userinfo close

طبقه بندی سوال ها

سرویس های کلوب دات کام
تجارت و پول
مراجع و تحصیلات
علوم
جامعه ، قوانین
ورزش و تفریح
کامپیوتر و رایانه
الکترونیک و دیجیتال
سلامتی
خانه و خانواده
مذهبی
زیبائی و آرایش
حمل و نقل و ماشین
حیوانات خانگی
بارداری و والدین
علوم اجتماعی
جامعه و فرهنگ
سفر
اماکن سیاحتی زیارتی
هنر و سرگرمی

گروه متخصصان اخلاقی

» مدیر گروه
  • سخن اَشنا , sokhanashna
» اعضای گروه
  • پاسخگوی  اخلاق و تربیت , p_akhlaghi
  • پاسخگوی اعتقادی   , p_eteghadat
  •  پاسخگوی قرآنی , p_qurani
  • پاسخگوی  تاریخی , p_tarikhi
  • ذی طوی  , zitova313
  • پاسخگو دینی , pasokhgar
  • مهدی م , parvazeakhar

مشخصات سوال

سجاد  میرزایی , blackstars
21 شهریور 88 - 11:19
بهترین راه از بین بردن تکبر چیه؟
اطلاعات بیشتر : بهترین راه از بین بردن کبر و غرور و عجب چیه؟

تاریخ ایجاد سوال : 21 شهریور 88 (11:19)
تاریخ بسته شدن سوال : 27 شهریور 88
تعداد بازدید :1795
تعداد پاسخ ها : 3
طبقه بندی : مذهبی » اخلاقی

- این سوال بسته شده است.
  • لینک مستقیم آرشیو
  • ایجاد علامت
بهترین پاسخ
سید امیر طاهری , sat42481
88/6/22 (14:45)
سجاد جانبه نظر من هر كاربزرگی كه انجام دادی رو كوچیك بشماری و یا اینكه بگی این با كمك خدا بود وگرنه من كه اینكاره نبودم . مشكل اینجاست كه ماهمه چیزرو به خودمون ربط میدیم انگارنه انگار خدایی وجودداره
  • .0%

