كلوب صدف زیبای من (كافی نت صدف بیرجند) , sadafzibayeman

كلوب صدف زیبای من (كافی نت صدف بیرجند)

كلوب صدف زیبای من (كافی نت صدف بیرجند) , sadafzibayeman

كلوب صدف زیبای من (كافی نت صدف بیرجند)

770نــــفــــــر
پسندیده اند
770نفر پسندیده اند
85/08/29 08:30

سلامت روان بررسی منابع و تحقیقات انجام شده همانطور...

كلوب صدف زیبای من (كافی نت صدف بیرجند)
سلامت روان
بررسی منابع و تحقیقات انجام شده
همانطور كه در مطالب گذشته بیان شد بررسی ها حاكی از این است كه وجود كودك عقب مانده ذهنی در خانواده اثرات ناگواری برخانواده می گذارد میزان آسیب پذیری خانوده ا گاه به حدی است كه سیستم خانواده را بطور كلی دچار مشكل كرده و وضعیت بهداشت روانی خانواده ها با چالشهای عمده ای مواجه می كند.
وجود این تاثیرات متخصصان و محققان را برآن داشته تا دراغلب متون مربوط به كودكان عقب مانده ذهنی بخشی را به اثرات این امر برخانوداه و اعضای آن اختصاص دهند.
عمده این بررسی ها نیز توجه اصلی خود را معطوف به اثرات معلولیت ذهنی بر والدین كرده اند و به نسبت، تحقیقات كمتری به تاثیر آن بر سایر اعضاء خانواده و بالاخص برادر و خواهرها نموده اند.
یكی از تحقیقات عمده ای كه در ایران توسط آقایان تقی ناصرشریعتی و عباس داورمنش انجام شد به بررسی اثرات معلولیت ذهنی فرزند بر خانواده پرداخته است. در بخشی از این تحقیق به اثرات معلیوت ذهنی كودك بر برادران و خواهران او پرداخته شده است كه به چكیده ای از نتایج آن اشاره می شود :
·          نتایج حاصل از این بررسی نشان داد كه وجود یك كودك عقب مانده ذهنی تاثیر منفی بر رشد جسمانی سایر فرزندان ده ساله و كمتر خانواده نداشته و با توجه به شاخص مهم وزن برای قد نتیجه گیری شد كه كیفیت رشد جسمانی فرزندان ده ساله و كنتر تحت تاثیر وجود فرزندان عقب مانده ذهنی قرار نمی گیرد.
·          یكی دیگر از مواردی كه مورد بررسی قرار گرفت تاثیر این پدیده بر وضعیت پیشرفت تحصیلی سایر فرزندان خانواده بود بررسی ها نشان داد كه میزان عقب ماندگی ذهنی فرزند تاثیری بر وضعیت پیشرفت تحصیلی سایر فرزندان ندارد اما سن اینگونه فرزندان در این زمینه مؤثر است. بطوریكه هر قدر سن فرزند عقب مانده ذهنی كنتر بوده وضعیت پیشرفت تحصیلی سایر فرزندان بهتر بوده است.
همچنین مشخص گردید كه هر قدر والدین جوانتر بوده اند یا تحصیلات بیشتری داشته اند وضعیت پیشرفت تحصیلی فرزندان مطلوب تر بوده است و همچنین دیده شد كه هرچه وضعیت رفاهی خانواده بهتر بوده وضعیت تحصیلی سایر فرزندان نیز مطلوب تر بوده است.
·          یكی از موارد پرداخته شدهبدان در این تحقیق میزان علاقمندی سایر فرزندان خانواده نسبت به فرزندان عقب مانده بودبراساس نتایج بدست آمده مشاهده شد كه كل خانواده های دارای فرزند عقب مانده ذهنی، فرزند 3/12 درصد از خانواه ها علاقمندی كمی را نسبت به فرزند معلول ابراز نموده اند در 5/20 درصد از خانواده ها ، فرزندان علاقه متوسطی را نسبت به فرزند عقب مانده نشان داده اند و در 2/67 درصد از خانواده ها فرزندان علاقمندی زیادی به خواهر و برادر عقب مانده خود ابراز كرده اند.
