عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
8 خرداد 1391 | |
|
2
|
8 خرداد 1391 | |
|
3
|
8 خرداد 1391 | |
|
4
|
8 خرداد 1391 | |
|
5
|
7 خرداد 1391 | |
|
6
|
7 خرداد 1391 | |
|
7
|
6 خرداد 1391 | |
|
8
|
6 خرداد 1391 | |
|
9
|
6 خرداد 1391 | |
|
10
|
6 خرداد 1391 |
منتــظر - 20:55 1390/11/14
ترجمه خطبه عربی رهبر انقلاب در نماز جمعه تهران

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین، و الصلاه و السلام علی سیدنا و نبیّنا محمد و آله الطاهرین، و صحبه المنتجبین، و من تبعهم بإحسان إلی یوم الدین.
برادران مسلمان ما در هر جا كه باشید؛ سلام علیكم و رحمت الله و بركاته.
مىخواهم در ماه ربیع و در آستانه میلاد رسول خاتم(ص)، نخستین سالگرد بهار بیداری اسلامی و برانگیختگى برادران و خواهران عرب را از مصر و تونس و لیبى تا بحرین و یمن و بعضی از سرزمینهاى اسلامى دیگر، از سوى ملت ایران و همه مسلمین جهان، تبریك بگویم.
یكسال پُرماجرا گذشت. در تونس و مصر، رأى ملّتها براى نخستینبار، محترم شمرده شد و در هر دو كشور به جریانهاى اسلامگرا تعلّق گرفت. در لیبى نیز چنین خواهد شد و این اسلامگرایى با صفاتى چون ضدّصهیونیستى بودن، ضدّ دیكتاتورى بودن، استقلالطلبى، آزادیخواهى و پیشرفتطلبى در سایه قرآن، مسیر محتوم و اراده قاطع همه ملتهاى مسلمان خواهد بود. این موج كه سه دهه پیش، سرنوشت ایران اسلامى را نیز در چنین ایّامى (مصادف با 22 بهمن) رقم زد و نخستین ضربه سنگین را بر جبهه آمریكا، ناتو و صهیونیزم فرود آورد و بزرگترین دیكتاتورى سكولار و دستنشانده منطقه را فروپاشاند، در همین ایّام و با همان سبك و همان مطالبات، كل خاورمیانه اسلامى و عربى را در برگرفته است.
اراده خداوند به بیدارى ملتها تعلّق گرفته است و قرن اسلام و عصر ملّتها فرارسیده و در آینده، سرنوشت كل بشریت را تحت تأثیر قرار خواهد داد و مگر جوانان و روشنفكران در واشنگتن و لندن و مادرید و رُم و آتن، با الهام از میدان تحریر به خیابانها نیامدند؟!
حساسترین بخشهای جهان اسلام را نهضت بازگشت به اسلام و اعاده عزّت و هویت و رهایى فراگرفته است و همه جا شعار «اللهاكبر» بگوش مىرسد. ملتهاى عرب، دیكتاتورهایشان را نمىخواهند، سیطره دستنشاندگان و طواغیت را برخود، دیگر تاب نمىآورند، از فقر و عقبماندگى و تحقیر و وابستگى، بستوه آمدهاند، سكولاریزم را در سایه سوسیالیزم و لیبرالیزم و ناسیونالیزم قومى آزمودند و همگى را بنبست یافتند و البته ملّتهاى عرب بدنبال افراطىگرى، خشونت مذهبى، بازگشت به عقب، تعصّبات فرقهاى و قشرىگرى با برچسب اسلامگرایى نیز نیستند.
انتخابات تونس و مصر و شعارها و رویكردهای مردم یمن و بحرین و سایر سرزمینهاى عربى، علامت مىدهد كه همه مىخواهند «مسلمان معاصر» بدون افراط خشكسرانه و تفریط غربگرایانه باشند و با شعار «اللهاكبر» مىخواهند مسلمانانه، با تركیب «معنویت»، «عدالت» و «عقلانیت»، و با روش «مردمسالارى دینى»، از پَسِ تحقیر و استبداد و عقبماندگى و استعمار و فساد و فقر و تبعیض صدساله، رهایى یابند و این، درستترین راه است.
