<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rdf:RDF
    xmlns="http://purl.org/rss/1.0/"
    xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
    xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
    xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
    <channel rdf:about="http://ravanshenasiejtemai.cloob.com">
        <title>مقالات کلوب روانشناسی اجتماعی</title>
        <description></description>
        <link></link>
       <dc:date>2012-05-28T12:12:50+01:00</dc:date>
        <items>
            <rdf:Seq>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/3936819/clubname/ravanshenasiejtemai"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/3574624/clubname/ravanshenasiejtemai"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/3544505/clubname/ravanshenasiejtemai"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/3299151/clubname/ravanshenasiejtemai"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/2903293/clubname/ravanshenasiejtemai"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/1395898/clubname/ravanshenasiejtemai"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/71601/clubname/ravanshenasiejtemai"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/71600/clubname/ravanshenasiejtemai"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/49928/clubname/ravanshenasiejtemai"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/20791/clubname/ravanshenasiejtemai"/>
            </rdf:Seq>
        </items>
    </channel>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/3936819/clubname/ravanshenasiejtemai">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-03-06T04:52:10+01:00</dc:date>
        <dc:creator>حبیب رهنما</dc:creator>
        <title>چشم انتظار یک آینده زیبا باشید.</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/3936819/clubname/ravanshenasiejtemai</link>
        <description>&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:justify;direction:rtl;color:rgb(0,0,0);font-family:tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&amp;quot;&amp;gt;چشم انتظار یک آینده زیبا باشید.&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:justify;direction:rtl;color:rgb(0,0,0);font-family:tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&amp;quot;&amp;gt;این پیام واقعا درست است ؛ تا
زمانیکه شما آماده شوید برای اینکه گذشته را رها کنید ، آن چیزهایی خوبی که همه در
انتظار شما هستند مسدود شده و نمی&amp;zwnj;توانند اتفاق بیافتند. به آینده نگاه کرده و به
سمت یک آینده زیبا به پیش بروید. &amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:right;direction:rtl;color:rgb(0,0,0);font-family:tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&amp;quot;&amp;gt;&amp;amp;quot; امروزه شما در حال نظاره
چه چیزهایی می&amp;zwnj;باشید؟ نظاره با چشمهای معنوی&amp;zwnj;تان نه با چشم&amp;zwnj;های طبیعی&amp;zwnj;تان. به
عبارت دیگر چه چیزی در ذهن و قلب شما مهمترین چیز می&amp;zwnj;باشد؟ آیا شما به شکل پیوسته
در حال فکر کردن به مشکلات خود و یا چیزهایی هستید که در گذشته برای شما اتفاق
افتاده&amp;zwnj;اند؟&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;به شکل طبیعی شما به جهتی
حرکت خواهید کرد که چشمهای شما در حال نظاره آن هستند. از جهت معنوی نیز وضع به
همین شکل است. بر هر آنچه که شما ذهن و قلب خود را متمرکز می&amp;zwnj;کنید ، شما به همان
سمت حرکت می&amp;zwnj;کنید. به همین خاطر است که این جمله قصار به ما می&amp;zwnj;گوید که به سمت جلو
نگاه کنیم. اگر شما به شکل پیوسته بر مشکلات خود و یا مسائلی که در گذشته اتفاق
افتاده متمرکز شده و با خود بگویید که &amp;amp;quot;چه می&amp;zwnj;شد اگر!&amp;amp;quot; در این حالت شما
همانجا باقی خواهید ماند. اما اگر شما انتخاب کنید که گذشته را بخشیده و آن را رها
کنید ، در این حالت شما می&amp;zwnj;توانید بر آنچه در پیش روی شماست متمرکز شوید و شما
حرکت به سمت جلو را آغاز می&amp;zwnj;کنید.&amp;amp;quot;&amp;lt;/p&amp;gt;&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:right;direction:rtl;color:rgb(0,0,0);font-family:tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&amp;quot;&amp;gt;حبیب رهنما&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;




</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/3574624/clubname/ravanshenasiejtemai">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-01-12T12:56:57+01:00</dc:date>
        <dc:creator>حبیب رهنما</dc:creator>
        <title>خودتان باشید!</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/3574624/clubname/ravanshenasiejtemai</link>
        <description>

&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:right;direction:rtl;font-family:tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&amp;quot;&amp;gt;خیلی از ما همه عمر زندگی خودمان را در سعی برای
اینکه شخص دیگری باشیم می&amp;zwnj;گذارنیم به جای اینکه سعی کنیم بهترین شکل ممکن از
خودمان باشیم!&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:right;direction:rtl;font-family:tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&amp;quot;&amp;gt;وقت شما محدود است ، این وقت را صرف زندگی کردن
برای شخص دیگری نکنید. در دام عقاید متعصبانه نیفتید ، که نتایج زندگی دیگر افراد
است. اجازه ندهید که عقیده افراد دیگر باعث شود به ندای درونی خود توجهی نکنید. و
مهمتر از همه این شجاعت را داشته باشید تا ندای دل و بصیرت خودتان را دنبال کنید ،
آنها به گونه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;دانند که شما واقعا به چه چیز نیاز دارید و چه می&amp;zwnj;خواهید
