<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rdf:RDF
    xmlns="http://purl.org/rss/1.0/"
    xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
    xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
    xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
    <channel rdf:about="http://melodyclub.cloob.com">
        <title>مقالات کلوب ملودی</title>
        <description></description>
        <link></link>
       <dc:date>2012-02-12T21:33:35+01:00</dc:date>
        <items>
            <rdf:Seq>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/79023/clubname/melodyclub"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/75923/clubname/melodyclub"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/75922/clubname/melodyclub"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/75921/clubname/melodyclub"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/75920/clubname/melodyclub"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/75919/clubname/melodyclub"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/52062/clubname/melodyclub"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/47568/clubname/melodyclub"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/47567/clubname/melodyclub"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/47566/clubname/melodyclub"/>
            </rdf:Seq>
        </items>
    </channel>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/79023/clubname/melodyclub">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2008-07-18T18:01:14+01:00</dc:date>
        <dc:creator>ناصر شمس الدین</dc:creator>
        <title>تاریخچه عود</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/79023/clubname/melodyclub</link>
        <description>عود در تمدن قدیم&amp;lt;br /&amp;gt;در فرهنگ قدیمی سومر عود یک آلت موسیقی شناخته شده نبوده است. نیاز به چنین سازی در حقیقت به دوره آکاد بر می گردد.&amp;lt;br /&amp;gt;سازی که توسط شاه شجاع استفاده می شد سازی جدید بود که &amp;amp;quot;گودی&amp;amp;quot; نامیده می شد، نامی که احتمالاٌ از زبان عربی استخراج شده است . &amp;lt;br /&amp;gt;مردمی که در آن دوره زندگی می کردند معتقد بودند که این ساز توسط قبایل کوچ نشین اختراع شده است زیرا سبک بوده و به راحتی حمل&amp;lt;br /&amp;gt;می شده است.&amp;lt;br /&amp;gt;به عقیده &amp;amp;quot;اسطودور&amp;amp;quot;این ساز باید از قفقاز آورده شده باشد. بالعکس &amp;amp;quot;اسومیر&amp;amp;quot;بر اساس عکسی از یک زن که در حال نواختن عود بود این نظریه را مطرح کرد که این ساز توسط نواحی غربی ساخته شده است. ولی در بین تمامی مجسمه های موجود مربوط به عصر برنز در سوریه، &amp;lt;br /&amp;gt;هیچکدام شخصی را که موسیقیدان باشد نشان نمی دهد. &amp;lt;br /&amp;gt;به هر صورت امروزه توجه به دوره اسلامی معطوف می باشد، بر طبق یافته های &amp;amp;quot;انیس اسپایک&amp;amp;quot; که در سال 1972 مطرح گردید، طرحهایی که عود را نشان می دهند به طور معمول در روی ظرفهای گلی یافت شده در حفاری های شوش موجود می باشد. نوعی از عود با بدنه ای بیضی شکل موجود می باشد که به نظر می رسد توسط یک فرد خاص مانند یک ساحر نواخته می شده است. ساختار این عود توسط &amp;amp;quot;ایخمان&amp;amp;quot; در سال 1988 به دست آمد. این نوع عود در کناره هایش سوراخ نداشته است و کاسه آن بیضی شکل بوده است.&amp;lt;br /&amp;gt;نوعی عود با کاسه ای گرد در لرستان وجود دارد که از برنز ساخته شده است. این نوع عود را می توان در یک نمایش عروسکی مربوط به دوره پارتیان نیز دید. برطبق فرهنگ مسوپوتامیا، مشابه عود را می توان در مصر دید. این ساز از زمان امپراطوری جدید دیده شده است. همینطور ظرفی نقره ای با زمینه ای مشابه در مازندران کشف شده است که از سال 1953 میلادی در موزه انگلیس بوده است. دالتون در کتاب &amp;amp;quot;گنجینه اکسوس&amp;amp;quot; و فارمر نیز در کتاب خود در مورد آن صحبت کرده اند. این ظرف تاریخی به بعد از دوره ساسانیان تعلق دارد. در زمینه پشت این ظرف یک فضای باز دیده می شود که نزدیک یک دریاچه و یک باغ است. ارباب و نوکرهایش به پشتی هایی تکیه داده اند و دو نوازنده در کنار دریاچه نشسته اند. یکی از آنها در حال نواختن یک عود بزرگ می باشد. متاسفانه جزئیات این عکس واضح نمی باشد. این نوازنده عود را به گونه ای گرفته است که دسته رو به پایین است. این شیوه گرفتن عود از زمان سیلوسیدها رایج بوده است. &amp;lt;br /&amp;gt;--------------------------------------------------------------------------------&amp;lt;br /&amp;gt;عود در دوره ساسانیان (ایران : قرن پنجم تا ششم هجری)&amp;lt;br /&amp;gt;عکسهای موجود در روی ظرفهای فلزی یافت شده از این دوره و همچنین شعرهای شاعران ایرانی بیانگر آن است که عود در آن زمان ساز رایجی بوده است و مشهورترین نوازنده آن نیز باربد بوده است. داستانهای زیادی درباره هنرمندی او وجود دارد. &amp;lt;br /&amp;gt;گروهی فکر می کنند که واژه &amp;amp;quot;بربت&amp;amp;quot; (نام فارسی عود) از نام باربد گرفته شده است. ولی عده دیگری گمان می کنند که لغت &amp;amp;quot;بربت&amp;amp;quot; به معنای گردن مرغابی می باشد. نظر آنها این است که اگر ما این ساز را در حالتی قرار دهیم که پشت آن قابل دیدن باشد، می توانیم تشابهی بین این ساز و گردن مرغابی را مشاهده کنیم. &amp;lt;br /&amp;gt;در داستانهای باستانی ایران، درباره خسرو پرویز، پادشاه ساسانی، می خوانیم که اسبی به نام شبدیز داشت که او را بسیار دوست داشت. وقتی شبدیز مرد هیچکس جرات نداشت که به او بگوید که اسبش مرده است. بنا بر این باربد با کمک ساز خود و نواختن نغمه ای موضوع را به او فهمانید، خسرو پرویز فریادی کشید و گفت &amp;amp;quot;اسب من مرده است.&amp;amp;quot; &amp;lt;br /&amp;gt;--------------------------------------------------------------------------------&amp;lt;br /&amp;gt;عود در دوره فرعونی مصر (از سال 200 تا سال 1600 هجری)&amp;lt;br /&amp;gt;بعد از مطالعات زیاد درباره نقاشی های به جای مانده بر روی اهرام مصر، می توانیم به این نکته پی ببریم که مصریان دو نوع عود داشته اند: &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;1-عود با دسته ای کوتاه: این نوع عود شبیه عودی است که در عصر حاضر در مصر نواخته می شود. این عود از کاسه ای بیضی شکل &amp;lt;br /&amp;gt;ساخته می شده است و یک سیم نازک و دسته ای کوتاه داشته است و توسط یک مضراب چوبی نواخته می شده است. &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;2-عود با دسته ای بلند: این عود شبیه یک &amp;amp;quot;دیوم&amp;amp;quot; یا &amp;amp;quot;سه تار&amp;amp;quot; بوده است. کاسه ای بیضی شکل داشته است و ضمناً پرده نیز داشته است و آن را مانند &amp;amp;quot;ربک مصری&amp;amp;quot; یا &amp;amp;quot;تار ترکی&amp;amp;quot; روی سینه یا سر قرار می دادند و می نواختند.&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;می توانیم بگوییم که وجود عود و وجود تمدن موسیقی مصر تقریباً همزمان بوده اند. عود رایج ترین سازی بوده است که در مهمانی ها و نیز مراسم مذهبی نواخته می شده است. از این ساز برای آوازهای مذهبی نیز استفاده می شده است. &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;amp;quot;هیرودوس&amp;amp;quot; تاریخ نویس یونانی، به نوازندگان مصری اشاره میکند که روی عرشه یک کشتی می نشستند و در طول مسیر رودخانه نیل ساز می زدند. &amp;lt;br /&amp;gt;--------------------------------------------------------------------------------&amp;lt;br /&amp;gt;عود در یونان (قرن پنجم پیش از میلاد) &amp;lt;br /&amp;gt;بیشتر محققان موسیقی ایرانی و عرب گمان می کنند که عود از یونان وارد کشورهای آنان شده است. این محققان گمان می کنند که فیثاغورس بعد از اینکه هارمونی بین اصوات موسیقی را به دست آورد، عود را ساخته است. &amp;lt;br /&amp;gt;اما بعضی محققان گمان می کنند که عود توسط افلاطون اختراع شده باشد. اگر این فرضیه صحیح باشد، عود یونانی نیز همانند دیگر اثرات تمدن یونان به شرق منتقل شده است. البته این انتقال عود بعد از حمله &amp;amp;quot;اسکندر&amp;amp;quot; و اشغال ایران و هند و همچنین حمله به چند قسمت آسیا، اروپا و افریقا صورت گرفته است. ولی اعتبار این فرضیه باید بررسی شود. &amp;lt;br /&amp;gt;تا جاییکه می دانیم بعد از اشغال این مناطق یونان تحت تأثیر فرهنگ شرق قرار گرفته است. پس عکس این فرضیه نیز می تواند صحیح باشد. چرا که عود پیش از این تاریخ هم در مصر وجود داشته است. &amp;lt;br /&amp;gt;عود در یونان باربیتوس یا باربیتون نامیده می شد. نوع استفاده از این ساز در مراسم مذهبی و غیرمذهبی مانند دیگر تمدنها است. &amp;lt;br /&amp;gt;--------------------------------------------------------------------------------&amp;lt;br /&amp;gt;عود در بابل و آشور (از سال 1720 پیش از میلاد)&amp;lt;br /&amp;gt;عود آشوری: این عود وسعت صدایی وسیعی دارد و از نظر ظاهری شبیه عودهایی است که در نقاشی های مصر باستان دیده می شود. دسته بلندی دارد و به عنوان &amp;amp;quot;دیوم&amp;amp;quot; آشوری شناخته می شود. امروزه این عود در سوریه، یونان، اردن و ترکیه متداول می باشد. &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;عود در بابل: بابل، سومر و مناطق اطراف آنها اولین کشورهایی بودند که انواع مختلف عود را اختراع کردند. آنها همچنین سازهایی اختراع کردند که تنها یک سیم داشت. آنها این ساز را با قرار دادن انگشت بر روی سیم و حرکت دادن بر روی آن می نواختند. این نوع نواختن ساز با انگشت صداهای مختلفی را به وجود می آورد. &amp;lt;br /&amp;gt;--------------------------------------------------------------------------------&amp;lt;br /&amp;gt;یهود &amp;lt;br /&amp;gt;عبریان و یهودیان از نژاد &amp;amp;quot;سام&amp;amp;quot; بودند و در جنوب عربستان زندگی می کردند. زندگی آنها به صورت کوچ نشینی بود و شغل آنها گله داری بود.&amp;lt;br /&amp;gt;در حدود 3000 سال قبل از میلاد اولین قوم از نژاد سام به شمال غربی &amp;amp;quot;بحرالروم&amp;amp;quot; آمدند، منطقه ای که بین مصر و دمشق بود.&amp;lt;br /&amp;gt;قبایلی که به این منطقه آمدند &amp;amp;quot;کانا آنیت&amp;amp;quot; نام داشتند. این قبایل نوع خاصی از نوشتن، صنعت و همچنین تجارت را دارا بودند.&amp;lt;br /&amp;gt;حضرت داوود یکی از پادشاهانی بود که قبایل عبرانی یا یهود را معرفی کرد. او خصوصیات خوب زیادی داشت که از آن جمله می توان به شجاعت و صدای خوب او برای آواز خواندن اشاره کرد.&amp;lt;br /&amp;gt;در نهایت آشوریان بر دولت اسرائیل غلبه کردند و 30000 سرباز را دستگیر کردند.&amp;lt;br /&amp;gt;به جز ادبیات و موسیقی عبریان در دیگر هنرها چون حکاکی بر روی سنگ، نقاشی و مجسمه سازی استعدادی نداشتند. بعضی هنرها مثل مجسمه سازی و نقاشی در دین عبریان ممنوع بود و به همین دلیل، آنها تمام توجهشان را به موسیقی و ادبیات معطوف کرده بودند. مدارک تاریخی استعداد آنها را در این دو هنر نشان می دهد.&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;بعضی شعرهای قبایل عبری شعرهایی مخصوص مراسم تدفین بودند و بعضی از آنها مذهبی بودند و دیگر شعرهایشان درباره جنگهایشان بوده است. یهودیان بعضی شعرهای تدفین را در هنگام دستگیری می خواندند. یکی از این شعرها به صورت زیر است:&amp;lt;br /&amp;gt;ما در کنار رودخانه بابل نشسته ایم و عودهای ما به درختهای بید بسته شده اند. بابلیان از ما می خواهند که برای آنها آهنگی بخوانیم. ولی چگونه می توانیم آهنگهای مقدسمان را در کشورهای غریبه بخوانیم؟&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;سازهای موسیقی عبری از فلز و چوب ساخته شده بودند. آنها سازهایی چون فلوت، طبل، ترومپت، شیپور، سنج، عود و ... داشتند.&amp;lt;br /&amp;gt;در وصیت نامه های قدیمی می توانیم دو نوع از ساز های آنها را ببینیم. &amp;lt;br /&amp;gt;--------------------------------------------------------------------------------&amp;lt;br /&amp;gt;منصور زلزال &amp;lt;br /&amp;gt;او یکی از موسیقیدانان مشهور ایرانی در دوره عباسی بوده است. نام او به صورتهای &amp;amp;quot;زلزال رازی&amp;amp;quot; ، &amp;amp;quot;زلزل&amp;amp;quot; یا &amp;amp;quot; زیلزیل&amp;amp;quot; تلفظ شده است.&amp;lt;br /&amp;gt;او در نواختن تنبک تخصص داشته است و به همین دلیل به عنوان نوازنده تنبک شناخته می شده است.&amp;lt;br /&amp;gt;زلزال مربی و همچنین دایی &amp;amp;quot;اسحاق&amp;amp;quot; پسر ابراهیم موصلی است. زلزال یکی از موسیقیدانان ارشد دوره &amp;amp;quot;هارون الرشید&amp;amp;quot; و &amp;amp;quot;مهدی الهادی&amp;amp;quot; نیز بوده است.&amp;lt;br /&amp;gt;در آن زمان متداول بود که هر موسیقیدان یا خواننده با دیگر موسیقیدانان هم پایه خود همکاری داشته باشد.&amp;lt;br /&amp;gt;زلزال با همسر خواهر خود، ابراهیم موصلی همکاری می کرد چرا که او هم پایه زلزال بود.&amp;lt;br /&amp;gt;منصور زلزال یک موسیقیدان متخصص در نواختن سازهای موسیقی بود. او آهنگ های جدیدی ساخت و بر روی آن شعر هایی گذاشت. او یک دستان سوم ساخت که به دستان ایرانی مشهور است. این دستان سوم در بین موسیقیدانان به عنوان دستان زلزال یا وسطای زلزال شناخته شده است.&amp;lt;br /&amp;gt;دکتر برکشلی در یک مقاله تحقیقاتی می نویسد که زلزال به تقسیم بندی فواصل به مجنب های صغیر و کبیر اعتقادی نداشت.&amp;lt;br /&amp;gt;او همچنین نوعی عود ساخت که چون شبیه &amp;amp;quot;شبوط&amp;amp;quot; (یک نوع ماهی) بود به نام عود شبوط شناخته می شد و به جای عود فارسی،&amp;lt;br /&amp;gt;لغت &amp;amp;quot;عود شبوط&amp;amp;quot; متداول شد.&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;برای توصیف مهارت زلزال در نواختن موسیقی، &amp;amp;quot;جاحز&amp;amp;quot; می نویسد که زلزال انگشتان ماهری برای نواختن موسیقی داشت، انگشتانی که توسط خدا خلق شده بودند!&amp;lt;br /&amp;gt;منصور زلزال فردی بخشنده نیز بوده است و بخش زیادی از پول خود را به مردم فقیر می داده است و بیشتر پول خود را برای اهداف خیریه صرف &amp;lt;br /&amp;gt;می کرده است. او همچنین چاهی در بغداد ساخته است که به نام او نامیده شده است.&amp;lt;br /&amp;gt;این موسیقیدان به دستور هارون الرشید زندانی شد و بعد از ده سال در حالیکه به شدت ضعیف شده بود و موهای سرش سفید شده بود از زندان آزاد شد. پس از آزادی او دیگر یک فرد سالم نبود.&amp;lt;br /&amp;gt;دکتر &amp;amp;quot;تقی بینش&amp;amp;quot; مرگ او را حدود 175 هجری و 791 میلادی می داند.اما در کتاب تاریخ موسیقی ایران آقای حسن مشحون مرگ او را 200 هجری دانسته است.&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;ابواسحاق ابراهیم بن ماهان مشهور به &amp;amp;quot;ندیم&amp;amp;quot; مشهورترین خواننده و موسیقیدان دوره عباسی بود. همچنین او یکی از بزرگترین خوانندگان عرب بود. پدر او &amp;amp;quot;ماهان&amp;amp;quot; از یک خانواده بزرگ ایرانی بود و در &amp;amp;quot;اراجان&amp;amp;quot; از توابع شیراز به دنیا آمده بود. ولی به خاطر ظلم و ستم امویان به کوفه مهاجرت کرد و پسرش، ابراهیم، در سال 125 هجری در آنجا به دنیا آمد. مادر ابراهیم یک زن ایرانی بود. ابراهیم در کودکی پدرش را از دست داد و در کوفه نزد خانواده &amp;amp;quot;تمیم&amp;amp;quot; بزرگ شد. به همین دلیل او بزرگ خاندان تمیم نامیده شد.