<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rdf:RDF
    xmlns="http://purl.org/rss/1.0/"
    xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
    xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
    xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
    <channel rdf:about="http://designingbycad.cloob.com">
        <title>مقالات کلوب طراحی و نقشه كشی با اتوكد</title>
        <description></description>
        <link></link>
       <dc:date>2012-05-28T12:05:40+01:00</dc:date>
        <items>
            <rdf:Seq>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/123/clubname/designingbycad"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/122/clubname/designingbycad"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/121/clubname/designingbycad"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/118/clubname/designingbycad"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/117/clubname/designingbycad"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/116/clubname/designingbycad"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/114/clubname/designingbycad"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/112/clubname/designingbycad"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/109/clubname/designingbycad"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/108/clubname/designingbycad"/>
            </rdf:Seq>
        </items>
    </channel>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/123/clubname/designingbycad">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2006-02-21T05:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:creator>آ آذر نژاد</dc:creator>
        <title>دیدگاه های خالق هنر و مخاطب هنر</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/123/clubname/designingbycad</link>
        <description>&amp;lt;br /&amp;gt;
بنام خدا&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
دیدگاه های خالق هنر و مخاطب هنر&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
پرداختن به دیدگاه خالق اثر هنری ، كاری بس مشكل است. مشكل است چرا كه ممكن است ملاحظات مربوط به این دیدگاه با شرایط عینی خلق اثر هنری در هم آمیخته شود. پس بهتر است بگوییم كه اهداف این قلم به كم و كیف چگونگی آفرینش رمز و رازهای ، مؤثر افتادن و ماندگار شدن یك اثر هنری مربوط نمی شود.&amp;lt;br /&amp;gt;
برای رهایی از مشكل مذكور و بجای پرداختن به خصوصیات خالق هنر ، موجه تر است كه به تاثیرات مخلوق هنر بپردازیم و به نوعی مواجه ی رویاروی با اثر هنری دست یازیم. به همین علت شاید مناسبتر باشد كه از دیدگاه مخاطب هنر به تاثیر هنر نظر افكنیم.&amp;lt;br /&amp;gt;
اگر ما در مقابل اثری ، فرق نمیكند ، نوایی ، فضایی ، كلامی و یا نقشی قرار گرفتیم و با لحظه پیشمان تفاوت یافتیم ، بین اثر هنری و مخاطب رابطه بر قرار شده است . طیف این اثر میتواند از تغییر اندك ، تا دگرگون شدن آدمی را در بر گیرد و بدین ترتیب درجه تاثیر گذاری و بالنتیجه هنری بودن اثر ، معلومتر و معلومتر خواهد شد.&amp;lt;br /&amp;gt;
در اینجا تاثیرات عوارض ، زمان و مكان آفرینش اثر هنری نیست كه آدمی را منقلب میسازد ، چیزی است فراتر از &amp;quot; خوش آمدن &amp;quot; و یا &amp;quot; بد آمدن &amp;quot; كه عكس العملی است به خصوصیات ظاهری اثر و چیزهایی از این قبیل ، چیزی كه فراتر از دانش مورخ هنری میرود.&amp;lt;br /&amp;gt;
