userinfo close
  ,

نماز


prayer

تاسیس: 6 اردیبهشت 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: علی - معاونان
 

عنوان مقاله

سفیر آرامش , ashena1359
سفیر آرامش - 11:16 1388/12/24

نیم نگاهی به عبادت در سیمای عاشورائیان در ماجرای کربلا

نیم نگاهی به عبادت در سیمای عاشورائیان در ماجرای کربلا
1- سؤال: یکی از موضوعات مهم در ماجرای عاشورای حسینی، مساله عبادت امام حسین (ع) و عاشوراییان، و اهمیت دادن آنها به عبادت بود، گرچه همه تلاش ها و ایثارهای آنها، عبادت در سطح بالا بود، ولی سؤال این است که عبادت به معنی خاص که در نماز، مناجات، دعا و سجده و تلاوت قرآن خودنمایی می کند، در سیره آنها چه نقشی داشت؟ و امام حسین (ع) و یارانش تا چه اندازه به عبادت اهمیت می دادند؟
پاسخ:
خلاصه پاسخ این سؤال این است که آنها به عبادت، بسیار اهمیت می دادند، و همواره در هر فرصت، خلوص و نهایت خضوع و بندگی خود را به درگاه الهی ابراز می داشتند. برای آشنایی به چهره عبادات آنها، نظر شما را به ده نمونه ذیل جلب می کنیم.
1- نخست به مساله عبادت در سیره امام حسین (ع) قبل از ماجرای کربلا اشاره می کنیم، که او عاشق شیفته و بی تاب عبادت بود. سپس چند نمونه از عبادت او و یارانش در ماجرای کربلا را خاطرنشان می سازیم. روایت شده: شخصی از امام سجاد (ع) پرسید: چرا پدرت فرزندان کم تر داشت؟ «امام سجاد (ع) در پاسخ فرمود: همین اندازه که داشت باعث تعجب است، زیرا: «انه کان یصلی فی الیوم واللیلة الف رکعة، فمتی کان یتفرغ للنساء; آن حضرت در شبانه روز هزار رکعت نماز می گزارد، پس کی فراقت حاصل می کرد تا با همسرانش هم بستر شود؟ ! (1)
دعای پر محتوای عرفه که از امام حسین (ع) (در مفاتیح الجنان) نقل شده، تابلو گویایی از نهایت بندگی و خشوع عبادی امام حسین (ع) در سطح بسیار عالی در پیشگاه خدا است.
آن حضرت 25 بار پیاده از مدینه به مکه برای انجام مراسم حج و عمره رفت. (2)
2- هنگامی که کاروان امام حسین (ع) نزدیک کربلا رسیدند، و در منزلگاه رهیمه به لشگر هزار نفری حر برخورد نمودند، وقتی که ظهر شد، امام حسین (ع) به فرزندانش امام سجاد (ع) یا علی اکبر (ع) فرمود: اذان واقامه بگو، او اذان و اقامه گفت، و سپاه امام حسین (ع) برای اقامه نماز جماعت آماده شدند، سپاه امام و سپاه حر هر دو به امام حسین (ع) اقتدا کرده و نماز خواندند. (3)
3- روز نهم محرم، دشمن قصد حمله به سپاه امام حسین (ع) داشت، امام برادرش حضرت عباس (ع) را برای ابلاغ پیام، به سوی دشمن فرستاد، پیام امام این بود: «برادرم جانم به فدایت، اگر می توانی این دشمنان را امروز از جنگ منصرف کنی، همین کار را بکن، نزد آنها برو و از آنها مهلت بخواه، شاید امشب را در پیشگاه الهی به نماز بایستیم، چرا که خدا می داند، من نماز را برای خدا، و تلاوت قرآن را دوست دارم.» و مطابق روایت دیگر فرمود: «شاید امشب را بانماز، دعا و استغفار به سر آوریم، چرا که خدا می داند من نماز و تلاوت قرآن، و بسیار دعا کردن و مناجات و استغفار را دوست دارم و به آن عشق می ورزم.» (4)
