کلوب ازدواج

کلوب ازدواج

206,757نــــفــــــر
عضو شده اند
206,757نفر عضو شده اند
91/09/23 07:55

خلاصه قسمت آخر سریال “عمر گل لاله” در آخرین قسمت...

کلوب ازدواج
خلاصه قسمت آخر سریال “عمر گل لاله”
در آخرین قسمت سریال عمر گل لاله، شخصیت های زیادی به داستان اضافه خواهند شد. لاله در کمال ناباوری می میرد زیرا در هنگام زایمان بعد از این که لاله تصادف می کند دکتر با این که از چنار می پرسه فقط باید یا لاله جناب پیدا کند یا بچه و چنار جواب می دهد لاله، اما این لاله است که می میرد. و چنار با خواهر لاله دوست شده و به او پیشنهاد ازدواج می دهد. در حالی که چنار با دختران زیادی هم رابطه دارد.با مردن لاله چنار مجبور می شود خودش بچه را بزرگ کند. در این بین دختری دیگر به داستان اضافه می شود که نام او توپراک است. توپراک هم عاشق چنار است و یسین و توپراک برای به دست آوردن چنار با هم رقابت می کنند.چنار هم با توپراک ازدواج می کند اما ازدواج آنها زیاد دوام نمی آورد و در آخر یشیم به آرزویش می رسد و با چنار ازدواج می کند
99

تبلیغات

آخرین مطالب کلوب ازدواج
از همان آغاز راه ما کمی از هم جدا بود تو مثل یک شاعر... تو لیلی نیستی من اما مجنون حرف هات می شوم دیوانه... همگان به جست‌ و جوی خانه می‌ گردند من کوچه‌ ی خلوتی... گاهی خوابت را می‌بینم بی‌صدا بی‌تصویر مثلِ ماهی در... ی پرنده زیبا زخم بالت را که می‌بستم عاشقت شدم نباید... وقتى تو میایى به سرزمینى خوشبخت بدل مى شوم به سرزمینى... فـآرسی بَـلد نیست فـَرآنســه رآ بهتر مـی فـَهـمـد... گاهی که نگاهی به اطرافم می کنم دیوانه می شوم.... ... سقف آسمان دلم سخت ترک برداشته قدری آرام ترقدم... نام زیبای تو را در کتیبه ای از جنس عاطفه حک خواهم... بدون متن بدون متن بدون متن بدون متن بدون متن بدون متن زندگی یعنی: اعتماد کردن به احساسات استفاده از فرصتها... انسانهای خوب خوشبختی را تعقیب نمیکنند درجدال برای... بیش ترین عشق جهان را به سوی تو می آورم از معبر فریادها... دل را از پیله ی قهرش بیرون خواهم کشید واژه ها را... مرهم بودن، چراغی است که پیش از همه خانه خود شخص را... هر داشتی را به نداشته هایت نفروش گاه اگر نداشته هایت... در نوبتی دوباره دلت را مـرور كن از غم به هر بهانه... عشق جایی می تپد که تو باشی پس باش آنجا که باید باشی... نزدیکت می شوم بوی دریا می آید دور که می شوم صدای... چندیست درهوای تو پرواز می كنم با واژه های تب زده... هنوز وقتـے آسمان ِ دلمـــ ابریست لمس ِسبك ِ دستان... جایی میان قلب هست که هرگز پر نمی شود و حتی در بهترین... باران که بزند؛ یاد تو از هزاران فرسنگ ها، در آبادی... هـوای بـاران دارد دلـی کـه بـی هـوا بـه کوچـه زده...