بدین ترتیب قدرت خلق اثری با جاذبه های هنری در شرایط مذكور ، كه در اكثر مواقع بنا به گفته هنرمندان ، شرایطی است نامطلوب ، مسلما كاری بس دشوار است و موفقیت در آن جای تحسین فراوان دارد.&amp;lt;br /&amp;gt;
متشكرم</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/122/clubname/designingbycad">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2006-02-21T05:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:creator>آ آذر نژاد</dc:creator>
        <title>آثار ماندگار</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/122/clubname/designingbycad</link>
        <description>&amp;lt;br /&amp;gt;
بنام خدا&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
آثار ماندگار&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
به اعتبار آثار ماندگار ، آنها كه قرنها تاریخ را پشت سر گذارده اند و همچنان تر و تازه مانده اند ، به اعتبار آثاری كه در زمانی خلق شدند ، مقبولیت نیافتند و بعد ها مخاطبان فراوانی پیدا كردند و به اعتبار آثاری كه در سپیده دم طلوعشان پر فروغ نمودند و لحظه ای پس از طلوع غروب كردند ، چنین به نظر میرسد كه آثار هنری بی زمان خلق شده اند و همچنان از گذشته تا امروز تر وتازه مانده اند و در آینده نیز مؤثر و حاظر خواهند بود.&amp;lt;br /&amp;gt;
هر چه از لحظه آفرینش این آثار بیشتر گذشته باشد و آنها تازه تر نمایند ، درجه هنری آنها بالاتر و والاتر خواهد بود. خالق در مخلوق خود و مخاطب خود جاودانه میشود.&amp;lt;br /&amp;gt;
اگر مخاطب پس از مواجه با اثرهنری ، دو ویژه گی دایمی لحظات جاری حیات ، زمان و مكان را به كناری نهاد و فارغ از این دو شد و توانست به ویژه گی ها و مفاهیم و احساس های دیگری دست یابد ، اثر مؤثرافتاده و ماندگارشده و در ورای زمان و مكان ، حیاتی جاری و دائم خواهد یافت.&amp;lt;br /&amp;gt;
آنچه در آثار ماندگار یافت میشود ، فارع از بحث های سبك شناسی ، &amp;quot; كه به عوارض ثانوی و ثالث اثرمیپردازد&amp;quot; ، همه و همه با بخشهایی از هستی سر و كار دارند كه ازلی ابدی هستند. بجای پرداختن به نیازهای &amp;quot; آنی و میرا &amp;quot; ی آدمی ، به نیازهای &amp;quot; آتی و مانا &amp;quot; ی او پرداخته اند . و این همه نه با تاكید و اصرار بوده و نه با برنامه قبلی ، بلكه چیزی از درون و برون ، هنرمند را به این مسیر هدایت كرده است . چیزی كه نمیدانیم چیست و نمیدانیم چگونه در اثر هنری تجلی می یابد.&amp;lt;br /&amp;gt;
خالق هنر ، بی آنكه از پیش ، قالب و محتوای اثر خود را گزیده باشد ، در لحظه خلق ، علاوه بر دانش خود ، چیزهای دیگری را كه نمی داند و نمیدانیم ، در هم می آمیزد و خود را آماده محمل چنین آفرینشی قرار میدهد و اثری می آفریند جاودانه و ماندگار.&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/121/clubname/designingbycad">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2006-02-21T05:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:creator>آ آذر نژاد</dc:creator>
        <title>تكنیك درمعماری</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/121/clubname/designingbycad</link>
        <description>&amp;lt;br /&amp;gt;
بنام خدا &amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
تكنیك درمعماری&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