همچنین مشخص گردید كه هرچه میزان علاقمندی مادر نسبت به فرزند عقب مانده ذهنی بیشتر بود، علاقمندی خواهران و برادران نسبت به فرزند معلول بیشتر بوده كه این امر نشان دهنده تاثیرگذاری احساس مادر بر روی سایر فرزندان است.
همچنین نشان داده شد كه علاقمندی فرزندان نسبت به خواهر یا برادر معلول خود با سن او رابطه دارد.
متغیرهای دیگر مانند میزان عقب ماندگی فرزند معلول، جنسیت او، چندمین فرزند بودن او و تعداد فرزندان خانواده تاثیری را در میزان علاقمندی سایر فرزندان نسبت به فرزند عقب مانده ذهنی نشان ندادند.
از دیگر مواردی كه در این تحقیق بدان پرداخته شده است اثرات معلولیت ذهنی فرزند بر سازگاری برادر و خواهر های او می باشد در نتیجه مشخص گردید اولاً وجود یك فرزند عقب مانده ذهنی موجب بروز رفتارهای ناسازگارانه بیشتر در خواهران و برادران می گردد. ثانیاً این ناسازگاری هم در پسران و هم در دختران خانواده مشهود است اما در پسران شدت بیشتری دارد.
اما در خارج از كشور تحقیقات بسیار بیشتری درخصوص تاثیر معلولیت ذهنی فرزند بر برادر و خواهر ها صورت گرفته است كه به پاره ای از این تحقیقات و بررسی ها اشاره می كنیم :
در زمینه اثرگذاری فرزند عقب مانده ذهنی بر فضای خانواده تحقیقی تحت عنوان « ویژگیهای محیط خانوادگی در خانواده های كودكان عقب مانده ذهنی : مقایسه ای بین سطوح عقب ماندگی ذهنی در سال 1987 در دانشگاه كالیفرنیا به انجام رسید در این تحقیق53 خانواده دارای فرزند عقب مانده ذهنی شدید، در مقایسه با 54 خانواده دارای فرزند عقب مانده ذهنی در حد آموزش پذیر و 50 خانواده دارای فرزند عقب مانده ذهنی در حد تربیت پذیر مورد بررسی قرار گرفتند كه كلیه این كودكان ساكن در محیط خانواده بودند.
داده های این تحقیق نشان داد كه در خانواده های عقب مانده ذهنی شدید، اثر اولیه معلولیت ذهنی فرزند در خانواده بسیار محكم و باثبات است، در حالیكه در گروه آموزش پذیران این اثر با افزایش سن فرزند معلول كاهش می یابد. همچنین در خانواده دارای فرزند عقب مانده ذهنی شدید در تمام موارد بررسی شده، اثرات منفی كودك معلول روی خانواده شدیدتر بود در تحقیق دیگر تحت عنوان  كودكان عقب مانده ذهنی و خواهران و برادران بزرگتر و همجنس آنها : مشاهده طبیعی وضعیت در خانه صورت گرفت ، نتایج نشان داد كه پسران و دختران بزرگتری كه برادر یا خواهر عقب مانده ذهنی داشتند، نسبت به پسران و دخترانی كه برادر یا خواهر كوچكترشان معلول نبود نقش مدیرانه تری ابراز داشتند و بچه های عقب مانده ذهنی نسبت به بچه های گروه شاهد، پذیرندگی كمتری داشتند. خواهران بزرگتر كودكان عقب مانده ذهنی بیش ازسایر خواهران و برادران بزرگتر واجد نقش معلم و كمك كننده بودند.
در تحقیق دیگری كه در سال 1999 و با عنوان " همكاری و سازگاری برادران و خواهران كودك عقب مانده ذهنی" توسط «هانا»[1]و « میدلارسكی»[2] صورت گرفت نتایج زیر بدست آمد :
تفاوت معناداری از نظر عزت نفس و همكاری بین خواهران و برادران كودك عقب مانده ذهنی و خواهران و برادران فاقد آن مشاهده نشد همچنین پسرهای دارای برادر یا خواهر معلول با یكسری مشكلات تحصیلی مواجه بودند.