بشوید. هر چیز دیگری در درجه ثانوی قرار می&amp;zwnj;گیرد.&amp;lt;/p&amp;gt;




</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/3544505/clubname/ravanshenasiejtemai">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2012-01-07T10:34:24+01:00</dc:date>
        <dc:creator>حبیب رهنما</dc:creator>
        <title>گرایش به همجنس چیست؟</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/3544505/clubname/ravanshenasiejtemai</link>
        <description>&amp;lt;span style=&amp;quot;font-weight:bold;&amp;quot;&amp;gt;گرایش به همجنس چیست؟&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;گرایش به همجنس شامل افکار ، احساسات و رفتار شهوانی نسبت به جنس موافق میباشد. فردی که گرایش به همجنس را تجربه میکند احساسات و گرایشات جنسی نسبت به جنس موافق داشته ولی ممکن است که با جنس موافق رفتار جنسی داشته و یا نداشته باشد. گرایش به همجنس نمیتواند فقط به سادگی با وجود و یا عدم وجود رفتار جنسی بیرونی شناخته شود. &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;amp;quot;گرایش به همجنس&amp;amp;quot; ( (same sex attractionهمچنین به عنوان (same gender attraction) یا همجنسگرایی(homosexuality)&amp;nbsp; نیز مورد اشاره قرار میگیرد. این قسمت واژه های مرسوم را توضیح میدهد ، سپس تاثیر گرایشات ، هویت و رفتار را در رشد گرایش به همجنس شرح میدهد. &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-weight:bold;&amp;quot;&amp;gt;تعریف&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;احساسات و علاقه های اجتماعی به افراد همجنس سالم میباشند تا آنجائیکه بیش از حد نبوده و یک بعد شهوانی و جنسی به خود نگیرند. وقتیکه علاقه به همجنس بیش از حد شده و حالت شهوانی پیدا میکند ، این مساله تبدیل به گرایش به همجنس (same sex/gender attraction) میشود. (توجه: هر چند که واژه sex و&amp;nbsp; genderهر دو به معنی مرد بودن و یا زن بودن هستند اما معمولا به شکل متفاوتی استفاده میشوند ، sex بیشتر به تفاوتهای بیولوژیکی اشاره دارد در صورتیکه gender بیشتر به تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی مربوط میشود.)&amp;lt;br /&amp;gt;گرایش به همجنس یک علاقه شدید به افراد دیگر از جنس موافق است. این علاقه میتواند شامل میل به توجه آنها ، دوستی و صمیمیت آنها و یا یک خیال پردازی درباره بدنهای آنها و دیگر خصوصیات جنسیتی باشد. این مساله همچنین میتواند با افکار ، احساسات و رفتار شهوانی نیز در مورد جنس موافق همراه باشد.&amp;nbsp; انجمن روانشناسی از واژه همجنسگرایی برای اشاره به مجموعه این خصوصیات استفاده میکند که شامل گرایشات ، احساسات ، رفتار جنسی ، هویت و همه جوانب مرتبط با آن از قبیل مشکل با مردانگی و زنانگی ، ادراک خویشتن ، وابستگی های احساسی و موارد ارتباطی میشود. &amp;lt;br /&amp;gt;شخصی که گرایش به همجنس را تجربه میکند ممکن است یکی و یا بیشتر از یک مورد از موارد زیر را تجربه بکند. &amp;lt;br /&amp;gt;- گرایشات شدید نسبت به افراد همجنس (این گرایشات ممکن است شهوانی بوده و ممکن است نباشد. )&amp;lt;br /&amp;gt;- درگیری احساسی شدید با افراد همجنس &amp;lt;br /&amp;gt;- رفتار جنسی (وجود و یا عدم وجود رفتار همجنسگرایی معین نمیکند که شخصی گرایش به همجنس را تجربه میکند یا خیر. این مساله به راحتی نمیتواند با وجود و یا عدم وجود رفتار جنسی بیرونی شناخته شود.)&amp;lt;br /&amp;gt;واژه همجنسگرا یک واژه بالینی است که ممکن است اهانت آمیز باشد اگر برای اشخاصی که در تلاش برای غلبه بر گرایشات به همجنس هستند استفاده بشود. همینطور این واژه برای افرادی که هویت گی را میپذیرند نیز ممکن است اهانت آمیز باشد. افراد گروه اول واژه &amp;amp;quot;گرایش به همجنس&amp;amp;quot; (same sex attraction یا(same gender attraction&amp;nbsp; را می پذیرند و افراد گروه دوم واژه &amp;amp;quot;گی&amp;amp;quot; (اشاره به مردان) و &amp;amp;quot;لزبین&amp;amp;quot; (اشاره به زنان) را میپذیرند. آنهایی که در حال غلبه بر گرایش به همجنس هستند عموما واژه گی و یا لزبین را دوست ندارند به این خاطر که این مساله به شکل ضمنی به یک هویت سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی دلالت میکند. همینطور آنها واژه همجنسگرایی را دوست ندارند زیرا این واژه در موارد جورواجور روانپزشکی و بالینی مورد استفاده قرار میگیرد. همجنسگرایی ممکن است به شکل مناسب به عنوان یک صفت استفاده شود مثل رفتار همجنسگرایی. &amp;lt;br /&amp;gt;بهرحال گرایشات جنسی ( به شکلی که متضمن گرایش به همجنس ، دگر جنس ، هر دوجنس و دیگر گرایشات خود انگیخته میباشد) وجود دارند. &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;www.nakhasteh.com&amp;lt;br /&amp;gt;کمک به کسانی که گرایش ناخواسته به همجنس خود دارند&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/3299151/clubname/ravanshenasiejtemai">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2011-11-23T19:09:49+01:00</dc:date>
        <dc:creator>حبیب رهنما</dc:creator>
        <title>سوالاتی برای اینکه به شما کمک کند عزت نفس مثبت&amp;zwnj;تری داشته باشید</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/3299151/clubname/ravanshenasiejtemai</link>
