userinfo close

  ,

365روز


365ROOZ

تاسیس: 9 اردیبهشت 1389  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: شیرین آزاد - معاونان
به کلوب 365 روز خوش آمدید عضویت شما در عرض1 ثانیه تایید خواهد شد. در صورت امکان در بخش مقالات ادامه »
به کلوب 365 روز خوش آمدید

عضویت شما در عرض1 ثانیه تایید خواهد شد.

در صورت امکان در بخش مقالات این کلوب مقاله ای ارسال نمایید و مطالب ومقالات را داغ کنید.


برای دریافت مقالات جدید در گروه ایمیلی 365 روز نیز عضو شوید
برای عضویت آسان به آدرس زیر مراجعه کنید.

www.365Rooz.com

اولین گروه آموزش زبان از طریق ارسال ایمیلwww.zabanamoozi.com
 

عنوان مقاله

  عنوان مقاله بروز رسانی
1
11 اردیبهشت 1391
2
26 فروردین 1391
3
6 فروردین 1391
4
24 اسفند 1390
5
15 اسفند 1390
6
12 اسفند 1390
7
12 اسفند 1390
8
30 مرداد 1390
9
» سیاست یک روزه یک پسر بچه با هوش......(رضا میر ) ........................ http://karimimir.blogfa.com/ میر .. شرح بینهایت یک روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدر جان؛ لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی !؟ پدرش فکر می کنه و می گه : بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی. من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم. مامانت جامعه هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفت مون ملت فقیر و پا برهنه هست، چون از صبح ت
23 مرداد 1390
10
» سیاست یک روزه یک پسر بچه با هوش......(رضا میر ) ........................ http://karimimir.blogfa.com/ میر .. شرح بینهایت یک روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدر جان؛ لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی !؟ پدرش فکر می کنه و می گه : بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی. من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم. مامانت جامعه هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفت مون ملت فقیر و پا برهنه هست، چون از صبح ت
23 مرداد 1390
شیرین آزاد , shirinazad
شیرین آزاد - 08:58 1389/12/6

مظلومتر از گاو بودن

 

نادر ابراهیمی و مظلومتر از گاو بودن!

قبل نوشت: از زنده یاد نادر ابراهیمی چند کتاب خوانده ام. چند خط زیر را -که از کتاب ابوالمشاغل او انتخاب کرده ام- به نظرم بهترینِ نوشته های اوست.


روزی، در مجلس ختمی، مرد متین و موقری که در کنارم نشسته بود و قطره اشکی هم در چشم داشت، آهسته به من گفت: آیا آن مرحوم را از نزدیک می شناختید؟

گفتم: خیر قربان! خویشِ دور بنده بوده بود و به اصرار خانواده آمده ام، تا متقابلا، در روز ختم من، خویشان خویش، به اصرار خانواده بیایند.نادر ابراهیمی

حرفم را نشنید، چرا که می خواست حرفش را بزند. پس گفت: بله... خدا رحمتش کند! چه خوب آمد و چه خوب رفت. آزارش به یک مورچه هم نرسید. زخمی هم به هیچکس نزد. حرف تندی هم به هیچکس نگفت. اسباب رنجش خاطر هیچکس را فراهم نیاورد. هیچکس از او هیچ گله و شکایتی نداشت. دوست و دشمن از او راضی بودند و به او احترام می گذاشتند... حقیقتا چه خوب آمد و چه خوب رفت...

گفتم: این، به راستی که بیشرمانه زیستن است و بیشرمانه مردن. با این صفات خالی از صفت که جنابعالی برای ایشان بر شمردید، نمی آمد و نمی رفت خیلی آسوده تر بود، چرا که هفتاد سال به ناحق و به حرام، نان کسانی را خورد که به خاطر حقیقت می جنگند و زخم می زنند و می سوزانند و می سوزند و می رنجانند و رنج می کشند... و این بیچاره ها که با دشمن، دشمنی می کنند و با دوست دوستی، دائما گرسنه اند و تشنه، چرا که آب و نان شان را همین کسانی خورده اند و می خورند که زندگی را "بیشرمانه مردن" تعریف می کنند.
آخر آدمی که در طول هفتاد سال عمر، آزارش به یک مدیر کلّ دزد خائن به یک نخست وزیر آمریکایی منحرف، به یک شاه بدکار هرزه، به یک چاقو کش باج بگیر محله هم نرسیده، چه جور جانوری است؟ آدمی که در طول هفتاد سال، حتی یک ساواکی را از خود نرنجانده و توی گوش یک خبرچین خودفروش نزده است، با چنگ و دندان به جنگ یک رباخوار کلاه بردار نرفته، پسِ گردن یک گران فروش متقلب نزده، و تفی بزرگ به صورت یک سیاستمدار خودباخته ی وابسته به اجنبی نینداخته، با کدام تعریفِ آدمیت و انسانیت تطبیق می کند و به چه درد این دنیا می خورد؟

آقای محترم!ما نیامده ایم که بود و نبودمان هیچ تاثیری بر جامعه بر تاریخ، بر زندگی و بر آینده نداشته باشد. ما ابوالمشاغلآمده ایم که با دشمنان آزادی دشمنی کنیم و برنجانیمشان، و همدوش مردان با ایمان تفنگ برداریم و سنگر بسازیم، و همپای آدمهای عاشق، به خاطر اصالت و صداقت عشق بجنگیم.
ما آمده ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم، نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر، ما باید وجودمان و نفس کشیدنمان و راه رفتنمان، و نگاه کردنمان،و لبخند زدنمان هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود... ما نیامده ایم فقط به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان، گرگ و چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند...

گمان می کنم که آن آقا خیلی وقت بود بود که از کنارم رفته بود، و شاید من هم، فقط در دل خویش سخن می گفتم تا مبادا یکی از خویشاوندان خوب را چنان برنجانم که در مجلس ختمم حضور به هم نرساند...


ارسال در تاریخ جمعه 6 اسفند 1389 توسط TazeTarinha .ir
داغ کن - کلوب دات کام
(تعداد کل صفحات:11)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

 
 

با عضویت در این گروه مطالب جدید علمی - هنری - عکس -جک - مد و زیبایی - خبر و... به آدرس ایمیل شما ارسال خواهد شد.

 

عضویت آسان

ارسال ایمیل بدون متن به آدرس زیر

TazeTarin+subscribe@googlegroups.com

پس از ارسال ایمیلی از طرف گروه دریافت میکنید ایمیل رسیده را
reply
کنید ومجدداً
send
کنید
به همین سادگی عضویت شما با موفقیت به پایان رسیده است.
فرقی نمیکند که نوع ایمیل شما چیست شما با هر نوع ایمیلی می توانید با روش بالا در گروه تازه ترینها عضو شوید.

www.TazeTarinha.ir

 
  • wow.gif
99
کامنت بنویسید...
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.