&amp;lt;br /&amp;gt;ابراهیم از کوفه به موصل مهاجرت کرد. او حدود یک سال آنجا بود. نواختن عود را در موصل آموخت و در همان زمان بود که او موصلی نامیده شد. او هنر را از مربیان موسیقی ایرانی آموخت. &amp;lt;br /&amp;gt;او یکی از بهترین غزلسرایان بود و آهنگهای زیادی ساخت که با غزلهایش هماهنگی داشت. به عبارت دیگر او یک موسیقیدان، خواننده، شاعر و نوازنده بود. او یکی از موسسان موسیقی عربی است. او شعرهای فارسی و عربی را با هم مخلوط کرد و نوع جدیدی از موسیقی عربی را ساخت. او آهنگها و آوازهایی ساخت که به سرعت در زبان عربی متداول شد. او فرم ترانه های عربی را تغییر داد. &amp;lt;br /&amp;gt;بعد از مرگ ابراهیم، پسرش اسحاق راه پدرش را ادامه داد. شاگرد اسحاق، علی زریاب، روش استادش را در اندلس و مراکش منتشر کرد. &amp;lt;br /&amp;gt;ابراهیم موصلی از بصره به بغداد مهاجرت کرد. مهاجرت او در زمان حکومت &amp;amp;quot;مهدی&amp;amp;quot; در دوره عباسی بود. &amp;amp;quot;مهدی&amp;amp;quot; او را به بغداد دعوت کرد ولی او حاکمیت را دوست نداشت. او شراب می خورد و عیاشی می کرد که طبق دستور خلیفه ممنوع بود. خلیفه او را زندانی کرد و در آنجا او خواندن و نوشتن را آموخت.&amp;lt;br /&amp;gt;در زمان خلافت هادی، موقعیت ابراهیم بهتر شد چرا که او دوست نزدیک خلیفه بود و خلیفه به او هدایای زیادی می فرستاد. در زمان هارون الرشید، موقعیت او باز هم بهتر شد و او به خواننده، شاعر و موسیقیدان دربار ارتقاء یافت. او همچنین دوست نزدیک خلیفه بود و خلیفه او را بسیار دوست داشت. او ثروت زیادی از هدایای دریافتی از خلیفه و یحیی برمکی و پسرانش جمع آوری کرد و سپس به دمشق سفر کرد.&amp;lt;br /&amp;gt;او به همراه هارون الرشید به آنجا رفت ولی در آنجا بیمار شد و هارون او را به بغداد باز گرداند. او در سال 188 هجری در بغداد از دنیا رفت. وقتی او بیمار بود هارون او را در خانه اش ملاقات کرد و بعد از مرگش از پسرش مأمون خواست که برای او نماز میت بخواند و او را دفن کند. هارون تمام القاب ابراهیم را به پسرش اسحاق اعطاء کرد. همچنین او مقداری پول به خانواده اش داد.&amp;lt;br /&amp;gt;کتابهای زیادی از جمله &amp;amp;quot;لیلة و لیلة&amp;amp;quot; و &amp;amp;quot; الاقانی&amp;amp;quot; درباره مهارت فوق العاده او در موسیقی نوشته شده است. ابراهیم موصلی در خانه خود یک مدرسه هنر تأًسیس کرده بود و در آنجا نواختن عود را به دختران می آموخت.&amp;lt;br /&amp;gt;خانواده های ثروتمند بغداد دختران خود را برای فراگیری نواختن عود پیش او می فرستادند. علاوه برآن او کنیزان زیادی خریداری کرده بود و هنرهای گوناگون را به آنها می آموخت.&amp;lt;br /&amp;gt;ابو محمد ابن النادیم اسحاق ابن ابراهیم موصلی یکی از مشهورترین دوستان هارون الرشید بود. بعد از هارون او از دوستان صمیمی امین، مأمون، معتصم، واثق و متوکل بود. او در سال 155 هجری در ری متولد شد. مادرش ایرانی بود و شاهک نام داشت. او در دوره متوکل در سال 235 هجری در بغداد مرد. از آنجا که پدرش با بنی تمیم نسبت داشت او نیز تمیمی شناخته می شد.&amp;lt;br /&amp;gt;اسحاق به خوبی آموزش دیده بود. معلمهای او افرادی چون ملک بن اناس، سفیان بن اویاینه، ابو معاویه زریر، هشام بن بشیر و اسد بن ابراهیم بودند. او قرائت قران را از &amp;amp;quot;کسایی&amp;amp;quot; و &amp;amp;quot;فرا&amp;amp;quot; آموخت و ادبیات و شعر عرب را از معلمانی چون &amp;amp;quot;اسمایی&amp;amp;quot; و &amp;amp;quot;ابوعبیده&amp;amp;quot; آموخت.&amp;lt;br /&amp;gt;اما معلمان او برای موسیقی دایی اش &amp;amp;quot;زلزال&amp;amp;quot; و &amp;amp;quot;عاتکه بنت شوهدا&amp;amp;quot; و پدرش بودند.&amp;lt;br /&amp;gt;از نظر &amp;amp;quot;ابوالفرج اصفهانی&amp;amp;quot; دانش او در علوم، ادبیات و شعر عمیق تر از آن بود که وصف شود. در نواختن موسیقی بسیار با استعداد بود. اگرچه مهارت او در خواندن در درجه پایین تری نسبت به دیگر اطلاعاتش بود ولی او بیشتر برای نواختن و خواندن شهرت داشت. به گونه ای که آوازهای او حتی از آوازهای مشهور عربی نیز محبوب تر بودند. &amp;lt;br /&amp;gt;اولین حامی او هارون الرشید و دولت او بود به خصوص &amp;amp;quot;یحیی بن خالد برمکی&amp;amp;quot; و پسرانش. آنها از او بسیار حمایت کردند و او از پدرش هم غنی تر شد. &amp;lt;br /&amp;gt;بعد از مرگ پدرش، اسحاق به عنوان بهترین موسیقیدان شهرت یافت و خلیفه و دولتمردان او را بسیار تحسین کردند. در عوض اسحاق در مدح آنان&amp;lt;br /&amp;gt;ترانه سرایی می کرد. شعرها و آوازهای او سبب بزرگی و اقتدار مراسم و جشنهای آنها بود.&amp;lt;br /&amp;gt;خوانندگان زیادی بودند که در سطح اسحاق بودند ولی هیچ کدام از آنها نمی توانستند به خوبی او عود بنوازند.&amp;lt;br /&amp;gt;او خود را با &amp;amp;quot;پهلبد مغانی&amp;amp;quot; مقایسه می کرد و اعتقاد داشت که هنر را از او به ارث برده است. اگرچه او هیچ دانشی در مورد علم موسیقی و ترجمه کتب یونانی نداشت گردآوری های او در این زمینه ها به خوبی کارهای باستانی بود.&amp;lt;br /&amp;gt;او دانش بالایی درباره تمام جزئیات علم موسیقی داشت و چندین شیوه جدید تبیین کرد.&amp;lt;br /&amp;gt;ابوالفرج اصفهانی او را یک هنرمند رده بالا می داند و می گوید که او یکی از بهترین موسیقیدانانی است که تمام روشهای علم موسیقی را کامل کرده است. شاگردان مشهور او ابن خردازبه، عبیدالله بن احمد، زریاب، علی بن نافه، عمر بن سلیمان و پسرش حامد بن اسحاق هستند. حامد اولین کسی بود که زندگینامه اسحاق را نوشت. &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;زریاب: ابوالحسن علی بن نافع، مشهور به زریاب از بزرگترین موسیقیدانان ایرانی بود. او ملقب به زریاب بود و با عنوان بصری شناخته می شد. او هنر موسیقی را در بغداد از معلمش اسحاق موصلی آموخت. او در زمینه موسیقی بسیار پیشرفت کرد و بسیار مشهور شد به طوریکه توانست وارد دربار هارون الرشید شود. &amp;lt;br /&amp;gt;او دانش بالایی در بعضی زمینه ها چون علوم و ادبیات و به خصوص هنر موسیقی داشت. او یکی از رقیبان اسحاق موصلی بود. زریاب دانش بالایی درباره جغرافی، ستاره شناسی و ادبیات داشت. او به درجه استادی در نواختن عود و آهنگسازی دست یافته بود و ابداعاتی در زمینه های مذکور داشت. در نتیجه او جانشین اسحاق در دربار خلیفه شد. &amp;lt;br /&amp;gt;یکی از ابداعات او افزودن یک سیم دیگر به عود بود. عودهای آن زمان چهار سیم داشتند و زریاب آن را به عود هایی با پنج سیم تغییر داد. همچنین او در مضراب عود که از چوب بود تغییراتی ایجاد کرد و در عوض مضرابی از ناخن عقاب ساخت. چنین تغییری باعث بهتر شدن صدای ساز گردید. دومین، سومین و چهارمین سیم عود نیز با نظر او از روده بچه شیر ساخته می شد. او اعتقاد داشت چون روده شیر قوی تر از دیگر حیوانات است صدای بهتری می دهد.&amp;lt;br /&amp;gt;وقتی برای اولین بار زریاب به دربار هارون الرشید رفت، عود خود را که کاملاً توسط خودش ساخته شده بود به همراه خود نزد هارون برد و خلیفه او و هنرش را بسیار تحسین نمود. قبل از زریاب، اسحاق بهترین موسیقیدان دربار بود. بنابراین او نسبت به زریاب احساس حسادت می کرد. اسحاق یک مرد ثروتمند بود و روی خلیفه تأثیر بسیاری داشت. او دوست نداشت که فراموش شود و دوست داشت که جایگاهی مشابه با قبل داشته باشد. &amp;lt;br /&amp;gt;بنابراین سعی کرد که زریاب را مجبور به ترک بغداد کند. زریاب نمی توانست در مقابل او مقاومت کند چون قدرت کافی نداشت.&amp;lt;br /&amp;gt;به همین دلیل او ترجیح داد که بغداد را ترک کند و به تونس برود که تحت حکومت مسلمانان بود.&amp;lt;br /&amp;gt;او مدتی را در قیروان (پایتخت تونس) زندگی کرد و بعدها به اسپانیا رفت. هشام حاکم مسلمان اسپانیا بسیار درباره زریاب و هنرش شنیده بود به همین دلیل از او دعوت کرد به &amp;amp;quot;کردوا&amp;amp;quot; مرکز حکومتش برود. او دستور داد که خانه ای برای او ساخته شود و سالانه نیز 40000 سکه طلا به او می داد. وقتی زریاب در &amp;amp;quot;کردوا&amp;amp;quot; بود هشام به او توجه زیادی می کرد و زریاب زمان کافی برای تصحیح قوانین آموزش موسیقی داشت.&amp;lt;br /&amp;gt;او مدرسه موسیقی ایرانی را در اسپانیا تأسیس کرد. همانطور که روشهای ابراهیم و پسرش و خانواده موصلی در بغداد مشهور بود، روش زریاب در اسپانیا بسیار شهرت یافت و بعدها به کشورهای کرانه ای در افریقا و همچنین اروپا انتقال یافت. &amp;lt;br /&amp;gt;زریاب بعضی اصول اساسی آموزش موسیقی را به روی کاغذ آورد. بعد از زریاب بسیاری از هنرمندان روش آموزش او را به کار می بردند. زریاب آموزش شاگردانش را به سه مرحله تقسیم کرد: &amp;lt;br /&amp;gt;در مرحله اول او به آنها ریتم آهنگها را می آموخت. سپس در مرحله دوم او سلفژ را یاد می داد و در سومین مرحله او به آنها خواندن آوازها را آموزش می داد. &amp;lt;br /&amp;gt;در مرحله سوم، ابتدا هنرجویان یاد می گرفتند که چگونه آهنگ اصلی را بخوانند و سپس به آنها ملودی های جدیدی اضافه می کردند. بنابراین آنها به آرامی در این هنر پیشرفت می کردند.&amp;lt;br /&amp;gt;گفته می شود زریاب در ابتدا استعداد دانش آموزان را می سنجید و سپس از آنها می خواست روی بالشی به نام &amp;amp;quot;مصوری&amp;amp;quot; بنشینند و تا آخرین حد صدایشان بخوانند. اگر صدای خواننده به اندازه کافی بلند نبود، زریاب از او می خواست که عمامه اش را دور کمرش ببندد. و اگر دانش آموزی&amp;lt;br /&amp;gt;نمی توانست دهانش را به اندازه کافی باز کند، زریاب از او می خواست که چوب کوچکی را 24 ساعت درون دهانش بگذارد تا فکش باز بماند.&amp;lt;br /&amp;gt;سپس او از دانش آموز می خواست که بعضی لغات چون &amp;amp;quot;یا هجام&amp;amp;quot; &amp;amp;quot; یا اسحاق&amp;amp;quot; و &amp;amp;quot; یا اه&amp;amp;quot; را بلند تکرار کند. اگر بعد از همه این تمرین ها صدای دانش آموز بلند تر می شد و به اندازه کافی قوی می شد، زریاب او را به عنوان شاگرد خود می پذیرفت و به او هنر موسیقی را می آموخت. در غیر اینصورت او پذیرفته نمی شد. &amp;lt;br /&amp;gt;این روشها هنوز در هنرستان های موسیقی در غرب متداول است بدین صورت که اگر دانش آموزی نتواند دهان خود را در زمان خواندن به اندازه کافی باز کند، از او درخواست می شود استخوانی در دهانش بگذارد. طول استخوان 2 تا 5/2 سانتی متر است و شیارهایی دارد که به دانش آموز&amp;lt;br /&amp;gt;کمک می کند تا آن را به صورت عمودی در دهانش بگذارد، به خاطر وجود این شیارها، دانش آموزان می توانند استخوان را تا انتهای آواز در دهانشان نگه دارند. این شیوه که توسط زریاب در اسپانیا اختراع شد امروزه در بیشتر موسسات موسیقی در غرب مورد استفاده قرار میگیرد. &amp;lt;br /&amp;gt;--------------------------------------------------------------------------------&amp;lt;br /&amp;gt;عود معاصر ایرانی &amp;lt;br /&amp;gt;بعد از یک مطالعه طولانی درباره تاریخ عود، حال می دانیم که عود تغییرات زیادی را از گذشته تا حال داشته است. &amp;lt;br /&amp;gt;عمده این تغییرات به شرح ذیل است: &amp;lt;br /&amp;gt;تغییر در صدای آن، جنس سیمهای آن، شیوه نواختن آن و همچنین سایز و اندازه آن. به نظر می رسد که با گذشت زمان دسته عود کوتاه تر شده و کاسه آن نیز بزرگتر شده است. &amp;lt;br /&amp;gt;البته هنوز عودهایی در بعضی مناطق یافت می شوند که دسته ای بلند و کاسه ای کوچک داشته باشند. به احتمال زیاد کاسه عود در جهت تولید صدایی بهتر در موسیقی عربی بزرگ شده است. &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;ابراهیم قنبری مهر، محقق و مبدع بزرگ در زمینه ساخت آلات موسیقی، پس از چندین سال تحقیق در مورد انواع عود و بربت در سال 1375 هجری شمسی دو نوع بربت ایرانی را ساخت: &amp;lt;br /&amp;gt;الف:بربت ایرانی با صفحه ای چوبی&amp;lt;br /&amp;gt;ب:بربت ایرانی ساخته شده از پوست حیوانات(با دو طرح)&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;بربت ایرانی با صفحه ای چوبی:&amp;lt;br /&amp;gt;این بربت پنج جفت سیم دارد و مانند دیگر عودها می باشد و هیچ تفاوتی در نواختن این بربت با دیگر عودها وجود ندارد. به همین دلیل یک نوازنده که با انواع دیگر عودها نواخته است می تواند با این بربت نیز به سادگی بنوازد. اگرچه برای کاسه کوچکتر و دسته بلندتر آن می توان مزایای زیر را نام برد: &amp;lt;br /&amp;gt;طول دسته آن به اندازه یک نت نسبت به عود های رایج در خاور میانه بلندتر است. به عبارتی می توان گفت در روی سیم اول در قسمت پایینی دسته(جایی که دسته به کاسه متصل میشود) به جای نت &amp;amp;quot;سل&amp;amp;quot; نت &amp;amp;quot;لا&amp;amp;quot; را داریم. به علاوه قسمت جلویی دسته این ساز بلندتر است و تا قسمت مرکزی صفحه ادامه می یابد. این دو فاکتور به نوازنده کمک می کند که به راحتی در اکتاو های بالاتر بنوازد. &amp;lt;br /&amp;gt;بدون هیچ تغییری در ابعاد کلی ساز، کاسه آن کوچکتر از انواع دیگر عود ساخته می شود و این موضوع سبب می شود تا هنگامی که نوازنده ساز را می نوازد احساس راحتی بیشتری داشته باشد. این تفاوت، احتمال به وجود آمدن درد در شانه نوازنده را کاهش می دهد. &amp;lt;br /&amp;gt;سیمگیر و سرپنجه(و شکل اتصال آن به دسته) در این نوع بربت با طرحی جدید ساخته شده اند به همین خاطر علاوه بر اینکه زیبا تر به نظر می رسند از نظر اصول تکنیکی ساختن ساز نیز بهتر می باشند. در سیمگیر هر سیمی می تواند از طریق یک سوراخ از میان سیمگیر بگذرد و سپس در روی سیمگیر بسته شود. &amp;lt;br /&amp;gt;در این بربت پل هایی که زیر صفحه ساز قرار می گیرد به گونه ای طراحی شده است که با وجود این که کاسه کوچکتر است، می تواند با دیگر عودها در زمینه صدا و طنین برابری کند. &amp;lt;br /&amp;gt;پشت شیطانک، قرقره های کوچکی وجود دارد که کوک کردن را آسان تر می کند و دوام سیمها را بیشتر می کند. &amp;lt;br /&amp;gt;نسبت بزرگی کاسه به بدن انسان متناسب تر از قبل است به گونه ای که وقتی که نوازنده آن را در بر می گیرد، زیبا تر جلوه میکند. &amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;بربت ساخته شده از پوست حیوان: &amp;lt;br /&amp;gt;به جز یک مورد هیچ اختلاف خاصی بین این بربت و نوع چوبی آن وجود ندارد: &amp;lt;br /&amp;gt;اختلاف این است که نیمی از صفحه آن از چوب ساخته شده و نیمه دیگر آن از پوست حیوانات. &amp;lt;br /&amp;gt;همچنین در این بربت سیمها به انتهای کاسه آن بسته می شود. &amp;lt;br /&amp;gt;این بربت که از پوست حیوانات ساخته می شود صدای بهتری می دهد و به صدای سازهای ایرانی نزدیکتر است. &amp;lt;br /&amp;gt;در گذشته انواع مختلفی از عود وجود داشته است که در صفحه آنها به جای استفاده از چوب از پوست حیوان استفاده می شده است. عودهای ساخته شده از پوست حیوانات نسبت به رطوبت مقاوم کمتری دارند اما صدای بهتری دارند.</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/75923/clubname/melodyclub">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2008-06-28T06:23:04+01:00</dc:date>
        <dc:creator>ناصر شمس الدین</dc:creator>
        <title>احساس در موسیقی</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/75923/clubname/melodyclub</link>
        <description>&amp;lt;font face=&amp;quot;Tahoma&amp;quot; size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;ز زمانى كه 
	موسیقى ما كه برگرفته از تمدنى كهن تر یعنى یونان است به همراه حركات موزون ( 
	رقص ) و آواز و نغمه هاى طربناك باربُد و نكیسا در بارگاه هخامنشیان شكل گرفت ، 
	تا دوره معاصر كه استادانى چون میرزاعبدالله ، غلامحسین درویش خان و كلنل 
	علینقى وزیرى در بسط و پیشرفت علمى آن اهتمام ورزیدند ،&amp;zwnj; تحولات بسیارى را به 
	خود دیده است . ازجمله گامها كه در واقع نت هاى مورد استفاده در قطعات هستند و 
	از جنبه هاى مهم اعجاز موسیقى در بیان حالات مختلف روحى به شمار مى روند . از 
	مجموع بیش از دوازده دستگاه موسیقى ایرانى و حدود شصت نغمه امروز تنها تعداد 
	معدودى باقى مانده كه به گوش ما آشنا هستند و الباقى تقریباً منسوخ شده اند . 
