کلوب دات کام پس از 12 سال فعالیت خاموش می شود بخوانید ...
مدرن تاكینگ , modern_talkingclub

مدرن تاكینگ

مدرن تاكینگ , modern_talkingclub

مدرن تاكینگ

281نــــفــــــر
پسندیده اند
281نفر پسندیده اند
86/08/24 13:10

کنسرت توماس در شهر Heilbronn (قسمت دوم) " اوه تامی،...

مدرن تاكینگ
کنسرت توماس در شهر Heilbronn (قسمت دوم)
" اوه تامی، چکار داری می کنی؟"... " من این وسط می نشینم."... " ببینم چه می شود. ادغام کن... حالا یک آهنگ دو نفره می آید." نخستین طنین ها با تشویق مورد حمایت قرار گرفت و آن دو Something Stupid را خواندند. در کنار شوخی های کوچک، مشکلات ساده متنی و همخوانی در روی سن هم وجود داشت که توماس در آخر گفت: " اگر ما روی این موضوع کمی بیشتر کار کنیم می توانیم در کمدی شرکت کنیم." تامی در جواب: " بله؟ چطور؟ به نظرت اجرای من اشتباه بود؟" و توماس با لبخندی خشک جواب داد: " نه، اما برای من اشتباه بود!" به نظر ما، این ناهماهنگی اجرا را بسیار دلنشین کرد. " خواندن با تو همیشه زیباست تامی؛ حتی وقتی این طور تا خرخره لباس پوشیده ای!!... این آهنگی است... یادتان هست؟ که من در ARD به همراه Christina Surer آن را خواندم. کریستینا آن موقع به شدت عصبی بود. ولی به نظر من با وجود استرس کارش را عالی انجام داد. آهنگ باید حتما زنده اجرا می شد. تجربه خیلی زیبایی بود." آخرین دیدار Fanclub را یادتان می آید؟ آن جا آهنگی بود که واقعا هرگز فراموش نشد. وقتی توماس آن بالا روی سن شروع به سوت زدن کرد، طرفداران دوآتیشه و همیشه همراه، دقیقا فهمیدند که حالا نوبت Can’t Smile Without You است. دقیقا مثل پارتی، همه طرفداران حاضر در Altes Theater شروع به سوت زدن کردند و وقتی توماس پرسید: " نمی دانم... شماها بلدید سوت بزنید؟" و بعد با گفتن: " این قدرها هم آسان نیست" آهنگ کلاسیک Barry Manilow به گوش رسید. حالا اولین بخش اجرا تقریبا به پایان رسید و به نظر توماس: " ما الان یک استراحت کوتاه برای تجدید قوا داریم . بعد من می توانم یک دور دیگر بدوم... حالا این طور نخندید... من هم باید برقصم، خسته و کوفته ام. بدن واکنش نشان می دهد. هر روز صبح از من می پرسد: هنوز کاملا درست کار می کنی؟ واقعا اعصاب خرد کن است. ساعت های اول فقط برای حفظ حالت است... من و حفظ حالت؟؟؟؟ هی... تمرین اش را کرده ام... اما این حفظ حالت... شانه ها پایین، باسن به داخل، ستون مهره ها رو به بیرون و اوه! بعضی وقت ها فکر می کنم آن [بدنم] یک کیسه غلات خیس خورده است. اما خوشحالم. هم رقصم سوفیا به من قول داد که من را تا 30/6 روی فرم می آورد، به طوری که من نمی توانم خودم را بشناسم. اما قبل از اینکه استراحت واقعی انجام شود، آهنگ دیگری بود که باز هم اعلام نشد و توماس حسابی هیجان زده بود بداند آیا ما آهنگ را می شناسیم یا خیر. ما واقعا مجبور شدیم گوش هایمان را تیز کنیم و به شدت متعجب شدیم! این آهنگ چنان حیرت انگیز تنظیم مجدد شده بود که واقعا به مدتی وقت نیاز داشت تا بدانیم کدام آهنگ MT می تواند باشد.Brother Louie جدید خیلی فرق کرده بود و حتی مقداری از جاذبه موسیقی فرانسوی را هم به صورت گذرا داشت. فوق العاده عالی!! کاملا شاداب و سرحال برای مدتی کوتاه از سالن خارج شدیم... اکثر مهمانان از زمان استراحت برای تقویت خودشان و نوشیدن چیزی استفاده کردند. اینجا هم Altes Theater چیزهای خوشمزه ای تدارک دیده بود. مسلما یک یا چند تایی هم "سلام" دوستانه در بین طرفداران همیشه حاضر به گوش رسید. چون متاسفانه قبل از کنسرت، زمان آن قدر کم بود که همه نتوانستند با هم احوال پرسی کنند. مثل همیشه زیباست که آدم قیافه های آشنا را در چنین رویدادهایی ملاقات کرده و با آنها گپ بزند یا بتواند جدیدترین اخبار را تعریف کند. حالا چون تقریبا هر کس یک دستگاه دوربین در کیفش داشت، فرصت را غنیمت شمردیم و چند عکس یادگاری هم گرفتیم ;-) کم کم وقت استراحت هم به پایان رسید و همه سر جای خود برگشتند. کاملا هیجان زده و مسرور از قسمت اول کنسرت، منتظر توماس بودیم. نور صحنه به پایین متمایل شد و در حالی که هنوز صداهای درهم و برهم پرهیجان را می شنیدیم، موزیک آغاز شد. چند ثانیه بعد توماس که حالا لباس مشکی پوشیده بود، برای دومین بار در این بعد از ظهر وارد سن کوچک شد و باز هم مورد استقبال شدید قرار گرفت. پس از مقدمه ای طولانی، توماس شروع به خواندن Where Do I Begin? کرد. هر کسی این آهنگ را به طریقی شنیده، ولی این یکی کاملا ناآشنا بود. باس نقش خیلی مهمی داشت و صدای توماس در بعضی جاها در صدای سالن گم می شد. تماشاگران هیجان زده بودند. " به نیمه دوم برنامه خوش آمدید. جای چه کسانی خالی است... چه کسانی رفته اند؟ ;-) این هم آهنگی بود که من هرگز نخوانده بودم. آهنگ اصلی از Lady Shirley Bassey است، البته با یک تنظیم غیر معمول. به نظر آخیم و من این آهنگ خیلی عالی بود و فکر کردیم باز هم یک دیوانه بازی دیگر درآوریم." " حالا به یک چیز جدید می رسیم... نه، اصلا نمی خواهم اسمش را دیوانه بازی بگذارم... باید کمی توضیح بدهم. این آهنگی است که من سال 1972 برای اولین بار در آمریکا شنیدم. آهنگ و اجرای آن از کاناداست... و اگر بخواهم خودمانی بگویم هیچ بنی بشری این آهنگ را نمی شناسد. اما در کانادا وحشتناک معروف است." در پاسخ به سوالش " آیا کسی از شما Roch Voisine را می شناسد؟؟؟؟" از میان تماشاگران یک بعله بلند شنیده شد! " بععععله؟.... کی بود؟؟؟..... اوه.... La France.... Oh bien sur ". همه فرانسوی ها بیرون.... چه کسی از آلمان Roch Voisine را می شناسد؟ او هنرمندی خارق العاده است و آهنگی دارد که من فکر می کنم: هی، چرا این آهنگ گیر من نیامد؟ چرا من کسی را ندارم که این آهنگ را به من بدهد... آخیم... مردم.... آهنگی سحرآمیز، کاملا آرام، ملایم و صمیمی." در حالی که آخیم کاملا در گوشه سن پشت کیبورد می نشست، توماس پشت پیانو جای گرفت و آهنگ را که یقینا تمام حضار را تحت تاثیر قرار داد، خواند. در سالن صدا از کسی بلند نمی شد و سکوت محض بود... پیانو و صدای او... کاملا و ظریف و بعد دوباره صدای قوی و نیرومند. مو بر تن همه سیخ شد. به نحوی غیر قابل توصیف زیبا... و مطمئنا نه فقط برای TA-Fan های همیشه حاضر آهنگ لذت بخشی بود! تشویقی که توماس برای آهنگ Am I Wrong دریافت کرد گویای همه چیز بود!!!! " خیلی ساده و بدون تنظیم خاص که آهنگ ارجینال آن هم همین طور است. این آهنگ توسط من و آخیم نواخته نشده، بلکه توسط ارکستر سمفونی لندن زده شده، اما آنها امروز اینجا روی سن جا نمی شدند. وگرنه من با کمال میل دعوت شان می کردند. آنها هم می پذیرفتند. من ازشان پرسیدم، وقت داشتند.... :-) " " همه چیزهایی که تا الان شنیدید، آهنگ هایی هستند که خیلی خوب می شناسید. حالا شاید بعضی از آنها را کمتر و بعضی ها را بیشتر... درست است که با تنظیم های جدید آنها را می شنوید، اما به یاد این آهنگ ها می افتیم. ما آهنگ ها را می شنویم و  بعد ناگهان آنها را با یک خاطره ، امیدوارم یک خاطره خوب، پیوند می دهیم. و این تاثیری است که موسیقی می گذارد. موسیقی در حقیقت احساسی است که تقویت شده و ما را در زمانی که دوستش داشتیم به عقب می برد. وقتی ما در راه و در جاده هستیم، مثل امروز:.... راستی، شما هم در ترافیک گیر کرده اید؟... آه... از آنجا که من شما را می شناسم، شما دیروز هم اینجا بودید. من یک ساعت در ترافیک بودم." در پاسخ به فریاد تماشاگران:" خب ما می توانیم بلیت ها را بخوانیم" توماس خیلی خشک جواب داد: " من هم یک سیستم ردیابی دارم...!... و آن وقت آدم رادیو گوش می کند، شاید یک کمی با صدای بلند. و بعد ناگهان بار دیگر این خاطره ها بر می گردند و شخص پیش خودش می گوید: هی، چه زمان زیبایی بود." طبیعتا طرفداران دو آتیشه می دانستند آهنگ بعدی چه باید باشد و این آهنگ تقریبا مثل همانی بود که ما در آهنگ گراند پریکس خودمان Songs That Live Forever ، با آن خواندیم. " حدود یک سال از آن موقع می گذرد. امسال هم دیگر حوصله شرکت کردن را نداشتم ;-) . اما شاید یک موضوعی درباره گراند پریکس باشد که دلم می خواهد بگویم.... من کسی هستم که عقیده دارد این سیاست درستی نیست که در آنجا به کشورها امتیاز داده می شود. به نظر من این یک داستان سلیقه ایست. من دیده ام که کشورهای اروپای شرقی سلیقه خودشان را خیلی بیشتر ترجیح می دهند. چطور می شود که یک کارگر از پرتقال همان سلیقه را داشته باشد که یک کشاورز روسی دارد؟ چنین چیزی اصلا ممکن نیست. به نظر من ما نمی توانیم Eurovision Song contest را کنار بگذاریم. چون در این صورت چیزهایی تغییر خواهد کرد. برای همین من به خاطر راه حلی که ARD پیدا می کند، هیجان زده ام. به هر حال.... حالا این یک مقاله فرهنگی در روزنامه Heilbronner Stimme یا چیزی مشابه آن نبود.... حالا به آهنگی می رسیم که اسمش را نمی گویم... این هم در پوشش جدیدی از موسیقی قرار دارد. اما باز هم آهنگ فوق العاده ایست. آهنگ جدید Cheri Cheri Lady هم با استقبال عالی تماشاچیان مواجه شد و می شود گفت که یک "پروژه هم خوانی" بود که در پایان با کف زدن های ممتد ختم شد. " با یک چنین Cheri Cheri Lady چه کار می توان کرد؟ این آهنگ برای من از همه سخت تر بود. چون ریتم آن کاملا تغییر کرده است و من با متن عادی آن هم کنار نیامدم. اینکه آهنگ را به این ریتم برگردانم خیلی مشکل است..."
99