تكنیك به خودی خود و بطور قطع به خلق یك بنای زیبا نمی انجامد ، اما چارچوبی ایجاد میكند كه خود بنیانی بدست میدهد ، دارای وحدتی ارگانیك ، كه تخیل معمار میتواند با آن كارها كند و در عین حال در گنجینه ای از الهامهای هنری طبیعت را به روی او می گشاید و اصلی راهنما در اختیار او میگذارد كه به مدد آن هر گز ممكن نیست كارش یكسره ، ریاكارانه و ناساز یا فاقد مایه اصلی معقولی باشد و ظرافتها و هارمونیهایی كه اوج میگیرند و در هم می آمیزند ، فرودهای مكرر و زیر و بمها ، دیگر بستگی به طبیعت خود او ، حساسیتها و توانایی های معمار دارند .&amp;lt;br /&amp;gt;
اگر معمار آنگونه است كه باید باشد ، با تكنیك آماده خود و با وجدان تمام برای مشتری كار میكند ، شخصیت مشتری خود و سلایق او را به شكلی آرمانی عرضه میكند و كاری میكند كه احساس كند بنا ، خانه اوست و واقعا هم هست . به حدی كه بتواند از ته دل بگوید ، خانه خود را به تمام خانه هایی كه تا بحال دیده است ترجیح میدهد.&amp;lt;br /&amp;gt;
و در نهایت اینكه یك معمار نمی تواند جزئیات مهم و تعیین كننده مفهوم ذهنی خود را بر عهده دستیاران خود بگذارد. هر قدر هم كه این دستیاران همدل و توانا باشند ، باز هم معمار فقط میتواند همان قدر ملاحظه آنان را بكند كه استاد آداب دان نقاشی ، ملاحظه شاگردش را میكند و به او اجازه میدهد جزئیات تابلوی استاد را بكشد .&amp;lt;br /&amp;gt;
معماری كه كار فردی میكند ، باید تكنیكی داشته باشد ، كاملا شكل یافته و خاص خودش . كه اگر بارور شد ، به همراه خود او رشد میكند و این كار با تعمیق درك و قدر شناسی از زندگی ، شخصیت فرد را كه برای خدمت به او گرفته شده است ، صمیمانه تر پیشگویی و آرمانی خواهد كرد.&amp;lt;br /&amp;gt;
</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/118/clubname/designingbycad">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2006-02-21T05:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:creator>آ آذر نژاد</dc:creator>
        <title>تحولات كنونی تكنولوژی به ویژه مبحث دیجیتال و تاثیرات آن در زمینه هنر از جمله معماری</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/118/clubname/designingbycad</link>
        <description>&amp;lt;br /&amp;gt;
بنام خدا&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
تحولات كنونی تكنولوژی ، مخصوصاً مبحث دیجیتال ، نه تنها از قابلیتهای یك هنرمند معمار نمی كاهد ، بلكه آنرا ملموس تر كرده و سبك و سیاق جدیدی را در زمینه هنر بوجود خواهد آورد.&amp;lt;br /&amp;gt;
و دقیقاَ این مفهوم را تداعی خواهد كرد كه &amp;quot; زمان بعدی از فضاست و نمی تواند در بند مكان باشد&amp;quot; و همچنین این گفته ها عینیت پیدا خواهد كرد كه &amp;quot; معماری هرگز به مفهوم واقعی كلمه ، مانا نیست و آنچه ماناست مفاهیم و ایده ها هستند و معماری بدون مفهوم زمان وجود ندارد ، چون تجربه ای همزاد و همراه زمان است.&amp;quot;&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
با گذشت زمان و پیشرفت تكنولوژی ، این مفاهیم را بهتر درك خواهیم كرد . چرا كه با ایجاد یك دنیای مجازی دیجیتال ، معمار براحتی میتواند آنچه را كه در ذهن خلاق خود تداعی كرده است به عرصه ظهور برساند.&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
در طول تاریخ نیزهنرمندان خلاق ، در ذهن خود ایده هایی را میپروراندند كه بسا در قسمتهایی به نقاط كور برخورد كرده و دچار خطا می شدند. و نهایتاَ نیز بنا به دلایل گوناگون ، از جمله پیدا نكردن نقاط كور آن و یا بالا بودن هزینه های طرح و یا بدلایل دیگر ، طرحها را نیمه كاره رها میكردند . از مشهورترین آنها لئونارد داوینچی را میتوان نام برد كه بیشترین طرحهای نیمه كاره را داشته است.&amp;lt;br /&amp;gt;
و در خاتمه اینكه ، با دانستن این موارد ، به اهمیت این تكنولوژی جدید ، یعنی دنیای مجازی دیجیتال و تاثیر آن در كلیه هنرها ، مخصوصاَ در معماری پی خواهیم برد.&amp;lt;br /&amp;gt;