	بسیارى هم داراى فواصل فركانسى مشابه با دستگاههاى دیگرند و تنها نام آنها 
	متفاوت است .&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;
	در این میان دستگاه &amp;lt;strong&amp;gt;چهارگاه&amp;lt;/strong&amp;gt; تنها دستگاهى است كه خاص موسیقى 
	ایرانى است و در هیچ یك از موسیقى هاى شرقى دیگر مثل عربى یا استامبولى شنیده 
	نمى شود . قطعه معروف &amp;laquo; مباركباد &amp;raquo;&amp;zwnj; كه در عروسى ها خوانده مى شود در این 
	دستگاه است . شاید قبولش كمى سخت باشد كه چطور تفاوت در یك چهارم فاصله فركانسى 
	میان نت ها مى تواند پیامى به موسیقى ایرانى ببخشد كه موسیقى غربى قادر به بیان 
	آن نیست . در واقع اروپاییان هم تا قبل از موسیقیدان شهیر یوهان سباستین باخ از 
	این نت ها بهره مى گرفتند و پیانوهایى هم با فواصل ربع پرده ساخته شده بودند . 
	راههاى مختلفى براى به خاطر سپردن و فراگیرى این دستگاهها وجود دارد . شاید 
	معمول ترین روش مطابقت گوشى یك قطعه با قطعه اى است كه ما آن را قبلاً شنیده و 
	گام آن را مى دانیم . مثلاً قطعه معروف &amp;laquo; مرغ سحر ناله سركن &amp;raquo;&amp;zwnj; ( با شعرى از 
	ملك الشعراى بهار و آواز قمرالملوك وزیرى ساخته مرتضى خان نى داود ) ، كلید 
	شناسایى خوبى براى دستگاه &amp;lt;strong&amp;gt;ماهور &amp;lt;/strong&amp;gt;است . چیزى كه هنر شرق خصوصاً 
	ایران را متمایز مى كند شیوه هاى به كار گیرى این هنر در بیان حالات پیچیده 
	روحى با تلفیقى از اشعار و عبارات پرمعناست . در واقع موسیقیدانان معروفى چون 
	استاد محمد رضا شجریان نیز محققانى هستند كه به این جنبه از كاربرد موسیقى اصیل 
	توجه دارند . فى المثل یك قطعه &amp;laquo; چهارگاه &amp;raquo; مى تواند توصیفى براى عباراتى چون : 
	نوید طلوع و آسودگى ، طرب و سرخوشى یا شكوه و پهلوانى را ارائه كند .&amp;laquo; ماهور &amp;raquo; 
	كه در موسیقى كلاسیك همردیف گامى چون &amp;laquo; دوماژور &amp;raquo; است در واقع صفایى كودكانه 
	دارد و گویى از پیچیدگى زیادى برخوردار نیست . ماهور مى تواند آغازگر یك روز 
	پرنشاط كارى باشد . اصولاً ساخت قطعات غمگین در این دستگاه قدرى بعید به نظر مى 
	رسد مگر آنكه باز پیام امید و تعهد در آن مستتر باشد . در این مورد مى توان 
	قطعه اركسترال &amp;laquo; كجایید اى شهیدان خدایى &amp;raquo; را با صداى بیژن كامكار مثال زد . 
	دستگاه &amp;laquo; راست پنجگاه &amp;raquo; نیز در واقع فواصلى مشابه ماهور دارد ( ایران اى سراى 
	امید - با صداى شجریان ) . از مجموع گامهاى ایرانى شاید تنها دو گام ماهور و 
	اصفهان قابلیت انطباق با گامهاى كلاسیك را داشته باشند .&amp;lt;strong&amp;gt; اصفهان
	&amp;lt;/strong&amp;gt;نیز كه تشابه زیادى با &amp;laquo; لامینورهارمونیك &amp;raquo; دارد از فراغ و نوستالژى 
	سخن مى گوید ( اصفهان - خواننده مُعین ) . برادر بزرگ این دستگاه گام &amp;lt;strong&amp;gt;
	همایون&amp;lt;/strong&amp;gt; است كه اصولاً هرمان و غصه یا حسرت از آن مى بارد ( تو اى پرى 
	كجایى - قوامى ) .راه دیگر براى به خاطر سپردن این دستگاهها راهى است كه براى 
	نوازندگان یا موسیقیدانان بسیار ساده است . نواختن این فواصل روى ساز به مرور 
	باعث حفظ و به خاطرسپارى آنها مى شود .&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;
	&amp;laquo; &amp;lt;strong&amp;gt;سه گاه&amp;lt;/strong&amp;gt; &amp;raquo; كه در واقع حزنى عرفانى و خداترس را القا مى كند 
	گامى است كه قاریان قرآن نیز بسیار از آن بهره مى گیرند هر چند كه گاهى نیز به 
	قطعات شادى در موسیقى سنتى و فولكلوریك برمى خوریم كه در این دستگاه خوانده مى 
	شوند و تنها حس و حالى شرقى دارند ( لب كارون - قطعه بوشهرى ) . &amp;laquo; &amp;lt;strong&amp;gt;شور
	&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;raquo; كه به آن اُمالآواز گفته اند داراى سه آواز معروف به نامهاى &amp;lt;strong&amp;gt;
	دشتى&amp;lt;/strong&amp;gt; ، &amp;lt;strong&amp;gt;بیات ترك&amp;lt;/strong&amp;gt; و &amp;lt;strong&amp;gt;افشارى&amp;lt;/strong&amp;gt; است . 
	وجه تمایز این آوازها در نت هاى مورد استفاده نیست بلكه در فرود روى نت ها است 
	. به عبارت دیگر جایى كه احساس پایان قطعه به شنونده القا مى شود . اگر شور را 
	با نت هاى زیر بنوازیم :&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;Re , Mi-(1/4 , Fa , Sol , La , Ti-(1/2 , Do&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;
	&amp;laquo; دشتى &amp;raquo; كه پركاربردترین است از روى نت Re احساس پایان را القا مى كند و این 
	در بیان لذتى محزون و عمیق در بسیارى از قطعات مشهور كاربرد دارد ( اى ایرا ن 
	اى مرز پر گهر - روح الله خالقى ) . &amp;laquo; بیات ترك &amp;raquo; سراسر سرور است و احساس پایان 
	آن در مثال فوق روى نت Fa است . &amp;laquo; افشارى &amp;raquo;&amp;zwnj; روى Sol فرود مى آید كه توصیفى از 
	انتظار ، التهاب یا هیجان را معمولاً با خود دارد . دستگاه &amp;laquo; نوا &amp;raquo; نیز كاملاً 
	مشابه افشارى است . برخى از اشكال تعدیل شده این گامها ( فواصل نیم پرده به جاى 
	ربع پرده ) در موسیقى هاى سنتى و اقوام مختلف ما نیز مانند موسیقى آذرى با همین 
	نامها وجود دارند .&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;
	Do , Re , Mi , Fa , Sol , La , Ti : ماهور&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;
	Do , Re-(1/4 , Mi , Fa , Sol , La-(1/4 , Ti : چهارگاه&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;
	Do , Re , Mi-(1/4 , Fa , Sol , La , Ti-(1/4 : سه گاه&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;

</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/75922/clubname/melodyclub">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2008-06-28T06:19:37+01:00</dc:date>
        <dc:creator>ناصر شمس الدین</dc:creator>
        <title>ساختار دف</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/75922/clubname/melodyclub</link>
        <description>&amp;lt;p&amp;gt;پیکر دف از تألیف شش بخش مجزا حاصل میگردد :&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;1-)کمانه :&amp;lt;/strong&amp;gt; &amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;چوبی غالبا&amp;amp;quot; از جنس درخت بید به طول 170 سانتی متر و عرضی بین 5 تا 5/6
سانت است که دو سر آن را در حالت مماس بر یکدیگر نصب می کنند.د رنتیجه
حلقه ای چوبین حاصل میگردد که قطر آن غالبا&amp;amp;quot; 50 تا55 سانتی متر می باشد .
ضخامت این چوب از سمت بیرونی آن 5/1 سانت بوده و در سوی دیگر که محل نصب
پوست می باشد با عمل پخ زدن به 2 تا 3 میلی متر می رسانند این عمل باعث می
گردد تا صدای پوست در ناحیه ی کناره ساز کیفیت مطلوبی داشته باشد. همچنین
بر روی کمانه فرو رفتگی کوچکی برای قرار گرفتن انگشت شست دست چپ تعبیه
میگردد که شستی نامیده می شود . شستی موجب می شود تا کمانه راحت تر در دست
نوازنده قرار گیرد.&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;انواع کمانه : &amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;nbsp; الف: یک کمه ، کمانه ی یک کمه تنها از یک لایه چوب به ضخامت 5/1 سانت تشکیل می شود و مزیت آن سبک بودنش است .&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;ب: دو کمه ، کمانه ی دو کمه از دو لایه چوب به ضخامت نهایی 5/1 سانت که
لایه ها بر روی هم پرس شده تشکیل می گردد. این چوب از حجم بالاتری
برخوردار است ومقاومت بیشتری نسبت به کج شدن در مقابل فشار پوست دارد.&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;2-) پوست :&amp;lt;/strong&amp;gt; &amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;پوست دف را می توان از حیوانات مختلفی نظیر آهو ، بز ، بزکوهی ، میش و
ماهی تهیه نمود که غالبا&amp;amp;quot; از پوست بز و میش&amp;nbsp; بدلیل صدا دهی مطلوبشان
استفاده میگردد. &amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;پوست ساز باید ویژه گیهای زیر را دارا باشد: &amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;الف ) پوست باید کهنه باشد بطوری که اگر قسمتی از آن را تر کنیم هیچ بویی از آن متصاعد نگردد. &amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;ب) ضخامت پوست باید در تمام نقاط آن یکسان بوده و کلفت و نازک نشده نباشد .&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;ج) رنگ آن نیز باید یکنواخت بوده و دانه دانه و تگرگی نشده باشد.&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;د) موها وزوائد پوست با قرار گرفتن آن در آب گرفته شود و استفاده از
آهک و مواد شیمیایی دیگر موجب آسیب رسیدن به کیفیت پوست می گردد. &amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;3- ) گل میخ :&amp;lt;/strong&amp;gt; &amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;اتصال پوست بر روی کمانه به وسیله ی میخهای سر تختی شبیه به پونز که از جنس برنج ، مس و یا آهن می باشند انجام می پذیرد &amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;4- ) قلاب :&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;در داخل کمانه میخها ی کج شده ای به شکل قلاب کوبیده می شود تا حلقه ها
توسط آن آویخته شوند . این قلابها به فاصله 3 سانت از پوست و با فاصله یک
سانت از یکدیگر تعبیه می گردند.&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;5- ) حلقه یا زنجیر :&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;حلقه هایی به قطر 2 سانتیمتر که از جنس برنج ، مس یا آهن هستند در دسته
های چهارتایی به قلابها وصل می گردند که نوازنده با تکان دادن دف صداهای
مختلفی توسط آنها ایجاد مینماید .&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;6- ) تسمه ی چرمی :&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;از تسمه چرمی برای دف نوازی های طولانی که موجب خستگی مچ دست نوازنده
می گردد استفاده می شود به گونه ای که نوازنده تسمه نصب شده در قسمت داخلی
کمانه را به مچ دست چپ خود بسته و بدین ترتیب فشار کمتری به دست او وارد
می گردد . معمولا&amp;amp;quot; در خانقاه ها و مراسم ذکر و سماع که نوازنده برای مدت
طولانی ناگزیر به نواختن بوده وجود تسمه ی چرمی ضروری میگردد.&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;lt;strong&amp;gt;چون قدسیان در آسمان با دف ثنایت می کنند &amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; حق حق زنان هو هو کنان با دف صدایت می کنم &amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;lt;/strong&amp;gt;برگزیده از کتاب افسانه دف &amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;به سعی : اعظم السادات طایفه مرسل&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;nbsp;تقدیم به تمامی کسانی که با نواختن و صدای دف به عشق رسیده اند .

</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/75921/clubname/melodyclub">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2008-06-28T06:18:42+01:00</dc:date>
        <dc:creator>ناصر شمس الدین</dc:creator>
        <title>تاریخچه دف(غیر علمی)</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/75921/clubname/melodyclub</link>
        <description>&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;ز بررسی تاریخچه ی سازها در می
یابیم که طولانی ترین قدمت را می توان برای سازهای کوبه ای قائل شد که
سادگی در ساختو نواخت آن موجب گردیده تا انسان در رهگذرتاریخ خویش زودتر
آن را یافته و بدان بپردازد. حضور خیل عظیم سازهای کوبه ای موید اهمیت و
جایگاه ویژه ریتم در موسیقی بوده و آن را به عنوان رکنی اساسی و جزئی
لاینفک از موسیقی می نمایند. به گونه ای که در بین تمامی ملل جهان حتی
آنها که در بدوی ترین شیوه ی اجتماعی به سر می برند همواره گونه یا گونه
هایی از این قبیل سازها کاربرد داشته است. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;گذشت زمان و تغییر تحول در زندگی
بشر موجب گردیده تا برخی سازها در غبار فراموشی محو گشته و برخی دیگر
جایگزین آنها گردند . نامهایی همچون آیینه پیل درای دمامه تیبره تبوراک
رویینه خم زرینه خم خما خسرو بشقابک و جام شاید در ذهن کمتر کسانی بتواند
تصویری از ساز را نمایان کند و تنها در حجاریها الواح تندیسها و نقوش بر
جای مانده از گذشته هایی دور و همچنین در اشعار بازمانده از روزگاران پیش
بتوان رد پایی از آنها را در پیشینه ی موسیقیایی این سرزمین بزرگ یافت. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;موسیقی در دوران کهن نه به عنوان
هنر انتزاعی و محض بلکه به عنوان هنری آمیخته با هنر آدمی و در بطن زندگی
او جاری بود . نیایشها جشنها جنگها و سوگ و ماتم و آداب ور سوم محلی در
کنار همنوایی بنام (موسیقی ) می جوشیدو می خروشید و جریان می یافت و دف
نیز همواره در این همنوایی با حضور خویش قدمتی به طول تلریخ فرهنگ بشر
برای خود فراهم ساخته است. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;در نقوش کهن بازمانده از تمدنهای
باستانی در جنوب ایران گاه نشانه هایی از حضور سازو آواز و موسیقی در آن
روزگاران به چشم می خورد اقوام ایلامی مستقر در این ناحیه در مراسم مذهبی&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;اعیاد
جشنها نغماتی با چنگ و نی و دف اجرا می نمودند . نقش برجسته ایلامی در(
کول فرعون) یکی از این ره آوردهای تاریخی است که کاهنانی را در حال قربانی
کردن با سازهایی نظیر چنگ و دف نشان می دهند . &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;دف از جمله سازهایی است که قدمت حضورش تا ژرف ترین دوره های تاریخ&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;موسیقی گسترش یافته&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;و در بین بسیاری از ملل کهن در اشکال و ابعاد گوناگون مورد استفاده قرار می گرفته است . &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;دف بر اساس ساختمان ظاهری آن بر در هفت نوع تقسیم بندی نموده اند : &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;1- دف مربع &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;2- دف مستطیل &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;3- دف مستدیر با حلقه &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;4- دف مستدیر با زنگوله &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;5-دایره زنگی &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;6-دف دورویه &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;7- دف بی پوست همراه با زنگ &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;در بین اعراب واژه ی (دف) به
تمامی انواع بالا بطور عام اطلاق می گردیده ولی به طور خاص این واژه تنها
به دفهای چهار گوش اختصاص داشته است و انواع مدور را بیشتر ( دایره ) می
نامیدند . &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;حضور واژه ( دف) در اشعار روایات و کتابهای آسمانی نشان دهندهی قدمت تاریخی این ساز بوده و پیشینه ی کهن آن را نمایان می سازد . &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;بر آمد خروش از دل زیرو بم&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;فراوان شده شادی ، اندوه کم &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;نشستند خوبان بر بط نواز&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;یکی عود سوز یکی عود ساز &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;سر آینده این سخن ساز کرد&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;دف و چنگ و نی را هم آواز کرد &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;همچنین در روایات آمده است که دف
نخست در شب زفاف سلیمان و بلقیس نواخته شد و نیز گویند بنی اسراییل در
مقابل گوساله طلایی دف می نواختند. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;حسن محشون در کتاب ( نظری بر موسیقی ضربی ایران ) صفحه 16 آورده است : &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;ایرانیان از عصر هخامنشی (550_330ق م) به بعد به طور کلی دو نوع اسباب و آلات موسیقی &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/span&amp;gt;( بزمی و رزمی) داشته اند که در نوبت زدنهای صبح و شام و مواقع ماتم و سوگ و سرور اعیاد و دیگر تشریفات و فتح و&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;جنگ&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;می نواختند.&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;آلات ضربه ای آنها شامل (دهل،کوس، جام، جلجل، تبیره، خرمهره، سنج ، تبل، نقاره، تنبک،و دف و غیره اینها بوده است . &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;کلمات هورات می نویسد&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;پیش
از ظهور اسلام عربهای بادیه نشین شعرو موسیقی داشته اند ولی تشکیل و بسط
آن بر ما مجهول است شاید طرز حرکت شتر هنگام راه رفتن و گذاردن پاهایش با
آن همه نظم بر روی زمین موجد آهنگ ( حدی) گشته است آهنگی که ساربانان
قافله برای راندن و سرگرمی شتران می خواندند ، در آن هنگام ارکستر عربی
فقط از آواز و کف ( دست زدن) و دف تشکیل می شد........) &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;همچنین مولف اغانی نوشته است : (
زن ابراهیم موصلی که شاهک و یا به قولی دوشار نام داشت همراه دف آواز می
خواند و اهل ری بود و به همین سبب مورد علاقه ابراهیم موصلی قرار گرفت.) &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;همچنین گونه هایی از دف در مراکش
و افریقای جنوبی و گونه هایی نیز در بین سرخپوستان آمریکای شمالی در مراسم
مذهبی و نیایشها مورد استفاده قرار می گیرد . در هند نیز فرمی خاصی از دف
رایج است که کشش پوست آن توسط طناب پیچی کنترل می گردد . در مصر شامات و
الجزیره دفهای مربع شکل متداول می باشد . همچنین در ایران در نواحی مختلفی
از این ساز استفاده می گردد چنانکه در سیستان و بلوچستان در مراسم ویژه ای
نظیر گوات دمال و مالد &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/span&amp;gt;( پیر پتر)&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;از این ساز بهره می جویند. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;همچنین در گونه ای از موسیقی محلی
بوشهر به نام ( سبالو) که احتمالا همان جشن مولود نبی_ تولد پیغمبر اسلام
(ص) بوده در فرمی که متاثر از موسیقی عربی و آفریقایی می باشد از دف و
دایره استفاده می گردد. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;در شمال خراسان در&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;قدیم&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;لوطی
ها با دف و دایره به اجرای موسیقی می پرداختند که با انقراض آنها اینک از
این ساز برای همراهی قشمه و کمانچه عاشق ها استفاده می گردد . در بجنورد
نیز از دف و دایره استفاده&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;شده و به نام ( دیزه)
موسوم می باشد. همچنین در استان هرمزگان( بندر عباس ،میناب ،
قشم.........) در مراسم زار و مولود خوانی از 1 تا5 دف و گاه بیشتر از این
نعداد استفاده می گردد . در جزیره قشم دف در همراهی با عود نیز نواخته می
گردد . &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;همچنین در بسیار نقاط دیگر از این مرز و بوم و رسوم محلی و مراسم مذهبی _ عرفانی رد پایی از آن را جست. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;دف و موسیقی عرفانی در میان کردزبانان : &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;( صوت خوش و نغمات لطیف ریسمانی
است که دنیا را به آخرت می پیوندد و شنونده را به سر آن معنی که خبرهایی
از آن نمی شناسد رهنمون می شود ) &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;مقصضود این است که می توان از
ریسمان موسیقی آویخت و خود را از جهان پایین به آسمان برین رسانید و
موسیقی واقعی آن است که شنونده را از خود به فراز آورد نه آنکه او را در
فرود بی خبر کندکه در این صورت نامش ( سهو) به معنی فراموشی و بی خبری است
و یا به تعبیر حافظ ساز و نوای مطرب عشق او را به جایی برده که راه به
بالا دارد . &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;و یا به قول شیخ شیراز&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;: &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;مطرب همین طریق غزل گو نگاه دار&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;کاین ره که بر گرفت به جایی دلالت است &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;در میان اهل کردستان دف و موسیقی عرفانی جایگاهی به بلندی آسمان دارد&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;بدین
