کلوب دات کام پس از 12 سال فعالیت خاموش می شود بخوانید ...
مدرن تاكینگ , modern_talkingclub

مدرن تاكینگ

مدرن تاكینگ , modern_talkingclub

مدرن تاكینگ

281نــــفــــــر
پسندیده اند
281نفر پسندیده اند
85/06/23 07:30

توماس آندرس و گروهش ( کنسرت در جشن شهری در Zweibrücken)...

مدرن تاكینگ
توماس آندرس و گروهش ( کنسرت در جشن شهری در Zweibrücken)
                                                            توماس آندرس و گروهش
                                                    کنسرت در جشن شهری در Zweibrücken
"بهترین در آخر"- شاید برگزارکنندگان جشن شهری Zweibrücken هم این فکر را کرده اند وقتی که با توماس و گروهش  برای یک کنسرت 90 دقیقه ای در یکشنبه 3.7.2006 قرار گذاشتند.
اگرچه Zweibrücken خیلی هم به ما نزدیک نبود، ما بسیار خوشحال شدیم که باز هم می توانیم کنسرتی از توماس آندرس را ببینیم. بنابراین با خوشحالی فراوان برنامه آخر هفته مشترکمان را برنامه ریزی کردیم. از قبل هم می شد فهمید که این آخر هفته ما با وجودی که زیبا خواهد بود، اما یقینا همراه با سختی و فشار است. پس از چندین هفته گرما در آلمان، خودمان را از نظر روحی و جسمی برای سفر وحشتناک 6 ساعته ای در اتومبیل فاقد کولر آماده کردیم.
پس از اینکه Yvette و من در روز شنبه نزد Astrid در هانوفر رفتیم، در صبح روز یکشنبه مجهز با یخدان، یخ و بطری های آب به سمت Zweibrücken راه افتادیم. با وجود گرما، هوا به نظر می رسید که با ما کنار آمده است، آسمان ابری بود که 550 کیلومتر رانندگی را یقینا قابل تحمل می کرد. به Zweibrücken که رسیدیم فورا چمدان هایمان را به هتل بردیم و به جست و جوی میدان الکساندر (Alexanderplatz) پرداختیم تا اطراف را بشناسیم. آنجا هم فورا آشنایان زیادی را دیدیم که احتمالا تفکراتی مثل ما داشتند. پس از کمی حال و احوال و تغذیه اندک، خداحافظی کردیم و به هتل رفتیم تا برای تست صدا که در ساعت 18 آغاز می شد، استراحت کنیم و شاداب شویم.
کمی قبل از ساعت 18 دوباره آماده شدیم و به سمت میدان الکساندر رفتیم. تیرگی ترسناک آسمان باعث شد که با احتیاط  سقف اتومبیل را ببندیم. و چند لحظه بعد فهمیدیم که ایده بدی هم نبود. باران به شدت شروع به باریدن کرد و ما زیر یک درخت پناه گرفتیم. فقط چند لحظه بعد صاعقه زد و آسمان غرید و ما زیر یک پارکینگ سقف دار پناه گرفتیم. وقتی نخستین اشعه های خورشید به پیاده رو تابید و سقف ها جمع شدند، دیگر به نظرمان جالب نبود و برای تجهیزات روی سن نگران بودیم. 7 هفته گرمای کشنده و بدون حتی یک قطره باران و دقیقا همین حالا...!!!!
کم کم ساعت 18:30 شد. در وقفه ای که از باران ایجاد شد، سریعا به سمت سن رفتیم که اکنون خیس آب شده بود و آخیم و دیگر نوازندگان هم آنجا بودند و سازهایشان را تست می کردند و آنها را می نواختند. باز هم چهره های آشنای بسیاری را دیدیم که همه با موفقیت کم یا زیاد تلاش می کردند زیر یکی از چترها، از باران خود را حفظ کنند.
کمی بعد Tammy، Alexa و توماس هم آمدند و برای همین آواز به بهترین نحو ممکن انجام شد. در ابتدا هر دو دخترها آنجا بودند و کمی طول کشید تا متخصص صدا و خودشان راضی شدند. بعد نوبت توماس شد و در کوتاه ترین زمان صدای "متشکرم" بلندی از طرف Timo Müller که مسئول صدا بود شنیده شد. که توماس هم خیلی خوشحال گفت: " یعنی چه متشکرم؟ بقیه همگی 30 دقیقه اینجا خواندند و من باید بعد از 30 ثانیه دست نگه دارم......"
تست صدا تقریبا طولانی شد، چون اجرا همیشه هم ایده آل نبود. گاهی خواننده ها یا نوازنده صدایی از گوشی ها نمی شنیدند و گاهی یک یا چند عدد از سازها صدایشان خیلی یواش یا خیلی بلند بود. وقت تنگ بود اما با این حال استرس های غیر قابل چشم پوشی به توماس و آخیم فشار می آوردند. آنجا خبر های نه خیلی جدی هم برای مقابله و قطع رابطه دوستی وجود داشت. خیلی خندیدیم وقتی دعواهای لفظی بین این دو رد و بدل شد. آخیم:" من می توانم گیتار بیشتر و توماس کمتری استفاده کنم... من که چیزی نگفتم... این پایان یک دوستی خوب بود..." توماس: "... این پایان شغل تو خواهد بود.... ها ها..." یا توماس خطاب به متخصص صدا: " نه فقط این قدر میلی متری آقای مولر... می توان این پیچ را هم 2 تا 3 میلی متر هنگام اجرای آهنگ حرکت داد، سوت نخواهد کشید!"
