<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rdf:RDF
    xmlns="http://purl.org/rss/1.0/"
    xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
    xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
    xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
    <channel rdf:about="http://professional_thinkers_and_researchers_society.cloob.com">
        <title>مقالات کلوب انجمن حرفه ای متفکران و محققان </title>
        <description></description>
        <link></link>
       <dc:date>2012-02-13T07:27:59+01:00</dc:date>
        <items>
            <rdf:Seq>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/133392/clubname/professional_thinkers_and_researchers_society"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/123781/clubname/professional_thinkers_and_researchers_society"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/77658/clubname/professional_thinkers_and_researchers_society"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/77656/clubname/professional_thinkers_and_researchers_society"/>
            </rdf:Seq>
        </items>
    </channel>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/133392/clubname/professional_thinkers_and_researchers_society">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2008-11-15T08:58:20+01:00</dc:date>
        <dc:creator>توفکرتم (همیشه )</dc:creator>
        <title>نظر خدا مانند نظر انسان نیست</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/133392/clubname/professional_thinkers_and_researchers_society</link>
        <description>&amp;lt;font size=&amp;quot;5&amp;quot;&amp;gt;نظر خدا مانند نظر انسان نیست&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;4&amp;quot;&amp;gt;خداوند به هر که بخواهد می بخشد (قست اول)&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;بازنویسی سخنرانی استاد در گفتگو با جمعی از اقلیتهای مذهبی در سال 1376&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;خداوند می&amp;zwnj;خواهد به انسان بگوید که قضاوت تو بیهوده است من مثل تو نگاه نمی&amp;zwnj;کنم، مثل تو نظر نمی&amp;zwnj;دهم. نظر من شاهکار است، هزاران حکمت و تدبیر و نقشه آسمانی در یک نظر من است. هنر خداوند این است که از دل خرابه کاخ به وجود می&amp;zwnj;آورد. از دل مرداب نیلوفر را می&amp;zwnj;رویاند، از درون خاک، گیاهان و درختان را می&amp;zwnj;رویاند. خداوند می&amp;zwnj;خواهد اعلام کند من دوستدار متکبران و مطلق&amp;zwnj;اندیشان نیستم؛ من دوستدار مدعیان تقدس و تقدس مآبان نیستم؛ من خدای انسان&amp;zwnj;های پرمدعایی که خود را از همه بهتر می&amp;zwnj;پندارند و در آن جایگاه می&amp;zwnj;ایستند نیستم؛ من دوستدار متواضعان هستم و تواضع در اعتراف است. من خدای شجاعان هستم و بزرگترین شجاعت در اعتراف است، من خدای بخشنده و مهربان گناهکاران هم هستم، من به فکر بیمارانم نه کسانی که در خیال باطل سلامتی محض مردار شده&amp;zwnj;اند. اعلام می کند که آن سنگی را که برای ساخت خانه خدا، معماران دور انداختند من همان سنگ را انتخاب می&amp;zwnj;کنم. خداوند می&amp;zwnj;خواهد اعلام کند که ای بشر همه شما فاسد هستید همه شما دروغگو هستید، ای انسان همه شما گناهکارید و در انحراف هستید مگر اینکه من خدای شما باشم و شما را نجات بدهم. می&amp;zwnj;خواهد اعلام کند که همه شما مرده&amp;zwnj;اید مگر کسی را که من زنده کرده باشم؛ همه افکار شما پوچ و باطل است مگر اینکه موافق نظر من باشد. خداوند همیشه این را اعلام کرده است که مبادا گناه، شما را از بخشش من ناامید کند بلکه اگر به گناه آلوده شدید، به سوی من جهش کنید و بازگردید. من می&amp;zwnj;خواهم گریه شما را و بازگشت شما را ببینم پس در گناه می&amp;zwnj;لغزید. دوست دارم همیشه توبه کنید و بازگردید پس همیشه در معرض گناه و خطا قرار دارید. رفتارهای خداوند نشان می&amp;zwnj;دهد که او تاکید دارد که این را به بشر بفهماند که فقط و فقط یک چیز مهم است آنهم نگاه من است، فقط نظر و اراده من مهم است نه هیچ چیز دیگری، فقط قضاوت من حق است و عادلانه است نه قضاوت هیچ کس. خداوند می فرماید: &amp;laquo;&amp;lt;strong&amp;gt;فکرهای من فکرهای شما نیست، و راه های من هم راههای شما نیست. به همان اندازه که آسمان بلندتر از زمین است، راههای من نیز از راههای شما و فکرهای من از فکرهای شما بلندتر و برتر است. کلام من مانند برف و باران است. همانگونه که برف و باران از آسمان می بارند و زمین را سیراب و بارور می سازند و به کشاورز بذر و به گرسنه نان می بخشند، کلام من نیز هنگامی که از دهانم بیرون می آید بی ثمر نمی ماند، بلکه مقصود مرا عملی می سازد و آنچه را اراده کرده ام انجام می دهد&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo; و می&amp;zwnj;خواهد به انسان بفهماند فقط تقدیر و تدبیر و نقشه من مهم است، من با قیل و قال&amp;zwnj;ها فریب نمی&amp;zwnj;خورم، من با ریاکاری و تظاهر و ادعا فریب نمی&amp;zwnj;خورم، من به قلب و روح انسان نگاه می&amp;zwnj;کنم و هر کس را که بخواهم فیض و برکت می&amp;zwnj;دهم. هر کس را بخواهم روح خودم را به او می&amp;zwnj;دهم، هر کس را که بخواهم بر همه جهانیان برتری و بزرگی می&amp;zwnj;دهم. او کسی را به عنوان کلیم الله خود انتخاب می&amp;zwnj;کند که بسیاری از سال&amp;zwnj;های زندگی&amp;zwnj;اش را طبق آیه قرآن در فساد و انحراف زندگی کرده است. حضرت موسی، پیامبر بزرگ و اولی&amp;zwnj;العزم خدا، کسی که عظیم&amp;zwnj;ترین و عجیب&amp;zwnj;ترین معجزات خدا از او صادر شد، کسی که بنی&amp;zwnj;اسرائیل را از اسارت فرعونیان نجات داد، سال&amp;zwnj;ها در کاخ فرعون و در فضای آیین بسیار گمراه و فسادانگیز فرعونیان که حتی در آن محارم با همدیگر... و بدترین فسادهای اخلاقی در آن طبیعی شمرده می&amp;zwnj;شد زندگی کرد. در قرآن می&amp;zwnj;فرماید که موسی از ضالین [گمراهان] بود. آیا موسی پیش از پیامبری&amp;zwnj;اش در انحراف و ضلالت بود؟ همان موسایی که پسر خوانده فرعون بود و تا اوایل جوانی در کاخ فرعون ساکن و به شدت در... و&amp;nbsp; گمراهی آنطور که در قرآن و کتاب مقدس آمده است، آلوده بود؟ اما چرا از آن همه کنعانیان که ظاهراً در گناه زندگی نمی&amp;zwnj;کردند و لااقل گمراهی&amp;zwnj;های آیینی&amp;zwnj;شان بسیار کمتر از فرعونیان بود، خداوند کسی را انتخاب نکرد؟ چرا برای ملاقات و گفتگوی رودررو و برای نجات دهندگی بنی اسرائیل یکی از کاهنان بسیار پرهیزکار و در واقع ریاکار و پرمدعای دربار فرعون را برنگزید؟ چرا بر موسی دست گذاشت؟ فرعون قبول نمی&amp;zwnj;کرد که خدا موسی را انتخاب کرده باشد اما خود را یا لااقل کاهنان و مشاوران خود را که از نظرش پرهیزکارترین انسان&amp;zwnj;های زمان بودند شایسته چنین چیزی می دید. به موسی گفت آیا این همان فردی است که پیش از این در فساد و گمراهی و ضلالت بود؟... اما در برابر این همه افکار و قضاوت&amp;zwnj;های پوچ خداوند به موسی فرمود: &amp;laquo;&amp;lt;strong&amp;gt;تو را به نام می&amp;zwnj;شناسم و مورد فیض و رحمت من قرار گرفته&amp;zwnj;ای... من خداوند هستم و محبت و بخشش و رحمت خود را بر هر کس که بخواهم متوجه می&amp;zwnj;کنم&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo;. &amp;lt;br /&amp;gt;خداوند هزاران کار بزرگ را از طریق موسی که او را همانند بزرگان دیگر خدمتگزار خطاب می&amp;zwnj;کرد، انجام داد و هزاران نشانه را ظاهر ساخت اما فرعونیان منکر همه آن نشانه&amp;zwnj;ها و کارها بودند و موسی را همچون انبیاء بعد از او و قبل از او دروغگو،&amp;zwnj; گمراه، دیوانه، شعبده&amp;zwnj;باز و ساحر خطاب می&amp;zwnj;کردند. این موسایی است که قوم&amp;zwnj;های زیادی را که همگی منکر نشانه&amp;zwnj;ها و حضور خداوند بودند نابود کرد، بزرگترین معجزات را به انجام رساند، اصول و قوانین الهی را در قالب تورات که آن را از خداوند دریافت کرده بود، به بشر عرضه کرد، نزدیکترین و شدیدترین پیوندها را با خداوند برقرار کرد، خداوند بارها در ابر نازل شد و با او سخن گفت، از روح او که روح خدا بود به هفتاد نفر از بزرگان بنی&amp;zwnj;اسرائیل القا شد. او کسی بود که خداوند درباره&amp;zwnj;اش فرمود: &amp;laquo;من با یک نبی به وسیله رویا و خواب صحبت می&amp;zwnj;کنم ولی با موسی که خدمتگزار من است به &amp;lt;strong&amp;gt;این طریق سخن نمی&amp;zwnj;گویم چون او مرا با وفاداری (محض) خدمت می&amp;zwnj;کند. من با وی رودررو و آشکارا صحبت می&amp;zwnj;کنم نه با رمز،&amp;zwnj; و او تجلی مرا می&amp;zwnj;بیند. چطور جرات کردید او را سرزنش و به او توهین کنید؟