        <description>اگر شما بر روی ضعفهای خود بیش از حد تمرکز کنید (در حالیکه همزمان سرمایه&amp;zwnj;های خودتان را تشخیص ندهید) در این حالت عزت نفس شما پایین خواهد بود. بنابراین ، این مهم است که شما چشم&amp;zwnj;اندازی از نقص&amp;zwnj;های خودتان داشته باشید و خودتان را به شکل کل نگرانه&amp;zwnj;تری مورد ارزیابی قرار دهید. کل ارزش نفس&amp;zwnj;تان را در یک حیطه مثل ظاهر قرار ندهید. اگر چنین کنید ، حتی یک خراش کوچک یا جوش می&amp;zwnj;تواند برای شما ایجاد بحران کند. برای اینکه چشم&amp;zwnj;انداز خودتان را بسط دهید من دوست دارم شما را تشویق کنم که تا آنجا که میتوانید به سرمایه&amp;zwnj;های بالقوه خود در زمینه&amp;zwnj;های متفاوت فکر کنید. یک نگاهی به لیست سوالاتی که در زیر آمده است بیاندازید تا اینکه به شما کمک کند آن سرمایه&amp;zwnj;ها را پیدا کنید:&amp;lt;br /&amp;gt;هوش: آیا شما به طور کلی مطالب را می&amp;zwnj;فهمید؟ آیا شما قادر هستید مشکلات را حل کنید؟ آیا شما چیزهای بی&amp;zwnj;اهمیت را می&amp;zwnj;شناسید؟ آیا شما دایره لغات خوبی دارید؟ آیا شما تابحال چیزی را برای دیگران توضیح داده&amp;zwnj;اید یا اینکه در یادگیری به آنها کمک کرده&amp;zwnj;اید؟ آیا شما می&amp;zwnj;توانید بر کاری که در دست دارید تمرکز کنید؟ آیا شما حافظه خوبی دارید؟&amp;lt;br /&amp;gt;دستاوردها/ رقابتها: چه کاری را شما خوب انجام می&amp;zwnj;دهید؟ آیا چیزی است که شما به آن افتخار کنید؟ آیا دیگران تابحال از شما به خاطر چیزی تعریف کرده&amp;zwnj;اند؟ آیا شما تابحال یکجوری ارتقاء جایگاه داشته و یا اینکه مورد افتخار قرار گرفته&amp;zwnj;اید؟ آیا شما مهارتهایی در مورد خانه مثل آشپزی ، باغبانی ، سرگرمی ، دکوراسیون و ... دارید؟&amp;lt;br /&amp;gt;تواناییهای هنری و خلاقانه: آیا شما مهارتهایی در شعر ، آواز ، نواختن یک آلت موسیقی ، نقاشی و ... دارید؟&amp;lt;br /&amp;gt;تواناییهای ورزشی و سلامتی: آیا شما تمرین ورزشی دارید یا اینکه ورزش خاصی را دنبال می&amp;zwnj;کنید؟ آیا شما تناسب اندام داشته و قوی هستید؟ آیا شما از نظر بدنی سالم هستید؟&amp;lt;br /&amp;gt;عادتهای کاری: آیا شما به سختی کار می&amp;zwnj;کنید؟ آیا شما آماده هستید؟ آیا شما به موقع می&amp;zwnj;رسید؟&amp;nbsp; قرار ملاقاتها را رعایت می&amp;zwnj;کنید؟ استراحتهای کوتاه دارید و ... ؟&amp;lt;br /&amp;gt;روابط: آیا شما نقاط قوتی دارید که دیگران در یک رابطه از آن قدردانی کنند؟ آیا شما روابط خوبی دارید؟ (برای مثال با دوستان ، والدین ، بچه&amp;zwnj;ها ، خواهران و برادران ، همکاران ، همکلاسی&amp;zwnj;ها) در روابط چالش&amp;zwnj;زا جنبه&amp;zwnj;هایی وجود دارند که مثبت باشند؟ شما چطور آن جنبه&amp;zwnj;های مثبت را تقویت می&amp;zwnj;کنید؟ &amp;lt;br /&amp;gt;شخصیت: دیگران چه خصوصیاتی از شما را دوست دارند و یا به آن احترام می&amp;zwnj;گذارند؟ آیا شما دوستانه ، مهربان ، وفادار ، صمیمی ، باتوجه ، بخشنده ، مودب ، مورد احترام ، قابل اعتماد ، مسئول ، مصر و بذله&amp;zwnj;گو هستید؟ آیا شما یک حس شوخ طبعی دارید؟ چه چیزی شما را یک همدم ، همسر ، مادر ، برادر یا خواهر ، دوست یا همکار خوب می&amp;zwnj;کند و چرا؟&amp;lt;br /&amp;gt;موقعیت اجتماعی: آیا شما یک شغل خوبی دارید ، یک ماشین زیبا یا یک خانه یا آپارتمان زیبا؟&amp;lt;br /&amp;gt;ظاهر: آیا شما نحو لباس پوشیدن خود ، کفش&amp;zwnj;ها یا مد خودتان را دوست دارید؟ شما در مورد قد ، وزن ، رنگ مو ، رنگ چهره ، دندانها ، صورت ، لبها ، چشمان ، دهان ، چانه ، استخوان گونه ، گوشها ، بینی ، ابروان ، ژست ، شانه&amp;zwnj;ها ، بازوان ، شکل دستان ، بازوها ، پاها و ... چه احساسی دارید؟&amp;lt;br /&amp;gt;یک یادداشتی از پاسخ خود به این سوالات داشته باشید ، سپس نمودار پای عزت نفس خودتان را ترسیم کنید. در ابتدا بر نقاط قوت خود تمرکز کنید و نقاط ضعف و موارد مربوط به ظاهر را برای انتهای کار قرار دهید. تا آنجا که می&amp;zwnj;توانید نمودار پای را به تکه&amp;zwnj;های بیشتری تقسیم کنید. این ایده خوبی است که عزت نفس خودتان را بر اساس بیش از یک یا دو محدوده پایه&amp;zwnj;ریزی کنید ، به خاطر اینکه این شما را کمتر آسیب&amp;zwnj;پذیر می&amp;zwnj;کند. اگر شما برای پوست بی&amp;zwnj;نقص بیش از هر چیز دیگری در مورد خودتان ارزش قائل می&amp;zwnj;شوید ، در این حالت حتی یک جوش بسیار کوچک نیز می&amp;zwnj;تواند عزت نفس شما را تخریب کند به خاطر اینکه شما هیچ چیزی ندارید که بوسیله آن تعادل را برقرار نگاه دارید. ولیکن اگر پوست شما فقط یکی از بسیار ویژگیهایی باشد که ارزیابی شخصی شما را شکل دهد ، در این حالت حتی یک آفتاب سوختگی یا چندین سوختگی دیگر نمی&amp;zwnj;تواند عزت نفس شما را به شکل اساسی دچار تزلزل کند. من امیدوارم که شما با این تمرین به یک نمودار پای متعادل&amp;zwnj;تر و یک لیست بلند از کیفیاتی دست پیدا کرده باشید که بتواند پایه خودسنجی شما را شکل دهد.&amp;lt;br /&amp;gt;منبع: http://www.badshekli.com/FGAYL.htm&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/2903293/clubname/ravanshenasiejtemai">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2011-09-13T04:45:59+01:00</dc:date>
        <dc:creator>امیر ایلیایی</dc:creator>
        <title>روان&amp;zwnj;شناسی دروغﮔویی</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/2903293/clubname/ravanshenasiejtemai</link>
        <description>&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;margin-bottom:.0001pt;text-align:justify;line-height:normal;font-family:tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:12pt;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;مقالهﯼ جالبی در روزنامهﯼ نیویورک تایمز مورخ 6 می 2008 در
مورد تفاوت&amp;zwnj;های روان&amp;zwnj;شناختی بین دروغﮔویی و گزافه&amp;zwnj;گویی ( اغراق) به چاپ رسیده است که
توجه شما را به ترجمهﯼ آن جلب می&amp;zwnj;کنیم :&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;margin-bottom:.0001pt;text-align:justify;line-height:normal;font-family:tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:12pt;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;laquo; مطالعات متعددی که اخیراً بر روی دانشجویانی که در مورد
میانگین نمراتﺷان گزافه&amp;zwnj;گویی می&amp;zwnj;کنند به عمل آمده است نشان می&amp;zwnj;دهد که این نوع گزافه&amp;zwnj;گویی
از نظر روان&amp;zwnj;شناختی با شکل&amp;zwnj;های دیگر کتمان حقیقت تفاوت دارد. براساس نتایج این مطالعات،
این گزافه&amp;zwnj;گویان به هیچ وجه مانند کسانی که دروغ می&amp;zwnj;گویند یا حقیقتی را کتمان می&amp;zwnj;کنند
دچار اضطراب نمی&amp;zwnj;شوند. یافته&amp;zwnj;ها نشان می&amp;zwnj;دهد که برخی از انواع فریبﻛاری، هدفش بیشﺗر
بر روی خود شخص فریبکار است تا شنونده. به عنوان مثال، انگیزه&amp;zwnj;ای که در پشت گزافه&amp;zwnj;گویی
در مورد نمرات درسی وجود دارد ظاهراً بیشﺗر شخصی و درون روانی است تا عمومی یا بین
