کما , komaclub

کما

کما , komaclub

کما

137نــــفــــــر
عضو شده اند
137نفر عضو شده اند
86/11/16 15:24

تعریف انسان درتعریف انسان انسان ؛ موجودی است دو پا...

کما
تعریف انسان
درتعریف انسان انسان ؛ موجودی است دو پا ؛ که دارای دو گونه اعتقاد است : یکی مخصوص زمانی است که وضعش روبراه است و کبکش خروس می خواند .و دیگری ویژه دورانی است که اوضاعش قمر در عقرب است . این اعتقاد نوع دوم را “ مذهب “ میگویند انسان ؛ اساسا موجود مفیدی است .زیرا بعنوان سرباز به کام مرگ میرود تا بهای سهام نفت را بالا ببرد
انسان ؛ موجود مفلوکی است که زیر خروار ها خاک مدفون میشود تا سود صاحبان معادن را افزایش بدهد انسان ؛ موجودی است که در کنار خوردن و خوابیدن و بچه پس انداختن ؛ عادت به شلوغ کردن و گوش ندادن به حرفهای دیگران دارد .از این جهت شاید بهتر باشد انسان را بعنوان موجودی که هرگز به سخنان دیگران گوش نمیدهد تعریف کرد . البته انسان اگر عاقل باشد این کارش زیاد هم غلط نیست ؛ زیرا این روز ها حرفی که قابل شنیدن باشد زده نمی شود انسان ؛ چشم دیدن آنرا ندارد که همنوعش هم چیزی داشته باشد . بهمین خاطر است که قوانین را وضع کرده است .یعنی اگر انسان اجازه انجام عملی را نداشته باشد دیگران هم نباید چنین اجازه ای داشته باشند انسانها به دو گروه مشخص قابل تقسیم اند
یکی بخش نرینه – یعنی آقایان _ که مایل به تفکر نیست
و دیگری مادینه – یعنی علیا مخدرات – که قادر به تفکر نیست انسان ؛ موجودی گیاهخوار – گوشتخوار است .و البته در بسیاری از مواقع از خوردن گوشت همنوعان خود هم خودداری نمی کند انسان ؛ موجودی سیاسی است که دوست دارد همچون تکه خمیری گلوله شده زندگی کند . هر گلوله ای از گلوله های غریبه متنفر است چون آنها گلوله های غریبه اند .او ضمنا از گلوله های خودی هم تنفر دارد . این تنفر آخری را “ وطن پرستی “ میگویند هر انسانی دارای یک جگر ؛ یک طحال ؛ یک ریه ؛ و یک پرچم است .تمامی این چهار عنصر برای او اهمیت حیاتی دارند ؛ اما انسان هایی وجود دارند که جگر یا طحال ندارند و یا آنکه نصف ریه شان کار نمی کند ؛ اما انسان بدون پرچم اصلا وجود ندارد انسان قادر است ناتوانی جنسی خود را به شکل های مختلف جبران کند !و برای این کار ابزار مختلفی در اختیار دارد : مثل : گاو بازی ؛ آدمکشی ؛ ورزش ؛ و یا محاکمات قضایی زمانی که انسان متوجه میشود که دیگر نمی تواند کون مبارکش را تکان بدهد ؛ آنوقت تازه حکیم و فیلسوف و متدین میشود . در این زمان است که از چشیدن انگور های ترش جهان چشم می پوشد و این کار را “ بازگشت درونی به خویش “ نام می نهد انسان ها وقتی پیر میشوند معمولا فراموش میکنند که آنها نیز زمانی جوان بوده اند و یا فراموش میکنند که دیگر پیر شده اند . و جوانها هم قادر به درک این واقعیت نیستند که آنها هم روزی پیر خواهند شد انسان ؛ موجودی است که علاقه ای به مردن ندارد چون نمی داند بعد از مرگش بر سرش چه خواهد آمد .اما آنهایی هم که خیال میکنند گویا میدانند بعد از مرگ بر سر شان چه خواهد آمد ؛ مایل به مردن نیستند و می خواهند باز هم دوران پریشانی خود را کمی طولانی تر کنند . منظور از کمی البته تا ابد است انسان موجودی است که شلوغ میکند ؛ موسیقی بد میسازد ؛ شعر های مزخرف میسازد .و اجازه میدهد که سگش شبانه روز پارس بکند .البته بعضی اوقات هم ساکت میشود اما این زمانی است که دیگر مرده است در کنار انسانها موجودات دیگری هم بنام ایرانی ها ؛ ساکسونی ها و امریکایی ها وجود دارند که بعدا به بیولوژی آنها خواهیم پرداخت نوشته شهرام قهرمانی
99