بررسی دیگری توسط « گریسوم»[3] و « بروكووسكی[4]» در سال 2002 و با عنوان « خودكارآمدی[5] در نوجوانان دارای برادر یا خواهر معلول» صورت گرفت در این تحقیق 54 نوجوان كه 27 نفر دارای برادر یا خواهر معلول و 27 نفر فاقد خواهر یا برادر معلول بودند از نظر خودكارآمدی مورد مقایسه قرار گرفتند .
نتایج نشان داد كه :
-وجوان دختر فاقد برادر یا خواهر معلول درجات بالاتری از خودكارآمدی در مقایسه با نوجوانان پسرنشان دادند هیچ تفاوت معناداری بین نوجوانان دارای برادر یا خواهر معلول و نوجوانان فاقد آن از نظر خودكارآمدی مشاهده نشد.
در سال 2003 « مونیكاكوسكی[6]» و« پت گان[7]» تحقیقی تحت عنوان "روابط برداران و خواهران كودك مبتلا به سندروم داون" انجام دادند در این بررسی 54 خواهر و بردار كودك مبتلا به سندروم داون و والدینشان كه تك تك با گروه كنترل جور شده بودند مورد مقایسه قرار گرفتند :
نتایج این تحقیق حاكی از این بود كه اگر چه رفتارهای نامهربانانه در بین این خواهران و برادران بیشتر مشاهده می شد ولی آنها بیشتر در فعالیتهای مراقبت از برادر یا خواهر خود شركت می كردند.
در بررسی دیگری كه توسط « فرلینگر[8]» و نیس در آلمان و در سال 2005 انجام شد سازگاری روانی –اجتماعی، روابط و خودپندار در كودكانی كه دارای برادر یا خواهر مبتلا به "حملات صرع ناشناخته[9]" بودند با كودكان فاقد چنین خواهر و برادر هایی مقایسه شد براساس نتایج این بررسی مشخص شد كه :
-مادران گروه اصلی شكایتهای بدنی بیشتری از طرف خواهران و برادران گزارش كردند.
-رفتارهای مهرورزی بیشتری در رفتاربرادر و خواهر ها مشاهده شد و برادر و خواهر های كودك متبلا به صرع فعالیتهای اجتماعی بیشتری با همكلاسیهای خود داشتند.
از جمله تحقیقاتی كه در مورد سازگاری خانواده نسبت به استرس و نحوه مقابله با آن صورت گرفته می توان به تحقیق « هیل[10]»اشاره كرد براساس نظر وی عوامل زیر در جلوگیری و یاتسریع بحران خانوادگی مؤثر می داند :
1-ویژگی های عامل استرس زای كودك
منظور از ویژگیهای استرس زا نوع معلولیت، جنسیت، سن و رفتارهای كودك معلول می باشد.
2-نیروها و ذخائر روانی و اجتماعی خانواده
نیروها وذخائر خانوده به ویژگی های روانی، اجتماعی و شخصی والدین ، امكانات اعضاء خانواده و كل جامعه اشاره می كند ویژگیهای مثبت روانی والدین و نیز امكانات مختلف آنان و جامعه بعنوان ذخائری هستند كه امكان و توان خانواده برای مقابله با استرس ایجاد شده ناشی از معلولیت كودك و در نتیجه سازگاری آنان را افزایش می دهد.
3-تعبیر و تفسیر خانواده از رویداد استرس زا
چندین تعریف و تعبیر از عامل استرس زا یعنی معلولیت كودك وجود دارد كه مهمترین آن تعریف ذهنی است كه اعضاء خانواده در مورد معلولیت كودك خود دارند. در واقع این تعبیر ذهنی از معلولیت است كه در میزان استرس آنها اثر دارد.