و لازم به تاكید نخواهد بود كه دوستان هنرمند و خلاق ، با به روز كردن خود به آخرین تحولات در تكنولوژی ، نحوه استفاده و كنترل آنرا بیآموزند.&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
و اما آینده كار ، براستی هر چه ساده تر خواهد شد. با خطوط و فرمهایی كمتر ، اما گویا تر ، با زحمت كمتر اما روشنتر ، تجسمی تر ، روانتر و ارگانیك تر خواهد شد. و كار به جایی خواهد رسید كه علاوه بر جفت وجور و كاملتر شیوه ها و فرآیندهایی كه در خلق آنها به كار گرفته میشوند ، چیزهای بیشتری را خواهیم یافت كه از لحاظ روش یا فرایند كاملتر و زیباترند. و آنها را با تمیزترین و قدرت مندترین اثر سر پنجه های خویش آرمانی خواهیم كرد./&amp;lt;br /&amp;gt;
متشكرم </description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/117/clubname/designingbycad">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2006-02-21T05:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:creator>آ آذر نژاد</dc:creator>
        <title>معماری چیست ؟</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/117/clubname/designingbycad</link>
        <description>&amp;lt;br /&amp;gt;
بنام خدا&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
معماری چیست ؟&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
معماری تمرین هنرمندانه سرهم بندی کردن یک پلان از پیش معلوم نیست. طرحها با توجه به سه بعد، که موجودیتی ارگانیک دارند ، شکل می گیرند و منظره بنا به این ترتیب حاصل خواهد شد. با آن که همیشه این امکان وجود دارد که منظره آتی طرح تصادفی باشد. ولی من معتقدم که اگر اجزای پلان درست کنار هم چیده شوند و ابعاد هم واقعا درست باشند ، منظره زیبا خود به خود حاصل خواهد شد.&amp;lt;br /&amp;gt;
وقتی کسی بنا بر ذوق و سلیقه خود طرح پرسپکتیو را بزند و بعد پلان را سر هم بندی بکند ، تا با آن جور دربیاید ، ساختمانی که میسازد لایق نام معماری نخواهد بود.&amp;lt;br /&amp;gt;
حاصل اینگونه روش ها ، فقط نقاشی صحنه است. طرح پرسپکتیو شاید گواه خوبی کار باشد اما مایه پرورش آن نیست. در اینجاست که اصول زیبایی شناختی ، هویت و مجموعه ارزشهای ساختمانها را روشن میکند.&amp;lt;br /&amp;gt;
معمار بیش از بقیه اعضای خانواده هنرهای زیبا مجبور است خود را انکار کند و وسوسه چاشنی زدن به کار و به اصطلاح دوست داشتنی کردن تک تک جزئیات ، همیشه وسوسه ای است بزرگ. اما باید در برابرش مقاومت کرد ، تا کل کار براستی گویای وظیفه نهایی آن باشد.&amp;lt;br /&amp;gt;
اگر معمار بگذارد که هر یک از عناصر به طور انفرادی و به بهای از دست رفتن آرامش و سکون نهایی قد بر افرازد و جلوه بفروشد ، در واقع در امانت خیانت کرده است ، چرا که هر ساختمانی ، زمینه یا چارچوب زندگی انسان در میان دیوارهای آن است و از بیرون نیز طبیعت شکوفان را جلوه میدهد .&amp;lt;br /&amp;gt;
عالیترین وظیفه یک ساختمان باید ارتباط با زندگی انسان در درون و شکوفایی طبیعت در بیرون باشد و ایجاد و حفظ هماهنگی و همنوایی راستین میان آنها ، که باعث میشود ساختمان به این ترتیب ، به ماُمنی مطمئن برای زندگی بدل شود.&amp;lt;br /&amp;gt;
بنابراین معماری ، کاملترین شکل متعارف کردن است و پس از موسیقی ذهنی ترین هنرهاست.&amp;lt;br /&amp;gt;
محدودیتهای یک هنرمند بهترین دوستان او هستند . هیچ کاری مهمتر از این پیش روی معمار قرار ندارد که از این ابزار معمول تمدن به بهترین نحوی سود ببرد .&amp;lt;br /&amp;gt;
و در خاتمه اینکه معماری میتواند لایق مقام رفیع خود یعنی هنری از هنرهای زیبا باشد و معماری میتواند تعهدی را که در برابر مردم تقبل کرده است ، اجرا کند ، تعهدی که طبیعت حرفه خود را بر دوش او گذاشته است. &amp;lt;br /&amp;gt;
