عنوان مقاله
| عنوان مقاله | بروز رسانی | |
|---|---|---|
|
1
|
24 آبان 1390 | |
|
2
|
10 خرداد 1390 | |
|
3
|
12 اسفند 1389 | |
|
4
|
14 آذر 1389 | |
|
5
|
10 آذر 1389 | |
|
6
|
10 آذر 1389 | |
|
7
|
25 مرداد 1389 | |
|
8
|
21 مرداد 1389 | |
|
9
|
6 تیر 1389 | |
|
10
|
26 خرداد 1389 |
نسل اهورایی
جشن های اسپند ماه
ما می ستانیم مردان و زنان نیک اندیش را که در هر کشور با وجدان نیک بر ضد بدی قیام نموده اند یا می نمایند. اوستا
روز عشاق بر ایرانیان و ایران دوستان فرخنده ![]()
عشق به دوست عشق به پدر مادر ...فرقی نمی کند.!!
اول اسفند برابر با هرمزد روز: جشن آبسالان (آبشاران)
پنج اسفند برابر با سپندارمزد روز : جشن بزرگ اسپندگان
نوزدهم اسفند برابر با فروردین روز : جشن نوروز رودها
بیست اسفند برابر با بهرام روز :جشن گلدان
بیست و شش اسفند برابر با اشتاد روز : جشن فرودگان
بیست و نهم و سی ام اسفند (در سال کبیسه)برابر با مانتره سپندروز و انارام روز : جشن پایان زمستان
و چارشنبه آخر سال چشن سوری ( با توضیح کامل و آشکارشدن تاریخچه این جشن )
----------------
جشن آبسالان (آبشاران)
به مناسبت روان شدن جویبارها و طلیعه بهار.در متون کهن هنگام این جشن به گونه های مختلفی آمده است که مانند بسیاری از دیگر دگرگونی ها ناشی از محاسبه زمان با تقویم های گوناگون و کبیسه گیری های متنوع است.
جشن بزرگ سپندارمزد روز عشق ایرانی
جشنی در ستایش و گرامیداشت سپنته آرمیتی به معنای فروتنی پاک و مقدس و مظهر ایمان .فداکاری. اندیشه رسا فروتنی. مهر و محبت جانبازی و حامی جوانان نیک و پارساست. بعدها یکی از امشاسپندان شده است و در گفتار زرتشت خصوصا از او به عنوان یاری کننده سرگردانانی که هنوز درست از نادرست را باز نمیشناسند یاری میرساند.و می گوید در جهان مادی به او توش و توان و نهاد راستین دهد و بدکردارانی را که از نیکی روی می گردانند از راستی به دور دارد.سپندارمزد همواره کارساز است و یاور راستی و زرتشت از او می خواهد از برای نیکی هایی که برای انسانها آرزو می کند برای او و پیروانش پاداش ببخشاید. اما در آیین پاک بهدینان (زرتشتی) سپندارمزد نگهبان و ایزد بانوی زمین سرسبز است و همانطور که میدانید از شش امشاسپندان سه امشاسپند ایزد بانو بوده و در این مورد نیز برابری در زنان و مردان در سرزمینمان رعایت شده!!و به همین دلیل باید توضیحی کامل در مورد زن در گفتار زرتشت و آیین زرتشتیان و فرهنگ ایرانی نگاشت که بعدها حتما محقق می شود.
جشن عشق یا اسپندگان روز عشق در واقع دختران گریبان عشق خود را برای دریافت هدیه می گرفتند وسختی هایی که تا به حال کشیده اند را با هدیه دریافت می کردند.
به گفته بوریحان بیرونی بزرگ:
اسفندارمذ ماه پنجم آن روز اسفندارمذ است و برای اتفاق دو نام این چنین نامیده اند
و معنای آن عقل و حلم است. اسفندارمذ فرشته ی موکل به زمین است.
و نیز بر زن های درست کار و عفیف و شوهر دوست و خیرخواه موکل است
و در زمان گذشته این ماه به ویژه این روز عید زنان بوده
و در این عید مردان به زنان بخشش (هدیه) می نمودند
و هنوز این رسم باقی مانده و به فارسی مردگیران می کویند.