رژیمهاى عربى كه در معرض خشم مردمشان قرار گرفتهاند، چه خصوصیاتى داشتهاند؟
دینستیزى، سرسپردگى و دستنشاندگى غرب (آمریكا، انگلیس و ...) همكارى با صهیونیستها و خیانت به فلسطین، دیكتاتورىهاى خانوادگى و وراثتى، فقر مردم و عقبماندگى كشور در كنار ثروتهاى انبوه خانوادههاى حاكم، تبعیض و بىعدالتى و فقدان آزادى قانونى و پاسخگویى قانونى، از خصوصیات مشترك آنها بوده است.
حتّى تظاهر به اسلام یا جمهوریت در برخى موارد نیز نتوانسته مردم را فریب دهد. اینها واضحترین علائم براى شناخت ماهیت خیزش ملتهاى عرب مىباشد. اعمّ از آنها كه پیروزیهاى بزرگى بدست آوردند یا آنانكه انشاءالله بدست خواهند آورد.
هر ادّعاى دیگرى در مورد ماهیت این جنبشها كه با شعار «الله اكبر» صورت گرفته، نادیده گرفتن واقعیت در جهت بهرهبرداریهاى دیگر و تحمیلها و انحرافات بعدى است. آینده این انقلابها با همین اصول سنجیده خواهد شد و معیار اصالت یا انحراف انقلابها همین آرمانها خواهد بود. ضدّ را به ضدّ مىتوان شناخت و انقلابها را به ضدیّت با صفات رژیمهایى كه بلرزه افتادهاند. انقلابیون همچنان باید مراقب هدف تراشىها و تلاشهایى كه براى تغییر شعارها صورت مىگیرد باشند.
بىشك غرب مىكوشد انقلابها را تبدیل به ضدّانقلاب كرده و نهایتاً با بازسازى رژیمهاى قدیمى به شیوه جدید و تخلیه احساسات تودهها و جابجایى اصول و فروع و تغییر مهرههاى خود و اصلاحات صورى و تصنّعى و ظاهرسازى دمكراتیك، دوباره براى دهها سال دیگر سیطره خود بر جهان عرب، را حفظ كند.
غرب، در دهههاى بیدارى اسلامى و بویژه سالهاى اخیر پس از شكستهاى پیاپى از ایران و افغانستان تا عراق و لبنان و فلسطین و اینك مصر و تونس و ...، كوشیده است پس از شكست تاكتیك اسلامستیزى و خشونت علنى، به تاكتیك بَدَلسازى و تولید نمونههاى تقلّبى، دست بزند؛ تا «عملیات تروریزم ضد مردمی» را به جای «شهادتطلبى» ، «تعصّب و تحجّر و خشونت» را بجاى «اسلامگرایى و جهاد»، «قومیتگرایى و قبیلهبازى»، بجاى «اسلامخواهى و امّتگرایى»، «غربزدگى و وابستگى اقتصادى و فرهنگى» را بجاى «پیشرفت مستقل»، «سكولاریزم» را بجاى «علمگرایى»، «سازشكارى» بجاى «عقلانیت»، «فساد و هرج و مرج» اخلاقی را بجاى «آزادى»، «دیكتاتورى» را بنام «نظم و امنیت»، «مصرفزدگى، دنیاگرایى و اشرافىگرى» را بنام «توسعه و ترّقى»، «فقر و عقبماندگى» را بنام «معنویتگرایى و زهد» قلمداد كنند.
دو قطبى سرمایهدارى و كمونیزم كه جنگ بر سرقدرت و ثروت بود پایان یافت و امروز، دو قطبى میان مستضعفین جهان به رهبرى جنبش مسلمین با مستكبران به رهبرى آمریكا و ناتو و صهیونیزم است. دو اردوگاه اصلى تشكیل شده است و اردوگاه سومى وجود ندارد.
این فرصت كوتاه را نمىخواهم با بازخوانى گذشته و تقدیر از ملتهاى عرب بگذرانم بیشك همه ما و جهانیان چشم به منطقه دوختهایم و ملتهاى برخاسته از جزیرةالعرب تا شمال آفریقا، را تحسین میكنیم. ولی اینك مایلم از امروز و فردا بگوئیم.