بهترین پاسخ از نظر تیم متخصصین طبقه
مجتبی احمدنژاد , entezar_58
88/6/23 (18:00)
ریشه تکبروخود خواهی ، جهل ونا آگاهی از توانا یی ها واستعداد های خویشتن خویش وعدم شناخت وآگاهی لازم از خداوند است؛ زیرا اگر به این نكته توجه شود كه انسان یك موجود ممكن و ضعیفی است كه از خودش چیزی ندارد " خلق الانسان ضعیفاً " (1) هر گز آلوده به" خود خواهی وتکبر " نمی شود .مثلااگر انسان از این حقیقت آگاهی داشته باشد که اساس وخمیر مایه ی آفرینش او از مادّه ای پست وکم ارزش بوده است، دچارغرور وخود پسندی وتکبر که ریشه ی بسیاری از صفت های زشت وگناهان است،نمی شود.
از طرف دیگر اگر برای انسان عظمت پروردگار عالم و این كه هر چه هست از اوست روشن شود دیگر جایی برای غرور و عجب باقی نمی‏ماند؛ چون می‏فهمد كه اگر علمی و دانشی دارد از اوست و ابزار درك و فهم آن علم را خدا داده است و اگر قدرتی دارد از اوست و اگر عبادت و نیایشی می‏كند آن هم به توفیق اوست و... و نیز اگر بداند كه خداوند با اندك، اشاره‏ای می‏تواند همه این سرمایه‏ها و قدرت‏ها را از انسان سلب كند ، همیشه خود را بدهكار خدامی‏بیند و عجب و غرور وتکبر را از وجود خویش دور می‏كند. البته رسیدن به این مرحله از معرفت، كار ساده‏ای نیست و مجاهده با نفس لازم دارد. دقت در آیات قرآن، روایات و تاریخ اسلام و سرنوشت متکبرانی چون شیطان، قارون، فرعون‏ها و... كمك خوبی برای شناخت راه درست و مبارزه با این صفت رذیله است. چون علت اصلی" تکبر" جهل" است درمان آن نیز جز "علم" نیست، پس در هر نعمتی بایستی به دهنده نعمت و منبع مطلق آن توجه داشت تا موجب "خود خواهی وتکبر" نگردد. بعضى از بزرگان مانند مرحوم «فیض كاشانى‏» در «المحجة البیضاء» چهار ریشه براى «تكبر» ذكر كرده است: عجب، كینه، حسد و ریا.
او معتقد است تكبر درونى ریشه‏اش «عجب‏» یعنی خود بزرگ‏بینى است، این خود بزرگ‏بینى سبب مى‏شود كه خود را برتر از آنها بداند و بر آنها فخرفروشى كند و ریشه‏هاى دیگرى دارد كه یكى از آنها «كینه‏» است كه نسبت‏ به شخص خاصى پیدا مى‏كند و همین امر سبب مى‏شود كه امتیازات واقعى یا پندارى خود را به رخ او بكشد، و دیگر «حسد» است كه سبب بروز این رذیله اخلاقى مى‏گردد و دیگرى «ریاكارى‏» است كه سبب مى‏شود شخص ریاكار امتیازات خود را به دیگران ارائه دهد. این ریشه‏هاى چهارگانه، ریشه‏هاى اصلى تكبر را تشكیل مى‏دهد.
البته می توان عوامل دیگری را نیز برای تکبر برشمرد مانند :
1 ـ عدم معرفت نسبت به خدا و جهان و خویشتن اگر معرفتی شایسته نسبت به این امور نباشد درخت تكبّر رشد نموده و هر چه بیشتر به ثمر مینشیند، اگر كسی در مرحله ذات خود را دید خدا را نمیبیند، اگر در مرحله صفات مثل علم، علم خود را دید، علم خدا را نمیبیند، اگر در مرحله افعال خود را دید، فعل خدا را نمیبیند و در نتیجه هركس بزرگی موهوم خود را دید از بزرگی خدا غافل است .
2 ـ عقده حقارت ـ شخص متكبر در خود كمبودی احساس كرده وجبران آن را در قیافه گرفتن و باد به غبغب انداختن میداند، این چیزی است كه مطالعه روانكاوان به آن رسیده است .
در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است «ما مِنْ رَجُل تَجَبَّرَ الّا بِذِلَّةٍ وَجَدها فی نَفسِه» [مردی نیست كه بزرگی و تكبر كند الا بخاطر ذلّت و خواری كه آن را درنفس و جان خود مییابد] (2) این ذلت همان عقده حقارت است،منشأ این عقده معمولاً از دوران تولد و رشد در خانة محقر فقیرانه یا مورد تحقیر پدر و مادر و معلم قرار گرفتن است .برخورداری از مال و ثروت دلیل بر نبود عقده حقارت نیست چه بسا افرادی که تمکن مالی دارند اما در درون خود احساس حقارت نیز دارند و بر عکس چه بسا افراد فقیری که با وجود فقر احساس حقارت ندارند.
3 - خودخواهی و حبّ ذات ـ عامل سومی‏كه میتواند منشأ برای تكبر باشد خودخواهی و حبّ ذاتی است كه از حالت تعادل خارج شده باشد، حبّ ذات بسیار خوب است، ولی در صورتی كه تعدیل شده و به خود بینی و خود پسندی و خودخواهی و خودمحوری و خودبرتربینی نرسیده باشد.
برخی از راههای درمان این رذیله عبارت است از:
1. تقویت خود شناسی وخداشناسی: از آن جا كه غرور وخودخواهی غالبا ناشی از نادانی خویشتن و قدر و جایگاه انسان در پیشگاه خدا است، نخستین گام درمان این بیماری اخلاقی شناخت خویشتتن و آشنایی با پروردگار است. چنانچه انسان پروردگار خود را بشناسد و بداند كه عظمت و جلال و عزت تنها از اوست و آدمی و تمامی عبادت او در مقابل او حقیر و ناچیز است. دیگربه برخی رفتارها و كارهای خود افتخار نمیكند و خود را حقیر میشمارد.(3)