    تبلیغات

    آخرین مطالب مدرن تاكینگ
    آشنایی با 50 ستاره موسیقی تاریخ آلمان 50 ستاره موسیقی... اینجا چه کسی بابانوئل است؟... کنسرت توماس در شهر Heilbronn (قسمت سوم) چون ما تازه... کنسرت توماس در شهر Heilbronn (قسمت دوم) " اوه تامی،... کنسرت توماس در شهر Heilbronn (قسمت اول) سلام به همه... توماس کاملا ناشناس!... دیتر بوهلن در نمایشگاه تجهیزات رادیویی برلین سلام... مصاحبه با دیتر بوهلن این مصاحبه مربوط میشه به پنج... حمله به دیتر بوهلن و بستن او حمله به دیتر بوهلن و... هرگز دوباره مدرن تاکینگی در کار نخواهد بود؟... سی ویکمین مراسم اهدای Goldenes Lenkrad (فرمان طلایی)... همه چیز در مورد مدرن تاکینگ !... مصاحبه جدید با توماس اندرس                               ... حقایق محض در مورد جدایی استفانیا و دیتر بوهلن                                SIE... توماس آندرس و گروهش ( کنسرت در جشن شهری در Zweibrücken)... توماس آندرس اکنون پاپ بزرگسالان را کار می کند مدرن... توماس در نقش تست کننده شراب اینکه توماس در زمینه... Holiday on Ice in Moskau در 17 مارس 2006 در مسکو... آندرس بدون بولن کاملا متفاوت است Kiel-او با شجاعت... گفتگو با توماس اندرس خانواده من تمام خوشبختی من است...