سال گذشته در همین نماز جمعه با مردم شریف مصر، در حالى كه هنوز سایه نامبارك حسنی مبارك برسرشان بود سخن گفتم و امروز كه دوران جدید آغاز شده و دیكتاتور، در حال محاكمه است، همه ما امیدوارانهتر به آینده جنبش مصر عزیز و سایر اعراب مىاندیشیم.
مؤلّفههایى كه از اطراف گوناگون در صحنه انقلابها حضور دارند كیانند؟
1) آمریكا، ناتو، رژیم صهیونیستى و متحدّین و وابستگانشان در برخى رژیمهاى عربى
2) ملتها و جوانان
3) احزاب و فعالان سیاسى اسلامى و غیراسلامى
هر یك در چه موقعیتى و با چه اهدافىاند؟!
گروه اول، بازندگان اصلى در مصر و تونس و سایر نهضتها بوده و خواهند بود.
مشروعیت و اینك موجودیّت قطب سرمایهدارى و الگوى لیبرال دمكراسى غرب، حتى در خود اروپا و آمریكا نیز با خطر اضمحلال روبرو شده و در شرائطى شبیه شرائط بلوك شرق كمونیستى در دهه هشتاد میلادی، قرار گرفتهاند. فروپاشى اخلاقى و اجتماعى، بحرانهاى بىسابقه اقتصادى، شكستهاى بزرگ نظامى در عراق و افغانستان و لبنان و غزّه، سقوط یا تزلزل اكثر دیكتاتورهاى وابسته و دستنشانده آنان در كشورهاى مسلمان و عربى و بویژه از دست دادن مصر، بخطر افتادن رژیم صهیونیستى از شمال و غرب و از درون بنحوى بىسابقه، افشاء شدن ماهیت وابسته سازمانهاى بینالملل و برخوردهاى گزینشى و سیاسى با مسئله دمكراسى و حقوق بشر، تناقضگویى و پریشانگویى در موضعگیرى دوگانه در برابر مسایل لیبى، مصر، بحرین، یمن، ...
اینها دسته اول را در بحران اعتماد جهانى و بحران تصمیمگیرى عمیقى، فرو برده است و اینك بزرگترین هدفشان پس از ناتوانى از مهار و سركوب ملّتها، تلاش در جهت تسلّط بر اتاق فرمان انقلابها و نفوذ به درون احزاب مؤثّر، حفظ حدّاكثرى ساختارهاى قبلى رژیمهاى فاسد و اكتفاء به رفورمهاى سطحى و نمایشى، بازسازى نیروهاى بومى خود در كشورهاى انقلاب كرده، تطمیع، تهدید و احتمالاً در آینده، ترور و یا تلاش براى خریدن برخى افراد و گروهها در جهت متوقف ساختن یا ارتجاع در انقلابها و سردكردن، مأیوس كردن یا درگیر كردن مردم با مسائل فرعى و با یكدیگر، دامن زدن به تضادهاى قومى و قبیلهاى یا مذهبى و یا حزبى، جعل شعارهاى انحرافى در جهت تغییر ماهیت جنبشها، كنترل مستقیم یا غیرمستقیم بر ذهن و زبان انقلابیون و كشاندن آنان به درون بازیهاى سیاسى و یا تفرقهاندازى میان آنان و از طریق آنان، میان گروههاى مردمى، تلاش براى سازش پشت پرده با برخى خواص با وعدههایى دروغ همچون كمك مالى و... و دهها ترفند دیگر است كه به نمونههایى از آنها در كنگره بینالمللى بیدارى اسلامى در تهران قبلاً اشاره كردم.
برخى رژیمهاى وابسته و محافظهكار عرب نیز در كنار آمریكا و ناتو، براى حفظ خود هم كه شده، با تمام قوا مىكوشند عقربههاى زمان را متوقف كرده و انقلابهاى منطقه را به عقب برگردانده و یا به ناكجاآباد بكشانند و تنها سرمایهشان براى این اثرگذارى، دلارهاى نفتى است و هدف اصلى ایشان، شكست مردم مصر، تونس، یمن، لیبى و بحرین و ... و حفظ ثبات و تضمین بقاء رژیم صهیونیستى و ضربه به جبهه مقاومت در منطقه است.