&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo; و کتاب مقدس ادامه می&amp;zwnj;دهد: &amp;laquo;&amp;lt;strong&amp;gt;پس خشم خداوند بر ایشان افروخته شد و خداوند آنها را ترک کرد&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo;. در جای دیگر خداوند به موسی (ع) فرمود: &amp;laquo;&amp;lt;strong&amp;gt;این قوم بدکار و شرور تا به کی از من شکایت می&amp;zwnj;کنند؟ تا به کی باید به توهین آنها گوش دهم؟ به ایشان بگو که خداوند به حیات خود قسم می&amp;zwnj;خورد که آنچه را که از آن می&amp;zwnj;ترسیدید به سرتان بیاورد. حتی یک نفر از شما که بیست سال به بالا دارد و به من بی&amp;zwnj;حرمتی و توهین کرده است وارد ارض مقدس نخواهد شد... فرزندانتان به خاطر بی&amp;zwnj;ایمانی شما چهل سال در این بیابان سرگردان خواهند بود. من که خداوند هستم این را گفته&amp;zwnj;ام&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo;.&amp;lt;br /&amp;gt;یک روز موسی (ع) دعا کرد و از خداوند خواست که به او نشان دهد که در حضور خداوند در آسمان چه کسی مانند اوست و با او خواهد زیست. می&amp;zwnj;خواست بداند خداوند چه کسی را مانند موسی، پیامبر اولی&amp;zwnj;العزم خداوند،&amp;zwnj; سلطان معجزات،&amp;zwnj; عزیز می&amp;zwnj;دارد و او را مورد رحمت خود قرار می&amp;zwnj;دهد. خداوند به او فردی را نشان داد که قصاب بود. وقتی موسی به زندگی این قصاب وارد شد و در آن دقت کرد دید او کار زیادی نمی&amp;zwnj;کند که مستحق چنین مقام بزرگی در آسمان باشد. با او به خانه&amp;zwnj;اش رفت و مهمانش شد. وقتی به منزل وارد شدند دید که او زنبیلی را که به سقف آویزان است پایین آورد. در آن زنبیل پیرزنی نحیف و لاغر و خمیده بود. قصاب لباس&amp;zwnj;هایش را عوض کرد و لباسش را شست. آنگاه برایش غذا درست کرد. در دهانش غذا گذاشت، کارهایش را انجام داد و دوباره او را در زنبیل گذاشت تا در آن بخوابد و به سر کارش برگشت. سه روزی که موسی (ع) به صورت فردی ناشناس مهمان این قصاب بود چیز خاصی از او ندید؛ نه عبادات آن چنانی، نه روزه شبانه روزی، نه ذکر پیوسته و نه کرامات یا صفات زاهدانه. قصاب با همه وجودش به نام خدا به مادرش خدمت و محبت می&amp;zwnj;کرد. موسی (ع) دید که هر بار قصاب می&amp;zwnj;خواهد از مادرش جدا شود، او چیزی را زیر لب زمزمه می&amp;zwnj;کند. در آخرین روز که نتوانست دلیل عزت و مقام این قصاب را در نزد خدا بداند از قصاب پرسید مادرت زیر لب چه می&amp;zwnj;گوید. این نقطه برای موسی ابهام شده بود. قصاب خجالت کشید که بگوید چون حرف مادرش را آنقدر بعید می&amp;zwnj;دانست که به نظرش ناممکن بود. موسی اصرار کرد و قصاب گفت، تو موسی را می&amp;zwnj;شناسی؟ برگزیده خدا که تورات را برای ما آورده و خداوند، فرعون و سپاهیان او را به وسیله او شکست داد. موسایی که با خداوند مستقیم سخن می&amp;zwnj;گوید و به ملاقات او می&amp;zwnj;رود. مادرم زیر لب می&amp;zwnj;گوید &amp;laquo;برو که خدا تو را مانند موسی بزرگ و عزیز کند&amp;raquo;. و موسی در حالی که در حیرت از کار خدا فرو رفته بود از قصابی که قرار بود در آسمان و ملکوت خدا، هم درجه و همنشین او باشد خداحافظی کرد. نظر خدا مانند نظر انسان نیست. خداوند گذشته و آینده انسان را هم، گذشته&amp;zwnj;های بسیار دور و آینده&amp;zwnj;های بسیار دور را هم در نظر می&amp;zwnj;گیرد. با یک تیر هزاران نشان را نشانه می&amp;zwnj;گیرد.&amp;lt;br /&amp;gt;... داودی که یکی از نزدیک&amp;zwnj;ترین انسان&amp;zwnj;ها به خداست و خداوند تا به آن حد در قرآن و کتاب&amp;zwnj;های مقدس او را بزرگ معرفی می&amp;zwnj;کند، همین داود مرتکب صدها قتل و غارت شده بود.&amp;lt;br /&amp;gt;اما خواست خدا این بود که با داود چنین کند. خداوند دوست داشت که با وجود همه این مسائل، داود، منتخب و جانشین او در زمین باشد. خلیفه الله باشد. خداوند اراده کرده بود که علی رغم صدها نکته منفی که ممکن بود در نظر مردم، درباره داود وجود داشته باشد، او پادشاه خدا در زمین باشد. سرگذشت و جزء به جزء زندگی داود و سلیمان و بقیه در قرآن و کتاب مقدس است. کتاب مقدس درباره حضرت سلیمان، پادشاه آسمان و زمین، پادشاه جن و انس و شیاطین و فرشتگان می&amp;zwnj;گوید که او در مقاطعی از زندگی&amp;zwnj;اش به بدترین و شدیدترین انحراف&amp;zwnj;ها کشیده شد. خدا او را کشانده بود تا نقشه&amp;zwnj;هایش را عملی کند. آیا خدا او را از طریق زنانش به فساد و دروغ و شرک و کفر کشاند؟ چرا؟ تا خدا نشان دهد &amp;laquo;&amp;lt;strong&amp;gt;من هر کس را که بخواهم، هر کس را که بخواهم، هر کس را که بخواهم، از نور و رحمت و بزرگی برخوردار می&amp;zwnj;کنم. من هر کسی را که بخواهم از روح خودم به او می&amp;zwnj;دهم نه کسانی که شما با فکر بی&amp;zwnj;نهایت محدود خود گمان می&amp;zwnj;کنید&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo;. داود، پدر سلیمان یک بار با خداوند برخورد کرد و سلیمانِ پسرش دو بار. و خداوند آنقدر این خدمتگزار بزرگ خود را گرامی داشت که افتخار ساخت معبدش را به او داد و سلیمان خانه خدا را که اولین قبله مسلمین هم هست و دومین آن کعبه است، بنا کرد. خانه&amp;zwnj;ای که خداوند درباره او قول داد که دعای برآمده از آن را اجابت کند. در قرآن، خداوند، شگفت&amp;zwnj;آور درباره سلیمان حرف می&amp;zwnj;زند. همان سلیمانی که با محاسبه کسانی که از نقشه&amp;zwnj;ها، نظرات، حکمت&amp;zwnj;ها و روش&amp;zwnj;های خدا بی&amp;zwnj;خبرند، باید هزار بار محکوم می&amp;zwnj;شد. عقب&amp;zwnj;تر که برویم به منشاء بنی&amp;zwnj;اسرائیل می&amp;zwnj;رسیم به حضرت یعقوب، به پدر بنی&amp;zwnj;اسرائیل. داستان یعقوب و پدران او را در کتاب مقدس بخوانید. یعقوب با دو دختر لابان یعنی با راحیل و لیه ازدواج کرد. بعد از آن با کنیزان آنها ازدواج کرد، با بلهه و زلفه و از این چهار نفر صاحب فرزندانی شد که هر کدام از آنها یکی از اقوام بنی&amp;zwnj;اسرائیل را به وجود آوردند. حضرت یوسف یکی از این بچه&amp;zwnj;ها بود. این یعقوب به جای برادرش عیسو برکت را از پدرش حضرت اسحاق ربود. این همان یعقوبی است که خداوند در عالم رویا چندین بار با او سخن گفت و بر او ظاهر شد. یعقوبی که خداوند به او فرمود: &amp;laquo;&amp;lt;strong&amp;gt;هر جا که بروی من با تو خواهم بود و از تو حمایت نموده، دوباره تو را به این سرزمین باز خواهم آورد. تا آنچه به تو وعده داده&amp;zwnj;ام به جا نیاورم تو را رها نخواهم کرد&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo;. یعقوبی که در فنی ئیل [به معنای چهره خدا] با آن مرد کشتی گرفت اما بعد از آن گفت: در اینجا من خدا را روبرو دیده&amp;zwnj;ام و با این وجود هنوز زنده هستم...&amp;lt;br /&amp;gt;ابراهیم، پدر ادیان اسلام، مسیحیت و یهود، پدر یگانه پرستان عالم و پدر انبیاء بعدی که سه زن داشت [ساره، هاجر و قطوره] وقتی در شهر جرار بود ساره را از ترس ابیمک پادشاه جرار، خواهر خود معرفی کرد و دروغ گفت؛ ابراهیم خلیل الله که مظهر توکل به خداست همان ابراهیمی که خداوند با او سخن گفت و بر او ظاهر شد. این ابراهیمی است که خدا به او فرمود: &amp;laquo;&amp;lt;strong&amp;gt;ای ابرام نترس زیرا من همچون سپر از تو محافظت خواهم کرد و پاداشی بسیار عظیم به تو خواهم داد. و فرمود من با تو عهد می&amp;zwnj;بندم که قوم&amp;zwnj;های بسیار از تو به وجود می&amp;zwnj;آورم. از این پس نام تو ابرام نخواهد بود بلکه ابراهیم (به معنای پدر قوم&amp;zwnj;ها) زیرا من تو را پدر قوم&amp;zwnj;های بسیار می&amp;zwnj;سازم. نسل تو را زیاد می&amp;zwnj;کنم و از آن ملت&amp;zwnj;ها و پادشاهان به وجود می&amp;zwnj;آورم. من عهد خود را تا ابد با تو و بعد از تو با فرزندانت نسل اندر نسل برقرار می&amp;zwnj;کنم. من خدای تو هستم و خدای فرزندانت نیز خواهم بود... از میان فرزندان تو پادشاهان خواهند برخاست&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo;...&amp;lt;br /&amp;gt;پسر عموی ابراهیم لوط بود. لوط کیست؟ کسی که در قرآن که میزان حقانیت است خداوند می&amp;zwnj;فرماید: لوط از صالحان بود و درباره او به همراه عده&amp;zwnj;ای از انبیا دیگر (الیاس نبی، اسحاق، عیسی و...) می&amp;zwnj;فرماید آنها را بر جهانیان (یعنی همه موجودات عالم) برتری و بزرگی بخشیدیم. و می&amp;zwnj;دانیم که درباره اشتباه بزرگ لوط در کتاب مقدس چه چیزی مکتوب است... چرا خدا اینکار را کرد؟ این پیام خداوند است. همیشه این را اعلام کرده است که هیچ کس جز خداوند، مطلق و نامحدود نیست، حتی کسانی که خداوند درباره آنها فرموده که ایشان را بر همه جهانیان برتری و بزرگی داده است... &amp;lt;br /&amp;gt;عیسی از نظر مدعیان یهود فردی گمراه، فاسد، شرور، شورشی و حتی خود شیطان شمرده می&amp;zwnj;شد و چون همه امکانات تبلیغی در دست آنها بود تا دهه&amp;zwnj;های متمادی بعد از او هم همین فضا حاکم بود. اما حقیقت پنهان نمی&amp;zwnj;ماند و آشکار می&amp;zwnj;شود. چون خدا با او بود پس او بود که سرانجام پیروز شد. از نظر مدعیان یهود و عوامل آنها اولین مسئله عیسی مسیح این بود که حاصل تولدی نامشروع است یعنی حرامزاده، پس از خانواده طرد شد &amp;ndash; زیرا برادران او نیز وی را فردی ساحر و شیطان می&amp;zwnj;دانستند. چرا؟ چون با آنها متفاوت بود. قادر به درک او نبودند. می&amp;zwnj;گویند آیا می&amp;zwnj;شود همه آسمانها را در یک تخم مرغ جای داد؟ آیا موجودی آسمان&amp;zwnj;وار را می&amp;zwnj;شود در ظرف کوچک ادراک بدبینان قرار داد؟ عیسی بعد از طرد از خانواده، ظاهراً سرگردان بود. اما او در واقع تحت حمایت خدا بود. همه جا را می&amp;zwnj;گشت تا گمشده خود را، روح خدا را دوباره بازیابد و در او احیا شود. پس به سراغ هر کس که می&amp;zwnj;توانست می&amp;zwnj;رفت. ولی همشهریان وی و آشنایان او این را طور دیگری تعبیر می&amp;zwnj;کردند. به همین دلیل مسیح فرمود: &amp;laquo;فرستاده خدا را در هر جا عزیز می&amp;zwnj;دارند مگر در میان خانواده خود و در شهر خود&amp;raquo;. منظور از این شهر، &amp;zwnj;کسانی بود که با پیش داوری نگاه می&amp;zwnj;کنند و خود را آشنا می&amp;zwnj;پندارند. گمان می&amp;zwnj;کنند که او را سالهاست می&amp;zwnj;شناسند. حرف&amp;zwnj;های او مدعیان شریعت یهود را هر روز عصبانی&amp;zwnj;تر می&amp;zwnj;کرد. وقتی که مثلاً می&amp;zwnj;گفت: &amp;laquo;خوشا به حال آنان که برای برقراری صلح در میان مردم کوشش می کنند، زیرا ایشان فرزندان خدا نامیده خواهند شد. خوشا به حال آنان که به سبب نیک کردار بودن آزار می ببیند، زیرا ایشان از برکات ملکوت&amp;zwnj; آسمان بهره مند خواهند شد. هر گاه به خاطر من شما را ناسزا گفته، آزار رسانند و به شما تهمت زنند، شاد باشید. بلی، خوشی و شادی نمایید، زیرا در آسمان پاداشی بزرگ در انتظار شماست. بدانید که با پیامبران گذشته نیز چنین می کردند&amp;raquo;. او به مردم می&amp;zwnj;گفت اگر مانند علما و بزرگان یهود باشید به ملکوت خدا وارد نمی&amp;zwnj;شوید. &amp;laquo;چرا پر کاه را در چشم بردارت می&amp;zwnj;بینی اما تیر چوب را در چشم خودت نمی&amp;zwnj;بینی؟&amp;raquo;...&amp;lt;br /&amp;gt;به همین دلیل به شدت مورد نفرت و بدگویی بزرگان یهود قرار داشت و سرانجام نقشه کشتن و به صلیب کشیدن او را طرح ریزی کردند. خداوند روح خدا را به عیسی داد و از طریق روح خود عیسی را مسح کرد و به مسیح مبدل ساخت. او روح خود را به کسی داد که با قضاوت بشری انتخابی مناسب محسوب نمی&amp;zwnj;شد. طبق قضاوت بشر شاید اگر روح خدا به یکی از کاهنان یهود که ظاهراً از هر نظر مناسب نقش نجات دهندگی بود، داده می&amp;zwnj;شد خیلی معقول&amp;zwnj;تر بود اما چنین انتخابی در واقع نادانی و حماقت بود، چون خود آن کاهنان یکی از طیف&amp;zwnj;هایی بودند که باید پیام را می&amp;zwnj;گرفتند...&amp;lt;br /&amp;gt;رحمت خداوند، متوجه مدعیان نیست. مقدس مآبان چیزی از تقدس ندارند و از خداوند، حتی بویی از تقدس هم به ارث نبرده&amp;zwnj;اند. در زمان فرعون ابتدا این کاهنان و مقدسین دربار فرعون بودند که موسی را با گمان&amp;zwnj;های باطل خویش رد می&amp;zwnj;کردند. در زمان عیسی مسیح، آخرین پیامبر بنی&amp;zwnj;اسرائیل هم، این مقدسین و علما یهود بودند که عیسی مسیح را شیطان و فرزند شیطان و کافر می&amp;zwnj;دانستند. تا مدتها کسی جرات نداشت خود را مسیحی بداند، هم از ترس ظلم و ستم جباران و هم از بی&amp;zwnj;آبرویی. آنها طی دهها سال چنان عیسی مسیح را بی&amp;zwnj;آبرو و بی&amp;zwnj;اعتبار کرده بودند که برای اکثر مردم، عیسای ناصری معادل شیطان و روح شیطان بود؛ کسی که می&amp;zwnj;خواهد دین را باطل کند، مردم را به فساد بکشاند، در دین بدعت گذاشته است، پدر را از پسر و خانواده&amp;zwnj;ها را از هم جدا می&amp;zwnj;کند، مردم را سحر و افسون می&amp;zwnj;کند؛ عیسای ناصری. یکی از استدلال&amp;zwnj;های محکم علما و مقدسین یهود این بود که از این همه منطقه چطور ممکن است خداوند فردی را از محله جلیل به عنوان مسیح انتخاب کند. محله جلیل یکی از محله&amp;zwnj;های بدنام و فاسد بود و اهالی آن به شرارت مشهور بودند. می&amp;zwnj;گفتند چرا خداوند باید مسیح و نجات دهنده را، فردی حرامزاده انتخاب کند، چون آن نادانان ملعون اصرار داشتند که عیسی حاصل یک ارتباط نامشروع میان مریم با فردی بیگانه بوده است و داستانی را که بعداً مریم درباره آن فرد که روح خدا بود بازگو کرد، توجیهاتی برای مقدس جلوه دادن فساد او قضاوت کردند. از نظر آنها هفت برادر عیسی در همین عالم انسانی وضعیتی بهتر از او داشتند، حداقل اینکه فرزندی نامشروع نبودند. اما خیلی نشانه&amp;zwnj;ها نشان داد که عیسی همان مسیح و مسح شده خداوند است و حاصل روح خداست. کارهای بعدی او و تاییدات پیشین و پسین. آخرین تایید او در قرآن است. در مورد همین مسئله نامشروع بودن تولد او هم خداوند با یکی از آیات خود بر دهان این جاهلان مشت می&amp;zwnj;زند و می&amp;zwnj;فرماید: &amp;laquo;&amp;lt;strong&amp;gt;روح خود را به صورت انسانی تمام (عیار) بر او (مریم) آشکار کردیم&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo;. مقدسین یهود می&amp;zwnj;گفتند اگر خداوند بخواهد روح خود را به کسی بدهد چرا به ما ندهد؛ ما که پرهیزکاریم، ما که با تقوا و زاهد هستیم. اما مسیحا به آنها می&amp;zwnj;گفت شما کور هستید و آنان را ماران، افعی&amp;zwnj;زادگان و قبرهای آراسته خطاب می&amp;zwnj;کرد. آنها می&amp;zwnj;گفتند اگر قرار بود این منتخب خدا باشد لااقل باید مثل یحیای تعمید دهنده می&amp;zwnj;بود اما عیسی فرمود: &amp;laquo;درباره یحیی که لب به شراب نمی زد و اغلب روزه دار بود، می گویید دیوانه است؛ اما به من که (مثل شما غذا) می خورم و می نوشم ایراد می گیرید که پرخور و میگسار و همنشین بدکاران و گناهکاران است. اگر عاقل بودید، چنین نمی گفتید و می فهمیدید چرا او چنان کرد و من چنین&amp;raquo;.&amp;lt;br /&amp;gt;مسیح درباره آنها فرموده بود: &amp;laquo;شما درِ ملکوت خدا را بر روی مردم بسته&amp;zwnj;اید نه خودتان به آن وارد می&amp;zwnj;شوید و نه می&amp;zwnj;گذارید دیگران بدان وارد شوند&amp;raquo;. پس نظر خداوند بسیار از نظر عامه مردم و حتی کاهنان دور بود. او عیسایی را انتخاب کرد که در مظان بدترین اتهام&amp;zwnj;ها قرار داشت: کسی که مریم مجدلیه مشهورترین فاحشه شهر (بعد از توبه) با او همقدم شده است اما حتی قبل از توبه اجازه داد که بدن او را لمس کند، اشک چشمهایش را به روی دستها و پایش بریزد و حتی به این زن بدکاره و مشهور چنان بخششی از خداوند نشان دهد که او را عضوی از خانواده (روحی) خود کند و محرمانه&amp;zwnj;ترین امانات را به او بسپارد. پس از نظر علماء و بزرگان یهود و مقدس مآبان فریسی و صدوقی او حتی از باراباس که یکی از شرورترین افراد زمان به حساب می&amp;zwnj;آمد هم بدتر بود. چون همه این کارها را به نام خدا می&amp;zwnj;کرد. مثلاً وقتی که خطاب به مریم مجدلیه گفت &amp;laquo;گناهان تو بخشیده شد... و ایمانت باعث نجاتت شده است&amp;raquo; آنها گفتند او کفر می&amp;zwnj;گوید، یاوه می&amp;zwnj;گوید، اما این زن به یکی از شاگردان بسیار نزدیک عیسی و به قول بعضی از راویان ریزبین، یکی از زنان عیسی(ع) تبدیل شد... اکثر شاگردان او افرادی بودند که پیش از آن، گناهکار یا فاسد و شرور محسوب می&amp;zwnj;شدند مثل متی که فردی ظالم و باج&amp;zwnj;گیر بود و خانه فساد و لهو و لعب داشت. کسی که بعدها یکی از چهار انجیل او را نوشت. یک روز که برای باج گیری رفته بود عیسی او را دید و به او فرمود: &amp;laquo;&amp;lt;strong&amp;gt;بیا و مرا پیروی کن&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo;. کاهنان و بزرگان یهود که می&amp;zwnj;خواستند مسئله را با حرف حل کنند گفتند چرا شما با این قبیل افراد نشست و برخاست می&amp;zwnj;کنید؟ و او در پاسخ فرمود: &amp;lt;strong&amp;gt;به دلیل این که افراد سالم احتیاج به پزشک ندارند، بلکه بیماران به طبیب نیاز دارند. بروید کمی درباره این آیه کتاب آسمانی فکر کنید که خداوند می&amp;zwnj;فرماید: &amp;laquo;من از شما هدیه و قربانی نمی&amp;zwnj;خواهم، بلکه محبت و بخشش و ترحم می&amp;zwnj;خواهم&amp;raquo;. رسالت من در این دنیا این است که گناهکاران را به سوی خدا بازگردانم. نه آنانی را که گمان می&amp;zwnj;کنند عادل و مقدسند&amp;lt;/strong&amp;gt;. از نظر مسیحا این افراد کور بودند چون گمان می&amp;zwnj;کردند که می&amp;zwnj;بینند. آنها هم با خود استدلال می&amp;zwnj;کردند که این عیسی باید شیاد و دروغگو باشد چون ما را که می&amp;zwnj;بینیم کور خطاب می&amp;zwnj;کند. عیسی می&amp;zwnj;گفت: &amp;laquo;&amp;lt;strong&amp;gt;هر نهالی که پدر آسمانی من نکاشته باشد از ریشه برکنده می&amp;zwnj;شود پس با آنان کاری نداشته باشید. ایشان کورهایی هستند که عصاکش کورهای دیگر شده&amp;zwnj;اند. پس هر دو در چاه خواهند&amp;lt;/strong&amp;gt; &amp;lt;strong&amp;gt;افتاد&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo;. عیسی اعتقادات خشک و ساختگی آنها را در هم می&amp;zwnj;شکست. پس آنها عیسی را بدعت گذار نامیدند.&amp;lt;br /&amp;gt;چطور ممکن است خداوند با کسی باشد که شاگردانش از میان افراد گناهکار و گمراه و شرور انتخاب شده&amp;zwnj;اند؟ چطور ممکن است روح خداوند در کسی باشد که به مجلس رقص و پایکوبی رفته است؟... آنها می&amp;zwnj;دیدند که نشانه&amp;zwnj;های عیسی همان چیزی است که در کتاب مقدس، درباره خدمتگزار منتخب خدا گفته شده ولی می&amp;zwnj;گفتند که عیسی همه نشانه&amp;zwnj;ها را درباره خودش جعل کرده و ساخته است و اینها نشانه&amp;zwnj;های طبیعی و خدادادی نیست. اما وقتی می&amp;zwnj;دیدند آن نشانه&amp;zwnj;ها عین واقعیت است و واقعاً اثرگذار و ماندگار است، وقتی هیچ چاره دیگری در برابر قدرت خدا نداشتند، وقتی مستقیم تر با معجزه عیسی روبرو می&amp;zwnj;شدند و احتمال می&amp;zwnj;دادند که نکند این همان مسیح باشد می گفتند: عیسی خودِ شیطان است و شیطان رئیس شیاطین است و خودش در او حلول کرده است. به همین دلیل او دارای قدرت&amp;zwnj;های شیطانی است و ارواح ناپاک و شیطانی را هم می&amp;zwnj;تواند از درون مردم براند و مردم را ظاهراً شفا بدهد و آنها را با نیرنگ و دروغ به روشنایی کاذب برساند. اما آنها متوجه تناقض بزرگی که در استدلالشان وجود داشت نبودند. اگر واقعا عیسی خود شیطان بود، باید فرمانروایی&amp;zwnj;اش را گسترش می&amp;zwnj;داد و ارواح شیطانی را به مردم وارد می&amp;zwnj;کرد نه آنکه آنها را از مردم براند. چطور ممکن است انسانی شیطانی باشد اما محصول کارش خدایی و نزدیک شدن به خدا باشد. عیسی گفت: &amp;laquo;&amp;lt;strong&amp;gt;اگر من به وسیله روح خدا ارواح ناپاک را بیرون می&amp;zwnj;کنم پس بدانید که ملکوت خداوند در میان شما آغاز شده است. کسی نمی&amp;zwnj;تواند حکومت را از چنگ شیطان بیرون بکشد، مگر اینکه نخست او را ببندد... هر کس به من کمک نمی&amp;zwnj;کند به من ضرر می&amp;zwnj;رساند... هر گناهی ممکن است بخشیده شود مگر تحریف و بی&amp;zwnj;حرمتی به روح القدس که هیچگاه بخشیده نخواهد شد نه در این دنیا و نه در آن دنیا&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo;. عیسی فردی قانون شکن و نامطلوب شمرده می&amp;zwnj;شد. کاهنان یهود بارها او را آزمایش کردند و به همین نتیجه رسیدند. مثلاً وقتی آن زن زناکار را آوردند تا او دستور سنگسار وی را صادر کند اما او حاضر نشد به سنگسار شدن آن زن زناکار حکم دهد و گفت &amp;laquo;بسیار خوب. آنقدر بر او سنگ بیندازید تا بمیرد. ولی سنگ اول را کسی بزند که خود تا به حال گناهی نکرده است&amp;raquo; و آخر که همه جمعیت پراکنده شدند به آن زن گفت &amp;laquo;من نیز تو را محکوم نمی کنم. برو و دیگر گناه نکن&amp;raquo;. چطور ممکن است خداوند رحمت و برکات خود را متوجه چنین فرد ظاهراً بدعت&amp;zwnj;گذار و قانون شکنی سازد. مسئله این است که قضاوت&amp;zwnj;ها و نظرات خدا بی&amp;zwnj;نهایت حکیمانه و هوشمندانه است. خداوند یک نقطه از آسمان را نمی&amp;zwnj;بیند تا درباره آسمان نظر بدهد. بلکه همه آسمان را، بی&amp;zwnj;نهایت آسمان را می&amp;zwnj;بیند، گذشته ازلی و آینده ابدی آسمان را می&amp;zwnj;بیند. و همه نقشه&amp;zwnj;های آسمانی را هم در نظر می&amp;zwnj;گیرد آنگاه نظرش آشکار می&amp;zwnj;شود. از نظر کاهنان یهود، عیسی فردی شیاد و کلاهبردار محسوب می&amp;zwnj;شد. شیادی که از همه قدرتهای شیطانی برخوردار است و حتی می&amp;zwnj;تواند با نیروی شیطانی&amp;zwnj;اش معجزه کند؛ او زنان را فریفته و اموال آنان و بعضی از شاگردان دیگرش را هم ربوده است.؛ افرادی مانند یونا، همسر خوزا (وزیر دربار هیرودیس پادشاه، همان که عیسی او را روباه خطاب کرد) که از دارایی شخصی خود عیسی و شاگردانش را خدمت می&amp;zwnj;کرد. از نظر علما و بزرگان یهود اگر می&amp;zwnj;خواستند به زور خود را قانع کنند که این شاید یک انتخاب الهی باشد عیسی بدترین و نامناسب&amp;zwnj;ترین و اشتباه&amp;zwnj;ترین انتخاب بود. اما از نظر خداوند عیسی بهترین، عالی&amp;zwnj;ترین و استثنائی&amp;zwnj;ترین انتخاب ممکن برای القا و دریافت روح خدا و اعلام نظرات خداوند بود. از نظر آنها عیسی فردی محسوب می&amp;zwnj;شد که از بدترین محل، از بدترین خانواده، با بدترین تولد، با گذشته&amp;zwnj;ای سیاه و مشکوک، برخاسته بود، بنابراین نمی&amp;zwnj;توانستند درباره او مسیح بودن و پادشاه الهی بودن را بپذیرند اما وقتی با اشتیاق و استقبال مردم مواجه شدند او را پیامبر کافران و دوست گناهکاران و بی&amp;zwnj;دینان نامیدند.&amp;lt;br /&amp;gt;انسان موجودی خطاکار است. انسان در گناه و ضعف و رنج آفریده شد. پس اگر خداوند به یاد گناهکاران نباشد به یاد چه کسی می&amp;zwnj;خواهد باشد؟ اگر هم انسان ها پاک و مقدس باشند دیگر چه احتیاجی به خدا دارند. اگر همه ما سالم باشیم دیگر چه احتیاجی به طبیب داریم؟ همانطور که مسیح فرمود کسی که گمان می&amp;zwnj;کند می&amp;zwnj;بیند چه احتیاجی به بینش الهی دارد؟ ما نمی&amp;zwnj;بینیم و باید به نابینایی خود معترف باشیم تا نگاه خداوند متوجه ما بشود. ما خوابیم و نباید ادعای بیداری کنیم تا خداوند بیاید و ما را بیدار کند. رنجوریم و خداوند باید ما را از رنج و ناراحتی نجات دهد. نظرات یک نابینا درباره منظره&amp;zwnj;ای که پیش روی اوست، چقدر اعتبار دارد و چقدر درست است. به همین اندازه نظرات بشر درباره منظره&amp;zwnj;ای که از زندگی در پیش روی اوست، بی&amp;zwnj;اعتبار است. اصل، نظر خداوند و خواست خداست. اگر خداوند چیزی را بخواهد و همه جهانیان نخواهند یا بخواهند فرقی نمی&amp;zwnj;کند، همان که نظر اوست انجام می&amp;zwnj;شود...&amp;lt;br /&amp;gt;خداوند از میان بزرگترین خانواده&amp;zwnj;ها و ظاهراً مناسبترین افراد، در زمان شائول پادشاه، داود را انتخاب کرد. وقتی سموئیل نبی سراغ یسی پدر داود رفت تا ببیند این منتخب خداوند برای پادشاهی کیست، ابتدا فکر کرد که شاید از میان هفت پسر یسی، این الیاب باشد که مورد نظر خداوند برای پادشاهی است. اما خداوند فرمود &amp;laquo;&amp;lt;strong&amp;gt;به چهره او و بلندی قدش نگاه نکن زیرا او کسی نیست که من در نظر گرفته&amp;zwnj;ام. من مثل انسان قضاوت نمی&amp;zwnj;کنم. انسان به ظاهر قضاوت می&amp;zwnj;کند اما من به باطن&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo;. به همین ترتیب یسی یک یک پسرانش را نزد سموئیل نبی آورد اما خداوند هر بار فرمود این هم آنکه من می&amp;zwnj;خواهم نیست. این هفت برادر از جنگاوران و افسران سپاه پادشاه شائول بودند. یسی گفت پسر دیگری هم دارم که از همه کوچکتر است اما او در صحرا مشغول چرانیدن گوسفندان است. وقتی او را آوردند سموئیل پسری شاداب و خوش&amp;zwnj;قیانه را دید که چشمانی زیبا داشت. خداوند فرمود: &amp;laquo;&amp;lt;strong&amp;gt;این همان کسی است که من برگزیده&amp;zwnj;ام. او را تدهین کن&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo;.&amp;lt;br /&amp;gt;روح خداوند بر او نازل شد و از آن روز به بعد بر او قرار داشت. سپس سموئیل به خانه خود در رام الله بازگشت. شغل داود چوپانی و نوازندگی بود. از میان میلیونها خانواده، خداوند بر خانواده یسی دست گذاشت و از هشت پسر او (مانند هشت پسر خانواده یوسف نجار، همسر مریم مادر عیسی) بعیدترین را انتخاب کرد، یعنی داود را. اما دلیل این انتخاب چه بود؟ وفاداری داود به خداوند، اتکاء او به نام خداوند. پس اولین نشانه قدرت خداوند ظاهر شد. او که نوجوانی بیش نبود، در برابر پهلوان بزرگ سپاه مقابل که به همه و به خداوند توهین می&amp;zwnj;کرد و کسی جرات مقابله با او را نداشت ایستاد و گفت: &amp;laquo;&amp;lt;strong&amp;gt;تو با شمشیر و نیزه و زوبین به جنگ من می&amp;zwnj;آیی، اما من به نام خداوند قادر متعال یعنی خدای اسرائیل که تو به او توهین کرده ای با تو می جنگم. امروز خداوند تو را به دست من خواهد داد و من سرت را خواهم برید، و لاشه سپاهیانت را خوراک پرندگان و درندگان صحرا خواهم کرد. به این وسیله تمام مردم جهان خواهند دانست که در اسرائیل خدایی هست و همه کسانی که در اینجا هستند خواهند دید که خداوند برای پیروز شدن نیازی به شمشیر و نیزه ندارد&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo;. آنگاه داود با یک سنگ کوچک که در فلاخن خود گذاشت پهلوان افسانه&amp;zwnj;ای سپاهیان دشمن را از پای درآورد. و کتاب مقدس می&amp;zwnj;نویسد که &amp;laquo;&amp;lt;strong&amp;gt;داود در تمام کارهایش موفق می&amp;zwnj;شد زیرا خداوند با او بود&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo;. بله، خداوند حامی و پشتیبان خدمتگزار خود است.&amp;lt;br /&amp;gt;و شائول که داود فرمانده سپاه او بود و بعد از مدتی خود به پادشاهی رسید، انتخابی بر اساس معیارهای بشری نبود. او به دنبال الاغ&amp;zwnj;های گمشده پدرش می&amp;zwnj;گشت و چون آنها را پیدا نکرد نزد سموئیل نبی رفت تا بلکه پولی بدهد و جای الاغ&amp;zwnj;های گمشده را بداند. وقتی سموئیل، او را دید خداوند به سموئیل فرمود: &amp;laquo;&amp;lt;strong&amp;gt;این همان مردی است که درباره&amp;zwnj;اش با تو صحبت کردم. او بر قوم من حکومت خواهد کرد&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo;. وقتی سموئیل &amp;zwnj;شائول را از پادشاه شدنش باخبر کرد او در بهت و ناباوری گفت، ولی من از قبیله بنیامین هستم. قبیله ما کوچکترین قبیله بنی&amp;zwnj;اسرائیل است، خانواده ما هم در بین خانواده&amp;zwnj;های آن قبیله کوچکترین است. چرا این حرفها را به من می&amp;zwnj;گویی؟ حتی وقتی در بین مردم قرعه انداختند تا نظر خداوند برای انتخاب پادشاه معلوم شود وقتی که قرعه به نام شائول درآمد، شائول را پیدا نکردند. او از شدت ناباوری و تحیر، خود را در میان بار و بنه سفر پنهان کرده بود. وقتی او را پیدا کردند سموئیل گفت، این است آن پادشاهی که خداوند برای شما برگزیده است. در میان قوم نظیر او پیدا نمی&amp;zwnj;شود. پس روح خداوند بر شائول قرار گرفت...&amp;lt;br /&amp;gt;در واقع خداوند انسانها را حتی پیش از تولدشان انتخاب می&amp;zwnj;کند. منتخبین خداوند از ازل، از هزاران سال قبل از آنکه به دنیا بیایند متولد شده&amp;zwnj;اند. مثلاً خداوند به ارمیاء نبی می&amp;zwnj;فرماید: &amp;laquo;&amp;lt;strong&amp;gt;قبل از آنکه در رحم مادرت شکل بگیری انتخابت کردم. قبل از آنکه به این جهان بیایی تو را انتخاب کردم و معلوم کردم تا در بین مردم جهان پیام&amp;zwnj;آورم باشی&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo;. ارمیا در پاسخ به خداوند می&amp;zwnj;گوید: الهی این کار از من برنمی&amp;zwnj;آید من جوانی کم سن و بی&amp;zwnj;تجربه&amp;zwnj;ام و خداوند می&amp;zwnj;فرماید: &amp;laquo;&amp;lt;strong&amp;gt;اینطور نگو چون به هر جایی که تو را بفرستم خواهی رفت و هر چه به تو بگویم خواهی گفت. از مردم نترس زیرا من با تو هستم و از تو محافظت می&amp;zwnj;کنم&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo;.&amp;lt;br /&amp;gt;پس نظری که خداوند امروز می&amp;zwnj;دهد مربوط به امروز نیست بلکه این نظر و این خواست از ازل بوده و تا ابد هست. با قضاوت&amp;zwnj;های سطحی بشر خیلی بهتر بود که خداوند یک امپراطور بزرگ برای اعلام پیام&amp;zwnj;های خود برمی&amp;zwnj;گزید و بنابراین هیچ کس هم قدرت مقاومت در برابر او را نداشت و پیام خداوند هم فوراً به همه می&amp;zwnj;رسید و در همه جا عملی می&amp;zwnj;شد اما چرا خداوند اینکار را نکرد؟ چرا فرعون را که بر همه چیز تسلط و کنترل داشت انتخاب نکرد و موسی را که مجرمی فراری محسوب می&amp;zwnj;شد انتخاب کرد؟ موسایی که به دلیل فرار از جنایت، فرار از قتلی که مرتکب آن شده و باید در قبال آن کشته می&amp;zwnj;شد، به سرزمین مدیان فرار کرده بود. اگر فرعون انتخاب می&amp;zwnj;شد به حساب ما شاید همه چیز در یک روز تمام می&amp;zwnj;شد. تازه همه مصریان و بنی&amp;zwnj;اسرائیل و هم ملت&amp;zwnj;های دیگر نجات پیدا می&amp;zwnj;کردند. اما این قضاوت&amp;zwnj;ها از نظر خداوند سطحی و بیهوده است. حتی خود موسی هم نمی&amp;zwnj;توانست به این راحتی قبول کند. گفت خدایا من کیستم که پیش فرعون بروم و بنی&amp;zwnj;اسرائیل را از مصر بیرون بیاورم؟ و خداوند فرمود: &amp;laquo;&amp;lt;strong&amp;gt;من با تو خواهم بود&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo;. باز گفت خدایا من هیچ وقت سخنگوی خوبی نبوده&amp;zwnj;ام نه قبلاً و نه حالا که با من حرف زده&amp;zwnj;ای بلکه لکنت زبان دارم. خداوند فرمود: &amp;laquo;&amp;lt;strong&amp;gt;من به تو قدرت بیان می&amp;zwnj;دهم و هر چیزی را که باید بگویی به تو می&amp;zwnj;آموزم&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo;.&amp;lt;br /&amp;gt;این چندان مهم نیست که جنس نی از چه باشد. با اینکه نی را از مرداب بیرون می&amp;zwnj;آورند و با آن فلوت می&amp;zwnj;سازند، مهم این است که نی در دست چه کسی باشد. اگر او یک استاد فلوت زن باشد با آن نی یا حتی یک نی شکسته می&amp;zwnj;تواند زیباترین و خوبترین آهنگ&amp;zwnj;ها را بنوازد اما اگر فلوت زن نباشد حتی اگر بهترین نی طلا و جواهرنشان دنیا را هم به او بدهی فرقی نمی&amp;zwnj;کند. &amp;lt;strong&amp;gt;مهم این است که آیا خدا با انسان هست یا نه؟ اگر خداوند با کسی باشد، او هر که باشد و هرچه باشد، نور و برکت و خوبی&amp;zwnj;ها از او زاییده می&amp;zwnj;شود. او انتشار دهنده نور است. اما اگر با کسی نباشد، حالا هر کس که می&amp;zwnj;خواهد باشد، پادشاه یا زاهد صدساله فرقی نمی&amp;zwnj;کند، نوری از او منتشر نخواهد شد.&amp;lt;/strong&amp;gt; اگر جریان نور نباشد &amp;zwnj;همه لامپ&amp;zwnj;های جهان از گرانترین تا ارزانترین&amp;zwnj;ها یکی هستند اما اگر یکی از این لامپ&amp;zwnj;ها روشن شود، مهم نیست که برچسبی که بر آن زده&amp;zwnj;اند چیست، همین که نور می&amp;zwnj;دهد، زندگی می&amp;zwnj;دهد، روشنایی و بینایی می&amp;zwnj;دهد همین کافیست. مهمترین چیز اینست که آیا خدا با کسی هست یا نه؟&amp;lt;br /&amp;gt;از بین میلیون&amp;zwnj;ها فرد یک مملکت، بعد از پادشاه کدام فرد است که از همه قوی&amp;zwnj;تر است، از همه توانگرتر است، از همه اختیارات بیشتری دارد؟ معلوم است که کسی که پادشاه او را برگزیده تا چنین مقامی داشته باشد، کسی که پادشاه بیش از بقیه از او حمایت می&amp;zwnj;کند. در این جهان هم کسی بزرگتر است که خداوند بیشتر با اوست. کسی بزرگتر و بالاتر است که خداوند خواسته باشد. کسی از رحمت و محبت خاص خداوند بهره&amp;zwnj;مند است که خداوند او را انتخاب کرده. او هرکسی می&amp;zwnj;تواند باشد و غالبا کسی است که در قضاوت&amp;zwnj;های بشری نمی&amp;zwnj;گنجد. البته کدام بشر؟ زیرا بشر امروز قضاوت&amp;zwnj;ها و نظراتش با بشر قرن&amp;zwnj;ها پیش متفاوت شده است. اگرچه متکبران و اندیشه&amp;zwnj;های منجمد همچنان مانند قرنها پیش می&amp;zwnj;اندیشند اما اکثر مردم به نظرات خداوند نزدیک شده&amp;zwnj;اند اگر چه به آن نرسیده&amp;zwnj;اند. خداوند می&amp;zwnj;فرماید &amp;laquo;&amp;lt;strong&amp;gt;همانگونه که آبها دریاها را پر می&amp;zwnj;کنند، زمانی خواهد رسید که درک و شناخت بزرگی خداوند جهان را پر خواهد ساخت&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo;. و نیز درباره آخر زمان خداوند می&amp;zwnj;فرماید: &amp;laquo;&amp;lt;strong&amp;gt;پس از آن روح خود را بر همه مردم (با ایمان و خداخواه)&amp;zwnj; خواهم ریخت. پسران و دختران شما نبوت خواهند کرد. پیران شما خواب&amp;zwnj;ها و جوانان شما رویاها خواهند دید. در آن روزها من روح خود را بر غلامان و کنیزان شما نیز خواهم ریخت. علامت&amp;zwnj;های عجیب از خون،&amp;zwnj; آتش و ستون&amp;zwnj;های دود، در آسمان و زمین ظاهر خواهم ساخت. اما هر که نام خداوند را بخواند نجات خواهد یافت&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo;.