فردی. در اینﺟا، گزافه&amp;zwnj;گویی اساسا&amp;zwj;&amp;zwj;ً بازتاب هدف&amp;zwnj;های مثبت برای آینده است و یافته&amp;zwnj;ها
نشان می&amp;zwnj;دهند که این هدف&amp;zwnj;ها قابل تحقق می&amp;zwnj;باشند.&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;margin-bottom:.0001pt;text-align:justify;line-height:normal;font-family:tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:12pt;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;روان&amp;zwnj;شناسان سال&amp;zwnj;هاست که فریبﻛاری را از جنبه&amp;zwnj;های مختلف مورد
مطالعه قرار داده&amp;zwnj;اند و دریافته&amp;zwnj;اند که این کار معمولاً فشار روانی یا جسمی بر روی
شخص فریبﻛار به جا می&amp;zwnj;گذارد. به عنوان مثال، کسانی که شاهد صحنهﯼ جرمی بوده&amp;zwnj;اند، چنان
چه دربارهﯼ آن مورد پرسش قرار گیرند، نشانه&amp;zwnj;های استرس را بر حسگر&amp;zwnj;های پوستی یا قلبی
که به آن&amp;zwnj;ها متصل شده باشد، نشان می&amp;zwnj;دهند. سعی در مخفی نگاه داشتن اطلاعات، از نظر
ذهنی فرساینده است و نگاه و لحن صدای کسی که دروغ می&amp;zwnj;گوید، عصبی&amp;zwnj;تر و پرتنش&amp;zwnj;تر از حالت
عادی است. این مسئله در مواردی که دروغﮔویی فرد دربارهﯼ نقض قانون باشد بیشﺗر نمود
دارد.&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;margin-bottom:.0001pt;text-align:justify;line-height:normal;font-family:tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:12pt;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;اما مطالعهﯼ اخیر نشان داد که درست عکس این قضیه در مورد دانشجویانی
که دربارهﯼ نمراتان گزافه&amp;zwnj;گویی می&amp;zwnj;کنند صادق است. پژوهشگران پرسشنامه&amp;zwnj;ای را بین 62
دانشجوی دانشگاه نورت&amp;zwnj;ایسترن پخش کردند که در بین سایر چیزها، از آن&amp;zwnj;ها خواسته شده
بود میانگین کل نمراتشان را نیز بنویسند. سپس از دانشجویان مصاحبه به عمل آمد، در حالی
که الکترودهای حساس برای اندازه&amp;zwnj;گیری فعالیت سیستم عصبی به بدن آن&amp;zwnj;ها وصل شده بود.
موضوع مصاحبه درباره سابقه تحصیلی، نمرات و اهداف آینده بود.&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;margin-bottom:.0001pt;text-align:justify;line-height:normal;font-family:tahoma, arial, helvetica, sans-serif;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:12pt;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;پژوهشگران بعداً با مراجعه به کارنامه دانشجویان دریافتند
که تقریباً نیمی از آنان درباره میانگین نمراتشان گزافه&amp;zwnj;گویی کرده&amp;zwnj;اند. این در حالی
بود که بررسی خروجی الکترودها نشان داد که گزافه&amp;zwnj;گویان در حالی که داشتند درباره نمراتﺷان
صحبت می&amp;zwnj;کردند بسیار آرام (ریلکس) بوده&amp;zwnj;اند.&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:12pt;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;پژوهشگران هم چنین از مصاحبه&amp;zwnj;ها فیلم&amp;zwnj;برداری کردند و آن&amp;zwnj;ها
را به ناظران مستقل نشان دادند و از آن&amp;zwnj;ها خواستند که با توجه به نگاه و رفتار مصاحبه
شوندگان تشخیص دهند که آن&amp;zwnj;ها گزافه&amp;zwnj;گویی می&amp;zwnj;کنند یا نه. با کمال تعجب، کسانی که بیش
از سایرین گزافه&amp;zwnj;گویی کرده بودند، آرام&amp;zwnj;تر و مطمئن&amp;zwnj;تر از بقیه به نظر آمدند.&amp;raquo;&amp;lt;/span&amp;gt;


</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/1395898/clubname/ravanshenasiejtemai">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2010-08-21T16:08:30+01:00</dc:date>
        <dc:creator>قلب  کوچک محب امام هادی علیه السلام</dc:creator>
        <title>دعوت به همکاری</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/1395898/clubname/ravanshenasiejtemai</link>
        <description>&amp;lt;table cellspacing=&amp;quot;0&amp;quot; cellpadding=&amp;quot;0&amp;quot; border=&amp;quot;0&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;tbody&amp;gt;&amp;lt;tr&amp;gt;&amp;lt;td valign=&amp;quot;top&amp;quot;&amp;gt;
&amp;lt;div style=&amp;quot;float:right;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;a title=&amp;quot;&amp;quot; href=&amp;quot;http://www.cloob.com/profile/blog/one/username/ghalbekouchak/logid/1384729/دعوت+به+همکاری&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font color=&amp;quot;#0000cc&amp;quot;&amp;gt;دعوت به همکاری&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/a&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;
&amp;lt;div style=&amp;quot;float:left;&amp;quot;&amp;gt;
&amp;lt;div&amp;gt;30 مرداد 89 - 20:11&amp;lt;/div&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&amp;lt;/td&amp;gt;&amp;lt;/tr&amp;gt;&amp;lt;tr&amp;gt;&amp;lt;td style=&amp;quot;vertical-align:top;padding-top:0px;&amp;quot;&amp;gt;
&amp;lt;div&amp;gt;
&amp;lt;div&amp;gt;
&amp;lt;div&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;arial,helvetica,sans-serif&amp;quot; size=&amp;quot;4&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;arial,helvetica,sans-serif&amp;quot; size=&amp;quot;4&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;arial,helvetica,sans-serif&amp;quot; size=&amp;quot;4&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;سلام دوستان عزیزم.... &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;به یک همکار با تحصیلات روانشناسی و مهربان و علاقه مند جهت ایجاد وبلاگ روانشناسی و مشاوره نیازمندیم...... &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;وبلاگمون میخواد روحیه و انرژی بده...... &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;علاقه مندان میتونن به مدیر وبلاگ&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; omid.yaghoobi@yahoo.com &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;مکاتبه كنن . &amp;lt;/strong&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;راستی &amp;lt;font style=&amp;quot;background-color:#ff0000;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;5&amp;quot;&amp;gt;داغ کنید&amp;lt;/font&amp;gt; &amp;lt;/font&amp;gt;تا همه ببینند و بهترین شخص انتخاب بشه برای رسیدن به بهترین وبلاک&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&amp;lt;/div&amp;gt;&amp;lt;/td&amp;gt;&amp;lt;/tr&amp;gt;&amp;lt;/tbody&amp;gt;&amp;lt;/table&amp;gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/71601/clubname/ravanshenasiejtemai">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2008-04-28T18:59:54+01:00</dc:date>