4- در شب عاشورا، آن چنان مناجات ملکوتی امام و یارانش در فضای کربلا پیچیده بود، که در روایات چنین تعبیر شده «و لهم دوی کدوی النحل، مابین راکع و ساجد و قائم و قاعد; صدای زمزمه ناله آنها همانند آوای بال زنبور عسل شنیده می شد، بعضی از آنها در رکوع، و بعضی در سجده، و جمعی ایستاده و گروهی نشسته مشغول عبادت بودند»
همین سوز و گداز مناجات آنها، آن چنان دشمن را تحت تاثیر قرارداد که سی ودو نفر از آنها همان شب به سپاه امام حسین (ع) پیوستند. (5)
5- فرازی از مناجات و دعاهای امام حسین (ع) در شب عاشورا این بود:
«اللهم انی احمدک علی ان اکرمتنا بالنبوة، و علمتنا القرآن، و فقهتنا فی الدین، و جعلت لنا اسماعا و ابصارا، و افئدة، و لم تجعلنا من المشرکین; خدایا! تو را سپاس گویم که ما را به مقام نبوت کرامت بخشیدی، و قرآن را به ما آموختی، دین را به ما شناساندی، گوش شنوا، چشم بینا، و دل آگاه به ما عطا کردی، و ما را از مشرکان قرار ندادی.» (6)
6- صبح عاشورا، آغاز فجر صادق، امام حسین (ع) و یارانش برخاستند، و برای اقامه نماز جماعت آماده شده و به امام اقتدا کردند، تعقیب این نماز این بود، که امام پس از نماز، شکر و سپاس حق را به جا آورد، آنگاه به یاران فرمود: «امروز خداوند کشته شدن ماو شما را اجازه داده است، بر شما باد که صبر و مقاومت کنید، و با دشمن بجنگید.» (7)
7- وقتی که ظهر عاشورا فرا رسید، یکی از یاران امام حسین (ع) به نام ابوتمامه صیداوی در میان شدت درگیری به محضر امام آمد و گفت: «دوست دارم قبل از فدا شدن در رکابت، نماز ظهر را که وقتش فرا رسیده با تو بخوانم.» امام حسین (ع) به او فرمود: «ذکرت الصلاة، جعلک الله من المصلین الذاکرین; نماز را یاد کردی، خدا تو را از نمازگزارانی که در یاد خدا هستند قرار دهد» آری وقت نماز فرا رسیده است، از دشمن بخواهید مهلت دهد تا نمازمان را انجام دهیم. امام نماز جماعت برپا کرد، با این که دشمن او و یارانش را هدف تیرهای خود قرار داده بود، آنها نماز را خواندند، بعضی از یاران آن حضرت که خود را سپر امام قرار داده بودند، بر اثر اصابت تیر از پای درآمدند، از جمله سعیدبن عبدالله که بر اثر تیر به شهادت رسید، در آخرین لحظه های شهادت به امام عرض کرد: «آیا به عهدم وفا کردم؟» امام (ع) فرمود: «آری تو در رفتن به بهشت از من پیشی می گیری.» (8)
8- هنگامی که امام حسین (ع) از پشت اسب بر زمین افتاد و ساعات آخر عمر را می پیمود، چنین مناجات می کرد:
«صبراعلی قضائک یا رب، لا اله سواک یا غیاث المستغیثین مالی رب سواک، ولا معبود غیرک، صبرا علی حلمک یا غیاث من لا غیاث له، یا دائما لا نفاد له، یا محیی الموتی، یا قائماعلی کل نفس بما کسبت، احکم بینی و بینهم و انت خیرالحاکمین;