گردیزی در باره جشن اسفندگان می نویسد:
... و این نام فرشته ای است که بر زمین موکل است
و زنان پاکیزه ی مستوره و اندر روزگار پیشین این عید خاصه مر زنان را بودی
و این را مردگیران گفتندی که به مراد خویش مرد گرفتندی...
نحوه برگزاری:
این روز بانوان لباس و کفش نو می پوشند زنانی که مهربان پاکدامن پرهیزگار و پارسا بودند و در زندگی خود و در رندگی زناشویی فرزندان نیک به جامعه تحویل دهند مورد تشویق بودند.
زنان شوهردار در این روز از کارهای همیشگی خود در خانه و
زندگی خانوادگی معاف و بجایشان مردان و پسران کارها را انجام میدادند! در
این روز مثل تمامی جشن ها یک نقطه مشترک دارد و آن شادی و پذیرایی و جشن
های و شادمانی های گروهی با شکوه برجسته ای گرامی می دارند. (البته بعد از
اینکه هدیه ها داده شد و عشق و اینا....)![]()
همچنین باید اضاف کرد که در میان زرتشتیان این روز روز مادر نیز بوده که به تمام مادران زرتشتی نیز تبریک میگوییم.
--------------------
نوروز رودها
گرامیداشت لایروبی و پاکسازی رودها کاریزها و چشمه ها همراه با پاشیدن عطر و گلاب بر آنها.(که هنوز من این رو در روستاها میبینم که مردم آن محل یک روز باهم جمع می شوند و همه جویبارها را تمیز میکنند تا برای زمین هایشان آب به راحتی بیاید)
---------------------
جشن گلدان
روز آماده سازی و کاشت گل ها و گیاهان در گلدان ها و نیز روز درختکاری
---------------------
جشن فرودگان
جشنی در یادکرد و بزرگداشت روان و فروهر در گذشتگان در این روز و تا پایان سال.
------------------
جشن پایان زمستان
جشن پایان فصل زمستان و زمان گاهنباری بنام همسپت مدم به معنای برابری شب و روز و برابری سرما و گرما.همچنین در شامگاه آخرین روز سال در بسیاری از نواحی ایران بر بام ها آتش می افروزند.
زرتشت در این ماه از فروتنان پاک و مقدس می خواهد
تا در روی زمین تنها فرمانروایان خوب به فرمانروایی برسند
و مردم زندگی پاکی داشته باشند و... یسنا 48بند5
ما ایرانی هستیم هزاران سال است که این فرهنگ در سرزمینمان زنده است ما ایرانیان از سپندارمذ پیروی می کنیم . نه خرافات والنتاین نه تولد هر تازی. ما را با فرهنگ فروشان کاری نیست!!
--------------------------
تاریخ چهارشنبه سوری در ایران
بسیاری از صاحب نظران که در مورد چهارشنبه سوری توضیح داده اند همگی به این موضوعات اشاره کرده اند که این جشن باستانی است ولی مدارکی در دست نیست تا اثبات شود و منتقدین نیز این جشن را جشنی نوساخته میدانند و دلیلشان نبود هفته در تاریخ باستانیمان است.به هر صورت کسی تا به حال نتوانسته تاریخچه و دلیل جشن چهارشنبه سوری را آشکار کند اما تارنمای نسل اهورایی با کمک کتاب تاریخ و تاریخگذاری در جهان از ع.م.کاوه توانسته به طوری رمزگشای این معمای باستانی باشد که چرا جشن سوری برگزار می شده؟
چرا وقتی در ایران هفته نداشته ایم این جشن را به قبل از اسلام نسبت می دهند؟
در مورد این بحث که ایرانیان هفته نداشتند و نمی تواند چهارشنبه داشته باشند تا جشن بگیرند همان طور که در مطالب گذشته از رصد منسوب به زرتشت و تقویم اشمورتیک و وهیگکیک صحبت به میان آمد، سال زروانی با اندک ترمیمی بر رصد زرتشت و اضافه کردن صد و اندی سال به قبل از کیومرث ادامه دهنده تاریخ نجومی زرتشت بوده .