        <dc:creator>ندا م</dc:creator>
        <title>عوامل بوجود آمدن و از دست رفتن انگیزه به استناد هرم مازلو و مکتب مبادله</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/71601/clubname/ravanshenasiejtemai</link>
        <description>&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;margin-left:20px;margin-right:20px;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot; size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot; size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;یکی از مهم ترین افرادی که به ارزیابی نیاز های انسانی و طبقه بندی آنها پرداخت مازلو بود .ایشان در تقسیم بندی هرم نیاز های انسان و بر اساس تقدم و تاخر آن بترتیب چنین بر می شمرد : ۱&amp;lt;font color=&amp;quot;#0000cc&amp;quot;&amp;gt;- نیاز های جسمانی و فیزیکی physiological needs ۲- نیاز به امنیت و اطمینان ۳- نیاز به عشق و محبت ۴- نیاز به قدر دانسته شدن و منزلت ۵- نیاز به کمال یابی و خود یابی Actualization&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;margin-left:20px;margin-right:20px;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot; size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot; size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;&amp;nbsp;من امشب می خواهم کمی درشت سخن بگویم و ضمن تایید نظر مازلو به عنوان یک نظریه کلی ، بگویم که همیشه هم اینچنین نیست و این نظر هم مانند بسیاری از نظریه ها و قوانین دارای استثناء هایی است . &amp;lt;u&amp;gt;گاه ما بر خورد می کنیم با افرادی که هرم مازلو برای ایشان بر روی دستها ایستاده است !! باید آنرا سر و ته کرد تا روی پاها قرار گیرد !&amp;lt;/u&amp;gt; بدین سیاق که چه بسیارند افرادی که تقدم و تاخر هرم مازلو برای ایشان از آنطرف صادق است و نیاز به کمال یابی ، قدر دانسته شدن و عشق برا یشان حتی از نان شب و یا سایر نیاز های جسمی محترم تر و اولی ست . این بود که امشب گریزی زدیم به مکتب مبادله با افرادی همچون جورج گاسپار هومنز و پیتر بلاو که البته آنهم در برخی جاها محلی از نقد دارد . اصحاب مبادله اعتقادشان بر این است که هر عملی و یا انگیزه ای دز انسان ناشی از دو امر است : &amp;lt;font color=&amp;quot;#cc0000&amp;quot;&amp;gt;۱- خوشی جوئی ۲- درد گریزی&amp;lt;/font&amp;gt; بدین معنی که هر کنش یا انگیزه ای چه مادی و چه غیر مادی در انسان ناشی از : یا تمایل به رسیدن به یک رفاه ، آرامش و پاداش مادی - معنوی است و یا بخاطر دوری از ناراحتی ها و ناملایمات . و البته برای ایجاد یک انگیزه هم باید جنبه های درد گریزی و هم خوشی طلبی را همزمان در ذهن خود تصور کنیم . مثلا به اعتقاد آنها اگر کسی از آفتاب به سایه می رود و می نشیند ، یا به سختی کار می کند و یا حتی کسی به دیگری محبتی می کند همه و همه نوعی مبادله است ! تا در قبال آن پاداشی اعم از محبت متقابل و رفاه بدست آورد و یا اینکه از ناملایمتی هائی دور شود . بدیهی است که در صورتیکه این مبادله یکطرفه باشد و فرد علیرغم اینکه چیزی را اعم از مادی یا غیر مادی به مبادله می گذارد احساس کند که جوابی از طرف مقابل نمی گیرد یا اینکه این پاسخ کم یا تکراری است موجب سر خوردگی می شود . شق دیگر این قضیه هومنز در آنست که فرد تنبیه یا ناملایمتی ای که انتظار دریافت آنرا نداشت ( چه مادی و چه غیر مادی ) در مبادله اجتماعی می گیرد . که این هم موجب خشم ، بد آمدن از دیگران و حتی تعمیم می شود . در اینجاست که پیتر بلاو نظریه پرداز دیگر این مکتب پا به میدان می گذارد و می گوید برای فردی که در این وضعیت قرار گرفته سه راه وجود دارد : ۱- او دیگران را مجبور به انجام خواست خود کند . ۲- در صدد جلب آنچه از دست رفته بر آید . ۳- بدنبال راههائی باشد که بتواند بدون چنان کمکی به راه خود ادامه دهد . (دوستان اگر مایل بودند میتونیم در مورد کاربرد های عملی این تحلیل تو تاپیک صحبت کنیم ).&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;ارسال مقاله توسط: بهروز عظیمی</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/71600/clubname/ravanshenasiejtemai">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2008-04-28T18:57:53+01:00</dc:date>
        <dc:creator>ندا م</dc:creator>
        <title>عوامل خود کشی از منظر دورکیم</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/71600/clubname/ravanshenasiejtemai</link>