اما گروه دوم و اصلى، ملتهایند. ملتها چه مىخواهند؟! نظرسنجىهاى مكّرر آمریكایىها در مصر و اكثر كشورهاى اسلامى، واقعیت را به آنها گفته است. از 2003 تا 2008 میزان گرایش به مسجد و شعائر اسلامى، از جمله حجاب و پوشش زنان، بین 40% تا 75% در ملتها از مصر و اردن تا تركیه و مالزى و... افزایش یافته و میزان نفرت از آمریكا با میانگین 85% در كشورهاى اسلامى و عربى بالا رفته و بویژه پس از دیدن پیروزى جوانان حزبالله و حماس در جنگهاى 33 روزه و 22 روزه و شكست و خروج آمریكا بدون هیچ دستاوردى در عراق، امید به پیروزى و آینده، در جوانان عرب، مضاعف شده است.
شخصیتهاى محبوب میان جوانان مصر، مجاهدان ضدّصهیونیستى مسلمان بودهاند.
نفرت از صهیونیزم، توجه به قضیهی فلسطین و عزّتطلبى اسلامى، از شاخصهاى اصلى ملتهاست. در انتخابات اخیر 75% مردم مصر به شعارهاى اسلامى رأى دادند. در تونس نیز اكثریت، همین پرچم را بالا بردند. در لیبى، این درصد، اگر بالاتر نباشد، پائینتر نیست. مردم از نمایندگانشان و از حكومتهاى جدید، براى آینده نیز همینها را مىخواهند. مردم، مصر عزیز و محترم و آزاد را مىخواهند. مصر كمپدیوید را نمىخواهند، مصر فقیر و وابسته را نمىخواهند، مصر تحت فرمان آمریكا و متحد اسرائیل را نمىخواهند، مصر متحجّر و افراطى و نیز مصر غربگرا و لائیك و وابسته را نمىخواهند. مصر آزاد، عزیز، اسلامى و مترّقى، مطالبه اصلى مردم و جوانان است و بدنبال درگیرى نیستند. بدنه ارتش مصر با مردم است و كسانى در داخل و خارج مصر مىخواهند ارتش را در آینده با مردم درگیر كنند و همه باید مراقب باشند. بدنه ارتش مصر، نفوذ آمریكا و دوستان اسرائیل را برنخواهد تابید.
همچنین وقتى از اسلامگرایى در مصر یا تونس و لیبی، سخن مىرود، اسلام رسولالله(ص) است كه در مدینه، سایه رحمت و امنیت بر سر اهل ذمّه از مسیحى و یهودى ... گسترد و سخن از اسلام به معنی دعوت به جنگ دینى میان خداپرستان و یا جنگ مذهبى و فرقهاى میان مسلمانان نیست. مصر، مصر مجمع تقریبمذاهب اسلامى و شیخ شلتوت است.
مردم مصر و تونس و لیبى بدانند كه آنچه اینك دارند، هنوز یك انقلاب ناتمام است و گرچه گامهاى بلندى برداشتند ولى ماجرا تازه آغاز شده است. مسائلى كه پس از پیروزى انقلاب اسلامى در ایران و براى ما پیش آوردند و هنوز ادامه دارد به فضل الله و رحمة در همهی آنها شكست خوردهاند و خواهند خورد صدها برابر مشكلاتى بود كه انقلاب تا پیش از سرنگونى شاه داشت. باید هوشیار باشید و انقلابهایتان را گامبهگام تا آخرین مراحل و در یك برنامه میان مدت و بلندمدت، پیش ببرید.
رژیم طاغوتهای مصر، اولین حكومت عربى بود كه به آرمان فلسطین، خیانت كرد و راه سازش اعراب را گشود تا آنجا كه بجز یك رژیم عربى – كه همان سوریه است – بقیه همگى، فلسطین را فروختند و با صهیونیزم از در آشتی درآمدند. رژیم مصر، یكى از دو رژیم اصلى عربى مورد اعتماد آمریكا و اسرائیل بود و رئیس جمهور ریاكار كنونى آمریكا براى ارسال پیام فریب و نفاق به مسلمانان، سفر به مصر حسنى مبارك را برگزید ؛ اما مردم مصر در انقلابشان نظر خود را گفتند و همه را از توهّم بیرون آوردند.
