاه خداوند و در مقابل افكار عمومی نیز بهتر قابل دفاع است.
در روایتی دیگر خطاب به شیعیان آمده :
« از خدا پروا كنید و با هركس همدم می شوید به نیكویی همنشینی كنید و با همسایگان خوشرفتار باشید
و امانت را به صاحبانش برگردانید و مردم را خوك نخوانید. اگر شیعه ما هستید
همانگونه كه ما سخن می گوییم سخن بگویید و مانند ما رفتار كنید تا براستی شیعه ی ما باشید »
[قاضی نعمان مغربی، دعائم الإسلام [چاپ مصر] ج1 ص61
میرزا حسین نوری ، مستدرك الوسائل [چاپ قم]: ج 8 ص311]
از این روایت مشخص می شود که در آن زمان برخی از تندروهای شیعه، پیروان مذاهب دیگر را
با القابی زشت یاد می كردند كه اهل بیت (ع) از این رفتار زشت نهی فرمودند.
اکنون نیز برخی از افراطی ها از هر دو مذهب القاب زشتی به مخالفان خود می دهند كه بی تردید ناروا
و بر خلاف روش و خواسته ی پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) می باشد.
در كتاب علل الشرایع (تألیف شیخ صدوق) كه از منابع مهم شیعه است، آمده:
ابوحنیفه (پیشوای اهل سنت) نزد امام صادق (ع) شرفیاب شد و عرض كرد:
«گروهی از شیعیان از سه خلیفه نخست به شدت بدگویی و اعلام بیزاری می كنند
و مدعی هستند كه شما چنین توصیه ای به آنان كرده اید»
امام صادق (ع) فرمودند: «وای بر تو! من چنین چیزی نگفته ام»
ابوحنیفه گفت : «اما آنها بسیار برای این كار اهمیت قائلند!»
امام (ع) فرمودند: «از من چه انتظار داری؟»
ابوحنیفه گفت: «اگر نامه ای برایشان بنویسید و من به آنان برسانم از این كار دست بر می دارند.»
امام (ع) فرمودند: «[در اینصورت] سخنم را اطاعت نخواهند كرد.» (!)
[. محمد بن بابویه صدوق، علل الشرائع، [انتشارات مكتبة الداورى، قم]ج1 باب 81 ص91
محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار [چاپ بیروت] ج 2 ص294]
از آنجا كه امام (ع) براستی از تصریح مردم كوفه به لعن بزرگان اهل سنت ناخشنود بودند
شخصاً نامه ای نوشتند و توصیه های فراوانی به شیعیان كردند
از جمله اینكه باید با اهل سنت خوشرفتاری كرده، از تظاهر به دشنامگویی خودداری كنند
زیرا چنین رفتار ناشایستی جز اینكه طرف مقابل را به مقابله به مثل وادار كند سودی نخواهد داشت.
از آن پس شیعیان آن نامه را در جایگاه نماز خود قرار می دادند و بعد از نماز می خواندند
و تلاش می كردند به آن پایبند باشند.
[محمد بن یعقوب كلینی، الكافی[چاپ تهران] ج8 ص 2 تا 14
محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار [چاپ بیروت] ج71 باب 14 ص 217 و ج 75 باب 3 ص 215]


