کلوب به حیات خود ادامه می‌دهد! بخوانید ...
روانشناسان , psy_logis

روانشناسان

روانشناسان , psy_logis

روانشناسان

1,333نــــفــــــر
عضو شده اند
1,333نفر عضو شده اند
84/12/21 08:30

زیگموند فروید زیگموند فروید و تحول روانكاوی (1939ـ1856)...

روانشناسان
زیگموند فروید
زیگموند فروید و تحول روانكاوی

(1939ـ1856)



زیگموند فروید در ششم ماه مه 1856 در فری‌برگ، مراوی (كه اكنون پریبر، چكسلواكی است) به دنیا آمد. در 1990، نام میدان استالین این شهر به میدان فروید تبدیل شد. پدرش تاجر پشم بود كه چون در مراوی ورشكست شد، با خانواده‌اش ابتدا به لایپزیك و مدتی بعد، یعنی هنگامی كه فروید 4 ساله بود، به وین نقل‌مكان كرد. فروید تقریباً مدت 80 سال در وین باقی ماند.

پدر فروید 20 سال از مادرش مسن‌تر و مردی سختگیر و قدرت‌طلب بود. فروید هنگامی كه پسر خردسالی بود، ضمن احساس ترس از پدر، او را دوست می‌داشت. مادرش حمایت‌كننده و با محبت بود و فروید نسبت به او احساس دلبستگی هوس‌آلودی داشت. البته این ترس از پدر و كشش جنسی نسبت به مادر چیزی است كه بعدها فروید آن را عقده ادیپ نامید و چنین به نظر می‌رسد كه این مفهوم از تجارب دوره كودكی وی و یادآوری آنها گرفته شده باشد. چنانكه خواهیم دید بیشتر نظریه او از اهمیت شرح‌حال خودش گرفته است.

از هشت فرزند خانواده، فروید توانایی ذهنی بیشتری از خود نشان داد و خانواده‌اش برای تشویق او تلاش می‌كردند. اتاق وی تنها اتاق خانه بود كه یك چراغ نفتی داشت، كه برای مطالعه روشنایی بهتری را ایجاد می‌كرد؛ سایر اعضای خانواده از شمع استفاده می‌كردند. كودكان دیگر، كه او در برابر آنها رقابت و آزردگی خاطر بیشتری نشان می‌داد، اجازه نداشتند به تمرین موسیقی بپردازند، از بیم آنكه مبادا سر و صدا برای دانشمند جوان مزاحمت ایجاد كند.

فروید یكسال پیش از سن معمول وارد دبیرستان شد كه در آنجا شاگردی درخشان بود و در سن 17 سالگی به عنوان فردی ممتاز از آنجا فارغ‌التحصیل شد. نظریه تكامل داروین علاقه او را در مورد رویكرد علمی نسبت به دانش بیدار كرد و فروید تصمیم به تحصیل در پزشكی گرفت. به اشتغال در طبابت تمایل زیادی نداشت، اما رشته پزشكی را به این امید انتخاب كرد كه او را به حرفه‌ای دز زمینه پژوهش‌های علمی هدایت كرد.

او در 1873 تحصیلات خود را در دانشگاه وین آغاز كرد. به سبب علاقه به سایر رشته‌هایی كه رابطه مستقیم با تحصیل در رشته پزشكی نداشت، مانند فلسفه، اتمام تحصیلات او هشت سال به طول انجامید. در ابتدا توجه او به زیست‌شناسی متمركز شد و بیش از 400 مارماهی نر را برای بررسی دقیق بیضه‌‌ها كالبدشكافی كرد. او از این بررسی‌‌ها نتیجه‌ای به دست نیاورد، اما این نكته قابل توجه است كه نخستین تلاش وی در راه تحقیق به امور جنسی معطوف شد. سپس به فیزیولوژی و مطالعه درباره نخاع شوكی ماهی روی آورد و شش سال در انستیتوی فیزیولوژیكی روی یك میكروسكوپ كار كرد.