امروز مصر، باید دوباره در صف اول دفاع از آرمان فلسطین قرار گیرد و پیمان خیانت كمپدیوید را زیر پا بگذارد و بسوزاند. مصر انقلابى، دیگر نمىتواند انرژى و گاز رژیم رو به زوال صهیونیستى را از جیب ملت فقیر و گرفتار خود بدهد.
مخاطب سوّم ما، احزاب و نخبگان سیاسى در مصر و سایر كشورهاى بپاخاستهاند.
متفكران و مبارزان اسلامى در شمال آفریقا از مصر و تونس تا الجزائر و مغرب، و بویژه مصر، از پدران فكر »بیدارى اسلامى« و داعیان به وحدت و عزّت امت و سپس رهایى قدس بودهاند. امروز شما وارثان خون هزاران شهید و دهها هزار زندان كشیدگان و تبعیددیدگان و شكنجهشدگان و مجاهدان و مبارزانى هستید كه ظرف دهههاى متوالى براى چنین روزها و پیروزىهایى فداكارى كردند.
برادران و خواهرانم، و مراقب این امانت بزرگ باشید. غرور و نیز سادهانگاری، دو آفت بزرگ پس از نخستین پیروزىهایند. شما مسئولترین افراد در عرصه نظامسازى، حفظ دستاوردهاى مردم و حل مشكلات جنبش هستید. قدرتهاى ضربه خورده جهان و منطقه، بىشك در افكار شیطانى بسر مىبرند؛ از فكر حذف و انتقام، تا طرح فریب دادن و متزلزل كردن و ترساندن و به طمع انداختن شما و سپس به نابود كردن انقلابها و پدید آوردن اوضاع – و العیاذ بالله – بدتر از گذشته مىاندیشند.
تصمیمات، مواضع و اقدامات شما، ابعاد تاریخى خواهد یافت و این دوره، «شب قدر» تاریخ كشورهاى شماست.
به آمریكا و ناتو، اعتماد نكنید. آنان هرگز به مصالح شما و منافع ملت شما نمىاندیشند. همچنین از آنان نترسید. آنان پوشالىاند و بسرعت ضعیفتر نیز شدهاند. حاكمیت آنان بر جهان اسلام، صرفاً محصول ترس و جهل ما در 150 سال گذشته بوده است. به آنان امید نبندید و از آنان، حساب نبرید. تنها به خداى متعال، اعتماد كنید و فقط مردم خود را باور كنید. آنان در عراق، شكست خوردند و با دستهاى خالى خارج شدند، در افغانستان، چیزى بدست نیاوردهاند، در لبنان از حزبالله و در غزّه، از حماس شكست خوردند و اینك در مصر و تونس بدست مردم، به پائین كشیده شدند. هیچ چیز طبق برنامه آنان پیش نرفته است، بُت غرب نیز چون بُت كمونیزم شكست و ترس ملّتها ریخت. مراقب آینده باشید كه شما را نترسانند.
مراقب بازیهای آنها باشید، همچنین وارد بازى دلارهاى نفتى وابستگان و متحدان غرب در میان اعراب، نشوید كه در آینده از این بازیها سالم بیرون نخواهید آمد. اسرائیل، رفتنى است نباید بماند و نخواهد ماند شروع انحراف در نهضتهاى كنونى، تن دادن به بقاء رژیم صهیونیستى است و ادامه مذاكرات سازش و تسلیم كه رژیمهاى ساقط شده آن را پایهگذاری كردند.
خواست عمومى ملتهایتان بازگشت به اسلام است كه البته بمفهوم »بازگشت به گذشته« نیست. اگر انقلابها باذنالله واقعى بمانند و ادامه یابند و دچار توطئه یا استحاله نگردند، مسئله اصلى شما، چگونگى نظامسازى، قانوننویسى و مدیریت كشور و انقلابها خواهد بود. این همان مسئله مهم تمدنسازى اسلامى مجدّد در عصر جدید است.