در برابر قضای تو صبر می کنم، ای پروردگار من، معبودی جز تو نیست، ای پناه پناه آوردندگان، ای خدایی که همیشه هستی، و پایانی نداری، ای زنده کننده مردگان! ای کسی که بر هر کسی بر اساس عملش داوری می کنی، بین من ودشمنان خودت داوری کن، که تو بهترین داوران هستی.» (9)
9- حبیب بن مظاهر، شهید سرافراز عاشورا، یکی از زاهدان برجسته و عابدان مخلص بود، وقتی که در روز عاشورا به شهادت رسید، امام حسین (ع) بر بالین او آمد و او را چنین ستود: «لله درک یا حبیب لقد کنت فاضلا تختم القرآن فی لیلة واحدة; آفرین به مقام تو ای حبیب! تو انسان دانشمند بودی، و در یک شب همه قرآن را تلاوت می کردی.» (10)
از فاطمه بنت الحسین (ع) نقل شده که در مورد عبادت حضرت زینب (س) فرمود: «عمه ام زینب (س) در شب عاشورا همواره در محراب خود به عبادت و نماز ایستاده بود، و با خدا مناجات و راز و نیاز می کرد.» (11) امام حسین (ع) به زینب (س) فرمود: «یا اختاه! لاتنسینی فی نافلة اللیل; خواهرم! مرا در نماز شب فراموش نکن.» (12)
از فرازهای دعای زینب (س) این که: وقتی روز یازدهم کنار بدن پاره پاره امام حسین (ع) آمد، با کمال خضوع و خلوص و دل دادگی به خدا عرض کرد: «اللهم تقبل منا هذا قلیل القربان; خدایا این قربانی اندک را از ما بپذیر.» (13)
10- حضرت عباس (س) که امام صادق (ع) او را به عنوان عبد صالح خوانده (14) آن قدر شیفته عبادت و نماز بود که نشانه سجده های طولانیش، به صورت پینه در پیشانیش دیده می شد، قاتل او که از طایفه بنی دارم بود گفت: «من جوانی از بستگان حسین (ع) یعنی برادرش عباس را کشتم که اثر سجده از پیشانیش دیده می شد.» (15)
اگر می بینیم امام حسین (ع) و یارانش آن گونه عاشقانه و سخاوتمندانه، به سوی عروس بهشتی شهادت رفتند و آن را در آغوش گرفتند، از این رو بود که آنها عاشق خدا بودند، ودر بندگی خدا نهایت خضوع و دلدادگی را داشتند، و از عبادت الهی لذت می بردند، چرا که هیچ گونه دلبستگی به دنیا نداشتند، که خدا به داود (ع) وحی کرد: «ما لاولیائی والهم بالدنیا یذهب حلاوة مناجاتی من قلوبهم; اولیاء مرا با دنیازدگی چه کار؟ همانا، دنیازدگی، شیرینی مناجات مرا از دل های آنها می رباید.» (16)
حقیقت نماز چیست تا عاشقانه نماز بخوانیم؟
2- سؤال: حقیقت نماز، و عبادت الهی چیست؟ تا پس از آگاهی از آن، عاشقانه و از روی میل آمیخته با لذت و حلاوت عبادت کنیم ؟
ج - نماز و عبادات دیگر، باید از دو نظر مورد توجه قرار گیرد تا دو موضوع فوق به دست آید;
1- معرفتی 2- عملی. نخست باید بدانیم که جایگاه نماز و عبادات در زندگی ما در کجا قرار گرفته است، نباید به نماز به عنوان این که تنها تکلیف است نگاه کرد، بلکه باید هدف از نماز را شناخت، و آن را از ضروریات هدف از آفرینش که تکامل است قرارداد، که عامل و محور همه زندگی است. باید هدف از حرکات و اقوال و شرایط نماز را از عمق جان درک کرد، و دریافت که در نماز با خدا گفتگو می کنیم، و نماز دارای چنین جایگاهی بر قله زندگیمان قرار داد، مطالعه کتاب هایی که پیرامون اسرار و رموز نماز نوشته شده، ما را در این زمینه کمک می کند.