فروید در دوره تحصیل پزشكی خود آزمایش درباره داروی كوكائین را آغاز كرد. او شخصاً آن را مصرف می‌كرد و آن را در اختیار نامزد، خواهران و دوستانش نیز قرار می‌داد. از این‌رو فروید مسؤول معرفی كوكائین برای استفاده در معالجات پزشكی شناخته شده است. او نسبت به این ماده اشتیاق داشت و می‌گفت كه این ماده افسردگی او را بهبود می‌بخشد و به بهبودی سوءهاضمه مزمن او كمك می‌كند. تصور می‌كرد داروی عجیبی را كشف كرده است كه همه بیماری‌‌ها از سیاتیك تا دریازدگی را درمان می‌كند و شهرت و معروفیتی را كه مشتاقانه طالبش بود برایش فراهم می‌سازد.

اما اینطور نشد. یكی از پزشكان همكار فروید، هنگامی كه مكالمه اتفاقی فروید درباره كوكائین را شنید، با انجام آزمایش‌هایی كشف كرد كه این دارو می‌تواند برای بی‌حس كردن چشم انسان به كار بسته شود؛ و بدین‌ترتیب عمل جراحی چشم را برای نخستین بار ممكن ساخت.

فروید در 1884 مقاله‌ای درباره استفاده‌های سودمند كوكائین منتشر كرد و این مقاله تا اندازه‌ای به عنوان عاملی برای مصرف همه‌گیر كوكائین در اروپا و ایالات متحد تلقی شد كه تا سال‌های دهه 1920 ادامه داشت. فروید به خاطر جانبداری از مصرف كوكائین برای مقاصدی غیر از جراحی چشم و ترویج این آفت در جهان به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. او در بقیه عمر خود كوشید تا صحه‌ای را كه به مصرف كوكائین گذاشته بود از خاطره‌اش محو كند و حتی در شرح‌حال خود از اشاره به كارهایش در این مورد خودداری نماید.

سال‌های متمادی چنین باور می‌شد كه فروید پس از به پایان رساندن تحصیلات پزشكی مصرف كوكائین را كنار گذاشت، اما داده‌های جدید تاریخی ـ نامه‌های خود فروید ـ نشان می‌دهند كه او این دارو را دست‌كم تا ده سال پس از آن، یعنی تا دوره میانسالی، مصرف می‌كرده است (ماسون، 1985).

فروید می‌خواست پژوهش‌ةای علمی خود را در موقعیت دانشگاهی ادامه دهد، اما ارنست بروك، استاد دانشكده پزشكی و مدیر مؤسسه فیزیولوژیك كه فروید در آنجا كار می‌كرد، این تمایل را به سبب شرایط مالی فروید به یأس مبدل كرد. او به اندازه‌ای تهیدست بود كه نمی‌توانست سال‌‌ها صبر كند تا بتواند یكی از معدود كرسی‌های استادی را به دست آورد. فروید با بی‌میلی پذیرفت كه حق با بروك است، بنابراین تصمیم گرفت در امتحانات پزشكی شركت كند و به عنوان یك پزشك به شغل آزاد پزشكی اشتغال یابد.

وی در سال 1881 به دریافت درجه دكتری نائل شد و به عنوان متخصص بالینی اعصاب به كار پرداخت. او كار طبابت را پرجاذبه‌تر از آنچه كه پیش‌بینی كرده بود نیافت، اما واقعیت‌های اقتصادی در این میان پیروز شد. فروید با مارتا برنیز كه او نیز مانند خودش فقیر بود نامزد شده بود و آنها ازدواجشان را چند بار به دلیل مشكلات مالی به تعویق انداخته بودند.

فروید در سال‌های روابط عاشقانه‌اش با مارتا نسبت به هركسی كه می‌خواست توجه و محبت او را به خود جلب كند و حتی اعضای خانواده خود مارتا به شدت حسادت می‌ورزید. فروید در نامه‌ای به وی نوشت «از این به بعد تو در خانواده‌ات چیزی جز یك میهمان نیستی، من تو را به هیچكس نخواهم داد... اگر نمی‌توانی به اندازه كافی به من علاقه‌مند باشی و از خانواده‌ات چشم پوشی كنی، در این صورت ناگزیر من را از دست می‌دهی، زندگیت را تباه می‌كنی و دست آخر از خانواده‌ات چیزی به دست نمی‌آوری... در طبیعت من تمایل ظالمانه‌ای وجود دارد» (نقل از اپیگ نانسی و فارستر، 1992، صص. 30، 31).

سرانجام پس از یك دوره نامزدی چهارساله كه با ناكامی همراه بود این ازدواج صورت گرفت، اما فروید ناگزیر بود كه پول قرض كند و حتی ساعت‌هایشان را گرو بگذارد. سرانجام وضعیت آنان بهتر شد، اما فروید آن سال‌های اولیه فقر را هرگز فراموش نكرد.

