افسران جنگ نرم , afsaran

افسران جنگ نرم

افسران جنگ نرم , afsaran

افسران جنگ نرم

36,502نــــفــــــر
عضو شده اند
36,502نفر عضو شده اند
96/10/1 08:26

چه شانسی داشتیم روایتی از همراهی با رهبر انقلاب در...

افسران جنگ نرم
چه شانسی داشتیم
روایتی از همراهی با رهبر انقلاب در بازدید از مناطق زلزله‌زده کرمانشاه

توی یکی از چادرها مردی بود؛ اجازه گرفتم، کفشم را درآوردم و داخل شدم.
حدس زدم چون مرد داخل چادر هست آقا وارد آنجا می‌شوند.
دو زن جوان هم داخل چادر بودند و زنی سن‌دار. چادر را خودشان علم کرده بودند، با نِی و نایلون. حدسم درست بود: آقا جلوی چادر ایستاد.

به کیومرث گفتم: برو جلو تعارف کن. کیومرث دستپاچه بود، بچه را داد بغل یکی از زن‌های جوان و رفت جلوی ورودی چادر.
کیومرث دست دراز کرد و دست داد. آقا دستش را نگه داشت و داخل شدند؛ سلام و علیک کردند.

کیومرث گفت: نور آوردید. آقا با همه احوالپرسی کردند و بعد به نی‌ها اشاره کردند و چادر و پرسیدند: این‌ها را خودتان ساختید؟ زن‌ها جواب مثبت دادند.
آقا دعایشان کردند؛ یک قدم جلوتر رفتند و با نوک انگشت‌ها لپ بچه‌ای که بغل یکی از زن‌ها بود را گرفتند و بعد همان نوک انگشتانشان را بوسیدند.

خیلی زود هم از چادر خارج شدند. همراه آقا پسرشان هم داخل آمدند.
وقت بیرون رفتن شنیدم که یکی از زن‌ها به دیگری گفت: چه شانسی داشتیم، بزرگترین افتخار نصیبمان شد.
99
27
1
14
پرنیان سپهر , 4246
جمعه 1 دی ، 09:13
کاش جور دیگه ای به مردم خوب و قانع ما میرسیدن
ادامه