در این جهاد بزرگ، كار اصلى شما این خواهد بود كه چگونه یك تاریخِ عقبماندگى و استبداد و بىدینى و فقر و وابستگى حاكم بر كشورهایتان را در كوتاهترین زمانها إن شاء الله جبران كنید و چگونه با رویكرد اسلامى، و به شیوهاى مردمسالارانه و رعایت عقلانیت و علم، جامعهسازى كنید و تهدیدهاى داخلى و خارجى را یك بیك از سر بگذارنید، چگونه «آزادى و حقوق اجتماعى» منهاى «لیبرالیزم» و «برابرى» منهاى «ماركسیزم» و «نظم» منهاى «فاشیزم غرب» را نهادینه كنید، چگونه تقیّد خویش به شریعت مترقّى اسلام را حفظ كنید بىآنكه گرفتار جمود و تحجّر شوید، چگونه مستقل شوید بىآنكه منزوى شوید، چگونه پیشرفت كنید بىآنكه وابسته شوید، چگونه مدیریت علمى كنید بىآنكه سكولاریزه و محافظهكار شوید.
تعریفها باید بازخوانى و اصلاح شوند. دو الگوى «اسلام تكفیرى» و «اسلام لائیك»، از سوى غرب به شما پیشنهاد شده و خواهد شد تا الگوى «اسلام اصولگراى معتدل و عقلانى» در میان انقلابهاى منطقه، تقویت نشود. كلمات را دوباره و بدّقت تعریف كنید.
«دمكرات بودن»، اگر بمعناى مردمى بودن و انتخابات آزاد در چارچوب اصول انقلابهاست، همه، دمكرات باشید و اگر بمعناى افتادن به دام لیبرال دمكراسى درجه دوم و تقلیدى باشد، هیچیك دمكرات نباشید.
«سلفىگرى»، اگر بمعناى اصولگرایى در كتاب و سنّت و وفادارى به ارزشهاى اصیل و مبارزه با خرافات و انحرافات و احیاء شریعت و نفى غربزدگى باشد، همگى سلفى باشید و اگر بمعناى تعصّب و تحجّر و خشونت میان ادیان یا مذاهب اسلامى، ترجمه شود، با نوگرایى و سماحت و عقلانیت كه اركان تفكر و تمدن اسلامىاند، سازگار نخواهد بود، و خود باعث ترویج سكولاریزم و بىدینى خواهد شد.
به اسلام مطلوب واشنگتن و لندن و پاریس، بدبین باشید، چه از نوع لائیك و غربگرا و چه از نوع متحجّر و خشن آن.
به اسلامى كه رژیم صهیونیستى را تحمل مىكند ولى با مذاهب اسلامى دیگر بیرحمانه مواجه مىشود، دست آشتى به سوى آمریكا و ناتو دراز مىكند ولى در داخل به جنگهاى قبیلهاى و مذهبى دامن مىزند و اشداء بامؤمنین و رحماء با كفّار است، اعتماد نكنید.
به اسلام آمریكایى و انگلیسى، بدبین باشید كه شما را به دام سرمایهدارى غرب و مصرفزدگى و انحطاط اخلاقى مىكشانند.
در دهههاى گذشته هم نخبگان و هم حاكمان به وابستگى بیشتر خود به فرانسه و انگلیس و آمریكا و یا شوروى افتخار مىكردند و از سمبلهاى اسلامى مىگریختند و امروز همه چیز برعكس شده است.
بدانید كه غرب در صدد انتقام بر خواهد آمد. انتقام اقتصادى، نظامى، سیاسى و تبلیغاتى!
اگر ملتهاى مصر و تونس و لیبى و...، إن شاء الله در مسیر خدا، ادامه دهند، ممكن است به تحریمها تهدید شوند.
و اما كلام آخر؛ اعلام آمادگى جمهورى اسلامى و ملت بزرگ ایران براى همكارى و خدمت به شماست و خدمت ما و شما به همدیگر.
انقلاب اسلامى ایران، موفقترین تجربه اسلامى عصر جدید بود در عرصه خودباورى ملتها، مردمباورى نخبگان، در عرصهی نفى اسطوره شكستناپذیرى رژیمهای طاغوتی و اربابشان، در عرصهی شكستن غرور كمونیزم و سرمایهدارى، ارائه مدلهاى كارآمد در پیشرفتهاى بزرگ كشور با حفظ مردمسالارى و دفاع از ارزشهاى اساسی.