2- دومین مرحله، این است که ما در عمل به نماز و سایر عبادات، از نظر فراهم نمودن شرایط صحت وکمال، توجه کامل داشته باشیم، تا آن را با نورانیت دل انجام دهیم، برای وصول به این مرحله، باید: 1- دل را از حب دنیا خالی کرد، معروف است که یکی از عرفا شیطان را دید و از او پرسید: چرا حتی در نماز دست از سر ما برنمی داری؟ شیطان گفت: «مگر شما از دنیایی که محل حکومت مااست دست برداشته اید؟» آری باید سگ طمع به دنیا را کشت، وگرنه اگر نان وگوشتی در دستت باشد، آن سگ به دنبال تو می آید و حواست را پرت می کند. 2- باید با تمرکز حواس و حضور قلب، روح عبادت را کسب کرد3- باید گناه نکرد، 4- باید از غذای حرام و همنشین بد پرهیز کرد 5- باید چشم ها و چشمه ها در صفحه دل پدید آورد، آری باید این مقدمات در طول زمان تحصیل گردد، تا عاشقانه و با لذت نماز بخوانیم و عبادت کنیم، البته پیمودن این راه تا وصول به قله رفیع عبادت، زحمت دریافت دارد، و به راحتی به دست نمی آید، چرا که از قدیم گفته اند تا رنج نبری، دستت به گنج نخواهد رسید. اگر عاشورائیان به این قله رسیدند، از این رو بود، که در صراط سیر و سلوک از همه دست اندازهای مادی گذشتند، و در فضای ملکوت به پرواز درآمدند.
راه های کنترل طغیان شهوت
3- سؤال: غریزه جنسی یکی از غرایز طبیعی و شدیدی است که در حیوانات و انسان، وجود دارد، مانند غریزه گرسنگی، تشنگی، باید به طور طبیعی اشباع و ارضاء شود، اشباع معقول آن با ازدواج و مراقبت است، ترک ازدواج و سرکوبی غریزه، موجب مشکلاتی از جمله انحرافات، اعتیاد، عقده حقارت و... می گردد اینک این سؤال می شود که شرایط کاذب سنگین، موجب شده که جوانان نتوانند ازدواج کنند، و روز به روز سن ازدواج بالا رود، برای کنترل طغیان شهوت چه باید کرد؟
پاسخ: قرآن در جواب کسانی که امکان ازدواج برای آنها فراهم نیست، می فرماید: «ولیستعفف الذین لایجدون نکاحا حتی یغنیهم الله من فضله; و کسانی که امکانی برای ازدواج نمی یابند، باید پاکدامنی پیشه کرده و خود را کنترل کنند، تا خداوند از فضل خود، آنان را بی نیاز گرداند.» (17)
بنابراین وسیله چاره، کنترل و مراقبت است، ولی راه های آن چیست؟ از روایات و تجربیات چنین استفاده می شود که عوامل زیر می تواند، در کنترل طغیان غریزه جنسی به انسان کمک شایان کند:
1- مراقبت شدید از نگاه های چشم
نگاه های چشم باید حساب شده و دارای ترمز باشد، و در برابر مناظر شهوت انگیز فرد خوابیده شود چنان که قرآن به زن و مرد این سفارش را نموده است (18) چشم را باید از نگاه به نامحرم کنترل کرد، تا دل آسیب نبیند، و باید با خنجر ایمان و تقوا بر آن زد، تا دل آزاد گردد، این که بعضی بی بند و بار می گویند: «هرچه می خواهی ببین دلت پاک باشد» سخن غلط است زیرا هرگز با چشم چرانی نمی توان دل را پاک نگهداشت، چنان که حضرت عیسی (ع) در اندرزهای خود می فرماید: ایاکم والنظرة، فانها تزرع فی قلب صاحبها الشهوة و کفی بها لصاحبها فتنة; از نگاه های نامشروع پرهیز کن، چرا که چنین نگاه ها، شهوت جنسی را در قلب صاحبش می رویاند یا شعله ور می کند، و همین کافی است که او را به آشوب و انحراف بکشاند.» (19)
2- پرکردن اوقات فراغت
باید اوقات بیکاری و فراغت را با کارهای مثبت پر کرد، و عادات نیک را جای گزین عادات و آداب زشت نمود، و به این وسیله فکر و اندیشه را به امور سازنده مشغول ساخت.