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;left&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;تدوین و بازنویسی:&amp;lt;br /&amp;gt;منصورون &amp;ndash; فرزندان ایلیا&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/123781/clubname/professional_thinkers_and_researchers_society">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2008-10-31T02:04:17+01:00</dc:date>
        <dc:creator>توفکرتم (همیشه )</dc:creator>
        <title>مسابقه ی سراسری داستا ن نویسی و قطعات ادبی خلاقانه</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/123781/clubname/professional_thinkers_and_researchers_society</link>
        <description>&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;انجمن حرفه ای متفكران ومحققان برگزار میكند: &amp;lt;br /&amp;gt;مسابقه ی سراسری داستا ن نویسی و قطعات ادبی خلاقانه &amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;&amp;nbsp;انجمن حرفه ای متفكران ومحققان مسابقه ی سراسری داستا ن نویسی برگزارمی كند . سارا یوسف پور دبیر این انجمن یکی&amp;nbsp; از اهداف این مسابقه را كمك به جریان یافتن ایده&amp;zwnj;های خلاق تعریف کرده است . &amp;lt;br /&amp;gt;وی افزود : از ان جا که رویكرد امسال انجمن، تولید ایده&amp;nbsp; های نومی باشد&amp;nbsp; لذا&amp;nbsp; در نظر دارد با مسابقه ی سراسری&amp;nbsp; داستا ن&amp;nbsp; نویسی از تمامی اهل قلم و داستان نویسان دعو ت به عمل اورد&amp;nbsp; تا قابلیت های خود را در این عرصه به ازمایش گذارند . &amp;lt;br /&amp;gt;وی دراین بار ه گفت : &amp;amp;quot; ترویج تفكر خلاق موجب&amp;nbsp; ایجاد شور و نشاط و كشف استعدادهای نخبه می شود . این مسابقه&amp;nbsp; درراستای ایجاد جریانی برای&amp;nbsp; یافتن ایده&amp;zwnj;های خلاق طرح ریزی شد ه است . &amp;amp;quot;&amp;lt;br /&amp;gt;دبیر انجمن همچنین&amp;nbsp; توضیح داد که این مسابقه در سه بخش&amp;nbsp; برگزار می گرد د : &amp;lt;br /&amp;gt;1-&amp;nbsp;داستان کوتاه &amp;lt;br /&amp;gt;2-&amp;nbsp; داستان ها ی خلاقانه (که درا ن ها رویکرد ایده هایی بکر و نو ظهور ارجحیت داشته&amp;nbsp; یا داستان باشگرد هایی نوظهور نگارش یافته باشد)&amp;lt;br /&amp;gt;3-&amp;nbsp; قطعه ادبی خلاقانه &amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;علاقمندان می توانند داستان های کوتاه&amp;nbsp; و قطعات ادبی شان را تا پایان شهوریور ما ه سال&amp;nbsp; 87&amp;nbsp; به ای میل &amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;a href=&amp;quot;mailto:انجمنprothinka50@gmail.com&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;انجمنprothinka50@gmail.com&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;/a&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt; ارسال دارند . لازم به ذكر است كه در عنوان ای میل&amp;nbsp; حتما &amp;amp;quot; قید شود&amp;nbsp; مربوط به مسابقه ی داستا ن نویسی . &amp;lt;br /&amp;gt;دبیر انجمن حرفه ای متفكران ومحققان گفت&amp;nbsp; :&amp;nbsp; &amp;amp;quot;داوری مسابقه دو مرحله ی مقدماتی و نهایی دارد .&amp;nbsp; داوران مسابقه كه از نویسندگا ن و منتقدان برجسته هستند&amp;nbsp; متعاقبا معرفی خواهند شد&amp;nbsp; و علاقمندان درجریان اخرین اخبار مربوطه قرار خواهند گرفت.&amp;amp;quot; &amp;lt;br /&amp;gt;شرایط شرکت درمسابقه : &amp;lt;br /&amp;gt;1-&amp;nbsp;محدو دیتی&amp;nbsp;&amp;nbsp; درسن شرکت کنند گان وجود ندارد &amp;lt;br /&amp;gt;2-&amp;nbsp;محدودیتی درحجم داستان ها وجود ندارد (داستان می تواند تنها شامل دو خط&amp;nbsp; باشد یاحتی هزارصفحه)&amp;lt;br /&amp;gt;3-&amp;nbsp;داستا نها تایپ شد ه باشد &amp;lt;br /&amp;gt;4-&amp;nbsp;دوستانی که سابقه ی فعالیت ادبی دارند در چندخط رزو مه ی&amp;nbsp; خودرا ارسال نمایند .&amp;lt;br /&amp;gt;5-&amp;nbsp;سن ،&amp;nbsp; تحصیلات ،&amp;nbsp; شهر و کشور شرکت کنند گان حتما &amp;amp;quot; قید شد ه باشد .&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;جوایز نفرا ت اول تاسوم : &amp;lt;br /&amp;gt;1-&amp;nbsp;جایز ه ی نقدی &amp;lt;br /&amp;gt;2-&amp;nbsp;لوح یاد بود &amp;lt;br /&amp;gt;3-&amp;nbsp; عضویت افتخاری در انجمن&amp;lt;br /&amp;gt;4-&amp;nbsp; ایجاد تسهیلات در چاپ مجموعه اثار برندگان &amp;lt;br /&amp;gt;5-&amp;nbsp; چاپ اثار برتر در نشریات ادبی . &amp;lt;br /&amp;gt;6-&amp;nbsp; برگزاری جلسه ی نقد اینترنتی برای نفرا ت برگزید ه در گروپ ودفتر انجمن&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;در بخش داستان ها ی خلاقانه تقدیر از د ه نفر اول و به عنوان ده&amp;nbsp; اید ه ی&amp;nbsp; برتر&amp;nbsp; صورت خواهد گرفت. &amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;برای اطلاعات بیشتربه سایت انجمن مراجعه كنید.prothinka.com. www&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/77658/clubname/professional_thinkers_and_researchers_society">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2008-07-09T15:03:54+01:00</dc:date>
        <dc:creator>مهشید اهورا</dc:creator>
        <title>خلاقیت </title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/77658/clubname/professional_thinkers_and_researchers_society</link>
        <description>&amp;lt;h1&amp;gt;مقدمه &amp;lt;/h1&amp;gt;آرامش زندگی در گرو برآوردن نیازهاست. نیازها به طور کلی به 5 گروه تقسیم می&amp;zwnj;شوند: &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;ul&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;نیازهای فیزیولوژیکی 
&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;نیاز به امنیت 
&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;نیازهای اجتماعی 
&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;نیاز به احترام 
&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;نیاز به خودیابی &amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;/ul&amp;gt;که بترتیب نیازهای اولی نیازهای رده پایین و نیازهای آخری نیازهای رده بالا به حساب آمده و نیاز به خودیابی حد بالای نیازهاست. &amp;lt;br /&amp;gt;برآورده شدن مناسب نیازها شرط لازم برای بوجود آمدن آمال و آرزوهاست. به عنوان مثال یک فرد گرسنه و آواره هرگز به فکر پرواز بر فراز کوهها نخواهد افتاد. بسیاری نیز معتقدند که خلاقیت در نیاز متولد می&amp;zwnj;شود همانگونه که بسیاری از اختراعات بزرگ نه محصول تعریف مشکلی خاص بلکه برای برآورن نیازی خاص به وجود آمده&amp;zwnj;اند. &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;a&amp;gt;&amp;lt;/a&amp;gt;&amp;lt;h1&amp;gt;اصول اولیه خلاقیت &amp;lt;/h1&amp;gt;به طور کلی &amp;lt;a title=&amp;quot;خلاقیت&amp;quot; href=&amp;quot;http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=خلاقیت&amp;quot;&amp;gt;خلاقیت&amp;lt;/a&amp;gt; فرایندی است که طی زمان ادامه داشته و ابتکار، انطباق&amp;zwnj;پذیری و تحقق از خصوصیات بارز آن به شمار می&amp;zwnj;آیند و می&amp;zwnj;تواند جوابگویی برای مشکلات باشد. برخی از محققان اصولی برای مشخص شدن مرزهای خلاقیت تعریف نموده&amp;zwnj;اند: اول اینکه خلاقیت متضمن پاسخ یا مفهومی نو باشد یا آنکه احتمال وقوع آن بسیار کم باشد. اما باید توجه داشت که نو بودن و اصالت با آنکه شرط لازم خلاقیت است اما کافی نیست. زمانی یک پاسخ را می&amp;zwnj;توان بخشی از یک فرایند خلاقیت به شمار آورد که تا اندازه&amp;zwnj;ای با واقعیت مطابقت داشته یا اصولاً واقعی باشد. دوم خلاقیت باید گره&amp;zwnj;ای را بگشاید یا با وضعیتی تناسب داشته و یا مقصود معینی را برآورد. سوم، خلاقیت واقعی مشروط به دوام آن بینش ابتکاری، ارزیابی و تفسیر و رشد آن باشد. در جمله&amp;zwnj;ای کوتاه می&amp;zwnj;توان اینگونه بیان کرد &amp;laquo;خیلی&amp;zwnj;ها ایده&amp;zwnj;های خوب دارند اما عده کمی آنها را عملی می&amp;zwnj;کنند&amp;raquo;. همچنین یکی از عواملی که معمولاً با خلاقیت مربوط می&amp;zwnj;دانند موضوع هوش است. &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;a&amp;gt;&amp;lt;/a&amp;gt;&amp;lt;h1&amp;gt;وجوه هوش &amp;lt;/h1&amp;gt;یک مبنای طبقه&amp;zwnj;بندی، نوع فرایند و یا نحوه عملکرد خاصی است که انجام می&amp;zwnj;گیرد. این نوع طبقه&amp;zwnj;بندی شامل 5 گروه اصلی از توانشهای هوشی می&amp;zwnj;باشد که عبارتند از عوامل &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;ul&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;شناخت 
&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;حافظه 
&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;تفکر همگرا 
&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;تفکر واگرا و 
&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;ارزشیابی &amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;/ul&amp;gt;شناخت، کشف و یا کشف دوباره و بازشناسی است. &amp;lt;a title=&amp;quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;u&amp;gt;حافظه&amp;lt;/u&amp;gt;&amp;lt;/a&amp;gt; عبارت از حفظ آن چیزی است که درک شده است. در تفکر واگرا ما در جهات متفاوت تفکر می&amp;zwnj;کنیم، گاهی به تفحص می&amp;zwnj;پردازیم و گاهی در جستجوی تنوع هستیم در حالی که در تفکر همگرا اطلاعات به یک جواب درست و یا به بهترین جواب شناخته شده و قراردادی منتج می&amp;zwnj;گردد. واضح است که یکی از توانشهای تفکر واگرا گوناگونی پاسخهایی است که تولید می&amp;zwnj;شود. این نوع تولید تماماً زاده اطلاعات ارایه شده نیست. در اینجاست که مبحث انعطاف&amp;zwnj;پذیری در تفکر پیش می&amp;zwnj;آید که از مباحث اصلی خلاقیت به شمار می&amp;zwnj;آید. &amp;lt;br /&amp;gt;با این حال در بررسی افراد خلاق این نتیجه به دست آمده است که اگر چه داشتن حد معینی از هوش لازم است ولی شرط کافی نیست و لزوماً افراد با هوش خلاق نبوده&amp;zwnj;اند در حالی که افراد با هوش متوسط می&amp;zwnj;توانند افراد خلاق برجسته&amp;zwnj;ای باشند. در واقع امور خلاقیت شاید بیشتر اکتسابی باشد تا فطری و می&amp;zwnj;توان با آموزشهایی این توانایی را در خود افزایش داد. &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;a&amp;gt;&amp;lt;/a&amp;gt;&amp;lt;h1&amp;gt;خصوصیات افراد بسیار خلاق &amp;lt;/h1&amp;gt;از مطالعه افراد بسیار خلاق موارد زیر نتیجه شده است. البته این خصوصیات شخصیتی آنهاست نه اینکه با اینگونه رفتارها، انسان بتواند به خلاقیت برسد: &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;ul&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;تمایل به تعریف و تمجید از خود دارند 
&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;اشخاص خلاق مخصوصاً خواهان قبول پیچیدگی و حتی بی&amp;zwnj;نظمی در دریافتهای خود هستند بدون آنکه نگران آشفتگی ناشی از این امر باشند. این بدان معنی نیست که آنان فی نفسه بی&amp;zwnj;نظمی را دوست دارند بلکه پرمایگی موجود در بی&amp;zwnj;نظمی را به کم مایگی نظم ترجیح می&amp;zwnj;دهند. تمایل دارند نزد دیگران به داشتن نظرات تند و احمقانه شهرت داشته باشند. 
&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;کارهای آنها با اظهار نظر اینکه از موضوع پرت هستند مشخص می&amp;zwnj;شود. شوخ&amp;zwnj;طبعی و بذله&amp;zwnj;گویی از صفات بارز این افراد است. باید به این افراد کمک کرد که بدون اینکه کینه&amp;zwnj;توز و پرخاشگر باشند جسارت خود را حفظ کنند. &amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;/ul&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;a&amp;gt;&amp;lt;/a&amp;gt;&amp;lt;h1&amp;gt;عوامل باز دارنده خلاقیت &amp;lt;/h1&amp;gt;
&amp;lt;ul&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;تلاشهای قبل از بلوغ برای حذف خیالبافی 
&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;محدودیتهای بازدارنده قوه تدبیر و کنجکاوی کودکان 
&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;تکیه بیش از حد به نقش جنسیت؛ تفکر خلاق مستلزم حساسیتی بیش از حد (خصوصیتی کاملاً زنانه) و وابستگی به غیر و اتکای به خود (خصلتی کاملاً مردانه) است. از همین رو یک پسر بسیار خلاق نسبت به سایر همجنسان همسال خود بیشتر دارای صفات زنانه به نظر می&amp;zwnj;رسد. 
