مركز نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) , ayatollah_bahjat

مركز نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره)

مركز نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) , ayatollah_bahjat

مركز نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره)

8,898نــــفــــــر
پسندیده اند
8,898نفر پسندیده اند
این رسانه به درخواست مركز نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) ایجاد شده است.
این مؤسسه تلاش دارد با انتشار مطالب و عرضه محصولات مورد تأیید این مرکز و بیت معظم‌له، تبدیل به مرجع مطمئنی برای علاقه‌مندان جهت آشنایی با معظم له و مطالب مرتبط با ایشان شود؛ چرا که کتاب‌ها و محصولات متنوعی که بدون تأیید این مرکز و بیت معظم‌له در بازار انتشار یافته‌اند،&zw...این مؤسسه تلاش دارد با انتشار مطالب و عرضه محصولات مورد تأیید این مرکز و بیت معظم‌له، تبدیل به مرجع مطمئنی برای علاقه‌مندان جهت آشنایی با معظم له و مطالب مرتبط با ایشان شود؛ چرا که کتاب‌ها و محصولات متنوعی که بدون تأیید این مرکز و بیت معظم‌له در بازار انتشار یافته‌اند،‌ سبب ترویج مطالب خلاف واقع و شایعاتی درباره‌ی زندگی، رفتار و بیانات حضرت آیت‌الله العظمی بهجت(ره) شده است.مشاهده کامل مشخصات
31 خرداد 1393

اعضاء

  • فاطمه  , fatimaziba
  • ونسا سرمد , vansaa
  • سید مهدی  , sat2karaj
  • ذارزل مازژ , payamzibayiran
  •   , saj270
  • میثم   , meisampoorgeravand
  • مرد تنهای شب   , aaaaaaaaaamoooooooo
  • قطره شاداب سیستانی , sedayamcon
  •   , mohamad_moshrefean
  • حسن  , hassan_ana_2000
  • اهـنوس     , vahid_joker
  • ی م , yaserxan
  • لاله های  بی نشان , sky1992
  • شاوران امیدنیا , tomis
  • سروناز از كلوبم , 1363arak
  • سورنا آریانفر , haghimehrdad
  • محمد بهشتی , pesarebeheshti
  • مهدی شیخی , mehdi_she
  • محمد  برزگر , mohammad_3553
  • امین پرتو , dadashamin
  • رویا نوروزی , kocholonaznazi
  • خــــانــــوم ایـــــرانـــی , shirmovvvzz
  • محمد  , lamboavtdr
  • حسین کریم آبادی , hossain_ho
  • مهدی       م , mehdi_iran
  • رهگذر  , mirzaei65
  • ﺑﺎﺭﺍﻥ ص , 7sky
  • به نام اهوازی , soroush0611
  • جواد محمدی , 201406057174583
  • میثم رجبی , besam
  • هانی م , pesar_baran1
  • ایــلیآ       , eiliya_graphic
  • محمدرضا شیخ الاسلامی , mohamadrezash
  • مهدی  گشتیل , mehdigashtil
  • سعید  حسنوند , 13655409
  • توحید  , tohid_trip2008
  • داود هستم , baroni_ir
  • مهدی جاویدی , yarab14
  • بسیجی عاشق ولایت , dadash11
  • حمید م , hamidahmad
  • رضا ع , akdaklar
  • سارا  , sharmandatam_khodajoon
  • رضا  , reza313h
  • علی  , goodboy_extreme
  • سحر  , saharrohebaran
  • رضا لامی زاده , lamizadeh
  • صدرا صدر , unification
  • فرشته    , zahraahmady
  • آرشام جعفری , didair
  • بالن آرزوها  , mj_emr
  • 8898 نفر

    morebox img

آلبوم تصاویر

  • دعای مشكل گشا ..
  • مظلومیت امیرالمؤمنین
  • شب قدر
  • اهمیت عمل كردن به قرآن
  • امیرالمؤمنین علیه السلام
  • وفات حضرت خدیجه(س)
  • انسان محتاط..-طرح عریض
  • انسان محتاط..