اما قبل از اینکه ارتباط آن با چهارشنبه سوری را بیان کنیم باید مشکل هفته را توضیح داد که اولین مدرکی که به آن بر میخوریم در شاهنامه بوده که هم به نام روزهای هفته و هم جشن آتشی در چارشنبه روز اشاره کرده. اما ما توضیح مفصل و واقعی آن را با این سوالات آغاز می کنیم که
تا به حال به نام های روزهای ماه خوب دقت کرده اید؟
آیا دقت کرده اید نام آفریدگار چندبار تکرا شده؟
نام آفریدگار در چه روز هایی برده شده؟
دلیل نام گذاری نام آفریدگار در این روزها چیست؟
ادوار نجومی و گاهشمار اشمورتیک در ارتباط با ایام هفته
ماه و کره ماه
حرکات خورشید باعث بوجود آمدن شبانه روز می شود و واحد زمانی شبانه روز را تشکیل می دهد.قبل از اسلام عزیز !! ما ایرانیان نیز این واحد زمانی را می شناختیم و بدان توجه داشته ایم.
سیاره ماه از نظر نگاه داری حساب زمان اعجاب آورتر از خورشید است، چون شکل آن تغییر می کند .کسانی که به ماه نظاره می کنند توجه کرده اند که گاه پس از غروب آفتاب،هلال نازک و نقره رنگی در آسمان ظاهر می شود.نازکی هلال در طی ماه مستمرا ضخیمتر شده و هر شب از شب قبل محدب تر می گردد تا جایی که در پایان هفت روز اول ماه تصویر کره ماه به شکل یک نیمدایره پر و روشن دیده می شود در نیمه ماه به شکل کره گرد در می آید و در پایان آخرین هفته ناپدید می شود و این سیر همچنان ادامه می یابد.پس چگونگی گردش ماه سبب شده تا تغییرات ماهیانه آن برای نگاهداری زمان های طولانی تر از شبانه روز مورد استفاده قرار گیرد.
(متوجه می شویم که تقریبا در هر 7 روز تغییراتی در کره ماه اتفاق افتاده و در 30 روز این تغییرات دوباره اعمال می شود! پس در پایان هر ماه، تغییرات کامل کره ماه هم صورت گرفته)
بدین سبب خوارزمیان ماه را به بخش های 7 روزه تقسیم کرده بودند بنظر می رسد، آنان روزهای هر بخشی از دوران یک ماهه را_به همان گونه که در برخی از السنه متداول است _ به ترتیب شمارش اعداد از یک تا هفت حساب می کردنده اند که ترتیب شمارش آنها به روز شنبه ختم می شده و در سده های بعد آن گاه شماری هفت هفتی،معیاری بر تشکل دوره هفت روزه ای (ایام هفته) گردیده است.اما این موضوع دارای اشکالاتی بوده که به طوری می توان گفت شکل تکامل نیافته ای یا شکل اولیه امروزی هفته هاست زیرا تعداد روز های ماه به طور صریح و صحیح به عدد هفت قابل قسمت نمی باشد و تعداد معین هفته نیز در یک ماه نمی گنجد....
....با آشنا شدن انسان به دوره کشاورزی آنان بزودی درک کردند که هر فصل سه مرتبه شاهد ظهور ماه نو می باشند و لذا هر فصل را شامل سه ماه دانستند و جون در طول سال چهار فصل وجود داشت هر سال را به دوازده ماه تقسیم کردند.
به نوشته بوریحان : ما ایرانیان قبل از ظهور زرتشت در ملوک پیشدادی سال را 360 روز می گرفتند و در هر شش سال یک ماه کبیسه می کردند و در 120 سال دو ماه کبیسه می کردند یکی به سبب آن پنج روز و دوم به سبب چهار یک روزها...