ساعت‌های طولانی كار فروید مانع می‌شد كه وقت زیادی را با همسر و فرزندانش (كه شش تن بودند) بگذارند. او همچنین تعطیلات را به تنهایی با با خواهرزنش مینا می‌گذراند، زیرا مارتا قادر نبود در پیاده‌روی و گردشی كه فروید برای خود ترتیب می‌داد او را همراهی كند.

سال‌های پایانی فروید

در 1923، كه فروید به اوج شهرت خود رسیده بود، معلوم شد كه به سرطان دهان مبتلاست. شانزده سال آخر عمر او تقریباً با درد مداوم سپری شد. بر روی او 33 عمل جراحی انجام دادند و سقف دهان و فك بالایی او را برداشتند. او همچنین تحت درمان با اشعه X و رادیوم قرار گرفت و برای قطع جریان منی جراحی شد، كه بعضی از پزشكان معتقد بودند از رشد سرطان جلوگیری می‌كند. تدابیر پزشكی دهان و دندان كه برای عمل جراحی او ضرورت پیدا كرد، موجب اختلال تكلم در او شد و فهمیدن صحبت‌هایش به گونه فزاینده‌ای دشوار گردید. هرچند فروید به ملاقات شاگردان و بیمارانش ادامه می‌داد، از سایر تماس‌های شخصی اجتناب می‌كرد. او معمولاً روزانه 20 عدد سیگار برگ می‌كشید و پس از آنكه بیماریش تشخیص داده شد همچنان به كشیدن سیگار ادامه داد. (آنتونی برگس نویسنده، دیدار خود از خانه فروید در وین را كه اكنون به موزه تبدیل شده ]نیویورك تایمز، 17 اكتبر، 1984[ توصیف كرده است. در آنجا شما می‌توانید یادبود زنده‌ای از آخرین سال‌های شوم عمر فروید خریداری كنید. «شما می‌توانید یك صفحه گرامافون بخرید كه در آن ]فروید[ متوفی به زبان انگلیسی دقیق كه بر اثر به هم خوردن دندان‌های مصنوعی‌اش آزاردهنده است صحبت می‌كند».)

هنگامی كه هیتلر در 1933 به قدرت رسید، موضع رسمی حكومت نازی درباره روانكاوی وقتی كه كتاب‌های فروید در ماه مه 1933 در برلین و در برابر ازدحام مردم به آتش كشیده شد آشكار گردید. همچنانكه كتاب‌‌ها را به آتش می‌افكندند یك سخنگوی نازی فریاد می‌زد «به نابودی اغراق درباره زندگی جنسی تباه‌كننده روح و به احترام شرافت روح انسان ـ نوشته‌های زیگموند فروید را به شعله‌های آتش تقدیم می‌كنم!» (شار، 1957، ص. 446). فروید چنین اظهارنظر كرد، «چقدر داریم پیشرفت می‌كنیم. اگر در قرون وسطی می‌زیستم خودم را می‌سوزاندند، امروز به سوزاندن كتاب‌هایم قناعت می‌كنند» (به نقل جونز، 1957، ص. 182).

تا سال 1934 روانكاوان یهودی دوراندیش‌تر آلمان را ترك كرده بودند. مبارزه خشن نازی برای ریشه‌كن ساختن روانكاوی در آلمان به اندازه‌ای مؤثر بود كه دانش فروید، كه زمانی عالمگیر بود، تقریباً به‌طور كامل از میان رفت. دانشجویی در انستیتوی تحقیقات روانشناسی و روانپزشكی آلمان كه توسط نازی‌‌ها در برلین تأسیس شده بود، به یاد می‌آورد كه «هرگز نامی از فروید به زبان نمی‌آمد و كتاب‌هایش در یك قفسه بسته نگاهداری می‌شد» (نیویورك تایمز، سوم جولای، 1984). حتی امروز، یعنی بیش از 60 سال بعد بسیاری از كتاب‌های مهم روانكاوی در آلمان یافت نمی‌شود.