        <description>&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;زمانی رفتار شناسانی چون واتسون و اسکینر و روانشناسان اجتماعی چون گابریل تارد یکه تاز میدان بودند و حتی گاه تحلیل هایشان را جامعه شناختی معرفی می کردند . در این دوره بود که امیل دورکیم با خودکشی نزدیکترین دوستش ویکتور هومی سعی کرد از تحلیل های رفتار شناسان و روانشناسان که صرفا به تحلیل های روانپریشی و شخصی موجب خود کشی می پرداخت فراتر رود و عوامل محیطی و اجتماعی موثر در نوع خود کشی و شکل آن بپردازد . دورکیم در کتاب خود کشی می گوید اگر در یک شهر ۳۰۰۰۰۰ نفری یک نفر خود کشی کند این وظیفه روان شناس است که اختلالات روانی و شخصی او را بر رسی کند . ولی اگر در همین شهر ۱۰۰ نفر خود کشی کنند و یا وضعیتی مشابه خود کشی داشته باشند این دیگر یک مسئله اجتماعی است و وظیفه جامعه شناس است که وارد میدان شود . او در کتاب قواعد و روش جامعه شناسی و بخصوص کتاب خودکشی و از طریق مطالعه و تحقیق بر هزاران مورد خودکشی در مذاهب و اقوام مختلف نتایج شگرفی می گیرد که شما را به خواندن ترجمه فارسی آن توصیه می کنم . خلاصه آن چنین است که ایشان بر اساس دو متغیر نظم اجتماعی (social order) و انسجام اجتماعی ( social solidarity) چهار نوع خودکشی و شبه خود کشی را از هم متمایز می کند : اگر نظم بیش از حد معمول بر فرد تحمیل شود خود کشی قدر گرایانه (fatalistic) و اگر هیچ نظمی در اطراف فرد وجود نداشته باشد خود کشی (anomic) صورت می گیرد . در زمینه انسجام اجتماعی هم بیش از حد بودن انسجام اجتماعی باعث خودکشی دگر خواهانه (alturistic) و کمبود آن موجب (agostic) می شود . که ایشان توصیه به تعادل در وارد کردن نظم و همبستگی به افراد و جامعه می کنند . در این زمینه بحث خیلی مفصله و در صورتیکه سئوالی یا مطلبی بود در خدمتتان هستم .&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;ارسال مقاله از:&amp;nbsp; بهروز عظیمی&amp;lt;/p&amp;gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/49928/clubname/ravanshenasiejtemai">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2007-06-04T09:43:17+01:00</dc:date>
        <dc:creator>ندا م</dc:creator>
        <title>شخصیت سالم: افسانه یا واقعیّت؟ </title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/49928/clubname/ravanshenasiejtemai</link>
        <description>&amp;lt;P&amp;gt;وجود یك شخصیت سالم در جامعه پُرتنش و استرس&amp;rlm;زاى امروزى از دیدگاه بسیارى از افراد، افسانه&amp;rlm;اى و غیر واقعى جلوه مى&amp;rlm;كند؛ امّا آنچه مسلّم است، وجود &amp;raquo;شخصیت سالم&amp;laquo; واقعیتى &amp;lt;BR /&amp;gt;انكار ناپذیر است و شادابى، نشاط، لذّت بردن از زندگى و هدفمندى در آن، مستلزم داشتن شخصیت سالم است.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;كسب شخصیت سالم - كه آرزوى بسیارى از افراد جامعه است -، چندان دور از دسترس نیست و به نظر مى&amp;rlm;رسد كه مى&amp;rlm;توان از طریق آشنایى، معیارهاى سلامت روانى و تطابق آن با &amp;lt;BR /&amp;gt;ویژگى&amp;rlm;هاى شخصى، تعامل مثبت با افراد و محیط پیرامونى و اجراى اصول صحیح و راستین معنوى در زندگى به گونه&amp;rlm;اى عملى به آسیب شناسى پرداخت و عوامل آسیب رسان به &amp;lt;BR /&amp;gt;شخصیت سالم را شناسایى كرد و با اصلاح و زدودن همه جوانب منفى احتمالى، در كسب شخصیتى سالم كوشش نمود.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;در واقع باید اقرار كرد كه سلامت روانى و جسمانى، خواست همه انسان&amp;rlm;هاست و آرزوى داشتن شخصیت سالم، گامى به سوى رشد و تعالى معنوى نیز محسوب مى&amp;rlm;گردد.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;نخستین گام&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;raquo;شخصیت سالم&amp;laquo; حاصل خیالپردازى یك رمان&amp;rlm;نویس یا توهّمات یك انسان رؤیایى نیست؛ بلكه رؤیایى است كه به راحتى در قالب واقعیت مى&amp;rlm;گنجد و به بالندگى و سازندگى در زندگى كمك &amp;lt;BR /&amp;gt;بسیار مى&amp;rlm;كند. نخستین گام و در واقع، طلیعه تحقّق یك شخصیت سالم، اراده و خواست فرد است و شخص، كافى است كه تصمیم بگیرد و به آن عمل كند. در این زمینه، روان شناسان و &amp;lt;BR /&amp;gt;صاحب&amp;rlm;نظران متعددى از جمله: گوردون آلپورت، اریك فِروم، آبراهام مَزلو، وین&amp;rlm;دایر، كارل راجرز و بسیارى دیگر، به بحث و ارائه دیدگاه&amp;rlm;هاى نو پرداخته&amp;rlm;اند و برخى از آنها توانسته&amp;rlm;اند با ترسیم &amp;lt;BR /&amp;gt;الگویى صحیح از یك شخصیت سالم، به بسیارى از ابعاد وجودى این انسانِ با ثبات و با اراده پى ببرند.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;nbsp;روان&amp;rlm;شناسان، چه مى&amp;rlm;گویند؟&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;در روان&amp;rlm;شناسى معاصر، براى شخصیت سالم، ویژگى&amp;rlm;هاى مثبت و پایدارى مطرح است كه مرور این گونه ویژگى&amp;rlm;ها، خود به تقویت اراده، معنویت و بهره&amp;rlm;گیرى از روش صحیح چگونه زیستن، &amp;lt;BR /&amp;gt;كمك شایانى مى&amp;rlm;كند. یك شخصیت سالم از بزرگ&amp;rlm;ترین خصوصیت خود یعنى &amp;raquo;خلّاقیت&amp;laquo; استفاده فراوان مى&amp;rlm;برد و توانایى خاصى در خلاقیت دارد و تنها در یك جهت و یك بعد، سیر نمى&amp;rlm;كند؛ &amp;lt;BR /&amp;gt;بلكه در همه جنبه&amp;rlm;هاى زندگى و ابعاد آن، هنر نمایى مى&amp;rlm;كند.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;او را نمى&amp;rlm;توان در یك ردیف شغلى، سطح مادى، فرهنگى، و محدوده جغرافیایى محدود كرد؛ زیرا او داراى خصوصیاتى است كه با آنچه كه عوام به آنها دل بسته&amp;rlm;اند یا در آنها دغدغه دارند، &amp;lt;BR /&amp;gt;متفاوت است.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;او از زندگى راضى است و همه چیز زندگى را دوست دارد، ویژگى&amp;rlm;هاى ظاهرى(فیزیكى)خویش را كاملاً پذیرفته و با آنها به خوبى كنار آمده است، دنیا را بدون ظواهرش پذیرفته و از گردش &amp;lt;BR /&amp;gt;روزگار، نهایت لذت را مى&amp;rlm;برد، رخوت و خستگى در او جاى ندارد، هم از كار و هم از تفریح، لذّت مى&amp;rlm;برد و به همین خاطر از كار، خسته نمى&amp;rlm;شود.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;او با ناملایمات زندگى برخوردى مناسب و ملایم دارد و همواره به این&amp;rlm;گونه ناملایمات به چشم تجربه مى&amp;rlm;نگرد و از آنها چشم اندازى مثبت در آینده ترسیم مى&amp;rlm;كند.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;یك شخصیت سالم، همواره آگاهانه و معقول عمل مى&amp;rlm;كند، از قید و بندهاى گذشته، آزاد است، كارهاى عادى و روزمره را به گوشه&amp;rlm;اى كنار مى&amp;rlm;زند و در كند و كاو تجربه&amp;rlm;هاى تازه است. با &amp;lt;BR /&amp;gt;نگاهى معقول و منطقى به آینده و با در نظر گرفتن این واقعیت كه در &amp;raquo;حال&amp;laquo; زندگى مى&amp;rlm;كند، به پیش مى&amp;rlm;رود.