&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;تاکید زیاد بر پیشگیری (نحوه پاسخگویی کودکان به مسایلی که مستلزم چاره&amp;zwnj;اندیشی فرد هنگام قرار گرفتن در وضعیتی بن&amp;zwnj;بست است نشان می&amp;zwnj;دهد که تأکید بر پیشگیری قوه تصور بسیاری از کودکان را از رشد باز داشته است). 
&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;القای ترس و کمرویی 
&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;تاکید بر مهارتهای کلامی &amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;/ul&amp;gt;خطری که استعداد خلاق فرد را تهدید می&amp;zwnj;کند، قضاوت یا ارزیابی تجربه فرد نیست بلکه پیشداوری است که به تبع آن تجارب بسیاری در حوزه دریافت را نمی&amp;zwnj;یابند. خطری که آموزشهای معمول چه در خانه و چه در مراکز آموزشی در بردارند این است که نظرات نو و احتمال وقوع اعمال جدید خیلی زود و بیش از اندازه مورد انتقاد قرار می&amp;zwnj;گیرند. &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;a&amp;gt;&amp;lt;/a&amp;gt;&amp;lt;h1&amp;gt;عوامل تشدیدکننده خلاقیت و نوآوری &amp;lt;/h1&amp;gt;حس درونی تفکر، انسان را قادر می&amp;zwnj;سازد شرایطی را که وجود خارجی ندارند، &amp;zwnj;در درون &amp;lt;a title=&amp;quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;u&amp;gt;ذهن&amp;lt;/u&amp;gt;&amp;lt;/a&amp;gt; شبیه&amp;zwnj;سازی نماید و&amp;zwnj; به وی این امکان را می&amp;zwnj;دهد تا در امکانات یکسان با سایرین برای خود فرصتهای بهتری بیافریند. در واقع امور خلاقیت شاید بیشتر اکتسابی باشد تا فطری و می&amp;zwnj;توان با آموزشهایی این توانایی را در خود افزایش داد. مجموعه عواملی که باعث تشدید و ترغیب فرد به نوآوری می&amp;zwnj;گردند به عوامل تشدیدکننده تعبیر می&amp;zwnj;گردند که خود به دو بخش کلی انگیزه&amp;zwnj;ها و ابزارها تقسیم می&amp;zwnj;شوند که در اینجا توضیح داده می&amp;zwnj;شوند. &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;a&amp;gt;&amp;lt;/a&amp;gt;&amp;lt;h2&amp;gt;انگیزه&amp;zwnj;ها &amp;lt;/h2&amp;gt;انگیزه&amp;zwnj;های ترغیب کننده به نوآوری، می&amp;zwnj;توانند به خصوصیات و زندگی خصوصی افراد مربوط باشد و یا اینکه به اجتماع محل سکونت فرد بستگی داشته باشد که ما در اینجا دلایل بروز هر یک را بررسی می&amp;zwnj;کنیم. &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;a&amp;gt;&amp;lt;/a&amp;gt;&amp;lt;h2&amp;gt;انگیزه&amp;zwnj;های بیرونی &amp;lt;/h2&amp;gt;به همه انگیزه&amp;zwnj;هایی که از جامعه به فرد القاء می&amp;zwnj;گردند گفته می&amp;zwnj;شود که خود بر اثر موارد زیر ناشی می&amp;zwnj;گردند: &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;ul&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;&amp;lt;b&amp;gt;بحران&amp;zwnj;های جامعه:&amp;lt;/b&amp;gt; &amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;/ul&amp;gt;می&amp;zwnj;دانیم سرچشمه خلاقیت نیاز است. اغلب مواقع اگر نیازی در زندگی بشر مشاهده نشود، الزامی به خلاقیت وجود نخواهد داشت. نیازهای بشر معمولاً به طور یکنواخت بروز می&amp;zwnj;یابند مگر در شرایطی استثنایی مانند بحران&amp;zwnj;های مختلف از جمله بحرانهای طبیعی چون سیل و زلزله و آتشفشان و طوفان و همچنین بلایایی که خود انسان مسب آنهاست که بارزترین آنها جنگ است. نوع و دلیل بروز یک بحران در اینجا مد نظر نیست و آنچه حائز اهمیت است هجوم سیل عظیمی از نیازها پس از وقوع بحران است که می&amp;zwnj;تواند در جامعه سبب یک انقلاب فکری در نزد افراد گوناگون گردیده و به شکل نوآوری و خلاقیت بروز نماید. &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;ul&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;&amp;lt;b&amp;gt;سطح توقعات جامعه:&amp;lt;/b&amp;gt; &amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;/ul&amp;gt;جامعه&amp;zwnj;ای که در آن سیر صعودی پیشرفت حاکم باشد، هر روز از طرف تک تک اعضای خود شاهد خلاقیت و نوآوری است. در این جامعه نوآوری به قشر متفکر و اندیشمند محدود نگردیده و همه مردم را شامل می&amp;zwnj;شود بطوریکه حتی تبهکاران نیز در این جامعه هر روز به فکر خلق روشی نو در روند کاری خود می&amp;zwnj;باشند. &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;a&amp;gt;&amp;lt;/a&amp;gt;&amp;lt;h2&amp;gt;انگیزه&amp;zwnj;های درونی &amp;lt;/h2&amp;gt;انگیزه&amp;zwnj;هایی که از درون شخص، منشاء می&amp;zwnj;گیرند را انگیزه&amp;zwnj;های درونی می&amp;zwnj;نامند که شامل موارد زیر می&amp;zwnj;باشند: &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;ul&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;&amp;lt;b&amp;gt;اسعتداد ذاتی فرد: &amp;lt;/b&amp;gt;&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;/ul&amp;gt;این امر حتی بدون وجود هر گونه محرک خارجی ممکن است آگاهانه یا ناآگاهانه صورت گیرد و با داشتن هوشی متوسط و آموختن راه&amp;zwnj;های افزایش تفکر خلاق، کاملاً قابل دسترسی برای همه نیازهای زندگی می&amp;zwnj;باشد. &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;ul&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;&amp;lt;b&amp;gt;نیازهای درونی:&amp;lt;/b&amp;gt; &amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;/ul&amp;gt;گاهی اوقات افراد در خود نیرویی احساس می&amp;zwnj;کنند که همواره آنان را وا می&amp;zwnj;دارد که در جهت کمک به دیگران و ارتقای سطح زندگی در جامعه، دست به نوآوری بزنند. این افراد از هر جنس و سن و شغلی می&amp;zwnj;توانند باشند. به عنوان مثال خانمی در آمریکا که از آگهی های تجاری تلویزیون ناراضی بود آنها را مطابق با ذوق خود مجدداً می&amp;zwnj;نوشت. &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;ul&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;&amp;lt;b&amp;gt;بحران&amp;zwnj;های شخصی&amp;zwnj;: &amp;lt;/b&amp;gt;&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;/ul&amp;gt;بحران&amp;zwnj;های شخصی نیز مانند بحران&amp;zwnj;های جامعه، می&amp;zwnj;توانند محرک بسیار قوی در امر نوآوری برای شخص باشند. &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;a&amp;gt;&amp;lt;/a&amp;gt;&amp;lt;h1&amp;gt;ابزار ها &amp;lt;/h1&amp;gt;برخی فاکتورهای تعیین&amp;zwnj;کننده برای دستیابی به تفکر خلاق و جود دارند که می&amp;zwnj;توان از آنها به عنوان ابزارهای نوآوری یاد کرد. این ابزارها عبارتند از: &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;ul&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;اراده 
&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;&amp;lt;a title=&amp;quot;صفحه درخواستی هنوز تهیه نشده است. برای ویرایش آن باید قبلا وارد شده باشید&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;u&amp;gt;اعتماد به نفس&amp;lt;/u&amp;gt;&amp;lt;/a&amp;gt; 
&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;کمیت 
&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;شبیه سازی 
&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;استمداد از دیگران 
&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;مجاورت / تشابه / تباین 
&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;تغییر دادن 
&amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;li&amp;gt;فعالیتهای جنبی و . . . &amp;lt;/li&amp;gt;&amp;lt;/ul&amp;gt;&amp;lt;p&amp;gt;این عوامل راهکارهایی برای آموزش نوآوری و تفکر خلاق ارائه می&amp;zwnj;دهند. در آینده نزدیک این عوامل شرح داده می&amp;zwnj;شوند. &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;منبع : &amp;lt;a href=&amp;quot;http://daneshnameh.roshd.ir&amp;quot;&amp;gt;http://daneshnameh.roshd.ir&amp;lt;/a&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/77656/clubname/professional_thinkers_and_researchers_society">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2008-07-09T15:00:32+01:00</dc:date>
        <dc:creator>مهشید اهورا</dc:creator>
        <title>12 روش برای ایجاد خلاقیت و ایده های بزرگ در ذهن</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/77656/clubname/professional_thinkers_and_researchers_society</link>
        <description>خلاقیت باعث بروز افکار بزرگ در انسان میشود. اما معمولا&amp;lt;br /&amp;gt;سـخت ترین مرحله نــقطه شروع است. افکار بزرگ ما را به&amp;lt;br /&amp;gt;سمت پیشرفت راهنمایی کرده و فردایی روشن را برایمــان&amp;lt;br /&amp;gt;به ارمغان می آورند. با به کارگیری اصولی که دراین قسمت&amp;lt;br /&amp;gt;برای شما شرح می دهیم می تـوانـیـد یـک تـجارت بزرگ و&amp;lt;br /&amp;gt;بی نقص راه اندازید. ما متاسفانه ذهن خود را به انجام این&amp;lt;br /&amp;gt;امور عادت نداده ایم. این امر سبب میشود تـا توانایی خـود&amp;lt;br /&amp;gt;را بـرای دامـن دادن بـه تـصورات و تخیلات از دست داده و در&amp;lt;br /&amp;gt;نـتـیـجه قـدرت تـخـیـل خـود را به کار نگیریم. به همین دلیل&amp;lt;br /&amp;gt;فرصتهای بی شماری را به آسانی از دست می دهیم. &amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p style=&amp;quot;text-align:right;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;ایـده های بـزرگ از مـحـلی فـــرای باورهای شخصی نشات&amp;lt;br /&amp;gt;می گـیـرند. بـاید بـه دوردسـت هــا بنگرید و افکار متفاوت را&amp;lt;br /&amp;gt;آزمایش کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کنید. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p style=&amp;quot;text-align:right;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;عده ای بـــا به کار نگرفتن ذهن خود آنرا به طرز وحشتناکی بی حس و کرخت می کنند، چنین رفتاری باعث می شود درخت افکار شما هیچ گاه به بار ننشیند. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p style=&amp;quot;text-align:right;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;4&amp;quot;&amp;gt;1- زیاد مطالعه کنید &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;ذهن شما همانند بدنتان برای اینکه رشد پیدا کرده و پرورش یابد نیازمند تمرین و تحرک است، و چه تمرینی بهتر از کتاب خواندن. سعی کنید با افکار و عقاید انسان های موفق در طول تاریخ آشنا شوید. شرح حال و تاریخچه زندگی هر یک از آنها را مرور کنید و از آن درس بگیرید. با مطالعه این کتب می توان حدس زد که چگونه این افراد بزرگ ذهن خود را برای رسیدن به بهترین ها پرورش داده بودند. همچنین می توانید مجلاتی نظیر تجارت و یا اقتصاد روز را نیز مطالعه کنید. با آگاهی از نظرات دیگران پیرامون مسایل مختلف شما سطحی نگری را کنار می گذارید و با یک دید عمقی به موضوعات مختلف می نگرید. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;4&amp;quot;&amp;gt;2- فرصت هایی را که در آن ذهن شما خلاق است از دست ندهید &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;شاید بروز بسیاری از مسائل را به شانس واگذار می کنید. تصور شما&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;نادرست است. شاید بعضی مواقع حس می کنید که مغزتان اصلا کار نمی کند و هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهد. اما مواقعی هم وجود دارد که ذهنتان به قدری فعال است که می خواهید انیشتن را به رقابت دعوت کنید. تنها مشکل موجود این است که این زمان طلایی مواقعی که شما به آن نیاز دارید، ظاهر نمیشود. زمانی که ذهن در حال فوران است تا آنجا که می توانید به افکار خود پر و بال دهید. اجازه دهید افکارتان مثل آب آتش نشانی به بالاترین نقطه صعود کنند. هنگامی که برای پرواز کردن به ذهن خود فضا می دهید، او شما را به دوردست ها خواهد برد و نتایج شگفت انگیزی را بدست خواهد داد. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;4&amp;quot;&amp;gt;3- &amp;nbsp;یک دفترچه یادداشت به همراه داشته باشید &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;هنگامیکه افکار بی نظیر به ذهن شما خطور می کنند از ذخیره کردن آنها اطمینان خاطر حاصل کنید. در این امر به یادداشت های ذهنی اکتفا نکنید زیرا ممکن است به دست فراموشی سپرده شوند. سعی کنید همیشه یک دفترچه یادداشت و یا یک ضبط صوت به همراه داشته باشید به ویژه در کنار تخت خواب خود برای مواقعی که افکار طلایی در حدود ساعت 2 نیمه شب به ذهن شما خطور می کنند. هنگامیکه افکارتان در جایی ثبت شوند، شما به راحتی می توانید به آنها دسترسی پیدا کنید و آنها را به سرعت به کار ببندید. افکار بزرگ نیز مانند میوه ها فقط تا زمانی که تازه و شاداب باشند قابل استفاده هستند. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;4&amp;quot;&amp;gt;4- از افکار دیگران بهره بجویید &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;بهره جستن از افکار و عقاید دیگران نیز به نوبه خود روش مناسبی برای گسترش ایده های شخصی شماست. افراد مختلف دارای نقطه نظرات و چشم اندازهای متفاوتی هستند. توانایی های آنها مختلف است و سوابق و پیشینه های متفاوتی دارند. کارکرد ذهن افراد منحصر به فرد است. با مطرح شدن یک بحث در میان جمع ، آنقدر پیشنهادهای مختلف شنیده می شود که نیمی از آنها هرگز به ذهن شما نمی رسیدند. به این طریق شما میتوانید با کوله باری سرشار از افکار متفاوت در جاده تصمیم گیری گام بردارید. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;نسبت به نظر هیچ کس بی توجهی نکنید . شاید در نگاه اول احمقانه به نظر برسند اما شاید مانند صدف هایی باشند که در خود گوهرهای گرانقیمتی را جای داده اند. درست نیست که در مورد نظر دیگران به قضاوت بنشینیم سعی کنید به جای قضاوتهای بیهوده آن ها را سبک سنگین کرده و در امور روزمره خود به کار بندید. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;4&amp;quot;&amp;gt;5- تغییراتی در محیط اطراف خود ایجاد کنید &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;گاهی اوقات تنها چیزی که باعث می شود ذهن خسته شما را دوباره به کار اندازد تغییر وضع ظاهری محیط اطرافتان است. اگر چشم انداز پیرامون شما تغییر کند، ذهن شما نیز به صورت ناخود آگاه به سمت یک دیدگاه جدید تغییر جهت می دهد. اگر تمام مدت در پشت میز خود بنشینید ذهن خود را در آن شرایط محدود می کنید و هیچ فضایی برای برانگیختگی او باقی نمی گذارید. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;بنابر این میتوانید پیاده روی کنید، به باشگاه ورزشی بروید، کنار آب رود بنشینید و در کل به یک مکان جدید قدم بگذارید تا ذهن شما نیز بتواند آزادانه به تمرین و تقلا بپردازد. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;6- بر روی شکاف میان دو نسل خط بطلان بکشید 
&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;ذهن کودکان تروتازه و شاداب است. آنها جسور هستند و احساساتشان از طریق فشار های اجتماعی سرکوب نشده است. به جهان با شگفتی می نگرند و مانند بزرگترها پاکی و معصومیت خود را از دست نداده اند. با کودکان پیرامون مسائل مختلف صحبت کنید تا با نقطه نظر ساده و بی آلایش آنها آشنا شوید. اگر می خواهید مشکلی را حل کنید نظر آنها را نیز جویا شوید. عقاید آنها شما را به تعجب وا می دارند. آنها قصد تاثیرگذاری در دیگران را ندارند و همه چیز را تنها با اتکا بر پاکی و صداقت بیان می کنند. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;از سوی دیگر با افراد سالخورده و مسن نیز مشورت کنید. آنها مدت ها پیش با تمام این مشکلات مواجه شده اند و با آن دست و پنجه نرم کرده اند. تجربیاتشان آنقدر سودمند و با ارزش است که هیچ قیمتی را نمی توان بر روی آن گذاشت. پس آنها را دست کم نگیرید، با دیدگاههایشان نسبت به زندگی آشنا شوید و از آنها درس بگیرید. قطعا شما را به سوی جهت مناسب هدایت می کنند و از مشکلات در امان خواهید بود. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;4&amp;quot;&amp;gt;7- به رفیق شفیق خود مراجعه کنید &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;همه ما دوستی داریم که به نظر میرسد توانایی پاسخ به تمام مسائل و مشکلات ما را دارد. چرا تنها در مورد مشکلات شخصی از او کمک می خواهید؟ بد نیست گاهی در مورد مسائل مهمتر نیز از او یاری بجویید. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;4&amp;quot;&amp;gt;8- به توانایی های خود اتکا کنید &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;قواعد و اصول کلی را برای یک لحظه هم که شده فراموش کنید. این رهنمون ها در جای خود مفید هستند اما ممکن است مانند یک چشمبند عمل کرده و قدرت داشتن دید وسیع را از شما بگیرند و اجازه دیدن چشم اندازهای متفاوت را به شما ندهند. هرزگاهی خود را از قید و بند قوانین آزاد کنید. شما می توانید بدون توجه به کارآیی روش های گذشته به آسانی و بدون بروز هیچ شک و تردیدی در راه مورد نظر خود گام بردارید. کمی جسارت به خرج دهید و سیستمهای فعلی را زیر سوال برید. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot; size=&amp;quot;4&amp;quot;&amp;gt;9- در حیطه کاری خود به فعالیت بپردازید&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;خیلی خوب است که به ذهن خود اجازه دهید آزادانه به گردش بپردازد. اما این گردش باید در حیطه دانش شما انجام پذیرد. اگر یک طراح هستید لازم نیست راه حلی برای مشکلات اقتصادی پیدا کنید. افکار شما تنها در رشته ای که مهارت دارید خوب کار می کنند و در سایر رشته ها نتیجه ای مصیبت بار را به دنبال خواهند داشت. اگر نیاز به ورود به قلمرو دیگری را دارید بهتر است قبل از هر کار با یک متخصص مشورت کنید و اجازه انجام کلیه امور را به دست او بسپارید تا با استفاده از دانش و تخصص خود عمل کند. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;4&amp;quot;&amp;gt;10- &amp;nbsp;به ذهن خود آزادی عمل دهید &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;آیا با تمرین های رایج نویسندگان آشنایی دارید؟ آنها برای مبارزه با محدودیت ها یک روش بسیار جالب را برگزیده اند. فقط کافی است قلم را بر روی کاغذ گذاشته و هر آنچه که در ذهنتان است را بر روی کاغذ بیاورید. میتوانید از مشکلات شروع کنید و به دنبال هیچ گونه ارتباطی در دست نوشته های خود نباشید. مهم نیست که تا چه حد عبث و نا معقول به نظر می رسند. بعدا می توانید مثل یک جدول تناوبی آنها را سازماندهی کنید، در آخر نیز امکان دارد به چیزی دست پیدا کنید که بیهوده و بی ربط باشد اما چیزی که در این مبحث حائز اهمیت است این است که شما به ذهن خود اجازه غرق شدن در مسائل مختلف را داده اید و این خود یک امتیاز محسوب می شود. هیچ کس نمی داند شاید به نتیجه ای برسید که سال ها منتظر آن بوده اید. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;4&amp;quot;&amp;gt;11- ایده های گذشته را از نو بسازید &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;افکار شما مثل کامپیوتر هستند. هر چند وقت یک بار نیاز است که سخت افزار آن را ارتقا دهید. ایده های بزرگ گذشته را پیش روی خود بگذارید و بر روی آن ها عملیات نوسازی انجام دهید. آن ها را اصلاح کنید و برای بهبودی آن ها تلاش کنید. ضمائم لازم را نیز&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;برای تقویت هر چه بیشتر به آنها بیفزایید. این کارها را می توان با نوشتن عقاید اولیه خود بر روی کاغذ و نظم دادن به آشفتگی ذهنتان انجام دهید. عالی به نظر میرسد پس منتظر چه هستید؟ بهتر است در انجام آن تعجیل کنید. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;4&amp;quot;&amp;gt;12- از الهه وجودتان یاری بخواهید &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;آیا یک شی، آهنگ، مکان و یا یک شخص خاص وجود دارد که حضور و یا تجسم او برای شما خوشایند بوده و به ذهنتان نیرویی همچون قدرت موتور جت می دهد. از هیچ تلاشی برای رسیدن به آن مضایقه نکنید. تنها یک چنین چیزهایی هستند که شما را به سمت ابتکارات بدیع رهنمون می سازند. از وجود آن بهره بجویید و اجازه دهید تا انوار طلایی آن به درونتان نفوذ کند و ذهن شما را در بر گیرد. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot; size=&amp;quot;4&amp;quot;&amp;gt;یک ایده بزرگ از چه ویژگی هایی برخوردار است&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;شرکت ها و کمپانی های بزرگ به ویژه آن دسته که بر روی مسائلی نظیر طراحی و تبلیغات کار می کنند، سرمایه گذاری های عظیمی&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;صرف می کنند تا به کارکنان خود آموزش دهند که چگونه میتوانند ذهن خود را آزاد کنند تا سرچشمه ایده های بزرگ باشند. خیلی از آنها از کارمندان درخواست ارائه لیست هفتگی ایده ها را میکنند. در چنین محیطی چیزی به عنوان فکر بد وجود ندارد فقط بعضی ایده ها خام هستند. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p style=&amp;quot;text-align:right;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;بنابراین خیال بافی و رویا پردازی کنید تا ذهـن شما به نظریه پردازی عادت کند و از قلمرو سادگی بیرون آید. قدری افسار گسـیـخـــته باشید تا پندار شما به بلندی ها پرواز کرده و اوج گیرد.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p style=&amp;quot;text-align:right;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p style=&amp;quot;text-align:right;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:10pt;font-family:arial;&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;منبع : &amp;lt;a href=&amp;quot;http://www.mardoman.com/success/greatideas1.aspx&amp;quot;&amp;gt;http://www.mardoman.com&amp;lt;/a&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;</description>
    </item>
</rdf:RDF>