41 تصویر ...

morebox img
مركز نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) , ayatollah_bahjat
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

همه باید بدانند که از عملیات، آنچه که برایشان باقی می‌ماند، توجه به همان‌ها داشته باشند و به آنچه که فانی می‌شود، توجه نداشته باشند. اعمال صالحه، طاعات الهیه، آنچه که مقرِّب به سوی خداست، با آدم می‌ماند و آدم اینها را از اینجا، تا روز قیامت، تا مابعدالقیامة، هرجا که هست، با خودش می‌برد. اعمال صالحه انسان، اعمال باقیه انسان، فانی نمی‌شود. بدانند که طاعات، عبادات، مقرّبات، اینها یک چیزی نیست که به‌واسطه اینکه [مثلاً] این اتاق خراب شد، آنها هم از بین بروند؛ [یا اگر] این بدن از روح منفصل شد، آنها هم بروند. آنها باقی و ثابت هستند، بلکه یک صورت معنویه‌ای در آنجا از اینها، برای هر فردفرد، ظاهر خواهد شد. مبادا غفلت کنید!

آنهایی که شهید شدند، آنهایی که شهید داده‌اند، در راه خدا رفته‌اند و در راه خدا بوده‌اند، و خدا می‌داند چه تاجی به سر اینها ـ بالفعل ـ گذاشته شده، ولو بعضی‌ها نمی‌بینند مگر بعد از اینکه از این نشأت بروند. بعضی‌ها هم که اهل کمالند، شاید در همین‌جا ببینند که «فلان» بر سرش تاج است، «فلان» بر سرش تاج نیست!! مقصود، شهادتِ نزدیکان انسان، خودش یک کرامتی از خداست.

شهادت ـ اگر حسابش را بکنیم ـ موجب مسرّت است، نه موجب حزن. این حزنی که در انسان پیدا می‌شود، به‌خاطر این است که آن [شهید] رفت آن اتاق و ما ماندیم این اتاق؛ دیگر فکر این را نمی‌کنیم که او حالش از حال ما بهتر است؛ ما ناراحتی داریم، او راحت است. فکر این را نمی‌کنیم که الآن چه [چیزهایی] خدا برای او قرار داده، و ما معلوم نیست چه جوری برویم؟ آیا با ایمان می‌رویم یا نه؟ او با ایمان رفت و آن هم این‌جور، شهید رفت. باید بفهمیم که شهادت، از موجباتِ سعادت است؛ هر فردی را بالا می‌برد، پایین نمی‌آورد. و این خانه یک خانه‌ای است که جای ماندن نیست؛ باید در اینجا یک چیزهایی جمع کند برای جای دیگر که زندگی می‌کند. آن وقت آن چیزهایی که جمع می‌کند، آنجا بزرگیش معلوم می‌شود؛ آنجا معلوم می‌شود که این، کافی و وافی است، اینجا معلوم نیست.

خدا می‌داند یک صلواتی را که انسان بفرستد و برای میّتی هدیه کند چه معنویتی، چه صورتی، چه واقعیتی برای همین یک صلوات است. باید به کمی و زیادی متوجه نباشد، به کیفیت اینها متوجه باشد. اگر برای خدا کسی انفاق کرد، ولو یک پول باشد، و برای خدا انفاق نکرد، هزارها طلا و نقره باشد. اینها فانیات هستند و آنها باقیات هستند. [انسان] هر آن‌به‌آن ترقی و رشد می‌کند، محال است که یک کار خیری برای خدا بکند مغفولٌ‌عنه باشد؛ «لا یعزُبُ عنه مثقال ذرة» ملائکه خبردار نشوند، کسی ننویسد، ضبط نکند. باید ملتفت باشد! هر خیری و هر شری از هر کسی صادر شود، در آنجا آشکار است.

خدا می‌داند چقدرها «ناظر» هست و بر این وضعیات، مطلع می‌شوند! خدا می‌داند چه پاداشی برای اعمال ـ چه خیر و چه شر ـ ثابت است و برای آدم مقرر می‌شود! نباید خیال کند که مطلب، مالِ کمی و زیادی است؛ مال کیفیت است؛ برای خدا باشد، کم باشد؛ برای خدا نباشد زیاد باشد، و قهراً باید نگاه بکند که دفتر شرع چه می‌گوید و اینجا که هست، چه کاری باید بکند و چه کاری باید نکند. ما مهمان خدا هستیم، در سفره او هستیم. می‌بیند ما را، می‌داند ما چه کار می‌کنیم، می‌داند که ما خیال داریم چه بکنیم؛ بهتر از ما می‌داند خیالات ما را. ما یک چیزهایی را خیال می‌کنیم و خیال می‌کنیم این خیالات ما، واقعیت پیدا می‌کند و آن خیالات، واقعیت پیدا نمی‌کند، [و] خدا می‌داند برعکس است؛ آنهایی را که ما خیال می‌کنیم واقعیت پیدا می‌کند، واقعیت پیدا نمی‌کند و آنهایی را که خیال می‌کنیم واقعیت پیدا نمی‌کند، واقعیت پیدا می‌کند، تا این مقدار مطلع است! «خدا که مطلع است»، معلوم. ملائکه‌اش، رسُلش، همه‌جا، در راست، چپ، این طرف، آن طرف، همه‌جا هستند، نمی‌شود از خدا مخفی کرد؛ خوب پس [حالا] که نمی‌شود مخفی کرد، و خدا می‌بیند، می‌داند و قادر هم هست، یک چیزهایی را دوست دارد، یک چیزهایی را دوست ندارد ـ و برای خودِ ماست، والاّ برای او فرقی نمی‌کند ـ و اگر این جور است، آیا ما بیش از این حاجت داریم که همین‌قدر مطلع باشیم که «خدا بر ظاهرِ ما و بر باطن ما مطلع است»؟