متشکرم&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/116/clubname/designingbycad">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2006-02-21T05:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:creator>آ آذر نژاد</dc:creator>
        <title>سادگی در معماری</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/116/clubname/designingbycad</link>
        <description>&amp;lt;br /&amp;gt;
بنام خدا&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
سادگی در معماری&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
سادگی و آرا مش از خصوصیاتی هستند که ارزش راستین هراثر هنری را تعیین میکنند&amp;lt;br /&amp;gt;
اما سادگی به خودی خود نه هدف است و نه مسئله ای است پیش پا افتاده.&amp;lt;br /&amp;gt;
سادگی در واقع وجودی است دارای وحدتی آنچنان زیبا و با شکوه که ناهمسازی و هر آنچه بی معناست در آن از میان رفته باشد.&amp;lt;br /&amp;gt;
یکی از عیوب انسان عشق مفرط به جزئیات است که بیش ازهر عیب دیگری ، هر چیز را که از دید هنری یا از منظر زیبایی شناسی زندگی ، زیبا باشد نابود کرده است. عشقی که ابتذالش لاعلاج است .&amp;lt;br /&amp;gt;
اگر این سادگی را در طرح هایمان نیز رعایت کنیم ، همزمان با آرامش به یک انسجام و اصالت دست یافته ایم. خیلی از خانه ها هستند که اگر نگوییم شبیه صحنه های نمایش یا تابلوهای منظره اند ، دست کم به فروشگاه های خرازی و خرده ریز فروشی میمانند. فقط ظاهر گرانقیمت داشتن ، استفاده از زینت و زیور را توجیح نمیکند. &amp;lt;br /&amp;gt;
ظاهر ساختمان باید چنان باشد که انگار از دل طبیعت بیرون آمده است و در محیط دور و برش حضور دارد و با آن هماهنگ است. و البته در مورد معماری داخلی نیز این سادگی باید حفظ شود. &amp;lt;br /&amp;gt;
رضایت بخش ترین آپارتمانها ، آنهایی هستند که اکثر اثاثشان یا تمامی آنها ، همچون بخشی از طرح اولیه در داخل شان کار گذاشته شده و در آنها کل ، همچون واحدی منسجم در نظر گرفته شده است . ودر مورد رنگ آمیزی نیز ، باید همچون اشکال طبیعی ، متعارف شوند تا برای زیستن انسان مناسب گردند و با دکوراسیون داخل نیز تطبیق یابند.&amp;lt;br /&amp;gt;
خانه ای که هویت دارد ، احتمال آنکه با گذشت زمان ، ارزش اش افزایش یابد ، بیشتر میشود ، حال آنکه خانه ای که باب و مد روز ساخته شده ، در مدت کوتاهی از مد می افتد و کهنه میشود و به صرفه هم نیست.&amp;lt;br /&amp;gt;
و در خاتمه بنا ها هم باید مثل آدمها ، بیش از هر چیزی ساده ، صادق و بی غل وغش باشند و در حد امکان زیبا و دوست داشتنی.&amp;lt;br /&amp;gt;
متشکرم</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/114/clubname/designingbycad">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2006-02-21T05:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:creator>آ آذر نژاد</dc:creator>
        <title>الهام از طبیعت برای رشد و اعتلای معماری</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/114/clubname/designingbycad</link>
        <description>&amp;lt;br /&amp;gt;
بنام خدا&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
الهام از طبیعت برای رشد و اعتلای معماری&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
طبیعت مواد خام را برای شکل گیری وجوه اصلی معماری فراهم آورده و فرمهای معماری هم به شکلی که امروزه می بینیم از درون همین وجوه رشد کرده اند و با آنکه قرنها ست سمت وسوی فعا لیت ما ، عمد تاً پشت کردن به طبیعت و جستجوی الهام در کتابها وچسبیدن کورکورانه و برده وار به فرمولهای خشک و مرده بوده است اما گنجینه الهامات طبیعت تمام ناشدنی است و چنان غنی که هرچه از آن بردارند باز پایانی ندارد. &amp;lt;br /&amp;gt;