معنی که به عنوان همان ریسمان اهل ذکر و سماع را از دنیای درون به عالم
ملکوت به جمع ذاکران معبود می رساند و با نهایت سادگی این ساز نوایی بر
گوش ایشان می رساند که آوای دوستش می نامند. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;خشک چوب و خشک سیم و خشک&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;پوست&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;از کجــا می آیـد&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;این&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;آوای دوست &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;دف نوازان کرد وضو گرفته از ذلال
عشق و روی بر کعبه هو نموده اند الله گویان شبهای جمعه آسمان شهر و روستای
خود را به آسمان ملکوت پیوند می زنند . &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;افسانه ای در میان ایشان رواج
دارد که قدمت ( دف) را به زمان حضرت آدم می رساند بدین مضمون که آنگاه که
هابیل هدیه خویش یعنی بره ی زیبا را جهت قربانی به محل اهداء به خداوند
آورد وقابیل که کشاورز بوده کاه را به عنوان هدیه آورد و خداوند در آن آتش
افروخت و قبول نکرد . قابیل برادر خویش را با سنگی که بر سر وی کوبید کشت
و از کلاغ آموخت که جسد وی را زیر خاک پنهان نماید و آدم صفی الله آن بره
را که خداوند پذیفته بود نگاه داشت و بعد از پرورش کافی قربانی نمود و
پوست آن را به راهنمایی فرشته ای از ملکوت دباغی کرده و بر چوبی گرد کشید
و با آن به مناجات خداوند پرداخت ............... و الله علم . &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;هر چند که شاید این قصه افسانه ای
بیش نباشد اما این ساز همیشه همدم عرفاو اولیاء خدا بوده و همنشینی ایشان
آنچنان محبوبیتی به صدای آن بخشیده که هیچ عارفی بدون ثنا و یاد خیر دف
نبوده است . &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;ای عاشقان&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;، ای عاشقان ، من خاک را گوهر کنم &amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;lt;/span&amp;gt;وی مطربان ،ای مطربان ،دف شما پر زر کنم &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;
&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;
&amp;lt;/span&amp;gt;( مولانا) &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;و به جرات می توان گفت که دف در
میان هیچ طایفه ای به اندازه ی قوم کرد دارای محبوبیت و حرمت نیست و
توانمند ترین اساتید این ساز ( همچون بیژن کامکار ، عندلیبی ها،&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;عرفان به امید حق&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;و
...........) نیز از این دیار برخاسته اند و بهترین ریتمها و به قولی
مقامات اصلی دف همگی از تکایا و خانقاه های کردستان به عرصه موسیقی سنتی
پا نهاده است. &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;چه سماعهاست در جان، چه قرابه هاست ریزان&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;lt;/span&amp;gt;که به گوش می رسد زان ، دف و بربط واغانی &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;چه پر است این گلستان ز دم هزار دستان&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;lt;/span&amp;gt;که زهای هوی مستان تو می از قدح ندانی &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

&amp;lt;p&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;همه شاخه ها شکفته ملکان قدح گرفته&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;lt;/span&amp;gt;همگان ز خویش رفته به شراب آسمانی&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/75920/clubname/melodyclub">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2008-06-28T06:12:48+01:00</dc:date>
        <dc:creator>ناصر شمس الدین</dc:creator>
        <title>تاریخچه گیتار</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/75920/clubname/melodyclub</link>
        <description>&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;گیتار به سازهای گروه &amp;lt;strong&amp;gt;کوردوفن Cordophones&amp;lt;/strong&amp;gt; تعلق دارد ، از این جهت که سیمهای آن در اثر ارتعاش تولید صدا میکنند.&amp;lt;br /&amp;gt;به هر حال گیتاری که به شکل امروزی میبینیم ، نتیجه تکامل آن در طی قرنهاست.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;عده ای بر این عقیده اند
که گیتار از مصر سرچشمه گرفته استو عدهای نیز بر این نظرند که آن از
سیتارای یونانی-آشوری Greek&amp;nbsp; Assyrian Cithara که بوسیله رمیها به اسپانیا
آورده سده گرفته شده است.&amp;lt;br /&amp;gt;اما به نظر می رسد که جد بزرگ تمام سازهایی
که ما به عنوان کوردوفون از آنها یاد کردیم یک کمان موسیقی باشد که تنها
یک سیم ساده به دو سر آن متصل بوده است که با کشیدن و رها کردن سیم صدایی
در کمان ایجاد میشده که این صدا بوسیله یک تقویت کننده صوت که به آن متصل
بوده تقویت میشده است.&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;از آنجائیکه این سیم
تنها یک صدای ساده ایجاد میکرده برای داشتن چندین صدا ابتدا یک سیم دیگر و
سپس چندین سیم به اندازه های کوتاهتر به کمان بسته شده و از این طریق
چندین صدا تولید گردیده.&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;br /&amp;gt;ازدیاد این سیمها و افزوده شدن یک جعبه
تشدید صوت منجر به اختراع چنگ کمانی&amp;nbsp; Harp Arqueeگردید. سپس سازی متشکل از
مجموعه ای از سیمها به نام لیر ظهور کرد که در آن سیمهایی به طول مساوی
کار گذاشته شد.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;یونانیها دو نوع لیر
داشتند ، یکی به نام لیرا و دیگری به نام کیتارا، کیتارا بوسیله رمیها
تغییر شکل یافت و نام گیتار نیز از همین کلمه گرفته شده است . &amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;بعدها رو می ها برای
نخستین بار سازهایی چون سیتارا ، پاندورا Pandora و فیدیکولا Fidicula را
نواختند و از این راه آلات کوردوفن در تمام اروپا رواج یافت.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font size=&amp;quot;4&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;font color=&amp;quot;#ff6699&amp;quot; size=&amp;quot;4&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;در
واقع نخستین گیتارهای واقعی در آغاز دوره رنسانس به ظهور رسید . این گیتار
ها به دلیل داشتن بدنه ای باریک و شکلی مدور متمایز بودند.&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;به تدریج در قرنهای چهارده
و پانزده پسوندهای موریسکا و لاتینا حذف شد و در سراسر اروپا آلات موسیقی
خانواده گیتار با اسمهایی از قبیل : گیتارا ، گیترنه،گیترن Giteren( سازی
سیمی مفتولی و منسوخ شده شبیه به گیتار که به زبان فرانسوی گیترنه و به
زبان اسپانیایی گیتارا گفته می شد.) و شیتارا معین شدند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;در همان زمان گروه زیادی از سازهای خانواده کوردوفن ، با اسمهایی از قبیل: &amp;lt;strong&amp;gt;ویهوئلVihuelaا&amp;lt;/strong&amp;gt; در اسپانیا و &amp;lt;strong&amp;gt;ویولا Viola&amp;lt;/strong&amp;gt; در ایتالیا خوانده می شدند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;بعضی از این سازها با آرشهde arco ، بعضی با مضراب&amp;nbsp; de penolaو بضی دیکر هم با انگشتde mano نواخته می شدند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;از ویهوئلای انگشتی ( ویهوئلا دمانو ) نوعی گیتار پدید آمد.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;درطی قرنهای چهارده و
پانزده در شکل گیتار و ویهوئلا تغییرات قابل توجه ای بوجود آمد به تدریج
در پهلوهای آنها فرورفتگی ایجاد شد و در قرن شانزده هر دو ساز آشکارا شبیه
گیتار شدند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;در قرن شانزده این دو ساز
در اسپانیا بسیار رایج بودند و نوازندگی با انگشت به حدی عمومیت پیدا کرد
که پسوند de mano در این کشور به کلی از اسم این سازها حذف شدند.&amp;lt;br /&amp;gt;از آن پس گیتار بدنه ای بزرگتر و شکلی مدورتر به خود گرفت .&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;در قرن شانزده این دو ساز
در اسپانیا بسیار رایج بودند و نوازندگی با انگشت به حدی عمومیت پیدا کرد
که پسوند de mano در این کشور به کلی از اسم این سازها حذف شدند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;ویوئلا (یعنی نوع اشرافی
گیتار ) در اسپانیا به منزله لوت در سایر نقاط اروپا بود. در طی قرن
شانزده گیتار در دربار فرانسه دوران اوجی را پشت سر گذاشت.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;در آن زمان گیتار چهار کر (&amp;amp;quot; Choeurs این کلمه معادل انگلیسی آن course است&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font color=&amp;quot;#000000&amp;quot; face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;،
در اصل به معنی هم آهنگی و همسرائی است ولی در اینجا به معنی سیم های جفت
که گاهی با اکتاو یکدیگر کوک میشده اند.به این ترتیب مثلاً گیتار پنج کر
دارای ده سیم بود که دوتا دوتا با هم کوک میشدند&amp;amp;quot;.) وجود داشته گر چه در
اوایل قرن هفدهم گیتار چهار کر همراه با ویهوئلا جای خود را به گیتار پنج
کر دادند.&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;ظاهراً در قرن شانزدهم
میلادی بود که گیتار پنج کر در اسپانیا ظهور کرد.در اوایل قرن هفده گیتار
پنج کر در اسپانیا طرفداران زیادی داشت و در کشورهایی چون فرانسه و
ایتالیا نیز رواج یافت.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font color=&amp;quot;#000000&amp;quot; face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;در این
عصر، گیتار در اسپانیا سازی مردمی بود در صورتی که در ایتالیا تا حد بسیار
زیادی یک ساز اشرافی به شمار می آمد.در نیمه قرن هجده هنوز هم گیتار پنج
کر ساخته میشد ولی کمیت آن رو به کاستی میرفت.ضمناً گیتارهای این دوره
اندک تفاوتی با گیتارهای قرن هفده داشتند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;سالهای 1770 و 1780 گیتار
پنج کر جای خود را به گیتار شش کر تغییر داد و در فرانسه و ایتالیا گیتار
با سیمهای ساده جای گیتار با سیمهای جفتی را گرفت .در فاصله سالهای 1770
تا 1850 روی ساختمان آن تجربیات فراوانی به عمل آمدو عاقبت تمام این کارها
منجر به خلق گیتار مدرن گردید.در سال 1780 ،گیتار شش کر به اسپانیا معرفی
گردید و بسیار رواج پیدا کرد.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;اسپانیاییها در فنون ساختن این ساز به طور چشمگیری پیشرفت کردند.&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;بیشتر این نوع گیتارها در
اسپانیا از جنوب گشور آمده بودند.شهر کدیز که در نزدیکی سویا واقع شده
بود، مرکز عمده تولید گیتار محسوب میشد. در ضمن گیتارهای ساخت ای دو شهر
(کدیز و سویا ) بسیار پر نقش و نگار بودند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;پرتغالیها نیز در ساختن گیتارهای شش کر رهروی اسپانیایی ها بودند.&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;اسپانیایی ها مثل پرتغالی ها سالهای زیادی پس از باب شدن گیتار با شش سیم ساده همچنان گیتار شش کر را ترجیح میدادند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;البته این کار ناشی از بی
اطلاعی آنها نبود. در حقیقت مردم این دو کشور کاملاً در جریان تغییر و
تحولات گیتار شش سیم تکی در سایر نقاط اروپا بودند و لیکن اسپانیاییها از
توانایی گیتار شش کر در همراهی آوازهای اندلسیایی و رقصهای آن کاملاً مطلع
بودند و به این خاطر مدتهای مدیدی پس از باب شدن گیتار شش سیم تکی همچنان
از گیتار شش کر استفاده میکردند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font color=&amp;quot;#33ccff&amp;quot; face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font color=&amp;quot;#000000&amp;quot;&amp;gt;اواخر
قرن هجده و اوایل قرن نوزده دورا تحول گیتار محسوب میشود و فرانسویها و
ایتالیایی ها در امر تبدیل گیتار به یک ساز شش سیم ساده و نیز تدوین کوک
مدرنپیشگام بودند&amp;lt;/font&amp;gt;.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;در طی این سالها گیتار با
شش سیم ساده نسبتاً شکل استانداردی پیدا کرد و نیز همراه با رایج شدن
سیمهای تک،خرک گیتار نیز تغییراتی یافت به صورتی که سیمها به آن گره
میخوردند.ترقی چشمگیر گیتار در اوایل قرن نوزده یکی از نمات برجسته تاریخ
آن است&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;گیتارهای ساخت آنتونیو د
تورس خواردوی اسپانیایی (Antonio de Torres Jurdo) 1892-1817شباهتهای کامل
خود را به گیتارهای امروزی نشان میدهند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;تورس مشهور ترین و پیشروترین گیتار ساز جهان به شمار می آید.&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;از تحولات بعدی که در
گیتار بوجود آمد، نایلومی کردن سیمهای گیتار است.نخستین سیمهای نایلونی،
ساخت کارگاه سیم سازی آلبرت آگوستین (Albert Augustine)بود.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;قبل از این سیمهای زیر گیتار همه از جنس روده (زه) و سیمهای باس آن از جنس ابریشم نتابیده بوده که نوار فلزی به دور آن می پیچیدند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;این نوع سیمها اشکالات
قابل ملاحظه ای&amp;nbsp; داشتند. ازجمله اشکالات آنها میتوان به آسانی از کوک خارج
شدن آنها،مقاومت کم و عدم یکنواختی ضخامت آنها بود که ارتعاشهای غلطی را
به دنبال داشت.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;همانطور که معرفی و ساخت
گیتار مدرن را به تورس نسبت میدهند، عامل غنای موسیقایی و فنی این ساز را
نیز عموماً به فرانسیسکو د آسیس تارگا ایکسیا (Francisci de Asis Tarrega
Eixea 1852-1990)نسبت میدهند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;در واقع اسپانیا تنها کشوری بود که پس از رواج یافتن گیتار،مردم آن دیگر هرگز از آن دل نکندند.&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;با اینکه سلیقه اشرافیت اسپانیا دائم در حال تغییر بود ولی مردم عادی برای همراهی رقص و آواز خود کماکان از گیتار بهره می جستند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;در حقیقت اسپانیا کشوری
بود که میتوان گفت گیتار در آن ساز ملی به شمار می رفت و گیتار همچنان به
عنوان یک عنصر اصلی زندگی باقی ماند.&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;دیدرو دالامبر صاحبان
دائره المعارف در سال 1751 که هر دو از ادبا و نویسندگان بزگ فرانسه به
شمار می روند،در دائره المعارف خود در مورد گیتار چنین اظهار داشته اند:&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font color=&amp;quot;#ff0099&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;strong&amp;gt;&amp;amp;quot;صدای
این ساز به حدی دلنشین است که برای تمام لطافتهای آن باید مطلقاً سکت بود
... بایستی با آن تکنوازی یا با صدای سازی از نوع خودش همراهی کرد ...&amp;amp;quot;&amp;lt;/strong&amp;gt;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;br /&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/font&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;font face=&amp;quot;Arial&amp;quot; size=&amp;quot;2&amp;quot;&amp;gt;منبع:هنر مرموز فلامنکو&amp;lt;/font&amp;gt;

</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/75919/clubname/melodyclub">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2008-06-28T06:10:09+01:00</dc:date>
        <dc:creator>ناصر شمس الدین</dc:creator>
        <title>رومبا</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/75919/clubname/melodyclub</link>
        <description>&amp;lt;b&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;color:rgb(128,0,0);font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;ریشه رومبا&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/b&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:arial;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:arial;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;کلمه &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;Rumba&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; &amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;در حقیقت آوایی تقلیدی از یک صدای رعدگونه و غُرّنده است .&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:arial;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;ریشه این دستگاه (&amp;lt;span style=&amp;quot;color:rgb(0,0,128);&amp;quot;&amp;gt; اسپانیایی &amp;ndash; آمریکایی&amp;lt;/span&amp;gt;) است .به رومبای فلامنکو به جهت تفاوتی که با نوع کوبایی اش یعنی رومبای کوبایی &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(Rumba Cubana)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; دارد ، &amp;lt;span style=&amp;quot;color:rgb(0,0,128);&amp;quot;&amp;gt;رومبا خیتانا یا جیتان&amp;lt;/span&amp;gt;ا &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(Rumba Gitana)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; &amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;می گویند .&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:arial;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;دستگاه رومبا حتی تا نیم قرن اخیر ، چندان شناخته شده نبود ، تا اینکه از سال 1940 ، &amp;lt;span style=&amp;quot;color:rgb(0,0,128);&amp;quot;&amp;gt;کولیهای کاتالان&amp;lt;/span&amp;gt;
شروع به توسعه و تکامل این فرم نمودند . امروزه اگرچه رومبا در میان
هواداران فلامنکوی اصیل از جایگاه بالایی برخوردار نیست ، ولی به طور
گسترده ای در همه انواع میهمانیها و جشن های مردم (به عنوان پایه موسیقی
&amp;laquo;پاپ- فلامنکو&amp;raquo;) اجرا می شود و محبوبیت خاصی در بین عامه مردم یافته است .&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:arial;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;دستگاه رومبا ، با اینکه از لحاظ &amp;lt;span style=&amp;quot;color:rgb(0,0,128);&amp;quot;&amp;gt;قدمت و اصالت قابل مقایسه&amp;lt;/span&amp;gt;
با بسیاری از فرمهای اصلی و قدیمی فلامنکو مانند سولئارس ، سگیریاس ،
بولریاس و آلگریاس نیست ، ولی در دنیا به عنوان مظهر فلامنکو در آمده است.&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:arial;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;توریستها
به عنوان موسیقی فلامنکو ، رومبا را می شناسند و نادانسته به یک بخش سطحی
وسبک از این همه عمق و اصالت موسیقی فلامنکو، بسنده می کنند . قطعات رومبا
بسیار ریتمیک و با نشاط هستند و فضای مناسبی جهت رقصیدن به وجود می آورند
، ضمن اینکه همیشه به هنرمندان &amp;lt;span style=&amp;quot;color:rgb(0,0,128);&amp;quot;&amp;gt;اجازه بداهه پردازی &amp;lt;/span&amp;gt;می دهند .&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:arial;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-indent:.25in;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:arial;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;center&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;color:rgb(128,0,0);font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;raquo;&amp;raquo; &amp;lt;b&amp;gt;رقص رومبا&amp;lt;/b&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:arial;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;center&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:arial;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;منشاء
اولیه رومبا از یک رقص کوبایی است . در حوالی سالهای دهه 1940 میلادی ،
هنرمندان فلامنکویی که در تئاترهای فلامنکو و نمایش های واریته به صورت
سیّار و گاهی ثابت به هنرنمایی می پرداختند ، با ایجاد تغییراتی و به صورت
ذوقی ، رومبای کوبایی را به سمت فلامنکو سوق دادند و باب سلیقه مردم کردند
. بدین ترتیب رومبا شناخته شد و بین عامه مردم طرفدار یافت . این هنرمندان
رومبا را با حس وحال شاد و جشنی اجرا می كردند و غالباً بین یک قطعه تانگو
و یک قطعه بولریاس ، قطعه ای از دستگاه رومبا می گنجانیدند .&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:arial;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;زمانی
که هنرمندان فلامنکو از دستگاه رومبا برای ارائه رقص استفاده کردند ، سبک
كولیانه یا جیپسیِ اجرای رومبا بر نوع اندلسی آن برجستگی آشکاری یافت .
