گلباران , golbaran

گلباران

گلباران , golbaran

گلباران

111,109نــــفــــــر
عضو شده اند
111,109نفر عضو شده اند
96/10/12 13:02

مردی ساده چوپان شخصی ثروتمند بود و هر روز در مقابل...

گلباران
مردی ساده چوپان شخصی ثروتمند بود
و هر روز در مقابل چوپانی اش پنج درهم از او دریافت میکرد.
یک روز صاحب گوسفندان به چوپانش گفت:
میخواهم گوسفندانم را بفروشم چون میخواهم به مسافرت بروم
و نیازی به نگهداری گوسفند و چوپان ندارم و میخواهم مزدت را نیز بپردازم.
پول زیادی به چوپان داد اما چوپان آن را نپذیرفت و مزد اندک خویش را که هر روز در مقابل چوپانی اش دریافت میکرد و باور داشت که مزد واقعی کارش است، ترجیح داد.
چوپان در مقابل حیرت زدگی صاحب گوسفندان، مزد اندک خویش را که پنج درهم بود دریافت کرد و به سوی خانه اش رفت.
چوپان بعد از آن روز که بی کار شده بود، دنبال کار می گشت اما شغلی پیدا نکرد ولی پول اندک چوپانی اش را نگه داشت و خرج نکرد به امید اینکه روزی به کارش آید
در آن روستا که چوپان زندگی می کرد مرد تاجری بود که مردم پولشان را به او می دادند تا به همراه کاروان تجارتی خویش کالای مورد نیاز آنها را برایشان خریداری کند.
هنگامی که وعده سفرش فرا رسید، مردم مثل همیشه پیش او رفتند و هر کس مقداری پول به او داد و کالای مورد نیاز خویش را از او طلب کرد.
چوپان هم به این فکر افتاد که پنج درهمش را به او بدهد تا برایش چیز سودمندی خرید کند.
لذا او نیز به همراه کسانی که نزد تاجر رفته بودند، رفت. هنگامیکه مردم از پیش تاجر رفتند ، چوپان پنج درهم خویش را به او داد.
تاجر او را مسخره کرد و خنده کنان به او گفت:
با پنج درهم چه چیزی می توان خرید؟
چوپان گفت: آن را با خودت ببر هر چیز پنج درهمی دیدی برایم خرید کن.
تاجر از کار او تعجب کرد و گفت: من به نزد تاجران بزرگی میروم و آنان هیچ چیزی را به پنج درهم نمیفروشند، آنان چیزهای گرانقیمت میفروشند.
اما چوپان بسیار اصرار کرد و در پی اصرار وی تاجر خواسته اش را پذیرفت.
تاجر برای انجام تجارتش به مقصدی که داشت رسید و مطابق خواسته ی هر یک از کسانی که پولی به او داده بودند ما یحتاج آنان را خریداری کرد .
هنگام برگشت که مشغول بررسی حساب و کتابش بود، بجز پنج درهم چوپان چیزی باقی نمانده بود و بجز یک گربه ی چاق چیز دیگری که پنج درهم ارزش داشته باشد نیافت که برای آن چوپان خریداری کند.
صاحب آن گربه می خواست آن را بفروشد تا از شرش رها شود ، تاجر آن را بحساب چوپان خرید و به سوی شهرش بر می گشت
در مسیر بازگشت از میان روستایی گذشت، خواست مقداری در آن روستا استراحت کند ، هنگامی که داخل روستا شد ، مردم روستا گربه را دیدند و از تاجر خواستند که آن گربه را به آنان بفروشد .
تاجر از اصرار مردم روستا برای خریدن گربه از وی حیرت زده شد. از آنان پرسید: دلیل اصرارتان برای خریدن این گربه چیست؟
مردم روستا گفتند: ما از دست موشهایی که همه زراعتهای ما را می خورند مورد فشار قرار گرفته ایم که چیزی برای ما باقی نمی گزارند.
و مدتی طولانی است که به دنبال یک گربه هستیم تا برای از بین برن موشها ما را کمک کند.
آنان برای خریدن آن گربه از تاجر به مقدار وزن آن طلا اعلام آمادگی کردند .
هنگامی که تاجر از تصمیم آنان اطمینان حاصل کرد، با خواسته ی آنان موافقت کرد که گربه را به مقدار وزن آن طلا بفروشد.
چنین شد و تاجر به شهر خویش برگشت ، مردم به استقبالش رفتند و تاجر امانت هر کسی را به صاحبش داد تا اینکه نوبت چوپان رسید ، تاجر با او تنها شد و او را به خداوند قسم داد تا راز آن پنج درهم را به او بگوید که آن را از کجا بدست آورده است؟
چوپان از پرسش های تاجر تعجب کرد اما داستان را بطور کامل برایش تعریف نمود.
تاجر شروع به بوسیدن چوپان کرد در حالی که گریه می کرد و می گفت: خداوند در عوض بهتر از آن را به تو داد چرا که تو به روزی حلال راضی بودی و به بیشتر از آن رضایت ندادی.
در اینجا بود که تاجر داستان را برایش تعریف کرد و آن طلاها را به او داد.
این معنی روزی حلال است
الهی ما را به آنچه به ما دادی قانع گردان
و در آنچه به ما عطا فرموده ای برکت قرار ده

❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤
پسنددد یادت نرهههه روزانه چن تا پست داریم
❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

【امانت دارای و اخلاق مداری 】
استفاده (کپی برداری) از مطالب رسانه تنها با ذکر نام منبع(رسانه گلباران)و لینگ مطلب مجازاست
99
287
46
143
آرش محمدی , arashtanha1361
جمعه 14 اردیبهشت ، 23:15
liv3
ادامه
مریلا  , maryam.cnu.skype.com
سه شنبه 11 اردیبهشت ، 15:03
لایک بهنام
ادامه
مریم خانم   , maryam8462
پنجشنبه 17 اسفند ، 01:55
+++
ادامه
ماری تی تی گل , ghabos
چهارشنبه 16 اسفند ، 22:23
افرین به مرامش
ادامه
رها   , maryam8747448
پنجشنبه 26 بهمن ، 23:06
عالی بود
ادامه
حامد  , nava_najva55
چهارشنبه 25 بهمن ، 06:36
داستان اموزنده ای بود مرسی
ادامه
الهام فتحی , yeganeh2012
یکشنبه 15 بهمن ، 09:57
واقعا زیباست
ادامه
سیاوش  , deen2015
یکشنبه 15 بهمن ، 08:35
لایک
ادامه
مسلم مسلم , moslem221111
پنجشنبه 5 بهمن ، 11:29
دوستان گلم فریادم و بخونید
ادامه
دنیز رضوی , daniz6565
پنجشنبه 28 دی ، 15:21
جالب بود
ادامه
ندا نداا , terme2145
دوشنبه 25 دی ، 19:28
+++++
ادامه
مسلم مسلم , moslem221111
دوشنبه 25 دی ، 13:34
www.elesachat1.ir
ادامه
یوسف سروری , moadab51
شنبه 23 دی ، 14:19
بسیار عالی بود مرسی
ادامه
حامد  , hamed.iran
جمعه 22 دی ، 19:32
زیبا
ادامه
فرشته فرشته41 , fereshte41
جمعه 22 دی ، 18:27
عالی بود. تشکر
ادامه
امیر زینالی , amir64_z
پنجشنبه 21 دی ، 13:33
الهی آمین
ادامه
افشین كرمی , 2332439
چهارشنبه 20 دی ، 14:51
خیلی عالی
ادامه
مرتضی ارجمند پناه , mortza12
چهارشنبه 20 دی ، 10:23
اشک از چشام سرازیرشد مرسی عزیز
ادامه
بهنام کیانی , behnam_79
سه شنبه 19 دی ، 21:37
من هم پنج هزار تومن دارم کی میتونه برام یه گربه بگیره؟
ادامه
آخرین مطالب گلباران
کلید ضریح امام رضا علیه السلام کیا دلشون میخواست... هرکی از ضامن آهو کربلا می خواد یک " یا امام رضا (ع)"... طرح تفکیک شامپوی اعضای خانواده اون داروگر هزار تومنیه... مادر بزرگ مهربان هنوزم داره زحمت میکشه چقدرم زیباس... یکی از کارمندان شهرداری ارومیه می گفت: تازه ازدواج... اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا أبا عَبْدِ اللهِ ، وَعَلَى... تصویری بی نظیر از ضریح مطهر حضرت ابالفضل العباس(ع)... چشمه‌ای که دور قبرحضرت عباس(ع) طواف می‌کند چشمه آب... مشک را که پر آب کرد از خوشحالی حتی حواسش نبود دستانش... وقتی خداوند دست به قلم میشود بدون متن بدون متن کیا دوست دارند این کار رو انجام بدن؟... امام حسین علیه السلام فرمودند: به درستی که من مرگ... السلام علیک یا علی بن موسی الرضا بنویس:یا امام رضا... یک سرباز ایرانی در کنار برادر شهید شده اش کرمانشاه؛... مادر نابینا در شفاخانه کنار تخت پسرش نشسته بود میگیریست!... تلفنهای سکه ای قدیمی رو یادتونه؟... بدون متن یا الله . لایك و پست مجدد یادتون نره ---------------------------------------------------------------------------------------... بدون متن آب جارى زیر حرم قمر بنى هاشم پاتوق خنده بچه شیعه ها http://www.... سبحان الله .... بدون متن --------------------------------------------------------------------... ما برای آنكه ایران گوهری تابان شود خون دلها خورده... شهید بی سَری که حاج قاسم سلیمانی ماجرای شهادتش را... دوستان نظر شما چیه؟...