برادران و خواهران! سالهاست كه علیه برادران ایرانیتان به شما دروغ مىگویند، و اینك حقیقت در مورد ایران اسلامى، همین است كه به شما عرض مىكنم:
انقلاب ما پیروزیها و البته ضعفهایى در مجاهدات سه دهه خود داشته است. اما هیچ جنبش اسلامى در جهان پس از تسلّط غرب و شرق بر مسلمین در قرنگذشته، تا این حد جلو نیامده بود و اینهمه موانع را از سر نگذرانده بوده است.
إن شاء الله گفتگوهاى بسیارى میان ما و شما برادران در پیش است. در رسانههاى سرمایهدارى و صهیونیزم جهانى، «ایران»، متهم به «تروریزم» مىشود تنها بدان علت كه حاضر نشد برادران عرب خود را در فلسطین و لبنان و عراق ... تنها بگذارد و اشغالگران را به رسمیت بشناسد، حال آنكه ما خود بزرگترین قربانى تروریزم در جهان هستیم و این ترورها همچنان ادامه دارد.
اگر انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى، برادران مظلوم افغانى و بوسنیایى و لبنانى و عراقى و فلسطینى خود را همچون سایر حكومتهاى بظاهر مسلمان، تنها مىگذارد، و اگر همچون بیشتر رژیمهاى عربى كه به فلسطین، خیانت كردند، ما هم ساكت مىماندیم و از پشت خنجر مىزدیم، هرگز ما را پشتیبان تروریزم و مداخلهگرى معرفى نمىكردند. ما به آزادى قدس شریف و تمامی سرزمین فلسطین میاندیشیم، این است آن جرم بزرگ ملت ایران و جمهوری اسلامی.
از امپریالیزم ایرانى یا شیعى مىگویند حال آنكه همه مىدانند ما هرگز انقلاب اسلامى را، انقلابى صرفاً شیعى یا ملىگرا و ایرانى ندانسته و نخواندهایم و در این 30 سال، هر چه هزینه داده و تهدید شدهایم بعلت اسلامگرایى و امتگرایى و شعار وحدت و تقریب مذاهب و آزادى و عزّت برادران مسلمان از شرق آسیا تا عمق آفریقا و اروپابوده است.
ایران اسلامى در عرصه علم، تكنولوژى، حقوق اجتماعى، عدالت اجتماعى، توسعه، بهداشت، تأمین كرامت زنان و حقوق اقلیتهاى دینى و... گامهاى بزرگ و بىنظیرى برداشت ما ضعفهای خود را نیز مىشناسیم و بعون اله درمان مىكنیم انشاءاله.
معادله مقاومت در منطقه با كمك جمهورى اسلامى تغییر یافت، تبدیل و ارتقاء سنگ در دست فلسطینیان به «موشك جواب موشك» در غزّه و سایر مقاومتهاى اسلامى در برابر اشغالگران، الهام از انقلاب اسلامى بود.
ایران بدنبال ایرانى كردن اعراب یا شیعى كردن سایر مسلمین نیست، ایران بدنبال دفاع از قرآن و سنّت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) و احیاء امت اسلامى است. براى انقلاب اسلامى، كمك به مجاهدان اهل سنّت سازمانهای حماس و جهاد و مجاهدان شیعى حزبالله و أمل، به یك اندازه، واجب شرعى است و احساس تكلیف مىكند. ملت و حكومت ایران با صداى بلند و قاطع، اعلام مىكند به قیام ملتها (و نه به ترور)، به وحدت اسلامى (نه غلبه و تضادّ مذاهب)، به برادرى مسلمین (نه به برترى قومى و نژادى)، به جهاد اسلامى (نه خشونت علیه بیگناهان)، إن شاء الله معتقد و ملتزم است.
برای سعادت همهی ملتهای مسلمان دعا كنیم و در كنار آن وظیفه سنگین خود را بشناسیم و به آن عمل كنیم و بدانیم كه وَ الله غالِبٌ عَلى اَمرِهِ.
عبادالله اتقوا الله و كونوا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً؛ (1)
أقول قولی هذا و استغفر الله لی و لكم.
و السلام علیكم و رحمه الله و بركاته.
1) بندگان خدا پرهیزگار، و دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید.
پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای (مدظلهالعالی)
99
کامنت بنویسید...