سبک جیپسی پر از نیروی زندگی و احساسات و حرکات پرقدرت بود ؛ در حالی که
نوع اندلسی از پونتِئادو &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(Punteado)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;و حرکات هماهنگ و ظریف تشکیل می شد و آرامش و وقار خاصی را القا می کرد .&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;در
همه انواع رومبا دِسپِلانته های فراوان و حرکات پرجنبش شامل چرخش های زیاد
دیده می شود . رومبا فلامنکوی سنتی به عنوان رقصی مخصوص رقاصان زن فلامنکو
&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(Bailaora)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; &amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;شناخته شده است که معمولاً آن را به تنهایی اجرا می کنند .&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-indent:.25in;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;center&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;b&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;color:rgb(128,0,0);font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;raquo;&amp;raquo;آواز در رومبا&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/b&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;رومبا یک&amp;lt;span style=&amp;quot;color:rgb(0,0,128);&amp;quot;&amp;gt; آواز فولکلوریک آمریکای لاتین&amp;lt;/span&amp;gt; نیز می باشد که تحت تاثیر موسیقی فلامنکو قرار گرفته و فلامنکو شده است . آواز این دستگاه به گروه &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;Cantes de ida y Vuelta&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; &amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;تعلق
دارد و با دیگر دستگاههای برآمده از آمریکای لاتین مانند گِئاحیراس ،
میلونگاس ، کلمبیاناس و بیدالیتاس هم گروه است . طرفداران متعصب فلامنکوی
اصیل ، این دستگاه را یک دستگاه فرعی می دانند و به آن چیکو &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(Chico)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; &amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;می گویند .&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;اولین آثار آوازی ضبط و نشر شدة رومبا را از سال 1935 میلادی به بعد می توان یافت که توسط لانینیا دِ لُس پِی نِس &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(La Nina de Peines)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; ، برناردو ال دِ لُس لوبیتوس &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(Bernardo el de Los Lobitos)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; و مانوئل بالِخو &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(Manuel Valljo)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; اجرا شده اند&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;از دیگر خوانندگانی که در این دستگاه به اجرای آثار پرداخته اند می توان به خوزه اورتگا &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(Jose Ortega)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; &amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;، دیِه گو آنتیونِس &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(Diego Antunez)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; و پِه پِه دِ لا ماترونا &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(Pepe de La Matrona)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; اشاره کرد&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;در دهه 1940 ، خوانندگانی مانند ال پِسکایّا &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(El Pescailla)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; و په رِت &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(Peret)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; &amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;که کولیهایی اهل کاتالان بودند ، با اجراهای زیبایشان تاثیر بسزایی در متداول شدن و به روز رسانی رومبا داشتند .&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;color:rgb(0,0,128);font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;مادرید&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt; نیز برای خودش تبدیل به &amp;lt;span style=&amp;quot;color:rgb(0,0,128);&amp;quot;&amp;gt;مرکزی برای سبک رومبا&amp;lt;/span&amp;gt; شد . کانیو روتو &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(Cano Roto)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; &amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;با تاسیس مدرسه رومبا سرآمد همه شد و مانسانیتا &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(Manzanita)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; &amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;با
اجرای قطعات رومبا به شهرت مادرید افزود . دستگاه آوازی رومبا پر از شعر
است که غالبا خواننده آنها را با اشعار دستگاه تانگوس رد و بدل می کند
.کوپلاهای رومبا غالبا از اشعاری با ترکیب چهار جملة هفت یا هشت کلمه ای
به وجود می آیند&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;center&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;b&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;color:rgb(128,0,0);font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;raquo;&amp;raquo;گیتار در رومبا&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/b&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;رومبا
جزء گروه ریتم های 4/2 و 4/4 دستگاههای فلامنکو است و از لحاظ حس و ساختار
و اجرا شبیه به تی ینتوس و تانگوس می باشد که در تنالیته های لامینور&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(Am)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; &amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;، می مینور&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(Em)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; ، لاماژور&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(A)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;nbsp;و گاهی اوقات می ماژور&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(E)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;nbsp;نواخته می شود .&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;البته
گاهی در این دستگاه ، انتقال یا ترانسپوزیشن به سایر تنالیته ها (گامهای
ماژور و مینور و مد فریژین نسبی گام اولیه) دیده می شود . با اینکه در
موسیقی فلامنکو استفاده از مد فریژین (گام های اندلسی) نسبت به گامهای
تنال (ماژور و مینور) رواج بیشتری دارد ، ولی در کلیه دستگاههایی که منشا
آمریکای لاتین دارند یا تحت تاثیر موسیقی آمریکای لاتین واقع شده اند ،
تفوق گامهای تنال مشهود است .&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;رومبا یکی از دستگاهای پرسرعت است و تمپوی آن 200&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; bpa &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;nbsp;می باشد . معمولا در دستگاه رومبا ، نوازنده از تکنیکی به نام رایادو &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(&amp;lt;span style=&amp;quot;color:rgb(0,0,128);&amp;quot;&amp;gt;Rayado&amp;lt;/span&amp;gt;)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; &amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;استفاده می کند . این تکنیک که به طور یکنواختی اجرا می شود ، در حقیقت راخئویی با شدت ضرب کمتر می باشد . را یادو در کوبا به نام &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;Tumbao&amp;amp;quot; &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;amp;quot;معروف بوده ، جزء لاینفک کلیه آهنگهای زیر گروه &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;amp;quot;Son Music&amp;amp;quot;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; است .&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;در رومبای کاتالان تکنیکی به نام &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;amp;quot;&amp;lt;span style=&amp;quot;color:rgb(0,0,128);&amp;quot;&amp;gt;Ventilator guitar&amp;amp;quot;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; &amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;وجود دارد که از ویژگیهای این رومباست و یک نوآوری ریتمیک می باشد که آن را به آنتونیوگونزالز &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(Antonio Gonzolez)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; &amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;معروف به ال پسکایا &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(El Pescailla)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; &amp;lt;span lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;منسوب می کنند .&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-indent:.5in;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;center&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;b&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;color:rgb(128,0,0);font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;raquo;&amp;raquo; کمپاس در رومبا&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/b&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;رومبا سبکی است که تمایل به ساخت ریتم های چندگانه (پلی ریتم) از فرم موسیقی کوبایی در آن دیده می شود و گاهی اوقات با پالماس &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(Palmas)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt; و پرکاشن &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;(Percusion)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;همراهی می شود .&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;ساختار كمپاس رومبا را می توان به سادگی بصورت زیر در نظر گرفت :&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;img alt=&amp;quot;rumba.info.a2.jpg&amp;quot; src=&amp;quot;http://www.flamenconews.ir/images/rumba.info.a2.jpg&amp;quot; border=&amp;quot;0&amp;quot; height=&amp;quot;62&amp;quot; width=&amp;quot;227&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;ولی
همانطور كه گفته شد در بیشتر مواقع كمپاس رومبا بصورت پلی ریتمیك&amp;nbsp; و با
همراهی پالماس و كاخُن اجرا می شود كه در این صورت فرم زیر را می یابد:&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:arial;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:arial;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:arial;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;center&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;b&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;ضربة پا &amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/b&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;b&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;nbsp; (FOOT)&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/b&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;b&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;rtl&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;nbsp;یا پالماس&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/b&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:arial;&amp;quot; lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;ar-sa&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span dir=&amp;quot;ltr&amp;quot; style=&amp;quot;font-size:13pt;&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;img alt=&amp;quot;rumba.info.a3.jpg&amp;quot; src=&amp;quot;http://www.flamenconews.ir/images/rumba.info.a3.jpg&amp;quot; border=&amp;quot;0&amp;quot; height=&amp;quot;90&amp;quot; width=&amp;quot;478&amp;quot; /&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;nbsp;&amp;lt;/p&amp;gt;
&amp;lt;p dir=&amp;quot;rtl&amp;quot; style=&amp;quot;text-align:center;&amp;quot; align=&amp;quot;right&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;span style=&amp;quot;font-size:13pt;font-family:tahoma;&amp;quot; lang=&amp;quot;fa&amp;quot; xml:lang=&amp;quot;fa&amp;quot;&amp;gt;در
این حالت هر میزان از هشت نت تشکیل می شود که این هشت نت به سه گروه دسته
بندی می شوند : دو گروه سه تایی و یک گروه دوتایی که در مقابل ضرب پیوسته
اصلی قرار می گیرند&amp;lt;/span&amp;gt;&amp;lt;/p&amp;gt;

</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/52062/clubname/melodyclub">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2007-06-23T07:29:32+01:00</dc:date>
        <dc:creator>ناصر شمس الدین</dc:creator>
        <title>تاریخچه سنتور</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/52062/clubname/melodyclub</link>
        <description>&amp;lt;P&amp;gt;&amp;lt;STRONG&amp;gt;تاریخچه سنتور&amp;lt;/STRONG&amp;gt; &amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;به طور کلی اولین اثری که از سازهای شبیه سنتور به دست آمده اثری است از حجاری های دوره های آشوریان و بابلیان در 669 قبل از میلاد که نشان می دهد این ساز را به وسیله بند به گردن می آویختند.&amp;lt;BR /&amp;gt;به دلیل قرار داشتن ایران در مسیر جاده ابریشم بین شرق و غرب و تغییر دائمی مرزها در شرایط کشورگشایی ها فرهنگها نیز مرتب دستخوش تحول شده و این تحول آلات موسیقی را بی نصیب نگذاشته است به طوریکه به درستی معلوم نیست سنتور ابتدا در کدام کشور مورد استفاده بوده است ولی مطمئنا ایرانیها قبل ازظهور اسلام با این ساز آشنا بودند و آن را کونار می نامیدند.&amp;lt;BR /&amp;gt;به اتکا قد مت آثار کشف شده گمان این است که این ساز از قلمرو ایران به کشورهای دیگر راه یافته و نامهای مختلفی پیدا کرده است.&amp;lt;SPAN style=&amp;quot;FONT-SIZE:10pt;FONT-FAMILY:Tahoma&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/SPAN&amp;gt;&amp;lt;SPAN lang=&amp;quot;AR-SAdir&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P align=&amp;quot;justify&amp;quot;&amp;gt;سنتور با اندک تفاوتی در شکل ظاهر و با نام های مختلف در شرق و غرب عالم وجود دارد.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P align=&amp;quot;justify&amp;quot;&amp;gt;این ساز را در کشور چین یان کین، در اروپای شرقی دالسی مر، در انگلستان باتر فلای ها، در آلمان و اتریش مک پر،در هندوستان سنتور، در کامبوج فی و در امریکا زیتر می نامند که هر کدام دارای وجه تشابهاتی هستند.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P align=&amp;quot;justify&amp;quot;&amp;gt;ساز سنتور در تعدادی از جمهوری های سابق شوروی مانند ارمنستان و گرجستان نیز رایج هست.&amp;lt;BR /&amp;gt;همچنین سنتورهای عراقی &amp;ndash;هندی- مصری و ترکی که بعضی از آنها حدود 360 سیم دارند.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P align=&amp;quot;justify&amp;quot;&amp;gt;عبدالقادر مراغه ای ساز یاطوفان را معرفی کرد که شبیه سنتور امروزی بود با این تفاوت که برای هر صدا فقط یک تار می بستند و با جابه جایی خرکها آن را کوک می کردند.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P align=&amp;quot;justify&amp;quot;&amp;gt;نام سنتور در اشعار &amp;lt;FONT color=&amp;quot;#009900&amp;quot;&amp;gt;منوچهری&amp;lt;/FONT&amp;gt; نیز آمده است: &amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P align=&amp;quot;center&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;FONT color=&amp;quot;#990000&amp;quot;&amp;gt;کبک ناقوس زن و شارک سنتور زن است&amp;lt;BR /&amp;gt;فاخته نای زن و بربط شده تنبور زنان&amp;lt;/FONT&amp;gt;&amp;lt;/P&amp;gt;&amp;lt;FONT color=&amp;quot;#990000&amp;quot;&amp;gt;