2- تقویت ایمان به خدا ومعاد از راه عمل
3- آگاهی از پیامدهای تکبر وخود خواهی: چنانچه انسان اثرات بد تکبر یا هر رذیله اخلاقی دیگر آگاه باشد از آن رذیله دست خواهد كشید. برخی از آفتهای "تکبر" عبارت است از:خود فراموشی ، فراموش کردن گناهان وصفات رذیله خود ، خودستایی، بازماندن از مشورت با دیگران وبهره نبردن از خرد جمعی یا خودمحوری ویک دندگی ، متوقف شدن رشد و كمال معنوی ، باطل شدن عبادت، ندامت و پشیمانی و...
4- آگاهی از تأثیر اعمال در یك دیگر: از نظر شریعت اسلام اعمال ما به تنهایی ملاحظه نمیشود، بلكه همه با هم دیگر ملاحظه میشود. برای مثال، قبولی نماز مشروط به انواع شرایط است و هر یك ازاعمال عبادی ما هزاران آفت دارد. اگر هر كسی به این امر آشنا باشد هیچ موقع به عبادت خود نمینازد، چه بسا یك عبادت خوب از نظر ما، با یك غیبت یا خطای دیگری از بین برود.(4)
5- گوش سپردن به موعظههای افراد وارسته:تا انسان از خواب غفلت بیدار نشود غیر ممکن است از صفات رذیله وگناهان دور گردد چنان که در مناجات شعبانیه می خوانیم "الهی لم یکن لی حول فا نتقل به عن معصیتک الا فی وقت ایقظتنی لمحبتک"ای خدای من! توان وقدرتی که با تکیه برآن بتوانم از گناه ومعصیت دور گردم در اختیار ندارم مگر آن که تو مرا به محبت ولطف خود از خواب غفلت بیدار گردانی.
گوش دادن یا خواندن موعظهها و نهیبهای سالكان راه خدا، اثر شگرفی دربیداری و به هوش آمدن انسان از خواب غفلت دارد. از جمله این افراد حضرت امام خمینی; است كه در كتاب "چهل حد یث" چنان با انسان سخن میگوید كه ناخودآگاه اشك از چشمان جاری میشود. مقداری از كلمات گهربار ایشان چنین است: ".. ای عزیز، این قدر لاف خدا مزن! این قدر دعوی حب خدا مكن. ای عارف، ای صوفی، ای حكیم، ای مجاهد، ای مرتاض، ای فقیه، ای مؤمن، ای مقدس، ای بیچارهای گرفتار، ای بدبختهای دچار مكاید نفس و هوای آن، ای بیچارههای گرفتار آمال و امانی و حب نفس ـ همه بیچاره هستید! همه از خلوص و خداخواهی فرسنگها دورید. این قدر حسن ظنّ به خودتان نداشته باشید این قدر عشوه و تذلّل نكنید. از قلوب خود بپرسید ببینید خدا را میجوید یا خودخواه است؟ موحد است و یكتا طلب، یا مشرك است؟ پس این عجبها(وخود خواهی ها) یعنی چه؟ این قدر به عمل بالیدن چه معنی دارد؟ عملی كه فرضاً تمام اجزأ و شرایطش درست باشد و خالی از ریا و شرك و عجب و سایر مفاسد باشد، قیمتش رسیدن به شهوات بطن و فرج است، چه قابلیتی دارد كه این قدر تحویل ملایكه میدهید؟ این اعمال را باید مستور از چشمها داشت. این اعمال از قبایح و فجایع است! باید انسان از آنها خجالت بكشد و ستر آنها كند."(5)
6- مبارزه ی مستقیم با مظاهر خود خواهی وتکبر :به عنوان مثال ،اسلام با صفاتی از قبیل حسد،خود نمایی،جاه طلبی،کینه توزی،خود برتر بینی و000به شدت مبارزه می کند واز طرف دیگر ،صفاتی چون خیر خواهی ،فروتنی ،عفو،گذشت وامثال آن را که در نقطه ی مقابل صفات منشعب از خود خواهی قرار دارند،مورد تأکید قرار می دهد. (6)
اگر طا لب تحقیق بیشتری هستید، توصیه می کنیم كتاب‏های زیر را مطالعه کنید.
1- معراج‏السعاده:ملا احمد نراقی
2- علم اخلاق اسلامی ترجمه کتاب ارزشمند "جامع السعادات" مولی مهدی نراقی،مترجم سید جلال الدین مجتبوی
3- «قلب سلیم»: شهید دستغیب
4- اخلاق در قرآن :آیت الله مکارم شیرازی
اخلاق عملی :آیت الله مهدوی کنی
پی نوشت ها:
1- نساء،آیه 28
2- -بحار الانوارج 73 ص235
3- مکارم شیرازی ،اخلاق در قرآن ،ج1،ص169
4- سید جلال الدین مجتبوی،علم اخلاق اسلامی ،ترجمه کتاب ارزشمند جامع السعادات مولی مهدی نراقی
5- چهل حدیث،ص76
6- محمد علی سادات ،اخلاق اسلامی ،ص 101-102.
  • .66%

دیگر پاسخ ها

حمید  , rahhi
1.    88/6/21 (15:15)
سلام آقا سجاد؛ شما کجا اینجا کجا!!!؟

بگذریم بهترین راه برای از بین بردن تکبر 2 چیزه:

1- این که آدم خودش رو با بالادستها مقایسه کنه به کارهای خودت نگاه کنی و اونها رو با کارهای بزرگان مقایسه کنی

2- این که آدم همیشه حواسش به توفیق الهی باشه و این که اگر من کاری می کنم توفیقیه که خدا داده و گرنه من که...

یاعلی موفق باشی

  • .33%
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.