شیطان ملعون، پیش حضرت یحیی علیه‌السلام مجسّم شد. گفت: پنج نصحیت به تو می‌کنم. گفت: خوب بگو. [شیطان] اول یک کلمه حکمت خیلی خوبی گفت؛ دوم هم بسیار خوب؛ سوم، آن هم بسیار خوب؛ چهارم، دید آن هم بسیار خوب است.
[حضرت یحیی علیه‌السلام] گفت: دیگر برو! در پنجم کار خودت را می‌کنی، برو! پنجم را دیگر نمی‌خواهم، لابُد در پنجم، کارِ خودت را می‌کنی والاّ ابلیس نیستی. ابلیس داعی به شر است؛ اینها همه مقدمه بود برای اینکه آخِرِ کار، کار خودش را انجام بدهد.

همچنین ملتفت باشید! حیاتِ فرنگی‌ها با جاسوس است؛ تا به حال بر سر ما، هر چیزی آورده‌اند، از جاسوس‌ها آورده‌اند. ملتفت باشید! اطراف خودتان را نگاه کنید، گاهی می‌شود به چند واسطه، به جاسوس می‌رسند. اینها یک فِطانَتی است، که خدا باید این زرنگی را بدهد که آدم گول دروغ‌گوها را نخورد؛ آن‌قدر به آدم راست می‌گویند، تا اینکه دروغشان را بفروشند. می‌گویند یک نفر ایتالیایی، تاجر بود و اولین کسی که امتیاز نفت ایران را گرفت، همین (فردِ شخصی) بود. چون تاجر و خیلی مهم بود، امتیاز نفت ایران را به مبلغ خیلی گزافی خرید و چون نصرانی بود، این را وقف کرد برای تبلیغات دینی [تا] به اختیار پاپ باشد و تبلیغات دین مسیح، با عوایدِ این نفت باشد. پیرمرد ـ به قول خودش ـ وقف کرده بود که در راه خدا تبلیغات شود! فوائد نفت، مدت‌ها در دستش بود، [زمانی که] اولِ امرِ نفت، که ظاهراً شاید [در زمان] سلطنت «مظفرالدین شاه» بوده است. دولت انگلیس فهمید که این [شخص] امتیاز را خریده و قباله‌اش پیش این است؛ آن وقت هم، صحبتِ محضر، ثبت و اسناد و این حرف‌ها نبود. قباله شخصی عادی بود که همه معاملات با او انجام می‌شد.

انگلیس، یک نفر از خودشان را فرستاد که «برو رفیقِ این پیرمردِ متدینِ به دین مسیح، باش و انجام بده آنچه را که این [شخص به‌وسیله آن] با تو انس بگیرد!» این هم مدت‌ها با این پیرمردی که متدین به دین مسیح بود، مشغول عبادت شد، با او شریک در عبادات و کلیسا شد؛ به‌طوری‌که [پیر مرد] دیگر خاطرش جمع شد که رفیقش که آدم خوب و متدینی [است]؛ شبانه روز مشغول عبادت است؛ شاید از این هم بیشتر عبادت می‌کرد. بالاخره، تا آخِرِ کار، فرصت را غنیمت شمرد و قباله را سرقت کرد؛ قباله نفت را از پیرمرد سرقت کرد و آورد تسلیم دولت انگلیس کرد. حالا آیا آن پیرمرد به این زودی ملتفت شد که این را به چه کسی داده است؟ بنده نمی‌دانم. همین‌قدر فهمید که رفیقش رفت و قباله هم نیست. مدتی بیچاره از غصه، زندگی را گذراند و مدتی طول نکشید که از غصه وفات کرد.