با تبدیل ماه و سال ماهی به سال و ماه خورشیدی ارتباط ایام هفته با روزهای ماه خورشیدی قطع شد و در نتیجه هفت روز آن ایام بصورت گاهشمار مستقلی درآمده و به موازات سایر گاه شمار ها جریان پیدا نمود، در ادامه در نام های سی روزه ماه زرتشتی که از اوستا سرچشمه گرفته اند.آثاری از تقسیم بندی ایام ماهیانه را به هفت روز هفته می توان یافت:
(قابل توجه که معنی دی همان دادار یا آفریدگار و اهورامزدا بوده.)
روز یکم: روز اورمزد
روز هشتم: روز دی به آذر
روز پانزدهم ماه: روز دی به مهر
روز بیست و سوم: روز دی به دین
قابل توجه که عبری ها این را پذیرفتند و گفته می شود یونانی ها و رومی ها نیز آن را در تقویمشان جای داده اند.
...بعد از اینکه با تاریخچه هفته در ایران
آشنا شدید برای طولانی نشدن مطلب از اتفاقات و مبدا تاریخ های گوناگون که
مشخص می شود چند شنبه بوده مستقیم به اصل موضوع می پردازیم که دلیل جشن
سوری در این است که:
..... در سال 3306 زروانی سر آغاز سال های اشمورتیک و وهیگکیک در روز پنچ شنبه آغاز شده در اینصورت روز پایانی سال 3305 زروانی روز چهارشنبه بوده است بدین مناسبت ایرانیان در آخرین چهارشنبه پایانی هر سال بیاد سال دیگان جشن و سرور بر پا داشته و بر روی آتش جست و خیز می کردند.
نحوه برگزاری:
این جشن در سراسر ایران زمین در شب آخرین چهارشنبه سال همراه با آتش افروزی و پریدن از روی آن است .این جشن با آب نیز در پیوند است و در برخی نقاط پریدن از روی نهر یا آوردن آب از چشمه توسط دختران و شکستن کوزه های آب دیده می شود.
پریدن از روی آتش به هیچ وجح بی احترامی به آتش نیست بلکه این کار بگونه ای نمادین برای سوزاندن و پاک کردن همه بدی ها و نادرستی ها و کدورت ها انجام میشده و به استقبال سال نو می رفتند.
مادر بزرگم به خاطر جشن سوری آش ترش
می کنه!! و خودشم میاد با ما پیشه آتیش شادی می کنه و برای نوه هاش شعر می خونه!!![]()
براستی کیست؟ براستی چه کسانی با این جشن ها مخالفت می کنند؟ به چه دلیل امروزه باید به جای برگزاری در آرامش باید با مامورین دست و پنجه نرم کرد؟
کسانی که جلوی این گردهمایی ها را می گیرند خود اهریمنان و سیاه بختانند!
-----------------
نکته: نخستین روز از سال ظهور زرتشت روز یکشنبه بوده و چنانچه از نام آن پیداست روز یکشنبه نخستین روز از ایام هفته نیز می باشد (با توضیحات بالا شنبه آخر هفته میشده) در زبان فرانسه به روز یکشنبه dimanche اطلاق می شود که از لاتین اقتباس شده و به معنای روز خداست و شاید که در اصل این واژه در ارتباط با روز ظهور زرتشت وضع شده باشد.
منابع: جشن های ایرانی ، نوروز تا نوروز ،چگونگی برگزاری جشن های باستانی ، تاریخ و تاریخگذاری در جهان/گردآوری تارنمای nasleahoorai.blogfa.com - nasleahurai.blogspot.com
در جامعه ای که از دوره مشروطه و نفوذ استعمارگران ، مردم ایران را بی فرهنگ و عقب افتاده معرفی می نمودند که تا همین زمان هم این تـفکر در مردم خودمان نیز حک شده. باید به این موضوع دقیقتر بنگریم که آیا این بی فرهنگی درست است یا خیر؟ اینکه خودمان را از نظر فرهنگی عقب تر و سنت های خودمان را خشک و بی روح و بدون شادی در مقابل فرهنگ غربی بدانیم این موضوع را با فهم فرهنگی یا فقر فرهنگی پیش می گیریم که آیا ما کمبودی در فرهنگ یا جشن های خود داریم یا خیر؟
بحث من در مورد فقر یا کمبود فرهنگی است با فهم و شناخت درست از فرهنگ غنی نیاکانمان.