&amp;lt;P align=&amp;quot;justify&amp;quot;&amp;gt;&amp;lt;/FONT&amp;gt;سنتور سازی کاملا ایرانی است که ساخت آن را به ابونصر فارابی نسبت می دهند که مانند بربط، ساز دیگر ایرانی بعدها به خارج برده شد، سنتور سازی جعبه ای به شکل ذوذنقه است که به روی سطح آن دو ردیف خرک تعبیه شده و از زوی هر خرک 4 رشته سیم هم کوک عبور داده شده است.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P align=&amp;quot;justify&amp;quot;&amp;gt;سنتورهای معمولی دارای 9 خرک می باشند و وسعت صدایشان اندکی بیشتر از 3 اکتاو است و نوازنده در اجرای دستگاه های مختلف موسیقی سنتی کوک ساز را تغییر می دهد و یا محل خرک ها را پس و پیش می نماید.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P align=&amp;quot;justify&amp;quot;&amp;gt;سنتور یا شاهان تور از جمله سازهای کاملا شرقی است. شکل سنتور اقتباسی از کشتی است و سیم های آن برگرفته از تور ماهیگیری و صدا، صدای برخورد امواج دریا به صخره هاست.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P align=&amp;quot;justify&amp;quot;&amp;gt;سنتور در زمانهای گذشته به ابعاد مختلف ساخته می شد که تا امروز به شکل های استاندارد سل کوک و لا کوک درآمده است.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P align=&amp;quot;justify&amp;quot;&amp;gt;سنتور در طی سالیان و در پی مهاجرتها و رفت و آمدهای فرهنگی به کشورهای دیگر برده شد .از آن جهت گروهی بر این عقیده اند که سازهایی چون ارگ و پیانو که از نظر صدادهی صدایی چون سنتور دارند الگوهایی کامل شده از این سازسنتی ایرانی هستند و در طی سالیان و قرون متمادی دوره تکامل خود را پیموده و امروزه خود به سازهای مستقلی تبدیل گشته اند اما برخلاف این سازها که در مسیر تکامل گام برداشته بودند.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P align=&amp;quot;justify&amp;quot;&amp;gt;ساز سنتور پیشتر با 12 وتر سیم بم و 12 وتر سیم زیر ساخته می شد و سنتور 12 خرکی نامیده می شد، امروزه سنتور 10 خرک و سنتور 11 خرکی و سنتور لا کوک نیز ساخته می شود.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P align=&amp;quot;justify&amp;quot;&amp;gt;سنتور 11 خرک سنتور چپ کوک نامیده می شود در واقع هر خرکی که به سنتور اضافه می شود صدای ساز یک پرده بم تر می گردد.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P align=&amp;quot;justify&amp;quot;&amp;gt;سنتور 9 خرک رایج ترین نوع سنتور است که سنتور سل کوک نامیده می شود و نت های ردیف براساس آن نوشته شده است در سنتور 9 خرک چنانچه براساسراست کوک تنظةم شود به ترتیب سیم ها از پایین بر مبنای می-فا- سل کوک می شوند و مناسب برای گروهی و ارکستر است.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P align=&amp;quot;justify&amp;quot;&amp;gt;شاز سنتور برای ردیف موسیقی سنتی و نیز برای استفاده در ارکستر دارای نقایصی است که برای رفع آنها چندی است دو نوع سنتور یکی کروماتیک با افزایش 7 خرک به خرکهای معمولی و دیگری سنتور باس با صدای بم ساخته شده است.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P align=&amp;quot;justify&amp;quot;&amp;gt;معادل نصف عمر تمرین سنتور نوازان به کوک کردن آن می گذرد چون ضربه های مداوم مضراب روی سیم ها و تاثیر گذاری رطوبت و حرارت روی چوب و سیم ها کوک را به هم می زند و 72 سیم باید مرتب کوک یا هم خوان شود از این رو سنتور سازی شناخته می شود که در عین زیبایی بسیاری از عوارض طبیعی می وتند روی صدا و کوک ان تاثیر بگذارد و حتی نوازنده های باتجربه را برای یک کوک دلخواه ناکام می گذارد.&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P align=&amp;quot;justify&amp;quot;&amp;gt;نقل شده است که &amp;lt;FONT color=&amp;quot;#009900&amp;quot;&amp;gt;حبیب سماعی&amp;lt;/FONT&amp;gt; نوازنده سرشناس سنتور روزی در مجلسی گفته است که کوک سنتور مرا پیر کرده است.&amp;lt;/P&amp;gt;&amp;lt;/SPAN&amp;gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/47568/clubname/melodyclub">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2007-05-28T12:36:35+01:00</dc:date>
        <dc:creator>ناصر شمس الدین</dc:creator>
        <title>ساختار ویلون</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/47568/clubname/melodyclub</link>
        <description>&amp;lt;OL&amp;gt;
&amp;lt;LI&amp;gt;&amp;lt;STRONG&amp;gt;ویلون&amp;lt;/STRONG&amp;gt;&amp;lt;/LI&amp;gt;&amp;lt;/OL&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;ویلون سازی است که مسلما یکی از زیباترین ساخته دست بشر و یکی از دمدمی مزاج ترین آنهاست. شاید بسیار صعب الوصول بودن آن است که بر اعجازش می افزاید جز برای کسی که برده وار داوطلبانه و از صمیم قلب خود را تسلیم این ساز کند ویولن سر نافرمانی و لجبازی خواهد داشت و نواهای چند گانه و دامنه نامتناهی لطایف خود را دریغ خواهد کرد و شخص می ماند با یکی از آلات دوست داشتنی موسیقی که رنجیده دل است و بلا استفاده.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;هیچ ویولنی مثل ویولن دیگر نیست و هر یک مانند یک وجود بشری ویژه و منحصر به فرد است.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;در نواختن ویولن نوازنده موجودی مستقل است هیچ دست بیگانه ای در ملک طلق او اختیار ندارد و هیچ گوشی جز گوش او زیر و بم صدا را تعیین نخواهد کرد و به محض اینکه آرشه اش ساز را لمس کند چالشی شگفت انگیز آغاز می شود.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;این ارتباط شگفت بین ویولن و نوازنده است که این ساز را منحصر به فرد ساخته.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;نوازنده در این راه هرگز اجازه ندارد که خسته شود گر چه مکن است بارها با ناکامی رو به رو شود ولی هرگز نباید از پا بیافتد.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;وجهه جهانی ویولن را می توان در سازگاری آن با فرهنگهای مختلف دید. &amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;این ساز هیچ محل ثابت و ساکنی به عنوان تکیه گاه ندارد و خود نوازنده نیز چنین وضعی دارد جز در آن نقاطی که پایش زمین را لمس می کند. دستهای نوازنده باید تا حد زیادی انعطاف پذیر و قوی و دارای حالت فنری باشد و همیشه در سطح شانه یا در حدود آن سطح به کار گرفته شوند&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;هر چند ویولن نواختن حرفه بسیار پر زحمتی است ولی خوب ویولن نواختن به هیچ وجه غیر ممکن نیست و در واقع در آموزش دادن فرا گرفتن و تسلط یافتن بر آن رضایتی عمیق و طولانی نهفته است.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;برای دستیابی به نوازندگی بهداشت هم خیلی مهم است: پاکیزگی- برانگیختن جریان خون به کمک اختلاف دما- مالش پوست با دستکش زبر- حرکتهای ورزشی خاص- استراحت متناوب&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;ویولن یک ساز ظریف و فرنگی است و طبق نمونه های که ساخته می شود از 58 قطعه مختلف که به طرز دقیقی با هم جور شده اند و وزن آن در حدود 400 گرم می باشد و ابتدا توسط سازنده ایتالیایی گاسپارو برتولونی اختراع شده است.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;از شاگردان مشهور گاسپارو برتولونی آ آماتی بود که او هم بهترین سازنده ویولن در سطح جهان را پرورش داد یعنی آنتونیو استرادیواریوس.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;تا کنون کسی در جهان پیدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکمیل نماید بلکه قادر نبوده ویولنی بسازد که از حیث زیبایی و صوت بتواند با ویولن های آنتونیو استرادیواریس برابری نماید.جلا و ظاهر خوش ویولن استرادیواریس چیزی در حد کیفیت خورشید که روی پوست ابریشمی تابیده باشد است و هم چنین نرمی و لطافت خاص و منحصر به فرد یا می توان گفت پختگی.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;یکی از کارهای استرادیواریوس ایجاد ویولن کنسرت است که با طنین نیرومند خود در کنسرتها مقام ارجمند دارد و موسیقی بیشتر از این لحاظ مدیون استرادیواریوس می باشد.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;تاکنون متجاوز از سه قرن از اختراع اولین نمونه ویولن توسط گاسپارو برتولونی میگذرد و در این مدت با وجودی که کشفیات جدیدی در علوم فیزیک و شیمی نموده اند نه تنها نتوانسته اند در ساختمان ویولن تغییری بدهند بلکه از رموز کار سازندگان قدیم نیز چیزی درک نکرده اند.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;اجداد ویولن تیر و کمان.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;شکل و ساختار ویولن به مثابه بدن یک مونث است به طوری که خط راست ندارد هر چیزی دارای انحنا است کمری زیبا &amp;ndash;گردن باریک-پشت گرد شده.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;وسیله موسیقی به حد اعلا احساسی و زیبا.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;قسمتهای مختلف ویولن:&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;این ساز دارای چهار سیم است که از بم به زیر به ترتیب سل ر لا می کوک می شود.و به دو طریق اجرا میشود با آرشه و پیسکاتو&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;قسمتهای ساز: 1.تنه 2. دسته 3. خرک و ضمائم.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;1. تنه: جعبه ای که ما بین طبله و زیره و جدارهای طرفی محصور شده است. در روی طبله سیمها-گریف-خرک-سیم گیر-و دو شکاف اف قرار دارد. و صدمه پذیرترین بخش ویولن است.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;2. دسته یا گردن: در واقع دنباله چوب آبنوس تکیه سیم هاست که محل انگشت گذاری نوازنده در بالای آن است. انتهای دسته به جعبه چوبی ختم می شود که سیم ها در درون آن به دور گوشی ها پیچیده میشوند.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;3. خرک: ما بین سیم ها و طبله ویولن قرار گرفته و فشار سیم ها آن را به طور عمودی نگه می دارد. نقش خرک این است که ارتعاش سیم ها را به جعبه ویولن منتقل کند.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;4. سیم گیر: . سیم گیر از آبنوس ساخته می شود و در فاصله اندکی از خرک تا آخر تنه ویولن کشیده شده است در ته سیم گیر تسمه ای از جنس روده است که به دکمه اط که در قسمت پائئن جدار تعبیه شده بند می شود.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;نقش این ساز چه در ارکستر بزرگ چه به طور جمعی و انفرادی آنقدر پر اهمیت است که آن را شاه سازها گفته اند.&amp;lt;/P&amp;gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/47567/clubname/melodyclub">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2007-05-28T12:36:16+01:00</dc:date>
        <dc:creator>ناصر شمس الدین</dc:creator>
        <title>ساختار ویلون</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/47567/clubname/melodyclub</link>
        <description>&amp;lt;OL&amp;gt;
&amp;lt;LI&amp;gt;&amp;lt;STRONG&amp;gt;ویلون&amp;lt;/STRONG&amp;gt;&amp;lt;/LI&amp;gt;&amp;lt;/OL&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;ویلون سازی است که مسلما یکی از زیباترین ساخته دست بشر و یکی از دمدمی مزاج ترین آنهاست. شاید بسیار صعب الوصول بودن آن است که بر اعجازش می افزاید جز برای کسی که برده وار داوطلبانه و از صمیم قلب خود را تسلیم این ساز کند ویولن سر نافرمانی و لجبازی خواهد داشت و نواهای چند گانه و دامنه نامتناهی لطایف خود را دریغ خواهد کرد و شخص می ماند با یکی از آلات دوست داشتنی موسیقی که رنجیده دل است و بلا استفاده.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;هیچ ویولنی مثل ویولن دیگر نیست و هر یک مانند یک وجود بشری ویژه و منحصر به فرد است.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;در نواختن ویولن نوازنده موجودی مستقل است هیچ دست بیگانه ای در ملک طلق او اختیار ندارد و هیچ گوشی جز گوش او زیر و بم صدا را تعیین نخواهد کرد و به محض اینکه آرشه اش ساز را لمس کند چالشی شگفت انگیز آغاز می شود.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;این ارتباط شگفت بین ویولن و نوازنده است که این ساز را منحصر به فرد ساخته.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;نوازنده در این راه هرگز اجازه ندارد که خسته شود گر چه مکن است بارها با ناکامی رو به رو شود ولی هرگز نباید از پا بیافتد.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;وجهه جهانی ویولن را می توان در سازگاری آن با فرهنگهای مختلف دید. &amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;این ساز هیچ محل ثابت و ساکنی به عنوان تکیه گاه ندارد و خود نوازنده نیز چنین وضعی دارد جز در آن نقاطی که پایش زمین را لمس می کند. دستهای نوازنده باید تا حد زیادی انعطاف پذیر و قوی و دارای حالت فنری باشد و همیشه در سطح شانه یا در حدود آن سطح به کار گرفته شوند&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;هر چند ویولن نواختن حرفه بسیار پر زحمتی است ولی خوب ویولن نواختن به هیچ وجه غیر ممکن نیست و در واقع در آموزش دادن فرا گرفتن و تسلط یافتن بر آن رضایتی عمیق و طولانی نهفته است.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;برای دستیابی به نوازندگی بهداشت هم خیلی مهم است: پاکیزگی- برانگیختن جریان خون به کمک اختلاف دما- مالش پوست با دستکش زبر- حرکتهای ورزشی خاص- استراحت متناوب&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;ویولن یک ساز ظریف و فرنگی است و طبق نمونه های که ساخته می شود از 58 قطعه مختلف که به طرز دقیقی با هم جور شده اند و وزن آن در حدود 400 گرم می باشد و ابتدا توسط سازنده ایتالیایی گاسپارو برتولونی اختراع شده است.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;از شاگردان مشهور گاسپارو برتولونی آ آماتی بود که او هم بهترین سازنده ویولن در سطح جهان را پرورش داد یعنی آنتونیو استرادیواریوس.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;تا کنون کسی در جهان پیدا نشده که نه تنها بتواند هنر او را تکمیل نماید بلکه قادر نبوده ویولنی بسازد که از حیث زیبایی و صوت بتواند با ویولن های آنتونیو استرادیواریس برابری نماید.جلا و ظاهر خوش ویولن استرادیواریس چیزی در حد کیفیت خورشید که روی پوست ابریشمی تابیده باشد است و هم چنین نرمی و لطافت خاص و منحصر به فرد یا می توان گفت پختگی.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;یکی از کارهای استرادیواریوس ایجاد ویولن کنسرت است که با طنین نیرومند خود در کنسرتها مقام ارجمند دارد و موسیقی بیشتر از این لحاظ مدیون استرادیواریوس می باشد.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;تاکنون متجاوز از سه قرن از اختراع اولین نمونه ویولن توسط گاسپارو برتولونی میگذرد و در این مدت با وجودی که کشفیات جدیدی در علوم فیزیک و شیمی نموده اند نه تنها نتوانسته اند در ساختمان ویولن تغییری بدهند بلکه از رموز کار سازندگان قدیم نیز چیزی درک نکرده اند.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;اجداد ویولن تیر و کمان.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;شکل و ساختار ویولن به مثابه بدن یک مونث است به طوری که خط راست ندارد هر چیزی دارای انحنا است کمری زیبا &amp;ndash;گردن باریک-پشت گرد شده.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;وسیله موسیقی به حد اعلا احساسی و زیبا.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;قسمتهای مختلف ویولن:&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;این ساز دارای چهار سیم است که از بم به زیر به ترتیب سل ر لا می کوک می شود.و به دو طریق اجرا میشود با آرشه و پیسکاتو&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;قسمتهای ساز: 1.تنه 2. دسته 3. خرک و ضمائم.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;1. تنه: جعبه ای که ما بین طبله و زیره و جدارهای طرفی محصور شده است. در روی طبله سیمها-گریف-خرک-سیم گیر-و دو شکاف اف قرار دارد. و صدمه پذیرترین بخش ویولن است.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;2. دسته یا گردن: در واقع دنباله چوب آبنوس تکیه سیم هاست که محل انگشت گذاری نوازنده در بالای آن است. انتهای دسته به جعبه چوبی ختم می شود که سیم ها در درون آن به دور گوشی ها پیچیده میشوند.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;3. خرک: ما بین سیم ها و طبله ویولن قرار گرفته و فشار سیم ها آن را به طور عمودی نگه می دارد. نقش خرک این است که ارتعاش سیم ها را به جعبه ویولن منتقل کند.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;4. سیم گیر: . سیم گیر از آبنوس ساخته می شود و در فاصله اندکی از خرک تا آخر تنه ویولن کشیده شده است در ته سیم گیر تسمه ای از جنس روده است که به دکمه اط که در قسمت پائئن جدار تعبیه شده بند می شود.&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;نقش این ساز چه در ارکستر بزرگ چه به طور جمعی و انفرادی آنقدر پر اهمیت است که آن را شاه سازها گفته اند.&amp;lt;/P&amp;gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/47566/clubname/melodyclub">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2007-05-28T12:32:27+01:00</dc:date>