چنانچه این تعبیر ذهنی مثبت باشد و والدین و خانواده به پیشرفت كودك معلول خود امید داشته باشند عملاً بهتر قادر خواهند بود با مشكل معلولیت كودك خود مقابله كنند. اعتقاد به اینكه با توانبخشی و آموزش می توان در كودك معلول تغییر مثبت ایجاد نمود موجب می شود كه سازگاری والدین بیشتر شود.
مینوچین (1974) معتقد است كه هنوز كودك عقب مانده ذهنی در خانواده مرزها را تهدید می كند و این تهدید در اثر نیازهای ویژه غیرعادی كودك معلول است كه وقت و انرژی خانواده را به خود اختصاص می دهد . لذا وقت و انرژی كه باید زن و شوهر به خود ودیگر اعضای خانواده اختصاص دهند به كودك اختصاص می دهند و به این طریق مرزهای زیرمجموعه والدین سست و شكننده شده و زیرمجموعه خواهر و برادری نیز مورد تهدید واقع می شود .(شریفی درآمدی، 1380).
لیدرزی و دیگران (1985) معتقدند كه در خانواده های دارای فرزند معلول، خواهران و برادران سالم افراد فراموش شده ای هستند كه كارشان نگهداری و مراقبت از برادر یا خواهر معلول است.
« تی مارش[11]» (1995) معتقد است زمانیكه یك كودك در خانواده به كم توانی ذهنی مبتلا باشد رشد و تحول طبیعی برادران و خواهران به طرق مختلفی تحت تاثیر قرار می گیرد و ممكن است آنعها یكسری هیجانات قوی نیز در مقابل ابتلا         برادر یا وخواهر خود به عقب ماندگی ذهنی از خود نشان دهند.
وی می گوید : یقیناً ابتلای یك فرد معلول باعث ایجاد استرس زیادی در خانواده می شود و این استرسها می تواند شامل مشكلات اقتصادی، مشكلاتی برای استخدامع تیره شدن روابط خانوادگی ، آسیب رسیدن به بهداشت روانی و جسمانی اعضاء خانواده و محدود شدن روابط اجتماعی خانواده شود.
لاوینیوس(1988) خاطرنشان می سازد كه خواهران و برادران كودك عقب مانده ذهنی اغلب دچار افسردگی شدید، پرخاشگری، مشكلات آموزشی ، بی اختیاری ادرار، ترس از مدرسه و اضطراب می شوند(شریفی درآمدی، 1380)
البرزی معتقد است كه تاثیر كودك عقب مانده ذهنی بر سایر فرزندان بیشتر باعث ایجاد محبت و همكاری می شود تا رفتارهای دیگر از قبیل پرخاشگری و حسادت.
در تحقیقی كه Lobato درباره عوامل موثر بر سازگاری برادران و خواهران كودكان معلول انجام داد به این نتیجه رسید كه عواملی از جمله سن، جنسیت، ترتیب تولد، نوع و شدت معلولیت بر سازگاری برادران و خواهران تاثیر دارند.
طبق بررسی های وی عوامل دیگر از قبیل نحوه كنار آمدن با استرس و احساساتی كه یك فرد در قبال دیگران دارد نیز از عوامل اصلی در سازگاری برادران و خواهران است . وی به بررسی چگونگی تاثیر خانواده و محیط اجتماعی بر توانایی برادران و خواهران او در كنارآمدن با شرایط موجود می پردازد كه در ذیل بطور مشروح بدان می پردازیم :
1-والدین
1-1- نگرش والدین به معلولیت
1-2- روابط فیمابین والدین
2-برادران و خواهران
2-1- جنسیت و خلق و خو
2-2- روابط بین برادران و خواهران
2-3- نوع و شدت معلولیت
3- ساختار خانواده
3-1- بعد خانوار
3-2- ترتیب قد و فاصله سنی
4-عملكرد خانواده
4-1- تكالیف مربوط به خانه و وظیفه مراقبت
4-2- ارتباطات
5-محیط اجتماعی
5-1- نگرش فرهنگی به روابط برادران و خواهران
5-2- نگرش اجتماعی و فرهنگی در ارتباط با معلولیت
5-3- دسترسی به منابع حمایتی در جامعه
روابط خانوادگی :
چگونگی رفتار و عكس العملهای كودك در مقابل برادر یا خواهر معلول بطور غیرمستقیم با سن وی و موقعیت وی در خانواده و چگونگی تعامل اعضاء خانواده ارتباط دارد. زمانیكه یك كودك با معلولیت به دنیا می آید نیاز است كه هر یك از اعضاء خانواده مراقبت بدنی و روانی بیشتری را نسبت به وی اعمال كنند. میزان این توجه و مراقبت به نسبت روابط فیمابین اعضاء خانواده تغییر می كند.