ملتفت باشید! ملتفتِ ما هستند؛ کما اینکه ملائکه، ملتفتِ خیالات ما هستند!! این ملعون‌ها ملتفت هستند که بعد از چند سال چه خواهیم کرد؛ راهش را پیدا می‌کنند، جاسوس می‌گذارند، تمام خیالات و افکار انسان را به‌توسط او می‌فهمند! باید ملتفت باشید! دیگر چاره‌ای نیست، الا اینکه خودتان را به خدا بسپارید و متوسل شوید؛ یک دست شما قرآن و دست دیگر عترت باشد. عترت، معارفش در مثل «نهج‌البلاغه» است؛ اعمالش در مثلِ «صحیفه سجادیه» است؛ اعمال تکلیفی‌اش در مثل همین رساله‌های عملیه است. از اینها شما را خارج نکنند، بلکه امتیاز ما ـ در مسلمین و غیرمسلمین ـ همین است که دو اصلی داریم که برای دنیا وآخرتمان نافع است. برای دنیای ما، هم اگر مریض شدیم، اگر بلایی بر سر ما آمد، به اینها که متوسل شدیم، برای ما فَرَج می‌رسد.

این امتیاز در خصوص شیعه است؛ در اهل‌سنت، این مطلب نیست، بلکه به علمای فقه اجازه نمی‌دهند که در عقلیات دخالت بکنند. در عقلیات باید «ابوالحسن اشعری» یا «معتزلی»، مرجع باشد. در شرعیات باید ـ مثلاً ـ ابوحنیفه، شافعی و اینها مرجع باشد؛، تعجب می‌کنند که شیعه چطور یک نفر را هم رئیس عقلیات و هم رئیس شرعیات، قائل است. ائمه ما هم در معارف و علوم عقلیه، مرجعند و هم در امور شرعیه و تکلیفیه، مرجعند. دیگر نمی‌دانند که این دو تا که سهل است، ائمه، غیر اینها را هم دارند: توسلات، تحصنات، تحفظات؛ از اینها راه مناجات با خدا را، از اینها راه عبودیت خدا را و اعمال را [می‌توانیم یاد بگیریم]؛ بلکه می‌توانیم به تبعیت اینها، اوقات ما در طاعت خدا، مستغرق بشود [و] هرچه بکنیم از طاعت خارج نشویم.

مقصود، شما ملتفت باشید: در این عصر، گرگ فراوان است، شما را می‌خرند، اما بعد هم می‌توانند یک غذای مسمومی به شما بدهند، کار شما را تمام کنند؛ بعد از اینکه کار را از دست شما گرفتند، بعد از اینکه استخدام کردند، و هر چند ماهیانه [مبالغی] که انسان خوابش را هم ندیده است، به او بدهند. ملتفت باشید! شما را گمراه نکنند، از جاده شما را بیرون نکنند که از دنیا و آخرت شما را محروم می‌کنند. اگر دیدند بنده صادقِ قانعِ آنها هستید، که هستید؛ اما به شرطی که در راه اینها کشته شوید.

همین دیروز مگر نبود که از بغداد، قشون گرفت برای لبنان، که برود به نفع نصاری و بر علیه مسلمین بجنگد؟ «عبدالکریم قاسم» برای همین کودتا کرد؛ گفت: ما می‌رویم با مسلمان‌ها می‌جنگیم که در لبنان حکومت را چرا به دست نصرانی نمی‌دهند؟ همین سبب شد کودتا کرد، دولت را به هم زد و یک دولت دیگری تشکیل داد. علی‌ای‌حال، تا این حد اینها از شما طلب دارند که شما فدایی اینها شوید. در همین جنگ اخیر نقل شد که انگلیس از خودش چند هزار کشته داد، بقیه [را] همه از مستعمرات و هند و از جاهای دیگر به جبهه آورد، اما روسِ بی‌عقل (شوروی) گفتند: «سی‌میلیون تلف داد». این، سی‌میلیون از خودش کشته داد و او چند هزار از خودش کشته داد، باز هم این احمق (شوروی) با آنها در تقسیم شریک شد. تثلیث قائل شدند، گفتند: منافع جنگ، یک ثُلثَش مال آمریکا، یک ثلثش مال انگلیس و یک ثُلثَش مال روس. این، سی‌میلیون کشته داده است، آمریکا اسلحه و پول داده، انگلیس هم با حیله‌بازی و رشوه، فقط چند هزار کشته داده است. شیطنتِ اینها با بی‌عقلی او، با هم می‌سازد! نتیجه این جور شد.
بالاخره، حاضر هستند برای هوای نفسِ آنها تلف بشویم. آیا حاضرید از قرآن و عترت دست بردارید؟ آنها حاضر نیستند از اینها دست برندارید.
«والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته»

