بیگانه ای در قلب من , bigane_i_dar_ghalbe_man

بیگانه ای در قلب من

بیگانه ای در قلب من , bigane_i_dar_ghalbe_man

بیگانه ای در قلب من

203نــــفــــــر
عضو شده اند
203نفر عضو شده اند
92/02/8 15:44

هرگز بی جواب نماند بدی ....

بیگانه ای در قلب من
هرگز بی جواب نماند بدی ...
هرگز بی جواب نماند بدی
باور کن نازنینم، هیچ بی راه ای در دنیا نیست، که به آبادی ای ختم شود.

و هرگز کسی به یاد ندارد آنکه را، که توانسته باشد با ویران کردن کاخ آرزوهای دیگری، کاخ آرزوهایش را، روی خرابه ها آن بنا کند



هیچ دروغی نخواهی شنید، مگر آنکه پیش تر آن را، خود گفته باشی

خیانتی هلناک نبینی، مگر آنکه خیانتی به قلب و باور کسی که قلب و باورش در گرو عشق و محبتت بوده کرده باشی


هرگز بدی بی جواب نماند و نمانــَـد در این دنیای هزار رنگ

هرگز قلبت زیر پا، پایمال نخواهد شد. مگر آنکه حس و قلب عزیزی را، پیش تر با خوخواهی پایمال کرده باشی


و هرگز فراموش مکن، آنکه زخم میخورد تنها یک درد دارد و آنکه زخم میزند 2 درد.

آنکه زخم میخورد دردش تنها از بی وفایی و نامهربانی یار است و بس؛ دردش از قلبیست که در عشقی شکست و رفت

اما آنکه میزند، درد اولش از وجدان خوابیده اش است و دومش ترس از عقوبت آنچه کرده که خود بهتر میداند دیر یا زود در محضر عدل الهی جواب پس خواهد داد 

آنان که فکر میکنند مکارند و با هزار نیرنگ و تزویر، دروغ می بافند و گـــُـمان میبرند قمار عشق را بـُرده اند و ظلم بسیار روا میدارند بر آنکه باورشان کرده، وآآآآآآآی بر آنان

وای بر آنان که خداوند خود جوابشان را میدهد؛  نازنینم به یاد بیار که خداوند در کتابش لعن خود را نثار ظالمین میکند: و لعنت خدا بر آنان که ظلم میکنند

آنان که خداوند در جوابشان میگوید: وای بر شما که در کار بنده ام که من در سر راهت قرار دادم تا قلبت را روشن سازد و چراغ خانه ات شود مکر و تزویر کردید و قدر نعمت عشقی که به شما ارزانی داشتم را ندانستید و لیاقت خود را نشان دادید

من بزرگترین مکارم و حال مکر مرا خواهید دید؛ شما عشق واقعی را دور انداختید و من با سراب عشق شما را در بیابان ریایی که خود ساخته ایدش آواره یتان میکنم  

شما عشق واقعی ای را که سر راهتان قرار دادم، به خاطر طمع و هوس خویش پیمال کردید،  پس در این بیابان با سراب عشق آواره شوید که این عذابتان است. و الله علی و العظیم

و هرگز کسی به یاد ندارد آنکه را، که توانسته باشد با ویران کردن کاخ آرزوهای دیگری، کاخ آرزوهایش را، روی خرابه ها آن بنا کند

 باور کن نازنیم، باور کـــــُــن. 

(نامه های بی جواب، دفتر آخر؛ سهیل ستاره ای از بیکران. پاییز 84 )
99