فروید اصرار داشت كه در وین بماند. در ماه مارس 1938 آلمان اتریش را اشغال كرد و در 15 مارس دسته‌ای از سربازان آلمان نازی به خانه‌اش یورش بردند. یك هفته بعد دخترش آنا دستگیر و بازداشت شد. فروید سرانجام متقاعد شد كه برای حفظ جان خود باید جلای وطن كند. تا اندازه‌ای به سبب دخالت دولت آمریكا، نازی‌‌ها موافقت كردند كه فروید به انگلستان برود. (چهار نفر از خواهران فروید كه در وین باقی ماندند، بعدها در اردوگاه‌های نازی‌‌ها مردند). فروید برای گرفتن روادید خروج از مرز مجبور بود مدركی را امضا كند و در آن رفتار «توأم با احترام و دوستانه» گشتاپو (پلیس مخفی) با وی را گواهی دهد و خاطرنشان سازد كه هیچگونه شكوه‌ای ندارد. او فرم را امضا كرد و عمداً این جمله كنایه‌آمیز را نیز نوشت «من از صمیم قلب گشتاپو را به هركسی توصیه می‌كنم» (به نقل جونز، 1957، ص. 226). این مطلب را ارنست جونز دوست و شرح‌حال‌نویس فروید از قول وی نقل كرده است. داده‌های تاریخی كه به تازگی به دست آمده است ـ سند اصلی كه فروید امضا كرده ـ نشان می‌دهد كه فروید این جمله را ننوشته است (دكر، 1991).

هرچند فروید در انگلستان به خوبی مورد استقبال قرار گرفت، او قادر نبود از آخرین سال عمر خود لذت ببرد زیرا سلامت او به سرعت نقصان می‌یافت. او در یادداشت‌‌های روزانه و نامه‌های خود به دوستانش از روزهای بد و درد درحال گسترش سرطان شكوه كرد. «مجبور بودم برای دوازده روز كارهایم را به تعویق بیندازم، با درد و بطری‌های آب گرم در رختخواب دراز بكشم، چیزی كه فراخور حال من نبود» (فروید، 1992، ص. 229). با وجود این، از نظر روانی هشیار بود و تقریباً تا آخرین لحظه زندگی كار می‌كرد.

فروید سال‌‌ها پیش، هنگامی كه ماكس شار را به عنوان پزشك مخصوص خود انتخاب كرد، از او قول گرفت كه نگذارد بیهوده زجر بكشد. در 21 سپتامبر 1939، او صحبت قبلی‌شان را به شار یادآور شد. «شما به من قول دادید هنگامی كه زمان مرگم فرا می‌رسد، مرا به حال خود رها نكنید. اكنون زندگی برای من چیزی جز شكنجه نیست و دیگر معنایی ندارد» (شار، 1972، ص. 529). دكتر در 24 ساعت مرفین بیش از اندازه لزوم به او تزریق كرد و سرانجام سال‌های رنج او پایان گرفت و بدرود حیات گفت.
99

    تبلیغات

    آخرین مطالب روانشناسان
    سرفصل های جدید رشته روان شناسی در مقطع کارشناسی  جدول... توهم خویشتن جملاتی از لکان (توهم خویشتن)لکان در یکی... توهم زبان توهم زبانآلن فیلسوف فرانسوی می گوید : «گفتار،... مدیتیشن ( Meditation) مدیتیشن مقدمه مدیتیشن یکى از... چرا به خدا ایمان داریم؟... نقاشی، زبان كودك نقاشی، زبان كودك است.... واقعیت درمانی ( گلاسر ) واقعیت درمانی تعریف واقعیت... دکتر محمد نقی براهنی زنده یاد دكتر محمد نقی براهنی... پرفسور سعید شاملو زندگینامه بنام خدا پروفسور سعید... دکتر علیرضا جزایری نام و نام خانوادگی : علیرضا جزایری... دكتر شكوه السادات بنی‌جمالی دكتر شكوه السادات بنی‌جمالی... دکتر سوسن سیف سابقه تحصیلی : 1ـ لیسانس روانشناسی... دکتر پریرخ دادستان نام و نام خانوادگی : پریرخ دادستان... كلارك لئونارد هال كلارك لئونارد هال (1952ـ1884) كلارك... اولریك نیسر اولریك نیسر ( ـ 1928) اولریك نیسر در... هربرت اسپنسر هربرت اسپنسر و فلسفه تركیبی (1903ـ1820)... زیگموند فروید زیگموند فروید و تحول روانكاوی (1939ـ1856)... فرانسیس گالتون فرانسیس گالتون (1911ـ1822) گالتون...