حدود ساعت 20 به نظر رسید که بالاخره همه چیز جور است. توماس و افرادش برای :بهترین های" گروه جا باز کردند، که اینها می بایست از ابتدای کنسرت بنوازند. از آن جا که این کار تازه می بایست در ساعت 22 آغاز گردد، رفتیم چیزی خوردیم و دقیقا راس ساعت برای آغاز کنسرت در جلوی سن قرار گرفتیم.
درست در ابتدای کنسرت A Foggy Day و Arthur’s Theme را شنیدیم. برای کسانی که در هیچ کدام از سه Showcase حضور نداشتند این آهنگ ناآشنا بود، چون اصلیت این آهنگ به قبل از زمان ما می رسد- به سال 1937. بعد توماس با تماشاچیان احوال پرسی کرد و خیلی خوشحال بود که باران بند آمده است:
" عصر به خیر Zweibrücken ! حال همگی خوب است؟ خدا را شکر هوا دست نگه داشت. من امروز بعد از ظهر سکته کردم و فکر کردم که حالا چه باید بکنیم؟ این همه چتر به یکباره... خوشحالم که شما اینجایید و خوشحالم که ما هم اینجاییم. مدام سوال می شود که توماس آندرس برای این بعدازظهر چه خواهد آورد؟ و من فقط یک چیز می توانم بگویم:" من یک اجرای منتخب خواهم داشت، یعنی آهنگ های بسیار بسیار زیادی و یقینا مدرن تاکینگ هم در این بین خواهد بود، هیچ سوالی هم در بین نیست!!! مدرن تاکینگ متعلق به من است، مثل قلبم. من عاشق مدرن تاکینگ هستم، ما کار فوق العاده ای داشتیم. یعنی آهنگ های بسیاری خواهند بود، ترانه های مختلف و من امیدوارم که مردم هم دقیقا آن را احساس کنند، البته این امیدواری همیشه هنگامی که مخصوصا برنامه ای برای بعدازظهر تدارک دیده شده خیلی سخت خواهد بود. یک چیز دیگر را هم باید بگویم: من امروز با نوازندگانی فوق العاده اینجا روی سن هستم، افرادی فوق العاده.... اما اگر بخواهم آنها را معرفی کنم، برنامه باز هم به تعویق خواهد افتاد چون برخی از آنان کارهای مجزای دیگری هم داشته اند."
بعد از Some People باز هم توماس با تماشاچیان صحبت کرد: "نمی دانم شما هم همین حس را دارید یا نه. گاهی روزهایی هستند که در آن همه چیز بسیار عالی پیش می رود... آدم صبح از خواب بر می خیزد، خورشید می تابد و آدم فکر می کند:" دیگر بهتر از این نمی تواند اتفاق بیفتد!" روزهایی وجود دارند که آدم خوشحال می شود عصر ها به خانه بیاید تا شاید با زنش، با شوهرش یا با خانواده اش بعدازظهری زیبا را بگذراند و پیش خودش فکر می کند:" چه روز زیبایی".
بعد از آهنگ توماس برای ما توضیح داد:" من باید مطلبی را درباره این آهنگ بگویم، چون این آهنگ اصلا وجود ندارد... چه حرف احمقانه ای... مسلم است که این آهنگ وجود دارد ;-) من 4-5 هفته قبل آن را به عنوان هدیه دریافت کردم، آن هم از طرف Volcan (از طرف Orange Blue) که در صندوق پستی من بود. Volcan با من تماس گرفت و گفت:" من آهنگ فوق العاده ای دارم!" بله، و به نظر من خیلی عالی بود که ما آن را برای امروز حاضر کردیم و امیدوارم که برای همه شما یک "بعد از ظهر زیبا" باشد.
در قسمت ابتدایی کنسرت توماس و گروهش بیشتر آهنگ های آلبوم جدید Songs Forever را اجرا کردند. طرفداران دو آتیشه توماس مسلما می دانستند چه آهنگی در پی خواهد آمد وقتی که این معرفی را شنیدند:" در آلبوم من آهنگی هست که خیلی برایم مهم است. نمی دانم شما چه حسی دارید وقتی که آدم این طور در خانه باشد؟ واقعا چند بار نزد شریک زندگی اش می رود و از صمیم قلب به او می گوید:" تو مهم ترین چیزی هستی که من دارم." من خودم این طور حس می کنم، وقتی که آدم از در خانه خارج می شود... کلید را جلوی کمد می گیرد و می گوید:" خداحافظ عزیزم...." ...و تق، در بسته می شود. اما واقعا آدم چند بار آگاهانه می گوید: "تو در تمام زندگی ام بزرگترین نعمت هستی." این آهنگ هم در همین باره است. سپس نخستین طنین های Have I Told You Lately به گوش رسید.
همزمان با این آهنگ های آرام مثل Have I Told You Lately یا For Your Eyes Only نور شمع در میان جمعیت تابیده شد و می شد علاوه بر صدای توماس از توانایی اعضای گروه در آرامش کامل لذت برد. از آنجا که آهنگ به جز سازهای زهی آن به صورت زنده اجرا می شد، توماس هم فضای کافی برای مانور کردن داشت.
در طول کنسرت توماس اعضای گروهش را معرفی کرد. درباره Tammy و Alexa که خواننده های بک گراند بودند، سورپریز خاصی وجود داشت. در خلال برنامه توماس جای خودش را به دختران داد به طوری که هر یک از آنها توانستند آهنگ خودشان را اجرا کنند.
Tammy به عنوان اولین نفر، آهنگش Ich w
99