        <dc:creator>ناصر شمس الدین</dc:creator>
        <title>تاریخچه ویلون</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/47566/clubname/melodyclub</link>
        <description>&amp;lt;P&amp;gt;&amp;lt;STRONG&amp;gt;تاریخچه ویلون&amp;lt;/STRONG&amp;gt;&amp;lt;/P&amp;gt;
&amp;lt;P&amp;gt;ایده کشیدن آرشه بر یک زه ایی که بر روی یک رزوناتور قرار دارد و بر اثر انعکاس صدا به لرزه در می آید، بسیار قدمت دارد و از همان زمان خانواده زه های سایشی،شامل رشته های فرعی بسیاری بوداند. زه های ویلن دارای صفات صدادار و حالت موسیقی بسیار مخصوصی است و سریع قابل شناسایی است. و ابهامی از نظر شنوایی ندارد.&amp;lt;BR /&amp;gt;ساز &amp;quot; ویل&amp;quot; با چرخ، ویلن نیست. چون، طنین صدای زه ایی که توسط چرخ برانگیخته شده با طنین صدای زه ایی که توسط یک آرشه تهیه شده از موی دم اسب برانگیخته شده، فرق می کند.&amp;lt;BR /&amp;gt;ساز &amp;quot;ویل&amp;quot; یک ویلن نیست چون گوشی ها یا بندهای آن منجر می شود که نت ها به یکدیگر متصل شوند و این یک سبک نواختن مخصوصی است.&amp;lt;BR /&amp;gt;یک ساز آرشه ای که می توان آکورد چهارتایی و سه تایی گرفت نیز ویلن نیست، چون انعکاس صداهای (رزونانس) زه های کناری، زه های دوتایی و آرپز ها (اجرای متوالی نتهای یک آکورد) و ... همانند یکدیگر نیست.&amp;lt;BR /&amp;gt;به طور خلاصه، ویلن توسط سه نکته جدا از هم مشخص می شود: &amp;lt;BR /&amp;gt;_ویلن یک ساز زه ایی است که با آرشه موی دم اسب روی آن کشیده می شود.&amp;lt;BR /&amp;gt;_دارای ظاهری صاف و صیقلی است.&amp;lt;BR /&amp;gt;_زه ها، توسط پنچ نت فاصله دار پی در پی آکورد می شود.&amp;lt;BR /&amp;gt;می توانیم&amp;quot; راواناسترن&amp;quot; یا &amp;quot;هندو&amp;quot; یا ویل دو زه ایی را به عنوان قدیمی ترین خانواده بی واسطه ویلن در نظر بگیریم.&amp;lt;BR /&amp;gt;این ساز درواقع به شرایط توضیح داده شده ، جواب می دهد؛ و طبق گفته افسانه های قدیمی، پنج هزار سال قبل از میلاد مسیح ابداع شده است. هنوز این ساز در چین و ویتنام استفاده می شود. یادآوری می کنیم که&amp;quot; آقای ترن ون&amp;quot; استادانه چیزی را که می توان از یک ساز بدست آورد و به ظاهر مختصر می آید را به ما نشان داد. &amp;quot;تبل&amp;quot; این ساز، از بوست مار تهیه می شد، ورباب عربها از جنس چوب است. ساز رباب در زمان جنگهای صلیبی وارد اروپا گشته است و اسم آن به ربک تغییر کرده و از آن هنوز هم در یوگسلاوی و یونان استفادهایی جاودانه می شود. ربک یک ساز مردم پسندانه بود. در زمان رنسانس ایتالیا این ساز همراه سازهای اشرافی وجود داشت. &amp;lt;BR /&amp;gt;اولین توصیف دقیق در مورد ویلن های فعلی در رساله ایی آمده است: &amp;quot; خلاصه موسیقی صداها آهنگها و آکورد های صدای انسانها، فلوت آلمانی، ویل و ویلن &amp;quot; چاپ شده در &amp;quot;لیون&amp;quot; سال 1556 نویسنده &amp;quot; فیلیبرت جامب دو فر&amp;quot; به ما آموزش می دهد که: ویلن کاملا برعکس ویل است، اول اینکه چهار سیم دارد، زه هایی که با یکدیگر هماهنگ هستند. به شکل یک بدن است، کمی کوچکتر، با صدایی بسیار خشن تر.&amp;lt;BR /&amp;gt;ویلن فعلی ما آیا از نوع فرانسوی است یا ایتالیایی؟ برای اینکه به جواب برسیم ما به دنبال واحدهای کمی که در آن زمان استفاده می شد، گشتیم که طبق بررسیهایمان آنها از ضریب برای ساختن &amp;quot;قالبها&amp;quot; استفاده می کردند. این اندازه ها فاصله بین گیره بالایی و گیره پایینی را نشان می دهد ( طول داخلی بدنه). .بنابراین، برای واحدهای فرانسوی ( بایه 4/32 سانتیمتر) طول خارجی بدنه حدودا 35 سانتیمتر پیدا کرده ایم، در حالی که بازوی کوتاه آن در شمال ایتالیا 49/35 سانتیمترطول بدنه را 35سانتیمتربیدا کرده ایم. چون، ویلن های امروزی به 35 سانتیمترنزدیکترند، ما فکر می کنیم که مدل فرانسوی به دلیل بسیار خوش دست بودنش تحمیل شده است ، و می دانیم که ساخت اولین سازهای زهی &amp;quot; برسیانس&amp;quot; بزرگترین سایز را داشته است.&amp;lt;BR /&amp;gt;در واقع، یک مدرک تصویرشناسی با اهمیت این موضوع را تایید می کند؛ این تصویر معروف سازنده سازهای زهی مردی فرانسوی است به نام &amp;quot; دویفوبروگار&amp;quot; در سال 1562. _ سازیی که مطابق توضیحات گفته شده، یعنی ویلن ایتالیایی، یک نوع آلتوی کوچکی است با کیفیت صدایی گرفته و با آنچه در آن قرن مورد پسندشان بوده، کاملا مطابقت دارد. و هچنین از رنگ هایی که استفاده شده است، دارد. ظاهرنهایی ساز باز هم بستگی به علامت های انکسایی چوب و فراورده هایی که به آن می مالیم، دارد. و این برای اجتناب از رنگهایی است که لکهایی است ورنی های رنگی ایجاد می کند. &amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;quot;راز&amp;quot;ظاهر به خصوص ورنیهای قدیمی را می توان در چند کلمه خلاصه کرد: رنگ زدن چوبهای کهنه شده، آماده سازی سطوح ، چسباندن، علامتهای انکساری فرآورده های استفاده شده. از این گذشته شکل یک شی، ناشی از ابعاد آن است. برای ارزیابی یک شکل، یک سری عملیات فکری انجام می شود، که آن شامل روابط بین ابعاد است. این شکل از دوران باستان، مهندسین معمار و نظریه پردازان و زیبایی شناسان را به تفکر واداشته است. یک مثال ساده، در مورد مربعهای&amp;quot; فیشر&amp;quot; میزنیم. او از اشخاصی می خواست که از بین مستطیلها با اندازه های متفاوت،آن که از همه زیباتر بود، را انتخاب کنند. مستطیل انتخاب شده، اندازه هایی برابر با 21/34 داشت، اگر عمل تقسیم را انجام دهیم، عدد 1،619 بدست می آید، که یک هزارم با عدد طلایی( ...1،618 ) فاصله دارد. متفکران عدد طلایی تقریبا مدت طولانی در شگفت ماندند. همچنین،&amp;quot; دوره&amp;quot; و&amp;quot; لئونارد داوینچی&amp;quot; نیز تحقیقات بسیاری در مورد عدد طلایی انجام داده اند. در واقع، عدد طلایی هیچ چیزمرموزی ندارد. یک قسمت را انتخاب کنیم و آن را به دو قسمت نامساوی با نام تقسیم کنیم، تنها یک نقطه وجود دارد، و بزرگتر از است. &amp;lt;BR /&amp;gt;یک نقطه وجود دارد که رابطه بین و بخش بزرگتر یعنی برابر است با رابطه بین بخش بزرگتر و بخش کوچکتر .&amp;lt;BR /&amp;gt;این موضوع برابر رابطه بین نسبت ها را بیان می کند.&amp;lt;BR /&amp;gt;و معادله رابه توان دو می رسانیم.&amp;lt;BR /&amp;gt;این معادله دو ریشه دارد.&amp;lt;BR /&amp;gt;از نظر زیبایی شناسی معنا و مفهوم عدد طلایی چیز ساده ایی است. تنها قسمت های یک خط صاف است که تمام بخشهای آن با هم رابطه ایی توسط اندازه ها دارند، آن هم عدد طلایی است. اگر عدد طلایی توسط صنعتگران استفاده می شد، امکان نداشت ریاضیات بیشرفت کند. در حقیقت، دست بردن در علم حساب یا هندسه های بسیار ساده، اجازه می دهد که به سادگی به نتیجه مورد نظرمان برسیم.&amp;lt;BR /&amp;gt;1) 1) مجموعه ایی از&amp;quot; فیبناسی&amp;quot;: اعدادی را پشت سر هم بنویسیم که از 1 1 شروع می شود. و هر عدد برابر است با جمع دوعدد قبلی، اعداد بدست آمده مان عبارت است از... 55 34 21 13 8 5 3 2 1 1 رابطه دو عدد پشت سر هم سریعا ما را به عدد طلایی می رساند. مثلا (این عدد طلایی است) 62/1=8: 13 و 6 /1 =5:8 از آن می توان به یک مثلث&amp;quot; فیشر&amp;quot; رسید. &amp;lt;BR /&amp;gt;2) روش مثلث قائم: ما می توانیم توسط یک شکل هندسی بسیار ساده نیز عدد طلایی را بدست آوردیم مثلث قائمی می کشیم که اضلاع آن 1و2 هستند.&amp;lt;BR /&amp;gt;وتر این مثلث قائم است. را امتداد می دهیم (1) و به دست می آید. و را بر تقسیم می کنیم، نتیجه اینکه و حتی امکان اینکه 1 را از روی برداریم وجود دارد، و بدست می آید. را روی ترسیم می کنیم. بدست می آید.&amp;lt;BR /&amp;gt;می توانیم را نیز به عدد طلایی، تقسیم کنیم. یک سری طلایی بدست می آوریم که تمام اجزا آن به یکدیگر توسط موضوع عدد طلایی ربط دارند.&amp;lt;BR /&amp;gt;یک شکل معماری یا چیز دیگری که به کمک اجزا حاضر یک &amp;quot; اوریتمیک&amp;quot; در آمد که از نظر زیبایی شناسی قابل توجه است در اندازه هایی که باید در نظر گرفت یک شاهکار بصری باید یک واحد را نشان دهد. و تمام قسمتهای آن توسط اجزا مشترک به هم مربوط شود. &amp;lt;BR /&amp;gt;3) روش پنچ ضلعی &amp;lt;BR /&amp;gt;یک روش دیگر هندسی برای به دست آوردن عدد طلایی عبارت است از ترسیم یک بنج ضلعی درون یک دایره به صورت محدب. یک ستاره نیز در درون آن کشیده شده است. بررسی خواهیم کرد که رابطه بین یک ضلع پنج ضلعی و ستاره با بنج ضلعی و قسمت محدب قطعا برابر با عدد طلایی است. همان تشابه بین مثلثهای و و... نیز وجود دارد. می توانیم تا بی نهایت پنج ضلعیهای دیگری در درون همدیگر بکشیم؛ تمام اجزا این تصاویر توسط عدد طلایی به هم مرتبط خواهند بود.&amp;lt;BR /&amp;gt;- عدد طلایی و ویلن&amp;lt;BR /&amp;gt;علامت قابل استفاده چنین نمودارهایی برای ویلن چیست؟ تحقیقات در این مورد ما را متقاعد کرده است که شکل ویلن اتفاقی نیست.&amp;lt;BR /&amp;gt;- اول از همه بین دسته و بدنه ویلن رابطه وجود دارد.( شکل 5) نقش روی ویلن توسط سازنده های سازهای زه ایی در قرون کلاسیک تایید شده است.&amp;lt;BR /&amp;gt;- سروحلقه ویلن کاملا در ساختار مستطیل شکلی جای می گیرد.( شکل 6) هر دورحلزونی به قبل و بعد از خود توسط عدد طلایی متصل است.&amp;lt;BR /&amp;gt;- در مورد کاسه ویلن چه مطلبی وجود دارد؟ کافی است که یک سری دایره های هم مرکز کشیده شود، که قطر آنها با عدد طلایی وابسته باشد. ضریب، دایره بزرگ است، که قطر آن برابر با نصف طول کل کاسه است؛ خطوط مماس با این دایره ها تقاطع( فصل مشترک) آنها را با دایره های کناری به شکل یک نقطه مشخص می کند.&amp;lt;BR /&amp;gt;شاهکارهای کلاسیک بسیاری را بدین روش تجزیه کرده ایم؛ خطوط تلاقی شده بسیار بیشتر از آن است که اتفاقی باشند. تمام این مسائل در زمان ساختن ویلن کاملا شناسایی شده است. و تنها مستلزم آشنایی با طرحهای هندسی ساده است. مدلهای شخصیمان را به کمک طرحهای مختلف هندسی کشیده ایم تا بتوانیم از روشهای کلاسیک یا کپی برداشتن از مدلهای معروف استفاده کنیم. روش آخرقابل استفاده ولی بیهوده است. در حالی که روشهای هندسی ترسیمی به ما اجازه می دهد که بتوانیم به روشهای ایجاد مدلها فکر کنیم. .. به طور خلاصه، سعی و تلاش ما برای توضیح شکل ویلن توسط عدد طلایی عاقلانه است و شیوه های ترسیمی که بیشنهاد می کنیم کاملا با سنتی که در زمان دوره رنسانس در صنعت استفاده می شد، مطابقت دارد. نشانه های مختلف دیگر، روش تفکرما را تایید می کند؛ به عنوان مثال نقاشیهای قدیمی ویلن، شامل دایره های هم مرکز هستند. سنتهای گم شده و ترجمه شده به روشهای نادرست، همانند دایره های متراکمی است که توسط نویسندگان مختلف از دوره &amp;quot;باگاتلا&amp;quot; وجود داشته و در یاد ما باقی مانده است ... در اینجا توانستیم تنها با جملات طولانی نتایج این موارد را بگوییم. ما تنها سوالاتی را که در مورد اثر تخصصی شده، به ویزه در مورد &amp;quot; ماتیلا&amp;quot; س. &amp;quot;گیکا&amp;quot; است را منعکس می کنیم. ( گالیمار، باریس،1931، در حال حاضر تجدید چاب شده است.)&amp;lt;BR /&amp;gt;- ساختار ویلن&amp;lt;BR /&amp;gt;برای ما غیر ممکن است که وارد جزییات ساخت یک ساز شویم، البته در مورد آن آثار عالی و خوبی نوشته شده است ، که نام آنها را اعلام می کنیم.&amp;lt;BR /&amp;gt;- &amp;quot;تولبک&amp;quot;: هنر سازنده سازهای زهی، نزد &amp;quot;مرسیه نیور&amp;quot; 1903،( اثری که متاسفانه غیر قابل دسترسی است؛ &amp;quot; تولبک&amp;quot; هم موسیقیدان بود و هم سازنده سازهای زه ایی)&amp;lt;BR /&amp;gt;- &amp;quot;موکل- وینکل&amp;quot;:&amp;quot; دی کست د گیزن بو&amp;quot; نزد &amp;quot;ویگ برلن&amp;quot;1954.&amp;lt;BR /&amp;gt;- وحالا می خواهیم بر چند نکته مهم تاکید کنیم، که مربوط به مصالح و یعضی جزئیات اصلی است.&amp;lt;BR /&amp;gt;- مصالح ساخت ویلن &amp;lt;BR /&amp;gt;ویلن معمولا از چوب درختی به نام &amp;quot;ابیسا&amp;quot; ( وایسته به تیره کاج و صنوبر) و همچنین از چوب درخت افرا درست شده است. چوب درخت&amp;quot; ابیسا&amp;quot; و افرا، انواع گوناگونی دارند. اهمیت این چوبها در این است که بدانیم انتخاب آنها به دلیل خاصیت مکانیکی آنهاست. ( در مقابل تغییر شکل دادن مقاوم هستند.) و خاصیت آکوستیک یا صوتی آنها ( سرعت بالای صدا، زیر و بم کردن صدا، انعطاف پذیری زیاد، تراکم کم و ...) و از نظر بصری ( به ویزه درخت افرا، که موج دار و درخشنده است). ممکن است خاصیت این چوبها، به دلیل طبیعت و موقعیت، ارتفاع، دمای هوا، زمان و بریده شدن وغیره تغییر کند. نمونه ایی که از تنه درخت انتخاب شده، گرفته می شود نیز متغیر است، و بستگی به این دارد که از قسمت نزدیک به زمین بریده شده باشد یا قسمت نزدیک به تاج گل آن ... به طور خلاصه، هیچ دو قطعه چوبی وجود ندارد که دقیقا یکسان باشند، حتی اگر از تنه یک درخت باشند. این نکته بسیار مهم است، چون: &amp;lt;BR /&amp;gt;یا مدل ثابت ویلن را کپی می کنیم و هر دفعه به دلیل تنوع چوب صنوبر و افرا از نظر صدا نیز متغیر می شوند.&amp;lt;BR /&amp;gt;و یا به دنبال آن هستیم که بهترین صدای مشخص شده را به اجرا در بیاوریم؛ و مجبوریم که هر دفعه عناصر را به خاطر همدیگر، و با تنوعی که سازنده دستگاه های زهی به جا می گذارد، بپذیریم. ( کلفتی چوب، شکل قوس آن و ...). این مثال همراه هنر ساخت سازهای زهی است و تا اندازه ایی سازنده آن باید دارای آزمایشات عملی باشد؛ و این موضوع فقط تجربی است. ولی در حال حاضر، روشهای اندازه گیریی وجود دارد که اجازه می دهد با دقت پارامترهای لازم را اندازه گیری کنیم، همچنین روشهای کنترل علمی که در حین کار کردن قابل اجرا می باشند. با توجه به پیچیدگی مشکلات و جستجوهای انجام شده، هنوز هم اولین دوره ویلن علمی شروع نشده است، ولی می توانیم تصمیم به انجام این کار را داشته باشیم، تا اندازه ایی که به خود این سختی را بدهیم که قبل از هر چیز جستجو کنیم، سازها را به روشی منطقی تر بسازیم تا نتایج کاملا هماهنگی در مورد راندمان صدا داشته باشیم. نباید فریب جایگزین شدن احتمالی مواد کلاسیک با محصولات ترکیبی را بخوریم؛ افراد بسیاری به خود اجازه داده اند که مجذوب این ساده انگاری شوند. ویلن در ابعاد و اندازه هایش و شکل خود مطابق با خاصیتهای چوب استفاده شده آماده می شود. اگر می خواهیم ماده دیگری را جایگزین چوب ویلن کنیم و همان نتیجه را دریافت کنیم، بس باید کاملا در مورد ساختن آن ساز نیز تجدید نظر کنیم؛ و شکل ظاهری آن می تواند بدون تغیر باقی بماند. برای کسی که اطلاعات کافی دارد، قابل پیش بینی است که یک ویلن از شیشه یا پشم شیشه لایه لایه شده بازده صدایی مناسبی نخواهد داشت، در حال حاضر قابل حل است. ماده ترکیبی این مزیت را خواهد داشت که همیشه به شکل خود باقی می ماند؛ و بزرگترین مشکل، ساختار مرسوم آن است که درصد کمی برای به موفقیت رسیدن ساز وجود دارد.