اگر بخواهیم دقیقتر این موضوع را پیش ببریم به نظرم باید یک کار جامعه شناسی از مردم و اجتماع کرد که از عهده من در اینجا بدلیل محدودیت در نوشتن خارج است .اما اگر بخواهیم به طور کلی این دو موضوع را مورد بررسی قرار داد این بوده که در فرهنگ غنی خودمان فقری نداریم و این مردم ما هستند که فهم فرهنگی یا شناختی از فرهنگ باستانی خود ندارند.اگر بفهمیم که چه فرهنگ عمیق و زیبا و شادی داشتیم میتوانیم به آینده خوشبین بود و نباید سرسری و با بی مسئولیتی پاچه غرب یا عرب را چنگ بزنیم .پس بیاییم به همه کسانی که دور و برمان هستند این شناخت را بدهیم و کمی مسئولیت پذیر باشیم و به مردم خود بفهمانیم که خودشان درک کنند که مسئولیتی دارند.
مثال: روز عشق یا والنتاین،که بسیاری از جوانان ما به سمت آن کشیده شده و این کشش را ما به عنوان فقر فرهنگی ای که در کشور، با دین اسلام داریم را می خواهیم جبران کنیم.در صورتی که اگر فهم فرهنگی داشته باشیم، می توانیم فرهنگ غنی و با تمدن خود را دوباره باز جوئیم و ببینیم روز عشق قبل از اینکه غربی ها آن را و یا اسلام از این فقر فرهنگی یا کمبود فرهنگی داشته باشند ایرانیان هزاران سال پیش این روز را به نام اسپندارمزد یا جشن اسپندگان در پنج اسپندماه برگزار می کردیم. حالا تا چه حد به این فهم رسیدیم که هویت فرهنگی خویش را اهمیت بدهیم، و نه به عنوان یک مصرف کننده، بلکه یکی از نواندیشان و نوگرایانی باشیم در حوزه فرهنگی کشور خودمان.
البته عده ای نیز به شکلی نادرست این فرهنگ را به مردم منتقل کردند که اسپندگان را در بیست و نهم بهمن اجرا میکنند در صورتی که قبلا توضیح دادیم پنج اسپندماه است.
بیاییم از همین ابتدا این کژرویها را اصلاح کنیم!!
در یک برنامه تلویزیونی،کارشناسی دینی، بحثی راجع به تهاجم فرهنگی که والنتاین باشد بحث می کرد و می گفت: (ما درسته که در اسلام روز عشق نداریم ولی می توانیم روز تولد حضرت زینب را روزعشق معرفی کنیم.)اینجا این کارشناس توجه نمی کند که تمام ایرانیان عرب و مسلمان نیستند؟ نمی داند قوم و ادیان مختلف در ایران زندگی می کنند و باید آنها هم در اجتماع شریک باشند؟ اینست محدودیت فرهنگی مسلمانان.
ناآگاهی یا نداشتن فهم فرهنگی دلیل بر نبود یا فقر فرهنگی نیست. نسل اهورایی
برای جشن ها ما باید از تقویمی ملی برای ملتمان استفاده کنیم نه از تقویم زرتشتیان!!)لازم به توضیح که تقویم منسوب به زرتشت با تقویم زرتشتیان تفاوت دارد!!دوستی در گذشته گفته بود مهم اجرای آنهاست که به هم تبریک بگوییم زیاد روزش مهم نیست.ولی دوستان ببینید و بدانید که هدف ما از وسواس بر این مسائل به خاطر چنتا تبریکات ساده نتی نیست بلکه باید باید و باید این جشنها را مثل نوروز و شب چله برگزار کنیم.