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;nbsp;او در اطراف خود، حصارى زیبا ساخته كه از ذهن او حراست مى&amp;rlm;كند و در واقع، نگهبان ورودى ذهن اوست و به هر فكرى اجازه ورود نمى&amp;rlm;دهد مگر این كه توسط این حصار، پالایش شود.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;nbsp;او بیشتر گوش مى&amp;rlm;كند، سبك و سنگین مى&amp;rlm;كند، اسیر هیجانات زودگذر نمى&amp;rlm;شود و با لبخندى ملایم و آرام با بسیارى از قضایا برخورد مى&amp;rlm;كند و به همین دلایل، به سادگى در دام &amp;lt;BR /&amp;gt;احساسات و هیجانات منفى خود اسیر نمى&amp;rlm;شود.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;هفت معیار&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;گوردون آلپورت، یكى از نخستین روان&amp;rlm;شناسانى بود كه توجه خویش را به &amp;raquo;شخصیت سالم&amp;laquo; معطوف داشت و در این زمینه، حرف زیادى براى گفتن داشته است. از دیدگاه آلبورت: گسترش &amp;lt;BR /&amp;gt;مفهوم &amp;raquo;خود&amp;laquo;، برقرارى ارتباط صمیمانه با دیگران، رسیدن به امنیت عاطفى، داشتن ادراك واقع بینانه، شناخت مهارت&amp;rlm;ها و وظایف خود، عینیّت بخشیدن به &amp;raquo;خود&amp;laquo; و&amp;nbsp; و فلسفه یگانه سازى، &amp;lt;BR /&amp;gt;هفت معیار شخصیت سالم به شمار مى&amp;rlm;روند.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;یك شخصیت سالم با وجود این كه ارتباطى بسیار صمیمانه با دیگران دارد و نسبت به خانواده و اطرافیانش مهرورزانه و عاشقانه برخورد مى&amp;rlm;كند، امّا به استقلال خود در روابطش بسیار &amp;lt;BR /&amp;gt;بسیار بها مى&amp;rlm;دهد و سعى مى&amp;rlm;كند كه خلوت و تنهایى اختیارى و آگاهانه خود را نیز پیوسته حفظ كند؛ زیرا او براى دنیاى درون خود، اهمیت بسیارى قائل است و به محافظت هوشیارانه از &amp;lt;BR /&amp;gt;دنیاى زیباى درون خویش مى&amp;rlm;پردازد.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;او به گونه&amp;rlm;اى با وابستگى&amp;rlm;ها مخالف است و عقیده دارد كه وابستگى، وى را از خلاقیت و خود شكوفایى باز مى&amp;rlm;دارد. او هرگز به دنبال جلب تحسین و تمجید دیگران نیست و البته این بدان &amp;lt;BR /&amp;gt;معنا نیست&amp;nbsp; كه آثار مثبت تشویق را در نظر نگیرد؛ امّا هرگز به كارى كه نوعى خودنمایى و خرید تحسین دیگران باشد، دست نمى&amp;rlm;زند.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;تأثیر محیط&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;با همه این تفاسیر نباید تأثیر اجتماع و فرهنگ رایج در آن را در فرایند تكامل شخصیت سالم نادیده گرفت. جامعه ناسالم در میان اعضاى خود، دشمنى، بدگمانى، بى&amp;rlm;اعتمادى و ده&amp;rlm;ها &amp;lt;BR /&amp;gt;خصلت نامطلوب به وجود مى&amp;rlm;آورد كه مانع از رشد بسیارى از افراد جامعه مى&amp;rlm;شود.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;nbsp;مَزلو، روان&amp;rlm;شناس انسان&amp;rlm;گرا، معتقد است كه &amp;raquo;شخص سالم&amp;laquo; در حال خود شكوفایى یا تحقّق بخشیدن ذات خود است و شخصى است كه شایستگىِ بودن و شدن را داراست. او بارها به &amp;lt;BR /&amp;gt;بررسى خصوصیات و ویژگى&amp;rlm;هاى شخصیت سالم مى&amp;rlm;پرداخته است.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;داشتن درك درست از واقعیت، توانایى گسترش روابط صمیمانه، خلاقیت و نیز برخوردارى از رفتار اخلاقى مبتنى بر اصول معنوى، ویژگى&amp;rlm;هاى دیگرى است كه مَزلو از آنها به عنوان مؤلّفه&amp;rlm;ها یا &amp;lt;BR /&amp;gt;عناصر سازنده شخصیت سالم، یاد مى&amp;rlm;كند.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;مزلو، همچنین معتقد است افرادى كه خواستار &amp;raquo;خودْ شكوفایى&amp;laquo; هستند، پیش از آن، نیازهاى سطوح پایین&amp;rlm;ترشان (یعنى نیازهاى جسمانى، ایمنى، تعلّق، محبّت و احترام) را برآورده &amp;lt;BR /&amp;gt;ساخته&amp;rlm;اند، دچار بیمارى&amp;rlm;هاى روانى نیستند و زمینه فعلیت بخشیدن توانایى&amp;rlm;ها و قابلیت&amp;rlm;هایشان را فراهم آورده&amp;rlm;اند و به بلوغ و سلامت روان دست یافته&amp;rlm;اند.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;او ویژگى دیگر افراد خود شكوفا را داشتن ادراك صحیح از واقعیت&amp;rlm;هاى موجود و شناخت عینى اشخاص پیرامون خود )به همان گونه كه هستند( مى&amp;rlm;داند.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;یكى دیگر از خصوصیات مورد بحث شخصیت سالم در جامعه امروزى - كه درست در مقابل ویژگى&amp;rlm;هاى شخصیت ناسالم قرار دارد - بى&amp;rlm;تكلّف بودن و بى&amp;rlm;ریایى است. او خود را بیش از آنچه &amp;lt;BR /&amp;gt;كه هست، بزرگ نمى&amp;rlm;كند و به قول امروزى: &amp;raquo;خود را گم نمى&amp;rlm;كند&amp;laquo;. او در انسان&amp;rlm;ها تفاوت&amp;rlm;هاى ظاهرى را نمى&amp;rlm;بیند و از اظهار نظر و انفعال در مورد آنچه كه براى وى مسلّم نشده است، اجتناب &amp;lt;BR /&amp;gt;مى&amp;rlm;ورزد؛ در حالى كه شخصیت&amp;rlm;هاى ناسالم، جهان را با قالب&amp;rlm;هاى ذهنى خویش ادراك مى&amp;rlm;كنند و همیشه درصددند تا آن را با اجبار فراوان، به همان شكل ترس&amp;rlm;ها، نیازها و ارزش&amp;rlm;هاى خود &amp;lt;BR /&amp;gt;درآورند.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;nbsp;یكى دیگر از خصوصیات قابل توجه &amp;raquo;شخصیت سالم&amp;laquo; وجود شور و شوق و عشق فراوان است كه باعث مى&amp;rlm;شود تا او را همواره سرحال و پر انرژى نشان دهد. او به دفع احساسات مخرّب &amp;lt;BR /&amp;gt;مى&amp;rlm;پردازد و جاى آنها را با احساسات مثبت پر مى&amp;rlm;كند. او واقع بین است و مردم را همان گونه كه هستند مى&amp;rlm;پذیرد و هرگز از جامعه، تصویرى رؤیا گونه نمى&amp;rlm;سازد ناهنگام مواجهه با واقعیت، &amp;lt;BR /&amp;gt;با احساس حسرت، دلسردى و نفرت مواجه شود. او همواره با تعقّل، عشق مى&amp;rlm;ورزد و در واقع، عاشقى عاقل است.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;سید محمد (مهیار )موسوی&amp;nbsp;&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;nbsp;منابع&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;nbsp;1 . آناتومى جامعه، فرامرز رفیع&amp;rlm;پور، تهران: شركت سهامى انتشار، 1378.