&amp;lt;BR /&amp;gt;- ساختار&amp;lt;BR /&amp;gt;تخته های باریک چوب افرا را به دور یک قالب قرار می دهند، تا داخل ویلن شکل بگیرد. این چوب افرا، به کمک مغار نجاری کوبیده می شود، به کمک رنده و لیسه برای تراشیدن آن را صاف می کنند و کف آن برجسته می ماند، و بعد روی تخته ها آن را می چسبانند تا به شکل یک جعبه در آید. روی ویلن نیز به همین روش ساخته می شود. روی ویلن نیز به همین روش ساخته می شود؛ آن را به شکل دو می برند و از درون آن را می چسبانند، و یک تنظیم کننده چوبی به نام خرک نیز ساخته و روی ویلن قرار می دهند. بالاخره قسمت روی ویلن آن را به شکل یک جعبه در می آورند. و تنها چیزی که باقی می ماند گنجاندن دسته ویلن است. سیمهای آن را به دو سر ویلن محکم وصل می کنند. سازمان با رنگ سفید آماده است. از نظر زیبایی شناسی، طرح کلی ویلن (آلتو و ویلن) می تواند کاملا توجیه شود. ظاهر ویلن در طول یک مدت، بستگی به مقاومت در مقابل تغییر شکل دادن مصالح استفاده شده، و توزیع کلفتی آن در قسمت رویی ویلن و همچنین به شکل قوسی و وضع کلی دستگاه دارد. برای قوس ویلن، اساتید سازنده ساز، در قرون کلاسیک به زیبایی خمیدگی هایی با زنجیر های کوچک به روش ریاضیات درست می کردند و این روش شناخته شده از راه تجربه در مشاغل بسیاری استفاده می شد.یک کابل به صورت خودکار این شکل را به خود می گرفت، و این در حالی بود که دو سر آن بدون اینکه کشیده شود به دو طرف متصل شده بود.&amp;lt;BR /&amp;gt;برای وضعیت های کلی طرح زیر را در نظر گرفته ایم.( شکل 8)&amp;lt;BR /&amp;gt;زه است.( بالای دسته ویلن جایی است که زه به آن وصل است). نقطه امتداد صفحه رویی ویلن است.( ، ، ، در یک راستا هستند). اگر ارتفاع خرک و قوس زیر آن را تقسیم کنیم، به همان نتیجه ایی دست می یابیم، که ارتفاع تخته و ارتفاع قوس زیر آن است. بنابراین، یک چهارضلعی منظم داریم که در دستگاهمان تعادل ایجاد می کند. در این حالت نمی توانیم چیز بیشتری را بررسی کنیم، ولی واضح است که همه اینها از مشکلات فیزیک بر می خیزد. باید به ساز سفید، رنگ ورنی زده شود. ابتدا برای اینکه به ویلن جذاب بدهد ( چوب سفید خیلی زیبا نیست و زود کثیف می شود) و همان طور که قبلا توضیح داده ایم این مربوط به مشکلات بصری، یعنی شاخصهای انکساری و وضعیت سطح آن است. و در آخر نقش اکسید شده چوب نیز، مطرح است. و در آخر ویلن مجهز به زه می شود؛ خرک ساخته شده از چوب افرا را روی ویلن قرار می دهیم و کمی بشت بایه راست آن را ، یک ساقه چوب صنوبر به شکل تیغه، که نقش کلی و مهمی در آکوستیک دارد، قرار می دهیم. کار ویلن تمام شد؛ برچسب سازنده ویلن را ( یا سازنده معروف دیگری ) را روی آن می چسبانیم و ساز ویلن ما حاضر است، نقش اصلی خود را به عنوان سازنده انواع صداها ایفا می کند.&amp;lt;BR /&amp;gt;- آکوستیک ویلن&amp;lt;BR /&amp;gt;مشکل کاملا بیچیده ایست که باید دو قسمت اصلی را از هم تشخیص بدهیم: یکی &amp;quot; دستگاه&amp;quot;، مولد علامتهای فیزیک و دیگری ادراک و ادغام این علامتها توسط انسان.&amp;lt;BR /&amp;gt;- طرز کار ویلن&amp;lt;BR /&amp;gt;تمام سازهای موسیقی در بردارنده یک محرک و یک سری پیچیده از رزوناتور هستند. محرکهای یک ساز آرشه ایی از یک سیستم آرشه- سیم تشکیل شده اند؛ رزوناتور به کل جعبه ساز گفته می شود.&amp;lt;BR /&amp;gt;- سیمها&amp;lt;BR /&amp;gt;یک زه سایشی توسط آرشه، به روشهای گوناگون به لرزه در می آید که از نظر ما هیچ فرقی با هم ندارند. &amp;lt;BR /&amp;gt;ارتعاش های عرضی: کاملا شناخته شده است. &amp;quot; شارون&amp;quot; چندی بیش نشان داد که یک سیم برانگیخته شده توسط یک آرشه، نوسانی آرام شبیه به دندانه اره ایجاد می کند.( که شامل یک سری هارمونی های قوی ومنظم است). &amp;lt;BR /&amp;gt;فرکانس اصلی توسط فرمول زه ها مشخص شده است. &amp;lt;BR /&amp;gt;اگر سرعت صدا در ساز است، یا طول، کشش کلی، جرم ( وزن برحسب گرم بر سانتیمتر روی زه).&amp;lt;BR /&amp;gt;ارتعاش های طولی: زه ایی که از عرض می لرزد، مرتبا کوتاه و بلند می شود؛ و لرزش طولی را بر می انگیزد، به گونه ایی که فرکانس اصلی( بسیار زیرتر از لرزشهای عرضی ) توسط فرمول زیر مشخص شود.&amp;lt;BR /&amp;gt;ضریب کشسانی است و چگالی. لرزشهای پیچشی: بسیار شدید تر از لرزشهای عرضی است. به راحتی نشلن داده می شود که در نتیجه سایش آرشه زه ها با حالت پیچ خوردگی می لرزند. این فرکانس توسط فرمول زیر نوشته می شود.&amp;lt;BR /&amp;gt;ضریب انعطاف پذیری است. ارتعاش های اکتاو: نقطه تثبیت زه تحت تاثیر کشش دوره ایی و منظم فرکانس دوبل ارتعاش عرضی است؛ تنها کافی است که انتهای زه را در مرکز یک برده برای شنیدن اکتاو، محکم کنیم.&amp;lt;BR /&amp;gt;این چهار شیوه ارتعاش مطمئنا همراه با هارمونی های مورد نظر هستند. برای ساده تر کردن مسائل اصلی یک سیستم هماهنگ کننده، به فرکانس و نظم وسعت نسبی می دهند.( شکل 9). بنابراین طیف کلی زه مجزا رابه دست خواهیم آورد. حالت با 200 هرتز را در نظر بگیریم. ( شکل 9 ) طبق پارامترهای گفته شده توسط فرمول های بالا. می توان گفت طیفها تغییر می کنند، البته بر اساس مصالح به کار رفته، و اینگونه توضیح می دهیم که زه های مصالح مختلف ولی اساسی &amp;quot;طنین&amp;quot; مختلفی دارند چون و و مداخله مستقیمی در فرمول ارتعاش عرضی ندارند.&amp;lt;BR /&amp;gt;- بدنه ویلن&amp;lt;BR /&amp;gt;از چند قسمت جفت شده به هم تشکیل شده است، و دارای خاصیتهای ویزه ایی است. همان طور که زه ها، دارای اندازه های مختلف، ضریب کشسانی، ضریب انعطاف پذیری، چگالی، استهلاک می باشد. با کشیدن آرشه بر روی قسمتهای بخصوصی از سیم، می توانیم فرکانس هایی مربوطه را به وجود آوریم. ویلن تشکیل شده است از زه، طول زه گوشی، دسته، سر و روی آن ودرون آن... تمام این اجزا با اشاره آرشه به نقطه ایی از سیم کافی است تا آن را برانگیزد.( بین خرک و دسته) پس بنابراین صدای مختلط شنیده می شود که تمام فرکانسهای بالا را دربر دارد (روش تجزیه ایی که قبلا در موردش صحبت شد، گره فرکانس ویلن را به وجود می آورد) و(شکل 9) نشان دهنده کلی این گره فرکانس در شرایط بخصوص می باشد. باید کاهش قابل ملاحظه صدا را در نظر گرفت. اگر در کل مصالح کم استفاده شود. ( چیزی که از راه تجربه به دست می آید یعنی آغشته کردن ویلن به روغن مشخص شده). گره فرکانس صدا بسیار صاف تر می شود. (شکل 9)؛ بیوسته از کیفیت سطح روی ویلن کاسته می شود. در اینجا مستقیما به مشکل ورنی مالیدن روی ویلن برخورد می کنیم مشکلی که قبلا در موردش اشتباهات زیادی کرده ایم. چسباندن و ورنی مالیدن، چگالی مصالح را کم یا زیاد می کند و عدم تجانس، ضریب کشسانی و انعطاف پذیری آن را تغییر می دهیم.اگر ورنی خشک شود، تمام این مسائل عوض می شود؛ اگر آهسته خشک شود، تغییرات ان در زمان تدریجی است؛ اگر زیاد وارد چوب ساز شود و یا اگر کلفت باشد، چگالی آن می تواند به روش قابل توجه تغییر کند .. تمام اینها به روشی منطقی، آزمایشات فراوان و متناقض در مورد ورنی که تنها با یک بارامتر مورد توجهمان بود را توضیح می دهد. راز ورنی تنها در اندازه آن است وتنها ندانستن آن برایمان مشکل ایجاد می کند.&amp;lt;BR /&amp;gt;- صدای ویلن&amp;lt;BR /&amp;gt;صدای ویلن تنها نتیجه برخورد آرشه و سیم که حالت برانگیختگی دارد با کمک گره فرکانس صدای ساز است، که باید به محل قرارگرفتن آرشه نیز توجه کرد. طیف کلی برانگیختگی صدا (شکل 9) گره فرکانس صدا ( 9) را روی همدیگر قرار می دهیم. و بررسی می کنیم که ارتعاشات پیچخورده و ارتعاشات عرضی همزمان با یک &amp;quot;گودی&amp;quot; گره فرکانس هستند؛ بنابراین دامنه آنها در طیف ایجاد شده ضعیف خواهد بود.( شکل 9) لرزش اکتاو، در عوض، بر روی نقطه ایی از گره فرکانس می افتد؛ این لرزش به سختی توسط رزونانس تقویت خواهد شد. و این در مورد لرزشهای طولی نیز صدق می کند. از طرفی دیگر آرشه، باعث می شود که در طیف هر زه یک گودی به وجود آورد؛ که این گودی توسط رزونانس گره فرکانس جبران شود، بنابراین مکانیزم آن مشخص است؛ ولی نباید در مورد سادگی این پدیده واقعی اشتباه کرد. در واقع، ما تمام روشهای اساسی و مختلف لرزشها را در نظر گرفته ایم، و اثرات آرشه، بسیار پیچیده است.. در حال حاضر نشان دادن این که پیدایش &amp;quot; طنین صدا&amp;quot; در ویلن هیچ رازی دربرندارد، مهم است.&amp;lt;BR /&amp;gt;- کیفیت صدای ویلن&amp;lt;BR /&amp;gt;مطلبی که ملاحظه شد به صدای اصلی و کلی ویلن مربوط می شود. کلمه &amp;quot; کیفیت صدا&amp;quot; مستلزم معرفی کردن شنونده ایی است که دارای عقیده و نظر با ارزشی در مورد چیزی که می شنود باشد. بنابراین این نظریه بسیار به لرزش صدا ، و به مفهوم حقیقی بیرون از ساز بستگی دارد، که ما در جلسه &amp;quot;گام&amp;quot; با معرفی آزمایشات مختلفی، سعی کردیم این نقش را نشان دهیم؛ و این هم از نتایجی که بدست آمده:&amp;lt;BR /&amp;gt;- سیستم شنیداری شنونده: یک شنونده معمولی، نظر و عقیده ایی دارد که وابسته به توصیف سیستم صدای شنیداری است. و این مسئله اول از همه گوش شخص را به عنوان آناتومی و فیزیولوزیی او در نظر می گیرد. گوش انسان از خیلی وقت بیش مورد مطالعه بوده است؛ و امروزه روشهایی برای بالا بردن خاصیتهای گوش وجود دارد. می دانیم که اختلاف شنوایی شخصی با شخص دیگر می تواند بسیار متفاوت باشد. ما گوش را همانند یک میکروفون در نظر می گیریم. طبیعت، این میکرفون ها را استاندارد نکرده است؛ تمام موقعیتهای ممکن &amp;quot; انحنایی صدا&amp;quot; را می توان پیدا کرد؛ هر فردی می تواند 20000 هرتز صدا را دریافت کند، بعضی بالاتر از5000 هرتز را نمی شنوند و بعضی دیگر تنها دارای یک شنوایی بسیار گذرا و کم هستند. افرادی که درک شنوایی ندارند، به این شکل آفریده شده اند و حتی تصور نمی کنند که بتوانند به روش دیگری نیز بشنوند؛ واضح است که &amp;quot;شنوایی گذرایی&amp;quot; گوش به روشی فوق العاده، مشروط بر عقیده و نظراست. &amp;lt;BR /&amp;gt;شنونده ایی که بالاتر از 5000 هرتز را نمی شنوند به صدای ویلن منتشر شده هارمونی زیادی که بین 5000 و 15000 هرتز است، می دهند، نظری که بسیار متفاوت با کسی است که شنوایی بیشتری نسبت به آن شخص دارد. بالا رفتن سن در یک شخص، شنوایی او نیز تغییر می کند و این موضوع حساس بودن شنوایی را نشان می دهد. حساس بودن به فرکانس های زیر به تدریج کم می شود. اگر کسی صداهای بالاتر از 5000 هرتز را نشنود، مانع از گوش دادن و اهمیت دادن به موسیقی نمی شود چون نوتهای نهایی پیانو تا حدود 4000 هرتز متوقف می شود. ولی مسلما طنین صدایدریافت شده و تشخیص داده شده حالت، کاملا متفاوت است. &amp;lt;BR /&amp;gt;ولی این تمام مطلب نیست. آزمایشات نشان می دهد که قضاوت ما اول مربوط به نقش محتوای ذهن موسیقی ماست.(نقش صدای اطرافمان که از بدو به دنیا آمدن به آن وابسته هستیم). برای قضاوت کردن، باید معیاری برای رجوع به آن داشته باشیم؛ بنابراین این مسئله دقیقا به محتوای ذهن ما بر می گردد. به طورخلاصه، می توان گفت که سیستم شنوایی ما مشروط بر قضاوت ما نسبت به کیفیت ویلن است... ولی برای شنونده، این قضاوتها باز بستگی به تغییرات دیگری هم دارد. در این مورد توضیحاتی می دهیم.&amp;lt;BR /&amp;gt;- سالن: سالن نقشی مشخص شده دارد. ما صدای ویلن را در یک سالن عاری از انعکاس ضبط کرده ایم، سپس در مکانی همانند آزمایشگاه، و در آخر به محل معمولی برده ایم. شنیدن بی در بی سه مرحله ضبط بسیار بر معنی است؛ در اولین مرحله، قضاوت در مورد آن بسیار نامساعد است، ساز بسیار خشک و مرده به نظر می رسد؛ صداهای سایشی به گوشمان می رسد و صدا به نظر ما زیر می آید. در محلی که منعکس کننده صدا باشد، همراه با دو یا سه &amp;quot;رزونانس&amp;quot; بسیار محسوس موجود در سالن، صداها بسیار درهم و برهم به نظر می رسد؛ هجوم صداها بسیار گنگ است؛ احساس می کنیم که ویلن زیر آرشه متناسب نیست و نمی تواند مسلط بر صدا باشد. ولی در عوض در مکانی معمولی، صداها از همه نظر مطلوب هستند؛ احساس می کنیم که این صداها از همان ساز قبلی نیست. در واقع، تجزیه هایی که انجام داده ایم طیفهای بسیار متفاوت و قابل ملاحظه ایی را نشان می دهند.&amp;lt;BR /&amp;gt;باید آزمایش با اهمیت دیگری را نیز اضافه کرد، که ما با همان ساز در محل منعکس کننده صدای دیگری انجام داده ایم. صدا را اول از همه با قرار دادن میکرفن کنار گوش ضبط می کنیم.( آنچه را که نوازنده ویلن می شنود را ضبط می کنیم) سپس میکرفن را در محلی معمولی یعنی جایی که شنونده وجود دارد قرار می دهیم. مقایسه پی در پی این دو نمونه صدا تفاوتی قابل ملاحظه نشان می دهد. در موقعیت اول ، صدا دارای انعکاسی کم ولی لازم برای جذاب کردن صدا وجود دارد؛ همه چیز به نظر عالی می آید. ولی در مکانی که شنونده نشسته است به نظر درهم می آید،و بدترین کیفیت صدا را دارد.&amp;lt;BR /&amp;gt;بنابراین نوازنده ویلن و شنونده صدایی کاملا یکسان نمی شنوند. نوازنده ویلن بر اساس آنچه که می شنود تنظیماتش را انجام می دهد. پس نباید به خاطر اختلاف نظر بین نوازنده و شنونده تعجب کرد. ناکامی های بسیار ناشی از قدرناشناسی این اعمال است؛ مشخص کننده های اکوستیک یک سالن و موقعیت قرار دادن گوش انسان می تواند کیفیت صدای ویلن را تغییر دهد.&amp;lt;BR /&amp;gt;- نوازنده ویلن: نوازنده می تواند صدای ساز را به بهتریا بدتر شدن تبدیل کند. وقتی که مشغول نواختن می شود، سیستم شنوایی، اناتومی، سیستم عصبی، کشش شروط اولیه موسیقی است که سبک نواختن را تعیین می کند. آزمایش نشان می دهد که سبک، یک عنصر بسیار مهم در ارزیابی صوتی ویلن است. بنابراین لازم است که، اگر می خواهیم دو ساز را با هم مقایسه کنیم، تنها گامها یا فرمولهای تحلیل شده علامات موسیقی را بنوازیم. &amp;lt;BR /&amp;gt;- فرمول بدته ویلن:&amp;quot; مرسن&amp;quot; قبلا خاطر نشان کرده بود که شکل بدنه یک ساز در درجه دوم اهمیت است. یک ویلن ذوزنقه ایی شکل که توسط &amp;quot;ساوار&amp;quot; در سال 1818 درست شده بود را در حین نواختن نشان دادیم. &amp;quot;ساوار&amp;quot; شیفته و مجذوب ساز بود؛ او اولین شخص با تجربه و جدی در کار ساختن سازهای زهی بود. او ویلن هایی به شکل ذوزنقه و با سطحی صاف ساخت؛ دسته آن وسط ساز چسبانده می شد. او گزارشی طولانی در مورد این سوال نوشت و ساز را از نظر شنوایی در جلسه آکادمی علوم و هنرهای زیبا مورد ارزیابی قرار داد.(1819) این ویلن کاملا قابل مقایسه با ویلن کلاسیکی بود که یک نوازنده ماهر ویلن بنابه درخواست و برای آزمایش می نواخت. آزمایشاتی که مجددا انجام گرفت، قضاوت هیئت داوران را تایید کرد؛ و این آزمایش بسیار مهم بود چون عقاید &amp;quot;مرسن&amp;quot; را ثابت کرد.&amp;lt;BR /&amp;gt;- ورنی: از یک قرن پیش، نوشته های بسیاری در مورد ورنی منتشر شده است. ما با ویلن سفید ها نواختیم، از نظر شنوایی هیچ کس نمی گفت که ویلن ورنی ندارد. ورنی قابل تعریف است، و در بعضی مواقع، کاهش صدای سیستم برتنظیم گره فرکانس اثر می گذارد. &amp;lt;BR /&amp;gt;- جزئیات ساختار: برای نشان دادن اهمیت بعضی جزئیات ساختاری، ما از یک گیره لباس ساده استفاده کرده ایم، و آن را به روش های متنوع روی خرک از پهلو یا به حالت عمودی وصل کرده ایم. هر کسی می تواند به راحتی بررسی کند که، طنین و بلندی صدا به طور نامحدودی تغییر می کند.ما می توانیم صداهایی را که می خواهیم، از بیواک و انفجاری تا غنه ایی ( تودماغی) و.... تقلید کنیم. بنابراین، تنظیم بودن خرک در ویلن نقش قابل ملاحظه ایی دارد.&amp;lt;BR /&amp;gt;- زه ها: در نوع سیم &amp;quot;ر&amp;quot; ویلن وجود دارد که یکی از روده حیوانات است و دیگری از تنیدن آلومینیم درست شده است. فرق بین این دو سیم بسیار زیاد است؛ می بینیم که چقدر با پیشرفت ریسندگی زه ها، صدای ویلن از قبل تغییر کرده است.&amp;lt;BR /&amp;gt;- می توانیم عوامل مهم دیگری را نیز نقل کنیم، به عنوان مثال رطوبت، سرما و... &amp;lt;BR /&amp;gt;- نتیجه&amp;lt;BR /&amp;gt;بعد از کمی تاخت و تاز در حوزه تاریخ زیبایی شناسی و ساختار، سعی کردیم نشان دهیم ویلنی را که همانند دستگاه سازنده صداهای موسیقی در نظر گرفته ایم، چیست. ما در پیچیده بودن بسیاری از پدیدهای فیزیکی و روان شناسی و فیزیولوزی پافشاری کرده بودیم. در نتیجه، امکان ندارد که بتوان &amp;quot; کیفیت صدای&amp;quot; ویلن را به کمک یک عدد تک تعریف کرد. همان طور که سعی کردیم،در پاریس سال 1909 ،هنگام مسابقه بهترین کیفیت صدای ویلن، این کار را بکنیم، گردانندگان برنامه امیدوار بودند که بتوانند به دعوای بین قدیمی ها و مدرن ها خاتمه دهند؛ البته هر دفعه پیروزی با سازهای مدرن است. در این مسابقه ها پیچیدگی مشکلات آشکار شد و طبق افسانه ها و پیش داوری ها در مورد آنها، قضاوت شد. می توانستیم این آزمایشات را دوباره در بهترین شرایط از سر بگیریم، چون از آن موقع تا امروز، اکوستیک و شنوایی پیشرفت بسیاری کرده است؛ علاوه برآن ما در حال حاضر، روشها و لوازمی در اختیار داریم که به ما اجازه می دهند نظریه هایمان را بر طبق مدارک واقعی، بنا کنیم. &amp;lt;BR /&amp;gt;پایان &amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;BR /&amp;gt;با تشكر از : شمیم_آزاده راسخیان&amp;lt;BR /&amp;gt;&amp;lt;/P&amp;gt;</description>
    </item>
</rdf:RDF>