3- پرهیز از رفتن به مجالس شهوت انگیز
باید از مجالس شهوت زا دوری جست، و به جاهایی که دارای مناظر شهوت انگیز است نرفت، و فیلم های تحریک کننده را ندید و از شنیدن ترانه ها و موسیقی های مطرب پرهیز نمود، که هر یک از این ها کمک خوبی برای کنترل طغیان شهوت است.
4- عاقبت اندیشی
باید از نظر جسمی و روحی، دوراندیشی کرد، و دانست که ارضاء شهوت از راه نامشروع علاوه بر این که آخرت انسان را تباه می سازد، روح انسان را تیره می کند، شخصیت انسان را سرکوب می نماید، ضررهای جبران ناپذیر در جسم می گذارد، ضعف اعصاب عمومی را به دنبال دارد، چه بسا موجب عقده و اعتیاد شود، فکر حساب و کتاب، مرگ و قیامت، فکر سلامتی بدن و روح، فکر حفظ شخصیت و موقعیت، فکر دردهای بی درمان ایدز، سوزاک، ضعف اعصاب، سستی اراده، و... کافی است که موجب بیداری شده و انسان را کنترل نماید.
5- رابطه با خدا
عبادات و رابطه خالص و تنگاتنگ با خدا، تلاوت قرآن، دعا و راز و نیاز، می تواند عامل خوبی برای کنترل طغیان غریزه جنسی باشد، استمداد از درگاه الهی، قلب را نورانی می کند، نورانیت قلب باعث دوری از گناه خواهد شد.
6- عوامل ضعیف کردن شهوت
از روایات امامان (ع) استفاده می شود، بعضی از کارها موجب تضعیف شهوت می شود، مانند: روزه گرفتن، زایل نکردن موهای بدن، پرهیز از پرخوری و خوردن غذاهای مقوی و شهوت زا، پرهیز از به رو خوابیدن، و دوری از خوابیدن روی تشک های نرم و... (20) انتخاب همنشین خوب، و دوری از همنشین بد، مطالعه کتاب های خوب، و دوری از مطالعه رمان های عشقی و کتاب های بدآموز نیز در این راستا اثربخش است.
پی نوشت ها:
1. ابن عبد ربه، عقدالفرید، ج 1، بحار، ج 44، ص 196. علامه امینی در کتاب الغدیر (ج 5، ص 25) می نویسد: «روایات متضافر (بسیار) آمده که امام علی (ع) و امام حسین (ع) وامام سجاد (ع) شبانه روز، هزار رکعت نماز می خواندند.»
2. بحار، ج 44، ص، 192.
3. ارشاد شیخ مفید (ترجمه شده)، ج 2، ص 80.
4. لهوف سیدبن طاووس، ص 150; مقتل الحسین مقرم، ص 254.
5. لهوف سیدبن طاووس، ص 154.
6. کامل ابن اثیر، ج 4، ص 34; تاریخ طبری، ج 6، ص 238.
7. مقتل الحسین مقرم، ص 270; کامل الزیارات، ص 73.
8. همان، ص 297.
9. همان، ص 345; ریاض المصائب، ص 33.
10. معالی السبطین، ج 1، ص 376.
11. کامل الزیارات، ص 73، طبق نقل مثیرالاحزان علامه شیخ شریف.
12. ریاحین الشریعه، ج 3، ص 61 و 62; الخصائص الزینبیه، ص 216.
13. کبریت الاحمر، چاپ اسلامیه تهران، ص 376; الطراز المذهب، ص 75.
14. بحار، ج 101، ص 277.
15. بحار، ج 45، ص 306- در قتل حضرت عباس (ع) چند نفر شرکت داشتند، آن که از طایفه بنی دارم بود، عمود آهنین بر فرق سرش زد.
16. بحار، ج 82، ص 143.
17. نور، ص 33.
18. نور، ص 30و31.
19. بحار، ج 14، ص 25.
20. بعضی از این مطالب در کتاب العروة الوثقی، کتاب النکاح، مساله 22 آمده است
 
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.