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;2 . &amp;raquo;تصویرى از شخصیت سالم&amp;laquo;، وین دایر، ترجمه: گیتى حسنى، ماه&amp;rlm;نامه موفقیت، ش11.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;3 . &amp;raquo;رمز شادابى و آرامش: بررسى شناخت و كسب شخصیت سالم در زندگى&amp;laquo;، فاطمه حقیقت&amp;rlm;جو، روزنامه ایران، 81/5/23.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;4 . &amp;raquo;شخصیت سالم&amp;laquo;، احمد على هوشیارزاده، ماه&amp;rlm;نامه اروند، سال سوم، ش11.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;&amp;nbsp;5 . &amp;raquo;شخصیت سالم: واقعیت یا خیال&amp;laquo;، وین دایر، ترجمه: محمد رضا آل&amp;rlm;یاسین، روزنامه همشهرى، 80/4/28 .&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;برگرفته از:&amp;lt;A href=&amp;quot;http://www.fasleno.com/profiles/admin.php&amp;quot;&amp;gt;گروه علوم اجتماعی&amp;lt;/A&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;http://www.fasleno.com&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;/P&amp;gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/20791/clubname/ravanshenasiejtemai">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2006-07-14T04:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:creator>سحر خانجانی</dc:creator>
        <title>داوری را رها کنیم.</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/20791/clubname/ravanshenasiejtemai</link>
        <description>هر گاه تصمیم می گیریم به کسی حمله کنیم،درست مثل این میماند که شمشیری را بالای سر کسی نگاه داشته ایم. البتهبر سر آنها فرود نمی آید بلکه بر سر ما فرود می افتد. چون همه فکرها، به خود ما بر می گردند بنابراین محکوم کردن دیگری حکم محکوم کردن خودمان را دارد.                                                                      &amp;lt;br /&amp;gt;
ما چگونه از قضاوت کردن فرار کنیم؟تا میزان زیادی از طریق تفسیر مجدد آنچه مورد قضاوت قرار داده ایم.با بررسی اختلاف گناه و اشتباه ، گناه یعنی ما کار آنچنان بدی انجام دهیم که خدا را از خود خشمگین سازیم.اما چون هیچ عملی ماهیت ذاتی ما را تغییر نمیدهد،بنابراین چیزی نیست که خداوندبر آن خشم بگیرد.تنها عشق واقعی،است.هیچ چیز دیگری وجود ندارد.عشق درونی از ناپاکی بری است.ما می توانیم مرتکب اشتباه شویم و  ظاهراً هم می شویم. در این حال می توانیم خود را اصلاح کنیم و روحمان را از آلودگی ها منزه سازیم،چون ما خودمان خشمگین و تنبیه کننده هستیم،لذا این باور را در دیگران فرافکن می کنیم. ما علی صورت رحمان خلق شده ایم و نه غیر از اینبه عنوان امتداد خداوند،ما روح شفقت هستیم و به هنگام درست اندیشی، در صدد قضاوت بر نمی آئیم بلکه سعی در اصلاح داریم.ما  این کاررا از طریق بخشش انجام می دهیم.وقتی افراد غیر دوستانه با ما بر خورد می کنند-وقتی سر ما فریاد می کشند،به ما دروغ می گویند،چیزی را از ما پنهان می کنند-آنها در واقع ارتباط خود را با ذات و جوهر وجود خود از دست داده اند.آنها فراموش کرده اند که هستند. ولی هر کاری را که شخص انجام می دهد یا عشق است یا تمسکی برای دریافت عشق.اگر کسی با ما دوستانه برخورد کند،البته عشق پاسخ مناسبی به اوست.اگر آنها با ترس با ما برخورد کنند، ما باید رفتار آنها را به عنوان تمسکی برای دریافت عشق تلقی کنیم.                                                                                                                            &amp;lt;br /&amp;gt;
سیستم زندان ها ،اختلاف عملی و فلسفی،میان این دو انتخاب که گناه را مشاهده کنیم یا اشتباه را ،به ما نشان می دهد.ما جنایتکاران را مجرمانی می شناسیم که باید تنبه شوند. ولی آنچه ما با دیگران می کنیم،در واقع با خودمان می کنیم.آمارها بطور دردناکی نشان دهنده این واقعیت است زندانها مدارسی برای تعلیم جنایت هستند.                &amp;lt;br /&amp;gt;
تعداد متنابهی از جنایات توسط افرادی صورت می گیرد که قبلاً در زندان بوده اند.در تنبه دیگران ما در واقع خودمان را تنبه می کنیم. آیا این به این معنی است ما باید تجاوزگربه عنف را ببخشیم، به او نگوئیم می دانیم روز بدی را پشت سر گذاشته و او راا به خانه اش بفرستیم؟البته که نه.آنچه ما باید بکنیم این است که معجزه ای طلب کنیم. معجزه،در اینجا یعنی تغییر دید وعقیده  نگریستن به زندانها نه به عنوان مکانی برای تادیب و تهذیب اخلاق. وقتی ما بطور آگاهانه ایده ناشی از ترس آنها را به عشق مبدل می سازیم. امکانات نا محدودی برای اصلاح فراهم می آوریم.بخشش به مانند هنر های رزمی است.در آکیدو و سایر هنر های رزمی، به جای آنکه در مقابل حمله طرف مقابل مقاومت کنیم. ما جای خالی می دهیم،در این صورت انر&amp;amp;#64394;ی حمله به خود حمله کننده بر می گردد. قدرت ما در عکس العمل نشان ندادن است تا نشان دادن. بخشش هم چنین فرایندی دارد. وقتتی ما حمله متقابل می کنیم، چون دفاع هم نوعی حمله محسوب می شود، ما ما جنگی را شروع می کنیم که فاتحی ندارد. چون بی عشقی واقعیت ندارد،پس نه ما و نه سایریندر معرض آن قرار نداریم. البته ما، عکس این را ثصور می کنیم. در جستجوی معجزه، ما در منازعات زندگی نمی کنیم ، بلکه از خدا می خواهیم ما را فراسوی آنها قرار دهد. ما انسانها عادت داریم همه را مورد داوری و قضاوت قرار دهیم و بعد حکم صادرنمائیم. در حالی که داور اصلی خداست، او است که قادر استهمه خطا ها را توازن بخشد. بر خلاف حالتی که ما به هنگام هجوم احساسات و تمایل به قضاوت دچار می شویم، چیزی به عنوان خشم عادلانه وجود ندارد.حمله کننده باشید یا دفاع کننده، وسیله ای در دست حمله هستید نه عشق. همانطور که گهندی می گوید: &amp;quot;ما باید تغییر باشیم&amp;quot; تیر هایی که ما نیاز داریم از اصابت آن در امان باشیم ،در واقع تیر هایی هستند که در مغز ما قراردارند!                                                                        &amp;lt;br /&amp;gt;
</description>
    </item>
</rdf:RDF>