تحقیقات Lobato نشان می دهد كه در خانواده های دارای روابط نزدیك و صمیمانه، فرآیند سازگاری برادر و خواهر ها بطور مثبت تری شكل می گیرد. برای برادران و خواهرانی كه در این خانواده ها زندگی می كنند معمولاً خانواده مهارتهای لازم برای مدیریت تعارضها و پاسخهای هیجانی منفی را دراختیار می گذارند.
1- والدین
1-1 نگرش والدین در ارتباط با معلولیت
در بعضی از موارد نگرش والدین درباره ناتوانی فرزندشان برسازگاری دیگر فرزندان تاثیرگذار است. این نگرشها از عوامل متعددی نشأت می گیرد: پیشینه شخصیتی- وضعیتی كه در آن خانواده از معلولیت فرزند مطلع شده اند و قابلیتهایی كه در اجتماع برای حمایت از خانواده وجود دارد.
نگرشهای والدین به ناتوانی به موازات سازگاری آنها با موقعیت جدید زندگی نیز قابل تغییرات براساس تحقیقات « فیدرستون[12]» كودكان و با توجه به عملكرد والدین ، تجارب و عكس العملهای خود درباره داشتن برادر یا خواهر معلول را ارزش گذاری می كنند. « گرسمن[13]» در تحقیقاتش به این نتیجه رسید كه پذیرش برادر یا خواهر معلول از طرف دیگر كودكان ، عملكرد والدین و بالاخص مادر قویترین تأثیر را دارد.
« لوباتو» معتقد است كه عكس العملهای والدین و فرآیند سازگاری و تطابق تاثیر معناداری بر درك برادران و خواهران از موقعیت آنها داشته و بر نحوه كنارآمدن آنها با این شرایط نیز تاثیر اساسی دارد.
Lobato نقش نگرشهای والدین در چگونگی كنارآمدن برادر و خواهرها با این شرایط را چنین برمی شمارد :
-اگر والدین هیجانات منفی بیشتری را درباره شرایط موجودشان نشان داده و خشم  و                 بیشتری در ارتباط با كودك معلول از خود بروز دهند. نتیجتاً هر كدام از كودكان در خانواده نیز بیشتر چنین احساساتی را از خود نشان می دهند.
-زمانیكه والدین مشكلات زندگی را بخاطر وجود كودك معلول بدانند این احساس به دیگر فرزندان نیز سرایت می كند .
-والدینی كه دید مثبت دارند این امیدواری را به دیگر كوكان نیز منتقل می كنند.
1-2 روابط فیمابین والدین
براساس بررسی های Lobato صرفنظر از وجود كودك معلول سلامتی جسمی و روانی والدین عامل پیش بنی كننده مهمی درخصوص سازگاری برادر و خواهرهاست. به مانند        والدین احساس نشاط و شادمانی آنها نیز احتمال دارد كه در پی تجارب اندوهها و... تغییر كند اگر تشخیص معلولیت كودك منجر به افسردگی در والدین شود این مساله بر دیگر فرزندان نیز تاثیر می گذارد . كمك به والدین در زمانیكه آنها از معلولیت فرزند مطلع می شوند احتمالاً اثر مثبتی بر دیگر اعضاء خانواده در راستای كنارآمدن با این شرایط خواهد داشت.