کتاب به‌سوی محبوب، ص ۱۱۲- ۱۱۹
ادامه
99
مركز نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) , ayatollah_bahjat
دعا و عبادت، از بارزترین ویژگی‌های شخصیتی عالم عامل و عارف ربانی، حضرت آیت‌الله بهجت رحمه‌الله، بود. ایشان وقت را همچون طلا قیمت‌گذاری می‌کردند و برای لحظه‌هایشان برنامه داشتند. در تمام عمر شریفشان لحظه‌ای را هم از دست نمی‌دادند. در این میان بیشتر ساعت‌های شبانه‌روزشان به دعا و عبادت اختصاص داشت و نزدیک به دوازده ساعت طول می‌کشید. در میان برنامه‌های کاری خودشان نیز اذکار و اوراد گوناگون بر لبانشان جاری بود؛ حتی زمانی که در میان مطالعه از جا بر‌می‌خاستند تا از قفسه، کتابی را بردارند، زیر لب ذکر می‌گفتند. ایشان می‌فرمودند: «به‌تجربه برای من معلوم شده كه اگر از مسائل عبادی كم نشود، درسی كه نیاز به یک ساعت مطالعه دارد، با ده دقیقه تمام می‌شود».

مرکز تنظیم و نشر آثار آیت‌الله بهجت رحمه‌الله با در نظر گرفتن این مهم در زندگانی ایشان، تصمیم گرفت مجموعه‌ای از عبادات و دعاهایی را که ایشان ملتزم به انجام آنها بودند و به دیگران توصیه می‌کردند، جمع‌آوری کند و در اختیار علاقه‌مندان قرار دهد.

اینک «بهجت‌الدعا» صفحاتی است بهجت‌آفرین از نور ادعیه و عبادات برای روشن‌شدن ساعت‌های زندگی، که در شش فصل تنظیم شده است:
درآمدی بر دعا (از منظر روایات و آیت‌الله بهجت)؛
سوره‌هایی از قرآن؛
دعاها؛
زیارات؛
اذکار و دستوالعمل‌ها؛
نمازها.

علاقه‌مندان می‌توانند این کتاب را به‌صورت آنلاین، از طریق بخش فروشگاه سایت به نشانی Www.BahjatAva.ir تهیه کنند.
همچنین این کتاب در فروشگاه‌های پاتوق کتاب در سراسر کشور عرضه می‌شود.
برای تهیه کتاب برای ارگان‌ها، ادارات و سازمان‌ها، با این شماره تماس بگیرید: ٠٩١٢٧٩٧۴٧۵٠
ادامه
مركز نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) , ayatollah_bahjat
حضرت آیت الله بهجت می‌فرمودند:
حرم مطهر حضرت امام رضا علیه‌السلام نعمت بزرگ و گران‌قدری است که در اختیار ایرانی‌هاست، عظمتش را خدا می‌داند، به‌حدی که امام جواد علیه‌السلام می‌فرماید: «زِیارَةُ أَبی أَفْضَلُ مِنْ زِیارَةِ الْحُسَینِ علیه‌السلام لأِن الْحُسَینَ علیه‌السلام یزُورُهُ الْعامةُ وَ الْخاصةُ، وَ أَبی لایزُورُهُ إِلا الْخاصةُ؛ زیارت پدرم از زیارت امام حسین علیه‌السلام افضل است، زیرا امام حسین علیه‌السلام را عامه و خاصه زیارت می‌کنند، ولی پدرم را جز خاصه (شیعیان دوازده امامی) زیارت نمی‌کنند».۱ لذا کرامات از ضریح آن حضرت بیشتر از ضریح امام حسین علیه‌السلام ظاهر می‌شود.
بنابراین، ایرانی‌ها باید نعمت حرم حضرت امام رضا علیه‌السلام را که زیارت آن برایشان فراهم است، مغتنم بشمارند.
{در محضر بهجت، ج۱، ص۳۲۸}
ادامه
مركز نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) , ayatollah_bahjat
«حکایتی از توسل به امام رضا و شفا گرفتن از حضرت معصومه علیهماالسلام»