برای معمار هنرمند هیچ منبع زیبایی شناختی به اندازه درک قانون طبیعت ، الهام بخش و مفید نیست. و البته طبیعت هم هیچوقت حاضر و آماده در دسترس نیست. و در مورد معمار هم ، همین صدق میکند. با این همه ، طبیعت در پس همه اشکال مشهودش ، یک مکتبی عملی دارد. معمار میتواند در همین مکتب درکی از واقعیت را در ذهنش پرورش دهد که وقتی آنرا عملاً در کار خود پیا ده میکند ، فراتر از واقع گرایی درهنر خود میرود. در آنجا احساسی به او الهام میشود که هرگز تا حد احساساتی گری رقیق تنزل نمیکند و یاد میگیرد که با دستی مطمئن تر ، مرز بسیار گیج کننده میان چیزهای عجیب و چیزهای زیبا را ترسیم کند.&amp;lt;br /&amp;gt;
معمار باید وحدت را درک کند در کجا میتواند وحدت را چنان که در مکتب طبیعت یافت میشود پیدا کند؟ درچه جای دیگری میتواند این درسهای عینی را که طبیعت با دست و دلبازی تمام آموزش میدهد فرا گیرد؟ درکجا میتواند تمایز فرمها را در درختان که تعیین کننده ی هویت است مطا لعه کند؟&amp;lt;br /&amp;gt;
هنر ژاپن بیش از هنر ملتهای دیگر با مکتب طبیعت رابطه صمیمانه دارد . در زبان رایج و معمول روزمره ژاپن کلمات بسیاری همانند &amp;quot; ادابوری &amp;quot; میتوان یافت که اگر بخواهیم خیلی دقیق ترجمه اش کنیم &amp;quot; شکل قرار گیری شاخه های یک درخت&amp;quot; میشود. در فرهنگ ما چنین کلمه ای وجود ندارد و هنوز هم به آن اندازه متمدن نشده ایم که به این چیزها بیندیشیم . اما معمار نه تنها باید اندیشیدن به این چیزها را بیاموزد ، باید تازه کردن گنجینه واژگان خود و تجهیز آن با واژه های مفیدی به، با معنایی این واژه را نیز در این مکتب فراگیرد.&amp;lt;br /&amp;gt;
و نهایتاً اینکه معمار باید جهت رشد و اعتلای فرهنگ معماری از طبیعت الهام گرفته و همانند بزرگان و استادان معماری سده های قبل به آغوش طبیعت بازگردد.&amp;lt;br /&amp;gt;
متشکرم&amp;lt;br /&amp;gt;
</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/112/clubname/designingbycad">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2006-02-21T05:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:creator>آ آذر نژاد</dc:creator>
        <title>تلفیق معماری و ساختمان سازی</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/112/clubname/designingbycad</link>
        <description>&amp;lt;br /&amp;gt;
بنام خدا&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
تلفیق معماری و ساختمان سازی&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
همه انسانها فارغ از تخصص هایشان با فضا (معماری) رابطه برقرار میکنند . آدمی مستقل از اینکه چه حرفه ای دارد، از بناهای اطرافش تاثیر میگیرد. دیدگاه موجود در عوام ، بر این باور متکی است که معماری مقوله ای خارج از آدمی است و میتوان با آن همانند یک شیئ رفتار کرد. نتیجه چنین دیدگاهی ، گسترش شهرهایی است که در آن سودآوری و اقتصاد نقش اول را در فضاهای عمومی و خصوصی بر عهده گرفته اند و نه مبانی دانش معماری.&amp;lt;br /&amp;gt;
در اینجا این سئوال پیش میآید که کدام بنا ها معماری هستند و کدام ها ساختمان سازی؟ چه مجموعه ای از آنها معماری هستند و چه ترکیبی از آنها ساختمان سازی ؟ و آیا ترکیب این دو مقوله ممکن است و یا این دو واژه از اساس متفاوتند؟&amp;lt;br /&amp;gt;
برای پاسخ به این سئوالات ابتدا باید تعاریف مختصر هر دو واژه را داشته باشیم.&amp;lt;br /&amp;gt;