    تبلیغات

    آخرین مطالب مدرن تاكینگ
    آشنایی با 50 ستاره موسیقی تاریخ آلمان 50 ستاره موسیقی... اینجا چه کسی بابانوئل است؟... کنسرت توماس در شهر Heilbronn (قسمت سوم) چون ما تازه... کنسرت توماس در شهر Heilbronn (قسمت دوم) " اوه تامی،... کنسرت توماس در شهر Heilbronn (قسمت اول) سلام به همه... توماس کاملا ناشناس!... دیتر بوهلن در نمایشگاه تجهیزات رادیویی برلین سلام... مصاحبه با دیتر بوهلن این مصاحبه مربوط میشه به پنج... حمله به دیتر بوهلن و بستن او حمله به دیتر بوهلن و... هرگز دوباره مدرن تاکینگی در کار نخواهد بود؟... سی ویکمین مراسم اهدای Goldenes Lenkrad (فرمان طلایی)... همه چیز در مورد مدرن تاکینگ !... مصاحبه جدید با توماس اندرس                               ... حقایق محض در مورد جدایی استفانیا و دیتر بوهلن                                SIE... توماس آندرس و گروهش ( کنسرت در جشن شهری در Zweibrücken)... توماس آندرس اکنون پاپ بزرگسالان را کار می کند مدرن... توماس در نقش تست کننده شراب اینکه توماس در زمینه... Holiday on Ice in Moskau در 17 مارس 2006 در مسکو... آندرس بدون بولن کاملا متفاوت است Kiel-او با شجاعت... گفتگو با توماس اندرس خانواده من تمام خوشبختی من است...