حضرت آیت الله بهجت روزی در بین فرمایشات خود حکایت زیبایی را پیرامون ارتباط ملکوتی امام هشتم آقا علی ابن موسی الرضا علیه السلام و خواهر گرامیشان حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها بیان فرمودند:
«پارسال شخصی در مشهد کنار من آمد و گفت: دیشب در حرم امام رضا علیه‌السلام پنج کرامت از حضرت مشاهده کردم. همچنین عجیب اینکه امسال شنیدم دو نفر که هر دو عرب و از مُعاودین مقیم مشهد که به بیماری سخت مبتلا بودند، جداگانه برای شفا و قضای حاجت خویش به امام رضا علیه‌السلام متوسل شده‌اند و هر دو گفته‌اند: همان شب توسل، در خواب حضرت معصومه علیهاالسلام را دیدیم که فرمود: «حضرت رضا علیه‌السلام فرمودند: حاجت شما برآورده شده است» و به یکی از آنها که کنارِ سرش به عمل جراحی احتیاج داشته، فرمود: «دیگر احتیاج به عمل نداری»، و به دیگری فرمود: «خیلی گریه کردی، زیاد گریه نکنید؛ زیرا حضرت از گریه شما زوار و دوستان، متأذّی و متأثّر می‌شود».

از اینجا استفاده می‌شود که حضرت رضا و حضرت معصومه علیهماالسلام با هم اتحاد و اتصال دارند، بلکه همه نور واحدند؛ لذا انسان به هرکدام که متوسل شود، از دیگری جواب می‌گیرد؛ البته مصحّحی در کار هست. همچنان که از حضرت رسول صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم حاجت خواسته‌اند و ایشان به حضرت امیر علیه‌السلام و آن حضرت به امام حسن تا امام زمان علیهم‌السلام حواله داده‌اند؛ زیرا مجری امور در این زمان، آن حضرت است.»
در محضر بهجت، ج۱، ص ۱۷۳
ادامه
مركز نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) , ayatollah_bahjat
حضرت آیت الله بهجت(ره) پیرامون زیارت حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام ، توصیه های ویژه ای داشتند و آداب خاصی را برای زیارت آنحضرت قائل بودند.
در ادامه به برخی از فرمایشات معظم‌له در این زمینه اشاره شده است.

1. «زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید. اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه‌السلام اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید: «أ أدخُلُ یا حجةَ الله؛ ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟» به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه‌السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام گریه است؛ اگر اشک آمد، امام حسین علیه‌السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.
اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما بوجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

×××

٢. زیارت امام رضا علیه‌السلام از زیارت امام حسین علیه‌السلام بالاتر است؛ چراکه بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه‌السلام می‌روند، ولی فقط شیعیان اثناعشری به زیارت حضرت امام ‌رضا علیه‌السلام می‌آیند.

×××
٣. بسیاری از حضرت رضا علیه‌السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند؛ در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس، کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.

×××

۴. ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی‌ماشاءالله به تحقق پیوسته!
یکی از معاودین عراقی غدّه‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود. از آقا امام رضا خواست او را شفا بدهد، شب حضرت معصومه علیها‌السلام را در خواب دید که به وی فرمود: « غده خوب می‌شود؛ احتیاج به عمل ندارد». ارتباط خواهر و برادر را ببینید! از برادر خواسته، خواهر جوابش را داده است.

×××

۵. همه زیارتنامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین‌الله مهم است.
قلب شما بخواند. با زبان قلب خود بخوانید.

×××

۶. پس از حادثه بمب‌گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه‌السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد: «در آن زمان شما کجا بودید؟». فرمودند: «کربلا بودم». این جمله دو معنی دارد: معنی اول اینکه حضرت رضا علیه السلام آن روز به کربلا رفته بودند. معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه‌السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آن جا آتش روشن کردند!

×××

٧. کسی وارد حرم حضرت رضا علیه‌السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می‌باشد. نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین سلام‌الله‌علیهم را یک‌یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار، خود مولایمان امام زمان سلام‌الله‌علیه و ارواحنا له الفدا می‌باشد.

×××

٨. در همین حرم حضرت رضا علیه‌السلام چه کراماتی مشاهده شده است! کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه‌السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهما‌السلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.
روز بعد، آن کس در بیداری به حرم مشرف گردید. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت می‌باشد! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارتنامه می‌خواندند. همین زیارتنامه معمولی را می‌خواندند. پس از خواندن زیارتنامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع گردید. حال، آیا حضرت رضا علیه‌السلام وفات کرده است؟!
ادامه