ما در بنا ها و فضاهایی زندگی میکنیم که به نوعی سازماندهی شده اند. و اگر این فضاهایی که پیرامون ما هستند ، هر چه بیشتر پاسخگوی نیازهای روحی و روانی انسان باشند و به احساسهای بشری بیشتر ارج بگذارند و امکان گشایش و تعادل جسم و جان آدمی را بیشتر فراهم آورند ، معماری بیشتر تحقق یافته است . و در مقابل هر چه مبانی سازماندهی فضا ، بر پاسخگویی صرف به نیازهای کالبدی (بدنی) ما استوار باشد و نقش سودآوری در سازماندهی فضا عمده بشود ، ما با ساختمان سازی روبرو خواهیم بود .&amp;lt;br /&amp;gt;
بدینترتیب هم معماری و هم ساختمان سازی فضای پیرامون ما را سازماندهی کرده اند.&amp;lt;br /&amp;gt;
در خاتمه و جمع بندی، اگر ما بتوانیم در طراحی هایمان این دو شیوه را باهم تلفیق دهیم ، خواهیم توانست با اتکا به تکنولوژی روز و احترام به نیازهای روحی و روانی انسان ، یک معماری فرا مدرن بوجود آوریم.&amp;lt;br /&amp;gt;
متشکرم</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/109/clubname/designingbycad">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2006-02-21T05:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:creator>آ آذر نژاد</dc:creator>
        <title>تقابل دیدگاه های هنر</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/109/clubname/designingbycad</link>
        <description>بنام خدا&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
تقابل دیدگاه های هنر&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
مقایسه معماری سنتی ایران در مقابل معماری مدرن غرب میتواند ما را به نتایج متفاوتی رهنمون سازد. هدف از رویاروی قراردادن این دیدگاه ها ، نمایش برتری یكی نسبت به دیگری نیست ، بلكه اطلاع از حضور همزمان آنهاست. مهم این است كه بدانیم چه میخواهیم ، تا با توجه به امكانات و محدودیت هر یك از این دیدگاه ها ، برد و كاربرد آنها را مد نظر قرار دهیم. هر یك از این دیدگاه ها ، چراغی است كه میتواند بر حسب توان خود ، محدوده ای را روشن كند.&amp;lt;br /&amp;gt;
كاملا منطقی است كه باید از تحولات معماری غرب با خبر باشیم و به همان اندازه نیز منطقی است بدانیم ، كه برای چه میبایست از آنها اطلاع داشته باشیم و چگونه آنها را به كار ببندیم. و جان كلام اینكه ما با چه دیدگاهی به این تحولات نگاه میكنیم.&amp;lt;br /&amp;gt;
واضح است كه باید بر حسب دسته بندی و نام گذاری غربی ها و همانند یك شهروند غربی كه در متن آن جوامع وجود دارد ، بطور طبیعی به این موضوع نگاه كرده و آنها را درك كنیم. و آنچه از صافی ادراك میگذرد و به ما میرسد ، خود زایش سئوالاتی خواهد بود كه پاسخ قاطع و مدونی برایشان وجود ندارد. و اگر بخواهیم این دسته بندی ها و اصطلاحات و نام گذاریها را ، بر اوضاع معماری ایرانی منطبق كنیم كار دشواری را در پیش رو خواهیم داشت.&amp;lt;br /&amp;gt;
آنچه مسلم است معماری غرب مدام در تحول بوده و بسرعت ، زایش ومرگ سبكها و شیوه های جدید در معماری را اعلام میكند و با بررسی جزء به جزء بنا های ساخته شده ، چندین سبك را استخراج و ویژه گیهای آنها را دسته بندی میكند و با سازه های اعجاب آور و مصالح جدید ، با شدت هر چه بیشتر به تولید میپردازد.&amp;lt;br /&amp;gt;
ولی آنچه مسلم است و باور عمومی نیز بر این است كه دیگر معماری مدرن خسته كننده شده است . و گواه این مدعا همین است كه معماری مدرن غرب برای رفع خستگی ، در حال احداث بناهایی با رنگ و شكل و مصالح جدید و تنوع در آنهاست . تا شاید بتوان از این طریق صدای مخاطبان را ساكت كرد. و البته آنچه ناشنیدنی است صدای مخاطبان و مصرف كنندگان آن فضا ها و بناها است. و جالب اینكه هیچ مورخ هنری به واكنشهای مردم و مصرف كنندگان توجهی ندارد و همچنین منتقدان و سبك شناسان معماری نیز بیشتر درگیر تقسیم بندیها و وضع واژه های تازه هستند.&amp;lt;br /&amp;gt;