Lobato معتقد است شادمانی والدین و رضایتمندی در زندگی زناشویی به شرح زیر با سازگاری برادران وخواهران كودك معلول ارتباط دارد:
-در خانواده هایی كه والدین در روابط فیمابین خودشان احساس رضایت و حمایت بیشتر می كنند احتمالاً فرزندانشان به یكدیگر بیشتر كمك كرده و مشكلات رفتاری كمتری در آنها مشاهده می شود.
-روابط خوب بین والدین همراه محیط كم استرس، به كودكان در راستای كنترل و مدیریت مشكلاتشان كمك می كند.
-عزت نفس در برادران و خواهران با میزان شادمانی در زندگی زناشویی والدین ارتباط دارد.
تحقیقات نشان داده كه سلامت روانی و بدنی والدین نقش اساسی را در چگونگی سازگاری برادر و خواهر ها در مراحل رشد با كودك معلول برعهده دارد.
2-برادران و خواهران
2-1 جنسیت و خلق و خو
هم جنسیت و هم خلق و خوی كودكان در چگونگی سازگاری آنها در طی مراحل بزرگ شدن با كودك معلول تاثیرگذار است این عوامل تنها بر سازگاری شخص مؤٍر نیست بلكه در روابط بین برادران و خواهران نیز تاثیرگذار می باشد.
تولد كودك مبتلا به معلولیت ذهنی می تواند عامل استرس زا برای تمام اعضاء خانواده باشد.
بطور طبیعی نوزاد معلول حالتهای منفی را از خود نشان می دهد. كودكان دارای خلق و خوی دشوار ممكن است برای كنار آمدن با این تغییرات به حمایتهای بیشتری نیاز داشته باشند.
Lobato در ارتباط جنسیت با سازگاری برادران و خواهران به موارد زیر اشاره می كند :
-برادران و خواهرانی كه با كودك معلول جنسیت یكسان دارند معمولاً پریشانی بیشتری از خود نشان می دهند.
-فاصله سنی كم و جنسیت مشابه در بعضی از این كودكان فرآیند استحكام هویت جداگانه را سخت تر می كند.
2-2 روابط بین برادران و خواهران
روابط بین برادر و خواهر ها می تواند نقش مثبت یا منفی و ارشادی آنها ایفا كند در اغلب كودكان تولد یك كودك هم پیشامدی جذاب و هم استرس زا می باشد. تعامل اجتماعی بین برادران و خواهران فرصتهایی برای یادگیری ایجاد نموده و باعث سرمشق گیری بعضی رفتارها و مهارتهای اجتماعی شده و برای فرآیند اجتماعی شدن[14] كودك بسیار حائز اهمیت است.
توانایی كنارآمدن كودك با تجارب استرس زا می تواند بر چگونگی درك آنها از روابط انها با برادر یا خواهر موثر باشد. قبلاً نیز اشاره شد كه مهارتهای كنارآمدن و خلق و خو می تواند بر چگونگی شكل گیری روابط بین برادر و خواهرها تاثیرگذار باشد.
زمانیكه والدین با فرزندانشان به گونه ای متفاوت رفتار كنند، تحقیقات نشان داده كه در خانواده های دارای كودك معلول كودكان نیز رفتارهای متفاوتی از خود بروز می دهند اگر چه كه نمی توان گفت كه همه برادر و خواهر ها در قبال برادر یا خواهر معلول رفتار ناخوشایند بروز می دهند.
بعضی از رفتارهای والدین باعث ایجاد تعارض بین برادر و خواهرها می شود به شرح زیر است :
-زمانیكه والدین قطع نظر از معلولیت، توجه افراطی و بیشتری به یك كودك نشان می دهند اگر این حمایت افراطی با رفتارهای متناقض نیز همراه شود كودكان بیشتر دچار تعارض می شوند. این امر تاثیری منفی بر هر دو كودك (معلول و برادر یا خواهر) می گذارد.