در این میان هنگامی كه به معماری سنتی ایرانی میرسیم و وقتی به مقوله حیاط مركزی در معماری برمیخوریم كه در قرون متمادی از دیرباز تا امروز در معماریهای مختلف مورد استفاده قرار گرفته ، نمیتوان ، بی زمان بودن و بی مكان بودن این شكل از معماری را نادیده گرفت . و نتیجه نگرفت كه این شیوه از سازماندهی فضا مستقیماً مرتبط است با بخشی از نیازهای مانای آدمی كه به مكان و زمان خاصی تعلق ندارد.&amp;lt;br /&amp;gt;
مسلماً هر اثر هنری در زمان و مكان خاصی خلق میشود ولی چون در همه زمانها و مكانها بر دل مینشیند لاجرم ماندگار و جهانی خواهد ماند.&amp;lt;br /&amp;gt;
در جمع بندی ، این تقابل را میتوان به این شكل خاتمه داد كه معماری غربی یك اثر هنری جهانی ، &amp;quot; بی مكانی &amp;quot; و معماری سنتی ایرانی یك اثر ماندگاری ، &amp;quot; بی زمانی &amp;quot; را خلق كرده است.&amp;lt;br /&amp;gt;
متشكرم </description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/108/clubname/designingbycad">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2006-02-21T05:00:00+01:00</dc:date>
        <dc:creator>آ آذر نژاد</dc:creator>
        <title>ارزیابی دیدگاه های هنر</title>
        <link>http://www.cloob.com/club/article/show/articleid/108/clubname/designingbycad</link>
        <description>&amp;lt;br /&amp;gt;
بنام خدا&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
ارزیابی دیدگاه های هنر&amp;lt;br /&amp;gt;
&amp;lt;br /&amp;gt;
رابطه اثر هنری با آدمی رابطه ای است ضروری و بی واسطه ، یعنی از یك طرف پس از خلق اثر هنری ، چه هنرمند بخواهد و چه نخواهد ، اثر از حوزه مالكیت او بیرون میاید و از طرف دیگر درگیری آدمی با هنر و آثار هنری اجتناب ناپذیر است. &amp;lt;br /&amp;gt;
آنچه در این رویارویی رخ میدهد كلیت اثر است كه روح و روان آدمی را متاَثر میسازد و این تاثیر در اجزاء یك اثر هویدا میشود.&amp;lt;br /&amp;gt;
معمولا هنرمند در خلال تجزیه یك اثر به عوامل تشكیل دهنده آن ، به محض مشاهده نوعی تفاوت در عوارض ، مثلا در اشكال ، رنگها ، فضاها ، سازه ها و یا مصالح ، اعلام نو آوری میكند. و با این اعلام آن اثر را مشخص كرده و یا سبك و دوره جدیدی را برای آن در نظر میگیرد. حتی اگر این اثر فاقد جنبه های هنری باشد و جالب اینكه آن اثر را به صرف نو آوری هنرمندانه قلمداد میكنند.&amp;lt;br /&amp;gt;
با این شیوه برخورد ، آثار گذشته به طبقه آثار تاریخی ، قدیمی و سنتی تبدیل میگردد. و این دیدگاه خواسته یا ناخواسته ، تاریخ مصرف بسیاری از آثار هنری را سپری شده اعلام میكند.&amp;lt;br /&amp;gt;
عواقب فرهنگی این شیوه ، عبارت است از توقع نوآوری !. كه در نزد هواداران هنر ، مقوله ای هست مقبول ، كه از پیش مسلم فرض میشود.&amp;lt;br /&amp;gt;
و همه نوآوری را ضرورت میدانند ، تا جائیكه به صرف نو بودن و متفاوت بودن ، هنرمندانه نیز ارزیابی میشود.&amp;lt;br /&amp;gt;
حامیان این دیدگاه ها عمدتاً دانشگاه ها هستند. مراكزی كه بزرگترین بازار مصرف تولیدات مورخان و منتقدان هنر به حساب می آیند. و تولید مطلب برای تدریس ، بازار نامگذاری و اعلام نوآورها را هر چه داغتر كرده است.&amp;lt;br /&amp;gt;
در سراسر جهان مراكز دانشگاهی، به ندرت بوجود آورنده جریانات هنری و خالق آثار هنری بوده اند ، در حالی كه دانشگاه ها میتوانند مهمترین مرجع آگاهی و بسط فرهنگی و اجتماعی باشند و با اشاعه احساس های هنری كل جامعه را متحول سازند.&amp;lt;br /&amp;gt;
فرار هنرمندان از دانشگاه ها و جدال هنرمندان حرفه ای با این مراكز بهترین گواه این مهم میباشد.&amp;lt;br /&amp;gt;
متشكرم</description>
    </item>
</rdf:RDF>