-اگر یك كودك احساس كند كه به برادر یا خواهر او كمتر توجه می شود او ممكن است احساس گناه كند در تحقیقی نشان داده شد كه كودكان از رفتار والدینی كه كمك و توجه كمتری به كودك معلول نشان می دادند ناراحت بودند.
براساس تحقیقات Lobato رفتارهای والدینی كه در ایجاد روابط مثبت بین برادر و خواهرها تاثیرگذارند به شرح ذیل می باشند :
-والدینی كه توضیحات منطقی مطابق سطح فهم كودك درباره معلولیت برادر یا خواهر وی می دادند توانایی كنار آمدن برادر و خواهر ها را افزایش داده بود.
-در مواردی كه خدمات مداخله ای سریعتری به والدین ارائه شده بود تا آنها از فرزندانشان حمایتهای لازم را صورت دهند نیز را صورت دهند نیز روابط مثبت تری بین این برادر و خواهرها ایجاد شده بود.
2-3 نوع و شدت معلولیت
نوع و شدت معلولیت ممكن است بر سازگاری برادر و خواهرها تاثیر گذار باشد بعنوان مثال :
-نوع معلولیت می تواند بر تعداد خدمات و حمایتهایی كه از طرف سازمانهای حمایت دهنده ارائه می شود تاثیرگذار باشد.
-ویژگیهایی خاص معلولیت می تواند چالشهای خاصی را در بین اعضاء خانواده ایجاد كند.
Lobato : ارتباط غیرمستقیم را بین نوع و شدت معلولیت و رشد روان شناختی برادران و خواهران كودك معلول بدست آورد وی گزارش داد كه این فاكتور زمانی می تواند تاثیرگذار باشد كه با عوامل دیگری مانند درآمد خانواده همراه شده باشد.
3- ساختار خانواده
3-1 بعد خانوار
كودكانی كه تنها برادر و خواهر آنها به معلولیت مبتلا است در معرض آسیب بیشتری قرار دارند. Lobato در تحقیقاتش دریافت كه در خانواده هایی كه حداقل دو كودك سالم وجود دارند و فقط یك كودك مبتلا به معلولیت وجود دارد كودكان كفایت اجتماعی بیشتری از خود نشان داد و مشكلات رفتاری كمتری از خود نشان می دهند.
به نظر وی داشتن برادر یا خواهر بیشتر در خانواده می تواند به طرق زیر به سازگاری آنها تاثیرگار باشد.
-كودكانی كه بیشتر از یك برادر و خواهر دارند توانایی بالقوه ای برای حمایت از یكدیگر دارند.
-زمانیكه در خانواده چند برادر و خواهر وجود دارد انها بهتر افكار و احساسات خود را با هم درمیان می گذارند و برای یكدیگر تسلی بخش هستند.
اگرچه كه در خانواده هایی كه فرزندان بیشتری دارند كارهای مربوط به خانه و مراقبت از كودك معلول بین آنها تقسیم می شود ولی بعد زیاد خانواده درصورت عدم استطاعت مالی مشكلات زیادی را ایجاد می كند.
در تحقیقات Lobato نشان داده شد كه خانواده پرجمعیت ارتباط منفی با سازگاری برادر و خواهر دارد بطوریكه فقدان منابع مالی مورد نیاز باعث ایجاد تنش های طولانی مدت در خانواده می شود. خانواده های گسترده كه پدربزرگ و مادربزرگها و دایی و ... نیز زندگی می كنند می توانند محیط اجتماعی و حمایتی برای فرزندان و والدین ایجاد كنند.
3-2 ترتیب تولد و فاصله سنی
Lobato در بررسی هایش به این نتیجه رسید كه فاصله سنی و ترتیب تولد عامل مهمی است كه برسازگاری برادر و خواهرها تاثیرگذار است به نظر وی علت این تاثیرگذاری به این خاطراست كه دو كودك كه فاصله سنی كمی داند احتمالاً دارای علائق، توانایی ها و نیازها و امیال مشابهی هستند بنابراین این وضعیت شرایطی
99